فرق تصوف با عرفان

تب‌های اولیه

24 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ashr;191833 نوشت:
با سلام و احترام
آیا مولانا و شمس و ...جزء صوفیه محسوب میشن؟؟اگه بله چرا در بعضی از درسهای عرفانی از اشعار آنها استفاده میشه؟حتی در تلویزیون خودمون میشینند و بحث عرفانی میکنند روی اشعار مولانا؟


سلام وعرض ادب

در رابطه با سوالی که فرمودید اینجا کاملا بحث شده:

http://www.askdin.com/thread14013.html

باسمه تعالي، سلام بر همه دوستان محترم

مطالبي از نوشته هاي استاد شهيد مرتضي مطهري انتخاب كرده ام، انشاالله، در اين مبحث مفيد خواهد بود.

اين استاد محقق شهيد، در مباحث كليات علوم اسلامي بخش عرفان مي نويسند:

عرفان، هم در بخش عملى و هم در بخش نظرى با دين مقدس اسلام تماس و اصطكاك پيدا مى‏كند، زيرا اسلام مانند هر دين و مذهب ديگر و بيشتر از هر دين و مذهب ديگر روابط انسان را با خدا و جهان و خودش بيان كرده و هم به تفسير و توضيح هستى پرداخته است. قهراً اينجا اين مسئله طرح مى‏شود كه ميان آنچه عرفان عرضه مى‏دارد با آنچه اسلام بيان كرده است چه نسبتى برقرار است؟. البته عرفاى اسلامى هرگز مدعى نيستند كه سخنى ماوراى اسلام دارند، و از چنين نسبتى سخت تبرّى مى‏جويند. برعكس، آنها مدعى هستند كه حقايق اسلامى را بهتر از ديگران كشف كرده‏اند و مسلمان واقعى آنها مى‏باشند. عرفا- چه در بخش عملى و چه در بخش نظرى- همواره به كتاب و سنت و سيره نبوى و ائمه و اكابر صحابه استناد مى‏كنند. ولى ديگران درباره آنها نظريه‏هاى ديگرى دارند و ما به ترتيب آن نظريه‏ها را ذكر مى‏كنيم:

الف. نظريه گروهى از محدثان و فقهاى اسلامى. به عقيده اين گروه، عرفا عملًا پايبند به اسلام نيستند و استناد آنها به كتاب و سنت صرفاً عوامفريبى و براى جلب قلوب مسلمانان است و عرفان اساساً ربطى به اسلام ندارد.

ب. نظريه گروهى از متجددان عصر حاضر. اين گروه كه با اسلام ميانه خوبى ندارند و از هر چيزى كه بوى اباحيّت بدهد و بتوان آن را به عنوان نهضت و قيامى در گذشته عليه اسلام و مقررات اسلامى قلمداد كرد به شدت استقبال مى‏كنند، مانند گروه اول معتقدند كه عرفا عملًا ايمان و اعتقادى به اسلام ندارند، بلكه عرفان و تصوف نهضتى بوده از ناحيه ملل غيرعرب برضد اسلام و عرب در زير سرپوشى از معنويت. اين گروه با گروه اول در ضديت و مخالفت عرفان با اسلام وحدت نظر دارند و اختلاف نظرشان در اين است كه گروه اول اسلام را تقديس مى‏كنند و با تكيه به احساسات اسلامى توده مسلمان، عرفا را «هو» و تحقير مى‏نمايند و مى‏خواهند به اين وسيله عرفان را از صحنه معارف اسلامى خارج نمايند، ولى گروه دوم با تكيه به شخصيت عرفا- كه بعضى از آنها جهانى است- مى‏خواهند وسيله‏اى براى تبليغ عليه اسلام بيابند و اسلام را «هو» كنند كه انديشه‏هاى ظريف و بلند عرفانى در فرهنگ اسلامى با اسلام بيگانه است و اين عناصر از خارج وارد اين فرهنگ گشته است، اسلام و انديشه‏هاى اسلامى در سطحى پايين‏تر از اين گونه انديشه‏هاست. اين گروه مدعى هستند كه استناد عرفا به كتاب و سنت صرفاً تقيّه و از ترس عوام بوده است، مى‏خواسته‏اند به اين وسيله جان خود را حفظ كنند.

ج. نظريه گروه بى‏طرفها. از نظر اين گروه در عرفان و تصوف، خصوصاً در عرفان عملى و بالاخص آنجا كه جنبه فرقه‏اى پيدا مى‏كند، بدعتها و انحرافات زيادى مى‏توان يافت كه با كتاب اللَّه و با سنت معتبر وفق نمى‏دهد. ولى عرفا مانند ساير طبقات فرهنگى اسلامى و مانند غالب فرق اسلامى نسبت به اسلام نهايت خلوص نيت را داشته‏اند و هرگز نمى‏خواسته‏اند بر ضد اسلام مطلبى گفته و آورده باشند. ممكن است اشتباهاتى داشته باشند همچنان كه ساير طبقات فرهنگى مثلًا متكلمين، فلاسفه، مفسرين، فقها، اشتباهاتى داشته‏اند، ولى هرگز سوء نيتى نسبت به اسلام در كار نبوده است.مسئله ضديت عرفا با اسلام از طرف افرادى طرح شده كه غرض خاص داشته‏اند يا با عرفان و يا با اسلام. اگر كسى بى‏طرفانه و بى‏غرضانه كتب عرفا را مطالعه كند، به شرط آنكه با زبان و اصطلاحات آنها آشنا باشد، اشتباهات زيادى ممكن است بيابد ولى ترديد هم نخواهد كرد كه آنها نسبت به اسلام صميميت و خلوص كامل داشته‏اند. ما نظر سوم را ترجيح مى‏دهيم و معتقديم عرفا سوء نيت نداشته‏اند. در عين حال لازم است افراد متخصص و وارد در عرفان و در معارف عميق اسلامى، بى طرفانه درباره مسائل عرفانى و انطباق آنها با اسلام بحث و تحقيق نمايند. (مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهر ى، ج‏23، ص: 31،32)

سینا;191896 نوشت:
سلام وعرض ادب

در رابطه با سوالی که فرمودید اینجا کاملا بحث شده:

http://www.askdin.com/thread14013.html



واقعا خیلی خوب بحث شده بود!!!!
بندۀ خدا مولوی که بازیچۀ این آقایون شده و هر حرف شایسته و ناشایسته رو در موردش زدن.
فقط من می توانم یک جمله بگویم:
هنر در فهم حرف بخردان است :Gol: نه تعجیل سخن در رد آن است
موضوع قفل شده است