عذاب وجدان دارم چون فکر می کنم گناهکارم

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
عذاب وجدان دارم چون فکر می کنم گناهکارم

با نام و یاد دوست

عرض سلام و ادب

این سوال ،‌ سوال یکی از کاربران سایت هست که طرح آن با ایدی و مشخصات خودشون ممکن نبود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

سلام
من دختری 21 ساله و دانشجو هستم
در سن 15 سالگی با دختری که از من بزرگ تر بود دوست شدم در واقع دوستی من با اون دختر از علاقه ی زیادی بود
خیلی بهش علاقه داشتم و رفته رفته بهش وابسته شدم در حدی که دوری از اون برای من خیلی سخت شده بود اما همیشه با هم مشکل داشتیم چون با وجود اختلاف سنیمون نمیتونستیم خوب همدیگرو درک کنیم و از اون جایی که خیلی دوسش داشتم معمولا کوتاه میومدم که از دستش ندم
رابطه ام با اون خیلی زیاد شده بود از من انتظارات مختلفی داشت به عنوان یک دوست که البته در توان سن من نبود
دوستیمون چند سالی ادامه پیدا کرد که البته من رفته رفته سرد شدم و دیگه علاقه ی قبل رو بهش نداشتم و ندارم و ارتباطم به هر دو ماه یک بار رسید اون هم در حد مکالمه تلفنی یا پیامک
در اون دوره به دلیل احساساتی که داشتم خیلی بهش ابراز محبت میکردم خیلی دوست داشتم بغلش کنم و ببوسمش و در دلم احساس خیلی خوبی داشتم در حالی که نسبت به بقیه دوستانم اصلا این طوری نبودم حتی یک بار یادم میاد که لبش رو بوسیدم البته بدون احساس لذت خیلی فوری و بی منظور.
بعد از این همه مدتی که گذشت از یک ماه پیش به دلیل پیشنهاد چند خواستگار ناگهان فکرم به سمت این دوستم منحرف شد و علاقه ام بهش و نحوه ی ابراز علاقه ام یادم اومد و احساس کردم من گناهکارم یک ماهه که زندگیم خراب شده به خاطر این فکر خیلی تحقیق کردم و فهمیدم در صورت وجود لذت جنسی حرامه و گناه داره..میدونم که من تمایل جنسی نداشتم ولی هیچ وقت دوست نداشتم دوستم ازدواج کنه و از من جدا شه..اما حالا یاد اون لحظات میفتم نمیتونم درک کنم که گناه کردم یا نه؟
خیلی دارم اذیت میشم وقتی خودم رو قانع میکنم که من گناهی نکردم دوباره فکر میاد سراغم
و گاهی با خودم میگم من ازش دور شدم دلش رو شکستم موقعی که بهش علاقه داشتم پیشش بودم و حالا که برام مهم نیست دیگه ازش جدا شدم به هر حال من گناهکارم..
لطفا کمکم گنید ایا رابطه ی من با اون گناه بوده؟ ابراز محبتم چطور؟ حسی که در حال ابراز محبتم داشتم همون تمایل جنسی بوده؟ جدایی ازش چطور؟
با این فکر ناگهان از اون حالت پاکی و آرامش در اومدم و با خودم میگم من اون ادم پاک و دوست داشتنی و آرومی که همه فکر میکردن نیستم و این خیلی عذابم میده..

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد امیدوار

طاهر;536298 نوشت:
سلام
من دختری 21 ساله و دانشجو هستم
در سن 15 سالگی با دختری که از من بزرگ تر بود دوست شدم در واقع دوستی من با اون دختر از علاقه ی زیادی بود
خیلی بهش علاقه داشتم و رفته رفته بهش وابسته شدم در حدی که دوری از اون برای من خیلی سخت شده بود اما همیشه با هم مشکل داشتیم چون با وجود اختلاف سنیمون نمیتونستیم خوب همدیگرو درک کنیم و از اون جایی که خیلی دوسش داشتم معمولا کوتاه میومدم که از دستش ندم
رابطه ام با اون خیلی زیاد شده بود از من انتظارات مختلفی داشت به عنوان یک دوست که البته در توان سن من نبود
دوستیمون چند سالی ادامه پیدا کرد که البته من رفته رفته سرد شدم و دیگه علاقه ی قبل رو بهش نداشتم و ندارم و ارتباطم به هر دو ماه یک بار رسید اون هم در حد مکالمه تلفنی یا پیامک
در اون دوره به دلیل احساساتی که داشتم خیلی بهش ابراز محبت میکردم خیلی دوست داشتم بغلش کنم و ببوسمش و در دلم احساس خیلی خوبی داشتم در حالی که نسبت به بقیه دوستانم اصلا این طوری نبودم حتی یک بار یادم میاد که لبش رو بوسیدم البته بدون احساس لذت خیلی فوری و بی منظور.
بعد از این همه مدتی که گذشت از یک ماه پیش به دلیل پیشنهاد چند خواستگار ناگهان فکرم به سمت این دوستم منحرف شد و علاقه ام بهش و نحوه ی ابراز علاقه ام یادم اومد و احساس کردم من گناهکارم یک ماهه که زندگیم خراب شده به خاطر این فکر خیلی تحقیق کردم و فهمیدم در صورت وجود لذت جنسی حرامه و گناه داره..میدونم که من تمایل جنسی نداشتم ولی هیچ وقت دوست نداشتم دوستم ازدواج کنه و از من جدا شه..اما حالا یاد اون لحظات میفتم نمیتونم درک کنم که گناه کردم یا نه؟
خیلی دارم اذیت میشم وقتی خودم رو قانع میکنم که من گناهی نکردم دوباره فکر میاد سراغم
و گاهی با خودم میگم من ازش دور شدم دلش رو شکستم موقعی که بهش علاقه داشتم پیشش بودم و حالا که برام مهم نیست دیگه ازش جدا شدم به هر حال من گناهکارم..
لطفا کمکم گنید ایا رابطه ی من با اون گناه بوده؟ ابراز محبتم چطور؟ حسی که در حال ابراز محبتم داشتم همون تمایل جنسی بوده؟ جدایی ازش چطور؟
با این فکر ناگهان از اون حالت پاکی و آرامش در اومدم و با خودم میگم من اون ادم پاک و دوست داشتنی و آرومی که همه فکر میکردن نیستم و این خیلی عذابم میده..

