جمع بندی ظهور کرامت برای افراد غیر مسلمان برای چیست؟

تب‌های اولیه

51 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مینوی خرد;936911 نوشت:
1. منظورتون از پاک بودن چی هست ... مثلا کسی که عیسی مسیح رو فرزند خدا یا خدا میدونه پاک هست ... یا اینکه نجس هست ... میشه در مورد این مساله پاک بودن کمی توضیح بدین

2. خواست خدا چی هست ... خواست خدا اگر اخلاقیات بود که بشر به مرور زمان به اخلاقیات میرسید ... اصولا تمدن انسانهای خوش اخلاقتری ایجاد میکنه تا تدین ... اگر خواست خدا تدین هست که برنادت کیلومترها با تدین فاصله داشت

3. چرا خدا باید به چنین شخصی عنایت داشته باشه ... در حالیکه چنین اشخاصی کافر هستند و طبق وعده صریح خداوند باید تا ابد در آتش جهنم بسوزند .


با سلام خدمت شما دوست گرامی

چند نکته:

- منظورم از پاک بودن، چیزی که در مقابل نجس بودن است، نیست. منظورم از پاک بودن، زندگی صحیح داشتن و سعی کردن برای حرکت کردن در مسیر درست است. این تلاش ممکن است به نتیجه نرسد و فرد در دین باطلی باشد ولی همچنان ارزشمند است. (به شرط آنکه واقعا در پی حقیقت بوده باشد و بدون آنکه مقصر باشد، به دین حق نرسیده باشد)

- اخلاقیات بخش بسیار مهمی از دین هستند. اساسا در حدیث نبوی، علت رسالت پیامبر(ص) تکمیل مکارم اخلاقی بیان شده است.

- این چنین نیست که هر کافری باید تا ابد در جهنم بسوزد. نکته دیگر اینکه در کافر در قرآن به معنای منکر حقیقت است و چنین ملاک بر همه اهل کتاب صدق نمی کند. همان طور که پیش از این عرض کردم، برخی از این افراد علی رغم تلاش به دین حق نرسیده اند و امید نجات برای آنها وجود دارد و خداوند نیز عنایت خود را از آنها بر نمی دارد.

موفق باشید

**گلشن**;936946 نوشت:
سلام

از انجایی که سه مرتبه او را نبش قبر کرده و هر سه دفعه جنازه سالم بوده و اکنون در تابوت شیشه ای در شهر نورز فرانسه در معرض عموم قرار دارد
و کلیسا نیز او را قدیس اعلام کرده
به احتمال خیلی زیاد واقعیت دارد

درست است که وجود کرامت ممکن است درستی یک عقیده نباشد
اما کرامتی این چنینی که مریم مقدس ظاهر شود نشان از الهی بودن دین مسیح دارد



با سلام خدمت شما دوست گرامی

- در مورد اول به جهت اینکه مطالعه کاملی در این زمینه نداشتم، بنده قضاوتی ندارم.

- اینکه مسیحیت دین الهی است که محل نزاع نیست. حتما مسیحیت دین الهی است و حتما حضرت مریم (س) از برترین زنان تاریخ هستند. مسئله اینجاست که مسیحیان دین خود را تحریف کردند و اگرنه در الهی بودن مسیحیت تردیدی نیست.

موفق باشید

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

**گلشن**;936950 نوشت:
سلام

البته باید توجه کرد که برنادت نه مرتاض بوده و نه کشیش و بلکه کودک بوده که ایشان را رویت می کند

به نظر من حداقل نتیجه ای که می توان از این داستان گرفت این است که دین مسیحیت یک دین الهی است
و می تواند نشانه ای برای کسانی باشد که نبوت را قبول ندارند


سلام
برای برخورداری از یک استعداد معنوی لازم نیست حتما یک مرتاض یا کشیش یا روحانی باشید. استعداد معنوی مانند هر استعداد دیگری به ذاتیات فرد باز می گردد مانند هوش و حافظه قوی. لازم نیست پدر کسی پروفسور باشد تا وی استعداد ذهنی بالایی داشته باشد. گاهی یک کودک روستایی در یک روستای کاملا بی سواد بسیار پراستعداد می شود. اینها به نحوه وراثت است که نمی توان برایش فرمول نوشت حداقل فعلا نمی توان. استعداد معنوی هم همینطور است. ممکن است از یک خانواده غیر مذهبی یک فردی با استعداد مذهبی بالا متولد شود. قرآن هم به نوعی به این مطلب اشاره می کند آنجا که می فرماید: از مرده زنده و از زنده مرده خارج می سازد. گاهی بالعکس هم می شود مثلا از یک انسان الهی یک کافر یا گناهکار متولد می شود مانند پسرنوح. با این حساب استعداد معنوی برنادت، جنبه ذاتی دارد. اما حقانیت مسیحیت که شکی در آن نیست این از باورهای ما مسلمانان است هرچند در مسیحیت فعلی یکسری باورهایی است که از نظر ما قابل قبول نیست اما این باعث نمی شود در فضای آموزه های معنویت گرای مسیحیت چنین افرادی بوجود آیند. ملاک و معیار در ایجاد ارتباط با ارواح مطهره عالم قدس پاکی درونی است.
یا علیم[/][/][/]

