جمع بندی عصمت در ترازوی نقد

تب‌های اولیه

117 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
عصمت در ترازوی نقد


با سلام و عرض ادب و احترام

بدون مقدمه برویم سراغ اصل مطلب

1 - تعریف عصمت چیست ؟!

2 - عصمت چگونه برای پیامبر و یا ائمه علیهم السلام حاصل می شود ؟! به بیان دیگر چه عاملی سبب می شود تا ایشان معصوم از هر خطا و اشتباه باشند ؟!

3 - میزان اهمیت اعتقاد به معصوم بودن پیامبر و ائمه چیست ؟! و اگر از ویژگی های مهم محسوب می شود چه آیاتی در قرآن برای توضیح آن به عنوان یک ویژگی وجود دارند ؟!

4 - شخص رسول الله و سایر ائمه علیهم السلام چه اقدام عملی برای تثبیت و تحکیم این اعتقاد انجام داده اند ؟!

سوالات البته بسیار بیشتر از اینها هست ، ولی برای شروع بحث همین مقدار کافی به نظر می رسد . سایر پرسش ها و مسئله ضرورت آن نیز انشاءالله در حین بحث مطرح خواهند شد .

با تشکر .

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض ادب

*حسام الدین*;962478 نوشت:
1 - تعریف عصمت چیست ؟!

2 - عصمت چگونه برای پیامبر و یا ائمه علیهم السلام حاصل می شود ؟! به بیان دیگر چه عاملی سبب می شود تا ایشان معصوم از هر خطا و اشتباه باشند ؟!

3 - میزان اهمیت اعتقاد به معصوم بودن پیامبر و ائمه چیست ؟! و اگر از ویژگی های مهم محسوب می شود چه آیاتی در قرآن برای توضیح آن به عنوان یک ویژگی وجود دارند ؟!

4 - شخص رسول الله و سایر ائمه علیهم السلام چه اقدام عملی برای تثبیت و تحکیم این اعتقاد انجام داده اند ؟!

من این چهار سوال شما را برای تمرکز بیشتر بحث در قالب دو سوال کلان مطرح می کنم:
الف) تعریف عصمت و حقیقت آن
ب) اهمیت عصمت از منظر آیات و روایات

تعریف عصمت و اهمیت آن
عصمت در نگاه شیعه لطف یا موهبتی از جانب خداوند است که مانع انجام گناه یا افتادن در خطا و اشتباه میشود.(آیت الله سبحانی، الالهیات، ج3، ص158)
پس عصمت به دو بخش تقسیم میشود:
عصمت عملی: دوری از گناه چه عمدی و چه سهوی
عصمت علمی: دوری از خطا و فراموشی

حقیقت عصمت

در اینکه حقیقت عصمت چیست نظرات مختلفی وجود دارد، برخی آن را ناشی از شدت محبت به خداوند می دانند، برخی آن را ناشی از عقوبت اخروی، برخی از سنخ اراده قوی، برخی آن را ترکیبی از علم و اراده، و برخی چون علامه طباطبایی(ره) آن را از سنخ علم می دانند که ما هم معتقدیم همین درست است، چرا که هر کجا اراده قوی هم وجود داشته باشد ناشی از علم عمیق است.

یعنی عصمت نتیجه علم شدید به مفسده و عواقب یک رفتار است.(الالهیات، ج3، ص159) همانطور که ما خودمان به راحتی این را تصور خواهیم کرد که مثلا برهنگی کامل که در نگاه ما خیلی قبیح است هرگز نه آن را عمدا انجام می دهیم، نه سهوا و نه از روی فراموشی! ممکن است انسان فراموش کند و با لباس درون خانه به خیابان بیاید، چون قبح آن به شدت برهنگی کامل نیست، اما امکان ندارد حتی از روی اشتباه یا فراموشی با برهنگی کامل وارد خیابان شود! مگر آنکه به قبح آن معتقد نباشد.

پس این قاعده وجود دارد که قبح رفتاری که در نگاه انسان شدت یافت و به نهایتش رسید به گونه ای که انسان عمق آن را درک کند، هرگز آن را انجام نمی دهد.
نکته ای که لازم است اشاره شود این است که آنچه عرض کردیم یک تشبیه بود، وگرنه قطعا علم ایشان از باب قدرت نفوس و احاطه ایشان است، اما علم ما نسبت به قبح یک مسئله اکتسابی و حصولی است. این تفاوت را هم باید در نظر داشت.

اهمیت عصمت در آیات و روایات
بدون شک پذیرش شریعت در گرو عصمت انبیا است، ممکن است در قلمرو عصمت اختلاف باشد اما کسی که کوچکترین توجهی داشته باشد اصل عصمت را می پذیرد، چرا که عدم عصمت موجب نقض غرض الهی از ارسال انبیا میشود، چون موجب سلب اعتماد مردم به آن نبی یا امام خواهد شد.
این دلیل عقلی و برهانی برای عصمت کافیست، و ادله قرآنی و روایی که در ادامه می آیند در حقیقت تأیید حکم عقل خواهند بود.
آیات و روایات متعددی در این خصوص سخن گفته اند که به آنها اشاره می کنیم، منتهی با توجه به گستردگی این مطلب، هر آیه و روایت در صورت لزوم به صورت مختصر توضیح داده میشود، اگر توضیحات کافی نبود بفرمایید تا با تفصیل بیشتری از ان بحث شود:

