جمع بندی عرفای زن

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد سمیع

مترصد;558360 نوشت:
سلام

تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد...

اما چرا همه یا اغلب عرفا، سالکان و صاحب نفسان (بجز پیامبران و امامان -علیهم السلام- که منتصب از جانب خدا هستند) مردان هستند...؟ مانند شیخ رجبعلی خیاط، آیت الله بهجت، آیت الله قاضی و ...

باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
همتی باید قدم در راه زن/صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غیرتی باید به مقصد ره نورد /خانه پرداز جهان چه مرد چه زن

شرط ره آمد نمودن قطع راه/ بر سر رهرو چه معجر چه کلاه (1)
ما اگر از مقامات بلند و عرفانی بی بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره علیها السلام و حضرت زینب علیها السلام و حضرت مریم سلام الله علیها صرف نظر کنیم که صحبت کردن در مورد مقامات معنوی آن بزرگواران مصداق این ابیات جناب مولوی است :
یک دهان خواهم به پهنای فلک /تا بگویم وصف آن رشک ملک
گر دهان یابم چنان و صد چنین/تنگ آید در بیان آن امین
این قدر هم گر نگویم ای سند/شیشه دل از ضعیفی بشکند
باید بدانیم یکی ازبرجسته‌ترین چهره‌هاى عرفان اسلامى که هم ذوق عارفانه داشت و هم مرجع رفت و آمد عارفان پرشمارى بودشیخ ابوعبدالرحمن سلّمی است که توانست میراث عارفان سه قرن پیش از خود را به بهترین وجه، حفظ کند و براى آیندگان به یادگار گذارد
و کتاب طبقات الصوفیه وی به عنوان یکی از کتاب های مرجع در سر گذشت عرفا قابل توجه است .
وی در انتهای کتاب طبقات الصوفیه خود باب مستقلی را به عنوان النسوة المتعبدات الصوفیات (یعنی ذکر احوال زنان عابد و عارف ،)اختصاص داده است .
و در آنجا تصریح می کند که در دو قرن نخستین هجری زنان بسیاری در حلقه عرفا در عراق حضور داشتند و در قرن سوم و چهارم نیز سرزمین خراسان مرکز بانوانی بوده است که از تجارب روحانی خویش سخن می گفته و صدق و فتوت را تعلیم می دادند.
توجه به این نکته ضروری است که در چهار قرن نخستین اسلامی حضور هشتاد زن عارف که جناب سلّمی نامشان را در این کتاب آورده است در برابر صدو سه مرد عارف که ذکرشان را در کتاب دیگر خود طبقات الصوفیه آورده است نه تنها اندک نیست بلکه بسیار قابل توجه است
به عنوان نمونه به نام چند تن از آنها اشاره می کنیم:
1- رابعه عدویه:که از اهل بصره بود
2- غفیره عابده:که از اهل بصره بود
3- ام حسان اسدیه
4- لبابه متعبده:که اهل بیت المقدس بود
5-مومنه بنت بهلول:از اهل دمشق بود
6- فاطمه نیشابوری :از عارفان بزرگ خراسان و هم عصر بایزید بسطامی بود
جناب سلّمی او را زن یگانه زمانه خوانده که درک او از معانی قرآن مایه شگفتی صوفیان بزرگ عصر بوده است
7- امّ علی همسر احمد خضرویه از دیگر بانوان بزرگ خراسان بود
8-فطیمه همسر حمدون قصار از دیگر زنان صوفی خراسان بود که جناب سلّمی از او با عنوان (کبیرة الحال وعظیمة القدر )نام می برد
وتازه این هشتاد نفر را که جناب سلّمی نام می برد تا عصر خود است که مربوط به قرن چهارم هجری است و بعد از ایشان هم زنان دیگری به مقامات بلند عرفانی رسیده اند
از قرن دوم هجری شخصیت هایی چون رابعه عدویه ظهور نموده واز نخستین عرفای اسلامی بوده اند. ودر متون عرفانی بسیاری از زنان را داریم که به مقامات بلند عرفانی و ارشاد رسیده اند وبه مریدان خرقه می پوشانده اند.که به آنها در متون عرفانی ،عارفات و عابدات گفته اند.
بایزید بسطامی در باره فاطمه زن احمد خضرویه (متوفی 240 ق)می گوید:
هرکه خواهد تا مردی بیند اندر لباس زنان ،گو در فاطمه نگاه کن(2
بسیاری از زنان به واسطه پیوند خانوادگی با عرفای بزرگ به این جمع داخل شده اند مانند خواهران بشر حافی (متوفای 227ق) ومیمونه خواهر ابراهیم خواص(متوفی 291ق) وبسیاری دیگر
جامی به نقل از ابن عربی می گوید:از کسی پرسیدند ابدال چند کس اند؟پاسخ داد :چهل تن، و چون پرسید ند که چرا چهل مرد نگفتی ؟
پاسخ گفت:چون زنانی نیز در میانشان بوده اند(3
و یا بانو مجتده امین در عصر و زمان متاخر یکی دیگر از این عرفا می باشد.
موفق باشید

