جمع بندی عالم برزخ و اعمال انسان ها

تب‌های اولیه

72 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

باسمه النور

shahed1;829560 نوشت:
من دارم از ما انزل الله می گویم و شما می گویید نقل گذشتگان ما را بس است و کفایت می کند با این وجود آیا می توان به نتیجه رسید؟

سلام علیکم

گذشتگان؟!

قران در بیت نبوت نازل شده است و یکی از کُتاب وحی امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده اند!

اهل بیت عصمت و طهارت(ع)مفسرین قران و حاملان آنند!

طاها;829351 نوشت:

با سلام به شما دوست گرامی

اینکه: برزخ کنایه از یک فاصله زمانی اندک است

از کجای آیه استنباط کرده اید خدا در حال کنایه گویی است؟

سلام
من از آیات متعدد قرآن این را متوجه شدم. اینکه هرکس را از خواب مرگ بیدار می کنند و به او می گویند چقدر اینجا خوابیدی می گوید یوماً او بعض یوم. حتی بعضی گمان می کنند از مرگشان ساعتی بیش نگذشته است و قسم می خورند که جز ساعتی در خواب مرگ نبوده اند. مثل اصحاب کهف که چندین قرن در خواب بودند و گمان می کردند یک روز یا بخشی از روز را خوابیده اند. یا آن شخصی که سوار بر خرش از آبادی خرابه ای می گذشت و تعجب می کرد خداوند چگونه استخوانهای پوسیده مردمان آن آبادی را دوباره احیاء می کند که خداوند او را صد سال میراند و دوباره زنده ساخت و از او پرسید چقدر اینجا بود؟ گفت روزی یا قسمتی از یک روز.
و همه اینها حکایت از این دارد که فاصله زمانی ( برزخ) بین دنیا و آخرت از منظر کسی که مرده است بسیار کوتاست چرا که او دیگر گذر زمان را احساس نمی کند و انگار با مرگ وارد ماشین زمان قصه های علمی تخیلی شده و این ماشین او را به سرعت روانه آینده می کند.
در قرآن کریم ، برزخ از نظر مکانی نیز به یک فاصله بسیار اندک اشاره دارد مانند برزخ بین دو دریا.


IMAGE(<a href="http://quran-m.com/ckfinder/userfiles/images/Salt-Water-Meets-Fresh-Water" rel="nofollow">http://quran-m.com/ckfinder/userfiles/images/Salt-Water-Meets-Fresh-Water</a>(1).jpg)




نقل قول:
ضمن اینکه اگر کنایه از یک فاصله زمانی هم باشد باز دال بر وجود برزخ (به همان معنای مصطلحش) است زیرا برزخ اصطلاحی نیز بر فاصله زمانی میان دنیا و آخرت تاکید دارد پس دلیلی بر مدعای قبلی شما مبنی بر انکار دلالت قرآن بر برزخ نمیشود.

اما برزخ معروف در کنار دنیاست نه بین دنیا و آخرت و یک حیات موازی با دنیاست نه در امتداد آن که بگوییم بین دنیا و آخرت قرار دارد اینطور نیست؟!

نقل قول:
از کجا به این نتیجه رسیده اید جملات قرمز شده معترضه هستند و چطور به این نتیجه رسیدید که نقصانی ایجاد نشد و سوال اساسی تر اینکه چه چیز باعث شد آیات سوره کهف را متمم معنای آیات سوره غافر بدانید؟

آیا اگر کسی قسمت قرمز رنگ را از جمله جدا کند و و مابقی متن را به کسی بدهد تا مطالعه کند راهی وجود دارد که او دریابد بخشی از جمله حذف شده است؟

نقل قول:
تلقی بنده از گفتار شما تا اینجا اینست که جنابعالی شدیدا دچار تفسیر به رای هستید مگر اینکه پاسخهای قانع کننده ای برای سوالاتی که مطرح کردیم داشته باشید.

