* * * فقه و چالش های معاصر * * *

تب‌های اولیه

85 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
* * * فقه و چالش های معاصر * * *

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت عزیزان

موضوع این تاپیک همونطور که از عنوانش هم بر می یاد راجع به مشکلات فقه ما در دنیای امروز و شرایط کنونی و همینطور راه حل های اونه ، دوستانی که می خوان در این بحث شرکت کنن با یه روحیه ی سلیم ،صادقانه و بدون محافظه کاری و تکلف راجع به مسائلی از این دست در یه چارچوب دینی و نه چارچوبی سکولار ،تامل کنن :
آیا اساسا این مطلب رو قبول دارن که فقه ما در روزگار کنونی با چالش ها یا بن بستایی روبرویه یا نه؟ اگه پاسخ مثبته این مشکلات مربوط به چه حوزه هاییه ؟
آیا قرائت فقهی رسمی و غالب ما و قبل از اون قرائت رسمی و غالب فلسفه ی فقه و اصول فقه ما در حال حاضر می تونه از پس همه ی این چالش ها یا بن بست ها بر بیاد یا نه؟
اگه پاسختون به سوال قبلی منفیه ، برای رفع مشکلاتی که با دیدگاه مشهور فعلی قابل حل نیست چه نوع بازنگری و اصلاحی باید در فقه یا فلسفه و اصول فقه کنونی ما انجام بشه ؟

:soal:

باسلام :Gol:

فقه واصول فقه و فلسفه ی فقه سه مقوله از علوم دینی هستند . در زمان غیبت امام معصوم توسط مجتهدین و فقهایی که در حوزه ی این علوم متخصص هستند برای چگونگی عمل مکلفین در احکام فرعی حکم ظاهری ان صادر میشود .

حال اینکه فقه علم پویایی است یا خیر باید به عملکرد فقها در این زمینه باز گشت کنیم .البته با توجه به طرح مسئله ی تطبیق با زمان ومکان وعرف اجتماعی این علم باید پویا وتحول پذیر (در فروع) باشد.
اما چرا این پویایی بسیار کمرنگ است؟
دوعلت میتوان برای ان در نظر گرفت :
1- با توجه به این که فقه و حکم فقهی مستقیما" با روش عملی فرد مکلف ارتباط دارد و این عمل ریشه در اعتقاد مکلف می دهدو فقیه مسئول اعمال اتی مکلف مقلدش است این وظیفه را بسیار سنگین تلقی میکند درحدی که ظن به خطا ؛ دین چندین هزار نفر را بر عهده ی فقیه میگذارد لذا اکثرا" همان روش پیشینیان، که به احتیاط نزدیک تر است را دنبال میکنند .
که البته همین عقب ماندن مکلفین از اعمال دامنگیر عصر حاضر نیز خود دین مضاف به دنبال دارد .

2- نبودن حکم قطعی درقران کریم و تطابق نداشتن برخی اموربا سنت و روایات(به دلیل عدم وجود امریاعمل مشابه در ان زمان)در برخی موارد حکم با توجه به وضوح قضیه باز هم عده ای از علماء
احتیاط میکنند و حکم واقعی را نمی دهند موارد ان هم مثل شرب توتون که بسیاری از علماء ان را مباح !!! میدانند در حالیکه با کمی جهد در احادیث به این حکم قطعی میرسند که خودکشی در قران تصریح به مجازات گناه کبیره را دارد حال این خودکشی اگر تدریجی بود (با توجه به علم مضرات مصرف ان) مباح میشود؟؟؟ البته اکنون برخی ازعلماء مثلا"ایت الله مکارم شیرازی شرب توتون وبه خصوص سیگار را حرام اعلام کرده اند . اما از طرفی میایند و مثلا" کراوات را که ضرری برای کسی ندارد الا اینکه مظهر مثلا" لباس غربی است استفاده اش را جایز نمیدانند !!! خوب سوال اینجاست چطور کراوات مظهر تفکر و تقلید از کفار است اما سیگار مظهر تقلید نیست !!!
که خوب اینهامسایلی هستند که باید مورد باز نگری فقهی قرار گیرند البته مسایل به همین جا ختم نمی شود وموارد بسیاری دیگروجود دارد که فقه شیعی باید سریعتر به داد انها برسد مثل موارد مبتلا به نت و.......
.............................................................. حق یارتان :roz:...................................................................