پی نوشت :
1- عمان سامانی
2-کشف المحجوب ،هجویری ص 150
3-نفحات الانس من حضرات القدس ص 615

سمیع;558621 نوشت:
باسمه تعالی
با عرض سلام و خسته نباشید
همتی باید قدم در راه زن/صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غیرتی باید به مقصد ره نورد /خانه پرداز جهان چه مرد چه زن
شرط ره آمد نمودن قطع راه/ بر سر رهرو چه معجر چه کلاه (1)
ما اگر از مقامات بلند و عرفانی بی بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره علیها السلام و حضرت زینب علیها السلام و حضرت مریم سلام الله علیها صرف نظر کنیم که صحبت کردن در مورد مقامات معنوی آن بزرگواران مصداق این ابیات جناب مولوی است :
یک دهان خواهم به پهنای فلک /تا بگویم وصف آن رشک ملک
گر دهان یابم چنان و صد چنین/تنگ آید در بیان آن امین
این قدر هم گر نگویم ای سند/شیشه دل از ضعیفی بشکند
باید بدانیم یکی ازبرجسته‌ترین چهره‌هاى عرفان اسلامى که هم ذوق عارفانه داشت و هم مرجع رفت و آمد عارفان پرشمارى بودشیخ ابوعبدالرحمن سلّمی است که توانست میراث عارفان سه قرن پیش از خود را به بهترین وجه، حفظ کند و براى آیندگان به یادگار گذارد
و کتاب طبقات الصوفیه وی به عنوان یکی از کتاب های مرجع در سر گذشت عرفا قابل توجه است .
وی در انتهای کتاب طبقات الصوفیه خود باب مستقلی را به عنوان النسوة المتعبدات الصوفیات (یعنی ذکر احوال زنان عابد و عارف ،)اختصاص داده است .
و در آنجا تصریح می کند که در دو قرن نخستین هجری زنان بسیاری در حلقه عرفا در عراق حضور داشتند و در قرن سوم و چهارم نیز سرزمین خراسان مرکز بانوانی بوده است که از تجارب روحانی خویش سخن می گفته و صدق و فتوت را تعلیم می دادند.
توجه به این نکته ضروری است که در چهار قرن نخستین اسلامی حضور هشتاد زن عارف که جناب سلّمی نامشان را در این کتاب آورده است در برابر صدو سه مرد عارف که ذکرشان را در کتاب دیگر خود طبقات الصوفیه آورده است نه تنها اندک نیست بلکه بسیار قابل توجه است
به عنوان نمونه به نام چند تن از آنها اشاره می کنیم:
1- رابعه عدویه:که از اهل بصره بود
2- غفیره عابده:که از اهل بصره بود
3- ام حسان اسدیه
4- لبابه متعبده:که اهل بیت المقدس بود
5-مومنه بنت بهلول:از اهل دمشق بود
6- فاطمه نیشابوری :از عارفان بزرگ خراسان و هم عصر بایزید بسطامی بود
جناب سلّمی او را زن یگانه زمانه خوانده که درک او از معانی قرآن مایه شگفتی صوفیان بزرگ عصر بوده است
7- امّ علی همسر احمد خضرویه از دیگر بانوان بزرگ خراسان بود
8-فطیمه همسر حمدون قصار از دیگر زنان صوفی خراسان بود که جناب سلّمی از او با عنوان (کبیرة الحال وعظیمة القدر )نام می برد
وتازه این هشتاد نفر را که جناب سلّمی نام می برد تا عصر خود است که مربوط به قرن چهارم هجری است و بعد از ایشان هم زنان دیگری به مقامات بلند عرفانی رسیده اند
از قرن دوم هجری شخصیت هایی چون رابعه عدویه ظهور نموده واز نخستین عرفای اسلامی بوده اند. ودر متون عرفانی بسیاری از زنان را داریم که به مقامات بلند عرفانی و ارشاد رسیده اند وبه مریدان خرقه می پوشانده اند.که به آنها در متون عرفانی ،عارفات و عابدات گفته اند.
بایزید بسطامی در باره فاطمه زن احمد خضرویه (متوفی 240 ق)می گوید:
هرکه خواهد تا مردی بیند اندر لباس زنان ،گو در فاطمه نگاه کن(2
بسیاری از زنان به واسطه پیوند خانوادگی با عرفای بزرگ به این جمع داخل شده اند مانند خواهران بشر حافی (متوفای 227ق) ومیمونه خواهر ابراهیم خواص(متوفی 291ق) وبسیاری دیگر
جامی به نقل از ابن عربی می گوید:از کسی پرسیدند ابدال چند کس اند؟پاسخ داد :چهل تن، و چون پرسید ند که چرا چهل مرد نگفتی ؟
پاسخ گفت:چون زنانی نیز در میانشان بوده اند(3
و یا بانو مجتده امین در عصر و زمان متاخر یکی دیگر از این عرفا می باشد.
موفق باشید
پی نوشت :
1- عمان سامانی
2-کشف المحجوب ،هجویری ص 150
3-نفحات الانس من حضرات القدس ص 615

