جمع بندی عُجب و سیاهی قلب

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پرسش:
الف- انسان هايي که دچار عجب و زیاده خواهی هستند اگر در دنیا ديوانه بشوند و حافظه شان از دست برود آيا از عذاب جهنمشان کم ميشود؟
ب- حدیثی هست از پیامبر که مومن در بهشت میگوید مقام فرزندانش به اندازه او برسد، آیا این امتیاز شامل حال کسانی که عجب دارند نیز می شود؟
ج- چگونه میشود کبیره عجب را جبران کرد؟

پاسخ:
در پاسخ به سؤالات شما نکاتی را تقدیم می کنیم:

مقدمتاً تعریف مختصری از عُجب را بیان می کنیم: عُجب عبارت است از بزرگ شمردن عمل صالح و زياد شمردن آن و مسرور و خوشحال شدن به عمل خود و خود را از حد تقصير خارج دانستن، به عبارتی انسان خودبزرگ بین متکبر، خود و عمل خود را از دیگران و عمل دیگران بالا و بزرگتر می بیند و تا آنجا پیش میرود که بر خداي تعالي نیز منت میگذارد. مثلا عبادت مي کند و عبادت را از همت خود مي داند نه توفيقي که از جانب خدا پيدا کرده و مي پندارد کار بزرگي انجام داده است. پيامبر (صلي الله عليه واله) فرمود: «اگر هيچ گناهي نکنيد براي شما مي ترسم از چيزي که بدتر از معصيت است و آن عُجب است.»(1) عُجب گناهي است که تخم آن کفر است و زمين آن نفاق است و آب آن فساد و شاخه هاي آن جهل و ناداني و برگ آن ضلالت و گمراهي وميوه ي آن لعنت و خلود در آتش جهنم.پس هر کس عجب کند تخم را پاشيده و حتما ميوه آن را خواهد چيد.(2)

الف- با توجه به سؤال می توان برای افراد دیوانه اقسامی قائل شد: 1. کسی که در همه دوران زندگی اش دیوانه بوده است. 2. کسی که در مقطعی از دوران بلوغ و تکلیف عاقل بوده و سپس تا پایان عمر دیوانه شده و 3. کسی که در مقطع آغازین بلوغ و تکلیف دیوانه بوده و در اثر حادثه ای عقل و هوشیاری اش بازگشته است. تقسیم دیگر: 1. کسی که بطور طبیعی و بدون دخالت اراده و اختیار خود دچار دیوانگی شده و 2. کسی که با اراده و اختیار خود گرفتار وادی گناه و صفات رذیله عجب و زیاده خواهی و حرص شده و در نهایت به ورطه ی دیوانگی کشیده شده است.

اولاً طبق آموزه های دینی کسانیکه بصورت طبیعی و بدون دخالت اراده و اختیار خود در همه دوران زندگی شان دچار بیماری نقصان عقل و یا دیوانگی بوده اند. (گروه اول) تکلیف ندارند بعبارتی ملاک تکلیف، عقل و بلوغ است و اگر یکی از این دو نباشد، تکلیف نیز نخواهد بود به تعبیر امام خمینی(ره): «این طور نیست که در جهنم را باز کنند و هر کس باقی ماند به جهنم بیندازند. افراد بسیار کمی به جهنم می روند همان طور که افراد کمی هم به مراتب بالای بهشت راه می یابند.»(3) امام خمینی در مورد این افراد توضیح می دهد: "اینها به لحاظ مراتب ادراکی مانند حیوانات هستند و لذا سعادت و شقاوت آن چنانی برایشان مطرح نیست. بلکه فقط قوای حیوانی وجودشان به فعلیت می رسد گرچه بالقوه از حیوانات دیگر عالی ترند. اینها مطابق آیه ی -و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولاً-(4) جهنمی نخواهند بود و در حقیقت می توان گفت که به حد سعادت برزخیه ی حیوانیه می رسند ،نه سعادت عقلانیه"(5)

ثانیاً در فرض سؤال، کسانیکه در مقطع آغازین زندگی دارای عقل و آگاهی بوده و در اثر گناه و نافرمانی خدا و یا تمسک به صفات رذیله "عجب و خودخواهی" و "زیاده خواهی و حرص" به اراده و اختیار خود گرفتار مشکلات و بحران های روحی و روانی و بیماری دیوانگی شده اند قطع مسلم، نسبت به بخش اول و آغازین زندگی خود مسئول بوده و باید پاسخگو باشند و چه بسا چون خودشان با سوء اختیار موجبات بحران زدگی روحی و روانی و دیوانگی خود را فراهم کرده اند مسئولند و باید نسبت به سوء استفاده و تخریب فرصت عمر و سرمایه های زندگیشان، پاسخگو باشند. بی شک، کسانی که در وادی گمراهی و ضلالت قرار می گیرند، در حقیقت خود واقعی و خدای خودشان را فراموش کرده و با طاغوت درون و بیرون (هوای نفس و شیطان) دست دوستی داده و اجازه تصرف و لمس و ارتباط شیطان در روح و روان و پهنای زندگی شان را می دهند چنانکه در این کریمه فرمود: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» ﴿6﴾ «و همچون كساني كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به خود فراموشي گرفتار كرد نباشيد، و آنها فاسق و گنهكارند.»

