جمع بندی فرایند عقلی پذیرش دین و عصمت

تب‌های اولیه

81 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
فرایند عقلی پذیرش دین و عصمت

با سلام و عرض ادب.

در مورد لزوم پذیرش دین و عصمت فرایند استدلالی ساده ای در زیر ارائه شده است. ممنون می شوم نظر خود را در مورد آن بفرمایید:

1- بشر موجودی است که ابزاری برای استدلال به نام عقل دارد.

2- از انسان بیش از آنچه توسط عقل او قابل فهم است انتظاری نیست.

3- انسان با استفاده از عقل خود به وجود خالق و مبدأی برای جهان پی می برد.

4- بشر برای تکامل و سعادت نیازمند قانون است.

5- هرچه قانون زندگی بشر دقیق تر و کامل تر باشد بهتر است. به عبارت دیگر هرچه منبع قانونگذار از تجربه و علم بیشتری برخوردار باشد مطلوب تر است.

6- لذا پیوستن به مکتب یا چارچوب فکری برتر عقلاً پسندیده و لازم است.

7- اگر قانون و پیامی از سوی خالق برای انسان آمده باشد آن قانون بخاطر مزیت در ابعاد معنوی و دقت بالاتر در اصلاح امور فردی و اجتماعی بر هر قانون دیگری ترجیح دارد.

8- بنابراین اگر انسان بتواند به نظر خالق خود در مورد روش زندگی دست یابد عقلاً باید آن را برگزیند.

9- کسی که پیامی خارجی از سوی خدا به او نرسیده است عقلاً باید به بهترین جهان بینی و مکتب فکری که از آن آگاهی دارد ملتزم باشد و آن مکتب همان دین اوست.

10- با توجه به صفات خداوند متعال بعید نیست که برای هدایت بشر فرستاده ای از سوی خود بفرستد.

11- اهل ادیان اخبار موثقی دارند مبنی بر این که خداوند عده ای از انسان های برگزیده (به نام پیامبران) را مأمور ارسال قوانین خود نموده است.

12- اگر خداوند از پیام خود محافظت نکند هدف اصلی یعنی هدایت و امکان اعتماد مردم به گفتار و کردار فرستادگان الهی نقض می شود.

13- خدا موجود عاقلی است و نقض غرض نمی کند.

14- پس اگر مطمئن شدیم کسی فرستاده خداست عصمت او در دریافت و ابلاغ و نشر پیام وحی امری ضروری است.

البته در این تاپیک قصد نداریم به تفصیل تمام موارد فوق بپردازیم. بلکه خواستم از دوستان و کارشناسان محترم تقاضا کنم ارزیابی یا ییشنهاد خود را در خصوص قوت و ضعف روند منطقی استدلال فوق بیان کرده و اگر احیاناً با مواردی موافق نیستند علت مردود بودن آن را از دید خودشان بفرمایند.

با تشکر. :Gol:

با نام و یاد دوست



کارشناس بحث: استاد صادق



مؤمن;387532 نوشت:
با سلام و عرض ادب.

در مورد لزوم پذیرش دین و عصمت فرایند استدلالی ساده ای در زیر ارائه شده است. ممنون می شوم نظر خود را در مورد آن بفرمایید:

1- بشر موجودی است که ابزاری برای استدلال به نام عقل دارد.

2- از انسان بیش از آنچه توسط عقل او قابل فهم است انتظاری نیست.

3- انسان با استفاده از عقل خود به وجود خالق و مبدأی برای جهان پی می برد.

4- بشر برای تکامل و سعادت نیازمند قانون است.

5- هرچه قانون زندگی بشر دقیق تر و کامل تر باشد بهتر است. به عبارت دیگر هرچه منبع قانونگذار از تجربه و علم بیشتری برخوردار باشد مطلوب تر است.

6- لذا پیوستن به مکتب یا چارچوب فکری برتر عقلاً پسندیده و لازم است.

7- اگر قانون و پیامی از سوی خالق برای انسان آمده باشد آن قانون بخاطر مزیت در ابعاد معنوی و دقت بالاتر در اصلاح امور فردی و اجتماعی بر هر قانون دیگری ترجیح دارد.

8- بنابراین اگر انسان بتواند به نظر خالق خود در مورد روش زندگی دست یابد عقلاً باید آن را برگزیند.

9- کسی که پیامی خارجی از سوی خدا به او نرسیده است عقلاً باید به بهترین جهان بینی و مکتب فکری که از آن آگاهی دارد ملتزم باشد و آن مکتب همان دین اوست.

10- با توجه به صفات خداوند متعال بعید نیست که برای هدایت بشر فرستاده ای از سوی خود بفرستد.

11- اهل ادیان اخبار موثقی دارند مبنی بر این که خداوند عده ای از انسان های برگزیده (به نام پیامبران) را مأمور ارسال قوانین خود نموده است.

12- اگر خداوند از پیام خود محافظت نکند هدف اصلی یعنی هدایت و امکان اعتماد مردم به گفتار و کردار فرستادگان الهی نقض می شود.

