جمع بندی فایده افراد درونگرا چیست؟

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
فایده افراد درونگرا چیست؟

با سلام و عرض ادب

فایده انسان های درون گرا چیست ؟

درون گراها معمولا افرادی هستند که فقط در بخشی از زندگی شاید بتوانند موفق باشند ولی در کل خیلی موفق نیستند

رابطه اجتماعی ضعیفی دارند ، دوستان کمی دارند ، زیاد از حد ارام هستند و بعضی اوقات انسان های سردی هستند و حتی خیلی اروم حرف میزنند و معمولا خوش سفر نیستند

در حالیکه دین توصیه به خوش اخلاقی میکند و اصولا به سمت انسان های برونگراست (محبوب ترين شما در نزد خدا، خوش اخلاق ترين شماست.) و برنامه کلی برای زندگی داره

 

منظورم این نیست درون گرا ها بد اخلاق هستند منظورم این است که ان ها نه بداخلاق هستند نه خوش اخلاق

معمولا در کاری که میکنند تمرکز خوبی دارند و موفق میشوند خیلی اوقات نفر اول هستند ولی در کل برای زندگی خیلی ضعیف عمل میکنند

(خودم هم درونگرا هستم و متاسفانه در جامعه اکثرا انسان های برونگرا موفق تر هستند)

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امیـد

سلام

دوست عزیز

ابتدا تعریفی از «درون گرایی و برون گرایی» ارائه می دهم تا بدانیم در مورد چه چیزهایی بحث می کنیم.

درون گرایی (Introversion) یک صفت شخصیتی و یکی از ابعاد اصلی در نظریه شخصیّتِ مبتنی بر صفات می باشد. وقتی حرف از درون گرایی می شود، خیلی ها افراد درون گرا را ساکت و خجالتی به شمار می آورند. در حقیقت، افراد درون گرا انرژیِ شان را از درونِ شان، یعنی ایده ها و مفاهیمِ ذهنیِ شان به دست می آورند. افراد درون گرا بیشتر دوست دارند رفتارهای انفرادی انجام دهند و در خلوتِ خود بمانند.  

برون گرایی (Extraversion) نیز بعدِ اصلیِ دیگری در نظریه شخصیت مبتنی بر صفات می باشد. ما افراد برون گرا را افرادی اجتماعی می دانیم. آنها انرژیِ شان را از دنیای بیرون و ارتباط با دیگران به دست می آورند. افراد برون گرا بیشتر تمایل دارند برای تفریح به بیرون بروند و با دیگران در ارتباط باشند؛ حرف بزنند و رفتاهای هیجانی از خود نشان می دهند.  

میزانِ برون گرایی و درون گراییِ افراد به صورتِ یک طیف و پیوستار می باشد. یعنی این گونه نیست که یک فرد حتما برون گرا و دیگری حتما درون گرا باشد و هیچ فردی بین این دو نباشد. همه افراد تا حدودی، ویژگی های درون گرایی و برون گرایی را دارند. این که فردی را برون گرا یا درون گرا می نامند، به خاطرِ غلبه یِ یک دسته از ویژگی ها بر دسته دیگر می باشد.  

اینکه گفته اید:«دین توصیه به خوش اخلاقی میکند و اصولا به سمت انسان های برونگراست» درست نمی باشد. زیرا خوش اخلاقی به معنایِ برون گرایی نیست. حضرت امام صادق (صلوات الله و سلامه علیه) در تعریف خوش اخلاقی می‌فرمایند: «حُسن خلق آن است که برخوردت را نرم کنی، سخنت را پاکیزه گردانی و برادرت را با خوش‌رویی دیدار نمایی»[شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج‌۴، ص۴۱۲، محقق و مصحح:علی اکبر غفاری، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق]. آیا همه افرادِ برون گرا، برخوردشان با مردمْ نرم است؟ آیا فقط افرادِ برون گرا سخنان پاکیزه می زنند و در برخورد با دیگران، ادب را رعایت می نمایند؟ آیا افراد درون گرا با برادرانِ شان با تُرش رویی دیدار می کنند؟ اگر به درستی در جامعه نگاه کنید، می بینید که افراد برون گرای زیادی هستند که با وجود داشتنِ ارتباطات زیاد، دیگران از معاشرت با آنها دل خوش ندارند. زیرا آنها در ارتباطاتِ شان ادب را رعایت نمی کنند؛ در اجتماع با بداخلاقی برخورد می نمایند و سخنانِ خوب و زیبا به زبان نمی آورند. افراد درون گرای زیادی هم وجود دارند که وقتی سخن می گویند، با دیگران با نرمی و ملاطفت برخورد می کنند؛ سخنانِ خوب و شایسته می زنند و با خوش رویی با دیگران رفتار می کنند. درست است که این افراد، کم صحبت می کنند؛ ولی صحبت هایشان کیفیّتِ بالایی دارد. نظامیِ گنجوی ابیات زیبایی در این مورد سروده است:

