قاضی در تشخیص تحدی قرآن کیست؟

تب‌های اولیه

52 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

moaqfe;542097 نوشت:
چون ابزار سنجش در يك مقطع زماني وجود ندارد كه همه آگاهان به اين صنعت ( و يا مدعيان به آگاهي ) را بسنجيم ، عملا" اين برهان معطل ميماند و غيرقابل استناد

اولا از آنجا كه قرآن كريم اعلام تحدي نموده ، هر كس توان پاسخ به آن را دارد بايد اعلام كند و بر ساخته خويش را ارائه نمايد مساله را از سر ديگرش بايد ببينيد يعني اينطور نيست كه مدعيان آگاهي به اين صنعت سكوت كنند و در خانه بنشينند و ما اينجا بگوييم كه ابزار سنجش در يك مقطع زماني را نداريم بلكه آنكساني كه مدعي آگاهي هستند بايد برساخته خود را ارائه دهند و در اين مبارز طلبي علنا شركت كنند كه در اينصورت هم بر ساخته هاي آنان موجود است و قابل قضاوت .
ثانيا شما براي تحدي صرفا به قاضي يا به افرادي كه حاضر به پاسخگويي به اين تحدي هستند نيازمند نيستيد تا با اشكال فوق ، بساط تحدي را برچيده شده تلقي نماييد بلكه در ابتدايي ترين گام ، شما و يا هر كس ديگري كه مي خواهد اقدام به پاسخ به تحدي قرآن نمايد بايد ويژگي ها و مشخصات و مولفه هايي را كه قرآن كريم واجد آنست بر شمرد تا بدانيم اودر پاسخش به تحدي مي خواهد در چه ويژگي هايي مثل آوري كند . اين ابتدايي ترين گام است كه البته غير ممكن و محال بوده و بشر را در نخستين گام با شكست مواجه مي كند .
توضيح اينكه واقعيت اين است كه بشر در اولين قدم براي "مثل" آوري و پاسخ به تحدي ، بايد بداند قرآن كريم داراي چه وجوه و مشخصات و ويژگيهايي است ، تا بتواند براي مثل آوري ، اقدام نمايد ،اما نمي تواند در اين عرصه موفق باشد زيرا علم بشر داراي نقص نسبي است و بتدريج متكامل مي شود و در هر برهه اي كه قرار دارد نسبت به قبل پيشرفته تر و متكامل تر و نسبت به زمان بعد ، ناقص است و لذا برخي وجوه قرآن كه در زمانهاي آينده با پيشرفت دانش بشري مشخص و ملموس و قابل فهم خواهد شد ، در زمان قبل از آن ، از ديد فهم و علم بشر ، پنهان است با وجود اينكه قرآن كريم واجد آن وجوه اعجاز هست ، مانند اعجاز علمي قرآن كريم كه در عصر نزول قرآن ، كساني كه درصدد پاسخگويي به تحدي قرآن بر آمدند حتي از وجود چنين وجهي مطلع نبودند لذا هر متني هم كه در معارضه با قرآن مي آوردند ، فاقد وجه يا وجوهي از اعجاز بود . بنابراين بشر به دليل نقص نسبي دانشش - كه همواره ملازم اوست و خواهد بود - ، در اولين قدم براي شناخت ويژگيهاي قرآن كريم با شكست مواجه مي شود تا چه رسد ببيند آيا مي تواند مثل آنرا بياورد يا نه .

به عبارت ساده تر ، بشر حتي نمي تواند دقيقا بداند قرآن چه دارد ، پس چگونه مي تواند مثل آنچه را نمي داند ارائه كند ؟ حال بگذريم از اينكه اگر بداند هم نمي تواند مانند آنرا بياورد!به همين دليل است – و الله اعلم – كه قران مي فرمايد نمي توانيد و نخواهيد توانست : وَإِن كُنتُمْ فِي رَ‌يْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَ‌ةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٣فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا وَلَن تَفْعَلُوا... (بقره/23و24 ) و اگر از آنچه بر بنده‌ی (ویژه)‌مان به تدریج نازل کردیم در (ژرفای) شکی مستند بوده‌اید پس - اگر (از) راستان (در گفتار و کردار) بوده‌اید - سوره‌ای از (شخصی) همانندش [:این بندة ما] و از (کتابی) همانندش [:این کتاب] بیاورید؛ و گواهان خود را (هم) – از غیر خدا – فراخوانید. (۲۳) پس اگر (چنان) نکردید- و هرگز (هم) نتوانید (چنان) کرد-...
زيرا اين بيان ، ناظر به يك ويژگي ذاتي انسان است "نقص نسبي دانش بشر" و بشر هم كه هميشه بشر است حتي اگر پشت به پشت هم بدهند ، اين نقص نسبي مرتفع نخواهد شد ، به همين دليل فرموده است اگر جن و انس پشت به پشت هم بدهند يا هر كس را مي توانيد به ياري بگيريد اما نمي توانيد و نخواهيد توانست . اين تعبير " لن تفعلوا" به اين معنا نيست كه در يك قضاوت نا درست و يكطرفه هر چه شما بياوريد ما قبول نمي كنيم و مي گوييم مثل قرآن نيست بلكه به معناي ذاتي بودن نقص دانش بشري و يك خصيصه ذاتي بشري است كه هرگز رفع نمي شود . همچنين جاوداني بودن قرآن كريم درهر عصر و زماني ايجاب مي كند كه همواره وجوهي جديد از اعجاز قرآن كريم در اعصار مختلف كشف گردد و جان بشر را از معارف الهي سيراب و از الهي بودن قرآن ، مطمئن سازد و هدايت مردم را در اعصار مختلف بر عهده بگيرد. پس اين يك قضاوت بي دليل نيست بلكه قضاوتي بر مبناي ويژگي هاي لا ينفك بشري است .

