جمع بندی فلسفه ی به دنیا آمدن ما

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

mohhed83;1018845 نوشت:
چرا ما به دنیا آمدیم؟چرا ازعالم زر مستقیم وارد بهشت یا جهنم نشدیم ؟خود خدا که می دانند در آخر به جهنم یا بهشت می رویم!!!

باسلام و عرض ادب

مطلبی که نوشتید متضمن سه سوال کاملا مجزا است.
نخست. فلسفه آفرینش انسان
دوم. فلسفه حضور انسان در زمین
سوم. علم خدا و سرنوشت انسان

از آنجا که به هر سه سوال بالا در این انجمن پرداخته شده است، به صورت خلاصه به آنها اشاره میشود و مباحث تفصیلی بیشتر را به تاپیکهای مرتبط ارجاع میدهم.

نخست. فلسفه افرینش انسان
یکی از سوالات رایج و بسیار قدیمی در بین انسانها این است که خداوند چرا انسان را افریده است.
این سوال چند پیش فرض مهم دارد.
الف. خداوند وجود دارد.
ب. خداوند خالق انسان است.
پ. خداوند حکیم است.
ت. فاعل حکیم از انجام کارهایش هدفی در نظر دارد.
ث. آفرینش انسان دارای هدفی بوده است.
با قطع نظر از هر کدام از این پیش فرضها و بدون توجه به آنها یا عدم قبول آنها، سوال نخست، شکل دیگری میگیرد.

اما با توجه به این پیش فرضها، اینک سوال این است که چرا خداوند انسان را افریده است.

هدف فاعل به دو صورت قابل فرض است.
هدف و نفعی که به خود فاعل میرسد. در این فرض، فاعل کاری را انجام میدهد تا نفعی که ندارد را به خودش برساند.
هدف و نفعی که به دیگری میرسد. در این فرض، قصد فاعل از انجام کار، رساندن نفعی به دیگران است؛ خواه نفعی به خودش نیز برسد یا نرسد.

از انجا که خداوند متعال، کامل مطلق است و هیچگونه نقصی در او متصور نیست، هدف او از کارهایش قطعا از نوع نخست نمیتواند باشد.
بنابراین تنها هدف به صورت دوم برای خداوند متصور است.
در این مورد، راه برای شناخت هدف یک فاعل از انجام کارهایش یا پرسیدن از خود اوست و یا مشاهده قرائن و شواهدی است که از کارهایش معلوم شده است.
روش نخست در صورتی که فاعل در کارهایش صادق باشد و علم به کار و هدفش داشته باشد، قطعا از روش دوم بهتر و اطمینان بخش تر است.
بر اساس متون دینی و آنچه در منابع دینی وجود دارد، چندین هدف به عنوان هدف خداوند در کارهایش مطرح شده است که به صورت اجمالی عبارتند از:
عبادت یا عبودیت: چنانکه در آیه شریفه به این مسئله اشاره شده است:
"و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"(1)
ما جن و انسان را جز برای عبادت نیافریدیم.

معرفت: چنانکه در حدیث شریف قدسی بدان اشاره شده است که:
"کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف(2)"
من گنجی مخفی بودم و دوست داشتم که شناخته شوم به همین جهت خلایق را آفریدم تا شناخته شوم.
در این روایت نیز، فلسفه خلقت، معرفت و شناخت حق تعالی دانسته شده است.

پی نوشتها:
1. سوره ذاریات، آیه 56
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 84، ص 199 و 344، موسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

دوم. فلسفه حضور انسان بر روی زمین
این سوال دو جنبه کاملا متفاوت ولی پیوسته به هم را دارد.
الف. چرا انسان بر روی زمین قرار گرفت؛ یعنی چرا در جای دیگری قرار داده نشد مانند بهشت.
ب. چه هدفی از قرار گرفتن بر روی زمین وجود دارد.

فهم جنبه نخست برای عقل انسانی ناممکن است.
خداوند انسان را افریده است و بر اساس آنچه خودش بیان کرده است، هدف او در نهایت رساندن انسان به کمال لایقش است، خواه از طریق عبودیت و خواه از طریق معرفت حق تعالی.
این هدف را خداوند میتوانست در هر مکان و موقعیتی محقق کند چه بهشت و چه جایی دیگر در کهکشانها.
اما او جل و تعالی، اراده کرد که انسان را بر روی زمین قرار بدهد و از این طریق با مشکلاتی که در روی زمین با آن روبرو میشود مورد آزمایش قرار دهد.
ولی این

و تنها میتوان از بیان خود افریننده انسان، هدف او از قرار دادن انسان بر روی زمین را متوجه شد.