 

با این که سخن به لطفْ آب است - کم گفتنِ هر سخنْ صواب است

آب ار چه همه زلال خیزد - از خوردنِ پُرْ مَلال خیزد

کم گوی و گزیده گویْ چون دُرّ - تا ز اندک تو جهان شود پُر

لاف از سخن چو دُرّ توان زد - آن خشت بود که پُر توان زد

 

اینکه گفته اید:«متاسفانه در جامعه اکثرا انسان های برونگرا موفق تر هستند»؛ اگر ملاک و معیارتان برای موفقیّت، معروف شدن و تشویق های دیگران است، باید بگویم:«بله؛ جامعه ما برای افرادی که برون گرا هستند و می توانند با افراد دیگر ارتباطِ سریعی برقرار نمایند و دیگران را با حرف و سخن شانْ جادو کنند ارزشِ بیشتری قائل است». اما باید پرسید:«آیا این تشویق ها و کف و سوت زدن ها همیشگی و دائمی هستند؟». اگر به درستی نگاه کنید، می بینید که این تشویق ها موقّتی می باشند و افرادِ برون گرای موفق (بنا بر ملاکی که در بالا گفتیم) همیشه مورد تشویق قرار نمی گیرند و در بیشتر موارد، بعد از مدتی کوتاه از یادها می روند و فراموش می شوند. یک دسته از افراد که معمولا برون گرا هستند، «سلبریتی ها» می باشند. در وضعیتِ آنها کمی دقت کنید. اگر کمی در وضعیتِ سلبریتی ها در طول زمان نگاه کنید و به یک مقطع خاصّ از زندگیِ شان دیدتان را محدود ننمایید، می بینید که این افراد تا مدّتی در اذهانِ مردم می مانند و به سرعت جایشان را افرادی دیگر اشغال می کنند. من خودم از سال ها پیش وضعیتِ بازیگرانِ سینما و تلویزیون را از طریق رسانه ها پیگیری می کنم. کسانی که اخبار سینما و تلویزیون را پیگیری می کنند، به خوبی می دانند که در دنیایِ هنر هفتم و تلویزیون، به سرعت افراد و چهره های جدید معرفی می شوند و چهره های قبلی فراموش می شوند. در همین سال ها چند بازیگر خانمِ مطرح در سینما و تلویزیون دیده شدند، اما دیگر کسی از آنها خبری ندارد؟ به خاطر همین مسائل، عده ای هنر هفتم و تلویزیون را «شغلی بی رحم» می دانند. 

ادامه دارد...

با سلام و تشکر از شما

مثل اینکه من منظورم را خوب بیان نکردم و همین باعث شده کمی از سوال بنده ناراحت شده اید !

من واقعا منظور بدی نداشتم که !

اینکه گفته اید:«متاسفانه در جامعه اکثرا انسان های برونگرا موفق تر هستند»؛ اگر ملاک و معیارتان برای موفقیّت، معروف شدن و تشویق های دیگران است،

استاد من اصلا منظورم این نبود که !!! من غلط بکنم بخوام یک عده ای رو مسخره کنم که حتی خودمم در بین اون دسته هستم !

من کی حرف از تشویق دیگران زدم اخه ؟ ...

 

یک مثال میزنم تا راحت تر منظورم را بیان کنم :

چند وقت پیش در یک شرکت دیدم که برای کاری دو توسعه دهنده داشتند که هر دو نفر شغل یکسانی رو انجام میدن

یکی درون گرا هستش و زیاد با دیگران صحبت نمیکنه ولی دیگری خیلی خون گرم هستش و زیاد با دیگران صحبت میکنه

با اینکه اطلاعات اون فرد درون گرا خیلی زیاده و در حد استاد هستند ولی خیلی ها کار هایشان را به اون ادم خون گرم میدند با اینکه هر دو خوب کار میکنند و از نظر کاری هیچ مشکلی ندارند

ولی اون فرد خون گرم تا حالا کار های زیادی به صورت شخصی حتی برای دیگران زده و اون ادم درون گرا بدلیل اینکه با دیگران زیاد صحبت نمیکنه معمولا کسی نمیدونه که اون ادم در حد یک استاد هستش ...

