جمع بندی طلب مرگ از خدا

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
طلب مرگ از خدا

سرچ کردم راجع به طلب مرگ سریع توی نت دیدم مشاوره ها و کلا کسانی که جواب دادن جوابهای کلا مسخره ای داده بودن البته از نظر من
ما توی دنیایی زندگی میکنیم که یک عده اومدن دارن میخورن میبرن و توی نعمتهای الهی غرق شدن بعد کلی روایت داریم طرف همه غلطی کرده بعد مثلا اومده یک کار نیکی کرده و بهشتی شده این یعنی هم دنیاش بهشت بوده هم آخرتش
بنظر من که آدم خیلی قانعی هستم همینکه چه این دنیاش چه آخرتش یه جا برای خواب داشته باشی منظورم سرپناهی که مال خودت باشه و منتی بابتش سرت نباشه
یه لقمه نونی باشه گرسنه نخوابی
و همسری داشته باشی که درکت کنه
تن سالم داشته باشی
و محتاج کسی جز خدا نشی کافیه
دیگه لازم نیست که مثلا اون خونه بهترین جا باشه بزگ باشه یا مثلا فلان ماشین رو داشته باشی و کلا تجملاتی از این دست که 99.9٪ آدمها خواهانش هستن و به قولی هر چی به آدم بدی باز هم میگه کمه و باز هم میخواد وجود داشته باشه البته برای من
حالا در نظر بگیر دنیایی رو که ما توشیم
معلوم نیست که چرا این همه جنگ و خونریزی و بگیرو ببند و ...... که اکثرا حتی فکر این آشوبی که توی دنیاست شبها خواب رو ازم میگیره و اشکمو در میاره برای چیه؟! پول؟ ثروت؟ قدرت؟ مذهب؟ آخه برای چی؟
فکر کنید 99٪ ثروت دنیا دست 3٪ آدمهای جهانه یه سوال رو این احمقها از خودشون نمیپرسن؟ اینکه بابا فرض کن همه دنیا مال تو هستش چقدر میخوای بخوری بپوشی و..... در کل چقدرش رو اصلا میتونی مصرف کنی مگه؟ باقیش که گذاشتی فقط خاک میخوره چه کارایی داره برات حتی نمیتونی با همش پز بدی این یعنی این انسان به قدری احمقه که خودش هم نمیدونه داره چه غلطی میکنه.
میدونید کجاش آتیشم میزنه؟
اینکه خدا میتونه و نمیخواد کاری کنه.
برای مثال از زندگی خودم میگم تعارف که نداریم!
من خونوادم در نهایت بیشرفی نامردی پستی نمیدونم چی اسمشو بذارم لااقل دلم خنک بشه زندگیمو نابود کردن جوری که همه زندگیم شد گناه نه میتونم از گناه خلاص شم از مشهد بگیر تا کربلا و نجف و .... در خونه همه امامارو زدم که فقط کمک کنن مشکلم حل شه تا گناه نکنم نذری نبوده نکرده باشم تلاشی نبوده نکرده باشم دعایی نیست نخونده باشم قسمی نیست که خدارو نداده باشم لااقل چیزهایی که دیدم شنیدم و تونستم انجام دادم که فقط همین چند چیزی که گفتم بهم بدن به خدا شده از 8صبح تا 5صبح بکوب کار کردم میفهمین چی میگم یعنی توی 24ساعت 3ساعت استراحت نگاه که میکنم میبینم الان هرجا میخوای بری سر کار طرف میگه مدرکت رو بذار در کوزه تجرت هم سیفون بکش بره پایین دولت هم پشتیبانی نمیکنه قانون هم پشت کارفرماست با اینکه قانون پایه حقوق من رو از 3تا 15 میلیون تعریف کرده اینها میگن 800 میدیم میخوای بخواه نمیخوای هم نخواه دیدم باید حروم خور بشم یا زیر دست ظالم کار کنم خونه نشین شدم بعد 15سال کار نه پولی دارم نه خونه ای یا بهتره بگم سرپناهی نه ازدواج تونستم بکنم نه دوستی نه رفیقی اون هم چون ظلم رو قبول نمیکنم حروم نمیخورم نمیخوام به هیچ قیمتی زیر بار باقی گناها برم چون زیر همون یک دونش گیر کردم دارم دق میکنم پس همه تردم کردن چون همه ظاهرا مسلمونیم و باطنا اگه امام حسین بود خودمون سرش رو میبریدیم
خب شما قضاوت کن خدا توی قرآنش گفته یا قبول داری قرآن رو یا نداری تا اینجا بعد سی و اندی سال کسی رو ندیدم قبول داشته باشه حضرت موسی قاتل بود فراری بود بیپول بود بدون والدین بود مجرم بود یه جوون یکلا قبا که حتی اصل و نصبش هم معلوم نبود لازم نیست که بگم هنوز پیغمبرم نشده بود
بهش زن دادن کار دادن خونه دادن آسایش و آرامش دادن آخرم گفتن بفرما پیغمبری
ما که پیغمبری نخواستیم فقط کار حلال سرپناه برای زندگی حتی اگه شده یک اطاق یک حموم دستشویی باشه توی بیابون ولی مال خودم باشه درآمدی که گشنه نخوابم خودم و همسرم همسری که درکم کنه
خوب از اینها چی داریم تا اینجای داستان؟
خونواده ای که زندگیمو پاشیدن یعنی پله اول خرابه اولین تکیه گاهت بعد خدا و ائمه رو ندارم
ائمه ای که هرچی بیشتر در زدم شنیدن ولی کاری کمکی نکردن
خدایی که هرچی داد زدم التماس کردم گریه کردم و ... شنید ولی گوش نکرد ( فرق شنیدن و گوش کردن خیلی زیاده هاااااااا )
از دار دنیا چی میمونه وقتی تکیه گاهی نیست؟
خب حالا شما بگین به چه درد من میخوره که مثلا حقم رو ضایع کردن میشه حق الناس دیگه درسته؟