سوم. علم خداوند و سرنوشت انسان
این سوال نیز بارها مورد بحث قرار گرفته است و به صورت خلاصه، پاسخ آن است که
علم خداوند منافاتی با اراده انسان ندارد.
توضیح اینکه
م1. خداوند انسان را افریده است.
م2. هدف از افرینش انسان، رسیدن انسان به کمال است.
م3. کمال مورد نظر، کمال اختیاری است نه کمال خدادادی و غیر اختیاری.
م4. این کمال، تنها از پرتو کارهای اختیاری به دست می اید. چنانکه فرموده است:

"مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ"

:چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه كه شما هستيد واگذارد؛ مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد

م5. بنابراین، انسان باید در محیط ازمایش و ابتلا در مشکلات قرار بگیرد تا مشخص شود که چه رفتار و عکس العملی نشان میدهد. چنانکه فرموده است:
"وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏": قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه‏ ها، آزمايش مى‏ كنيم؛ و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان!

م6. خداوند میداند که چه کسی اعمال حسن را انجام میدهد و چه کسی گنهکار است.
م7. علم خداوند به مجموعه شرایط و مقتضیات یک عمل است.
م7. از جمله این شرایط و مقتضیات برای تحقق یک عمل، اراده انسان است.

بنابراین،
اولا: علم خداوند منافاتی با اراده انسان ندارد.
ثانیا: برای تحقق هدف خداوند از خلقت انسان، باید او در تیررس ابتلائات قرار بگیرد و در محیط ازمایش باشد.
به همین جهت او را بر روی زمین قرار داد تا از این راه با ابتلائات و ازمایشات مختلف این کمال محقق شود.

3. سوره ال عمران، آیه179

سلام.
با اجازه سوالاتی بپرسم.
نظر شما درباره خلقت ارواح قبل از ابدان چیست ؟
عالم ذر دو مرحله ای بوده ؟

صدیق;1019406 نوشت:
سوم. علم خداوند و سرنوشت انسان
این سوال نیز بارها مورد بحث قرار گرفته است و به صورت خلاصه، پاسخ آن است که
علم خداوند منافاتی با اراده انسان ندارد.
توضیح اینکه
م1. خداوند انسان را افریده است.
م2. هدف از افرینش انسان، رسیدن انسان به کمال است.
م3. کمال مورد نظر، کمال اختیاری است نه کمال خدادادی و غیر اختیاری.
م4. این کمال، تنها از پرتو کارهای اختیاری به دست می اید. چنانکه فرموده است:
"مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ"

:
چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه كه شما هستيد واگذارد؛ مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد

م5. بنابراین، انسان باید در محیط ازمایش و ابتلا در مشکلات قرار بگیرد تا مشخص شود که چه رفتار و عکس العملی نشان میدهد. چنانکه فرموده است:
"وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏": قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه‏ ها، آزمايش مى‏ كنيم؛ و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان!

م6. خداوند میداند که چه کسی اعمال حسن را انجام میدهد و چه کسی گنهکار است.
م7. علم خداوند به مجموعه شرایط و مقتضیات یک عمل است.
م7. از جمله این شرایط و مقتضیات برای تحقق یک عمل، اراده انسان است.

بنابراین،
اولا: علم خداوند منافاتی با اراده انسان ندارد.
ثانیا: برای تحقق هدف خداوند از خلقت انسان، باید او در تیررس ابتلائات قرار بگیرد و در محیط ازمایش باشد.
به همین جهت او را بر روی زمین قرار داد تا از این راه با ابتلائات و ازمایشات مختلف این کمال محقق شود.


3. سوره ال عمران، آیه179

۱- با خیرخواهی خداوند چطور ؟ با خیرخواهی منافاتی ندارد که خدا آفرینش شقاوتمند را خواسته !!

۲- فرضا این درست باشد علم خدا با اختیار منافاتی ندارد، پس در دنیا روزی کسی آرزوی نیستی کرده بوده هم خبر داشته و خلق شده . این همان استفاده ی ابزاری نیست ؟

دلسوخته;1019444 نوشت:
نظر شما درباره خلقت ارواح قبل از ابدان چیست ؟
عالم ذر دو مرحله ای بوده ؟

باسلام وعرض ادب
عالم ذر، یک مسئله کاملا مبهم و پیچیده است.
هنوز هیچ اتفاق نظری در تفسیر مراد از این عالم وجود نداره.
بنابراین نمیتوان هیچ اظهار نظر قطعی در مورد آن و لوازمش ارائه کرد.

موفق باشید.

دلسوخته;1019445 نوشت:
با خیرخواهی خداوند چطور ؟ با خیرخواهی منافاتی ندارد که خدا آفرینش شقاوتمند را خواسته !!

در اینجا خداوند به آنها قدرت انتخاب داده است.
اینکه خودشان انتخاب کنند و جهنم و بد بودن را انتخاب کنند، چه نقضی بر رحمت و خیرخواهی خداوند است.
بنابراین انتخاب خداوند بین ایجاد کردن آنها و قدرت انتخاب داده به آنها و جلوگیری از افرینش انها یا اختیار آنهاست.
مشخص است که
از سویی خداوند انها را مجبور به انتخاب بدی نکرده است.
از سوی دیگر، به آنها قدرت انتخاب داده است و حق حیات داده است و حق حیات و اختیار، بهتر است از زنده نکردن آنها.

