جمع بندی قرآن ؛ تنها مرجع حل اختلاف مسلمانان

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صدرا;1000731 نوشت:
وقتی خدای متعال می فرماید پیامبر(صلی الله علیه وآله) مبین بوده شما می فرمائید ما نمی دانیم شرح و بسط داده یا خیر؟

رسول مبین، کتاب مبین، بلاع مبین، ثعبان مبین، ضلال مبین، عدو مبین، قرآن مبین، عربی مبین، یعنی رسول آشکار، کتاب آشکار، بلاغ آشکار..... یعنی رسولی که همه بتوانند او را ببینند و آشکارا با مردم حرف بزند نه مانند لات و منات و عزی که احدی انها را ندیده بود و فقط از طریق نواب زمینیشان با مردم ارتباط پیدا می کردند!

صدرا;1000731 نوشت:

این نمونه ی یکی از احکام است: (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً).

قرآن کریم بعنوان نماز یومیه فقط از دو صلات اسم می برد، یکی صلات العشاء و دگری صلات الفجر. آیه ای که معرفی کردید دارد به همین دو صلات می پردازد و زمان اقامه انها را مشخص می کند که به اندازه غروب تا اول تاریکی شب بطول می انجامند. بطوری که از قران مشهود است، نمازهای یومیه که در دو طرف روز و در موقع فراعت از کار برگزار می شدند، در واقع جلساتی بودند که در آن مردم به فراگیری قران می پرداختند تا همگی، پیر و جوان، مرد و زن و با سواد و بی سواد بدانند پروردگارشان به آنها چه گفته و امر کرده است. نه مثل حالا که اکثراً از محتوای کتاب آسمانی خود اطلاع ندارند.

shahed1;1000748 نوشت:
قرآن کریم بعنوان نماز یومیه فقط از دو صلات اسم می برد، یکی صلات العشاء و دگری صلات الفجر. آیه ای که معرفی کردید دارد به همین دو صلات می پردازد و زمان اقامه انها را مشخص می کند که به اندازه غروب تا اول تاریکی شب بطول می انجامند. بطوری که از قران مشهود است، نمازهای یومیه که در دو طرف روز و در موقع فراعت از کار برگزار می شدند، در واقع جلساتی بودند که در آن مردم به فراگیری قران می پرداختند تا همگی، پیر و جوان، مرد و زن و با سواد و بی سواد بدانند پروردگارشان به آنها چه گفته و امر کرده است. نه مثل حالا که اکثراً از محتوای کتاب آسمانی خود اطلاع ندارند.


این برداشت شماست آیا برداشت شما بر من حجت است؟
من در صورتی که مخاطب این آیت باشم برایم سوال است که چرا در این فرمان تنها خطاب متوجه پیامبر (صلی الله علیه واآله) بوده و سخن از تکلیف مکلفین نیست. بنابراین احتمال اینکه آیه مخصوص پیامبر بوده باشد هست.

دیگر اینکه در صورت شمولیت خطاب قرآن و القای خصوصیت از آن، در این ایت سخن از دلوک و غسق لیل است مراد از این لغات چیست زیرا حقیقت این الفاظ بر من روشن نیست و گفتار لغوی نیز حجت نیست علاوه بر اینکه اهل لغت خود و مخاطبین قرآن نیز در آن اختلاف نموده اند.
دیگر اینکه آیتی که بیان فرمودید ترتیب آن قبل از آیه کنونی است از کجا معلوم که این آیت حاکم بر آن نبوده باشد و یا اینکه هر دو بیانگر دو امر مجزا بوده باشند؟ زیرا دلوک شمس بر اساس برداشت من با طرف النهار سازگار نیست.

دیگر اینکه از کجا معلوم که این امر امر مولوی و تکلیف وجوبی که ترک آن عقوبت داشته بوده باشد؛ زیرا ممکن است مراد از هیئت امر آن استحباب آن بوده باشد چنانکه در پایان آیه اثر انرا نیز ذکر نموده که : یذهبن السیئات.