moaqfe;542098 نوشت:
منظورم اينه كه صرف عزم يك يا چند نفر بصورت پراكنده ، اونم در گذشته ، دليل نميشه كه بگيم همين سابقه بس است و ديگر بحث تحدي بسته شده است

نه ما چنين ادعايي داريم نه پرونده تحدي قرآن مدت دار است . خير اين دعوت به تحدي تا روز قيامت باز است و هر كسي مي تواند به تحدي با قرآن برخيزد.
ما هم عرض نكرديم چون در گذشته كسي نتوانست امروز هم كسي اقدام به تحدي نكند و سخنش مسموع نخواهد بود . خير چندين بار عرض كريم كه غرض اين است كه حتي غير مسلمان مغرض و متعصب هم مي تواند در تحدي قضاوت كند ، زيرا شما از نوع واكنش و عملكرد او و سخناني كه بيان مي كند خواهيد توانست به مطالب بسياري در زمينه ي عقيده و نظر واقعي او پي ببريد .

moaqfe;542098 نوشت:
در هر مقطع تاريخي عقلا" ممكن است شخصي ادعا اين رو بكنه كه ميتونه برتر از قرآن رو ارائه كند و با مخالفان و موافقان روبرو بشه مثل بابيان كه به بي معني بودن متون آن اشاره داريم و آنها آنرا كتابي سراسر رمز و راز و پرمحتوا كه نميتوان مشابه آنرا آورد ميدانند و چون اين مبحث ، پايان تاريخي ندارد و به قدمت وجود انسان خواهد بود ، هيچوقت نميتوان آنرا برهان ثابت شده دانست و براي اثبات آن بايد تا آخرين نفر بشري كه خلق خواهد شد منتظر ماند تا ثابت گردد مشابه ندارد

شما بحث تحدي را از اين بعدش نگاه مي كنيد و پرونده اش را تا آخرين نفر بشر باز مي دانيد ، درست است اما عرض ما اين است كه تحدي ابعاد ديگري هم دارد كه شما را به اين نتيجه مي رساند كه اساسا بشر در پاسخ به تحدي در گام اول ، تا ابد متوقف خواهد ماند چه رسد به تعيين ويژگي و شروط براي قاضي تحدي – نكته ي مهمي است لطفا دقت مضاعف بفرماييد- ، بعدي كه اثبات مي كند مساله تحدي ختم شده است و آن بعد اين است كه قرآن كريم شامل ابعادي از اعجاز است كه در هر زمان نسبت به زمان هاي بعدي براي بشر ناشناخته است ، اصلا مردم عصر نزول قرآن –اعم از مسلمانان و كفار- نمي دانستند كه قرآن داراي بعد اعجاز علمي است تا بخواهند بر ساخته شان را در اين بعد هم تقويت كنند يا آنرا شامل اين بعد هم بنمايند . بعد روابط شگفت آور عددي در قرآن كريم هم همينگونه بوده است و مردم عصر نزول و حتي اعصار پس از آن ، از وجود چنين بعدي مطلع نبودند . حال مساله اين است كه فردي كه مي خواهد مثل آوري قران را پاسخ دهد در گام اول بايد بداند قرآن چه چيزي دارد تا مثل آنرا بياورد اما او حتي نمي داند قرآن دقيقا واجد چه ابعادي از اعجاز است حالا چگونه مي تواند مثل آن چيزي را كه نمي داند بياورد ؟ قراردر تحدي اين است كه يك سوره يا ده سوره يا يك كتاب ، مثل قرآن آورده شود نه مثل تصور و تلقي ما از قرآن ، خير دقيقا مثل قرآن ، يعني تمام ابعاد و وجوهي كه قرآن دارد را داشته باشد ؛حالا سوال اين است كه آيا بشري كه دانشش داراي نقص نسبي است مي تواند مطلبي علمي كه قرار است مثلا 500 سال آينده كشف شود را امروز بداند تا آنرا در قرآن تشخيص دهد و بتواند مثل آنرا بياورد ؟
اميدوارم به نكاتي كه در باب نقص دانش بشري و تكامل تدريجي علوم عرض دقت مضاعف شده و در بيان پاسخ ، اين نكات را مد نظر قرار دهيد .