آیه ابتلاء ابراهیم:

«قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏»؛ ابراهيم عرض كرد: «از ذریه من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد!
قرآن کریم در آیه دیگری می فرماید: «وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏»؛ و كسانى كه از حدود خدا تجاوز كنند، آنان بى‏ترديد ستمكارند(بقره:229)
با توجه به اطلاق ظلم در آیه اول، و تبیین معنای ظلم در آیه دوم هر کسی از حدود الهی تجاوز کرده باشد هرگز لایق این منصب نخواهد بود.
تفسیر المیزان ذیل این آیه به زیبایی مراحل استنباط عصمت از آیه را بیان فرموده است.

آیه مخلصین:

«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين»؛ گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد * مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها.(ص:82 و 83)
بندگان مخلَص از اغوای شیطان به صورت کامل، یعنی 100درصدی استثناء شده اند، نه اینکه احتمال اغوای انان کمتر باشد!

آیه صادقین:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد(توبه:119)
این آیه نمی فرماید از صادقین باشید، بلکه می فرماید با صادقین باشید، اطلاق همراهی(همراهی بی قید و شرط) و اطلاق صداقت، نشان دهنده ضرورت پیروی کامل از معصومی است که قول و فعلش صادق و درست است.

آیه تطهیر:

«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.(احزاب:33)
به کار بردن تعبیر «انما» و منحصر کردن این طهارت در اهل بیت(ع) نشان از عصمت دارد، وگرنه طهارت تشریعی یعنی پاک کردن از طریق امرو نهی را که خداوند برای همه اراده کرده است، اختصاصی به اهل بیت(ع) ندارد.

آیه اولی الامر:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر را.(نساء:59)
اطاعت مطلق و بدون قید و بند نشان دهنده عصمت است، وگرنه صحیح نیست که کسی را امر به اطاعت بدون چون و چرا از یک غیر معصوم کنیم، همانطور که خداوند در خصوص اطاعت از پدر و مادر می فرماید: اگر تو را به شرک امر کردند اطاعت نکن(عنکبوت:8؛ لقمان:15)

آیات سوره نجم:

«مَا ضَلَّ صَاحِبُكمُ‏ْ وَ مَا غَوَى‏*وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏»؛ هرگز همراه شما [محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است*و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد!* آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست‏.(نجم: 3تا5)
این آیه به صورت مطلق می فرماید پیامبر(ص) هرگز منحرف نبوده و مسیر را گم نکرده است، و هرگز از هواس نفس سخن نمی گوید.

آیه اسوه بودن پیامبر(ص)

«لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود.(احزاب:21)
اینکه کسی به صورت مطلق الگوی رفتار دیگران قرار داده شود دلالت بر عصمت دارد، یعنی ما می توانیم از رفتار او حکم شرعی برداشت کنیم، طبیعتا چنین کسی باید رفتار و گفتارش معصومانه باشد.

آیات سوره جن:

«عَلِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ‏ غَيْبِهِ أَحَدًا* إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا* لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُواْ رِسَالَاتِ رَبهِّمْ وَ أَحَاطَ بِمَا لَدَيهِم‏»؛ داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد*مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد* تا بداند پيامبرانش رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كرده‏اند و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد.(جن:26 تا 28)

آیه عصمت حضرت مریم(س):

«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمين‏»؛ و (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است‏.(آل عمران:42)
روشن است که طهارت جسمی که منظور آیه نیست، اصلا دور از منطق قرآن است، چون برگزیدگی بر زنان جهان بدون طهارت درونی معنا ندارد.
عصمت حضرت مریم(س) از طریق قیاس اولویت، عصمت انبیا و ائمه(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) را اثبات می کند.

آیات دیگری هم هست چون آایتی که به اطاعت بی قید و شرط از پیامبر(ص)(مثل: حشر:7) دعوت می کنند که به جهت اختصار از ذکر آنها خودداری میشود.

ادامه دارد...

عصمت در احادیث

عصمت در احادیث شفاف تر و مفصل تر بیان شده است که من فقط به چد نمونه اشاره می کنم:

حدیث ثقلین

«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيْتِي عِتْرَتِي أَيُّهَا النَّاسُ... أَسْأَلُكُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَيْنِ وَ الثَّقَلَانِ كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِي فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُم‏»؛ به درستی که بین شما دو چیز باقی می گذارم که اگر به آنها تمسک بجویید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خداوند عزوجل، و اهل بیت و عترتم، ای مردم (روز قیامت) از شما در خصوص آنها سوال خواهم کرد که با آنها چه کردید؟ پس از آنها سبقت نگیرید که هلا میشوید . آنها را آگاه نسازید که آنها آگاه تر از شمایند. (الکافی، ج1، ص294)
این روایت با تعابیر مختلف در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده است و قطعا از روایات متواتر بین شیعه و سنی به شمار میرود.
دلالت آن هم روشن است، تعبیر «لن تضلوا» به معنای «هرگز گمراه نخواهید شد» همه چیز را روشن می کند، قرار دادن قرآن در کنار اهل بیت(ع) و سپس تعبیر اینکه با تمسّک به این دو هرگز گمراه نخواهید شد نشان از عصمت هر دو دارد، چرا که قرار دادن یک معصوم در کنار یک غیر معصوم و امر به تبعیت از آن دو هرگز موجب عدم گمراهی نمیشود!