13- خدا موجود عاقلی است و نقض غرض نمی کند.

14- پس اگر مطمئن شدیم کسی فرستاده خداست عصمت او در دریافت و ابلاغ و نشر پیام وحی امری ضروری است.

البته در این تاپیک قصد نداریم به تفصیل تمام موارد فوق بپردازیم. بلکه خواستم از دوستان و کارشناسان محترم تقاضا کنم ارزیابی یا ییشنهاد خود را در خصوص قوت و ضعف روند منطقی استدلال فوق بیان کرده و اگر احیاناً با مواردی موافق نیستند علت مردود بودن آن را از دید خودشان بفرمایند.

با تشکر. :Gol:


پاسخ :

با سلام وتقدیر از تبیین جامع وروان و همه فهم شما در باره مسله مورد بحث .
مطالب خوب ومناسب است فقط در بند 13 تعبیر « خداوند عاقل » نادرست است چون این تعبیر بر خدا اطلاق نمی شود و باید تعبیر خدای حکیم را جایگزین نمایید .

موفق باشید

مؤمن;387532 نوشت:
هرچه قانون زندگی بشر دقیق تر و کامل تر باشد بهتر است

سلام
اگر قانون الهی یا همان دین صرفا دقیقتر باشد پذیرش آن راجح است نه ضروری

مؤمن;387532 نوشت:
اگر خداوند از پیام خود محافظت نکند هدف اصلی یعنی هدایت و امکان اعتماد مردم به گفتار و کردار فرستادگان الهی نقض می شود.

عصمت را فقط در حد ابلاغ ثابت می کند نه در عمل
والله الموفق

با عرض سلام حضور دوست عزیز، مومن
فرآیندی که ارائه قرموده اید مسیری قابل پیش بینی است که قطعا به نبوت پیامبران و عصمت آنها ختم میشود. نکته ای که بعقیده بنده قابل ذکر است این است که این فرایند یکسویه بوده و در بهترین شرایط در بر گیرنده انسان هایی میشود که از عقل خود برای شناسایی بهترین منابع قوانین مدنی استفاده کرده و آن قوانین را در بیان افرادی می یابند که بعنوان پیامبر از سوی خالق معرفی گردیده اند. صرف نظر از اینکه در این مسیر پیش فرض های احتمالی دیگری ممکن است وجود داشته باشد، نکته ای که کاملا از قلم افتاده سوی دیگر سکه یا نقش شر و بدی و منشاء آن در یک فرآیند جامع است.
با تشکر.

مؤمن;387532 نوشت:
اگر قانون و پیامی از سوی خالق برای انسان آمده باشد آن قانون بخاطر مزیت در ابعاد معنوی و دقت بالاتر در اصلاح امور فردی و اجتماعی بر هر قانون دیگری ترجیح دارد

با سلام. اجازه بدهید این مورد را اصلاح کنم :
اگر قانون و پیامی از سوی خالق برای گروهی از انسان ها آمده باشد آن قانون برای مزیت در ابعاد معنوی و دقت بالاتر در اصلاح امور فردی و اجتماعی بر هر قانون دیگری برای همان گروه انسان ها ترجیح دارد.
و البته اگر قرار باشد این پیام برای گروه دیگری از انسان ها استفاده شود باید آن قانون را ترجمه فرهنگی کرد. به عبارت دیگر به جای تمسک با ظاهر قانون روح حاکم بر آن را استفاده کرد.
توضیح اینکه با افزایش جمعیت انسان ها و تشکیل گروه های متعدد انسانی با فرهنگ ها و آداب و رسوم متفاوت این مسئله که خداوند بخواهد قانونی را بیاورد که مناسب تمام انسان ها با تمام فرهنگ ها باشد امری محال است. به دلیل اینکه مسایل مبتلا به انسان ها با تغییر زمان و مکان قوم متفاوت خواهد بود لذا این امر محال است که خداوند پیامی را بفرستد که در آن مسایل مبتلا به تمام انسان ها در آن باشد. لذا اگر قرار باشد خداوند پیامی را برای هدایت انسان ها بفرستد باید نحوه برخورد انسان ها با مسایل مبتلا به آنها را به آنها آموزش دهد و تکیه بر ظاهر این قانون و مسایل مبتلا به یک قوم خاص نمی تواند قانونی دایمی و جامع باشد.
به قول شاه ولی الله دهلوی : پیامبر نمی توانست برای تمام اقوام و فرهنگ ها قانون مشخص با جزییات کامل ارایه دهد. بلکه مجبور بود یک قوم را انتخاب کند و به شیوه ای با آن قوم و مسایل مبتلا به شان برخورد کند که آن شیوه و برخورد و روح حاکم بر آن قوانین برای اقوام دیگر مورد استفاده قرار بگیرد.
لذا به اعتقاد بنده این جمله شما :
مؤمن;387532 نوشت:
در مورد لزوم پذیرش دین و عصمت فرایند استدلالی ساده ای در زیر ارائه شده است. ممنون می شوم نظر خود را در مورد آن بفرمایید

باید پذیرش دین را تعریف کنید. یعنی پذیرش روح حاکم بر قوانین و قبول ترجمه فرهنگی آن یا تمسک به ظاهر آن قوانین.