seyedziya;14310 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت عزیزان
موضوع این تاپیک همونطور که از عنوانش هم بر می یاد راجع به مشکلات فقه ما در دنیای امروز و شرایط کنونی و همینطور راه حل های اونه ، دوستانی که می خوان در این بحث شرکت کنن با یه روحیه ی سلیم ،صادقانه و بدون محافظه کاری و تکلف راجع به مسائلی از این دست در یه چارچوب دینی و نه چارچوبی سکولار ،تامل کنن :
آیا اساسا این مطلب رو قبول دارن که فقه ما در روزگار کنونی با چالش ها یا بن بستایی روبرویه یا نه؟ اگه پاسخ مثبته این مشکلات مربوط به چه حوزه هاییه ؟
آیا قرائت فقهی رسمی و غالب ما و قبل از اون قرائت رسمی و غالب فلسفه ی فقه و اصول فقه ما در حال حاضر می تونه از پس همه ی این چالش ها یا بن بست ها بر بیاد یا نه؟
اگه پاسختون به سوال قبلی منفیه ، برای رفع مشکلاتی که با دیدگاه مشهور فعلی قابل حل نیست چه نوع بازنگری و اصلاحی باید در فقه یا فلسفه و اصول فقه کنونی ما انجام بشه ؟

باسلام بر دوستان گرامی :Gol:

البته برای رفع مشکلات و خروج از بن بست اولین راه حل گسترش حوزه ی تخصصی فقها در علوم مختلف است فقیهی که علم مختصر از مثلا" جامعه شناسی یا پزشکی دارد چگونه انتظار میرود که احکام عملی ان را با توجه به علم بسیار محدود صد سال قبل صادر کند ؟ مسایلی مانند تلقیح مصنوعی یاشرایط تلقیح بر مادر ثانی یا پیوند اعضاء یا اهدای عضو ........در پزشکی یا با توجه به لزوم گستردگی حضور بانوان در مراکز متعدد اجتماع در علوم اجتماعی و...... بهترین راه حل به نظر بنده تخصصی شدن فقه در شاخه های مختلف میباشد . زیرا اکنون زمان احاطه ی عمومی بر تمام علوم نیست و باید این واقعیت را پذیرفت یعنی اکنون زمان پذیرش تجزی و شورای این افراد برای رسیدنبه اجتهاد مطلق است واز این مورد گریزی نیست . با توجه به گسترش علوم .

..................................... حق یارتان :roz:...................................

با سلام و تشکر از پاسخ های سرکار استاد گرامی

نقل قول:
آیا اساسا این مطلب رو قبول دارن که فقه ما در روزگار کنونی با چالش ها یا بن بستایی روبرویه یا نه؟ اگه پاسخ مثبته این مشکلات مربوط به چه حوزه هاییه ؟