حدیث سفینه

پیامبر(ص) در روایت مشهوری فرمودند: « مَنْزِلَةُ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ كَسَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏»؛ مزلت اهل بیت من مانند کشتی نوح است که کسی که بر آن سوار شود نجات یابد و کسی که از آن روی بگرداند غرق خواهد شد.(دعائم الاسلام، ج1، ص80)
در این روایت نفرموده اهل بیت(ع) هم مایه هدایتند! بلکه همانطور که هدایت را به پیروی از آنها گره زده، گمراهی هم به دوری از آنها گره خورده است! و هرگز نمیشود گفت هدایت در پیروی، و گمراهی در عدم پیروی از کسی است مگر آنکه آن شخص معصوم باشد!

سایر احادیث:

الف) امیر مؤمنان(ع) فرمودند: «وَ لَا طَاعَةَ لِمَنْ عَصَی اللَّهَ إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلاَةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لاَ یَأْمُرُ بِمَعْصِیَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِی الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لاَ یَأْمُرُونَ بِمَعْصِیَتِه: اطاعت مکنید کسی را که معصیت خدا می‌کند، همانا فقط اطاعت خدا و رسول به خاطر اینکه ایشان معصوم و پاک هستند و نیز والیان امر، واجب است و سرِّ اینکه خدای عزّ و جل امر به اطاعت اولوالأمر فرموده، این است که ایشان معصوم از گناه و پاکیزه‌اَند و هیچ گاه امر به معصیت نمی‌کنند» (صدوق، الخصال، ج1، ص139)

ب) امام سجاد(ع): «الْإِمَامُ مِنَّا لاَ یَکُونُ إِلاَّ مَعْصُوماً وَ لَیْسَتِ العِصمَةُ فِی ظَاهِرِ الخِلقَةِ فَیُعْرَفَ بِهَا وَ لِذَلِکَ لاَ یَکُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً»؛ از ما خاندان جز معصوم شخص دیگری نمی‌تواند امام باشد و عصمت صفتی نیست که در ظاهر بدن باشد، تا به چشم دیده شده و شناخته گردد، و به همین دلیل، امکان ندارد معصوم بودن کسی را به دست آورد، مگر خدا به وسیلة پیغمبرش آن را صریحاً فرموده باشد.(شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص132)

ج) امام صادق(ع) در توصیف امام می فرمایند: «فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ الْمُرْتَضَی وَ الْهَادِی الْمُنْتَجَی وَ الْقَائِمُ الْمُرْتَجَی... وَ مُصْطَفًی مِنْ آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ سُلاَلَه مِنْ إِسْمَاعِیلَ وَ صَفْوَةِ مِنْ عِتْرَةِ مُحَمَّد (ص)‌... مُبْرَأً مِنَ الْعَاهَاتِ مَحْجُوباً عَنِ الْآفَاتِ مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ کُلِّهَا...»؛ پس امام همان برگزیدة پسندیده و رهبر محرم اسرار و امیدبخش است... برگزیدة خاندان ابراهیم و اسماعیل و انتخاب شده از عترت محمّد (ص)... از آفت‌ها پنهان و از لغزش‌ها نگهداری شده و از تمام زشتی‌ها معصوم است...» (کلینی، الکافی، ج1، ص 203و204)

د) نیز در روایت دیگری می فرمایند: «نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّه تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِطَاعَتِنَا وَ نَهَی عَنْ مَعْصِیَتِنَا نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَی مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ: ما (اهل بیت) مردمی معصوم هستیم که خدای تبارک و بلندمرتبه مردم را به فرمان‌ بردن از ما امر فرموده است و از نافرمانی ما نهی کرده است. ما حجّت کامل هستیم بر هر که زیر آسمان و روی زمین است» (الکافی، ج1، ص269)

ه) امام رضا(ع) نیز در حدیث مفصلی در وصف امامت میفرمایند: «الْإِمَامُ أَمِینُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی بِلاَدِهِ... الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُیُوبِ... عَالِمٌ لَا یَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا یَنْکُلُ مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَةِ وَ النُّسُکِ وَ الزَّهَادَةِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَةِ... فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ...»؛ امام امین خدا در میان خلق اوست و حجّت او بر بندگانش و خلیفة او در بلادش است... از گناهان پاک و از عیب‌ها بر کنار است... عالمی است که نادانی ندارد، سرپرستی است که عقب‌نشینی ندارد، کانون قدس، پاکی، طاعت، زهد، علم و عبادت است... پس او معصوم است و تقویت شده و با توفیق و استوار گشته، از هر گونه خطا، لغزش و افتادنی در امان است...» (الکافی، ج1، ص200 الی 202)

یا حق

[="Microsoft Sans Serif"][="3"]با سلام و عرض ادب و احترام

مسلم;963415 نوشت:
یعنی عصمت نتیجه علم شدید به مفسده و عواقب یک رفتار است.(الالهیات، ج3، ص159)

منشا این علم چیست ؟ آیا سراسر وحی الهی است یا آنکه خداوند علم خاصی به پیامبر (ص) و ائمه (ع) داده است ؟!

