علت عقب ماندگی برخی کشورها

تب‌های اولیه

48 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نقل قول:
خوب ولی چیزی که اعلام میکنیم اینه که ما اسلام رو پیاده میکنیم نه بهترین چیزی که میتوانیم بگوییم. نمونه اش رو میتونیم اونجایی ببینیم که میام میگیم ما گفتمان انقلاب رو پیاده میکنیم اما در عمل اونچه دوست داریم قبول کنیم که به خاطرش انقلاب شده ( که اگر به مراجه مراجعه کنیم بخاطر اونها انقلاب نشده ) رو انجام بدیم.

واقعیت اینه که ما بهترین کاری که از دستمون میاد رو داریم انجام میدیم. در شرایط فعلی و با وجود غیبت امام معصوم غیر از این هیچ کار دیگه ای نمیشه کرد.
شما اگه راه دیگه ای برای زمینه سازی برای ظهور امام زمان (عج) دارید لطفاً ذکر بفرمایید.
اون چیزهایی هم که راجع به گفتمان انقلاب گفتید متوجه نشدم.

[="3"]

dialectician;415983 نوشت:
من فکر میکنم دلیل عقب موندگی کشورها (نه تنها کشورهای اسلامی) نفوذ دین در جنبه های اجتماعی و سیاسیش میتونه باشه
برعکس جنبه شخصی و فردی دین که مزایای زیادی داره و افراد معتقد به دین و معنویت به علت پایندی به یه سری اصول و اعتقادات افراد سالمتر (روحی و روانی) و در کل کم حاشیه تری برا جامعه هستند
اما با بررسی روشن بینانه و بدون تعصب متوجه میشیم که دین در حوزه سیاسی از گذشته تا حال موفق عمل نکرده و باعث ورود یه سری علایق و غرض ورزی های شخصی در سیاست و حکومت داری شده و بیشتر زمانی که دین و قانون در تقابل با هم قرار میگیرن این نارسایی خودشو نشون میده

با عرض سلام و ادب

اگر با كمى دقت قوانين و دستورات نورانى اسلام را مطالعه كنيم خواهيم ديد كه دين اسلام در جميع شؤون، سياسى و اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى، كشاورزى و نظامى و غير آنها، داراى بهترين قانونها است. دين حقيقي اسلام به رشد ، تعالي و پيشرفت بشر در ابعاد مختلف زندگي مي‏انديشد و دانش، كار، تلاش و پيشرفت را به همگان توصيه مي‏كند، و چنين ديني نمي‏تواند مانع پيشرفت و عامل عقب ماندگي باشد؛ روش و منش مسلمانان سده نخستين تاريخ اسلام گواه اين مدعا است.

بي ترديد مسلمانان دوران عظمت و افتخار و شكوهمندي را پشت سر گذاشته‏اند، عصري كه تمدن اسلامي ضمن جبران كاستي‏ها و رفع عقب ماندگي‏ها، قرن ها سرآمد تمدن‏هاي جهاني بود به گونه‏اي كه «طي پنچ قرن، از لحاظ نيرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نيك و تكامل سطح زندگاني و قوانين منصفانه انساني و ادبيات و تحقيق علمي و علوم و طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود»{1}

ملت‏هاي بزرگ جهان نيز در آن عصر در بيشتر علوم وامدار مدنيت اسلامي بودند، بهره مندي اروپا از تمدن پر شكوه اسلام از واقعيات غير قابل انكار مورخان غربي است ؛ گوستاولوبون ضمن تاكيد بر حق مسلمانان در نجات اروپاي مسيحي از «حال توحش و جهالت» مي‏نويسد:
«نفوذ اخلاقي همين اعراب زاييده اسلام، آن اقوام وحشي اروپا را كه سلطنت روم را زير و زبر نمودند، داخل در طريق آدميت نمود و نيز نفوذ عقلايي آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را كه از آن به كلي بي‏خبر بودند به روي آنها باز كرد و تا ششصد سال استاد ما اروپاييان بودند.»{2}

