جمع بندی قانون زندان

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

روی اعتراضم با شما نبود!با کسانی بود که بی دلیل حذف می کنند!
ببینید به نظر من دنیا زندان مومن است از این لحاظ که از بعد زمان و مکان و اختیارات و علم و... محدود شده من عوامل محدود کننده رو حصار این زندان فرض کردم
حال اگه امامان ما این حصار ما رو نداشته باشند، دیگر الگوی مناسبی برای ما در این زندان نخواهند بود!
سوال: پس با وجود این حصار ها و محدودیت ها چرا امامان معصوم ع در همه ی جهات درجه 1 بودند؟ اصلا چطور می شه باور کرد که پیامبر هم یه آدمی مثل ما بوده با اختیارات ما و اگه خودش برخی از حصار ها رو تونسته بشکنه، پس ما هم می تونیم بشکنیم!اما چطوری؟
سوال 2: افرادی مثل کوئیلو بیان می کنند که با قانون جاذبه و با نیروی تمرکز فکر(به قول شما بحث در این مورد زیاده ولی منظورم چیز دیگه ایه) می تونیم اون چیزی که می خواهیم بهش برسیم
ما انسان ها خیلی از آرزو هایمان رو برای دست پیدا کردن به بقیه ی آرزو ها فدا می کنیم اما امامان معصوم ع نسبت به خیلی از آرزوهاشون این طوری نبودند
قبلا هم گفتم وقتی خدا رهبر برامون قرار میده و می خواد الگوی ما باشه پس باید پیرو رهبری بتونه تا نزدیکی این مقام حداقل برسه
ممنونم:Gol:

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

fezeh;306214 نوشت:
حال اگه امامان ما این حصار ما رو نداشته باشند، دیگر الگوی مناسبی برای ما در این زندان نخواهند بود!

با تشکر
اگر منظورتان از حصار، این اموری است که بیان نمودید، ائمه هم این حصارها را داشته اند، و الا هیچ وقت نباید مریض می شدند، نباید کشته می شدند، نباید در جنگها آسیبی می دیدند و همیشه راه فرار و نجات را می یافتند. بلکه نکته مهم اینجاست که ائمه علیهم السلام اگر می خواستند می توانستند از این امکانات استفاده کنند، از علم غیبشان استفاده کنند، آن هم در مسائل حساسی که خداوند صلاحِ آن را به ایشان آموخته است که در کجا خرج کنند. لذا نمی توانند در مسائل شخصی استفاده کنند و منافع خودشان را در نظر بگیرند. اگر امیرالمومنین می دانست اون موقعی که در جای پیامبرمی خوابد، گزندی به او نمی رسد، این دیگر ارزشی نداشت، البته اگر می خواستند بدانند می توانستند اما نمی خواستند که بدانند.
fezeh;306214 نوشت:
اگه خودش برخی از حصار ها رو تونسته بشکنه، پس ما هم می تونیم بشکنیم!اما چطوری؟

بله ما همی می توانیم بشکنیم، خیلی ها این حصار را شکسته اند. این همه حکایت از علمای دین در عالم که خبر از غیب می دادند و کارهای معجزه آسا می کردند، از همین روست. آنها با اطاعت از خدا و ترک معصیت به این مقام رسیده اند، این قانون خلقت است ما هم می توانیم به این مقام برسیم.
fezeh;306214 نوشت:
قبلا هم گفتم وقتی خدا رهبر برامون قرار میده و می خواد الگوی ما باشه پس باید پیرو رهبری بتونه تا نزدیکی این مقام حداقل برسه

بله می رسه، خیلی ها تالی تِلوِ معصوم شدند و به حدّ عصمت رسیده اند. تا جایی که مکروهی در زندگی انجام نمی دادند.[/][/][/]

ممنونم
اما اگه میشه بیشتر توضیح بدید
آیا قانون کوئیلو جزو قوانین دنیاست؟
و آیا با این آیه که خدا همه چیز رو مسخر انسان کرده تطابق داره؟
من اراده ی امام رو از یکی از روحانیون پرسیدم لیست کتاب فلسفی بهم داد!!!بحثش طولانیه می دونم
اما بارها شده وتی داریم کسی رو قانع می کنیم می گند تو که پیامبر نیستی
یا وقتی گناه می کنند میگند ما که معصوم نیستیم!
پس این قانون برای همه هست

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

fezeh;306450 نوشت:
اما بارها شده وقتی داریم کسی رو قانع می کنیم می گند تو که پیامبر نیستی یا وقتی گناه می کنند میگند ما که معصوم نیستیم!