امیدوارم منظورم را فهمیده باشید ...

 

 

 افراد درون گرای زیادی هم وجود دارند که وقتی سخن می گویند، با دیگران با نرمی و ملاطفت برخورد می کنند؛ سخنانِ خوب و شایسته می زنند و با خوش رویی با دیگران رفتار می کنند. درست است که این افراد، کم صحبت می کنند؛

اقا قسم میخورم من هرگز نگفتم درون گرا بد اخلاقند

کی من گفتم درون گرا ها بد اخلاق هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من اول تاپیک هم نوشتم :

منظورم این نیست درون گرا ها بد اخلاق هستند

من که اول تاپیک هم گفتم که اکثر درون گرا ها ادم ها موفقی هستند و معمولا نفر های اول رشته های خودشون هستند :

معمولا در کاری که میکنند تمرکز خوبی دارند و موفق میشوند خیلی اوقات نفر اول هستند

 

اینکه گفته اید:«دین توصیه به خوش اخلاقی میکند و اصولا به سمت انسان های برونگراست» درست نمی باشد.

شما که خودتان گفتید درون گرا ها کم صحبت هستند

من کلا بحتم اینه که درون گرا ها از نظر فردی خیلی موفق هستند ولی در زندگی اجتماعی خیلی قوی عمل نمیکنند و به صورت کلی قوی نیستند

یعنی مشورت و کار گروهی و روابط اجتماعی یا حتی در سفر و یا مهمانی ها ... خیلی ضعیف هستند

 

 

وقتی ایمیل اومد جواب اومده و جواب رو دیدم یه لحظه رنگ عوض کردم ! جدی از ازسال این سوال پشیمون شدم

اگه بنده به کسی بی احترامی کردم معذرت میخوام ولی واقعا منظوری نداشتم

 

 

اگه بنده به کسی بی احترامی کردم معذرت میخوام ولی واقعا منظوری نداشتم

دوست عزیز

در فضای مجازی احساسات به درستی منتقل نمی شوند. من از سؤال شما ناراحت نشدم. اصلا چرا باید از سؤالتان ناراحت بشوم؟ مگر خدای نکرده شما توهین کرده اید که ناراحت بشوم؟

این هم یک سؤال است که پاسخی دارد.   

سلام علیکم

استاد آیا درونگرایی و افسردگی و همچنین برونگرایی و اضطراب و تشویش دابطه قابل تصوری دارند ، مقصود اینکه غلبه این روحیات ، علتیتی برای اینکه ، فرد تمایل به درون و یا برون داشته باشد میشود متصور شد ؟

فی المثل 

( بنقل از یکی اساتید  طب سنتی ) نظریه غلبه مزاجی برای روحیه درون گرایی و برونگرایی و بینهم در طب سنتی ارائه شده ، چنین که مثلا برای درونگرایی غلبه طبع سرد و سودائی و برای برونگرایی طبع گرم و  صفرایی دلیل گرایش به این رفتار می باشد .

آبا افسردگی و اصطراب و تشویش و اختلاف در دفع این حالا دلایل انتخاب این رفتارها در فرد میتواند باشد ؟

با سپاس

سلام 404 عزیز

ما تو دنیایی زندگی می کنیم که برونگراها و راست دستها ساختنش. اگر ماها قرار بود سیستمهای اداری رو بسازیم، شاید تسلط به برنامه نویسی خیلی مهمتر می بود تا فن بیان.

به هر حال ما می تونیم روابط اجتماعیمون رو تقویت کنیم. با تمرینهای فن بیان، مطالعه درباره آداب معاشرت، فیلمهای آموزشی که در اینترنت هست و ... .
 

در مورد مقایسه ای که بین دو تا برنامه نویس داشتی، باید بگم که این هم فوت و فن داره. رفتار کسانی که خودشون رو برنامه نویس خوبی جلوه میدن رو اگه در نظر داشته باشی متوجه تکنیکهاشون میشی.