سخن ويل دورانت در اين باره شنيدني است:
«اروپا از ديار اسلام غذاها و شربت‏ها و دارو و درمان و اسلحه و نشان‏هاي خانوادگي، سليقه و ذوق هنري، ابزار و رسوم صنعت و تجارت، قوانين و رسوم دريانوردي را فرا گرفت و غالبا لغات آن را نيز از مسلمانان اقتباس كرد.. علماي عرب (مسلمان) رياضيات و طبيعيات و شيمي و هيأت و طب يونان را حفظ كردند و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غني‏تر شده بود، به اروپا انتقال دادند.»{3}

پس علت عقب ماندگي حوامع اسلامي در عصر حاضر چيست و عدم پيشرفت مسلمانان را در كجا بايد جست؟ براي پاسخ به اين سؤال توجه به نكات ذيل شايسته است:

1. عقب ماندگي مختص كشورهاي مسلمان نيست همچنانكه پيشرفت منحصر در كشورهاي غير ديني نيست، در عصر حاضر بسياري از كشورهاي غير اسلامي چون برزيل دستخوش مشكلات توسعه نيافتگي و آسيب‏هاي آن هستند و از سويي برخي از كشورهاي اسلامي چون مالزي نيز وجود دارند كه در رديف كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه قرار دارند.

2. مشكلات معنوي و آسيب‏هاي اخلاقي حاكم در كشورهاي توسعه يافته را نبايد از نظر دور داشت، البته در پي ترويج اين ايده نيستيم كه هر توسعه‏اي مساوي با انحطاط اخلاقي و بحران معنوي است، ليكن مي‏توان گريز آن كشورها را از دين و باورهاي اعتقادي را عامل واپسگرايي اخلاقي دانست كه در صورت وجود معنويت و دين در جامعه چنين وضعيتي رو به كاستن مي‏نهاد.

3. عقب ماندگي مسلمانان ريشه در دين ندارد، بلكه رويگرداني آنان از پيام وحي را مي‏توان عامل عقب گرد آنان دانست. بعبارتي مسلمانان خود مسؤول اين انحطاط مي‏باشند و در صورت بازگشت به حقيقت دين و پايبندي به عقايد و فرامين اسلام مي‏توان به برتري و پيشرفت اميد داشت :
«أَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ اًِّنْ كُنْتُمْ مُؤمِنِينَ .. وَ تِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ ؛ شما برتريد اگر مؤمنيد.. ما اين روزها(ي شكست و پيروزي) را ميان مردم به نوبت مي‏گردانيم (تا آنان پند گيرند).»{4}

4. وجود حاكميت‏هاي فاسد و خودكامه در راس كشورهاي اسلامي و سيطره بيگانگان در عقب ماندگي دول مسلمان بي تاثير نيست. همچنين تفرقه و گسست‏هاي موجود ميان كشورها و غفلت‏هاي بسيار را نيز نمي‏توان از نظر دور داشت.

پی نوشتها:
[1].تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 11، ص 317.
[2].تمدن اسلام و عرب، ص 751.
[3].تاريخ تمدن، ج 11، ص 319.
[4].سوره آل عمران، آيه 139 و 140.[/]

بنام او

باسلام مجدد..

علت عقب ماندگی ایران یا تشیع یا علت دشمنان زیاد امروز ما و راههای مقابله و خنثی سازی..؟؟

pargaj;416384 نوشت:
چگونه مردم یا ملتها میتوانند باورهای غلط و اشتباه خود را به باورها یا واقعیات زندگی اطراف خود تغییر یا در واقع ، ارتقا درجه نمایند ..؟؟

دراین بحث بطور ضمنی ثابت گردید یا حداقل بیان گردید که دولتها یا حکومتها نمیتوانند مقصرین اصلی در عقب ماندگی یا شکستهای ملت خود معرفی یا فلمداد گردند و بطور مثال درمورد ایران خودمان .. که عده ای قصد دارند {بدون کوچکترین غرض ورزی سیاسی البته} نوع حکومت را باعث تحریمها یا شکستها یا عدم موفقیتها در ثروتمندی خود یا عدم ابرقدرتی ما در منطقه و جهان معرفی نمایند باید عرض شود که مطمئنا چنین نخواهدبود و اگر تا به امروز و این لحظه چنین برداشتی مینمودیم بیاییم و صادقانه باور نماییم که چنین نبوده و نخواهدبود مگر نه این است که این انقلاب را هموطنان یا پدران ما در دهه50 بوجود آوردند ..؟؟ خوب پس مخالفت یا تداوم مخالفت با این نظریه که در واقع خود ملتها باعث و بانی اند و نه نوع حکومتها برای چه ..؟؟