هدی;549300 نوشت:
با سلام و عرض تبريك عيد سعيد فطر
عذر خواهي مي كنم بابت تاخير حضور در بحث

اگر در قرآن آمده بود كه وليد غير بشري بودن قرآن را تاييد كرده بله اين استدلال شما درست بود اما شما به نوع استدلال من توجه نفرموديد و ظاهرا به اصل سوالي كه منجر به اين بحث شده بي عنايتيد . سوال مطروحه اين بوده است كه قاضي ، مسلمان باشد يا غير مسلمان ؟ و اشكالي كه مطرح شده اين بوده كه اگر قاضي غير مسلمان باشد قضاوتش مسموع مسلمانان نيست و لذا كلا بحث تحدي منتفي است.
بنده عرض كردم كه قرآن كريم ويژگي هاي قاضي را در تحدي مشخص نفرموده اما گزارش قضاوتي را از قرآن بيان كردم كه قاضي غير مسلمان بوده و قران را نيز به عنوان كتابي الهي تاييد نكرده اما نوع قضاوت او و نيز موقعيت او و عكس العملي كه در مقابل تحدي داشته قابل اعتنا است .ما عرض نكرديم از اين گزارش قانون گيري كنيم براي قاضي در تحدي ، عرض كرديم با توجه به اينكه اين فرد ، غير مسلمان ، يك اديب حرفه اي و ضمنا دشمن سرسخت پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – و اسلام بوده است ، عكس العملهاي او قابل تامل و تعمق است .

اعتنا به عكس العملهاي او چه گرهي از موضوع باز ميكند؟
اين داستان دو مدعي دارد و حكم ندارد و نفر سومي هم وجود ندارد كه بتوانيم از او ممد بجوئيم و بعنوان حكم معرفي كنيم
عملا" انتخاب حكم منتفي ميشود و قابليت استناد مردود

هدی;549304 نوشت:
نكته دقيقا همينجاست كه متاسفانه با وجود تاكيدات پي در پي بنده ابدا مورد توجه شما قرار نگرفت .
عرض كرديم كه وليد نفر اول در عرصه ي ادب عرب آن زمان بود – به گواهي تاريخ- حالا سوال اصلي و نكته ي مهم اينجاست كه چرا او كه از علم و تخصص بالايي در اين زمينه بهره مند بود نبايد به قول شما از ابزار و صنايع ادبي در مواجهه با قران استفاده كند تا غير بشري بودن آنرا به اثبات برساند اما افراد بي مايه در ادب ، اقدام به چنين كاري كردند . در اينجا درباره علت كار وليد چند گزينه به ذهن مي رسد :
- آيا وليد در قرآن – با توجه به تخصصش – نكات و ويژگي هايي ديد كه فهميد اين كلام ، غير بشري است ؟
- آيا به اندازه مسليمه كذاب يا افراد ديگري كه متوني سخيف ارائه مي دهند ، از ادب بهره نداشت ؟
- يا اينكه با توجه به تخصص بالايي كه داشت متوجه ويژگي هايي شد – البته فقط در بخش اعجاز فصاحت و بلاغت وگرنه قران كريم در ابعاد ديگر هم اعجاز دارد – كه قابل مثل آوري نبود ؟ و در خود توان ارائه سه آيه ي كوتاه كه مانند قرآن باشد را نمي ديد؟(1 )
كدام يك از سه گزينه باعث شد كه وليد در مقام اثبات بشري بودن قران كريم، اقدام به مثل آوري در مقابل قران نكند؟ آنچه بيشتر به ذهن متبادر مي شود اين است كه برداشت يك فرد كاملا متخصص و حرفه اي در زمينه ي تخصصي اش با برداشت ديگر افراد غير متخصص ، متفاوت است ، عكس العمل افراد متخصص در زمينه هاي حساس بايد مورد دقت و توجه قرار گيرد نه اينكه حمل بر جهل آنان شود آنگونه كه شما مي فرماييد .- لطفا به علت اصلي تاكيد ما بر وليد توجه بفرماييد كه او را يك فرد كاملا متخصص و توامندي حرفه اي در زمينه ي صناعات ادبي و يك دشمن متعصب پر انگيزه مي دانيم وگرنه منظور ما اين نيست كه وليد نتوانست پس ديگران هم نمي توانند .لطفا به زاويه ي مورد تاكيد بحث دقت لازم را مبذول بفرماييد -