شما قراره توی شرکتی کار کنید که مدیر شما لزوما برنامه نویس نیست. پس نمی تونه استعداد شما رو مستقیما بسنجه و باید از روی شواهد رفتاری و گفتاری شما به این موضوع پی ببره.

سحرخیزی هم خیلی بهت کمک می کنه. از ساعت 9 بخواب تا 5 صبح ... (شاید بار اول مجبور شی بدون هیچ فعالیتی توی رختخواب دراز بکشی که کار سختیه اما کم کم بدن می افته روی روال). روز اول رو از دست میدی و حوصله هیچ کاریو نداری اما از روز دوم معجزشو می بینی. حس می کنی آی کیوت افزایش پیدا کرده.

اما اگر نتونستی شب رو زود بخوابی، ساعت 5 صبح بیدار شو و بایست یا قدم بزن تا وقتی وسوسه برگشتن به رختخواب از بین بره (در یک لحظه کنار میره و حسش می کنی ) و اون وقت دوباره به رختخواب برگرد. تاثیرش به قدرت حالت اول نیست ولی موثره.

صبح اگه دو تا لیوان آب هم بخوری، مودتو در طول روز تغییر میده و یه حس آرامشی بهت میده.

یه جاهایی هم هست که نباید با جامعه همراه شد. مثلا من قلیان استفاده نمی کنم و این خیلی ها رو دلخور می کنه. حتی وقتی خیلی مودبانه و با عباراتی مثل "نوش جان" تعارفشون رد بشه.  به نظرم این یه ضعفه که ما برای جلب رضایت دیگران کاری رو انجام بدیم که نمی خواهیم.

گاهی می تونی توی روابط اجتماعی اکتیو رفتار کنی. مثلا به جای اینکه دیگران شما رو به گردش دعوت کنند، شما اونها رو دعوت کنید.

 

یا می تونی محیطهایی رو پیدا کنی که با سلیقه شما بیشتر مچ باشند.

سلام خانوم/آقای فروردین.

میتونم یه سوال بپرسم؟ راست دست بودن دقیقا چه ارتباطی با برونگرا بودن داره؟

ما تو دنیایی زندگی می کنیم که برونگراها و راست دستها ساختنش

سلام خانوم/آقای فروردین.

میتونم یه سوال بپرسم؟ راست دست بودن دقیقا چه ارتباطی با برونگرا بودن داره؟

ما تو دنیایی زندگی می کنیم که برونگراها و راست دستها ساختنش

سلام خدمت شما. آقای فروردین هستم. می تونید رضا صدام کنید.

این رو از یه جنبه دیگه گفتم: خیلی چیزها در جامعه برای راست دستها طراحی میشن. مثل صندلی های دانشگاه ... کلا در اقلیت بودن یه سری مشکلات خاص خودش رو داره. 

خودم شخصا هم درون گرا هستم و هم چپ دست. اما در خصوص تعمیمش به کل جامعه و میزان وابستگی آماریشون مطالعه کافی نداشتم.

چند وقت پیش در یک شرکت دیدم که برای کاری دو توسعه دهنده داشتند که هر دو نفر شغل یکسانی رو انجام میدن

یکی درون گرا هستش و زیاد با دیگران صحبت نمیکنه ولی دیگری خیلی خون گرم هستش و زیاد با دیگران صحبت میکنه

با اینکه اطلاعات اون فرد درون گرا خیلی زیاده و در حد استاد هستند ولی خیلی ها کار هایشان را به اون ادم خون گرم میدند با اینکه هر دو خوب کار میکنند و از نظر کاری هیچ مشکلی ندارند

ولی اون فرد خون گرم تا حالا کار های زیادی به صورت شخصی حتی برای دیگران زده و اون ادم درون گرا بدلیل اینکه با دیگران زیاد صحبت نمیکنه معمولا کسی نمیدونه که اون ادم در حد یک استاد هستش ...

 

 

دوست عزیز

وقتی فرد درون گرا به کاری گماشته می شود که تاحدودی نیاز به ارتباط با افراد دیگر دارد، مسلّم است که نمی تواند به خوبیِ فردِ بُرون گرا مهارت خود را به متقاضیانِ خدمتش نشان دهد. در مثالی که زدید، توسعه دهنده ها مراحلی از کارشان را در خلوت انجام می دهند. ولی مراحل دیگری از کار در ارتباط با دیگران صورت می گیرد و نیاز به مهارت های ارتباطی، همچون مهارتِ گفتگو، می باشد. فرد درون گرایی که مهارت گفتگو و دیگر مهارت های ارتباطی را به درستی نمی داند، مسلّماً دچار کاستی ها و ضعف هایی در مراحل نیازمند ارتباط می شود و به قول شما ممکن است اصلا کسی متوجه نشود که او در کارش یک استاد است.