مسلم;963415 نوشت:
بدون شک پذیرش شریعت در گرو عصمت انبیا است، ممکن است در قلمرو عصمت اختلاف باشد اما کسی که کوچکترین توجهی داشته باشد اصل عصمت را می پذیرد، چرا که عدم عصمت موجب نقض غرض الهی از ارسال انبیا میشود، چون موجب سلب اعتماد مردم به آن نبی یا امام خواهد شد.
این دلیل عقلی و برهانی برای عصمت کافیست،

در اینجا مسئله حدود و ثغور عصمت مطرح می شود .

محدوده الگو گرفتن از پیامبر یا امام کجاست ؟!

مسلم;963415 نوشت:
«قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏»؛ ابراهيم عرض كرد: «از ذریه من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد!
قرآن کریم در آیه دیگری می فرماید: «وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏»؛ و كسانى كه از حدود خدا تجاوز كنند، آنان بى‏ترديد ستمكارند(بقره:229)
با توجه به اطلاق ظلم در آیه اول، و تبیین معنای ظلم در آیه دوم هر کسی از حدود الهی تجاوز کرده باشد هرگز لایق این منصب نخواهد بود.

قرآن می گوید هرکس از مرز های الهی (حدود الله) عبور کند ظالم است . مرز الهی دقیقا کجاست ؟!

بگذارید با یک مثال بپرسم : آیا با هر اشتباهی ولو کوچکترین و جزئی ترین آنها انسان مرز های الهی را رد کرده و جزء ظالمین است ؟!
اگر آری ، که پس خدا به همه ما رحم کند ! چون مکرر در قرآن گفته شده که خداوند ظالمین را هدایت نمی کند .
اگر نه ، پس این آیه دیگر عصمت در همه ابعاد و جزئیات زندگی را اثبات نمی کند . چون می شود اشتباهات جزئی هم داشت و ظالم هم نبود !!

مسلم;963415 نوشت:
«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين»؛ گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد * مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها.(ص:82 و 83)
بندگان مخلَص از اغوای شیطان به صورت کامل، یعنی 100درصدی استثناء شده اند، نه اینکه احتمال اغوای انان کمتر باشد!

دو آیه بعد ( ص :85 )خداوند می گوید : « قطعا جهنم را از تو ( ای شیطان) و هر کس از تو پیروی کند پر می کنم »

این آیه بی دلیل بیان نشده ، در توضیح و ادامه آیات قبلی - که شما آوردید - ذکر شده است . به بیانی خلاصه خدا وعده می دهد که جهنم را از کسانی که شیطان آنها را اغوا کرده پر می کند .
اگر بندگان مخلص = معصومین باشند ، آنگاه بجز چند نفر معصوم بقیه انسان ها در جهنم به سر خواهند برد ! و این از عدل الهی دور است ..

مسلم;963415 نوشت:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد(توبه:119)
این آیه نمی فرماید از صادقین باشید، بلکه می فرماید با صادقین باشید، اطلاق همراهی(همراهی بی قید و شرط) و اطلاق صداقت، نشان دهنده ضرورت پیروی کامل از معصومی است که قول و فعلش صادق و درست است.

در آیه 35 سوره احزاب خداوند می فرماید :

« إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا »

خدا براى مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوى و زنان راستگوى و مردان شكيبا و زنان شكيبا و مردان خداى ترس و زنان خداى‌ترس و مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردانى كه شرمگاه خود حفظ مى‌كنند و زنانى كه شرمگاه خود حفظ مى‌كنند و مردانى كه خدا را فراوان ياد مى‌كنند و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‌كنند، آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است. ( ترجمه آیتی )

به نظر شما اینجا نیز «صادقین» و «صادقات» به معصوم اشاره دارد ؟!

مسلم;963415 نوشت:
«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.(احزاب:33)
به کار بردن تعبیر «انما» و منحصر کردن این طهارت در اهل بیت(ع) نشان از عصمت دارد، وگرنه طهارت تشریعی یعنی پاک کردن از طریق امرو نهی را که خداوند برای همه اراده کرده است، اختصاصی به اهل بیت(ع) ندارد.

خداوند در آیه 11 سوره انفال می فرماید :

« وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ »
از آسمان برايتان بارانى باريد تا شست‌وشويتان دهد و وسوسه شيطان را از شما دور كند .

الفاظ قرآن در اینجا همان الفاظی هستند که در آیه تطهیر آمده است . با این حال فکر نمی کنم هیچ کس مخاطبین آیه اخیر ( جنگجویان حاضر در جنگ بدر ) را معصوم و طاهر قلمداد کرده باشد . چرا آنجا تاویل و تفسیر اما اینجا فقط ظاهر و الفاظ آیه ؟!