(1)- [=&amp]براي تقريب به ذهن مثالي ارائه مي شود البته شان قرآن كريم بسيار والاتر از آن است كه با نفيس ترين و باارزش ترين اشياء مقايسه شود اما صرفا براي تقريب به ذهن يك مثال ساده مي آوريم[/][=&amp] :[/][=&amp]
[/][=&amp]يكوقت است يك فرش ابريشمي دستباف ايراني توسط اساتيدي ماهر نقشه اش كشيده شد و توسط قاليبافاني چيره دست گره خورده و در زيبايي و ظرافت و طرح و رنگ بي بديل است ، يكوقت هم چيني ها مي آيند و فرش توليد مي كنند آنهم ماشيني ، حالا از ديد يك استاد حرفه اي قاليباف و كارشناس در اين فن هرگز اين دو فرش با هم يكسان نيستند هر چند بنظر يك فردي غير حرفه اي و غير كارشناس كه حتي فرق ميان رنگها را هم در فرش بافي تشخيص نمي دهد ، اين دو فرش ابريشمي ايراني و فرش چيني ،يكي و [/][=&amp]مثل[/][=&amp] هم هستند[/][=&amp].[/][=&amp] فهم "مثليت" براي هر فردي ، بستگي به ميزان اطلاعات و تبحر و تخصص او دارد ، مثلا يك فرد غير حرفه اي نمي تواند ظرافت هاي بكار رفته را نه در رنگ ، نه در طرح نه در نوع نخ ، نه در بافندگي ، نه در پرداخت فرش تشخيص دهد ، او از قالي فقط يك شيء گستردني چهارگوش كه نقشهايي برآن وجود دارد را مي شناسد لذا در مقام فرش بافي هم كه بر آيد ممكن است بجاي فرش گليم يا نمد تحويل دهد و توجيهش اين است كه اين هم "مثل " آن است و فهمش از "مثليت" فرش ابريشمي و آنچه خود ارائه كرده است ،يك گستردني چهار گوش با نقش هايي بر آن است ، اما زماني كه يك استاد قالي باف يك فرش ابريشمي ايراني ارائه مي كند از نظر او "مثل[/][=&amp]" [/][=&amp]اين فرش ، داراي ظرافتها ، مولفه ها و مشخصه هاي حرفه اي بسيار بسيار زيادي است كه موجب تمايز اين اثر از ديگر آثار مي شود . لذا "مثليت" از ديدگاه افراد با درجات تخصصي مختلف ، متفاوت است[/].
[=&amp]اين است كه بر وليد و قضاوت گزارش شده ي او- هر چند بر بشري بودن قرآن عزيز تاكيد نمود- بايد با دقت بيشتري نگريست زيرا او در زمان خودش استاد تمام عيار صناعات ادبي بوده و انتظار مي رود چنين شخصي با اين درجه از تخصص، يك سوره ي سه آيه اي يك سطر و نيمي بياورد و قضيه را ختم كند اما او از ارائه چنين راهكاري خودداري نموده چرا ؟ اين علامت سوالي است كه نمي توان به آن بي اعتنا بود و دنيايي از پاسخ را درخود دارد ولي افرادي كه در صناعات ادبي بسيار بي مايه بودند اقدام به آوردن سوره هاي ساختگي كردند و جالب اينكه وليد حتي در مقام معارضه و دشمني با قرآن ، آنها را تاييد نكرده كه بله اين برساخته ها مثل قرانند .چرا ؟[/]

ممكنه منابعي كه وليد رو بعنوان يگانه اديب تواناي عرب معرفي كرده اند اعلام كنيد
و آيا اعتقاد داريد كه يك بيگانه ، گاهي ميتواند نسبت به كسي كه زبان مادريش عربي است توانايي و تسلط بيشتري به عربي دارد؟