حالا که متوجه شدیم مخالفتها با نوع حکومتها نمیباشد بلکه با نوع حکومتداری خواهدبود .. یکنفر میاید و بدون در نظر گرفتن اهداف سیاسی که آنها هم دلیلی در خود ما ملت داشته یا خواهندداشت میگوید خوب قبول که نوع حکومت را ملت برگزیده اند و اگر پدر من در دهه 50 انقلاب نموده نیاز جامعه بوده اما من الان این نوع حکومت داری را و آن نمونه روش سیاسی منشا گرفته از تفکرات و اعتقادات اسلامی با جهان غرب را نمیپسندم چرا چون باعث دشمنی جهان یا اتحاد دشمنان ما با من یا ما گردیده و ما درحال فقیرتر شدن یا در واقع درحال نابودی یا مرگ تدریجی میباشیم و بدتراینکه داریم هم دنیا و هم با ارتکاب گناهان بیشتر برای بدست آوردن یک لقمه نان بیشتر {حل و رفع مشکلات مالی و مادیمان} آخرتمان را هم از دست میدهیم ..
و این طرز نگاه ادامه میدهد .. آبا ما در مکتب مقدس تشیع اگر امام حسین {ع} را داشتیم .. آیا امام حسن {ع} را هم نداشتیم یا نداریم ..؟؟

در پاسخ چه باید گفت ..؟؟
حرف ، بظاهر حرف حسابی ست .. پدر من یا شما چیزی را پسندیده یا میپسندیدند که منو شما امروز آنرا نمیپسندیم .. بشکلی دیگر یا دگرگون شده که برای برخی دیدگاهها نیز قابل پذیرش گردد..
پدران یا والدین ما در 25 سال پیش زندگی در آمریکا را پسندیده و در 25 سال پیش به آنجا نقل مکان نموده اند اما ما امروز بعد از بسن بلوغ و فهم و معنویات رسیدن ، زندگی در ایران یا کربلا را میپسندیم و دوست داریم بجای زندگی در یک کشور غیر مسلمان یا بیگانه یا کافر در یک سرزمین پاک یا مقدس که برای ما فعلا ایران{قم و مشهد} یا عراق{کربلا و نجف} محسوب میشوند به زندگی خود ادامه دهیم .. حالا چه باید گفت یا چه باید انجام داد ..؟؟

پاسخ : درنهایت .. دگرگونی..انعطاف ..

آیا با دگرگونی و انعطاف یا تغییر و تحول با عدم لجبازی در قبول یا پذیرش و پذیرفتن باورها یا واقعیات موجود میتوان به یک جهش بلند سه گام ژنتیکی دست یافت ..؟؟..
بله ..؟؟

از طرف چه کسی ..؟؟ پدر یا پسر ..؟؟
پدر انقلابیون اند و فرزندان هم جوانان امروز ..

ابتدا باید همانند خود دشمنان ، دشمنان را درجه بندی کیفی و قدرتی و زیرکی و سیاستمداری و اقتصادی و فرهنگی و صنعتی و غیره نماییم تا بدانیم فعلا کدامیک ازاین دشمنان دشمن تراند و اولویت دشمنی را فعلا کدامیک دارا میباشند بگونه ای که کمترین ضربه و زیان متوجه پیکره عظیم و مقدس مردم و کشورمان با مقدساتش ازقبیل دین و مذهب و فرهنگش نیز نگردد ..

این پدر و فرزند درنهایت به این نتیجه مطلوب رسیده یا خواهندرسی که ..؟؟

ثروتمندی میتواند بعداز رفاه ملت و مردم و زایش فرهنگهای غنی ، هزینه های اضافی را بطرف گشودن درهای جدید برخی زندگی ها از قبیل افزایش جمعیت تشیع درجهان یا ترویج زبان فارسی درجهان با حمایتهای فقط مالی و حتی تحقیقات علمی بیشتر سوق داد تا شاید با اختصاص بودجه های هنگفت به کشف سلسله مراتب خلقت و نوع خلقت و قدرتهای پیدا و نهان در وجود سایر موجودات {حیوانات} به ابزارهای مادی فرازمانی در قدرتگیری بیش از پیش ایران و تشیع دست یاری بیش از پیشی رساند که طی صدها سال امنیت و رفاه ارمغان ما به نسلهای بعدی گردد ..