[="3"]

**گلشن**;936397 نوشت:
سلام

ما مسلمانها معتقدیم با امدن دین اسلام سایر ادیان منسوخ شده هستند
اگر این طور است ظهور کرامت برای افرادی مانند برنادت سوبیرو برای چیست ؟
چرا خداوند برای یک دین منسوخ شده باید کرامت و یا ایت بفرستد ؟

چرا به دفعات متعدد حضرت مریم بر برنادت و یا افراد دیگر ظاهر شده اند ؟

چرا حضرت فاطمه بر کسی ظاهر نشده است ؟

با تشکر


سلام،
تا معنای کرامت چه باشد ... مثلاً اگر مرتاضی آنقدر ریاضت بکشد که بتواند کارهایی بکند که ما از یک عارف واصل انتظارش را داریم آیا خداوند با دادن آن قدرت‌ها به او گرامی‌اش داشته است و اصطلاحاً به او کرامت داشته است؟ ... نه! اینکه او به این جایگاه رسیده است صرفاً نشان می‌دهد که در قدرت انسان هست که به چنان توانایی‌ها برسد و راه هم برای آن هست که بشود آن را طی کرد تا به آن‌ها رسید ... اگر کسی توجهش را از ظاهر به باطن و از حواس ظاهری و قوای ظاهری به حواس باطنی و قوای باطنی معطوف کند در خودش قدرت‌هایی را می‌یابد که تا قبل از آن فکر می‌کرد خارج از حدّ توان انسان باشد، مثل کسی که در ۴۰ سالگی یادش بیفتد دست دارد و بعد ببینید که با دستش چه کارهایی می‌تواند بکند که تا کنون نمی‌توانسته بکند، یا کسی که بفهمد پا دارد و ببینید با پایش چه کارهایی می‌‌تواند بکند که تا قبل از این فکرش را هم نمی‌کرد ...
وی عالمی که زندگی‌اش معمولی است و مثل مرتاض‌ها زیر بار ریاضت‌های آن چنانی نمی‌رود و خداوند به عنوان هدیه و کرامت قدرت یا علمی را به او ببخشد این است که کرامت است ... کافی است مراقبت کند که وظایفش را درست انجام بدهد، که همسر خوبی برای همسرش، فرزند خوبی برای والدینش، والد خوبی برای اولادش، کارمند و کارگر خوبی برای رئيسش و شهروند خوبی برای شهرش و نهایتاً بنده‌ی خوبی برای خدایش باشد ... دیگر مدفوع خوردن و خوردن چیزهای خبیث که نفس از آن متنفر است به عنوان ریاضت لازم نیست ... این می‌شود کرامت ...
پس هر کار خارج از توان عمومی مردم انجام دادنی کرامت از ناحیه‌ی خدا نیست ...

اما خداوند فقط به شیعیان هم کرامت نمی‌دهد ... همین الآن از بزرگان عرفان اسلامی که شیعیان هم گاهی به ایشان با شوق و ذوق ارجاع می‌دهند و حکایاتشان را سر کلاس‌های درس عرفاشان گاه و بیگاه تعریف می‌کنند خیلی‌هایشان اهل سنت هستند، کافی است مثلاً فقط یک نگاه به نذکرة‌الأولیاء عطار بیاندازید ... نمی‌گویم همه‌ی آن‌ها حتماً قدرت‌هایشان از روی کرامت بوده است، برخی از ایشان مانند مسیحیان و مرتاض‌ها اهل ریاضت‌های افراطی بوده‌اند، خدا در قرآن کار مسیحیان را افراط دانسته است که از دنیا کناره‌گیری می‌کرده‌اند، شاید برخی از این قدرت‌ها برایشان کرامت باشد و برخی هم نباشد و ناشی از آن ریاضات افرای باشد که از زندگی معمولی ساقطشان کرده بوده است (بر خلاف عرفای شیعه که به تأسی از امامان معصوم علیه‌السلام با مردم زندگی می‌کردند و در مقایسه با خیلی از آن عرفا زندگی معمولی داشتند و در عین داشتن کرامت آن‌ها را ابراز هم نمی‌کردند و خبر خیلی از آن کرامت‌ها پخش نشده است ...) ... ولی امکان دارد که خدا به غیرشیعیان هم کرامتی بدهد ... کرامت به معنای هدیه‌ای که ربّی به عبدش می‌دهد ... غیرشیعیان هم به اندازه‌ی خودشان مکلف هستند و ممکن است در این بندگی کردنشان برای خدا خیلی هم از امثال منی که ادعایم گوش فلک را کر کرده است جلوتر باشند .... «وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ» و همینطور «وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّـهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّـهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۗ أُولَـٰئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ» که این آیه‌ی اخیر شاید کمی بحث داشته باشد ولی برای استناد کردن در این تاپیک شاید همین اشاره کفایت کند ....
پس کسی مثل سن‌فرانچسکو هم می‌تواند صاحب کرامت شود، یا ممکن است نرجس‌خاتون سلام‌الله‌علیها با آنکه مسیحی بودند در خواب حضرت مریم و حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را ببینند و برای امام معصوم علیه‌السلام از حضرت شمعون خواستگاری شوند ... ولو اینکه از نظر فقهی برای شیعیان ناپاک محسوب شوند و محدودیت در ارتباط و تعاملات فردی و اجتماعی برقرار گردد ... «وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا»[/]

