جمع بندی علم به آینده و اختیار

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پارسا مهر;1020961 نوشت:
چگونه می تواند این علم الهی یا هر موجود دیگری به انتخاب های آینده ما، منافاتی با اختیار نداشته باشد؟(من نمی خواهم بحث رو محدود کنم صرفا به خدا و اینها که شاید اصلا افرادی به آنها باور نداشته باشند)؟ ؟؟

دوست عزیز
تنظیر دقیقش راعرض کردم.
شما اگر تصوری از علم ازلی خداوند نسبت به افعال اختیاری انسان داشته باشید، عینا همان را میتوانید در مورد علم یک انسان نسبت به کارهای اختیاری یک انسان دیگر در نظر بگیرد.
البته با یک تفاوت. آن هم اینکه علم خداوند ذاتی است و علم ما بالعرض و از جانب خداوند.

پارسا مهر;1020961 نوشت:
(من نمی خواهم بحث رو محدود کنم صرفا به خدا و اینها که شاید اصلا افرادی به آنها باور نداشته باشند)؟

پیش فرض ما در مسئله علم الهی، وجود خداوند و داشتن صفات کمالی است.
در این بحث نیز، چون از انسانی بحث میشود که طریق خداوند اگاه به مسائل اینده میشود، پس در اینجا نیز باید وجود خدا پیش فرض ما باشد.
اگر وجود خدا را در نظر نگیریم، اصلا و به هیچ وجه نمیتوان علم غیب انسان نسبت به مسائل آینده را اثبات کرد.

پارسا مهر;1020961 نوشت:
یا راهی هست که این علم از جنس لا زمانی بودن نباشد.مثل کسی سوار ماشین زمان نرفته باشد آینده را ببیند ولی با این حال علم به انتخاب های ما داشته باشد در عین حال که منافاتی با اختیار نداشته باشد؟؟

اگر وجود خداوند در نظر گرفته نشود خیر و اگر در نظر گرفته شود بله. با همان توضیحی که داده شد.

صدیق;1021040 نوشت:
در این مسائل، گفتیم که علم بدانها تنها از طریق خداوند امکان پذیر است.

با سلام . تشکر.ما می آییم می گوییم خدا قطعا معادی و حساب وکتابی بر پا می کند.گاهی به استناد به آیات قرآن و وعده هایی که خود خدا داده.گاهی هم با اندیشه و براهین عقلی و وجدانی.این اسمش پیشگویی قطعی نیست؟؟ما پیشگویی می کنیم که قطعا خدا معاد و آخرتی برپا می کند.در آینده؟؟پیشگویی می کنیم که حق ظالم را کف دستش می اندازد؟؟وقتی با براهین عقلی اینطور اظهار نظر می کنیم آیا پیشگویی قطعی داریم می کنیم؟؟یا مثلا در زمان های چند هزار سال پیش هستیم.پیش گویی قطعی می کنیم که خدا قطعا پیامبرانی می فرستد با براهین عقلی و منطقی.این پیشگویی کردن نیست؟؟ اینکه ما پیشگویی می کنیم که قطعا خدا پبامبر می فرستد؟اینکه ما پیشگویی می کنیم که قطعا خدا در اینده خلف وعده نمی کند با ما.خدا قطعا در اینده به ما دروغ نمی گوید.اینها پیشگویی کردن نیست؟اینها چگونه حاصل شده اند؟ما که آینده را ندیدیم مستقیما.چگونه پیشگویی می کنیم قرار و مدار و اتفاقاتی که درآینده قرار است با آنها روبه رو شویم؟؟