و در نوع دشمنی و دشمنان نیز ..
{وهابیت یا دشمنان درون دینی فعلا بدلیل جنایات بیشمارشان در سوریه یا علیه شیعیان دشمنان وحشی تری نسبت به دیگر دشمنان اند حتی اگر توسط دیگران حمایت میشوند چرا که حمایت آنان جدا فهم و درک و انسانیت و همدینی شما کجاست..؟؟ بنابراین به این دلیل که تا بحال نشنیده ایم که یک مسیحی سر یک نوزاد شیعه را آنهم آنچنان بیرحمانه و ددمنشانه ازتنش جدا نماید اما از یک هم دین و مسلمان خود دیده و شنیده ایم .. پس پر واضح است که آمریکا یا اروپای مسیحی یا بدلیل برخورداری از قدرت بسیار زیاد یا فرهنگ و تمدن امروزش یا بدلیل عدم دشمنی تاریخی با ما ایرانیان و شیعیان .. میتوانند دشمنان شماره 2 یا حتی 3 و 4 ما بشمار آیند که آنهم ممکن است بر اثر محبتهای دوجانبه ومخصوصا توسط منش و مرام و بزرگواری شیعی کاملا ازبین برود و بمرور تبدیل به یک دوستی دوجانبه از عدم تجاوز به حریم خصوصی یکدیگر گردد} {ابتدا نقش ثروتهای مادی و معنوی شامل دو قدرت پول و دانش را نباید هیچگاه از یادها برد}

{باسپاس}

سلام خدمت دوست عزیز مهدی جان

عقلانیت ، اسلام را باعث یا مانع پیشرفت یک کشور نیست ،
توجه کنید منظور بنده تئوری اسلام است ،
اگر در کشوری که تئوری اسلام فقط وجود دارد این کشور دچار مشکل می شود
اما اگر در کشوری اسلام به معنی واقعی کلمه به مرحله ظهور برسد 100% در پیشرفت کشور کمک میکند

صرف اینکه شما میفرمایید این کشور اسلامی هست یا اون نیست ! معیار نیست
باید بررسی شود که در این کشورهایی که شما فرمودین چند درصد اسلام واقعی هست و عمل میشود

اسلام واقعی یعنی ایمان و علم و عمل ! اسلام یعنی قران و قران یعنی علم (اول قران میگه بخوان ، یعنی اسلام به علم اموزی تاکید دارد)

اگر میبینین کشورهای اروپایی پیشرفت کردند یقینا دارند به نکات اسلامی توجه میکنند ، همه تمرکزشان بررروی علم است و نتیجه هم پیشرفت چشمگیر

پس صرفا نام اسلامی بودن کشورها معیاری برای برای اسلامی بودن انها نیست
اگر شما میخواهید بدونید که اسلام چگونه باعث پیشرفت یک کشور میشود ، بررسی کنید نکات اسلام در کجا عمل میشود ؟ جز در غرب که متمرکز شدند بر علم .

یا علی . :Gol:

[="3"]علت عقب ماندگی برخی کشورها

جمع بندی:

پرسش:
علت عقب ماندگی کشورهای اسلامی آیا به اسلام (مثلا دیدگاه های تند وهابیت) ربط دارد؟ اگر دارد علت ارتباطش چیست؟

پاسخ:
با عرض سلام و ادب

در پاسخ به این سوال که چرا کشورهای اسلامی عقب افتاده هستند، توجه به چند مقدمه لازم است.

1- عقب ماندگی لقبی است که جامعه غرب سعی می کند ما را بدان متهم کند و متاسفانه بعضی چشم و گوش بسته آن را تکرار می کنند. شکی نیست که مثلا جامعه امروز ما، پیشرفت تکنولوژیکی بعضی از جوامع غرب را ندارد، اما این دلیل عقب مانده بودن ما نیست. به عنوان نمونه وضعیت خانواده در غرب، در مقایسه با وضعیت خانواده در جامعه ما، بسیار بدتر است.