مسلم;963415 نوشت:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر را.(نساء:59)
اطاعت مطلق و بدون قید و بند نشان دهنده عصمت است، وگرنه صحیح نیست که کسی را امر به اطاعت بدون چون و چرا از یک غیر معصوم کنیم، همانطور که خداوند در خصوص اطاعت از پدر و مادر می فرماید: اگر تو را به شرک امر کردند اطاعت نکن(عنکبوت:8؛ لقمان:15)

ادامه آیه ای که مطرح کردید را بنده ارائه می دهم :

فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ
چون در امرى اختلاف كرديد اگر -به خدا و روز قيامت ايمان داريد- به خدا و پيامبر رجوع كنيد.

اولین مخاطبین این آیه اصحاب و معاصرین پیامبر بوده اند . خدا و رسول که در آیه مشخص است . پس «در عصر رسول الله» مقصود از «اولی الامر» چه کسانی هستند ؟!

این ابهام برطرف شود می توان در مورد بقیه ابهامات آیه نیز بحث کرد .

مسلم;963415 نوشت:
«مَا ضَلَّ صَاحِبُكمُ‏ْ وَ مَا غَوَى‏*وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏»؛ هرگز همراه شما [محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است*و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد!* آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست‏.(نجم: 3تا5)
این آیه به صورت مطلق می فرماید پیامبر(ص) هرگز منحرف نبوده و مسیر را گم نکرده است، و هرگز از هواس نفس سخن نمی گوید.

ادامه آیات می گوید :

عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ
او را آن فرشته بس نيرومند تعليم داده است .

پس منشا مشخص شد : فرشته ای نیرومند که همان جبرئیل است و توصیفش در ادامه همین آیه آمده است .

اگر بگوئیم «همه سخنان» پیامبر شامل آیاتی می شوند که آوردید پس نتیجه می گیریم «همه سخنان » پیامبر را جبرئیل به او وحی می کند . در این حالت پیامبر ص اراده و اختیاری از خود ندارد و هر چه می گوید وحی جبرئیل است !!
طبیعتا چنین نظری درستی نیست . پس این آیات مطلق نیستند .

مسلم;963415 نوشت:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود.(احزاب:21)
اینکه کسی به صورت مطلق الگوی رفتار دیگران قرار داده شود دلالت بر عصمت دارد، یعنی ما می توانیم از رفتار او حکم شرعی برداشت کنیم، طبیعتا چنین کسی باید رفتار و گفتارش معصومانه باشد.

بحث در مورد این آیه را نیز می گذارم برای وقتی که مرز الگو بودن/نبودن پیامبر (ص) را مشخص فرمائید .

مسلم;963415 نوشت:
«عَلِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ‏ غَيْبِهِ أَحَدًا* إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا* لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُواْ رِسَالَاتِ رَبهِّمْ وَ أَحَاطَ بِمَا لَدَيهِم‏»؛ داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد*مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مى‏دهد* تا بداند پيامبرانش رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كرده‏اند و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد

این آیه می تواند مدرک خوبی باشد برای اینکه بفهمیم حدود عصمت پیامبر و پیامبران در کجاست ؟! به وضوح می گوید : آنچه مربوط به رسالت ایشان است .

پس این آیه نه در جهت اثبات عصمت برای تمامی افعال و اقوال روزمره پیامبر بلکه در محدوده تبلیغ دین ( به بیان آیه ابلاغ رسالت ) قابل پذیرش است .

مسلم;963415 نوشت:
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمين‏»؛ و (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است‏.(آل عمران:42)
روشن است که طهارت جسمی که منظور آیه نیست، اصلا دور از منطق قرآن است، چون برگزیدگی بر زنان جهان بدون طهارت درونی معنا ندارد.
عصمت حضرت مریم(س) از طریق قیاس اولویت، عصمت انبیا و ائمه(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) را اثبات می کند.

در مورد پاکی و طهارت در آیه تطهیر پرسشی مطرح کردم که اینجا هم قابل طرح است .

با این حال هیچ دلیلی ندارد که پاکی معنای پاکی از هر خطایی بدهد !! با توجه به کلیت داستان مریم و تولد عیسی مسیح (ع) مشخص است که منظور از پاکی همان پاکدامنی است . نه بیشتر !

مسلم;963415 نوشت:
آیات دیگری هم هست چون آایتی که به اطاعت بی قید و شرط از پیامبر(ص)(مثل: حشر:7) دعوت می کنند که به جهت اختصار از ذکر آنها خودداری میشود.

آیه 7 سوره حشر :

آن غنيمتى كه خدا از مردم قريه‌ها نصيب پيامبرش كرده است از آن خداست و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و مسافران در راه مانده، تا ميان توانگرانتان دست به دست نشود. هر چه پيامبر به شما داد بستانيد، و از هر چه شما را منع كرد اجتناب كنيد. و از خدا بترسيد كه خدا سخت عقوبت است.