پارسا مهر;1021274 نوشت:
با سلام . تشکر.ما می آییم می گوییم خدا قطعا معادی و حساب وکتابی بر چا می کند.گاهی به استناد به آیات قرآن و وعده هایی که خود خدا داده.گاهی هم با اندیشه و براهین عقلی و وجدانی.این اسمش پیشگویی قطعی نیست؟؟ما پیشگویی می کنیم که قطعا خدا معاد و آخرتی برپا می کند.در آینده؟؟پیشگویی می کنیم که حق ظالم را کف دستش می اندازد؟؟وقتی با براهین عقلی اینطور اظهار نظر می کنیم آیا پیشگویی قطعی داریم می کنیم؟؟یا مثا در زمان های چند هزار سال پیش هستیم.پیش گویی قطعی می کنیم که خدا قطعا پیامبرانی می فرستد با براهین عقلی و منطقی.ایشن پیشگویی کردن نیست.اینکه ما پیشگویی می کنیم که قطعا خدا پباملر می فرستد؟اینکه ما پیشگویی می کنیم که قطعا خدا در اینده خلف وعده نمی کند با ما.خدا قطعا در اینده به ما دروغ نمی گوید.اینها پیشگویی کردن نیست؟اینها چگونه حاصل شده اند؟ما که آینده را ندیدیم مستقیما.چگونه پیشگویی می کنیم قرار و مدار و اتفاقاتی که درآینده قرار است با آنها روبه رو شویم؟؟

باسلام
بله اینها را اثبات میکنیم نه اینکه پیشگویی کنیم.
از این گذشته، اینها به صورت کلی اثبات میشوند.
یعنی اثبات میشود که خداوند معادی دارد و مجازات و محاسبه دارد. اما
اینکه نحوه مجازات چگونه است، نمیدانیم.
اینکه نحوه برخورد خداوند با انسانها چگونه است، نمیدانیم.
اینکه ما به بهشت میرویم با جهنم، نمیدانیم.
میزان عمل مورد نیاز برای رفتن به بهشت یا نرفتن در جهنم چیست، نمیدانیم.
چه موقع قیامت برپا میشود، نمیدانیم..

اینها نشان میدهد که موارد مودر نظر شما نقض عرایض بنده نیست چرا که ما به صورت جزئی رفتار خداوند را پیشگویی نکردیم بلکه به صورت کلی اثبات کردیم که خداوند چه رفتاری انجام میدهد.

بعلاوه، قرار شد از طریق علم خودمان باشد نه به استناد به فرمایشات خداوند و هادیان الهی.
پس آنچه به استناد این ادله باشد، پی بردن است نه پیشگویی، به کمک خداوند است نه بدون استناد به او.

موفق باشید.

صدیق;1021278 نوشت:

باسلام
بله اینها را اثبات میکنیم نه اینکه پیشگویی کنیم.
از این گذشته، اینها به صورت کلی اثبات میشوند.
یعنی اثبات میشود که خداوند معادی دارد و مجازات و محاسبه دارد. اما
اینکه نحوه مجازات چگونه است، نمیدانیم.
اینکه نحوه برخورد خداوند با انسانها چگونه است، نمیدانیم.
اینکه ما به بهشت میرویم با جهنم، نمیدانیم.
میزان عمل مورد نیاز برای رفتن به بهشت یا نرفتن در جهنم چیست، نمیدانیم.
چه موقع قیامت برپا میشود، نمیدانیم..

اینها نشان میدهد که موارد مودر نظر شما نقض عرایض بنده نیست چرا که ما به صورت جزئی رفتار خداوند را پیشگویی نکردیم بلکه به صورت کلی اثبات کردیم که خداوند چه رفتاری انجام میدهد.

بعلاوه، قرار شد از طریق علم خودمان باشد نه به استناد به فرمایشات خداوند و هادیان الهی.
پس آنچه به استناد این ادله باشد، پی بردن است نه پیشگویی، به کمک خداوند است نه بدون استناد به او.

موفق باشید.