سلام
سخنان کارشناس محترم جالب شد.
اول بگم تک تک پست ها رو خوندم
و دوم بگم اکثر تاپیک های تحدی رو همیشه سعی کردم مطالعه کنم یا بعضا شرکت داشته باشم.
اما در پاسخ به کارشناس عزیز
1 - این که ولید گفته قرآن از جانب خداست دلیل نمیشه ما بگیم چون اون خیلی وارد بوده و من به اندازه اون وارد نیستم پس باید قبول کنیم قرآن از جانب خداست.دقیقا مثل این میمونه که من بگم چون مثلا علامه حلی و ملاصدرا و شهید مطهری و رهبری و .... خدا رو قبول دارند پس منم باید خدا رو قبول داشته باشم چون من که از اونا واردتر نیستم!، این مدل گزاره ها کلا غلطه.
2 - این که ولید 1400 سال پیش حرفی نزد ، دلیل نمیشه بعد 1400 سال کسی دیگه هم حرفی نزنه ، علم در حال پیشرفته و الان کسانی هستند که 100 برابر ولید استاد هستند و قرآن رو هم قبول ندارند .اون وقت کار ولید درسته و بقیه اون اساتید چرت و پرت میگند؟
3 - تحدی قرآن عجیبه ، واقعا هر کتابی توی دنیا میتونه ادعای تحدی کنه چون همه مثلیتش رو هم که رعایت کنیم بازم آخرش نمیشه .الان شما مثلا به من بگو کی میتونه به فصاحت ، بلاغت ، زیبایی ، دلنشینی ، پندآموزی مثنوی معنوی بیاره؟مثلا زرتشتیان میگن گاتها وحی بوده خوب حالا شما برو به تحدی باهاش بشین.میتونی مثلشو بیاری؟احتمالا میگی میتونم.اونا میگن نه مثل گاتها نیست ، حالا به نظرتون یه قاضی این وسط نیاز نیست؟
4 - برادر هدی شما ، تمام علمای اسلام ، تمام مراجع تقلید و ... اون رابطه عددی رو فقط یه رابطه عجیب میدونند و بارها ازشون سوال شده و همگی اون رو اعجاز نمیدونند به دلایلی که خود حضرت عالی واقفید و خودتون هم توی تاپیک اعجاز عددی اذعان کردید.پس لطفا روی اون مانور ندید
5 - فرض کن من تحدی میکنم به قرآن مثلا به سوره توحید ، شما میگی اصلا و ابدا مثل قرآن نیست من میگم مثلشه حتی برتر از قرآنه ، تکلیف چیه؟برادر گلم قاعدتا باید یکی این وسط قضاوت کنه من راست میگم یا شما و مشخصه که قاضی هم توی تحدی.....چی بگم والا.
پس لطفا این قدر راحت نگید نیازی به قاضی نیست.
6-در مورد تعصب مسلمونا که گفتین از روی تعصب نمیگن این بهتر از قرآن نیست همین یک متن رو بگم : من یه جمله یا شعر یا هرچی میارم میگم این تحدی به فلان سوره ، شما میگی از فلان و فلان و فلان لحاظ کمتر از قرآنه من میرم تصحیحش میکنم میارم دوباره ایراد میگیری تا مثلا من 1000 بار میرم تصحیحش میکنم.جالبه که این داستان ته نداره.من بهش میگم "دور باطل تحدی در بین مسلمونا" چرا؟چون تعصب مسلمونا اجازه نمیده حداقل به قول خودتون اذعان کنند جمله یا شعر شما مثل قرآنه تا وقتی که مثلا جنبه های دیگر اعجازش در آینده کشف بشه.
7-مثال فرشو زدین که دست بافت رو یه آدم وارد از ماشینی بهتر میدونه و تشخیص میده اما یه آدم ناوارد هردو رو یکی میبینه و بسطش دادین به اینکه هرکسی ممکنه یه جمله بیاره و بگه اینم مثلیت ، ولی اهل فنش میگن مثل قرآن نیست مثل ولید و .... مثال به کل غلطه.چرا؟چون به ادعا ، قرآن برای یه آدم که حداقل سواد رو داره هست تا یه فوق پرفسورای مثلا شعر و ادب عربی.ولی توی مثال شما یعنی اعجاز قرآن رو و تحدیش رو اون زبون شناسا فقط میفهمند.خوب راست هم میگین ، برای همینه من چند ساله قرآن میخونم ، نماز میخونم ، هر 3شنبه دارم جلسه قرآن میرم اما هیچ وقت قلبا بهم ثابت نشده این سخنه یه کسیه که از همه ماها برتره ، چون فقط اون اهل فنش مثل ولید میفهمند که این سخن زمینی نیست و بقیه مردم عادی نمیفهمند پس باید از ولید تبعیت کنند.واقعا تا به امروز قلبا بهم ثابت نشده سخن کسیه که هیچ کس توانایی یه سوره اوردنش رو هم نداره ، این سخن نایابه ، این سخن یه معجزه برتر از همه معجزاست ، معجزه ای برای یه عمر زندگی ماست ، خلاصه باید این سخن رو با خونم حفظ کنم.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
هدف از حضور غافلگیرانه ی این جانب در این تاپیک، روشن کردن حقیقتی جالب توجه است:

کاربر فعال و با انگیزه ی سایت، جنابmuiacir عزیز( که ارادت شدیدی از جانب من دارند)این شبهه را در این تاپیک، مطرح فرمودند:

muiacir;554091 نوشت:
در مورد تعصب مسلمونا که گفتین از روی تعصب نمیگن این بهتر از قرآن نیست همین یک متن رو بگم : من یه جمله یا شعر یا هرچی میارم میگم این تحدی به فلان سوره ، شما میگی از فلان و فلان و فلان لحاظ کمتر از قرآنه من میرم تصحیحش میکنم میارم دوباره ایراد میگیری تا مثلا من 1000 بار میرم تصحیحش میکنم.جالبه که این داستان ته نداره

و غیره.....

چندی پیش جناب muiacir عزیز همین سوال ها را در تاپیکی دیگر طرح فرموده بودند و همین کارشناس محترم هم زحمت پاسخگویی به آنها را متحمل شده بودند:
آدرس تاپیک:
http://www.askdin.com/thread40002-8.html
صفحات هفت و هشت.

حالا برای سهولت کار، پرسش و پاسخ گفته شده را خدمت شما آوردم:

سوال جناب muiacir:
[=&amp]فرض بفرمایید طبق معیارهای مثلیت ، شما از شعر مولانا ایراد میگیرید و میفرمایید مثل هیچ کدام از آیات قرآن نیست ، من میرم اصلاح میکنم و میارم دوباره شما ایراد میگیرید و من میرم اصلاح میکنم و میارم و ..... این روند قطعا تا جایی ادامه پیدا میکنه که من میتونم یک شعر از اشعار بی نهایت زیبا و معنادار مولانا رو طبق مزاج شما هم سطح با یکی از 7000 هزار ایه قران قرار بدم ، حال تکلیف چیست؟[/]

پاسخ استاد هدی:
- تكليف روشن است ،بر ساخته ي شما در نهايت منطبق با فهم من و پيشرفت علمي زمان من از مثليت قران خواهد شد نه مثل قران ، البته شما هرگز قادر نخواهيد بود همان وجوه را نيز اعمال كنيد زيرا از توان شما خارج است و در ادامه خواهيد ديد كه اينگونه است . در پستهاي قبلي عرض كرديم كه امروزه وجوهي از اعجاز را در قرآن مي بينيم و با وجوهي از اعجاز قرآن مواجهيم ، كه در گذشته ابدا كسي از وجود آنها مطلع نبود ، مانند اعجاز علمي قرآن ، مانند اعجاز و اعجاب در روابط عددي و در حروف و كلمات قرآن و اعجاز در تاثير گذاري قرآن بر انسان و اشياء و ... قاضي طبق عرايض پست قبلي با شما- تا ببينيم ايا در همان وجوهي كه از اعجاز قرآن مي دانيم ، ايا بر ساخته ي شما توانسته مثل قرآن در آن وجوه باشد يا خير . فعلا كه متن ارائه شده در پست اول از جناب دانش فاقد حداقلها در اين ميدان است و بنظر مي رسد فاصله اين متن با مثل قرآن ، فاصله محال تا واجب است .