خود من در زمینه ی فقه و حقوق تخصصی ندارم و اگرچه قسمت عمده ای از بحث این تاپیک مباحث فلسفه ی فقهه و با حوزه ی کلام و عقائد هماهنگتره ولی به هر ترتیب نظر خودم در این باره رو نظر یه شخص غیرمتخصص می دونم ، خیلی از ما با یه سری مسائل چالشی فقه بخصوص در حوزه های غیر عبادی برخورد کردیم ، خود من در گذشته با محافظه کاری بیشتری به این مسائل نزدیک می شدم اما الان سعی می کنم با یه روحیه ی سلیم تر و صادقانه تر و با محافظه کاری کمتر راجع به این مساله تامل کنم ، البته راجع به این موضوع هنوز جمع بندی نکردم و به احتمال زیاد در تفصیل این مطلب در بحث با دوستان باز وجوه دیگه ای از این مطلب برا خودم هم روشنتر بشه ، کار ما در اینجا سبک و سنگین کردن نقاط قوت و ضعف مواضعه تا ببینیم در نهایت کدوم کم اشکالتر و معقولتره ،اگه در یه زمینه ی خاص نظر دوستان رو مقبولتر ببینم به دیده ی منت می پذیرم ، البته در اینجا نکته ای هرمنوتیکی و تفسیری وجود داره و اون اینکه من در این مباحث انتظار دقت و شفافیت بحثی مثله بحث توحید رو ندارم، این بحث بحثیه که خیلی تحت تاثیر زمینه ها و بستراییه که فرد در اون ها راجع به این مسائل تامل می کنه، فقیهی که با فلسفه و عرفان اسلامی آشناست، یا با غرب، یا با حوزه های حقوقی علمی و اجرایی ما ارتباط بیشتری داره، یا با اجتماع و...، به احتمال زیاد در مواضعی فتواش با فقیهی که چنین نیست فرق می کنه، نمی دونم در کجا می خوندم ولی فعلا از حافظه نقل به مضمون می کنم ،شهید مطهری در جایی میگه که وقتی فقیهی می خواد فتوا بده ابتدا نگاهی به قبل از خودش و دور و برش میندازه و اگه دید که دیگرانی هم شبیه این فتوا رو دادن کمی قوت قلب می گیره و فتوا میده، ما الان نیاز به فقهای متهور داریم (به معنای درست تهور و متناسب با این بحثفعلا پاسخ خود من به سوال اول اینه که فقه ما بخصوص در حوزه های غیر عبادی دچار بن بست ها و چالشاییه مثلا در حوزه های حقوق بشر ، قانون مجازات اسلامی ، حقوق زن ، بعضی مباحث اقتصادی و ... ، از این چالش ها مواردی که در اون فقه و حقوق ما با هم در تعارض هستن باز روشنتره ، از موضع حقوق و قانون فعلی این تعارض ها دارن داد می زنن که حکم فقه ما در اون حوزه ایراد داره و حکم حقوقی و قانونی برای شرایط فعلی مناسبتره، مدتی قبل که بحث اصلاح قانون مجازات اسلامی بود در پیش نویس اون می خوندم که کسی که دیدبانی قتل رو انجام می ده باید به چشماش میل داغ کشیده بشه ، جالب اینکه امثال این قوانین به دلیل اضطرار و... اجرا هم نمیشن و فقط برای تبلیغات ضد دینی مورد سو استفاده قرار میگیره ، یا ازدواج مجدد رو در نظر بگیرید(قابل توجه خانم ها !) ، مشهور فقها اینه که مرد بدون نیاز به اذن همسر اول می تونه همسر دوم اختیار کنه و اگه فقیهی شرط اذن همسر اول رو مطرح کنه بعضی که مجتهد هم نیستن با برچسب بدعت بیچارش می کنن و آبرو براش نمی ذارن، این در حالیه که در قانون به جز مواردی خاص مرد برای ازدواج مجدد نیاز به اذن همسر اول داره، یا مثلا ماجرای قانون کار و اختلاف شورای نگهبان و مجلس رو در نظر بگیرید که علی رغم اینکه شورای نگهبان معتقد بود که این قانون خلاف شرعه بعد از کلی کشمکش با دخالت مجمع تشخیص این قانون تصویب شد، که از این دست مثال ها فراوونه و نیازی به تفصیل نیست...

اما پاسخ اجمالی به دو سوال بعدی:

نقل قول:
آیا قرائت فقهی رسمی و غالب ما و قبل از اون قرائت رسمی و غالب فلسفه ی فقه و اصول فقه ما در حال حاضر می تونه از پس همه ی این چالش ها یا بن بست ها بر بیاد یا نه؟
اگه پاسختون به سوال قبلی منفیه ، برای رفع مشکلاتی که با دیدگاه مشهور فعلی قابل حل نیست چه نوع بازنگری و اصلاحی باید در فقه یا فلسفه و اصول فقه کنونی ما انجام بشه ؟