اما همه این مسائل باعث نمی شود که جامعه نیازمند خدمات افراد درون گرا نباشد. میزان بسیار زیادی از پیشرفت های بشری مرهونِ افراد درون گرایی است که در آزمایشگاه ها و کتابخانه ها به پژوهش پرداختند و پس از سالیانِ متمادی نتایج پژوهش هایشان را در اختیار بشر قرار دادند.

با سلام خدمت همه

درباره عنوان تاپیک : فایده افراد درونگرا چیست؟

من فقط دیدم در گوگل همچین عنوانی بین سایت ها نیست و برای همین انتخابش کردم تا تاثیر بهتری برای سایت در گوگل داشته باشه !

منظورم این نبوده که افراد درون گرا فایده ای ندارند ...

 

ما تو دنیایی زندگی می کنیم که برونگراها و راست دستها ساختنش.

چقدر قشنگ گفتید

کل مشکل بنده را در یک جمله خلاصه کردید

خوب شد من با دو دستم فعالیت میکنم و گرنه الان باید درباره همین دست چپ هم تاپیک میزدم

 

سحرخیزی هم خیلی بهت کمک می کنه. از ساعت 9 بخواب تا 5 صبح

بله زمانی مربی ورزشی به من پیشنهاد داد حتما از 9 تا 11 بخوابم و قبلا زیاد ساعت 9 میخوابیدم ولی متاسفانه امروزه مشغله کاری زیاد اجازه همچین کاری رو نمیده

اول هفته سرکار میرم و اخر هفته ها هم دانشگاه و بین این ها هم پروژه خودم رو دنبال میکنم ، از اون جایی که محل کارم یک ساعت فاصله دارم تقریبا 2 ساعت فقط تو راه هستم و معمولا از ساعت 7 صبح تا 8 شب وقتم فقط با سرکار پره برای همین اگه بخوام زود بخوابم دیگه فقط باید بعد سرکار شام بخورم و بخوابم و کار دیگه ای نمیتونم انجام بدم! فعلا نمیشه تا ببینیم بعدا چی میشه

 

در این تاپیک بیشتر به دنبال بحث کلی هستم تا فقط خودم

الان مثلا خیلی مایل هستم بدونم آیا افراد درون گرا میتونند با افراد برونگرا ازدواج کنند ؟

اما همه این مسائل باعث نمی شود که جامعه نیازمند خدمات افراد درون گرا نباشد. میزان بسیار زیادی از پیشرفت های بشری مرهونِ افراد درون گرایی است که در آزمایشگاه ها و کتابخانه ها به پژوهش پرداختند و پس از سالیانِ متمادی نتایج پژوهش هایشان را در اختیار بشر قرار دادند.

بله بنده هم نوشتم اول تاپیک که معمولا درون گرا ها نفر اول رشته های خود هستند

و وقتی نفر اول باشی معلومه تاثیر خوبی داره

 

مطمئن نیستم ولی

فکر کنم چون تاپیک خیلی کلی هستش اینطوری به نتیجه ای نمیرسه ؟

 

سلام مجدد

404 عزیز، به نظرم سوالهایی از جنس "چه باید کنیم؟" ما رو بهتر به نتیجه می رسونه.

به جای سوال "آیا درونگراها مفیدند؟" می تونید بپرسید "چگونه درونگراها می توانند مفیدتر و موفقتر باشند؟"

یا به جای سوال "آیا درونگراها می توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟" بهتره بپرسیم "چطور درونگراها می تونند ازدواج موفقتری داشته باشند؟"

مسئله اصلی که باید بهش بپردازیم اینه که چطور ضمن استفاده از توانایی های خودمون، مهارتهای اجتماعی رو هم افزایش بدیم؟ چطور می تونیم از تواناییهامون بهتر استفاده کنیم و موفق تر بشیم؟ چه زمینه ها و محیطهایی رو انتخاب کنیم؟ و ...

