جمع بندی فلسفه عدم ادامه نبوت به جای امامت

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام استاد عامل گرامی

تا اینجا گفتیم که پیش از اسلام در میان هر قومی (حتی اقوامی در دور افتاده ترین مناطق جنگلهای امازون) نیز پیامبرانی مبعوث می شدند. اما پس از بعثت پیامبر از اونجا که امکان رفتن مسلمانان به اون مناطق و ترویج اسلام وجود داشته، دیگر پیامبری مبعوث نشده.

اما مشکل اینه که حتی تا امروز نیز برخی از این قبایل حتی کشف نشده اند. پس چطور نیاز به بعثت پیامبران در بین این اقوام رفع شده؟
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11630

اگر بگوییم به دلیل موانع جغرافیایی، هدایت آنان محال است که این درست نیست. چون معتقدیم پیش از بعثت پیامبر این کار از طریق پیامبران انجام میشده.

[="Tahoma"][="Blue"][="3"]سلام علیکم
خداوند در مورد هدایت بندگان میفرماید: «لقد بعثنا فی کلّ أمة رسولاً أنِ اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت؛(نحل، آیه 36) در هر امتی پیامبری فرستادیم (تا به مردم بگویند) که خدا را بپرستید و از بت دوری کنید»
و همچنین: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فیها نَذیر: هیچ امّتی نبوده مگر اینکه در آن هشدار دهنده ای گذشته است»(فاطر، آیه 24)
و نیز: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ (رعد/7)؛ تو فقط بيم دهنده‏اى و براى هر قومى هدايت كننده‏اى بوده و خواهد بود.
تعابيري نظير اين آیات كه در هر قوم يا امتي پيامبري فرستاده شد، به معني آن نيست كه در هر مقطع زماني و در هر قبيله اي پيامبري فرستاده شده است. چرا که" امت" از كلمه" ام" به معنى مادر و يا به معنى هر چيزى كه ديگرى را به خود ضميمه مى‏ كند آمده است، و از اين رو به هر جماعتى كه در ميان آنها يك نوع وحدت، از نظر زمان يا مكان يا تفكر و يا هدف بوده باشد امت ميگويند(تفسیرنمونه، ج11، ص222) بنابراین به هر قبیله دور افتاده امت و قوم گفته نمیشود.

لذا خداوند بر هر شخصی حجتی متناسب با او خواهد داشت. اسباب هدایت متفاوت اند، گاهی حجت باطنی است و گاهی ظاهری. همین حجت ظاهری هم گاهی پیامبر اولو العزم است، گاهی پیامبر تبلیغی است، گاهی امام، گاهی فقیه و عالم و گاهی غیر اینها.

خداوند در همین راستا می فرماید: «وَ ما کُنّا مُعَذِّبینَ حَتّی نَبْعَثَ رَسُولاً: ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم (تا وظایفشان را بیان کند)»(اسرا، آیه 15) بنابرا همین آیه شریفه تکلیف بمالایطاق(فوق طاقت) جایز نیست. تکلیف به میزان ابلاغ است. پس برای قبیله دور افتاده نیز خداوند حجتی قرار داده که طبق همان از آنها بازخواست خواهد نمود، نه بیشتر.[/][/][/]

سوال:
چرا پس از وفات رسول اکرم(ص) به جای امامت، نبوت ادامه نیافت؟

پاسخ:
مقدمه1: بنابر آیه شریفه: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی»(1)، با نزول شریعت اسلام، همه ی آنچه بشر در باره معارف دین تا قیامت به آن نیاز داشت بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد؛ بنابراین دیگر نیازی به نزول وحی جدید، ارسال انبیاء و شریعت جدید نبود. رسول گرامی اسلام(ص) نیز در این رابطه میفرماید: «ای مردم به خدا قسم چیزی نبود که شما را به بهشت نزدیک و از آتش دور کند، مگر اینکه شما را بدان امر کردم و چیزی نبود که شما را به جهنم نزدیک و از بهشت دور سازد، مگر اینکه شما را از آن نهی کردم»(2).

