جمع بندی فرق كلم با نطق ؟!

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

باسلام

خیر البریه;760937 نوشت:
به نظر من نطق کلامی مطابق تکوین وحقیقت است ودر آیات قران بر غیر انسان اطلاق شده
ما در پست شماره 3 موارد تعارض اين فرمايش شما را از آيات قران بيان كرديم و عرض شد كه نطق در قران كريم بارها و بارها برسخن گفتن انسان اطلاق شده است .

خیر البریه;760937 نوشت:
در مورد رسول الله ص هم چون ایشان جز حق سخنی نمیگویند نطق آورده
اين مدعاي شما با آيه " و ما ينطق عن الهوي " سازگار نيست زيرا دقيقا مراد آيه اين است كه رسول الله صلي الله عليه و آله از روي هوي و غير حق محض سخن نمي گويد .
همانگونه كه قبلا هم عرض كردم بنظر توضيح جناب ياقوت احمر در اين خصوص قابل پذيرش تر و مناسب تر و قابل انطباق تر با مصاديق اين دو ماده است :
یاقوت احمر;756458 نوشت:
شاید بشه "نطق" را که ریشه "منطق" است ، به زبان مربوط دانست. زیرا هر حیوانی ، زبان خاص خود را دارد که با آن ، با همنوعان خود ارتباط برقرار می کند. هر ارتباطی هم بر پایه یک منطقی قابل ایجاد و فهم است. . اما در خصوص انسان ، چون زبانش به گونه ای است که از "کلمه" برای بیان منظور خود استفاده می کند ، آن را "کلام" و "تکلم" می نامند. پس تکلم ، حالت خاصی از نطق است. یعنی تکلم ، نطقی است که در آن از کلمه استفاده می شود. پس نطق ، منحصر در تکلم نیست. بلکه نطق هایی وجود دارند که در آنها از "کلمه" استفاده نمی شود.

در بالا عرض کردم هر حیوانی نطق خاص خود را دارد.
شاید به طور کلی بشه گفت هر موجودی نطق خاص خود را دارد. کوه ، درخت ، باد...
در این میان ، فقط نطق انسان ( آنهم نطق ظاهری و محسوس او که با زبان گوشتی صورت می گیرد) چون با استفاده از کلمه صورت می پذیرد ، تکلم نامیده می شود.
امام معصوم یا اولیاء خدا ، توانایی فهم این "نطق"ها و برگرداندن (ترجمه آن) به "منطق کلمه ای" ( تکلم) انسان را دارند.

هدی;770255 نوشت:
باسلام
ما در پست شماره 3 موارد تعارض اين فرمايش شما را از آيات قران بيان كرديم و عرض شد كه نطق در قران كريم بارها و بارها برسخن گفتن انسان اطلاق شده است .

اين مدعاي شما با آيه " و ما ينطق عن الهوي " سازگار نيست زيرا دقيقا مراد آيه اين است كه رسول الله صلي الله عليه و آله از روي هوي و غير حق محض سخن نمي گويد .
همانگونه كه قبلا هم عرض كردم بنظر توضيح جناب ياقوت احمر در اين خصوص قابل پذيرش تر و مناسب تر و قابل انطباق تر با مصاديق اين دو ماده است :

سلام

ما از مجموع آیات نتیجه میگیریم یکبار دیگر پست 11 را دقت کنید فقط آیات زیر که مربوط به آخرت وتجرید روح هستند برای انسان آمده :

فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ( ذاريات/23)
پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه واقعا او حق است همان گونه كه خود شما سخن مى‏ گوييد

در اینجا هم چون الله حق خالص است نطق آورده .

وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ(نمل/85)

و به [كيفر] آنكه ستم كردند حكم [عذاب] بر آنان واجب گردد در نتيجه ايشان د م برنيارند
هَذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ(مرسلات/35)
اين روزى است كه دم نمى ‏زنند

مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ(صافات/92)
شما را چه شده كه سخن نمى‏ گوييد .

در بقیه آیات مربوط به غیر انسان آمده است .

پرسش:
چرا كلمه نطق در كل قران براي غير انسان بكار رفته بجز آيه : وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى {النجم/3
}

پاسخ: اين ادعاي شما صحيح نيست . به ايات زير دقت كنيد :
فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ( ذاريات/23)
پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه واقعا او حق است همان گونه كه خود شما سخن مى‏ گوييد
وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ(نمل/85)
و به [كيفر] آنكه ستم كردند حكم [عذاب] بر آنان واجب گردد در نتيجه ايشان د م برنيارند
هَذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ(مرسلات/35)
اين روزى است كه دم نمى ‏زنند
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ(صافات/92)
شما را چه شده كه سخن نمى‏ گوييد
در تمام موارد فوق ، نطق براي انسان بكاررفته است.

ضمن اينكه شما برخلاف لغويين معتقديد كه "نطق" در قرآن جز يك مورد براي انسان بكار نرفته ،درحاليكه آنان معتقدند:
" نطق در غيربنى آدم بكار نرود و در غيرانسان صوت گويند "(1 )
راغب مى گويد كلمه (نطق )هيچ وقت در غير انـسـان اسـتـعـمـال نمى شود، مگر به طور تبعى و به نوعى از تشبيه.(2)


اهل لغت نیز در خصوص تفاوت نطق و کلام سه نظر دارند :
1- نطق و كلام تفاوتي ندارند (3)
2- نطق در انسان بكار مي رود و درغير انسان بصورت تشبيه بكار مي رود .(4)
3- در غير انسان ، نطق بكار نميرود و به آن در غير انسان صوت ميگويند .(5)
واما فرق تكلم و نطق را بنده در كتب لغت نديدم جز اينكه غالبا اين دو را به يك معنا ميدانند اما از مجموع مطالب ميتوان به اين نتيجه رسيد كه سخن به اعتبار تاثير گذاريش ( كلام از كلم به معني زخم زدن است) كلام و به اعتبار بيان متناسب با فرد متكلم ، نطق نام ميگيرد .و البته این تحلیل هم در خور توجه است : "نطق" را که ریشه "منطق" است ، به زبان مربوط دانست. زیرا هر حیوانی ، زبان خاص خود را دارد که با آن ، با همنوعان خود ارتباط برقرار می کند. هر ارتباطی هم بر پایه یک منطقی قابل ایجاد و فهم است. . اما در خصوص انسان ، چون زبانش به گونه ای است که از "کلمه" برای بیان منظور خود استفاده می کند ، آن را "کلام" و "تکلم" می نامند. پس تکلم ، حالت خاصی از نطق است. یعنی تکلم ، نطقی است که در آن از کلمه استفاده می شود. پس نطق ، منحصر در تکلم نیست. بلکه نطق هایی وجود دارند که در آنها از "کلمه" استفاده نمی شود
.

(1)- مجمع البيان ، ذيل آيه 16 نمل
(2)- الميزان ، ذيل آيه 21 فصلت

(3)- صحاح جوهري ذيل ماده (ن ط ق)
(4)- درغير انـسـان اسـتـعـمـال نمى شود، مگر به طور تبعى و به نوعى از تشبيه.( مفردات راغب ، ذيل ماده نطق)
(5)-
مجمع البيان ، ذيل آيه 16 نمل

کلید واژه ها: نطق،کلام،فرق نطق و کلام
موضوع قفل شده است