سلام
ممنون، خسته نباشید...

چکونه است که در عصر حاضر بندرت نمونه ای از این بانوان یافت می شود...؟

[="DarkOrchid"][="3"]

مترصد;558687 نوشت:
چکونه است که در عصر حاضر بندرت نمونه ای از این بانوان یافت می شود...؟

با سلام و عرض ادب و احترام...
معمولا کسانی که در این راه وارد میشوند معرف نیستند و عرفا را نباید محدود کنیم فقط در کسانی که معروف شده اند...
حضرت علامه طهرانی شاگرد زن داشتند و بسیار از بزرگان چه در زمان حال و چه در گذشته شاگرد زن داشته اند ... و کسانی هم حقیر میشناسم که از زنان شاگردی بزرگان را میکنند...
زن عارفه ای بودند که بسیار مقامات رفیعی و مشاهداتی داشتند و چند سال پیش فوت کردند و کسی هم ایشان را نمیشناخت....
[/][/]

مترصد;558687 نوشت:
سلام
ممنون، خسته نباشید...

چکونه است که در عصر حاضر بندرت نمونه ای از این بانوان یافت می شود...؟

باسمه تعالی
معروف و مشهور نبودن دلیل بر یافت نشدن و یا به نادر یافت شدن نیست

سمیع;558841 نوشت:
معروف و مشهور نبودن دلیل بر یافت نشدن و یا به نادر یافت شدن نیست

سلام
الان استاد عرفان مرد هم من نمیتونم پیدا کنم!
استاد زن رو شما می فرمایید نایاب نیست!
سایت های پاسخگو اونطوری که من دیدم هم از نام بردن خودداری می کنند و یا اسم اساتید اخلاق رو میگن که خیلی هم بنظر من نسبت به عرفای بزرگ عقب تر هستند!
یا حق

הנביא מוחמד;558856 نوشت:
سلام
الان استاد عرفان مرد هم من نمیتونم پیدا کنم!
استاد زن رو شما می فرمایید نایاب نیست!
سایت های پاسخگو اونطوری که من دیدم هم از نام بردن خودداری می کنند و یا اسم اساتید اخلاق رو میگن که خیلی هم بنظر من نسبت به عرفای بزرگ عقب تر هستند!
یا حق


باسمه تعالی
کاربر محترم کم و زیاد بودن را در هر فضایی، باید طبق آن فضا معنا نمود
کلا در فضای عرفانی واقعی اسلامی اگر از خارج بخواهیم نگاه کنیم وجود چینین افرادی نسبت به دیگران نادر می باشد.
منتها عرض بنده نگاهی درون فضایی بود
.

موفق باشید

عرفان شروط دارد استعداد دارد حالا بیرون از تاپیک است که حرف بزنیم ولی اینکه یافت نمی شود دو سخن برای شما نقل میکنم از مستند حدیث سرو در شرح حال آخوند ملا حسینقلی همدانی ::

حجت الاسلام خسرو پناه:سید چون می بینه ملا حسینقلی همدانی قابلیت و آمادگی و ظرفیت بالایی داره به همین جهت به او اجازه می ده و یکی از شاگردان خصوصی سید علی شوشتری میشه و سیر و سلوک و مسائل معنوی را فرا می گیره
دینایی (فیلسوف):در ولایت عرفانی دعوت اصن نیست شما باید آمادگی داشته باشی بری نبی دعوت می کنه ولی ولی دعوت نمی کنه