در پناه حق

وجود دهها جلد تفسیر قرآن در زمان کنونی نشان می دهد که دو ران تفسیر به رای ( آنگونه که قدما باور داشتند و معتقد بودند قرآن تنها باید به رای معصوم تفسیر شود نه رای کسی دیگر) سپری شده است

خداوند می فرمایند

ما روز قيامت ترازوهای عدالت را ميگذاريم و به کسی ذره ای ظلم نميشود
و اگر عملی به اندازه دانه خردلی باشد آن را به حساب می آوريم.
ما برای رسيدگی به حسابها کافی هستيم. (47)انبیا

آیادرعالم برزخ هم همین ترازوها گذاشته شده اندوبحساب انسانها رسیدگی می شود.درغیر اینصورت بهشت وجهنم برزخی بدون رسیدگی به اعمال انسانها چه معنی دارد؟أ


بسم الله الرحمن الرحیم


shahed1;829563 نوشت:
سلام

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

shahed1;829563 نوشت:
من از آیات متعدد قرآن این را متوجه شدم. اینکه هرکس را از خواب مرگ بیدار می کنند و به او می گویند چقدر اینجا خوابیدی می گوید یوماً او بعض یوم.

قبلا این شبهه را افراد دیگر در تالار های گفت و گوی دیگر در سایت دیگر ذکر کردند که یکی از اساتید و علمای بزرگواری که بنده میشناختم و در امر تفسیر بسیار مسلط و متبحر بودند به خوبی جواب دادند و بنده در اینجا عینا پاسخ این بزرگوار را نقل میکنم و از خودم چیزی نمیگویم.



فَوَقَئهُ اللَّهُ سَيَِّاتِ مَا مَكَرُواْ وَ حَاقَ بَِالِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ(غافر 45) النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيهَْا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ(46)


پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى‏كردند حمايت فرمود، و فرعونيان را عذاب سخت فروگرفت. (45) [اينك هر] صبح و شام بر آتش عرضه مى‏شوند، و روزى كه رستاخيز برپا شود [فرياد مى‏رسد كه:] «فرعونيان را در سخت‏ترين [انواع‏] عذاب درآوريد.» (46)

1- آیات بسیاری میگوید وقتی قیامت به پا میشود، برانگیختگان، احساس گذشت هزاران سال را نکرده‌اند، و گمان میکنند که تنها چند ساعتی از مردن آنها گذشته است! با توجه به آیه قبلی که هر صبح و شام، قبل از قیام ساعت، آل فرعون بر آتش عرضه میشوند، جمع بین این دو گونه آیات چیست؟ آیا کسانی که هیچ احساسی ندارند چه فایده‌ای دارد بر آتش عرضه شوند؟! مگر عذاب نباید عذاب باشد؟! وقتی آل فرعون مبعوث شوند و بگویند ما تنها چند لحظه است که غرق شدیم، این عرضه کردن صبح و شام بر آتش، چه معنا و یا فایده‌ای دارد؟




2- یکی از عظیم‌ترین مخلوقات دستگاه عالم خلقت، روح انسان است، و روح شئونات و قابلیاتی دارد که تنها بخش کوچکی از آن را خدای سبحان توسط مغز فیزیکی انسان، به نمایش گذاشته است، یحول بین المرء و قلبه کاخی از معرفت بر پا کرده است، و امروزه با شناخت هر چه بیشتر مغز انسان، راه برای مکانیسم تراکنش روح و بدن فراهم شده است، و روانشناسی و علم الاعصاب، مکمل همدیگر قرار گرفتند، و آزمایشاتی هم در پیدا کردن مواضع ضمیر ناخودآگاه و نیمه‌آگاه و خودآگاه در مناطق مغز، صورت گرفته است، و در همین فضا است که نظریه ساختار هولوگرامی مغز هم مطرح شده است! و...


و تجربه شهودی تفاوت عملکرد ضمیر ناخودآگاه با خودآگاه، برای هر کسی میسر است، مثال معروف، کسی که تازه رانندگی میکند از محل کار تا خانه، دقیقا میداند که چه کارهایی کرده است، اما پس از ده سال رانندگی، از محل کار حرکت میکند و دفعتا میبیند درب منزلش است! میگوید: من الآن از محل کار حرکت کردم! چگونه نفهمیدم مثلا نیم ساعت است در راه هستم و مشغول رانندگی هستم؟! غرق فکر بودم، گذشت زمان و رفتار فیزیکی‌ام را احساس نمیکردم، ولی همه کارها را به دقت انجام میدادم!