سلام جناب رئوف ...
من یک سوال دیگه میخوام ازتون بپرسم ...

فرض کنین که همکنون بیمایری با نام gh12 اپیدمی هست ... و هیچ دارویی هم برای این بیماری وجود نداره ... من شروع به تحقیق میکنم که ببینم چجوری میتونم این بیماری رو مداوا کنم ... و در نهایت به داده های زیر میرسم .

1. پراکندگی این بیماری در درون تمامی کشورها یکسان هست .
2. یک دستور باستانی داریم که اگر کسی ریشه درخت بامبو رو با عسل بجوشونه و در درون کوه نور همراه با عود ... اون معجون رو بنوشه ... اون شخص خوب میشه و 50 دصد کسانی که این مریضی رو گرفتند و این کار رو کرده اند شفا گرفته اند .
3. کسانی که در درون زندگیشون از درخت بامبو به عنوان غذا استفاده کرده اند چنین مریضی رو نمیگیرن .
و ...

خوب من به عنوان یک محقق فکری که میکنم این هستش که داروی این بیماری در درون درخت بامبو هست ... ساختار و عصاره درخت بامبو رو مورد بررسی قرار میدهم ... ساختار ملکولی اون بیماری رو مورد بررسی قرار میدهم و در نهایت یک دارویی درست میکنم که شخص دو قطره از اون عصاره میخوره و به صورت کامل شفا پیدا میکنه ...

چرا !!!

چون اومدم حقیقت رو از غیر حقیقت جدا کرده ام و دقیقا فهمیدم که دارو چیست و دقیقا همون چیز رو به مریضم میدم .

یا در ارتباط با داروی بی هوشی ....

ما میتونستیم عنوان کنیم که هر کسی که مریض هست و میخواهد جراحی کند .... از یک هفته قبلش شروع کنه به تریاک کشیدن ... و بعد از اینکه این یک هفته تموم شد و حسابی تعشه شد ... به بیمارستان مراجعه کنه تا بشه روش عمل جراحی انجام داد ... ولی این کار رو نمیکنیم ... دقیقا بر رویه موادی که باعث بی هوشی میشن تحقیق میکنیم و دقیقا با علمی که داریم اونها رو استخراج میکنیم و اون رو به عنوان یک عنصر در اختیار مصرف کننده قرار میدیم ...

باید هم اینگونه باشه ...
ما باید بتونیم دست به تخلیص علوممون بزنیم ...

سوال من این هست ...
وقتی که من چیزهایی اینچنینی در وجود برنادت سوبیرو میبینم ...

با خودم میگم اصل و ماهیت دین چیزی بجز این دین اسلام با این همه زواید هست ...

همونجور که ما الان برای بیهوش شدن دیگه تریاک مصرف نمیکنیم ... و آمپورش رو میزنیم ...

شاید هم بشه از رویه رفتارهای برتادت سوبیرو ... اون چیزی که در درون دین اصالت داره رو بیرون کشید و دقیقا بر رویه اون زوم کرد ...

هوالعالم
با سلام و عرض ادب

هر تلاشی در این دنیا نتیجه داره
الان مرتاض های غیر مسلمان هم به خاطر ریاضت میتونن کارهایی بکنن خب یعنی ادمهای خوبی هستند؟
ریاضت نفس باعث یکسری قدرتهایی میشه ولی دلیل بر مورد تایید حق بودن فرد نیست

رئوف;937013 نوشت:
- اینکه مسیحیت دین الهی است که محل نزاع نیست. حتما مسیحیت دین الهی است و حتما حضرت مریم (س) از برترین زنان تاریخ هستند. مسئله اینجاست که مسیحیان دین خود را تحریف کردند و اگرنه در الهی بودن مسیحیت تردیدی نیست.