باسلامی مجدد
نباید همچین حرفهایی بزنند. هیچ توجیه ندارد. صرف این که به مقام عصمت نرسیده ایم، مجوز گناه و اشتباه نمی شود. بالاخره ماهم به بعضی از امور معصومیم و باید سعی کنیم خودمان را به آنها نزدیک کنیم. تنها رتبه ای که معصومین به آن رسیده اند و ما نمی رسیم، عصمت از سهو و اشتباه است که به خاطر جایگاه خطیری که دارند،موهبت الهی اقتضا دارد که آنها را از اشتباه و سهو هم مصون بدارد.
درباره کوئیلو، بیشتر توضیح بدهید، من نمی دانم شما چه منظور و برداشتی از این واژه دارید.![/][/][/]

منظورم کتاب جادوگر و قانون جاذبه ایست که در آن اشاره کرده!
تا چه حد قانون جاذبه درسته
یکی از کسانی که آثارش رو خونده بود خیلی به این قانون عقیده داشت و اون رو خیلی امتحان کرده بود

[=tahoma]

fezeh;306846 نوشت:
تا چه حد قانون جاذبه درسته یکی از کسانی که آثارش رو خونده بود خیلی به این قانون عقیده داشت و اون رو خیلی امتحان کرده بود

قانون جذب می گوید: هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست هایت خواهی داشت. (راز،ص22)
قانون جذب در رابطه با خود فرد دو صورت درست پیدا می کند: یکی در امور روحی و روانی، مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می شود و کسی که به ناراحتی ها بیندیشد، اندوهگین می شود. کسی که فکر کند می تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد و کسی که برعکس فکر کند، نتیجه برعکس خواهد گرفت. ادعای قانون جذب در اتفاقاتی که در اختیار فرد است، قابل قبول است و با کمی اصلاح از سوی منابع دین تأیید می شود. اصلاح این است که تفکر در مورد خود شادی یا اندوه یا آرامش و یا اضطراب بیشترین فایده را ندارد، بلکه سامان دهی افکار بر اساس عوامل این حالات، موجب پدید آمدن آنها می شود. مثلاً امام حسن می فرماید: آنچه را از دنیا خواسته ای و به آن نرسیده ای، چنان قرار بده که گویا هرگز به ذهنت خطور نکرده است. (بحارالانوار ) امام صادق علیه السلام فرمودند: رغبت به دنیا غم و اندوه به دنبال می آورد و دل بریدگی از آن آسودگی تن و روان را درپی دارد. (میزان الحکمه ح3767)و نیز امام علی علیه السلام فرمودند: یقین چه خوب اندوه را می راند. (بحارالانوار) زیرا سرچشمه بی پایان سرور و شادمانی خداوند است. و به فرموده امام کاظم: کسی که خود را به اندوه می زند، اهل اندوه می شود. (میزان الحکمه ح3781) پس اگر ما به هریک از پدیده های روانی شادی، غم، آرامش و... فکر کنیم در درون ما اتفاق می افتد اما پایدارتر و زیربنایی تر این است که عوامل آنها را مدیریت کنیم.

دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است، به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار موءثر است، صد البته که تنها عامل نیست.از این رو امام صادق علیه السلام فرمودند: هیچ بدنی با نیت و اراده قوی، ناتوان نمی شود. (میزان الحکمه ح20949)
خداوند فرمود: کسی که سه روز بیماری را تحمل کند و به کسی شکایت و شیون نکند، گوشتی بهتر از گوشتش و خونی بهتر از خونش جایگزین می شود. اگر سلامتی یابد در حالی سالم می شود که گناهی بر او نمانده و اگر بمیرد به سوی رحمت من می آید. (میزان الحمه ح 18786) در مقابل بی تابی کردن در بیماری ها یا سایر مشکلات در واقع رنج انسان را بیشتر می کند. (غررالحکم ح1562غ1198)
سوم، در تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان و تا حدودی فراتر از آن نیز می توانیم از قانون جذب استفاده کنیم، کسی که خود را محبوب و دوست داشتنی می داند، البته در صورتی که کبر و غرور نداشته باشد، دوست داشتنی خواهد شد، کسی که خود را زشت یا زیبا تصور می کند، همانگونه به نظر می رسد. مثال فراتر اینکه فردی که شاد است، ممکن است دیگران را شاداب کند و یا برعکس. لذا در دعای هنگام نگریستن در آینه اینطور می خوانیم: خداوندا همانطور که چهره مرا زیبا آفریدی اخلاق و منش ام را نیز زیبا بگردان. این دعا بهترین تلقین خودپذیری و اصلاح افکار برای درک زیبایی آفریده خداست.