شاید برای هر کسی اتفاق افتاده باشد که در حالت خستگی زیاد به خواب رفته است و دفعتا بیدار میشود و به خیالش تنها دو سه دقیقه گذشته است اما میبیند ده ساعت خواب بوده است! و با خود میگوید چگونه این همه مدت، من هیچ چیز نفهمیدم؟! اما بیرون میرود و چشمش به صحنه‌ای میافتد و دفعتا یادش میآید که دیشب یک خواب طولانی دیده است! ده‌ها کار در آن خواب انجام داده است! و کلا فراموش کرده بود! با تحیر با خود میگوید: وقتی بیدار شدم احساس کردم تنها چند دقیقه گذشته است، اما اکنون میبینم به اندازه چندین روز خواب دیده‌ام! آن احساس نگذشتن مگر چند لحظه، با این یادآوری دیدن یک خواب طولانی، چگونه قابل جمع است؟! اگر آن خواب طولانی را دیده بودم پس چگونه هیچ نفهمیدم و احساس کردم تنها چند دقیقه گذشته است؟!


به جرأت میتوان گفت در دستگاه عظیم خلقت روح انسان، هزاران نمونه از این عجائب، موجود است، و جمجمه خاکی انسان، تنها بخش کوچکی از قابلیات روح را به نمایش میگذارد، امروزه به این شخص میگویند: وقتی بیدار شدی، فعالیت تنها بخش خودآگاه مغز تو یعنی قشر فوقانی آن فعال میشود که در حالت خواب از کار افتاده بود، ولی منافاتی ندارد که در همان حالت خواب، بخش دیگری از وجود تو، توسط قشر پایینی مغز، کاملا فعال بود! میگوید: یعنی من دو جان دارم؟! جواب چیست؟ معادل اینکه آیا من دو روح دارم؟ دو روح نداری، اما روحی داری که هزاران شأن دارد! و هر شأنی مانع از عملکرد شأن دیگر نمیشود، آل فرعون نسبت به شأنی از روحشان، هر صبح و شام بر آتش عرضه میشوند و عذاب میشوند، و وقتی مبعوث میشوند هم نسبت به بخش دیگری از شأن روح خود، واقعا احساس میکنند که تنها چند ساعت از غرق شدن آنها گذشته است! و کسی که با دیده تحقیق به اینها نگاه کند و در صدد تحمیل نظر خود بر قران نباشد، ده‌ها مورد از تفاوت عملکرد شئونات روح در عوالم مختلف، مشاهد میکند. و الله الهادی

shahed1;829563 نوشت:
برزخ از نظر مکانی نیز به یک فاصله بسیار اندک اشاره دارد مانند برزخ بین دو دریا.


خیر این اشتباه است. برزخ به معنی فاصله ی بسیار اندک نیست بلکه معنای دقیق برزخ حایل میان دو چیز است و شما معنای برزخ را غلط متوجه شده اید. گرچه برخی به اشتباه و نگاه سطحی مثل نگاه به تصویر فوق میگویند برزخ یعنی یک فاصله ی کوتاه اما این غلط است و معنای دقیق برزخ که قرآن هم به آن اشاره دارد حایل میان دو چیز است. آن خطی که شما در تصویر دو دریا مدنظر قرار دادید حجمش مهم نیست ماهیتش مهم است که قرآن هم به آن اشاره دارد. ماهیت این خط حایل بودنش است و اگر مثلا این خط بجای این فاصله ی اندک چندین متر هم بود باز به آن برزخ گفته میشد.

در اینجا ضروری است که شما را به سیری در قرآن برای پی بردن به معنای صحیح برزخ ببریم.

مرحوم طريحى در مجمع البحرين در معناى كلمه برزخ چنين مى نويسد:
((البرزخ: الحاجز بين الشيئين)) يعنى ((برزخ حائل بين دو شىء است)),

مجمع البحرين ج2, ص 430.