در مورد سحرخیزی، وقتی امکان زود خوابیدن در شب نباشه، می تونید این شیوه رو امتحان کنید:

اما اگر نتونستی شب رو زود بخوابی، ساعت 5 صبح بیدار شو و بایست یا قدم بزن تا وقتی وسوسه برگشتن به رختخواب از بین بره (در یک لحظه کنار میره و حسش می کنی ) و اون وقت دوباره به رختخواب برگرد. تاثیرش به قدرت حالت اول نیست ولی موثره.

یه بار امتحان کنی تاثیرشو می بینی. احتمال داره چند بار در بیدار شدن موفق تشید اما بعد از مدتی بدن می افته روی روال.

برای آلارم گوشی هم نرم افزار I can't wakeup  خیلی خوب جواب میده. می تونید طوری تنظیمش کنید که موقع بیداری ازتون تست هوشیاری بگیره و اجازه نده زودتر آلارم رو قطع کنید.

آیا افراد درون گرا میتونند با افراد برونگرا ازدواج کنند ؟

 

واقعیت این است که ازدواج مرد درون گرا با خانمی برونگرا بی دردسر نخواهد بود.

زمانی که مرد درونگرا می‌خواهد تنها باشد و در تنهایی به کارها و تفریحاتی که دوست دارد بپردازد، ممکن است همسرش او را سرد و بداخلاق توصیف کند. بعد از ازدواج زمان‌هایی پیش می‌آید که خانم برونگرا می‌خواهد با دوستانش بیرون برود؛ اما شوهر درونگرا می‌خواهد با عشقش خلوت کند و در آرامش باشد. این اختلاف نظر رابطه بین همسران را متشنج می‌کند؛ به خصوص اگر شوهر درونگرا دوست داشته باشد که همسرش کنار او در خانه بماند. از سوی دیگر فرد برونگرا دوست دارند همسرش در شادی ها و تفریحاتش به او ملحق شود و زمانی که همسرش از همراهی با او امتناع می‌کند، ناراحت و دلخور می‌شود.  

همچنین همسر درونگرا نمی‌خواهد آرامش شریک زندگی‌اش را به هم بزند؛ اما همسر برونگرا این سکوت را به پای بی‌توجهی می‌گذارد. به این ترتیب هر دو ناراحت و رنجیده خاطر می‌شوند و حس میکنند که عشقش نمی‌خواهد در کنارش باشد. همسر درونگرا گاهی اوقات اهمیتی به وجود همسرش نمی‌دهد؛ چون فقط می‌خواهد با خودش خلوت کند. اگر خانم برونگرا بتواند سکوت و آرامشی را که شوهرش به آن نیاز دارد، به او بدهد، بسیاری از مشکلاتشان حل خواهد شد. خانم برونگرا باید به نیازهای شوهر درون گرا احترام بگذارد و به او اجازه دهد که مدتی با خودش تنها باشد.

اگر در زن و شوهرهایی که سال های زیادی به خوبی در کنار همدیگر زندگی کرده اند و یکی درون گرا و دیگری برون گراست دقت کنید، می فهمید که آنها به تدریج از نظر شخصیت به یکدیگر نزدیک شده اند و همدیگر را درک می کنند. در ابتدای ازدواجِ این افراد، شخصیت های آنها به اندازه سال های بعدی به یکدیگر نزدیک نیست. «پذیرش» موضوعی است که این زن و شوهرها را به یکدیگر نزدیک کرده و باعث شده آنها بتوانند در کنار یکدیگر با رضایت زندگی کنند.   

توصیه من به شما این است که با خانمی درون گرا ازدواج کنید. در خواستگاریْ ویژگی های شخصیتیِ خود را با مثال و با جزئیات توضیح دهید تا طرف مقابل درک درستی از ویژگی های اخلاقی و رفتاری شما به دست بیاورد. از طرف مقابل نیز بخواهید ویژگی های خود را با مثال و با جزئیات توضیح دهد. بعد از توافق بر سر مسائل اولیه و بررسیِ ویژگی های یکدیگر، برای بررسیِ کارشناسانه هر دو نفر به همراه پدر یا مادر دخترخانم به یک روانشناس خبره و آگاه مراجعه کنید و از او بخواهید ویژگی های شما را بررسی کند و ریسک ازدواج را مشخص نماید. برای مشخص کردنِ ویژگی های شخصیتی، روانشناس می تواند از هر دو نفر «پرسشنامه شانزده عاملیِ شخصیت کَتِل»(1) را بگیرد. یکی از عواملی که این پرسشنامه مشخص می کند، «برون گرا و درون گرا بودنِ» پاسخ دهنده است.  تفسیر این پرسشنامه سخت است و هر روانشناسی نمی تواند آن را به درستی تفسیر کند. توصیه می کنم برای تفسیر نتایجِ آن، از یک روانشناس خبره کمک بگیرید.