بنده اینجا هیچ اطاعت بی قید و شرطی نمی بینم . بلکه در خصوص یک مسئله خاص است و اگر بخواهیم تعمیم دهیم فقط آن دسته از مسائلی را شامل می شود که از همین جنس هستند ( یعنی جز مسائل دینی به حساب می آیند )[/][/]

[="Microsoft Sans Serif"][="3"]برای تمرکز بیشتر روی بحث پیشنهاد می کنم ابتدا موضوع را از دید قرآن و آیات بررسی کنیم و پس از یک نتیجه گیری در این خصوص به سراغ روایات برویم .[/][/]

مسلم;963415 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض ادب

اهمیت عصمت در آیات و روایات
بدون شک پذیرش شریعت در گرو عصمت انبیا است،

با سلام و عرض احترام

سوال بنده در مورد عصمت انبیاء هست و فعلا به موضوع ائمه ورود نمی کنم

1- آیا حضرت موسی ، حضرت یونس و اون پیامبری که گمراه شد ،معصوم بودن؟

2 - اگر معصوم بودن اشتباهات آنها( که در قرآن ذکر شده) چطور توجیه میشه؟
به طور مثال نا امیدی حضرت یونس و قتل توسط حضرت موسی؟

3 - اگر بندگان مخلص خدا توسط شیطان اغوا نمی شن چطور شیطان تونست یکی از پیامبران خدا که در قرآن هم ذکر شده رو گمراه کنه؟

4 - قوم حضرت یونس چطور بعد از نا امیدی حضرت یونس و در نبود ایشون به شریعت ایشون عمل کردن و از عذاب نجات پیدا کردن؟

با سلام و عرض ادب

*حسام الدین*;963431 نوشت:
منشا این علم چیست ؟ آیا سراسر وحی الهی است یا آنکه خداوند علم خاصی به پیامبر (ص) و ائمه (ع) داده است ؟!

خیر، عصمت فراتر از وحی بوده و لازمه ی آن است! یعنی هر کسی وحی داده شده عصمت هم داده شده.

*حسام الدین*;963431 نوشت:
در اینجا مسئله حدود و ثغور عصمت مطرح می شود .
محدوده الگو گرفتن از پیامبر یا امام کجاست ؟

باید دقت کنید ما در مورد یک متن وحیانی از جانب خداوند سخن می گوییم نه از یک متن نوشته شده توسط عوام!!
وقتی به صورت مطلق کسی الگو معرفی میشود یعنی این الگو گیری بی قید و شرط است، هر گونه قید زدن به آن دلیل میطلبد!
و چون قید و شرطی ندارد یعنی هر رفتار پیامبر(ص) حداقل نشانه جواز آن فعل است، و حتی تقریر و تأیید او حجیت دارد همانطور که در فقه از ان برای استنباط احکام استفاده میشود، یعنی اگر کسی رفتاری را در محضر پیامبر(ص) یا ائمه(ع) انجام داد و ایشان بدون اینکه جای تقیه و مانند آن باشد تأیید کرده یا سکوت کردند آن فعل جایز خواهد بود.

شما اگر میخواهید این الگو گیری را محدود و مقید کنید باید دلیل بیاورید.

*حسام الدین*;963431 نوشت:
قرآن می گوید هرکس از مرز های الهی (حدود الله) عبور کند ظالم است . مرز الهی دقیقا کجاست ؟!
بگذارید با یک مثال بپرسم : آیا با هر اشتباهی ولو کوچکترین و جزئی ترین آنها انسان مرز های الهی را رد کرده و جزء ظالمین است ؟!
اگر آری ، که پس خدا به همه ما رحم کند ! چون مکرر در قرآن گفته شده که خداوند ظالمین را هدایت نمی کند .
اگر نه ، پس این آیه دیگر عصمت در همه ابعاد و جزئیات زندگی را اثبات نمی کند . چون می شود اشتباهات جزئی هم داشت و ظالم هم نبود !!

مرزهای الهی یعنی واجبات و محرمات، ترک واجبات و انجام محرمات میشود زیرپا گذاشتن حدود الهی
بله چنین ظلم های موجب عدم هدایت خداوند میشوند، البته روشن است که منظور از هدایت نکردن خداوند هدایت مرحله دوم، یعنی هدایت پاداشی یا همان توفیق است، یعنی گناه به صورت تکوینی از انسان سلب توفیق میکند

*حسام الدین*;963431 نوشت:
دو آیه بعد ( ص :85 )خداوند می گوید : « قطعا جهنم را از تو ( ای شیطان) و هر کس از تو پیروی کند پر می کنم »

این آیه بی دلیل بیان نشده ، در توضیح و ادامه آیات قبلی - که شما آوردید - ذکر شده است . به بیانی خلاصه خدا وعده می دهد که جهنم را از کسانی که شیطان آنها را اغوا کرده پر می کند .
اگر بندگان مخلص = معصومین باشند ، آنگاه بجز چند نفر معصوم بقیه انسان ها در جهنم به سر خواهند برد ! و این از عدل الهی دور است

خواهش می کنم دقت بفرمایید، قرآن می فرماید هر کسی از بندگان من که از تو تبعیت کنند جهنم را از ایشان پر خواهم کرد:
«إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ* لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَ مِمَّن تَبِعَكَ مِنهُْمْ أَجْمَعِين»‏

*حسام الدین*;963431 نوشت:
در آیه 35 سوره احزاب خداوند می فرماید :
« إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا »
خدا براى مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوى و زنان راستگوى و مردان شكيبا و زنان شكيبا و مردان خداى ترس و زنان خداى‌ترس و مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردانى كه شرمگاه خود حفظ مى‌كنند و زنانى كه شرمگاه خود حفظ مى‌كنند و مردانى كه خدا را فراوان ياد مى‌كنند و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‌كنند، آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است. ( ترجمه آیتی )
به نظر شما اینجا نیز «صادقین» و «صادقات» به معصوم اشاره دارد ؟!