برزخ در لغت به معنای واسطه و حائل میان دو چیز است. (المفردات في غريب القرآن، ص 118؛ قاموس قرآن، ج ‏1، ص 181)

اين كلمه و واژه در قرآن سه بار و در سه آيه ذكر شده است: در دو آيه كه يكى در سوره فرقان و ديگرى در سوره ((الرحمان)) است, واژه برزخ به معناى فاصله و حائل ميان دو دريا كه يكى شور است و ديگرى شيرين و به هم نمى آميزند, آمده و در آيه سوم كه در سوره ((مومنون)) است, در معناى عالم برزخ يا فاصله ميان مرگ و رستاخيز ذكر شده است.
آيه اول: ((و هو الذى مرج البحرين هذا عزب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بينهما برزخا و حجرا محجورا))
فرقان: آيه 53.
آيه دوم: ((..و بينهما برزخ لا يبغيان...))
سوره الرحمان, 20

آيه سوم: ((لعلى إعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون))
مومنون, 100

«و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» (مؤمنون/100) .
و در پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که بر انگیخته می شوند.

«وراء» در این آیه بر خلاف آنچه که غالبا در آن استعمال می شود، به معنی پیش رو است، چنانکه در برخی از آیات دیگر نیز در این معنی بکار رفته است.آنجا که می فرماید:
«و کان ورائهم ملک یأخذ کل سفینة غصبا» (کهف/79) .
پیش روی آنان فرمانروائی بود که کشتی ها را به یغما می برد.

پس آنچه که واضح و مسلم است این میباشد که معنی کلمه ی ((برزخ)) فاصله و حایل میان دو چیز است و در قرآن هم این معنی درمورد کلمه ی برزخ به کار رفته است و وقتی قرآن میگوید (( و من ورائهم برزخ)) یعنی درمیان آنان یک مکان حایل و میانه است ((الی یوم یبعثون)) تا روزی که برانگیخته شوند . یعنی این عالم نه عالم دنیاست و نه عالم آخرت بلکه عالمی است که حایل میان این دوست و پلی است برای عبور به سمت آخرت . عالمی که انسان ها در آنجا توقف میکنند تا اعمال ماتاخرشان به آنها رسیده (يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ)و گناهکاران در آن عذاب میکشند و نیکوکاران در ناز و نعمت اند

علت این که این نوع از حیات را، حیات برزخی می نامند، این است که این قسمت از زندگی فاصله ای است میان زندگی دنیوی و زندگی اخروی، ولی از آیه یاد شده وجود حیات برزخی استفاده نمی شود.و بیش از این دلالت نمی کند که میان دنیا و آخرت فاصله ای وجود دارد، ولی آیات دیگر واقعیت این حیات برزخی را روشن می سازد.

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
(اي پيامبر) هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده‏اند مردگانند، بلكه آنها زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي‏شوند
آنها بخاطر نعمتهاي فراواني كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده است خوشحالند و بخاطر كساني كه (مجاهداني كه) بعد از آنها به آنان ملحق نشدند (نيز) خوش وقتند (زيرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مي‏بينند و ميدانند) كه نه ترسي بر آنها است و نه غمي خواهند داشت.
و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نيز) مسرورند؛ و (مي بينند كه) خداوند پاداش مؤ منان را ضايع نمي‏كند (نه پاداش شهيدان و نه پاداش مجاهداني كه شهيد نشدند).
سوره ی ال عمران آیات 169 تا 170

این آیات به روشنی ثابت می کنند که انسان در عالم برزخ، هم دارای آثار روحی و روانی مانند فرح و شادمانی، حزن و اندوه، و هم دارای آثار جسمانی است مانند: «رزق» و «روزی» ، و کلمه های «فرحین» و «یستبشرون» و «یرزقون» و «بنعمة من الله» همگی حاکی از چنین آثار حیات می باشند

والسلام علی من اتبع الهدی

حامد1;829613 نوشت:
آیادرعالم برزخ هم همین ترازوها گذاشته شده اندوبحساب انسانها رسیدگی می شود.درغیر اینصورت بهشت وجهنم برزخی بدون رسیدگی به اعمال انسانها چه معنی دارد؟أ