با سلام.همین که ما انتخاب خدا رو می خونیم.چگونه صورت می گیره.متد ما و شیوه ما چگونه هست.ما چگونه پی ببریم خدا چه انتخابی می کند یا انجام داده(البته منهای استناد به وحی و گذاره های دینی، وقتی به عقل و منطق رجوع می کنیم آیا نمی توانیم هیچ یک از انتخاب های خدا را بخوانیم؟؟ چگونه انتخاب های خدا را می خوانیم و می دانیم مثلا خدا انتخابش و اراده اش بر این تعلق گرفته قیامتی خواهد آمد و حق ظالم کف دستش می اندازد)؟؟علم غیب داریم که خدا چه انتخابی کرده یا چه انتخابی می کند؟؟:d
اگر همان متد و شیوه را پیش بگیریم، چرا حتی نتوانیم به جزئیاتی همچو آنکه خدا ما را به بهشت می برد یا جهنم نیز علم پیدا کنیم و پیشگویی داشته باشیم؟

بعد استاد گرامی. ما کلی تو حرفها و گفته هایمان، ادعا می کنیم که این فلانی چنین خواهد کرد.فلان وزیر چنان خواهد گفت، فلان مسئول خودش را بدبخت خواهد کرد و از این قبیل مسائل.اینها پیش گویی نیستند؟؟شاید بگویید قطعی نیستند.مرز بین قطعی و غیر قطعی چیست؟؟؟همین حدس و گمان که می گوییم، به احتمال قوی مثلا رئیس جمهور آمریکا، فلان دستور را خواهد داد.داریم در واقع انتخاب |یش روی رئیس جمهور را پیش گویی می کنیم؟؟حالا قطعی نیست، خیلی خوب؟؟این احتمالش و درصدش و اینها چطور بدست میآد.همین که ما بگوییم به احتمال خیلی بالا چنین انتخاب خواهد کرد فلان سیسات مدار. این احتمال چگونه حاصل میشود.ما چگونه به این احتمال رسیدیم؟؟گونه می گویییم فلانی به احتمال بالا چنین و چنان انتخاب میکند؟؟ما چگونه و از چه متد و شیوه و شکلd می توانیم انتخاب های پیش روی شخص و یا اشخاصی را که مختارانه صورت می پذیرند را با احتمال بالا حدس بزنیم؟؟با تشکر.

پارسا مهر;1021300 نوشت:
با سلام.همین که ما انتخاب خدا رو می خونیم.چگونه صورت می گیره.متد ما و شیوه ما چگونه هست.ما چگونه پی ببریم خدا چه انتخابی می کند یا انجام داده(البته منهای استناد به وحی و گذاره های دینی، وقتی به عقل و منطق رجوع می کنیم آیا نمی توانیم هیچ یک از انتخاب های خدا را بخوانیم؟؟ چگونه انتخاب های خدا را می خوانیم و می دانیم مثلا خدا انتخابش و اراده اش بر این تعلق گرفته قیامتی خواهد آمد و حق ظالم کف دستش می اندازد)؟؟علم غیب داریم که خدا چه انتخابی کرده یا چه انتخابی می کند؟؟

سلام
بله میدانیم. عرض کردم. ولی این دانستن جنبه کلی است نه جزئیات.
اگر همین مورد نظر شما است و همین مقدار را قبول دارید مشکلی نیست.
اما دو نکته هست
اولا: علم غیب به کلیات صورت نمیگیرد بلکه متعلق آن، اگاهی نسبت به امور جزئی است. وگرنه با پیشگویی پیشگویان که به صورت مبهم و کلی از آینده صحبت میکنند تفاوتی نخواهد داشت.
ثانیا: اگاهی کلی به همین موارد صرفا در مورد خداوند امکان دارد، چرا که خداوند کارهایش مطابق با عقل نظری و عملی است. به همین جهت قابل پیشبینی، ولو به صورت کلی، هست. ولی رفتارهای انسان چون علاوه بر عقل، تحت تاثیر عواملی چون هوی و هوس و وهم هست قابل پیش بینی نیست حتی به صورت کلی.