دیگر آنکه حقیقت این نماز چیست؟ صلاه لغوی مراد است یا نه نماز به کیفیتی مخصوص است. اگر به کیفیتی مخصوص است چرا جزئیات آن به تمامه نیامده است؟ و خدا تکلیف مکلف را بعه روشنی بیان نداشته است؟ و این یعنی تکلیف به امر مبهم و مجمل از سوی مولای حکیم؟!
و اگر مراد معنای لغوی است دیگر اقامه ی آن چه معنایی خواهد داشت. و ...

ساختن و پرداختن و بیان احتمالات مختلف کار مشکلی نیست می توان همه ی دستورات قرآنی را به نحوی توجیه نمود و از مسیر حقیقی آن خارج نمود. همه ی مسلمانان با همه ی اختلافات مذهبیشان در طول تاریخ مصدرشان قرآن بوده. همین گروههای تکفیری نیز بر اساس قرآن مخالفین خود را تکفیر و قتل عام می کنند(مقدمات شما+ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون). و شما نیز با همین قرآن فهم دیگران از قرآن را تخطئه می نمائید.

بنابراین هدایت گری قرآن به مجموع آن و نه به تفسیر خود خواسته ی از آیات آن بوده و چنین مجموعی با تبیین رسول (صلی الله علیه وآله)‌ و جانشینان معصومش که به حقیقت قرآن رسیده اند هدایت به امر می نماید و تبعیت از غیر این مجموع چیزی جز گمراهی نخواهد بود.

صدرا;1000786 نوشت:

این برداشت شماست آیا برداشت شما بر من حجت است؟
من در صورتی که مخاطب این آیت باشم برایم سوال است که چرا در این فرمان تنها خطاب متوجه پیامبر (صلی الله علیه واآله) بوده و سخن از تکلیف مکلفین نیست. بنابراین احتمال اینکه آیه مخصوص پیامبر بوده باشد هست.

سلام

ای برادر! از من گفتن و از تو نشنیدن، اما بدان که صلات مکتب خانه دین است. اگر امروز خبری از دین الهی نیست و امتی که قرار بود وسط قرار گیرد و پیام پروردگارش را به عالمین برساند، خود درمانده و حیران گشته و سرش به یک سری الفاظ و حرکات منظم گرم شده، حتم بدان که اهریمن و عده خود را عملی ساخته و صراط المستقیم را بسته است. حالا دیگر قرنهاست که این مکتبخانه تعطیل شده و کسی مشق دین نمی کند و بجای اینکه سخن پروردگارش را از کتابش بخواند یا بشنود و دینش را از کتاب دین و هدایت بستاند گوش به دهان این و آن دوخته تا ببیتند دیگران درباره دین چه می گویند.
در پاسخ به سئوالی که مطرح کردی عرض می کنم در قرآن آیاتی وجود دارند که برای صلات، همه مومنین را مخاطب قرار داده اند اما اگر شما گمان می کنید صلاتی که در این آیه آمده مخاطبش شخص پیامبر است ، آیه 79 که درست بعد از آیه مورد بحث قرار گرفته جواب شما را می دهد:

وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا(17:79)
و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد! مکارم شیرازی

عرض کردم در عصر رسول الله، مردم در دو موقع فراغت از کار روزانه( بامدادان و شامگاهان) در مسجد گرد می آمدند و به آیاتی که از قرآن برایشان قرائت می شد گوش فرا می دادند. به همین دلیل است که خداوند بجای اینکه بگوید صلات الفجر در اینجا معادلش را قرار داده و فرموده قرآن الفجر.، علاوه بر این پیامبر ملزم بوده حدود نیمی از شب، حالا کمی بیشتر یا کمتر، را بر خیزد و قرآن بخواند.

صدرا;1000786 نوشت:

دیگر اینکه در صورت شمولیت خطاب قرآن و القای خصوصیت از آن، در این ایت سخن از دلوک و غسق لیل است مراد از این لغات چیست زیرا حقیقت این الفاظ بر من روشن نیست و گفتار لغوی نیز حجت نیست علاوه بر اینکه اهل لغت خود و مخاطبین قرآن نیز در آن اختلاف نموده اند.
دیگر اینکه آیتی که بیان فرمودید ترتیب آن قبل از آیه کنونی است از کجا معلوم که این آیت حاکم بر آن نبوده باشد و یا اینکه هر دو بیانگر دو امر مجزا بوده باشند؟ زیرا دلوک شمس بر اساس برداشت من با طرف النهار سازگار نیست.