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
عالم برزخ محل حسابرسی نیست. چه بسیارند افرادی که در عالم برزخ در عذاب اند ولی در آخرت به بهشت راه پیدا میکنند. عالم برزخ مکانی جهت توقف انسان ها تا روز حسابرسی است و مومنان و شیعیانی که در دنیا اعمال ناشایست داشته اند در این عالم با عقوبت برزخی بار گناهانشان سبک میشود و مومنان محض یا کسانی که سیئئاتشان اندک است بغیر از قلیلی مشقت در ابتدای کار در دیگر اوقات این سفر در بهشت برزخی که سایه ی بهشت اخروی است زندگی میکنند و کافران هم در جهنم برزخی . و این عذاب ها تجلی اعمالشان است که در عالم برزخ گریبانشان را میگیرد و حسابرسی قطعی در آخرت است و همانطور که عرض شد چه بسا انسانی در برزخ در عذاب باشد و در آخرت به دلیل پاک شدن گناهان در بهشت جای گیرد. و اگر هم حسابرسی باشد به شکل قطعی و با شهود و به آن شکل حسابرسی قیامت نیست بلکه یک حسابرسی مبتنی بر آثار اعمال است. زیرا دنیا سایه ی برزخ است و وقتی بعد از مرگ پرده ها کنار رفت تجلی معنوی و بعد دیگر اعمال انسان دیده میشود و از عذاب و کراهت همین صورت عمل دنیوی است که فرد در برزخ در عذاب است.
والسلام علی من اتبع الهدی

navid;829623 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

قبلا این شبهه را افراد دیگر در تالار های گفت و گوی دیگر در سایت دیگر ذکر کردند که یکی از اساتید و علمای بزرگواری که بنده میشناختم و در امر تفسیر بسیار مسلط و متبحر بودند به خوبی جواب دادند و بنده در اینجا عینا پاسخ این بزرگوار را نقل میکنم و از خودم چیزی نمیگویم.



فَوَقَئهُ اللَّهُ سَيَِّاتِ مَا مَكَرُواْ وَ حَاقَ بَِالِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ(غافر 45) النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيهَْا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ(46)


پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى‏كردند حمايت فرمود، و فرعونيان را عذاب سخت فروگرفت. (45) [اينك هر] صبح و شام بر آتش عرضه مى‏شوند، و روزى كه رستاخيز برپا شود [فرياد مى‏رسد كه:] «فرعونيان را در سخت‏ترين [انواع‏] عذاب درآوريد.» (46)

1- آیات بسیاری میگوید وقتی قیامت به پا میشود، برانگیختگان، احساس گذشت هزاران سال را نکرده‌اند، و گمان میکنند که تنها چند ساعتی از مردن آنها گذشته است! با توجه به آیه قبلی که هر صبح و شام، قبل از قیام ساعت، آل فرعون بر آتش عرضه میشوند، جمع بین این دو گونه آیات چیست؟ آیا کسانی که هیچ احساسی ندارند چه فایده‌ای دارد بر آتش عرضه شوند؟! مگر عذاب نباید عذاب باشد؟! وقتی آل فرعون مبعوث شوند و بگویند ما تنها چند لحظه است که غرق شدیم، این عرضه کردن صبح و شام بر آتش، چه معنا و یا فایده‌ای دارد؟




2- یکی از عظیم‌ترین مخلوقات دستگاه عالم خلقت، روح انسان است، و روح شئونات و قابلیاتی دارد که تنها بخش کوچکی از آن را خدای سبحان توسط مغز فیزیکی انسان، به نمایش گذاشته است، یحول بین المرء و قلبه کاخی از معرفت بر پا کرده است، و امروزه با شناخت هر چه بیشتر مغز انسان، راه برای مکانیسم تراکنش روح و بدن فراهم شده است، و روانشناسی و علم الاعصاب، مکمل همدیگر قرار گرفتند، و آزمایشاتی هم در پیدا کردن مواضع ضمیر ناخودآگاه و نیمه‌آگاه و خودآگاه در مناطق مغز، صورت گرفته است، و در همین فضا است که نظریه ساختار هولوگرامی مغز هم مطرح شده است! و...