مقدمه2: در شرایع و امت‌های پیش از اسلام همه معارف و احکام مورد نیاز بر انبیای صاحب شریعت نازل نمی‌شدند، بلکه برخی معارف و احکام مورد نیاز نیز بر انبیای تبلیغی نازل می شد. در همین رابطه خداوند متعال در قرآن میفرماید: «إِنَّا أَوْحَیْنا إِلَیْکَ کَما أَوْحَیْنا إِلى نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَیْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَإِسْماعِیلَ وَإِسْحاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْباطِ وَعِیسى وَأَیُّوبَ وَیُونُسَ وَهارُونَ وَسُلَیْمانَ وَآتَیْنا داوُدَ زَبُوراً وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَکَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَکْلِیماً»(3)؛ حتما ما (احكام و دستورات خود را) بتو وحى كرديم، همچنانكه بنوح و پيامبران بعد از او وحى كرديم. و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحى كرديم و زبور را به داود عطا كرديم. ايشان پيامبرانى بودند كه داستان آنان را قبلا براى تو نقل كرديم. و پيامبرانى هم بودند كه داستانشان را براى تو نگفتيم. و خدا با موسى سخن گفت، يك نوع سخن گفتنى.
در این آیه شریفه خداوند نام پیامبرانی(ع) را می برد که صاحب شریعت نبودند اما به آنها وحی میشده است، بنابراین وحی مختص پیامبران(ع) صاحب کتاب و شریعت نبوده است.

مقدمه3: علاوه بر وظیفه دریافت وحی که در مقدمه دوم بیان شد، پیامبران(ع) عهده دار مبارزه با بدعت هایى كه قبلا پيدا شده بود و همچنین حفظ شریعت سابق نیز بودند.

مقدمه4: بر خلاف پیامبران(اعم از صاحب شریعت و غیر آن)، به ائمه(ع) وحی نازل نمی شود و علم امام(ع) در باب حلال و حرام افزایش نمی‌یابد؛ زیرا احکام مربوط به حلال و حرام به طور کامل بر پیامبر(ص) نازل شد. در این مورد یکی از اصحاب از امام صادق(ع) پرسید که آیا ممکن است موضوعی پیدا شود که حکم آن در کتاب و سنت نباشد؟ امام فرمود: خیر. او می‌گوید چندین بار پرسش را تکرار کردم و امام(ع) پاسخ منفی دادند(4)

نتیجه: علت اصلی ختم نبوت تبلیغی، ختم نزول معارف دینی و احکام الهی است؛ زیرا با نزول شریعت کامل اسلام بر پیامبر اکرم(ص) هر آنچه بشر در باب معارف دین و احکام فردی و اجتماعی بدان نیاز داشت بر آن حضرت(ص) نازل شد و شریعت آن حضرت(ص) به کمال رسید(بنابر مقدمه1)؛ اما در شرایع و امت‌های پیشین وضع به گونه‌ای دیگر بود؛ یعنی همه معارف و احکام موردنیاز، بر انبیای صاحب شریعت نازل نمی‌شد؛ بلکه برخی معارف و احکام موردنیاز نیز بر انبیای تبلیغی نازل می‌شد(بنابر مقدمه2). به‌همین‌جهت انبیای تبلیغی برای رساندن آن پیام‌ها مبعوث می‌شدند. بنابراین به دلیل منتفی شدن نزول وحی بعد از رسول خدا(ص)، ارسال پیامبر(حتی پیامبر تبلیغی و بدون شریعت جدید) که گیرنده وحی است، کار لغوی خواهد بود. از طرفی امام(ع) وظیفه دوم انبیاء که همان حفظ شریعت و مقابله با بدعتهاست را به خوبی می توانند انجام دهند. پس با وجود امام(ع) به دلیل حفظ شریعت، خللی به دین وارد نشده و فرستادن پیامبری که دریافت کننده وحی باشد هم لغو است. به عبارتی تنها تفاوت امام(ع) و پیامبر در دیافت وحی است که در اسلام به دریافت وحی بعد رسول اکرم(ص) نیازی نیست. به همین دلیل بعد پیامبر اکرم(ص) رسولانی ولو تبلیغی و بدون شریعت جدید فرستاده نشد.


[/HR]1. مائده/3.
2. کافی، ج2، ص 74.
3. نساء: 163-164.
4. بصائر الدرجات ص388.

موضوع قفل شده است