به چه دردم میخوره که بخاطر این حق مثلا خونوادم برن جهنم تا ابد هم شکنجه بشن؟ چه فرقی به حال من میکنه؟
میخوان خوبیاشونو بگیرن بدن به من مثلا؟ اینها که اگه خوب بودن این همه بلا سر من نیاوردن!
من جز اون گناه کاری جز قرآن و نماز و دعا ندارم اون هم چون گفته اگه نکنی جهنم یعنی واسه اون هم جبر دارم بعد میگن توی کاها آزادی داریم بابا از کدوم آزادی حرف میزنید توی دنیا اینها دهن مارو صاف کردن اون دنیا هم خدا آخرش اون آدم دولداره واسه یک خوبی رفت بهشت تو دنیا حالش رو برد ما میریم جهنم چون یک گناه رو نتونستیم ترک کنیم
خب یه موضوع پیش میاد چرا باید بخوام توی دنیایی باشم که هرروز گناهم داره بیشتر میشه چون اول خدا بعد ائمه بعد خونواده کمکی نمیکنن و اگه الان بمیرم مثلا 100 سال میرم جهنم و اگه مثلا 10 سال دیگه بمیرم 1000سال؟؟؟
خب در درجه اول میگن خدا عهد گرفته که بیاین باشین زندگی کنید و ...... خب بگم غلط کردم حرف خدارو گوش دادم میشه؟
گفت موجود باش شدم پس کجاست حرف گوش دادن اون؟ مگه نه اینه که گفته کار خونه زن و مکه رو از خدا بخواه روزیته وظیفشه بده ؟ کو پس؟ اون تا گفت من موجود شدم من تا کی وایسم اون به قولش عمل کنه ها؟
این یعنی غلط کردم اصلا نمیخوام موجود باشم بیجا کردم اشتباه کردم حرفت رو گوش دادم از اول نبودم الان هم نمیخوام باشم نه اینکه بمیرما نه کلا نباشم نه روح نه جسم هیچیه هیچی وجود نداشته باشم دنیات مال خودت آخرتت هم مال خودت ببخش به اونها که میگی لایقن که از نظر من نیستن و خدا ظالمه همین هرچند توی قرآن گفته نیست ولی اون نظر اونه نه نظر من
درجه دوم میگه اومدی دنیا غلط کردی قبول کردی میخواستی نکنی حق الناس گردنه حق الله گردنته باید پس بدی؟
باشه چشمم کور دندم نرم یه غلطی بوده کردم دیگه درسته؟ پاش وای میستم الان بکش من رو تا گناها بیشتر نشده اون موقع اکی دادم الان پشیمونم دیگه نمیتونم بکش بریم هرچی بدهکارم بگیر بعد نابودم کن
ببینید ناامید نیستم که بگین گناهه نا امیدیو ...... نه خسته شدم سیر شدم شما غذا میخورید سیر میشید میرید کنار دیگه نا امید نشدین که شدین؟ منم سیر شدم نه دنیاش رو میخوام نه آخرتش رو
پس درخواست مرگ گناه نیست کافیه یک نگاه به دنیا بکنید و شماها که سکوت کردین یا اگه حرفی هم میزنید فقط حرفه و عملی نمیکنید
حضرت علی گفت اگه مردی مسلمانی بمیره و آرزوی مرگ کنه گناه نیست زمانی که شنید خلخال از پای زن مسیحی درآوردن
درد و مشکلات من بخوره توی سرم
توی دنیا در روز چند تا از این خلخال ها در میاد؟
چند تا حق ناحق میشه توی شهرو دیارمون؟
آقای خمینی گفت تا زمانی که سران مملکت رو ثروت مندان تشکیل ندن جامعه مشکلاتش حل میشه شما از رئیس جمهور تا نمایندگان مجلس و ......... برین ثروتشون رو حساب کنید!
کشورهای همسایه این همه کشته دادن مسلمون هم بودن چندتاتون رفتین ثبت نام کردین برای حکم جاد که اسلام دستور داده؟ بخدا من رفتم ولی نبردنم
کشورهای اسلامی غیر همسایه چند تا کشته دادن؟ شما برای اونها چه کردین؟
کمتر از 3٪ دادن 97٪ دنیارو اداره میکنن و ظلم میکنن شما کی قیام کردین علیه این ظلم؟
پس من هم حق دارم هم گناهی نکردم اگه روزی میلیونها بار آرزوی مرگ کنم که اگه نسر صریح قرآن نبود به خدا خودکشی میکردم
حالا شما که ادعا میکنید تفسیر نکیند قرآن رو که بعد از مرگ همه میگن خدایا برگردیم به دنیا و ... بنظر من هیچ چیز حتی بهشت و حوریهاش و نهرهاش حتی امامت و پیغمبری هیچ چیز هیچ چیز ارزش 1لحظه حتی نفسی کشیدن توی دنیا رو نداره نه برای لقا الله نه کل وجود داشتن ارزشش رو نداره چون یا برده قدرتمندانی یا برده خدا هیچ آزادی وجود نداره منظورم از آزادی هرزگی نیستا آزادی به معنی آزادگیه آزادی به معنی داشتن نیازهای اولیه آدمه که 3تای اولش هوا آب و غذا و لباسه که لباس فقط دارچه نیست همسر هم به گفته قرآن لباسه آدمه و وقتی خدا اینها رو بهت نداد یعنی هیچی نداری پس حق نباید داشته باشه ازت انتظار داشته باشه به گناه نیوفتی ما آدمیم کامل نیستیم مثل یک تلویزیون که اگه انرژی نباشه کار نمیکنه ما هم حق اعتراض نداریم و در صورت اعتراض هم کاری از پیش نمیره خدا هم باید باید باید اینطور باشه وقتی نداده حق مجازات نباید داشته باشه ولی داره پس من نمیخوام باشم زیر یوق این آدم ها و این خدا
شرمنده نویسنده خوبی نیستم این شاخه اون شاخه رفتم و غلط املایی زیاد داره نوشته هام
ولی منتظر میمونم ببینم کی جواب منطقی داره که چرا نباید آرزوی مرگ یا کلا نابودی نکنم