و تجربه شهودی تفاوت عملکرد ضمیر ناخودآگاه با خودآگاه، برای هر کسی میسر است، مثال معروف، کسی که تازه رانندگی میکند از محل کار تا خانه، دقیقا میداند که چه کارهایی کرده است، اما پس از ده سال رانندگی، از محل کار حرکت میکند و دفعتا میبیند درب منزلش است! میگوید: من الآن از محل کار حرکت کردم! چگونه نفهمیدم مثلا نیم ساعت است در راه هستم و مشغول رانندگی هستم؟! غرق فکر بودم، گذشت زمان و رفتار فیزیکی‌ام را احساس نمیکردم، ولی همه کارها را به دقت انجام میدادم!


شاید برای هر کسی اتفاق افتاده باشد که در حالت خستگی زیاد به خواب رفته است و دفعتا بیدار میشود و به خیالش تنها دو سه دقیقه گذشته است اما میبیند ده ساعت خواب بوده است! و با خود میگوید چگونه این همه مدت، من هیچ چیز نفهمیدم؟! اما بیرون میرود و چشمش به صحنه‌ای میافتد و دفعتا یادش میآید که دیشب یک خواب طولانی دیده است! ده‌ها کار در آن خواب انجام داده است! و کلا فراموش کرده بود! با تحیر با خود میگوید: وقتی بیدار شدم احساس کردم تنها چند دقیقه گذشته است، اما اکنون میبینم به اندازه چندین روز خواب دیده‌ام! آن احساس نگذشتن مگر چند لحظه، با این یادآوری دیدن یک خواب طولانی، چگونه قابل جمع است؟! اگر آن خواب طولانی را دیده بودم پس چگونه هیچ نفهمیدم و احساس کردم تنها چند دقیقه گذشته است؟!


به جرأت میتوان گفت در دستگاه عظیم خلقت روح انسان، هزاران نمونه از این عجائب، موجود است، و جمجمه خاکی انسان، تنها بخش کوچکی از قابلیات روح را به نمایش میگذارد، امروزه به این شخص میگویند: وقتی بیدار شدی، فعالیت تنها بخش خودآگاه مغز تو یعنی قشر فوقانی آن فعال میشود که در حالت خواب از کار افتاده بود، ولی منافاتی ندارد که در همان حالت خواب، بخش دیگری از وجود تو، توسط قشر پایینی مغز، کاملا فعال بود! میگوید: یعنی من دو جان دارم؟! جواب چیست؟ معادل اینکه آیا من دو روح دارم؟ دو روح نداری، اما روحی داری که هزاران شأن دارد! و هر شأنی مانع از عملکرد شأن دیگر نمیشود، آل فرعون نسبت به شأنی از روحشان، هر صبح و شام بر آتش عرضه میشوند و عذاب میشوند، و وقتی مبعوث میشوند هم نسبت به بخش دیگری از شأن روح خود، واقعا احساس میکنند که تنها چند ساعت از غرق شدن آنها گذشته است! و کسی که با دیده تحقیق به اینها نگاه کند و در صدد تحمیل نظر خود بر قران نباشد، ده‌ها مورد از تفاوت عملکرد شئونات روح در عوالم مختلف، مشاهد میکند. و الله الهادی


خیر این اشتباه است. برزخ به معنی فاصله ی بسیار اندک نیست بلکه معنای دقیق برزخ حایل میان دو چیز است و شما معنای برزخ را غلط متوجه شده اید. گرچه برخی به اشتباه و نگاه سطحی مثل نگاه به تصویر فوق میگویند برزخ یعنی یک فاصله ی کوتاه اما این غلط است و معنای دقیق برزخ که قرآن هم به آن اشاره دارد حایل میان دو چیز است. آن خطی که شما در تصویر دو دریا مدنظر قرار دادید حجمش مهم نیست ماهیتش مهم است که قرآن هم به آن اشاره دارد. ماهیت این خط حایل بودنش است و اگر مثلا این خط بجای این فاصله ی اندک چندین متر هم بود باز به آن برزخ گفته میشد.