سوال جناب muiacir:
[=&amp]احتمالا حضرت عالی میفرمایید هیچ وقت نمیتواند هم سطح ایات قران باشد که قطعا این توهین به شعور بشریت هست [/]
پاسخ استاد هدی:
خير اين تعريف حد ذاتي علم بشريت است كه داراي نقص نسبي است و بتدريج كامل مي شود ، مردم 1400 سال قبل از حركت كوهها – آنچه در آيه 88 سوره نمل آمده است – اطلاع داشتند؟اما امروزه اطلاع دارند ، مردم صد سال پيش از تاثير اصوات قرآني – امري كه در تك تك آيات و بلكه در تك تك كلمات قرآن جاري است - بر روان آدمي و بر جسم اومطلع بودند؟ اما امروزه هستند اينها حقايقي از پيشرفت تدريجي دانش بشر است كه نقص نسبي دانش بشر ، مانع از مطلع بودن آن در اعصار قبلي مي شد ، آيا اين حقايق توهين به شعور بشريت است ؟ بنظر مي رسد نهايت شعور بشريت اين است كه بداند دانش او نسبي است و علوم بشري بتدريج متكامل مي شود و همه ي انسانها در يك عصر نمي توانند همه ي علوم را بدانند و دريابند زيرا بن مايه آنچه نمي دانند بعدها پي ريزي خواهد شد و در عصر ديگري ، اين خيلي واضح و روشن است و بنظر مي رسد كه اين يك تاكتيك براي برانگيختن احساسات ديگران است كه از اصطلاحاتي استفاده كنيم كه نظرات صحيح و حقايق را اهانت به شعور بشر و ... بناميم تا ديگران را از رهگذر چنين تعابيري از فكر كردن منطقي حول يك حقيقت در جريان، دور كنيم .من گمان نمي كنم چنين واقعيت اظهر من الشمسي را هيچ كس نتواند وجدان كند كه دانش بشر داراي نقص نسبي است و علوم بشري بتدريج متكامل مي شود كجاي اين سخن توهين به شعور بشريت است ؟ لذا نهايت فهم بشر آن است كه به اين حقايق معترف باشد .
تا بدانجا رسيد دانش من
كه بدانم همي كه نادانم

سوال جناب muacir:
[=&amp]چون شما هزارتا ایراد هم که به تحدی بنده بگیرید من میرم اصلاحش میکنم ولی احتمالا مسلمانان باز هم با تعصب میگند فایده نداره[/]:
[=&amp]پاسخ استاد هدی:
علتش اين است كه مسلمانان منطقي مي انديشند و مي دانند كه نهايت برد علمي شما در محدوده زمان خودتان است نه صدها و هزارها سال جلوتر . [/] [=&amp]

سوال جناب muiacir:
مطمئن باشین اگر مولانا برای مثنوی به جای قرآن درخواست تحدی میکرد الان به جای 1 میلیارد مسلمون ، حداقل 4 میلیارد مسلمون داشتیم.

[/] پاسخ استاد هدی:
مايلم پاسخ شما را از اشعار و از زبان خود مولانا برايتان بگذارم :

كه زقرآن گر نبيند غير قال
اين عجب نبود زاصحاب ضلال
كز شعاع آفتاب پر زنور
غير گرمي مي نيابد چشم كور

من نمي دانم چه اصراري است كه بر زبان ديگران بنشينيم و از زبان آنان حرف خودمان را بزنيم ، شايد علتش اين است كه حرف ما زور منطق و استدلال ندارد لذا مايليم ابتدا عقايد بزرگان را تحريف نموده ، آنان را به خود منتسب كنيم و سپس حرف خودمان را از زبان آنان بزنيم ، آنان هم كه در زير خروارها خاك هستند كو تا معلوم شود كه اينگونه نگفته و نمي انديشند ،اگر هم كسي پرسيد كه اگر اينگونه است چرا خودش در آثارش نگفته است آنگاه فضا سازي نموده و مي گوييم از بيم نان و جان بوده ديگر به اين بخش قضيه فكر نمي كنند كه اگر بيم نان و جان بوده خب مولانا ذم قرآن را نمي گفت ، چرا مدحش را گفته ؟ چرا مخالفان با قرآن را كور خوانده ؟ اصلا كساني كه چنين ادعايي دارند در مورد ديدگاه مولانا در خصوص قرآن فقط يك تحقيق اجمالي يكساعته داشته اند ؟ البته خود مي دانيد كه چه شيوه اي را در بحث در پيش بگيريد اما متوقع نباشيد كه ديگران بر روي تحريف هاي شما از شخصيتهاي بزرگ و بهره برداري ناجوانمردانه اي كه از نام و شخصيت آنان مي شود ، چشم خود را ببندند .