سلام بر شما

یک سوال دیگر از شما دارم

چرا حضرت مریم در ظهورشون مردم را به اسلام دعوت نکردند ؟

و سوال دیگر هدف خداوند از این ظهور چه بود ؟ چه پیامی را می خواست به مردم برساند ؟

نقطه;937066 نوشت:
اما خداوند فقط به شیعیان هم کرامت نمی‌دهد ... همین الآن از بزرگان عرفان اسلامی که شیعیان هم گاهی به ایشان با شوق و ذوق ارجاع می‌دهند و حکایاتشان را سر کلاس‌های درس عرفاشان گاه و بیگاه تعریف می‌کنند خیلی‌هایشان اهل سنت هستند، کافی است مثلاً فقط یک نگاه به نذکرة‌الأولیاء عطار بیاندازید ... نمی‌گویم همه‌ی آن‌ها حتماً قدرت‌هایشان از روی کرامت بوده است، برخی از ایشان مانند مسیحیان و مرتاض‌ها اهل ریاضت‌های افراطی بوده‌اند، خدا در قرآن کار مسیحیان را افراط دانسته است که از دنیا کناره‌گیری می‌کرده‌اند، شاید برخی از این قدرت‌ها برایشان کرامت باشد و برخی هم نباشد و ناشی از آن ریاضات افرای باشد که از زندگی معمولی ساقطشان کرده بوده است (بر خلاف عرفای شیعه که به تأسی از امامان معصوم علیه‌السلام با مردم زندگی می‌کردند و در مقایسه با خیلی از آن عرفا زندگی معمولی داشتند و در عین داشتن کرامت آن‌ها را ابراز هم نمی‌کردند و خبر خیلی از آن کرامت‌ها پخش نشده است ...) ... ولی امکان دارد که خدا به غیرشیعیان هم کرامتی بدهد ... کرامت به معنای هدیه‌ای که ربّی به عبدش می‌دهد ... غیرشیعیان هم به اندازه‌ی خودشان مکلف هستند و ممکن است در این بندگی کردنشان برای خدا خیلی هم از امثال منی که ادعایم گوش فلک را کر کرده است جلوتر باشند .... «وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ» و همینطور «وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّـهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّـهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۗ أُولَـٰئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ» که این آیه‌ی اخیر شاید کمی بحث داشته باشد ولی برای استناد کردن در این تاپیک شاید همین اشاره کفایت کند ....
پس کسی مثل سن‌فرانچسکو هم می‌تواند صاحب کرامت شود، یا ممکن است نرجس‌خاتون سلام‌الله‌علیها با آنکه مسیحی بودند در خواب حضرت مریم و حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را ببینند و برای امام معصوم علیه‌السلام از حضرت شمعون خواستگاری شوند ... ولو اینکه از نظر فقهی برای شیعیان ناپاک محسوب شوند و محدودیت در ارتباط و تعاملات فردی و اجتماعی برقرار گردد ... «وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا»

سلام

این حرفهای شما همان پلورالیسم دینیست
یعنی اینکه هرکسی با هر دینی انسان خوبی باشد ممکن است مورد لطف خداوند قرار بگیرد
زیرا وقتی خداوند به کسی در دنیا کرامت بدهد می تواند نشانه تصدیق راه و روش او باشد
وگرنه از خدا بعهید است که کسی را اغفال کند در دنیا
و بعد در اخرت به دینش گیر بدهد

محی الدین;937021 نوشت:
ملاک و معیار در ایجاد ارتباط با ارواح مطهره عالم قدس پاکی درونی است.

یا علیم

و شاید بشود گفت ملاک و معیار بهشتی شدن همان پاکی درونی است
زیرا اگر کسی با ملاک پاکی درون با با ارواح مطهره مانند مریم ع ارتباط یرقرار کند
این ارتباط را نشانه درستی مرامش خواهد دانست

و یک سوال دیگر

چرا حضرت مریم در ظهورش مردم را به اسلام دعوت نکرد ؟
و از انحرافات مسیحیت پرده بر نداشت ؟

طارق اللیل;937095 نوشت:
هر تلاشی در این دنیا نتیجه داره
الان مرتاض های غیر مسلمان هم به خاطر ریاضت میتونن کارهایی بکنن خب یعنی ادمهای خوبی هستند؟
ریاضت نفس باعث یکسری قدرتهایی میشه ولی دلیل بر مورد تایید حق بودن فرد نیست

سلام

ولی دوست گرامی اینجا صحبت از مرتاضهای هندی و ریاضت کشیدن نیست

طبیعتا برنادت نه مرتاض بود و نه ریاضت کشیده بود چون هنوز کودک بود
که این واقعه برای او اتفاق افتاد

موضوع قفل شده است