در اینجا ضروری است که شما را به سیری در قرآن برای پی بردن به معنای صحیح برزخ ببریم.

مرحوم طريحى در مجمع البحرين در معناى كلمه برزخ چنين مى نويسد:
((البرزخ: الحاجز بين الشيئين)) يعنى ((برزخ حائل بين دو شىء است)),

مجمع البحرين ج2, ص 430.

برزخ در لغت به معنای واسطه و حائل میان دو چیز است. (المفردات في غريب القرآن، ص 118؛ قاموس قرآن، ج ‏1، ص 181)

اين كلمه و واژه در قرآن سه بار و در سه آيه ذكر شده است: در دو آيه كه يكى در سوره فرقان و ديگرى در سوره ((الرحمان)) است, واژه برزخ به معناى فاصله و حائل ميان دو دريا كه يكى شور است و ديگرى شيرين و به هم نمى آميزند, آمده و در آيه سوم كه در سوره ((مومنون)) است, در معناى عالم برزخ يا فاصله ميان مرگ و رستاخيز ذكر شده است.
آيه اول: ((و هو الذى مرج البحرين هذا عزب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بينهما برزخا و حجرا محجورا))
فرقان: آيه 53.
آيه دوم: ((..و بينهما برزخ لا يبغيان...))
سوره الرحمان, 20

آيه سوم: ((لعلى إعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون))
مومنون, 100

«و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» (مؤمنون/100) .
و در پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که بر انگیخته می شوند.

«وراء» در این آیه بر خلاف آنچه که غالبا در آن استعمال می شود، به معنی پیش رو است، چنانکه در برخی از آیات دیگر نیز در این معنی بکار رفته است.آنجا که می فرماید:
«و کان ورائهم ملک یأخذ کل سفینة غصبا» (کهف/79) .
پیش روی آنان فرمانروائی بود که کشتی ها را به یغما می برد.

پس آنچه که واضح و مسلم است این میباشد که معنی کلمه ی ((برزخ)) فاصله و حایل میان دو چیز است و در قرآن هم این معنی درمورد کلمه ی برزخ به کار رفته است و وقتی قرآن میگوید (( و من ورائهم برزخ)) یعنی درمیان آنان یک مکان حایل و میانه است ((الی یوم یبعثون)) تا روزی که برانگیخته شوند . یعنی این عالم نه عالم دنیاست و نه عالم آخرت بلکه عالمی است که حایل میان این دوست و پلی است برای عبور به سمت آخرت . عالمی که انسان ها در آنجا توقف میکنند تا اعمال ماتاخرشان به آنها رسیده (يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ)و گناهکاران در آن عذاب میکشند و نیکوکاران در ناز و نعمت اند

علت این که این نوع از حیات را، حیات برزخی می نامند، این است که این قسمت از زندگی فاصله ای است میان زندگی دنیوی و زندگی اخروی، ولی از آیه یاد شده وجود حیات برزخی استفاده نمی شود.و بیش از این دلالت نمی کند که میان دنیا و آخرت فاصله ای وجود دارد، ولی آیات دیگر واقعیت این حیات برزخی را روشن می سازد.

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
(اي پيامبر) هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده‏اند مردگانند، بلكه آنها زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي‏شوند
آنها بخاطر نعمتهاي فراواني كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده است خوشحالند و بخاطر كساني كه (مجاهداني كه) بعد از آنها به آنان ملحق نشدند (نيز) خوش وقتند (زيرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مي‏بينند و ميدانند) كه نه ترسي بر آنها است و نه غمي خواهند داشت.
و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نيز) مسرورند؛ و (مي بينند كه) خداوند پاداش مؤ منان را ضايع نمي‏كند (نه پاداش شهيدان و نه پاداش مجاهداني كه شهيد نشدند).
سوره ی ال عمران آیات 169 تا 170