جناب حسام الدین هر گردی که گردو نیست!!
این آیه ای که شما میفرمایید دارد اوصاف مومنین را بیان میکند، صفاتی که اختصاصی نبوده و هر کسی می تواند به آنها دست یابد! اما در آن آیه می فرماید: با صادقین باشید! یعنی شما مصداقی «صادقین» در این آیه نیستید، باید همراه ایشان باشید، نه اینکه از ایشان باشید!

اگرگمان می کنید ما از روی تعصب شیعه بودن چنین برداشتی از ایه داریم، خب فخر رازی یکی از بزرگترین مفسرین اهل سنت که اصلا دنبال فرار از پذیرش چنین آیاتی است هم عصمت را از این آیه برداشت کرده اما می گوید چون معصومی بعد از پیامبر(ص) نداریم پس اجماع امت اسلامی مراد است!!
خواهش می کنم قاعده مند و با تکیه بر ادبیات عرب بحث کنید

*حسام الدین*;963431 نوشت:
خداوند در آیه 11 سوره انفال می فرماید :
« وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ »
از آسمان برايتان بارانى باريد تا شست‌وشويتان دهد و وسوسه شيطان را از شما دور كند .
الفاظ قرآن در اینجا همان الفاظی هستند که در آیه تطهیر آمده است . با این حال فکر نمی کنم هیچ کس مخاطبین آیه اخیر ( جنگجویان حاضر در جنگ بدر ) را معصوم و طاهر قلمداد کرده باشد . چرا آنجا تاویل و تفسیر اما اینجا فقط ظاهر و الفاظ آیه ؟!


جناب حسام الدین عزیز گاهی حرف هایی میزنید که واقعا بنده را به تعجب وامیدارد!!
اولا: آنچه از اهل بیت دور شده رجس به معنای پلیدی است،اما آنچه اینجا گفته شده رجز به معنای اضطراب است!
ثانثا: تکرار «تطهیرا» در پایان آیه تطهیر تأکید است، یعنی طهارتی ویژه، آیا طهارت با آب طهارتی ویژه است؟!
ثالثا: اینجا قرینه «ماء» بهمعنای آب نشان میدهد که چه پاکی مد نظر است، اما آنجا تعبیر «انما» وجود دارد،اگر پاکی ظاهری از طریق آب بود که دیگر «انما« معنا نداشت! خداوند اراده کرده همه با آب خود را پاک کنند!

*حسام الدین*;963431 نوشت:
ادامه آیه ای که مطرح کردید را بنده ارائه می دهم :
فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ
چون در امرى اختلاف كرديد اگر -به خدا و روز قيامت ايمان داريد- به خدا و پيامبر رجوع كنيد.
اولین مخاطبین این آیه اصحاب و معاصرین پیامبر بوده اند . خدا و رسول که در آیه مشخص است . پس «در عصر رسول الله» مقصود از «اولی الامر» چه کسانی هستند ؟!
این ابهام برطرف شود می توان در مورد بقیه ابهامات آیه نیز بحث کرد .

«اولی الامر» یعنی صاحبان امر، وصف است، نه اسم! وصف یعنی وقتی موصوف به این وصف متصف شد اطاعت از او واجب میشود، طبیعتا امیرلمومنین(ع) اگرچه امام بوده اند اما از زمان رحلت پیامبر(ص) اماتشان فعلیت یافت و اولی الامر شدند. این تعبیر «اولی الامر» یعنی کسی که زمام امر را به اختیار گرفته مثل تعبیر امام زمان است که اولی الامر و امام زمن هر عصری متعلق به همان زمان است.

*حسام الدین*;963431 نوشت:
ادامه آیات می گوید :
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ
او را آن فرشته بس نيرومند تعليم داده است .
پس منشا مشخص شد : فرشته ای نیرومند که همان جبرئیل است و توصیفش در ادامه همین آیه آمده است .
اگر بگوئیم «همه سخنان» پیامبر شامل آیاتی می شوند که آوردید پس نتیجه می گیریم «همه سخنان » پیامبر را جبرئیل به او وحی می کند . در این حالت پیامبر ص اراده و اختیاری از خود ندارد و هر چه می گوید وحی جبرئیل است !!
طبیعتا چنین نظری درستی نیست . پس این آیات مطلق نیستند .

من عرض کردم قرآن میفرمایدپیامبر(ص) انحراف و گمراهی نداشته است، علت آن مهم نیست، من که نمی گویم عصمت ایشان ذاتی است، اما بالاخره معصوم است، حالا میخواهد تحت تأییدات روح القدس باشد، تحت تربیت جبرئیل باشد یا هر چیزی! بالاخره قرآن ضلالت و انحراف، و همچنین سخن گفتن از روی هوا را از پیامبر(ص) سلب کرده است.

*حسام الدین*;963431 نوشت:
با این حال هیچ دلیلی ندارد که پاکی معنای پاکی از هر خطایی بدهد !! با توجه به کلیت داستان مریم و تولد عیسی مسیح (ع) مشخص است که منظور از پاکی همان پاکدامنی است . نه بیشتر !

