عرفان و سیاست!! >> صحیفه سجادیه

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عرفان به سیاستمدار ظرفیت و وسعت بخشیده و او را برای پذیرش مخالفین خود آماده می سازد عارف سیاستمدار سعی نمی کند تا یکه تاز میدان گشته و رقیبان و دشمنان خود را از دور خارج سازد از انکار منکران نیز غمگین نمی شود با توکل به خدا و توجه به مشیت الهی وجود مخالفین و منکرین را در عرصه اجتماعی می پذیرد

بی جهت نیست که انبیا الهی و پیروان واقعی آنها هیچگاه در جنگ پیشقدم نبوده و همیشه در مقام دفاع بوده اند زیرا آنان قدرت تحمل مخالفین خود را دارند ولی مخالفین ظرفیت تحمل پیامبران را نداشته و دست به جنگ و قتال و از بین بردن طرف مقابل به هر طریق ممکن زده اند

سیاست مدار غیر عارف هدفش ریاست و بهره وری از دیگران است اینان خود را هدف و دیگران را وسیله دانسته و هرگز حاضر نیستند تا در راه مردم سختی بکشند اما عارفان سیاستمدار به پیروی از پیامبران برای هدایت مردم سختیها و بلاهای فراوانی را به جان می خرند تا مردم را از جهالت برهند

در منطق سیاستمدار عارف ،یامن یا هیچ کس وجود ندارد امروزه قدرتمندان بزرگ دنیا می گویند :یا من یا هیچ کس ،هر که با آنها نباشد محکوم به فناست .

در منطق عارفان سیاستمدار هرگز کسی را به سوی خودشان دعوت نکرده و هرگز خود را محور قرار نمی دهند آنان همه را به سوی تعالی خوانده و ندایشان تعالوا می باشد تعالوا یعنی بالا بیاید

از مرحوم علامه طباطبایی پرسیده بودند:شعار اسلام در یک جمله چیست؟فرموده بود تعالوا هست

رهبر و امام در عرفان سیاسی یا سیاست عارفانه مردم را به تعالی می خواند ولی سیاستمدار غیر عارف مردم را به خود می خواند

در عرفان سیاسی اگر دعوت امام عارف پذیرفته نشود رنجور نگشته و با مخالفین خود به مسالمت رفتار می کند ولی سیاستمدار محض سعی در از بین بردن یا زمین گیر کردن مخالف خود دارد

امام عارف تنوع و تخالف و تباین را جزو قوانین نظام هستی دانسته و برای هر کدام حکمتی قائل بوده و توجه به حکمت این امور به وی آرامش می دهد ولی امام غیر عارف با تخالف و تباین ،مخالف و مباین است و می خواهد همه را به یکسان مطیع خود نماید

موضوع قفل شده است