پارسا مهر;1021300 نوشت:
اگر همان متد و شیوه را پیش بگیریم، چرا حتی نتوانیم به جزئیاتی همچو آنکه خدا ما را به بهشت می برد یا جهنم نیز علم پیدا کنیم و پیشگویی داشته باشیم؟

چون چنین علمی نداریم.
علم ما به صورت یک قضیه حقیقیه است نه خارجیه.
آنچه مد نظر شما بود، علم به امور محقق در آینده به صورت جزئی و مشخص و خطا ناپذیر بود.
اما در مورد خودمان تنها میدانیم که اگر کارهای خیرمان بیش از شرمان باشد، به بهشت خواهیم رفت وگرنه نه. حال وضعیت ما چگونه خواهد بود که خداوند طبق آن با ما رفتار کند را نمیدانیم.

پارسا مهر;1021300 نوشت:
استاد گرامی. ما کلی تو حرفها و گفته هایمان، ادعا می کنیم که این فلانی چنین خواهد کرد.فلان وزیر چنان خواهد گفت، فلان مسئول خودش را بدبخت خواهد کرد و از این قبیل مسائل.اینها پیش گویی نیستند؟؟شاید بگویید قطعی نیستند.مرز بین قطعی و غیر قطعی چیست؟؟؟همین حدس و گمان که می گوییم، به احتمال قوی مثلا رئیس جمهور آمریکا، فلان دستور را خواهد داد.داریم در واقع انتخاب |یش روی رئیس جمهور را پیش گویی می کنیم؟؟حالا قطعی نیست، خیلی خوب؟؟این احتمالش و درصدش و اینها چطور بدست میآد.همین که ما بگوییم به احتمال خیلی بالا چنین انتخاب خواهد کرد فلان سیسات مدار. این احتمال چگونه حاصل میشود.ما چگونه به این احتمال رسیدیم؟؟گونه می گویییم فلانی به احتمال بالا چنین و چنان انتخاب میکند؟؟ما چگونه و از چه متد و شیوه و شکلd می توانیم انتخاب های پیش روی شخص و یا اشخاصی را که مختارانه صورت می پذیرند را با احتمال بالا حدس بزنیم؟؟با تشکر.

خیر اینها قطعی نیست.
قطعی یعنی کاملا مطابق با واقع با جزئیاتش نه به صورت کلی و مبهم.
ولی وقتی ما این سخن را میگوییم و این پیش بینی را داریم، خیلی خبره باشیم تنها در یک سری کلیات حرفمان مطابق با واقع میشود.
مثلا یک موقع شما از رفتار دیروز ترامپ خبر میدهید و یک روز از رفتار دقیقا یک سال آینده او.
مشخص است که نحوه گزارش و خبر شما با هم تفاوت دارد.
اگر شما رفتار دیروز او را دیده باشید با تمام جزئیات از آن خبر میدهید، ولی نسبت به رفتار آینده یک شخص( به همان صورتی که نسبت به رفتار گذشته او خبر داده بودید) اینچنین وضعیتی برقرار نیست.
از این گذشته، حتی به صورت کلی نیز خیلی اوقات پیشینی ما درست از کار در نمی آید.
مثلا در مورد ترامپ میگفتند که او از برجام خارج نمیشود،( به همین صورت کلی) ولی دیدیم که کاملا برخلاف پیش بینی هایی که امور خارجه ما انجام داده بود(وظاهرا صادقانه بیان میشد) او از برجام خارج شد.
میگوییم این پیشینی کلی بود چرا که جزئیات آن را نمیگفتند بلکه تنها چنین میگفتند که او خارج نمیشود.