[=tahoma][=&quot]چهارمین صورت کارآمدی قانون جذب تأثیر بر احساس و برخی از رفتارهای حیوانات است. تصور آرامش و احساس امنیت برای حیواناتی که نزدیک ما هستند، موجب می شود که در کنار ما احساس امنیت کنند. در اینجا فرقی میان تمساح و یک گنجشک نیست. همچنین اضطراب شما آنها را نیز نگران و آشفته می کند. از این رو در روایات بسیاری به ما توصیه شده است که با حیوانات آرام و مهربان باشیم، بی جهت آنها را آزار ندهیم و شکار نکنیم. (میزان الحکمه باب حقوق الحیوان با 23 حدیث)[/][=&quot][/][/]

[=tahoma]پنجم، از دیگر درستی های قانون جذب تأثیر بسیاری از افکار منفی است، براستی اگر کسی فکر کند که نمی تواند کسب و کار خوبی داشته باشد، با شکست اقتصادی روبرو خواهد شد، کسی که فکر کند، بیمار است، بیمار خواهد شد، کسی که گمان کند، دوستان و نزدیکانش او را رها خواهند کرد، طوری رفتار می کند، که به همین نتیجه می رسد. این امور در ادبیات دینی با عنوان وسوسه شناخته می شوند و نه فکر. وسوسه ها از سوی شیطان است و به صورت معمولاً ناامیدی و ترس (آل عمران/157)، دشمنی و جدایی (مائده/91)، بی تابی(اعراف/176)و ناکامی (قرقان/29) در دل های ضعیف افکنده می شود. توصیه روایات این است که در این موارد نگذارید رنگار وسوسه ها به فکرتان بنشیند (نهج البلاغه خ91[=&quot])و آن را بر ذهن و زبان جاری نسازید. (کنز العمال ح1709)
[/]
[/]

[=tahoma][=&quot]اما در تمام این موارد کارآیی قانون جذب محدود به مقدورات بشری است، مثلا نمی تواند تصور کند انسان بالدار باشد و سپس بالدار شود.[/][/]

[/]

عالی بود ممنونم
امیدوارم که برسیم به همان الگوهای مقرر
خدا شما رو یاری کنه که جهل من و امثالم رو نابود کنید
حضرت علی ع:دشمن انسان به اندازه ی چیزهایی است که نمی داند

کتابهایی که در باب رسیدن به آرزوها و موفقیت هست،از لحاظ تعداد سر به فلک میگذاره
در این بین که ما را به برنامه ریزی و هدف گذاری و... تشویق می کنن، آقای کوئیلو در کتابهاشون این رو بیان می کنن که اگر شما چیزی رو بخواهید و تمرکز کنید بر روی اون،حتما بهش می رسید! من از جواب شما این طور برداشت کردم که این همیشگی نیست! ولی احتمال رسیدن به اون هدف رو زیاد می کنه
ببینید امام باقر ع و امام صادق ع و امام رضا ع از نظر علمی در تمام جهات بی همتا بودند، علاوه بر این در سیاست، مسایل اجتماعی و... هم این گونه بودند و در حد عالی بودند.
چنان چه رسیدن به این حد کمال شدنی است چطور ممکن است؟ثابت شد اگه ایشان بخواهند برای ما الگو باشند،باید این کار برای ما هم شدنی باشد.
حال چطور میشه از سیره ی عملیشون الگو برداری کرد، درحالی که خیلی از جوانب زندگی شون مخفی بوده! ؟
من به شخصه از لحاظ زمان، نیروی بدنی و... کم میارم اگه بخوام حتی یه روز مثل اون ها باشم

[="Arial Black"]اما علاقه نداشتن به دنیا به این معناست که دلمان اسیر دنیا نباشد، یعنی اگر چیزی از این دنیا از ما گرفته شد، خیلی ناراحتی نکنیم که چرا از دست دادیم و بدانیم که آن را خدا داده بود و از آنِ خدا بود و الان هم باز پس گرفته و یا اگرچیزی به ما در دنیا عطا شد، خیلی خوشحال نشویم به طوری که خدا را فراموش کنیم بلکه بدانیم این هم نعمتی از طرف خدا بوده که به صورت امانت به ما ارزانی داشته است. ذکر این نکته هم ضروری است، حال که محبت به زن و فرزند و گریه در غمِ از دست دادن آنها نیکوست، اگر این گریه در حدِّی باشد که به بی تابی و شکایت و گله از خدا برسد، این هم ناپسند بوده و تعلق به دنیا حساب می شود.[/]

fezeh;309057 نوشت:
چنان چه رسیدن به این حد کمال شدنی است چطور ممکن است؟ثابت شد اگه ایشان بخواهند برای ما الگو باشند،باید این کار برای ما هم شدنی باشد. حال چطور میشه از سیره ی عملیشون الگو برداری کرد، درحالی که خیلی از جوانب زندگی شون مخفی بوده! ؟ من به شخصه از لحاظ زمان، نیروی بدنی و... کم میارم اگه بخوام حتی یه روز مثل اون ها باشم