طهارت و اصطفاء در کنار هم قرینه خوبی برای پاکی و برگزیده شدن است، اینکه ما پاکی را منحصر در یک عرصه کنیم دلیل قاطع میخواهد.

*حسام الدین*;963431 نوشت:
آیه 7 سوره حشر :
آن غنيمتى كه خدا از مردم قريه‌ها نصيب پيامبرش كرده است از آن خداست و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و مسافران در راه مانده، تا ميان توانگرانتان دست به دست نشود. هر چه پيامبر به شما داد بستانيد، و از هر چه شما را منع كرد اجتناب كنيد. و از خدا بترسيد كه خدا سخت عقوبت است.
بنده اینجا هیچ اطاعت بی قید و شرطی نمی بینم . بلکه در خصوص یک مسئله خاص است و اگر بخواهیم تعمیم دهیم فقط آن دسته از مسائلی را شامل می شود که از همین جنس هستند ( یعنی جز مسائل دینی به حساب می آیند )

باید با زبان قرآن آشنایی داشت، قسمت های پایانی آیات را نمیتوان منحصر در همان آیه کرد، بلکه حکم کلی را بیان میکنند که متن آیه از آن حکم کلی گرفته شده است، مثلا قرآن کریم کریم می فرماید:
«وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ» این قسمت پایانی آیه «سمیع علیهم» در حقیقت ربط دارد به قبل از آن وگرنه لغو خواهد بود، اتفاقا قسمت انتهایی این آیات مهمتر از قسمت ابتدایی آن است، یعنی تبیین کننده علت، یا کیفیت بخش ابتدایی است.

در آیه مورد بحث ما هم خداوند بعد از بیان تقسیم غنائم می فرماید هرچه پیامبر(ص) می گوید را بپذیرید و هرچه نهی می کند نهی کنید، این بخش پایانی کلیّت دارد، خداوند ابتدا یک مورد جزئی را پیش از آن مطرح فرموده است، و سپس از دلیل کلّی آن سخن می گوید؛ وگرنه معنا ندارد بعد از بیان حکم که ضرورت عمل به آن فهمیده میشود دوباره بگوید هرچه پیامبر(ص) می فرماید اخذ کنید و هر چه نهی می کند پرهیز کنید، چون در قسمت ابتدایی آیه حکم روشن شده و امر خداوند معلوم است و لزومی ندارد به طور کلی دوباره ذکر شود! خودِ امر یعنی گوش کرده و اطاعت کنید!

شروحیل;963470 نوشت:
1- آیا حضرت موسی ، حضرت یونس و اون پیامبری که گمراه شد ،معصوم بودن؟

2 - اگر معصوم بودن اشتباهات آنها( که در قرآن ذکر شده) چطور توجیه میشه؟
به طور مثال نا امیدی حضرت یونس و قتل توسط حضرت موسی؟

3 - اگر بندگان مخلص خدا توسط شیطان اغوا نمی شن چطور شیطان تونست یکی از پیامبران خدا که در قرآن هم ذکر شده رو گمراه کنه؟

4 - قوم حضرت یونس چطور بعد از نا امیدی حضرت یونس و در نبود ایشون به شریعت ایشون عمل کردن و از عذاب نجات پیدا کردن؟

به این آدرس که جمع بندی خود بنده است مراجعه بفرمایید:@};-

http://www.askdin.com/showthread.php?t=7056&p=931440#post931440

مسلم;963560 نوشت:
به این آدرس که جمع بندی خود بنده است مراجعه بفرمایید:@};-

http://www.askdin.com/showthread.php?t=7056&p=931440#post931440

با عرض سلام و احترام

(( انی کنت من الظالمین )) رو توجیه نکردید!

مورد 3 رو لطفا پاسخ بدید

مورد 4 رو هم توضیح ندادید که مردم گمراه چطور بدون امام راه درست رو پیدا کردن

شروحیل;963561 نوشت:
(( انی کنت من الظالمین )) رو توجیه نکردید!

ظلم در لغت به معنای قرار دادن چیزی در غیر جای خودش است، آن ظلمی که گناه است ظلم اصطلاحی است، یعنی تجاوز از حدود الهی، انجام فعل حرام یا ترک واجبات

شروحیل;963470 نوشت:
3 - اگر بندگان مخلص خدا توسط شیطان اغوا نمی شن چطور شیطان تونست یکی از پیامبران خدا که در قرآن هم ذکر شده رو گمراه کنه؟

شیطان هیچ پیامبری را گمراه نکرده است.

شروحیل;963470 نوشت:
4 - قوم حضرت یونس چطور بعد از نا امیدی حضرت یونس و در نبود ایشون به شریعت ایشون عمل کردن و از عذاب نجات پیدا کردن؟

قوم یونس با دیدن علائم عذابی که یونس به آنها هشدار داده بود توبه کرده و ایمان آوردند. یعنی اگر یونس در ابتدا در بین ایشان نمیبود و آنها را از عذاب بیم نمیداد نه عذابی می آمد(چون حجتی تمام نشده بود) و نه مردم ایمان می آوردند چون با گفته های ینوس بود که فهمیدند این همان عذاب است.

موضوع قفل شده است