بسمه تعالی
با عرض سلام و تحیت خدمت جنابعالی و نیز عرض تشکر از برادر ارجمندم طاهر
آنچه که مورد نهی و نکوهش شرعی است ارتباطی است که ناشی از شهوت جنسی باشد. ارتباطی که شما تجربه کرده اید کاملا طبیعی و تجربه ای فراگیر است که در دوره نوجوانی بروز پیدا می کند و با گذشت زمان رفته رفته رنگ می بازد. لذا به شما خواهر گرامی اطمینان می دهیم که شما مرتکب عمل حرام نشده اید؛ نه بابت نوع ارتباط و نه سطح محبتتان.
منشاء این احساس و افکار چیزی جز وسواس فکری نیست که معمولا بر اثر اضطراب یا احساس گناه رخ می دهد.
راه برون رفت از چنین وضعیتی، فراگیری فنون کاهش اضطراب و نیز بی اعتنایی و بی توجهی به این افکار است. در مواجهه با این افکار خونسردی و آرامش خود را حفظ کنید، از سرزنش خود اکیدا خودداری کنید و ذهن خود را با گفتن واژه هایی نظیر " بس کن "، به سایر موضوعات معطوف کنید.
لازم است از برچسب زدن منفی نسبت به خود پرهیز کنید و سطح توقعات را نسبت به خود و دیگران کاهش دهید و این یعنی مبارزه با خصوصیتی به نام کمال گرایی که مغز وسواس را تشکیل می دهد.
امید است با توکل به خدای متعال و رعایت نکات فوق از این افکار وسواسی رهایی یابید، اما اگر همچنان این وضعیت استمرار داشته باشد سعی کنید از روش غرقه سازی استفاده کنید به این معنا که فواصل زمانی معینی را به پرداختن به این افکار اختصاص دهید و آنقدر بر این افکار تمرکز کنید تا خسته شوید، استمرار این روش می تواند از میزان ترس و واهمه شما از این افکار کم کنید. بهتر است این روش با نظارت یک روانشناس صورت بگیرد.

با مسئلت توفیق روزافزون حضرتعالی

سلام دوست عزیز
از اینکه به ما اعتماد کردید و حرف دلتون رو به ما گفتید خیلی خوشحالم. شما هیچ حرامی رو انجام ندادید. سیر طبیعی دوران رشد همین طور است. یعنی در اون سن و سال شما چیز عجیبی نبوده. و به قول خودتون قصدتون لذت نبوده. تازه برای اتفاقی که در گذشته افتاده و تمام شده فکر کردن و غصه خوردن معنایی نداره. اگر بگوییم یک درصد گناهی کرده باشید که نکردید می توانید جبران کنید نه فکر. ولی مشکل شما این نیست که گناه کردن باشد بلکه شما در حال حاضر از وسواس فکری رنج می برید. که منبع آن اضطراب است. برای رفع وسواس از روش های مختلف مثل توقف فکر، بی توجهی، پرت کردن حواس به سمت موضوعات دیگر، انجام کارهایی که نیاز به هشیاری زیاد داره مثل شمارش معکوس و کم کردن چند تا چند تا. 100 - 97- 94- 91 و الی آخر. ولی این روش ها تا مدتی می تونه به شما کمک کنه بنابر این حتما باید منبع استرس را شناسایی کنید و در جهت رفع آن بکوشید. بهتر از روانشاسی به صورت حضوری استفاده کنید تا بهتر بتونه به شما کمک کنه. و همچنین برای کاهش استرستون می تونید از ری لکسیشن استفاده کنید که از ماهیچه های دست شروع کنید صورت و اندام های شکم و ران ها و پاها هر کردوم به مدت 10 الی 15 ثانیه منقبض و بعد منبسط کنید این روش می تونه به کاهش استرستون کمک کنه.
امیدوارم موفق باشید.

شما اگه بزرگترین گناه های کبیره رو هم انجام بدی ولی توبه کنی خدا شمارو تبدیل میکنه مثل یه بچه پاک و بدون گناه.

در توبه همیشه بازه و اغوش خدا هم بعد از در توبست.از درش که وارد شدی میری تو بغل خدا

موضوع قفل شده است