[=&amp]سوال جناب muiacir
- [/][=&amp]قاضی که بین حرف من و دفاع شما قضاوت کنه کیه؟ [/]
[=&amp]
پاسخ استاد هدی:
هر كسي مي تواند باشد مشروط به اينكه متخصص فن و استادكار باشد زيرا يك متخصص حرفه اي ، تخصص و سابقه حرفه ايش را نه خرج دين من مي كند نه براي خوشايند شما يا اثبات بي دليل متن شما به مخاطره مي اندازد .مثل وليد .او از سرسخت ترين دشمنان پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – بود كه اولا قضاوتش در مورد خود قرآن بسيار قابل تامل است ( حتي آنچه آنرا سحر يوثر ناميد و توضيحش در پستهاي پيشين گذشت) و ثانيا هرگز اقدام به تاييد متون سخيفي كه در معارضه با قرآن ارائه مي شد ننمود زيرا درست است كه او دشمن سرسخت اسلام بود اما اعتبار حرفه اي اش برايش مهم بود ، او را در تاريخ بسيار زيرك معرفي مي كنند (1 ) لذا مي انديشيد كه چرا بايد اعتبار حرفه ايش را خرج افرادي نمايد كه كوچكترين مايه اي از ادبيات و شعر ندارند او مي توانست از طرق ديگري هم به مخالفت با اسلام برخيزد چرا بايد اعتبارش را خرج افراد بي ارزش كند و با تاييد متوني كه در معارضه با كتابي - كه خودش آنرا غير بشري ناميده بود – سطح حرفه اي خود را تنزل دهد ؟ اشتباه شما اين است كه با بيان مكرر اينكه قاضي چه كسي باشد ؟ اگر مسلمان باشد متعصبانه قضاوت مي كند و اگر مسلمان نباشد حرفش مسموع مسلمانان نيست ، سعي داريد ناتواني خود را در معارضه با قرآن عزيز ، به محال بودن قضاوت در اين امر منتسب نماييد غافل از اينكه چنين قضاوتي واقع شده آنهم از سوي يك حرفه اي كه دست بر قضا از بزرگترين دشمنان اسلام هم بود . اين عرايض بنده ادعاي بي دليل نيست .اگر به آيات 18-24 سوره مدثر و نيز سخنان وليد كه در جلساتي كه با مشركين داشت مراجعه نموده و دقت نماييد متوجه وسواس بسيار وليد در اتخاذ واژه ها در اتهام زني به قرآن عزيز و نبي اكرم - صلي الله عليه و آله و سلم - خواهيد شد . خواهيد ديد كه او هر پيشنهادي را رد مي كرد : در خصوص كهانت ، در خصوص جنون،در خصوص سحر و... و بعكس ديگران كه هر چه بر زبانشان در اتهام زني به پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – مي آمد پيشنهاد مي دادند او با حزم و دقت و احتياط بسيار ، به اتخاذ اتهام مي پرداخت ( 2 ) امروزه نيز همينگونه است ، يك فرد حرفه اي و متخصص ، قضاوت متخصصان ديگر را در خصوص خودش تخريب نمي نمايد و خود را از اعتبار نزد آنان نمي اندازد تا با اسلام دشمني نمايد زيرا براي دشمني با اسلام ، مي تواند راهكارهاي ديگري را اتخاذ كند چرا از اعتبار حرفه ايش مايه بگذارد و به تعبيري خود كشي حرفه اي كند ؟ لذا شما با خيال راحت به اتخاذ قاضي متخصص و حرفه اي بپردازيد ، حتي غير مسلمان . [/]

(1)- ر.ك: [=&amp]فروغ ابدیت ،جعفر سبحانی؛زندگانی حضرت محمد، سید هاشم رسولي محلاتی[/]
(2)- [=&amp]ر.ك: السيرة النبويه، ابن هشام ، ج 1، ص 270[/]

دوباره توجه خوانندگان را به شبهه ی مطرح شده در این تاپیک توسط جناب muiacir جلب می کنم:

muiacir;554091 نوشت:
من یه جمله یا شعر یا هرچی میارم میگم این تحدی به فلان سوره ، شما میگی از فلان و فلان و فلان لحاظ کمتر از قرآنه من میرم تصحیحش میکنم میارم دوباره ایراد میگیری تا مثلا من 1000 بار میرم تصحیحش میکنم.جالبه که این داستان ته نداره

خب مطرح کردن سوال تکراری ای که پاسخش داده شده چه دلیلی دارد؟!
اگر پاسخش قانع کننده نبود که باید همانجا مطرح شود. اگر قانع کننده بود که نباید دوباره در تاپیکی دیگر طرح گردد.
مگر اینکه هدف، به راه انداختن جنگ روانی و برانگیختن احساسات دیگران باشد که دیگر خارج از تخصص و اطلاعات این جانب است.
بهتر است به وقت و انرژی کارشناسان عزیز احترام قائل شویم. کارشناسانی که رحمت می کشند کیلومترها مطلب می نویسند تا جهل افرادی مثل من برطرف شود، بازهم برخی می آیند و با ناسپاسی و قدر نشناسی، همان سوال ها را تکرار می کنید!!!
هدف چیست؟ الله علیم بذات الصدور

البته ما بنا را براین می ذاریم که پاسخ را یادشون رفته. به خاطر همین اینجا دوباره آوردم تا یادآوری صورت گیرد.