دلسوخته;1019445 نوشت:
۲- فرضا این درست باشد علم خدا با اختیار منافاتی ندارد، پس در دنیا روزی کسی آرزوی نیستی کرده بوده هم خبر داشته و خلق شده . این همان استفاده ی ابزاری نیست ؟

متوجه اشکال شما نمیشوم.
منظور شما چیست؟
ایا منظور این است که اگر خداوند علم غیب داره که برخی آرزوی نیستی دارند، پس باید خواسته آنها را اجابت کنند؟
اگر این است که
اولا: هیچ ربطی بین این مسئله و آنچه قبلا گفته بودیم نیست.
ثانیا: هیچ الزامی بر خداوند نیست. به چه دلیلی باید خداوند این خواسته را اجابت کند؟

لطفا واضح تر بفرمایید.

صدیق;1019609 نوشت:

باسلام وعرض ادب
عالم ذر، یک مسئله کاملا مبهم و پیچیده است.
هنوز هیچ اتفاق نظری در تفسیر مراد از این عالم وجود نداره.
بنابراین نمیتوان هیچ اظهار نظر قطعی در مورد آن و لوازمش ارائه کرد.

موفق باشید.

سلام.
پس امکان جبر وجود دارد ، امکان تبعیض وجود دارد و ...

صدیق;1019610 نوشت:

در اینجا خداوند به آنها قدرت انتخاب داده است.
اینکه خودشان انتخاب کنند و جهنم و بد بودن را انتخاب کنند، چه نقضی بر رحمت و خیرخواهی خداوند است.
بنابراین انتخاب خداوند بین ایجاد کردن آنها و قدرت انتخاب داده به آنها و جلوگیری از افرینش انها یا اختیار آنهاست.
مشخص است که
از سویی خداوند انها را مجبور به انتخاب بدی نکرده است.
از سوی دیگر، به آنها قدرت انتخاب داده است و حق حیات داده است و حق حیات و اختیار، بهتر است از زنده نکردن آنها.

هیچ مادر مهربانی دوست ندارد فرزندش در هلاکت بیفتد اگر قدرت داشته باشد جلویش را می گیرد حتی اگر فرزند هلاکت را دوست داشته باشد.
خداوند چه کار کرده ؟ طینت ها را متفاوت خلق کرده ، با یک علم‌بی نهایت هم خلق کرده ، هر فردی مطابق طینتش عمل می کند و شما هم که به اختیار و انتخاب اعتقاد دارید همین طینت باعث انتخاب او نشده ؟
شاید بگویید علت تامه نیست ، چطور نیست ؟ در پایان عمر نیست ؟ یا در همان لحظات سرنوشت ساز نیست ؟
اگر علت تامه نیست چرا خداوند حکم صادر می کند ، چرا پیش از خلقت حکم سعادت و شقاوت را صادر می کند ؟

[SPOILER]
ج -از اخبار طينت بر مى آيد كه خداوند متعال انسان را ازهر جا خلق نمود، به همانجا برمى گرداند: كسانى را كه از بهشت خلق نموده به بهشت ، وافرادى را كه از جحيم (جهنم ) آفريده به جحيم . و اينكه تفاوت انسانها به روح است ،نه به بدن .
[/SPOILER]

اینها در دست ما بوده ، یا زور چاشنی اصلی است ؟

شاید بگویید تلاش کند بر خلاف طینتش حرکت کند ، اصلا برا چه باید اینطور باشد تا زجر بکشد خلاف طینتش حرکت کند ؟ اگر قرار باشد هر طینت به هر جا که تعلق دارد برگردد که این تلاش چیز بیهوده ای است!

مبنای شما برای خلق شدن و حق حیات و خیریت جهنمی و شقاوتمند چیست ؟ جز اینکه این فرد شقاوتمند باید باشد تا استفاده ی ابزاری شود ؟

صدیق;1019611 نوشت:

متوجه اشکال شما نمیشوم.
منظور شما چیست؟
ایا منظور این است که اگر خداوند علم غیب داره که برخی آرزوی نیستی دارند، پس باید خواسته آنها را اجابت کنند؟
اگر این است که
اولا: هیچ ربطی بین این مسئله و آنچه قبلا گفته بودیم نیست.
ثانیا: هیچ الزامی بر خداوند نیست. به چه دلیلی باید خداوند این خواسته را اجابت کند؟

لطفا واضح تر بفرمایید.