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: جناب استاد

سلام علیکم
متن طولانی شما راخواندم و حقیقتا متأثر شدم اما ریشه یابی مشکلات شما با توجه به این متن کار چندان سختی نیست، به این نکات توجه بفرمایید:
1-قطع رحم مخصوصا با والدین مانعی عظیم بر سر راه انسان ایجاد می کند که مانند آتش اثر وضعیش سوزاندن است ، سوزاندن همه ی خیرات. والدین ریشه انسان هستند و محال است انسان که بدون ریشه اش استوار بماند ، مقصودم استواری دنیایی نیست بلکه مقصود مسائل معنوی و باطنی است.
اگر هم قطع ارتباط نکرده اید آنطور که از متن شما بر می آید ارتباط خوبی ندارید و این عدم ارتباط خوب با والدین و عدم خدمت به ایشان موجب عاق والدین و سوء عاقبت می شود.
2-سوء ظن به پرودگار مهربان نیز مانعی عظیم در دریافت الطاف الهیست:
وَيُعَذِّبَ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْمُشْرِكِينَ وَٱلْمُشْرِكَٰتِ ٱلظَّآنِّينَ بِٱللَّهِ ظَنَّ ٱلسَّوْءِ ۚ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ ٱلسَّوْءِ ۖ وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ ۖ وَسَآءَتْ مَصِيرًۭا (فتح/6)
و [تا] مردان و زنان نفاق‌پيشه و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد برده‌اند، عذاب كند؛ بد زمانه بر آنان باد. و خدا بر ايشان خشم نموده و لعنتشان كرده و جهنم را براى آنان آماده گردانيده و [چه‌] بد سرانجامى است.
این آیه نشان دهنده عاقبت سوء ظن به خداوند است.
3- خداوند وعده نداده که برای همه ی مردان زن روزی می کنم ، و یا مولا امیر مومنان نفرموده اند که به خاطر مصیبت در ممالک اسلامی طلب مرگ کردن اشکال ندارد ، بلکه فرموده اند در آن مصیبت اگر کسی از غصه دق کرد و مرد ملامتش نکنید.
برخی مسائل برای شما اشتباه جا افتاده و نباید برداشت خودتان را به دین نسبت بدهید.