زبان یک ودیعه الهی است که در اختیار انسانها قرار گرفته تا به وسیله آن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و اگرچه زبانها با هم فرق می کنند اما به یکدیگر راه دارند و شاهد آن همین ارتباطات و مراودات گسترده ایست که امروزه بین همه ملتها و همه زبانها شاهد آن هستیم. شناخت زبان عربی مخصوصاً برای ما که بسیاری از واژگانمان عربی است راحت تر است. هیچکس از ما نیست که واژه دلاک به گوشش نخورده باشد و نداند کارش چیست.
تا همین اواخر در حمامهای عمومی افرادی بودند که مزد می گرفتند تا بدن مردم را کیسه بکشند یا مشت مال بدهند. همین مالیدن معنای ریشه ای کلمه دلاک یا دلوک است. به همین ترتیب در آستانه غروب چنین بنظر می رسد که خورشید دارد خودش را به کرانه های افق می مالد و پایین می رود.



غسق ریشه کلمه غساق است که در قرآن به معنای چرک آبه آمده است، اگر بعد از غروب خورشید و از زبین رفتن سرخی شفق که در مغرب پدیدار می شود به افق نگاه کنی شاهد حالتی از سفیدی و کدورت و چرکی خواهی بود، این همان غسق الیل و پایان وقت عشاء است که تا این زمان مردم در مسجد مشغول قرآن آموزی هستند و بعد از آن به خانه می روند. یکی از دلایلی که خداوند فرموده صیام باید تا شب ادامه پیدا کند همین است.
علاوه بر این من سه آیه دیگر سراغ دارم که به صلات الفجر و صلات العشاء اشاره می کنند و اگر مجال پیدا کنم، انشاء الله آنها را معرفی خواهم کرد تا دیگر هیچ شکی باقی نماند و حجت تمام شود حالا شما آن را قابل احتجاج ندانستید میل با خودتان است.

صدرا;1000786 نوشت:

دیگر آنکه حقیقت این نماز چیست؟ صلاه لغوی مراد است یا نه نماز به کیفیتی مخصوص است. اگر به کیفیتی مخصوص است چرا جزئیات آن به تمامه نیامده است؟ و خدا تکلیف مکلف را بعه روشنی بیان نداشته است؟ و این یعنی تکلیف به امر مبهم و مجمل از سوی مولای حکیم؟!
و اگر مراد معنای لغوی است دیگر اقامه ی آن چه معنایی خواهد داشت. و ...

صلات مساوی است با ذکرالله و کتاب آسمانی. می دانید چرا اهل کتاب دوره رسول الله به مسجد صلات می گفتند، چون می رفتند تا کتاب آسمانی خود را مرور نمایند. امروز هم یهودیان در معابد خود کما بیش اسفار را مرور می کنند.
ملاحظه کردید خداوند بجای اینکه بگوید صلاة الفجر گفت قرآن الفجر؟ این یعنی تساوی قرآن با صلات. بنابراین تکلیف کاملاً روشن است مگر اینکه کسی بخواهد ایراد بنی اسرائیلی بگیرد.
آیا خداوند در کتابش برای قرآن خواندن یا به تلاوت قرآن گوش کردن، بجز وضو که برای پاکیزگی و رعایت نظافت است، آداب خاصی ذکر کرده ؟ خیر.
فقط می فرماید وقتی دارد قرآن تلاوت می شود سکوت را رعایت کنید و به آن گوش فرا دهید تا مورد رحمت الهی قرار گیرید.

صدرا;1000786 نوشت:

ساختن و پرداختن و بیان احتمالات مختلف کار مشکلی نیست می توان همه ی دستورات قرآنی را به نحوی توجیه نمود و از مسیر حقیقی آن خارج نمود. همه ی مسلمانان با همه ی اختلافات مذهبیشان در طول تاریخ مصدرشان قرآن بوده. همین گروههای تکفیری نیز بر اساس قرآن مخالفین خود را تکفیر و قتل عام می کنند

اشتباه می کنید!
گروههای تکفیری بر اساس آیة السیف این کار را می کنند، البته در قرآن آیه ای به اسم سیف( شمشیر) وجود ندارد بلکه این روایات هستند که چنین نامی را بر روی آیه 5 سوره توبه گذاشته اند و مفهوم آن را تلبیس نموده و بکلی عوض کرده اند تا دستمایه ای باشد برای کشتار مردم.
اگر آنها فقط به قرآن توجه می کردند و گوش بر روی روایات می بستند هرگز و هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد.