۱- چرا ربط ندارد ؟ می گویید کجا بودی ازت بپرسن می خواهی خلق شوی یا نشوی ، درست ، حالا من می گویم خلق شدیم آرزوی نیستی کردیم و خدا هم علم دارد. پس دلیلی دارد که خواسته اجابت نشده. پس باید باشد تا نقشی را در این عالم ایفا کند خداوند هم از آخر ماجرا خبر دارد، اگر این فرد شقاوتمند باشد چون‌ خیلی چیزها در دستش نبوده ، طینت ، ژن ها ، محیط ، خانواده ، پایه ای ترین و مهم ترین چیزها در دستش نبوده ، بعد به اسم اختیار انتظار معجزه و انقلاب از این فرد دارد ، چطور ؟ چگونه ؟
کدام‌ مادری همچین کاری می کند ؟

۲- همین دیگر. حالا جهنمی و شقاوتمند خلق شده ، با زور خلق شده ، از او استفاده ابزاری باید بشود ، او ابزاری است برای یک هدف خاص ، واقعا زندگی برای او نعمت و خیر است ؟ چرا خداوند در همان کودکی و نوجوانی جان او را نمی گیرد اگر واقعا دوستش دارد ؟

من چند وقت پیش خبری در خبرگذاری ها خواندم دوست دارم نظر شما را هم درباره این خبر بدانم :
[SPOILER]
پاپ فرانسیس، رهبر مسیحیان کاتولیک در جریان سفر خود به فیلیپین، وقتی ‌قصد سخنرانی در دانشگاه مانیل را داشت، در برابر سؤال سخت یک دختربچه قرار گرفت؛ پرسشی که باعث شد پاپ به جای قرائت متن سخنرانی از پیش آماده شده خود، به زبان اسپانیولی از بی‌جواب بودن سؤال گلیزل پالومار 12 ساله ‌بگوید
گلیزل پالومار 12 ساله با چشمانی اشکبار از پاپ پرسید: «کودکان زیادی به مواد مخدر و فحشا مبتلا می‌شوند. چرا خداوند اجازه می‌دهد این اتفاقات برای ما بیفتد؟ بچه‌ها که گناهی ندارند‌».
پاپ که در بین کاتولیک‌ها به «پاپ فقرا» مشهور است، دختربچه را در آغوش گرفت و نتوانست به سخنرانی از قبل آماده شده خود به زبان انگلیسی بپردازد و در عوض به زبان اسپانیولی به پاسخ دادن به آن کودک ‌پرداخت.
پاپ که آشکارا تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: این دختر سؤالی را مطرح کرده ‌که هیچ پاسخی برای آن نیست و او حتی قادر نبود ‌این سؤال را به خوبی مطرح کند و به گریه افتاد. این سوال بزرگی برای همه ماست: برای چه کودکان باید رنج ببرند؟ چرا؟
او در بخش دیگری از سخنانش گفت: تنها زمانی به پاسخ مورد نظر نزدیک شده ایم که بتوانیم برای این وضعیت ضجه بزنیم.[/SPOILER]

دلسوخته;1019616 نوشت:
پس امکان جبر وجود دارد ، امکان تبعیض وجود دارد و ...

سلام
خیر دوست عزیز
حتی در عالم ذر با ان تصوری که عموما مرسوم است، مسئله حل نمیشه.
با ان تصور، تنها زمان سوال و اشکال را قدری به عقب(یعنی به منشأ همان انتخاب در عالم ذر یا جبری بودن آن) میبریم نه اینکه مسئله را حل کنیم.

دلسوخته;1019618 نوشت:
هیچ مادر مهربانی دوست ندارد فرزندش در هلاکت بیفتد اگر قدرت داشته باشد جلویش را می گیرد حتی اگر فرزند هلاکت را دوست داشته باشد.

خدا هم دوست نداره ولی مگر خدا این سرنوشت را خواسته.

دلسوخته;1019618 نوشت:
خداوند چه کار کرده ؟ طینت ها را متفاوت خلق کرده ، با یک علم‌بی نهایت هم خلق کرده ، هر فردی مطابق طینتش عمل می کند و شما هم که به اختیار و انتخاب اعتقاد دارید همین طینت باعث انتخاب او نشده ؟
شاید بگویید علت تامه نیست ، چطور نیست ؟ در پایان عمر نیست ؟ یا در همان لحظات سرنوشت ساز نیست ؟
اگر علت تامه نیست چرا خداوند حکم صادر می کند ، چرا پیش از خلقت حکم سعادت و شقاوت را صادر می کند ؟

دوست من!
تصور شما از طینت و این مسائل اشتباه هست.
اینکه حکم سعادت و شقاوت تعیین شده اگه بدان معنا باشه که اینها فارغ از عملکرد بعدی انسان هست، اشتباه و قضاوت نادرست در مورد خداوند هست.
در روایتی معتبر نقل شده که حضرت میفرماید خداوند عادل تر از آن است که بندگانش را مجبور به کاری کند.
این بدان معناست که اگر جبر در کار باشد و انسان مختار نباشه، پس عذاب و نقمت بی معنا و ظالمانه خواهد بود.
اینها علت تامه نیستند بلکه تنها زمینه چین هستند.
شما خودتان به چشم خود ندیدید انسانهایی که از خانواده معصیت کار و بی بند و بار به دنیا میاد و در آن جو بزرگ میشه ولی انسان متقی و پرهیزگاری میشه.
خود شما نشنیدید انسانهایی که در منزل بزرگان و حتی انبیاء بودند ولی در آخر با کفر از دنیا رفتند.
پسر نوح و زید نار و جعفر کذاب ها بسیارند
همسر فرعون و مسلمانان صدر اسلام هم بسیارند.
انسان توان انتخاب داره و اینها بهانه هایی است که ما میاریم برای رهایی ازعذاب وجدان تخلفات خودمان.