اگر بخواهیم با توجه به یک مشخصه از جامعه ای، آن را عقب مانده معرفی کنیم، چرا جامعه غرب را به خاطر این مشخصه اش، عقب مانده معرفی نکنیم؟

خصوصا با توجه به اینکه در جوامع انسانی، انسانیت باید بیشتر مد نظر قرار گیرد و شکی نیست که در مشخصه های انسانی، وضعیت جامعه ما، از جوامع غربی بهتر است.

2- عدم رشد تکنولوژیکی، خصیصه ای مخصوص جوامع اسلامی نیست. و بسیاری از کشورهای لائیک نیز بدان مبتلا هستند. کشورهای آمریکای جنوبی، کشورهای آفریقای جنوبی عموما غیر مسلمان و غیر توسعه یافته هستند. و بنا بر معیارهای خود غربیان، از حدود 200 کشور جهان، 20 کشور را به عنوان کشور توسعه یافته می پذیرند.

3- وضعیتی که امروز در جامعه جهانی می بینیم، ثمره تقسیم غنائم جنگ جهانی است. یعنی حدود 100 سال از چینش فعلی جهان می گذرد و اگر اندکی قبل تر برویم، واقعیت های دیگری نیز خواهیم دید. به عنوان نمونه امپراطوری عثمانی یک کشور اسلامی بود که غرب قدرت عرض اندام در مقابل آن را نداشت.

و اگر اندکی بیش تر به عقب برویم، وضعیت را کاملا معکوس می بینیم، جوامع اسلامی پیشرفته و غربی که دچار قرون وسطی و دوران فلاکت بود.

با توجه به این مقدمات در ریشه یابی جنگ ها در مناطق اسلامی و عقب ماندگی تکنولوژیکی آنها، مساله ای است که باید بدان جواب داد.

بدترین جواب، ربط دادن این مسائل به اسلام است که به جای ناشی بودن از واقع بینی، متاثر از عداوت است. چون روشن است که توصیه های فراوان اسلام، به علم آموزی، نمی تواند به عقب ماندن از قافله علم منجر شده باشد. کما اینکه سالیان سال مسلمانان در اوج قله های علمی بودند. همچنان که جنگ ها و نزاع ها، غالبا ریشه در زیاده خواهی ها و تکبرها و تعصب های کور است که با فرهنگ اسلامی، فرسنگ ها فاصله دارد.

و یکی از دلایل محکم این جواب، وضعیت جمهوری اسلامی ایران است که با تمسک به اسلام، پیشرفت های علمی کسب کرده و قومیت های متفاوت را با صمیمیت در کنار یکدیگر نگاه داشته است.

اما دلایل دیگری که می تواند مد نظر قرار گیرد در دو دسته عمده دلایل بیرونی و درونی جای می گیرند.

در دلایل بیرونی شکی نیست که غرب یکی از عوامل اصلی وضعیت موجود است. دستان غرب در تجزیه کشورهای بزرگ اسلامی به وضوح دیده می شود. همچنان که در حاکم کردن افراد مستبد و خائن در کشورهای اسلامی، نقشی موثر داشته اند. و چپاول ثروت های کشورهای اسلامی (مانند سایر مستعمره ها) و دمیدن در آتش اختلاف ها، و زمینه سازی برای ایجاد درگیری ها و ... همه نقش هایی هستند که غرب در وضعیت فعلی ایفا کرده است.

اما در عوامل درونی، شاید بتوان بزرگترین علت را دور افتادن از تعالیم اسلامی معرفی کرد.

و طبیعی است که با کنار هم قرار گرفتن این عوامل، وضعیتی بهتر از وضعیت امروز جامعه اسلامی نخواهیم داشت که امیدواریم با روند بیداری اسلامی و به زیر کشیدن حکام مستبد و خائن، وضعیت تغییر کرده و مسلمانان مجد و شکوه خویش را بازیابند.[/]

[="3"]پرسش:
آیا این احتمال وجود ندارد که وجود برخی احکام و دستورات در دین اسلام سبب برخوردهای افراطی گروههایی همچون وهابیت و در نتیجه عامل عقب ماندگی مسلمانان شده باشد؟

پاسخ:

با عرض سلام و ادب

دستورات دین اسلام نقشی در اینگونه افکار افراطی و انحرافی ندارد،بلکه اینگونه افکار و عقاید ناشی از عدم درک درست و جامع از احکام و دستورات دین اسلام است.همانگونه که در جای خود ثابت شده است اسلام آخرین دین الهی و کاملترین و جامعترین دین است.لذا لازمه جامعیت این دین این است که برای تمام مسائل دستور و حکم مخصوی داشته باشد.گاهی جنگ نیاز است و گاهی صلح و ...،اما آنچه مهم است این است که مسلمانان با درک درست و دقیق و جامع از این دستورات،بدانند هر دستور و حکمی چه زمان و در چه مکان و با چه شرایطی باید اجرا گردد.