ببینیم آیا واقعا استعداد داریم یا خیر ؟؟همین ترک از گناهان و انجام از واجبات رو درست انجام داده ایم یا نه ؟؟

ما متاسفانه همش می گیم عرفان عرفان آخه بر فرض یک عارف پیدا شد یعنی می شه جلسه خصوصی و مسیحی ها هم می تونن وارد مجلس بشند ؟؟؟ما ظرفیتمون رو بیشتر کنیم این قدر تنگ نظر نباشیم یک شعر :

اما سجاد ع:
إني لأكتم من علمي جواهره * كي لا يرى الحق ذو جهل فيفتتنا
وقد تقدم في هذا أبو حسن * إلى الحسين ووصى قبله حسنا
يا رب جوهر علم لو أبوح به * لقيل لي أنت ممن يعبد الوثنا
ولاستحل رجال مسلمون دمي * يرون أقبح ما يأتونه حسنا

معنی: ما خاندان لب علممون را از نا اهل{نادان} می پوشانم که نادان مفتون نگردد قبل از ماها امام علی به امام حسن و امام حسین اینا اسرار خودشون را حفظ کنند ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزند {مسلمان نظر تنگ خطرناکه}می گند چه قدر خوب کردی
رجال مسیحیون نگفته است مقدس کم ظرفیت بهش یک چیزی بگی میاد ادمو می کشه ظرفیت نیست

از کجا معلوم نیست ؟؟چه طور اگه باشه حکم تکفیرش رو صادر نکنیم چون مقدس مآب دیده شده است قضیه کتاب اسرار الصلاه میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را شاید شنیده باشید:: قریب به این مضامین ::

یک کتاب فروشی بود در تهران کتابای میرزا جواد اقا ملکی تبریزی و شیخ محمد بهاری این اولیای متاخر را چاپ می کردو به دست اهلش می رساند به یکی از اولیا گفته بود :یک روزی یک نفر مرد مومن مقدس فاضل امد در مغازه گفت یک کتاب بده می گه اسرار الصلاه میرزا جواد اقا تبریزی را دادم ببره مطالعه کنه خیلی جای تاسف است دیدم کتاب را با دو انگشتش گرفته که خدا نکرده دستش نجس نشه کتاب را انداخت روی میز گفت مومن می خوای کتاب چاپ کنی با من مشورت کن

سلام علیکم و رحمت الله

سمیع;558621 نوشت:
کتاب طبقات الصوفیه

ایا شما اطمینان دارید این کتاب در مورد عرفای اسلامی است ؟؟؟؟؟

یا در مورد تصوف؟؟؟؟؟
و من الله توفیق

741852963;565446 نوشت:
سلام علیکم و رحمت الله

ایا شما اطمینان دارید این کتاب در مورد عرفای اسلامی است ؟؟؟؟؟

یا در مورد تصوف؟؟؟؟؟
و من الله توفیق

باسمه تعالی
بله
اگر کتاب را مطالعه بفرمایید تصدیق خواهید فرمود
البته اسم «الصوفیه» برای شما رهزن نگردد چون در سابق عرفان مساوی با تصوف معنا می‌شد.

سلام دوباره

سمیع;565457 نوشت:
سابق

میشه دقیقا بگید در چه دوره ای ؟؟؟؟؟؟معنایشان مستوی بوده؟؟؟؟

741852963;565823 نوشت:
سلام دوباره

میشه دقیقا بگید در چه دوره ای ؟؟؟؟؟؟معنایشان مستوی بوده؟؟؟؟

باسمه تعالی

دوره ای که عرفان به عنوان یک جریان فرهنگی مستقل (در اواخر سده دوم)[1] شناخته شد .که مرحوم شهید مطهری(ره) در این زمینه می فرمایند: «اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگی یاد شوند، با عنوان «عرفا» و هرگاه با عنوان اجتماعی‌شان یاد شوند، غالباً با عنوان «متصوفه» یاد می‌شوند»[2]

پی‌نوشت:
[1].مبانی و اصول عرفان نظری،ید الله یزدانپناه
[2].مرتضی مطهری، کلیات علوم اسلامی، ج۲، ص۷۶

پرسش:

چرا اغلب بزرگان عرفان وحکمت مردان هستند؟
پاسخ:
«همتی باید قدم در راه زن/صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غیرتی باید به مقصد ره نورد /خانه پرداز جهان چه مرد چه زن
شرط ره آمد نمودن قطع راه/ بر سر رهرو چه معجر چه کلاه» (1)
ما اگر از مقامات بلند و عرفانی بی بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) و حضرت زینب (علیها السلام) و حضرت مریم (سلام الله علیها) صرف نظر کنیم که صحبت کردن در مورد مقامات معنوی آن بزرگواران مصداق این ابیات جناب مولوی است :
«یک دهان خواهم به پهنای فلک /تا بگویم وصف آن رشک ملک
گر دهان یابم چنان و صد چنین/تنگ آید در بیان آن امین
این قدر هم گر نگویم ای سند/شیشه دل از ضعیفی بشکند»
باید بدانیم یکی ازبرجسته‌ترین چهره‌هاى عرفان اسلامى که هم ذوق عارفانه داشت و هم مرجع رفت و آمد عارفان پرشمارى بودشیخ ابوعبدالرحمن سلّمی است که توانست میراث عارفان سه قرن پیش از خود را به بهترین وجه، حفظ کند و براى آیندگان به یادگار گذارد
و کتاب طبقات الصوفیه وی به عنوان یکی از کتاب های مرجع در سر گذشت عرفا قابل توجه است .
وی در انتهای کتاب طبقات الصوفیه خود باب مستقلی را به عنوان النسوة المتعبدات الصوفیات (یعنی ذکر احوال زنان عابد و عارف ،)اختصاص داده است .
و در آنجا تصریح می کند که در دو قرن نخستین هجری زنان بسیاری در حلقه عرفا در عراق حضور داشتند و در قرن سوم و چهارم نیز سرزمین خراسان مرکز بانوانی بوده است که از تجارب روحانی خویش سخن می گفته و صدق و فتوت را تعلیم می دادند.
توجه به این نکته ضروری است که در چهار قرن نخستین اسلامی حضور هشتاد زن عارف که جناب سلّمی نامشان را در این کتاب آورده است در برابر صدو سه مرد عارف که ذکرشان را در کتاب دیگر خود طبقات الصوفیه آورده است نه تنها اندک نیست بلکه بسیار قابل توجه است
به عنوان نمونه به نام چند تن از آنها اشاره می کنیم:
1- رابعه عدویه: که از اهل بصره بود
2- غفیره عابده: که از اهل بصره بود
3- ام حسان اسدیه
4- لبابه متعبده: که اهل بیت المقدس بود
5-مومنه بنت بهلول: از اهل دمشق بود
6- فاطمه نیشابوری: از عارفان بزرگ خراسان و هم عصر بایزید بسطامی بود
جناب سلّمی او را زن یگانه زمانه خوانده که درک او از معانی قرآن مایه شگفتی صوفیان بزرگ عصر بوده است
7- امّ علی همسر احمد خضرویه از دیگر بانوان بزرگ خراسان بود
8-فطیمه همسر حمدون قصار از دیگر زنان صوفی خراسان بود که جناب سلّمی از او با عنوان (کبیرة الحال وعظیمة القدر )نام می برد
تازه این هشتاد نفر را که جناب سلّمی نام می برد تا عصر خود است که مربوط به قرن چهارم هجری است و بعد از ایشان هم زنان دیگری به مقامات بلند عرفانی رسیده اند
از قرن دوم هجری شخصیت هایی چون رابعه عدویه ظهور نموده واز نخستین عرفای اسلامی بوده اند. ودر متون عرفانی بسیاری از زنان را داریم که به مقامات بلند عرفانی و ارشاد رسیده اند وبه مریدان خرقه می پوشانده اند.که به آنها در متون عرفانی ،عارفات و عابدات گفته اند.
بایزید بسطامی در باره فاطمه زن احمد خضرویه (متوفی 240 ق) می گوید:
هرکه خواهد تا مردی بیند اندر لباس زنان،گو در فاطمه نگاه کن (2)
بسیاری از زنان به واسطه پیوند خانوادگی با عرفای بزرگ به این جمع داخل شده اند مانند خواهران بشر حافی (متوفای 227ق) ومیمونه خواهر ابراهیم خواص (متوفی 291ق) وبسیاری دیگر
حتی برخی از ابدال، جزء زنان می باشند و یا بانو مجتده امین در عصر و زمان متاخر یکی دیگر از این عرفا می باشد.
پی نوشت:
1. عمان سامانی
2. ابو عبد الرحمن محمد بن الحسين السلمى،
نخستين زنان صوفى‏،ص78، نشر علم،تهران،1358.

موضوع قفل شده است