سلام.
اصلا فرض کنیم انتخاب در عالم ذر بوده ، اصحاب یمین و شمال انتخابشون رو کردند ، چه چیز باعث انتخاب شده ؟ واقعا اختیار باعث انتخابشون شده ؟ یعنی او لحظه اول اختیار باعث انتخابشون شده ؟

باشه اصلا با اختیارشون انتخار کردند ، حالا تو دنیا توانایی برگشت از انتخاب وجود داره ؟
خداوند در آیه زیر فعل ماضی به کار برده یعنی کفر اتفاق افتاده :
[SPOILER]

كسانى كه كافر شدند برايشان يكسان است چه ايشانرا اندرز بكنى و چه اندرز نكنى ايمان ن خواهند آورد خدا بر دلهاشان مهر زده و بر گوش و چشمهاشان پرده ايست و ايشان عذابى عظيم دارند.

[/SPOILER]

مسئله ای مطرح میشه ، آیا توانایی بازگشت از انتخاب عالم ذر وجود دارد ؟
واقعا با طینتی که مطابق با انتخاب عالم ذر خلق شدیم توانایی حرکت خلاف انتخاب در عالم‌ذر وجود داره ؟
اگه وجود داده چرا پس طینت ها را دو بخش می کنیم ، بالاخره طینت یا تاثیر داره یا نداره ، چرا می گوییم طینت بد و طینت خوب ؟

دار تکلیف دنیاست یا همان عالم ذر ؟ در عالم ذر تکلیفی صورت گرفته در دنیا واقعا توانایی خلاف تکلیف ذر می توان عمل کرد ؟ اگه بله پس چرا طینت مطابق تکلیف عالم ذر شکل گرفته ؟ این اختیار بوده ؟ یا باعث جبر میشه ؟

اگر وجود انبیا و انذار و ... فقط جنبه ی اتمام حجت برای تایید تکلیف عالم ذر داشته باشه چی ؟ نظر شما چیه ؟

درباره ی مثال هایی که زدید ، دو حدیث از پیامبر و حضرت علی دیده ام ، چرا حضرت علی و پیامبر این حرف ها را زدند ؟

[SPOILER]
بنا بر روایتی، محمّد حنفیه در جنگ جمل علمدار لشکر بود، ولی گویا ترسیده بود، چرا که در حمله به سپاه جمل اندیشه می‌کرد. علی (ع) پیش او آمد و علّت حمله نکردن او را جویا شد. او گفت در پیشِ رویم به جز تیراندازان که تیر می‌اندازند، کسی را نمی‌بینم. علی (ع) با دستة شمشیر به او زد و فرمود: «مَا اَدرَکَکَ عِرقَ مِن اَبِیکَ: این عِرق از پدرت به تو نرسیده است» (المدنی، 1420ق:141). کلام امام در شرح نهج‌البلاغه ابن أبی‌الحدید به گونة دیگری آمده است: «اَدرَکَکَ عِرقَ مِن اُمِّکَ: این عرق از مادرت به تو رسیده است » (ابن أبی‌الحدید، 1404ق، ج 1: 243).

[/SPOILER]

[SPOILER]

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إيّاكُم و تَزَوُّجَ الحَمْقاءِ ، فإنَّ صُحبَتَها ضَياعٌ و وُلْدَها ضِباعٌ .حديث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از ازدواج با زن احمق بپرهيزيد ؛ زيرا همنشينى با او تباهى است و فرزندانش كفتار [صفت ]هستند .

[/SPOILER]

دلسوخته;1019802 نوشت:
اصلا فرض کنیم انتخاب در عالم ذر بوده ، اصحاب یمین و شمال انتخابشون رو کردند ، چه چیز باعث انتخاب شده ؟ واقعا اختیار باعث انتخابشون شده ؟ یعنی او لحظه اول اختیار باعث انتخابشون شده ؟

باشه اصلا با اختیارشون انتخار کردند ، حالا تو دنیا توانایی برگشت از انتخاب وجود داره ؟


باسلام
این فرض اشتباه هست و بنابراین سوال شما هم جواب نداره.

https://ganjoor.net/jami/7ourang/7-5-yusof-zoleykha/sh11/
در مورد این شعر و معنای آن تحقیق کنید. به چیزهای خوبی در مورد هدف خلقت دست می یابید.