و اما اینکه در آیه مورد بحث می فرماید قرآن فجر قابل مشاهده است به چه معناست؟

تا آنجا که من مطالعه کرده ام ، مفسرین در این باره از خود نظری ندارند و بیشتر نظر احادیث و روایات را منعکس کرده اند. در روایات آمده است که نماز صبح محل تلاقی ملائکه شبکار در هنگام ترک (پست)و ملائکه صبحکار در موقع تحویل (پست)می باشد و هر دو دسته نمازگزار صبح را در حین اقامه نماز مشاهده می کنند و به خاطر همین قضیه است که قرآن می گوید: إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا . اما این درست نیست و حقیقت ندارد. این جمله کوتاه و بسیار ارزشمند گوهری نفیس است و دارد اصل مفهوم صلات را به ما نشان می دهد نمی دانم چرا کسی آن را در نمی یابد!
مهمترین ویژگی قرآن ( و سایر کتب آسمانی) که هدف اصلی نزول این کتاب بزرگ و شگرف نیز می باشد ، این است که آمده تا ما را از تاریکی های جهل و نا دانی خارج کند و به نور بصیرت الهی برساند و به طریقت مستقیم رهنمون شود.

الر ۚ كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد ( ابراهیم – 1)
ِ الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها (ی شرک و ظلم و جهل،) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی،) بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید.

و این ویژگی قرآن همان ویژگی فجر نیز می باشد چرا که با طلیعه فجر ، اشیاء کم کم از دل ظلمت بیرون می آیند و آهسته آهسته به نور می رسند و کاملاً قابل مشاهده می گردند. پروردگار به این دلیل می گوید قرآن فجر قابل مشاهده است که قرآن با فجر یک ویژگی مشترک و یکسان دارد و نمازگزار می تواند با نگاهی به بیرون ، این ویژگی مشترک را مشاهده کند.
خداوند سبحان لا اقل در دو موضع از کتابش به ویژگی مشترک نور فیزیکی و نور الهی اشاره کرده است که یکی در همین آیه است و دیگر در سوره نور؛ آنجا که نور قرآن ( در مساجد) بر روی نور مشکات می افتد و می شود نور علی نور
خیلی مجمل و خلاصه خدمتتان عرض می کنم خداوند در سوره نور می فرمایند : الله نور اسمانها و زمین است و نورش در مثل به نور مشکاتی می ماند که روشنی بخش مساجد است، نوری ( نور مشکات) بر روی نوری دیگر ( نور الله = قرآن) در مساجدی که در آن مردانی هر بامداد(فجر) و شامگاه(عشاء) مشغول نماز ( آموختن قرآن) هستند. درست همانگونه که نور مشکات روشنی بخش محفل قرآن است ، نور قرآن نیز روشنی بخش راه دین و طریقت انسانها به سوی رستگاری است.

shahed1;1000875 نوشت:
زبان یک ودیعه الهی است که در اختیار انسانها قرار گرفته تا به وسیله آن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و اگرچه زبانها با هم فرق می کنند اما به یکدیگر راه دارند و شاهد آن همین ارتباطات و مراودات گسترده ایست که امروزه بین همه ملتها و همه زبانها شاهد آن هستیم. شناخت زبان عربی مخصوصاً برای ما که بسیاری از واژگانمان عربی است راحت تر است. هیچکس از ما نیست که واژه دلاک به گوشش نخورده باشد و نداند کارش چیست.
تا همین اواخر در حمامهای عمومی افرادی بودند که مزد می گرفتند تا بدن مردم را کیسه بکشند یا مشت مال بدهند. همین مالیدن معنای ریشه ای کلمه دلاک یا دلوک است. به همین ترتیب در آستانه غروب چنین بنظر می رسد که خورشید دارد خودش را به کرانه های افق می مالد و پایین می رود.