خداوند همه ی ما را به راه راست هدایت فرماید.
و من الله توفیق

دوست عزیز ، بحث تحدی همونطور که گفتم بارها و بارها توی این سایت مطرح شده و بنده هم سعی کردم اکثرا مطالبش رو بخونم.این تقصیر من نیست که به قول شما پستی که جواب گرفتم رو مجدد مطرح میکنم ، وقتی بعد از این همه تاپیک هنوز متخصص ارجاع سوالات اجازه ایجاد تاپیک رو میدهند در نتیجه یعنی منم اجازه دارم هنوز در مورد تحدی توی هرتاپیکی بحث کنم.وگرنه مطمن باشین من برای تحدی هیچ وقت هیچ تاپیکی نخواهم زد.

سلام
یعنی چی؟
چون یکی دیگه یه سوال دیگه در مورد تحدی در یک تاپیک دیگه مطرح می کنه شما هم حق دارید که بیاید و سوال تکراری پاسخ داده شده مطرح کنید؟ این هم شد دلیل؟
مسلماً سوال تکراری، جوابش هم تکراری خواهد بود. بنابراین مطرح کردن این سوال ها فقط تاپیکو سنگین می کنه. جالب اینجاس که بازهم دقیقاً همون کارشناس قبلی مسئول پاسخگویی هستند.
به نظر نمی رسد که قصد شما "پرسیدن و آموختن" باشد. بیشتر به نظر می رسد که قصد "عناد" و " تخلیه ی هیجان" داشته باشید.
آیا این کار شما باعث "تشویق اذهان" نمی شود؟ (همان موردی که قبلاً خیلی نگرانش بودید و دیگران را از آن نهی می کردید)

والسلام علی من اتبع الهدی

با سلام و عرض ادب

moaqfe;552929 نوشت:
اعتنا به عكس العملهاي او چه گرهي از موضوع باز ميكند؟

توقع اين نبود كه پس از اينهمه توضيحات تازه برويم سر سطر اول .
براي چندمين بار عرض مي كنم كه ما گفتيم داور مساله حتي اگر دشمن ترين افراد هم باشد باز از عكس العملهاي او مي توان به مافي الضميرش پي برد . مثل وليد كه بجاي اينكه يك سوره ي سه ايه اي يك و نيم سطري – مثل خيلي از اين افراد سطحي و ...- بياورد و ادعا كند كه خير قران كلام بشر است و اين هم مثلش ، اما اينكار را نكرد ؛ لطفا نفرماييد چرايي اين مساله برايتان سوال برانگيز نيست . اين از يك قضاوتي كه گزارشش در قرآن آمده است .

moaqfe;552929 نوشت:
اين داستان دو مدعي دارد و حكم ندارد و نفر سومي هم وجود ندارد كه بتوانيم از او ممد بجوئيم و بعنوان حكم معرفي كنيم

[=&quot]پس وليد چه كاره بود ؟ بنده كه عرض كردم هم وليد در خصوص قضاوت در مورد قرآن كريم اعتراف به غير بشري بودنش كرد و هم بر ساخته هاي ديگر را به عنوان پاسخ به تحدي ، تاييد نكرد .
يعني او در دوحوزه قضاوت كرد ، هم حكم و قاضي براي اينكه تشخيص دهد قران چگونه كتابي است و هم پاسخهايي كه به تحدي قران از سوي بي مايگان داده شد را تاييد نكرد .

[/]

moaqfe;552931 نوشت:
ممكنه منابعي كه وليد رو بعنوان يگانه اديب تواناي عرب معرفي كرده اند اعلام كنيد

تفسير طبري، ج 29 ، ص 98
اعلام الورى ص 41
البته در كتب سيره ديگر نظير سيره ابن هشام و سيره ابن اسحاق نيز بايد باشد ولي من به اين دو منبع دست يابي نداشتم .

moaqfe;552931 نوشت:
و آيا اعتقاد داريد كه يك بيگانه ، گاهي ميتواند نسبت به كسي كه زبان مادريش عربي است توانايي و تسلط بيشتري به عربي دارد؟

اگر منظور شما اين است كه يك غير عرب كه مسلط به ادبيات و متخصص در اين حوزه است ايا از يك عرب غير اديب و معمولي كه فقط زبان مادريش عرب است تسلط بيشتري دارد يا خير ؟ بايد عرض كنم كه وقتي بحث صناعات ادبي و آرايه ها و بلاغت در حوزه ادبيات بميان مي آيد ، عرب و غير عرب مطرح نيست ، هر كس تخصص و تبحر بيشتري در اين حوزه داشته باشد تسلط بيشتري دارد .
اگر هم منظور ديگري داريد كه واضح تر بفرماييد .
موضوع قفل شده است