اما راجع به مطلب دوم، در آنچه در این رابطه در ادامه و به نحو مجمل می یاد مولفه هایی هست که بهتره و باید اونو یه نوع بازنگری و اصلاح در فلسفه و اصول فقه فعلی دونست. البته عملا بخشی از این راه حل داره در مجامع حقوقی ما اجرا میشه، حکایت ما در اینجا حکایت این مثله که "اسمشو نیار خودشو بیار!" . در این راه حل ابتدا باید بین نیت شارع مقدس و شکل خاص اجرای اون نیت در یه مقطع زمانی خاص تفکیک قائل شد. شرایط خاص یه مقطع زمانی خاص که دخیل در اون حکمند باعث میشه نیت شارع مقدس در اون مقطع زمانی خاص به یه شکل خاص متناسب با اون شرایط پیاده بشه . حالا نکته ی مهم اینجاست که وقتی اون شرایط خاص دخیل در حکم تغییر می کنه باید در اون شکل خاص اجرای حکم هم بازنگری کنیم و شکل خاص جدید اجرای نیت شارع رو متناسب با شرایط جدید طراحی کنیم. اما نکته ی کلیدی و مهم دیگه اینکه چه در بحث فهم عمیق تر نیت شارع(که کاملا تعیین کننده است) و چه در بحث ارزیابی متقن تر شرایط دخیل در حکم و تغییرات اونها فقه ما باید عقل گراتر بشه(عقل در یه بستر دینی) که به نظرم در سنت شیعی هم پتانسیل چنین کاری وجود داره(و در حقیقت تا جایی که حقیر بررسی کردم بهتر از هر دین یا مذهب دیگه)، به تعبیری تزریق نوعی عقلگرایی(نه صرفا ابزاری) در فقه و اصول فعلی، چه در مقام بحث از نیت و چه در مقام بحث از شرایط دخیل در حکم و تغییرات اونا. نکته ی بعدی اینکه در این رویکرد، ممکنه حکمی به نحو قطعی و به صراحت از کتاب و سنت بر بیاد، ولی این حکم با اینکه قطعی و الهیه، موقتی باشه، که در اینجا بحث نسخ احکام مطرح میشه. تا قبل از عصر غیبت این نسخ توسط معصوم (ع) انجام میشد، اما حالا که به یه معنا معصوم (عج) در میون ما نیست این نسخ توسط فقیه حقوقی انجام میشه وگرنه باید حکمی رو اجرا کنیم که شرایط دخیل در اون حکم تغییر کرده و این کار حاصلی جز وهن و طعن در دین مبین نداره...

با سلام
این مطالب برگرفته ای از صفحات 45-43 کتاب «عقل فقهی»(تالیف حجت الاسلام عباس یزدانی) و صرفا نمونه هایی برای پیش بردن بحثه:

مرد می تونه بدون عذر موجه زنش رو طلاق بده، مرد می تونه بدلیل خوره، کوری، برص، شلی و... عقد رو فسخ کنه، در صورتی که اگر خود مرد چنین باشه زن چنین حقی نداره، مرد می تونه درخواست آمیزش زنش رو اجابت نکنه، در حالیکه خودش حق داره هر وقت که اراده کنه، حتی وقتی زنش وسط نمازه، اون رو وادار به آمیزش کنه، و زن فقط سالی سه بار، اون هم به مدتی خیلی کوتاه، چنین حقی داره، مرد حق داره به زنش دروغ بگه، مرد می تونه مانع شرکت زنش در مراسم تشییع جنازه و دفن و ترحیم پدرش بشه و...

حالا سوال اینه که آیا از منظر شیعه که داعیه ی عقلگرایی و بحث حسن و قبح عقلی رو داره، اینها بی عدالتی آشکار نیست؟(بنا به ایده ی حسن و قبح عقلی، عقل تا حد خوبی قادر بر تشخیص زشتی و زیبایی های اخلاقیه)، آیا پذیرفتن اشعری گونه ی این بی عدالتی آشکار به عنوان فقه اهل بیت(ع)، با تکیه بر خبر واحد مقبوله؟(اشعری گری از جمله از نظر همین بحث حسن و قبح عقلی در برابر دیدگاه عقلگرای شیعه است)، آیا اینها نشانه ای بر اشتباه در پروسه ی استنباط نیست؟...