صدیق;1019404 نوشت:
هدف فاعل به دو صورت قابل فرض است.
هدف و نفعی که به خود فاعل میرسد. در این فرض، فاعل کاری را انجام میدهد تا نفعی که ندارد را به خودش برساند.
هدف و نفعی که به دیگری میرسد. در این فرض، قصد فاعل از انجام کار، رساندن نفعی به دیگران است؛ خواه نفعی به خودش نیز برسد یا نرسد.

از انجا که خداوند متعال، کامل مطلق است و هیچگونه نقصی در او متصور نیست، هدف او از کارهایش قطعا از نوع نخست نمیتواند باشد.
بنابراین تنها هدف به صورت دوم برای خداوند متصور است.
در این مورد، راه برای شناخت هدف یک فاعل از انجام کارهایش یا پرسیدن از خود اوست و یا مشاهده قرائن و شواهدی است که از کارهایش معلوم شده است.
روش نخست در صورتی که فاعل در کارهایش صادق باشد و علم به کار و هدفش داشته باشد، قطعا از روش دوم بهتر و اطمینان بخش تر است.
بر اساس متون دینی و آنچه در منابع دینی وجود دارد، چندین هدف به عنوان هدف خداوند در کارهایش مطرح شده است که به صورت اجمالی عبارتند از:
عبادت یا عبودیت: چنانکه در آیه شریفه به این مسئله اشاره شده است:
"و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"(1)
ما جن و انسان را جز برای عبادت نیافریدیم.

معرفت: چنانکه در حدیث شریف قدسی بدان اشاره شده است که:
"کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف(2)"
من گنجی مخفی بودم و دوست داشتم که شناخته شوم به همین جهت خلایق را آفریدم تا شناخته شوم.
در این روایت نیز، فلسفه خلقت، معرفت و شناخت حق تعالی دانسته شده است.

سلام وقت بخیر

شما فرمودین خداوند بی نیاز است و انسان رو آفریده تا بهش نفع برسونه. تا اونجایی که ما از منابع دینی اطلاع داریم اکثر انسان ها اهل جهنم هستند و اکثریت انسان ها هم تو این دنیا دارن عذاب میشکن هم اون دنیا، غیر از یه عده ی کم. خدا هم اینو با علمش می دونسته. خوب این آفرینش چجور نفعی هست برای انسان؟؟؟؟؟؟؟ برای من اینطور به نظر میاد که خداوند برای اینکه خودشون شناخته بشن و عبادت بشن(احادیثی که اشاره کردید) انسان رو آفریده و ابدا رنج هایی که انسان متحمل میشه برای خدا مهم نیست و فقط اهداف خودش هست که براش مهمه. یعنی به نظر میاد نفع آفرینش فقط برای خدا و مومنین هست بقیه که اکثریت هستن نخاله هایی هستند مستحق عذاب این دنیا و اون دنیا و بعضی ها ابدی. و در عین حال گفته میشه آفرینش انسان از سر لطف خدا به انسان بوده! این تناقض برای من قابل هضم نیست.

فلسفه به دنیا اومدن ما ایرونی ها
متاسفانه فقط و فقط زجر کشیدن بوده و هس : (

صدیق;1020664 نوشت:

باسلام
این فرض اشتباه هست و بنابراین سوال شما هم جواب نداره.

سلام.
8->

من از لینک زیر که مربوط به حوزه است مطالعه کردم و فکر کنم فرض اون عزیزان هم اشتباه است:
[SPOILER]
https://bit.ly/2v8Xygv
[/SPOILER]

عشق طوفان;1020700 نوشت:
سلام وقت بخیر

شما فرمودین خداوند بی نیاز است و انسان رو آفریده تا بهش نفع برسونه. تا اونجایی که ما از منابع دینی اطلاع داریم اکثر انسان ها اهل جهنم هستند و اکثریت انسان ها هم تو این دنیا دارن عذاب میشکن هم اون دنیا، غیر از یه عده ی کم. خدا هم اینو با علمش می دونسته. خوب این آفرینش چجور نفعی هست برای انسان؟؟؟؟؟؟؟ برای من اینطور به نظر میاد که خداوند برای اینکه خودشون شناخته بشن و عبادت بشن(احادیثی که اشاره کردید) انسان رو آفریده و ابدا رنج هایی که انسان متحمل میشه برای خدا مهم نیست و فقط اهداف خودش هست که براش مهمه. یعنی به نظر میاد نفع آفرینش فقط برای خدا و مومنین هست بقیه که اکثریت هستن نخاله هایی هستند مستحق عذاب این دنیا و اون دنیا و بعضی ها ابدی. و در عین حال گفته میشه آفرینش انسان از سر لطف خدا به انسان بوده! این تناقض برای من قابل هضم نیست.