افراطی گری ناشی از نگاه سطحی و ناقص به دستورات دین اسلام است و دور شدن از مکتب انسان ساز قرآن و مفسران واقعی آن یعنی اهل بیت عصمت و طهارت است والا اگر مسلمین نسبت به دستورات دینی نگاه و درکی عمیق و جامع داشته باشند،نه تنها از دیگران عقب نمی مانند بلکه این دیگران هستند که باید برای رسیدن به جایگاه مسلمین تلاش کنند.چرا که در برهه های مختلفی از تاریخ اسلام،مسلمین در علم و فرهنگ و تمدن اینگونه بودند و متأسفانه بنابر دلایل مختلف که در پست قبلی هم به برخی از آنها اشاره شد،از مسیر پیشرفت و ترقی منحرف شده و کشورهایی که امروزه خود را پیشرفته و کشورهای اسلامی را عقب مانده معرفی می کنند،با ترفندهای مختلف،با بهره گیری از علوم اسلامی در مسیر ترقی قدم گذاشتند.

بعنوان نمونه:

در رابطه با نقش سامانيان در توليد و رواج علم همين بس كه برخي از نويسندگان معتقدند،پانصد سال وقت لازم بود تا اروپائيان برخي از پژوهش هاي عصر ساماني همچون رساله ي آبله و حصبه تأليف ابوبکرمحمدبن زکريای رازی(م313ق) را ترجمه كرده و بفهمند و به بسياري ديگر از زبانها در شهر ونيز برگردانند.يا فرمانرواياني چون شارل اول مجبور شوند تا فرمان ترجمه كتاب الحاوي رازي را نيز صادر كنند.(1)
اشپولر محقق معروف آلماني معتقد است كه سامانيان براي نخستين بار در ايران بعد از اسلام،عامل بيداري و ترويج معنويت و فرهنگ بودند.چنانچه تاريخ تمدن و فرهنگ ايراني بي نهايت بديشان مديون است و هنوز هم بايد عمل و شيوه رفتار سامانيان به عنوان مشوق علم و هنر مد نظر قرار گيرد.(2)

و چه زیبا فرمود امام خمینی(رحمة الله علیه) که:
اسلام به خودی خود هیچ عیب ندارد،هر عیب که هست از مسلمانی ماست.[/]

[="3"]پرسش:
آیا ورود دین در عرصه سیاسی و اجتماعی عامل عقب ماندگی نیست؟

پاسخ:
با عرض سلام و ادب
اگر با كمى دقت قوانين و دستورات نورانى اسلام را مطالعه كنيم خواهيم ديد كه دين اسلام در جميع شؤون، سياسى و اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى، كشاورزى و نظامى و غير آنها، داراى بهترين قانونها است. دين حقيقي اسلام به رشد ، تعالي و پيشرفت بشر در ابعاد مختلف زندگي مي‏انديشد و دانش، كار، تلاش و پيشرفت را به همگان توصيه مي‏كند، و چنين ديني نمي‏تواند مانع پيشرفت و عامل عقب ماندگي باشد؛ روش و منش مسلمانان سده نخستين تاريخ اسلام گواه اين مدعا است.
بي ترديد مسلمانان دوران عظمت و افتخار و شكوهمندي را پشت سر گذاشته‏اند، عصري كه تمدن اسلامي ضمن جبران كاستي‏ها و رفع عقب ماندگي‏ها، قرن ها سرآمد تمدن‏هاي جهاني بود به گونه‏اي كه «طي پنچ قرن، از لحاظ نيرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نيك و تكامل سطح زندگاني و قوانين منصفانه انساني و ادبيات و تحقيق علمي و علوم و طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود»[3]
ملت‏هاي بزرگ جهان نيز در آن عصر در بيشتر علوم وامدار مدنيت اسلامي بودند، بهره مندي اروپا از تمدن پر شكوه اسلام از واقعيات غير قابل انكار مورخان غربي است ؛ گوستاولوبون ضمن تاكيد بر حق مسلمانان در نجات اروپاي مسيحي از «حال توحش و جهالت» مي‏نويسد:
«نفوذ اخلاقي همين اعراب زاييده اسلام، آن اقوام وحشي اروپا را كه سلطنت روم را زير و زبر نمودند، داخل در طريق آدميت نمود و نيز نفوذ عقلايي آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را كه از آن به كلي بي‏خبر بودند به روي آنها باز كرد و تا ششصد سال استاد ما اروپاييان بودند.»[4]