پرسش: آیا پیش گویی از آینده بدون آنکه لازمانی باشیم و در آینده سیر کنیم.لزوما با اختیار در تعارض نیست؟؟؟

اگر نه.چگونه و از چه طریق این پیشگویی ها می توانند صورت پذیرند که تضاد و تعارضی با اختیار نداشته باشند.چگونه این پیشگویی ها می تواند صورت پذیرد؟ از چه راهی و روشی؟؟ می توانید نام ببرید؟؟؟ آیا ما هم می توانیم پیشگویی کنیم؟؟تکرار می کنم پیشگویی قطعی؟مثلا یک معلم می تواند آینده ی دانش آموزش را پیش گویی کند؟نوعی از آینده که توضیحش رفت؟؟

پاسخ:
این مطلب با اینکه در ظاهر یک سوال است ولی در واقع چند مطلب را مطرح کرده است:
نخست. امکان پیشگویی قطعی از رفتارهای انسان در آینده
دوم. چگونه میتوان پیشگویی قطعی داشت؟
سوم. رابطه پیشگویی از رفتار انسان و اختیار انسان.
لازم است به تک تک این سوالات رسیدگی شود.

اما مسئله نخست. امکان پیشگویی قطعی نسبت به رفتارهای انسان
پیشگویی نسبت به حوادث آینده نسبت به متعلق آن به دو دسته کلی است.
نخست.اموری که مربوط به فاعل های طبیعی است: مانند گیاهان و طیعیت.
دوم. اموری که مربوط به فاعل هایی که اختیار ندارند ولی مجبور مطلق نیز نیستند: مانند حیوانات.
سوم. اموری که مربوط به فاعل های مختار است: مانند خداوند و انسان.

کارهایی که توسط فاعل های طبیعی( که نه علم به کار خود دارند و نه اختیار) صورت میگیرد کاملا قابل پیشبینی است. البته اگر تمام شرایط و مقتضیات مهیا باشد و موانع نیز نباشند.

اما کارهایی که توسط فاعل های دسته دوم صورت میگیرد، به صورت قطعی قابل پیشینی نیست هرچند میتوان آنرا احتمال داد ولی همچنان ضریب خطا وجود دارد.

اما کارهای دسته سوم بخصوص کارهایی که توسط انسان صورت میگیرد، اصلا قابل پیشبنی نیست.
دلیلش نیز آن است که کارهای اختیاری انسان تحت تاثیر عوامل زیادی صورت میگیرد که برخی موافق با سرشت و طبیعت اوست و برخی مخالف.
برخی از این عوامل عقلی است و برخی غیر عقلی.
گاهی عقل بر انسان فرمان میدهد و گاهی هوا و هوس و نفس.
انسان موجودی است پیچیده که به هیچ وجه نمی توان کارهای او را پیشبینی کرد، مگر از طریق علم غیب.
بنابراین اینکه در ابتدای مطلب، بیان شد که کارهای انسان قابل پیشگویی قطعی است، حداقل مطلبی است نادقیق.
بدین معنا که کارهای انسان قابل پیشگویی است ولی نه به طرق عادی بلکه باعلم غیب خدادادی.

اما مسئله دوم. چگونه میتوان نسبت به رفتارهای انسان پیشگویی قطعی داشت.
همانطور که عرض شد، پیشگویی رفتارهای انسان تنها در سایه علم غیب امکان دارد و
هیچ انسانی توان ندارد بدون آگاهی از غیب از رفتارهای انسان آگاهی قطعی داشته باشد.
توضیح اینکه
همانطور که خداوند با آگاهی کامل نسبت به لحظه لحظه زندگی انسان میداند که او چه شرایطی دارد و چه انتخابی را حتی در ذهن میاورد و کدام احتمال را محقق میکند.
اولیای او نیز که با اراده او از غیب آگاهی دارند می دانند که انسانها چه خواهند کرد.
چنانکه میبینیم در قرآن کریم بیان میشود که حضرت عیسی این توانایی خود را به مردم اعلام کرده بود:

وَ رَسُولاً إِلي‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُکُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ... وَ أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِکُمْ إِنَّ في‏ ذلِکَ لَآيَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ(1)
و ( او را به عنوان ) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل ( قرار داده ، که به آنها می گوید: ) من نشانه ای از طرف پروردگار شما ، برایتان آورده ام ... و از آنچه می خورید ، و در خانه های خود ذخیره می کنید ، به شما خبر می دهم مسلماً در اینها ، نشانه ای برای شماست ، اگر ایمان داشته باشید!