سلام.
من هم احتمال می دهم این آفرینش برای درصدی نفع داشته باشد. خداوند اگر واقعا شقاوتمند را دوست داشت که او را خلق نمی کرد که حالا جهنم برود و عذاب بکشد و همه چیزش را طبق جهنم خلق کند و تاثیر گذار هم باشد و همه چیز را هم گردن اختیار بیندازند.

بسیاری از انسان ها استفاده ابزاری اند ، وقتی مردند تازه دوهزاریشان می افتد.

عشق طوفان;1020700 نوشت:
شما فرمودین خداوند بی نیاز است و انسان رو آفریده تا بهش نفع برسونه. تا اونجایی که ما از منابع دینی اطلاع داریم اکثر انسان ها اهل جهنم هستند و اکثریت انسان ها هم تو این دنیا دارن عذاب میشکن هم اون دنیا، غیر از یه عده ی کم. خدا هم اینو با علمش می دونسته. خوب این آفرینش چجور نفعی هست برای انسان؟؟؟؟؟؟؟ برای من اینطور به نظر میاد که خداوند برای اینکه خودشون شناخته بشن و عبادت بشن(احادیثی که اشاره کردید) انسان رو آفریده و ابدا رنج هایی که انسان متحمل میشه برای خدا مهم نیست و فقط اهداف خودش هست که براش مهمه. یعنی به نظر میاد نفع آفرینش فقط برای خدا و مومنین هست بقیه که اکثریت هستن نخاله هایی هستند مستحق عذاب این دنیا و اون دنیا و بعضی ها ابدی. و در عین حال گفته میشه آفرینش انسان از سر لطف خدا به انسان بوده! این تناقض برای من قابل هضم نیست.

سلام
اگر شما در تالاری عظیم در مسیر جاده چالوس یک مهمانی بزرگ به راه انداخته باشید ولی مهمانها یا برخی از آنها با وجود اطلاع از محل ومسیر و مهمانی، به جای اینکه به تالار بیایند با بی مبالاتی و سرعت زیاد و عدم دقت، خود را به دره کنار جاده پرتاب کنند، مقصر شما هستید؟ کسی شما را سرزنش میکند؟ کسی به شما میگوید چرا اصلا این کار را کردی و مهمانی را در اینجا قرار دادی؟
خداوند میهمانی مفصلی برقرار کرده و راه و محل و نحوه ورود را به ما اموزش داده.
حال ما خودمان نمیخواهیم استفاده کنیم، مقصر خودمان هستیم نه خدا.
حکایت ما، حکایت "گنه کرد در بلخ آهنگری" نشود؟

سیاهی شب;1020711 نوشت:
فلسفه به دنیا اومدن ما ایرونی ها
متاسفانه فقط و فقط زجر کشیدن بوده و هس : (

سلام
امیدوارم بقیه جاها اینطور نباشه.
از این گذشته، مگر ما گفتیم فقط قراره نفع مادی ببینیم که شما این اشکال را کردید.
البته این بدان معنا نیست که اشکالات اداره کشور را قبول نداریم بلکه بدین معناست که این اشکال ربطی به بحث ما نداره.
موفق باشید.

دلسوخته;1020753 نوشت:
من از لینک زیر که مربوط به حوزه است مطالعه کردم و فکر کنم فرض اون عزیزان هم اشتباه است:

بعضی برای توجیه این فرض را مطرح میکنند که فرضی است نادرست و مبهم.

صدیق;1021045 نوشت:
سلام
امیدوارم بقیه جاها اینطور نباشه.
از این گذشته، مگر ما گفتیم فقط قراره نفع مادی ببینیم که شما این اشکال را کردید.
البته این بدان معنا نیست که اشکالات اداره کشور را قبول نداریم بلکه بدین معناست که این اشکال ربطی به بحث ما نداره.
موفق باشید.

سلام
حله
ممنون همچنین @};-

پرسش: چرا ما به دنیا آمدیم؟چرا ازعالم زر مستقیم وارد بهشت یا جهنم نشدیم ؟خود خدا که می دانند در آخر به جهنم یا بهشت می رویم!!!

پاسخ:
مطلبی که نوشتید متضمن سه سوال کاملا مجزا است.
نخست. فلسفه آفرینش انسان
دوم. فلسفه حضور انسان در زمین
سوم. علم خدا و سرنوشت انسان

از آنجا که به هر سه سوال بالا در این انجمن پرداخته شده است، به صورت خلاصه به آنها اشاره میشود.

نخست. فلسفه آفرینش انسان
یکی از سوالات رایج و بسیار قدیمی در بین انسانها این است که خداوند چرا انسان را آفریده است.
این سوال چند پیش فرض مهم دارد.
الف. خداوند وجود دارد.
ب. خداوند خالق انسان است.
پ. خداوند حکیم است.
ت. فاعل حکیم از انجام کارهایش هدفی در نظر دارد.
ث. آفرینش انسان دارای هدفی بوده است.
با قطع نظر از هر کدام از این پیش فرضها و بدون توجه به آنها یا عدم قبول آنها، سوال نخست، شکل دیگری میگیرد.