باسلام و عرض ادب
درباره قانون کوئیلو همان قدر که ذکر کردم، فکر می کنم کافی باشد و بیش از این به آن پرداختن و این قانون را ملاک قرار دادن، شایسته نباشد، چون آقای کوئیلو حرفهای زیادی دارد که نه از جهت علمی قابل اثبات است و نه میشود آنها را ملاک قرار داد تا ما بخواهیم روی آن بحث کنیم، خیلی روی آن حساب باز نکنید، هر چند کتابها در این زمنیه نوشته شده و به خاطر جذاب بودنِ بحث، از آن زیاد سخن به میان آمده، اما هر کس که از منبع وحی و علم اهل بیت جدا باشد، از حقایق و واقعیات عالم چیز دهن پر کنی نمی تواند بگوید مگر با اتصال به آنها. مخصوصا در جنبه های معرفت نفس و انسان شناسی. مگر یک سری مسائل ساده که آنها تازه به آن رسیده اند ولی اهل بیت قبلا به آن اشاره کرده بودند، متأسفانه برای بسیاری از مسلمانانی که از سخنان گهربار اهل بیت به دور بوده و کم استفاده می کنند، غافل شده و به صحبتهای این روشنفکران استناد بجویند و گوش و چشمشان از این صحبتها پر شود و حال غافل از این که فراتر از آن را در قرآن و سنت می توان یافت.
آب در کوزه و ما تشنه لبان گِرد جهان می گردیم.
اما در مورد مسأله ای که سوال فرمودید: چطور می شود به کمالات رسید و از اهل بیت استفاده کرد با این که آنها انسانهای ویژه ای بوده اند و شرایط خاصی داشتند و همه شئون زندگی آنها به ما نرسیده به جز بخشی از زندگانی و احادیث آن بزرگواران؟
در جواب باید بگوییم یکی از ادله ی امکانِ رسیدن به مقامها و کمالهای آن بزرگواران(البته نه در حد آنها،بلکه به معنای نزدیک شدن به کمال و ترقی)، همین علماء و ابرار و اولیای الهی هستند. همین اصحاب این بزرگواران هستند اشخاصی مانند سلمان و ابوذر و مقداد و زراره و عمار و مالک اشتر و ... و بعد از آنها بزرگان و علماء و دانشمندان دین، که هر کدام برای خود قطبی بوده و صاحب کرامات و سجایای اخلاقی بوده اند.
این بزرگواران، طبق گفتار خودشان و برنامه ی عملیشان، با استناد و استفاده از اهل بیت، توسل به این خاندان، عمل به فرامین آنها، به این کمالات و مقامات رسیده اند، پس می توان نتیجه گرفت که اطاعت از اهل بیت و رسیدن به کمال، امری است شدنی. و لو اطلاعات کافی به تمام جزئیات زندگانی آنها نداریم. اما آنچه که مهم است، اُمَّهات سخنان آنها و بیاناتی که جزء اصول و فروعِ آدم شدن و کمال یافتن هست، به ما رسیده، که از آن جمله است قرآن کریم و تفاسیر اهل بیت بر این کتابِ خدا.
خدا و پیغمبرش آگاهترند که چقدر از دین تا آخر الزمان باقی می ماند و چقدر از آن تحریف شده یا از بین می رود و در آتش جنگها و کینه ها می سوزد اما در عین حال، پیغمبر خاتم فرمودند: من دو امانت گرانبها بعد از خود در میان شما می گذارم، که اگر به آن تمسک جویید هرگز گمراه نمی شود. کتاب خدا و اهل بیتم. قَالَ النَّبِيُّ ص‏ إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي وَ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ.(حدیث متواتر)
اما اگر فکر کنیم می توانیم مثل آنها باشیم، این امر نشدنی است و هرگز نخواهیم توانست مثل آنها باشیم حتی یک روزمان مثل آنها نخواهد بود، این امری است که خودشان هم فرموده اند و چنین توقعی هم از ما ندارند، اما می توانیم شبیه آنها بشویم. لذا امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:

آگاه باش امام شما از تمام دنيايش به دو جامه كهنه، و از خوراكش به دو قرص نان قناعت نموده.
معلومتان باد كه شما تن دادن به چنين روشى را قدرت نداريد، ولى مرا با ورع و كوشش در عبادت، و پاكدامنى و درستى يارى كنيد.
أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي‏ بِوَرَعٍ‏ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد.(نهج البلاغه ص 413)

موضوع قفل شده است