سخن ويل دورانت در اين باره شنيدني است:
«اروپا از ديار اسلام غذاها و شربت‏ها و دارو و درمان و اسلحه و نشان‏هاي خانوادگي، سليقه و ذوق هنري، ابزار و رسوم صنعت و تجارت، قوانين و رسوم دريانوردي را فرا گرفت و غالبا لغات آن را نيز از مسلمانان اقتباس كرد.. علماي عرب (مسلمان) رياضيات و طبيعيات و شيمي و هيأت و طب يونان را حفظ كردند و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غني‏تر شده بود، به اروپا انتقال دادند.»[5]
پس علت عقب ماندگي جوامع اسلامي در عصر حاضر چيست و عدم پيشرفت مسلمانان را در كجا بايد جست؟ براي پاسخ به اين سؤال توجه به نكات ذيل شايسته است:
1. عقب ماندگي مختص كشورهاي مسلمان نيست همچنانكه پيشرفت منحصر در كشورهاي غير ديني نيست، در عصر حاضر بسياري از كشورهاي غير اسلامي چون برزيل دستخوش مشكلات توسعه نيافتگي و آسيب‏هاي آن هستند و از سويي برخي از كشورهاي اسلامي چون مالزي نيز وجود دارند كه در رديف كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه قرار دارند.
2. مشكلات معنوي و آسيب‏هاي اخلاقي حاكم در كشورهاي توسعه يافته را نبايد از نظر دور داشت، البته در پي ترويج اين ايده نيستيم كه هر توسعه‏اي مساوي با انحطاط اخلاقي و بحران معنوي است، ليكن مي‏توان گريز آن كشورها را از دين و باورهاي اعتقادي را عامل واپسگرايي اخلاقي دانست كه در صورت وجود معنويت و دين در جامعه چنين وضعيتي رو به كاستن مي‏نهاد.
3. عقب ماندگي مسلمانان ريشه در دين ندارد، بلكه رويگرداني آنان از پيام وحي را مي‏توان عامل عقب گرد آنان دانست. بعبارتي مسلمانان خود مسؤول اين انحطاط مي‏باشند و در صورت بازگشت به حقيقت دين و پايبندي به عقايد و فرامين اسلام مي‏توان به برتري و پيشرفت اميد داشت :
«أَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ اًِّنْ كُنْتُمْ مُؤمِنِينَ .. وَ تِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ ؛ شما برتريد اگر مؤمنيد.. ما اين روزها(ي شكست و پيروزي) را ميان مردم به نوبت مي‏گردانيم (تا آنان پند گيرند).»[6]

4. وجود حاكميت‏هاي فاسد و خودكامه در راس كشورهاي اسلامي و سيطره بيگانگان در عقب ماندگي دول مسلمان بي تاثير نيست. همچنين تفرقه و گسست‏هاي موجود ميان كشورها و غفلت‏هاي بسيار را نيز نمي‏توان از نظر دور داشت.

پی نوشتها:
[1]. فيليپ خليل حتي،تاريخ عرب،ترجمه ابوالقاسم پاينده،چاپ دوم،تهران،آموزش انقلاب اسلامي،1366ش.ص467.
[2]. برتولد اشپولر،تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي،ترجمه جواد فلاطوري،تهران،انتشارات علمي و فرهنگي.1364ش.ج1ص142.
[3].تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 11، ص 317.
[4].تمدن اسلام و عرب، ص 751.
[5].تاريخ تمدن، ج 11، ص 319.
[6].سوره آل عمران، آيه 139 و 140.[/]

موضوع قفل شده است