اما با توجه به این پیش فرضها، اینک سوال این است که چرا خداوند انسان را آفریده است.

هدف فاعل به دو صورت قابل فرض است.
الف. هدف و نفعی که به خود فاعل میرسد. در این فرض، فاعل کاری را انجام میدهد تا نفعی را به خودش برساند.
ب. هدف و نفعی که به دیگری میرسد. در این فرض، قصد فاعل از انجام کار، رساندن نفعی به دیگران است؛ خواه نفعی به خودش نیز برسد یا نرسد.

از آنجا که خداوند متعال، کامل مطلق است و هیچگونه نقصی در او متصور نیست، هدف او از کارهایش قطعا از نوع نخست نمی‌تواند باشد.
بنابراین تنها هدف به صورت دوم برای خداوند متصور است.
در این مورد، راه برای شناخت هدف یک فاعل از انجام کارهایش یا پرسیدن از خود اوست و یا مشاهده قرائن و شواهدی است که از کارهایش معلوم شده است. در صورتی که فاعل صادق باشد و علم به کار و هدفش داشته باشد، روش نخست از روش دوم بهتر و اطمینان بخش تر است.
بر اساس متون دینی و آنچه در منابع دینی وجود دارد، چندین هدف به عنوان هدف خداوند در کارهایش مطرح شده است که به صورت اجمالی عبارتند از:
عبادت یا عبودیت: چنانکه در آیه شریفه به این مسئله اشاره شده است:
"و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"(1)
ما جن و انسان را جز برای عبادت نیافریدیم.

معرفت: چنانکه در حدیث شریف قدسی بدان اشاره شده است که:
"کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف(2)"
من گنجی مخفی بودم و دوست داشتم که شناخته شوم به همین جهت خلایق را آفریدم تا شناخته شوم.
در این روایت نیز، فلسفه خلقت، معرفت و شناخت حق تعالی دانسته شده است.

دوم. فلسفه حضور انسان بر روی زمین
این سوال دو جنبه کاملا متفاوت ولی پیوسته به هم را دارد.
الف. چرا انسان بر روی زمین قرار گرفت؛ یعنی چرا در جای دیگری قرار داده نشد مانند بهشت.
ب. چه هدفی از قرار گرفتن بر روی زمین وجود دارد.

فهم جنبه نخست برای عقل انسانی ناممکن است.
خداوند انسان را افریده است و بر اساس آنچه خودش بیان کرده است، هدف او در نهایت رساندن انسان به کمال لایقش است، خواه از طریق عبودیت و خواه از طریق معرفت حق تعالی.
این هدف را خداوند میتوانست در هر مکان و موقعیتی محقق کند چه بهشت و چه جایی دیگر در کهکشانها.
اما او اراده کرد که انسان را بر روی زمین قرار بدهد و از این طریق با مشکلاتی که در روی زمین با آن روبرو میشود مورد آزمایش قرار دهد.
ولی تنها میتوان از بیان خود آفریننده انسان، هدف او از قرار دادن انسان بر روی زمین را متوجه شد.

سوم. علم خداوند و سرنوشت انسان
علم خداوند منافاتی با اراده انسان ندارد. توضیح اینکه
م1. خداوند انسان را افریده است.
م2. هدف از آفرینش انسان، رسیدن انسان به کمال است.
م3. کمال مورد نظر، کمال اختیاری است نه کمال خدادادی و غیر اختیاری.
م4. این کمال، تنها در پرتو کارهای اختیاری به دست می‌آید. چنانکه در قران کریم فرموده است:

"مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ"

:چنين نبود كه خداوند، مؤمنان را به همان‏گونه كه شما هستيد واگذارد؛ مگر آنكه ناپاك را از پاك جدا سازد

م5. بنابراین، انسان باید در محیط ازمایش و ابتلا در مشکلات قرار بگیرد تا مشخص شود که چه رفتار و عکس العملی نشان میدهد. چنانکه فرموده است:
"وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏": قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه‏ ها، آزمايش مى‏ كنيم؛ و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان!

م6. خداوند میداند که چه کسی اعمال حسن را انجام میدهد و چه کسی گنهکار است.
م7. علم خداوند به مجموعه شرایط و مقتضیات یک عمل است.
م7. از جمله این شرایط و مقتضیات برای تحقق یک عمل، اراده انسان است.

بنابراین،
اولا: علم خداوند منافاتی با اراده انسان ندارد.
ثانیا: برای تحقق هدف خداوند از خلقت انسان، باید او در تیررس ابتلائات قرار بگیرد و در محیط ازمایش باشد.
به همین جهت او را بر روی زمین قرار داد تا از این راه با ابتلائات و ازمایشات مختلف این کمال محقق شود.

پی نوشتها:
1. سوره ذاریات، آیه 56
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، موسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق، ج 84، ص 199 و 344.
3. سوره ال عمران، آیه179

موضوع قفل شده است