پی نوشت:

1: Cattell's 16 personality factor test

جمع بندی

پرسش:

من فردی درون گرا هستم. فکر می کنم افراد درون گرا تنها در بخشی از زندگی شاید بتوانند موفق باشند. آنها رابطه اجتماعی ضعیفی دارند و آرام حرف می زنند. در صورتی که در جامعه، افراد برون گرا موفق تر هستند. فایده انسان های درون گرا چیست؟

پاسخ:

ابتدا تعریفی از «درون گرایی و برون گرایی» ارائه می دهم تا بدانیم در مورد چه چیزهایی صحبت می کنیم. درون گرایی(1) یک صفت شخصیتی و یکی از ابعاد اصلی در نظریه شخصیّتِ مبتنی بر صفات می باشد. وقتی حرف از درون گرایی می شود، خیلی ها افراد درون گرا را ساکت و خجالتی به شمار می آورند. در حقیقت، افراد درون گرا انرژیِ شان را از درونِ شان، یعنی ایده ها و مفاهیمِ ذهنیِ شان به دست می آورند. افراد درون گرا بیشتر دوست دارند رفتارهای انفرادی انجام دهند و در خلوتِ خود بمانند.  

برون گرایی(2) نیز بعدِ اصلیِ دیگری در نظریه شخصیت مبتنی بر صفات می باشد. ما افراد برون گرا را افرادی اجتماعی می دانیم. آنها انرژیِ شان را از دنیای بیرون و ارتباط با دیگران به دست می آورند. افراد برون گرا بیشتر تمایل دارند برای تفریح به بیرون بروند و با دیگران در ارتباط باشند؛ حرف بزنند و رفتاهای هیجانی از خود نشان می دهند.  

میزانِ برون گرایی و درون گراییِ افراد به صورتِ یک طیف و پیوستار می باشد. یعنی این گونه نیست که یک فرد حتما برون گرا و دیگری حتما درون گرا باشد و هیچ فردی بین این دو نباشد. همه افراد تا حدودی، ویژگی های درون گرایی و برون گرایی را دارند. این که فردی را برون گرا یا درون گرا می نامند، به خاطرِ غلبه یِ یک دسته از ویژگی ها بر دسته دیگر می باشد.  

اینکه گفته اید:«در جامعه افراد برون گرا موفق تر هستند»؛ اگر ملاک و معیارتان برای موفقیّت، معروف شدن و تشویق های دیگران است، باید بگویم:«بله؛ جامعه ما برای افرادی که برون گرا هستند و می توانند با افراد دیگر ارتباطِ سریعی برقرار نمایند و دیگران را با حرف و سخن شانْ جادو کنند ارزشِ بیشتری قائل است». اما باید پرسید:«آیا این تشویق ها و کف و سوت زدن ها همیشگی و دائمی هستند؟». اگر به درستی نگاه کنید، می بینید که این تشویق ها موقّتی می باشند و افرادِ برون گرای موفق (بنا بر ملاکی که در بالا گفتیم) همیشه مورد تشویق قرار نمی گیرند و در بیشتر موارد، بعد از مدتی کوتاه از یادها می روند و فراموش می شوند. یک دسته از افراد که معمولا برون گرا هستند، «سلبریتی ها» می باشند. در وضعیتِ آنها کمی دقت کنید. اگر کمی در وضعیتِ سلبریتی ها در طول زمان نگاه کنید و به یک مقطع خاصّ از زندگیِ شان دیدتان را محدود ننمایید، می بینید که این افراد تا مدّتی در اذهانِ مردم می مانند و به سرعت جایشان را افرادی دیگری می گیرند.  

اما تعداد بسیار زیادی از پیشرفت های بشری مرهونِ افراد درون گرایی است که در آزمایشگاه ها و کتابخانه ها به پژوهش پرداخته اند و پس از سالیانِ متمادی نتایج پژوهش هایشان را در اختیار جامعه قرار داده اند. 

پی نوشت:

1: Introversion 

2: Extraversion

موضوع قفل شده است