«عقل فقهی»

حجت الاسلام عباس یزدانی

این کتاب نقدی محققانه و چالشی به قرائت رسمی از فقه و اصوله، حقیر در مواضعی هم افق با نویسنده هستم و در حد بضاعت در مواضعی هم به مولف نقد دارم، ولی در کل کتاب مواد خام خیلی خوبی برای تامل در این باره بدست می ده، به دوستانی که نسبت به وضعیت فعلی فقه و چالش های پیش روی اون دغدغه مندند توصیه می کنم که حتما این کتاب رو مطالعه کنن(نسخه ای که حقیر از اینترنت گرفتم بخش هایی از پایان کتاب رو نداره و متاسفانه تا جایی که جستجو کردم نسخه ی الکترونیکی کامل کتاب رو پیدا نکردم):

اجازه می خواهم من نیز نظر خود را در مورد فقه و علم آکادمیک با اساتید و دوستان به بحث دوستانه بگذارم

نظریه « وحدت حوزه و دانشگاه »که ازسوی امام خمینی عنوان شد مفهوم گسترده ای است که اینجانب استنباط خود را می نویسم
طبق این نظریه علوم آکادمیک و حوزوی در کنار هم رشد وبالندگی مناسب و ایده ال را طی خواهد کرد و این نظریه امام بر خلاف برداشت عده ای فقط توجه به عرفان و غیره نیست
شاهد مطلب اینجانب تحولات، در نظرات فقهی است که بنیانگذار این تحولات کسی جز شخص امام خمینی نبود . این تحولات را عموم مردم به صورتهایی مثل آزاد شدن شطرنج و بوکس دیدند و در محدوده پیشرفت علم :
ادامه دارد...

ادامه.....
امروزه اگر من وشما به راحتی در مورد اهدا عضو ودانشهای مشابه صحبت می کنیم و شاهد پیشرفت هستیم مدیون فتاوا واستفتاعات امام هستیم..چرا که ما سالهای سال به دلایلی مثل : اجتناب از مثله کردن میت و کالبد گشایی و معاینه زن و....

از علومی چون نازایی ، پزشکی قانونی و پاتولوژی و اهدا و پیوندعضوو همین مبحث به ظاهر جدید ! سلولهای بنیادی ! عقب بودیم. (علوم پاتولوژی و پزشکی قانونی و... به حدی گسترده است که با ذکر اسمشان حق مطلب ادا نمی شود)
فلذا اولین پیوند عضو که پیوند قرنیه از جسد بود اول بار با فتوای امام خمینی صورت یافت و این یعنی بنیانگذاری پیشرفت بسیاری از علوم در ایران....
مضاف بر این ، فتاوای مراجعی چون آیت الله خامنه ای ( حاکم شرع ) راه گشای حل بسیاری ازمشکلات و علوم من جمله زنان در مقوله نازایی و سقط جنین شده است . مبحث سقط که به صورت امری کاملا ممنوع نگریسته می شد در حال حاضر خوشبختانه حدود 50 مورد مجوز شرعی و قانونی دارد ( که البته در مبحثی جداگانه به این موارد اشاره خواهم کرد علاوه بر اینکه معتقدم و امیدوارم اندیکاسیونهای دیگری هم به سقط اضافه شود) ...( ذکر کلمه حاکم شرع به این دلیل است که فتوای ایشان اولویت بر سایر دارد) ادامه دارد....

ادامه..
حسن فقه شیعی پویایی و بالندگی و توجه به زمان است ، شاید عده ای در گذشته، هر چند در لباس فقه ، نا خواسته به این امر توجه مناسب ننمودند. ولی منش امام و امثالهم گویای این است که غفلت کسی را به حساب دین نگذاریم.

و البته اموری در فقه هم هست که متاسفانه شاید به علت از بین رفتن قبح آنها ، کمتر مورد توجه بوده است و یا به عکس اموری مشروعند و دید جامعه به علل گوناگون آنها را تقبیح می کند. ( کوتاهی در آموزش و پرورش)
یک مثال از موارد قبیح ، که به نوعی قبحش کم شده یا ریخته است مسئله سیگار و اعتیاد است ولی خوشبختانه حرام شمردن آیاتی چون مکارم شیرازی ، اثباتی است برهوشیاری و پویایی فقه ، هر چند ذائقه و دید مردم عوض شده باشد
و اما اخیرا توجهاتی به طب اسلامی شده است که متاسفانه فقط حجامت و تغذیه که آن هم مخالف و موافقانی درمیان دانشگاهیان دارد مورد عنایت است و عمده بهانه و علت مخالفتها عدم تحقیق و یا عدم اطلاعات کافی بوده است. ادامه دارد...

موضوع قفل شده است