این آیات به روشنی ثابت می کنند که انسان در عالم برزخ، هم دارای آثار روحی و روانی مانند فرح و شادمانی، حزن و اندوه، و هم دارای آثار جسمانی است مانند: «رزق» و «روزی» ، و کلمه های «فرحین» و «یستبشرون» و «یرزقون» و «بنعمة من الله» همگی حاکی از چنین آثار حیات می باشند

والسلام علی من اتبع الهدی

سلام
من الآن نمی دانم باید پاسخ چه کسی را بدهم و طرف مباحثه کیست؟
آن استاد و عالم بزرگواری که شما می شناختید یا کسانی که از مطالبشان استفاده کردید؟
بحث با افراد مذکور منتفی است چون اینجا حضور ندارند. اگر قرار باشد طرف بحث من شما باشید لازم است با ارائه مطلبی از خود حضورتان را اعلام نمایید

عالم برزخ یک جهان تخیلی و پایگاهی مرزی برای اسکان اموات مقدسین و الولیاء الله است تا توجیهی برای حیات آنها و آمد و شدشان در زمین باشد

امن;829371 نوشت:
می توان نتیجه گرفت که بهشت یا عذاب های برزخی هم بسته به میزان عمل صالح یا گناه فرد درجاتی دارند؟

با سلام به شما دوست گرامی

بله و نمونه ای از آن را در روایتی که در صدر تاپیک عرض کردیم مشاهده نمودید؛ اینکه برخی وارد بهشت برزخی میشوند و برخی صرفا از نسیم آن بهره مند میگردند و برخی وارد دوزخ برزخی میشوند اما گروه دیگر در معرض دود و حرارت آن قرار میگیرند.

در پناه حق

باسمه البصیر

shahed1;829822 نوشت:
عالم برزخ یک جهان تخیلی و پایگاهی مرزی برای اسکان اموات مقدسین و الولیاء الله است تا توجیهی برای حیات آنها و آمد و شدشان در زمین باشد

shahed1;829563 نوشت:
و همه اینها حکایت از این دارد که فاصله زمانی ( برزخ) بین دنیا و آخرت از منظر کسی که مرده است بسیار کوتاست چرا که او دیگر گذر زمان را احساس نمی کند و انگار با مرگ وارد ماشین زمان قصه های علمی تخیلی شده و این ماشین او را به سرعت روانه آینده می کند.
در قرآن کریم ، برزخ از نظر مکانی نیز به یک فاصله بسیار اندک اشاره دارد مانند برزخ بین دو دریا.

این مقدار تناقض در سخنان حضرتعالی واقعا جای تعجب دارد!

اگر برزخ یک جهان تخیلی است چگونه می تواند پایگاهی مرزی(این هم یک اصطلاح عجیب است)برای ارواح اولیاء باشد؟

آنهم جهت توجیه! توجیه چه کسی؟اصلا واژۀ توجیه را تعریف بفرمائید.

جهانی تخیلی چگونه می تواند مرزی بین دو عالم باشد؟کوتاه یا بلند؟

چگونه می تواند فاصلۀ زمانی بین دو عالم باشد؟کوتاه یا بلند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

shahed1;829719 نوشت:
سلام

سلام علی اهله


shahed1;829719 نوشت:
من الآن نمی دانم باید پاسخ چه کسی را بدهم و طرف مباحثه کیست؟
آن استاد و عالم بزرگواری که شما می شناختید یا کسانی که از مطالبشان استفاده کردید؟
بحث با افراد مذکور منتفی است چون اینجا حضور ندارند. اگر قرار باشد طرف بحث من شما باشید لازم است با ارائه مطلبی از خود حضورتان را اعلام نمایید

شما در درجه ی اول باید بابت این مهملات جواب خدا را بدهید. در درجه ی دوم هم باید بگویم حرف آن بزرگوار یک استدلال کاملا علمی و منطقی است که با تجربه ی همه ی افراد بشر به اثبات رسیده و امری واضح و ملموس است و وقتی بنده آنرا اینجا مطرح میکنم به معنای تایید آن از سوی بنده است و شما میتوانید روی آن بحث کنید.
والسلام علی من اتبع الهدی
موضوع قفل شده است