غسق ریشه کلمه غساق است که در قرآن به معنای چرک آبه آمده است، اگر بعد از غروب خورشید و از زبین رفتن سرخی شفق که در مغرب پدیدار می شود به افق نگاه کنی شاهد حالتی از سفیدی و کدورت و چرکی خواهی بود، این همان غسق الیل و پایان وقت عشاء است که تا این زمان مردم در مسجد مشغول قرآن آموزی هستند و بعد از آن به خانه می روند. یکی از دلایلی که خداوند فرموده صیام باید تا شب ادامه پیدا کند همین است.
علاوه بر این من سه آیه دیگر سراغ دارم که به صلات الفجر و صلات العشاء اشاره می کنند و اگر مجال پیدا کنم، انشاء الله آنها را معرفی خواهم کرد تا دیگر هیچ شکی باقی نماند و حجت تمام شود حالا شما آن را قابل احتجاج ندانستید میل با خودتان است.

[=&amp]با سلام و عرض ادب

[/]
[=&amp]اگر قرار بر مبنای شما باشد شخص دیگری با رویکرد توجه به ظاهر آیات می گوید:[/] [=&amp]از انجا که تکلیف الهی می بایست روشن بیان گردد این آیات نص در وجوب تکلیف نیست؛ زیرا خطاب کلام تنها متوجه پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و تعمیمی در آن نیست؛ اگر خدای حکیم طالب تکلیف بر عموم مردم می بود خطاب را متوجه همه ی مکلفین می ساخت اما نساخته و در پایان آیه ای دیگر که همسان این آیت است فرموده: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِينَ؛ وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَم» که این کلام با استحباب این عمل و نه وجوب آن سازگار است.و چنین امری منافاتی با نماز در نیمه ی شب که فضیلتی بر فضیلت دیگر است ندارد.[/]

[=&amp]در صورت تعمیم خطاب (که چنین هم هست) سخن آن است که چگونه برداشت شما از دلوک صحیح یا متعین است؟بلکه سخن شما جز بیان احتمالی بیش نیست. زیرا اهل زبان عرب خود معنای واحدی از آن متوجه نشده اند (آن موقع سخن شخص فارس زبان تعیین کننده ی معنای لغت قرآن است؟!) و دو معنا از دلوک بیان نموده اند. یکی میل به غروب و دیگری زوال شمس که قول دوم قول بیشتر اهل لغت و صحابه بوده است.

[/][=&amp]اما در مورد غسق نیز اختلاف است: اول ظلمت و دیگری شدت ظلمت. [/] [=&amp]بنابراین در همین آیه در اول و انتهای غایت نماز اختلاف است, علاوه بر اینکه مشخص نیست که مراد از «الصلاة» چیست و اساسا چرا خدای متعال حقیقت و ماهیت این نماز را که بر مکلفین واجب ساخته در آیه ای مشخصا بیان نداشته است در حالی که سخن از اقامه آن شده است.[/]

[=&amp]این سخن بیانگر آن است که اهل لغت و به تبع آن مفسرین در تفسیر این آیه و آیات متعدد دیگر اختلاف نموده اند؛ چه رسد به مردم کوچه و بازار که اساسا فهمی نسبت به آن نداشته (که غیر عرب جای خود دارد)؛ در حالی که با بیان شما همگی می بایست قرآن را بفهمند و بدان عمل کنند و این در حالی است که در اوامر و نواهی خدای متعال در قرآن، در صورت نبود مرجعی که سخن او فصل الخطاب بوده باشد تفسیر واحدی ارائه نشده و نمی شود.[/]

[=&amp]بنابراین قرآن نیاز به مبین معصوم داشته که توصیف این مبینین نیز در قرآن کریم آمده است. هر چند که شما با انکار چنین امری در گفتار؛ در مقام عمل با گفتار خویش مخالفت نموده و در صدد تبیین قرآن با پیش فرض ذهنی خود هستید![/]

shahed1;1000912 نوشت:
اشتباه می کنید!
گروههای تکفیری بر اساس آیة السیف این کار را می کنند، البته در قرآن آیه ای به اسم سیف( شمشیر) وجود ندارد بلکه این روایات هستند

مطالب خود را در یک تاپیک ارسال کنید

بنده اشتباه نمی کنم شما در داشته های خود تردید کنید.

مبنای قتال به دو آیه از آیات قرآن است از سوی همفکران شما:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِين؛

وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون.

موضوع قفل شده است