صادق;389198 نوشت:
با سلام وتقدیر از تبیین جامع وروان و همه فهم شما در باره مسله مورد بحث .
مطالب خوب ومناسب است فقط در بند 13 تعبیر « خداوند عاقل » نادرست است چون این تعبیر بر خدا اطلاق نمی شود و باید تعبیر خدای حکیم را جایگزین نمایید .

با سلام و عرض ادب.

بله حق با شماست. از توجه و دقت شما بسیار سپاسگزارم.

التماس دعا. :Gol:

حامد;389304 نوشت:
اگر قانون الهی یا همان دین صرفا دقیقتر باشد پذیرش آن راجح است نه ضروری

سلام و عرض ادب و احترام.

از دقت نظر حضرتعالی واقعاً سپاسگزارم و برای بنده مغتنم است. بله منظور بنده از «لازم» همان مرجح بود. به نظر حضرتعالی آیا باید اصلاحی در گزینه ها صورت بگیرد؟

حامد;389304 نوشت:
عصمت را فقط در حد ابلاغ ثابت می کند نه در عمل

همین طور است. آیا می توان ضرورت عصمت در سایر شؤون را نیز با اضافه کردن یکی دو گزاره همه فهم اثبات کرد یا این که بحث مفصل و مجزایی می طلبد؟

با تشکر از حضور و توجه شما. :Hedye:

چالشگر;389426 نوشت:
نکته ای که کاملا از قلم افتاده سوی دیگر سکه یا نقش شر و بدی و منشاء آن در یک فرآیند جامع است.

سلام و عرض ادب خدمت دوست عزیزم.

یعنی باید گزاره های دیگری به این لیست اضافه کرد؟

البته بنده صرفاً خواستم عرض کنم اعتقاد به دین در صورت آگاهی از آن رجحان یا لزوم عقلی دارد و نمی توان ضرورت ارسال رسل را به عنوان ضرورتی فراگیر اثبات کرد. چرا که به فرمایش شما روی دیگر سکه را هم باید دید و بسیاری اقوام بودند و هستند که پیام دین به آنها نرسیده است. تنها چیزی که برای این اقوام ضرورت دارد تبعیت از هر چیزی است که عقلایشان توصیه می کنند. لذا ضرورت ارسال رسل برای تمام انسان ها از فرایند فوق قابل اثبات نیست.

سپاس فراوان از شما. :Rose:

شریعت عقلانی;389463 نوشت:
اگر قانون و پیامی از سوی خالق برای گروهی از انسان ها آمده باشد آن قانون برای مزیت در ابعاد معنوی و دقت بالاتر در اصلاح امور فردی و اجتماعی بر هر قانون دیگری برای همان گروه انسان ها ترجیح دارد.
و البته اگر قرار باشد این پیام برای گروه دیگری از انسان ها استفاده شود باید آن قانون را ترجمه فرهنگی کرد. به عبارت دیگر به جای تمسک با ظاهر قانون روح حاکم بر آن را استفاده کرد.

با سلام و ارادت خدمت جناب شریعت عقلانی.

بله همین طور است. بخشی از قوانین که قومی و محدود به فرهنگی خاص هستند باید ترجمه و تفسیر شوند. در واقع منظور بنده این بود که پیام و روح آن قانون باید سرلوحه همه انسان هایی که از آن اطلاع پیدا می کنند قرار بگیرد. لذا عبارت نتیجه را محدود به گروهی خاص نکردم. اما اگر ظاهر قانون را مدنظر قرار دهیم حق با شماست و فقط برای همان گروه از انسان ها ترجیح دارد.

شریعت عقلانی;389463 نوشت:
باید پذیرش دین را تعریف کنید. یعنی پذیرش روح حاکم بر قوانین و قبول ترجمه فرهنگی آن یا تمسک به ظاهر آن قوانین.

منظورم پذیرش اصل دین و روح حاکم بر آن بود. یعنی هرچند نتوانیم اثبات کنیم که ارسال رسل یک ضرورت عقلی است اما اگر از آن اطلاع پیدا کنیم پیروی از روح پیام آن و عمل به مناسک عمومی آن شرط عقل و احتیاط است.

تشکر فراوان از شما بزرگوار. :Hedye:

مؤمن;387532 نوشت:
10- با توجه به صفات خداوند متعال بعید نیست که برای هدایت بشر فرستاده ای از سوی خود بفرستد.

مؤمن;387532 نوشت:
11- اهل ادیان اخبار موثقی دارند مبنی بر این که خداوند عده ای از انسان های برگزیده (به نام پیامبران) را مأمور ارسال قوانین خود نموده است.

چرا بعید نیست؟!شاید نفرستاد!شاید این اهل ادیان دروغ میگن!!این چوری که نمیشه اعتماد کرد!...
موضوع قفل شده است