سختیها و عذابهایی که برخی در دنیا متحمل می شوند گاهی اثر وضعی آن بدعملی و بدرفتاری و سوء تدبیر و انتخاب خود فرد است که تا آخر عمر دامن ایشان را می گیرد. بطور قطع، اگر همین فرد در شرایط عقل و تکلیف از گناهان و نافرمانی ها و ظلم و تعدی هایی که مرتکب شده توبه نکرده و به جبران آنها نپردازد، قطعاً باید منتظر عقوبت اخروی اعمالش نیز باشد. و البته سختی ها و مشکلات و محرومیت هایی که به اقسام و انواع مختلف، در بخشهایی از عمر انسان و حتی در عالم برزخ بر وی عارض می گردد بمنظور تخفیف و پاکسازی گناهان و خطاهای گذشته انسان است تا از سنگینی پرونده اعمال انسان کاسته و انسان با پاکیزگی و شایستگی، لایق برخورداری از رحمت الهی شده و وارد بهشت شود.

ب- رذیلت عجب، جزو گناهان کبیره است و فرد باید اولاً اهل ایمان باشد و ثانیاً از گناهان توبه کند تا مشمول رحمت و مغفرت الهی باشد و اما در مورد سؤال می توان گفت: پیوستن فرزندان به پدر و مادر مؤمن که طبق فرمایش امام صادق (ع) نوعی چشم روشنی برای پدر و مادر مؤمن است.(7) وابسته به شرایطی است؛ اول آنکه فرزندان هم اهل ایمان و عمل صالح باشند و صرفاً پرونده عمل ایشان دارای نواقص و کاستی هایی قابل جبران باشد ثانیاً اهل لجاج و عناد با دین حقه الهی و دشمنی با اولیاء الهی نباشند و ثالثاً گرفتار حق الناس نباشند. بعبارتی اگر شخص در اثر این گناه کبیره، گرفتار عناد و لجاج و دشمنی با راه حق و حقیقت شده و در مسیر هدایت بندگان خدا سد و گرفتگی ایجاد کرده باشد و به تبع آن، گرفتار حق الناس شده باشد، کار چنین فردی به روز حساب و کتاب و میزان موکول می شود که البته حساب و کتاب حق الناس مرحله سخت و دشواری است. و اما اگر عجب و خودپسندی فرد متوجه حق الله و وظایف شخصی فرد نسبت به خدای سبحان بوده باشد، احتمال برخورداری و شمول از رحمت و مغفرت الهی نسبت به چنین شخصی منتفی نیست. چنانکه در آیه شریفه می فرماید: «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ۚ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ»؛(8) و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان، پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل آنان هیچ نکاهیم. هر نفسی در گرو عملی است که اندوخته است.

ج- از آنجاییکه فرد دچار عُجب به پند و نصيحت کسي گوش نمي دهد، بلکه به ديگران به ديده ي حقارت و جهالت مي نگرد و به دليل عملي که انجام داده همیشه خود را صاحب حق و مقرب در گاه خدا می داند به طوري که خيال می کند حتما جايش در بهشت است و اگر در دنيا دعايي کند فورا اجابت شده و از هر بلايي در امان است. راه خلاصی و نجات و جبران این بیماری روحی آن است که شخص گرفتار عُجب، در گام اول از این رذیلت بزرگ توبه واقعی کند و از اين صفت زشت دست برداشته، تواضع و فروتنی پیشه ساخته، نصیحت و موعظه حکيمانه ديگران را گوش دهد، از نور قرآن بهره گرفته و از علماي دين استفاده کند، به تحصيل دانش بپردازد تا به حق و حقيقت و سعادت واقعی دست یابد. چنین شخصی باید تصمیم بگیرد هر گاه صفت نيکويي در خود ديد آن را از عنايات خداوندي بداند که مي تواند هر وقت خواست از او بستاند.

پی نوشت ها:
1- نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، انتشارات هجرت، قم، سال 1378، ص 199.
2- همان.
3- امام خمینی، روح الله، معاد از دیگاه امام خمینی،(تبیان،ج3)، گردآوری: رحیم پور، فروغ السادات، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی (س)، تهران، 1368، ص326.
4- اسراء/آیه 15.
5- معاد از دیدگاه امام خمینی، پیشین، ص323-329.
6- حشر/ آیه 19.
7- امام صادق عليه السلام در باره‌ى آيه‌ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ‌ ... فرمود: مراد فرزندانى هستند كه عمل آنها از پدران كمتر است ولى خداوند آنان را به پدران ملحق مى‌كند تا موجب چشم‌روشنى آنان گردند. كافى، کلینی، محمد بن یعقوب، کتابفروشی علمیه اسلامیه، تهران، 1369، ج 3، ص 250.
8- سوره طور/آیه 21.

موضوع قفل شده است