در توضیح این آیه بیان شده است که این جملات اخبار غیبی است که مختص به خدا و رسولان اوست که به آنها وحی نموده است. البته این معجزه برخلاف زنده کردن مردگان و شفای کور مادرزاد و ابرص را مقید به اذن خدا نکرد،چون خبر دادن ، غیر از خلق وزنده کردن و شفا دادن است که حقیقتا فعل خداست ،چون خبر دادن فعل خدای تعالی و لایق به ساحت قدس او نیست، بنابراین فقط این معجزه را مقید به اذن خدا ننمود. (2)

بنابراین همانطور که در قرآن کریم نیز بیان شده است، خبر غیبی دادن از کارهای انسان و آنچه او انجام میدهد، نوعی معجزه و کار خارق العاده است.
در غیر این صورت اگر این کار برای همگان امکان داشت، معجزه دانستن آنها و آیه و نشان پیامبری دانستن آن نادرست بود.
حال وقتی اطلاع دادن نسبت به کارهای فعل انسان معجزه دانسته شده است، اطلاع دادن از کارهایی که انسان در آینده خواهد کرد(یعنی کاری که هنوز زمانش نرسیده است) قطعا معجزه خواهد بود چرا که آینده نیز غیب است و به تصریح قرآن کریم
اولا: جز او کسی از غیب اطلاعی ندارد: "لایعلم الغیب الا هو"(3)
ثانیا: او به هر کسی که صلاح بداند و مورد رضایت خداوند باشد و شایستگی داشته باشد این علم را عطا میکند: "فَلَا یظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدً الا لمن ارتضی"(4)

اما مسئله سوم: رابطه پیشگویی و اختیار انسان
باتوجه به آنچه در مسئله دوم گفته شد، بهتر است به جای پیشگویی، بگوییم علم که چون مربوط به آینده است میشود علم غیب.
حال این سوال ایجاد میشود که آیا این آگاهی موجب زیر سوال رفتن اختیار انسان نمیشود.
پاسخ این سوال کاملا مرتبط است با بحث قضا و قدر علمی و رابطه آن با اختیار.
پاسخ این سوال آن است که
اگر در مسئله قضا و قدر علمی مدعی شدیم و اثبات کردیم که علم الهی به رفتارهای انسان، منافاتی با اختیار او ندارد، در اینجا نیز عینا میتوان گفت که علم انسان نسبت به رفتارهای انسانها به هیچ وجه منافاتی با اختیار آنها ندارد.
و اگر در آن مسئله مدعی منافات شدیم در اینجا نیز همان اشکال وجود دارد.

اما همانطور که بارها نیز به این مسئله اشاره شده است همانطور که علم الهی به آینده بشر منافاتی با اختیار آنها ندارد، علم غیب انسانها نسبت به رفتارهای دیگر انسانها و حتی رفتار خودش منافاتی با اختیار آن فاعل ندارد.
چرا که این علم، آگاهی از نتیجه انتخاب انسان است و مشخص است که قید مهم در این رفتار، انتخاب اوست.
یعنی همانطور که خداوند از ازل میداند که مثلا من چه کاری را با اختیار خود یا اکراه و یا با اجبار در این روز و این ساعت انجام میدهم، انسانهایی که به این مسائل با اجازه الهی آگاهی دارند نیز از این رفتارها با همان قیود و مقتضیات آگاهی دارند.

پی نوشتها:
1. سوره آل عمران، آیه49
2. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه اعلمی، 1390ق، ج3، ص200
3. سوره انعام، آیه59
4. سوره انبیاء، آیه28

موضوع قفل شده است