وقتی از زندگی سیر شدیم چه کنیم ؟

رسولُ اللّه‏ِ صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله : لا یَتَمنّى أحَدُكُمُ المَوتَ لِضُرٍّنَزَلَ بهِ ، فإن كانَ ولابُدَّ فاعِلاً فلْیَقُل: اللّهُمّ أحیِنی ما كانَتِ الحَیاةُ خَیرا لی ، وتَوَفَّنی إذا كانَتِ الوَفاةُ خَیرا لی (الترغیب والترهیب : 4/257/54) ؛ پیامبر خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله فرمود : هیچ یک از شما به خاطر گزندى كه به او مى ‏رسد ، مرگ را آرزو نكند؛ و اگر ناچار به این كار شد، بگوید : بار خدایا! تا زمانى كه زندگى براى من بهتر است مرا زنده بدار و هرگاه مرگ برایم بهتر بود، مرا بمیران.

الإمامُ الكاظمُ علیه ‏السلام ـ لِرجُلٍ یَتَمَنّى المَوتَ ـ : هل بینَكَ وبینَ اللّه‏ِ قَرابَةٌ یُحابیكَ لَها ؟ قالَ :لا . قالَ : فهَل لكَ حَسَناتٌ قَدَّمتَها تَزیدُ على سَیّئاتِكَ؟ قالَ : لا . قالَ : فأنتَ إذا تَتَمنّى هَلاكَ الأبَدِ ! (كشف الغمّة : 3/42 .)

امام كاظم علیه ‏السلام به مردى كه آرزوى مرگ مى ‏كرد فرمود: آیا میان تو و خداوند خویشاوندى‏ اى است كه به خاطر آن تو را كمك رساند؟ عرض كرد : خیر. فرمود : آیا خوبى‏ هایى كه بر بدى‏ هایت فزونى داشته باشد پیش فرستاده ‏اى؟ عرض كرد : خیر. فرمود : پس، در این صورت تو هلاكت ابدى را آرزو مى‏ كنى !

دوست عزیز در دنیا چیزی حتمی تر و قطعی تر از مرگ وجود ندارد دیر و زود دارد اما حتما فرا می رسد این که دیگر آرزو کردن ندارد ،ما باید حیات را قدر بدانیم که گذشتن و از دست دادنش هیچ جبرانی دارد هیچ دعا و آرزویی برش نمی گرداند ، دو روزه عمر به سرعت ثانیه شمار ساعت در حرکت است و این لحظه لحظه های فانی عمر ما بوده اند ،باید دید چگونه می گذرانیمشان .

زندگی رنج دارد سختی دارد ،خوش و زیبایی هم زیاد دارد ، سختی ها به زودی جایشان را به آسایش و راحتی می دهند ، و تنها چیزی که ما را به آن ها نزدیک می کند صبر است. خداوند متعال در قرآن فرموده است«همانا بعد از سختی آسانی است». پس به وعده خدا دل بسپاریم و خوش باشیم و آرزوی مرگ این کار بیهوده را کنار بگذاریم که هر آن بر سرمان می بارد و ما را با خود به سرای باقی می برد و دستمان برای همیشه از دنیا کوتاه می ماند.
امام على علیه ‏السلام فرمود : براى مرگ آماده شوید؛ زیرا مرگ بر سر شما سایه افكنده است و همچون گروهى باشید كه بر سر آنها فریاد زده شد و بیدار گشتند و دانستند كه دنیا سراى آنها نیست و از این رو آن را [با جهان دیگر ]عوض كردند···و میان هر یك از شما و بهشت و دوزخ فاصله‏اى جز فرود آمدن مرگ بر او نیست···
از خداى سبحان مسألت داریم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هیچ نعمتى سرمستشان نمى‏كند و هیچ هدفى آنان را از طاعت پروردگارشان باز نمى ‏دارد و پس از مرگ پشیمانى و اندوهى گریبان گیرشان نمى‏ شود.( نهج البلاغة : الخطبة 64.)

امیدوارم با تفکر در دو مطلب بالا راه جدیدی را در زندگی پیش گرفته و به جای محاکمه ی دیگران قلبتان را آکنده از عشق و محبت به خداوند کنید ، خدایی که ما از او طلبی نداریم و هر چه به ما داده است از سر لطف و محبتش بوده است نه از سر طلب ما.
امیدوارم مسیر جدیدی به رویتان باز شود و این مهم نیز جز با تصمیم خودتان میسر نیست زیرا که خداوند فرمود:
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم(رعد / 11)
خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
موفق باشید.

cnmeysam;896736 نوشت:
ولی منتظر میمونم ببینم کی جواب منطقی داره که چرا نباید آرزوی مرگ یا کلا نابودی نکنم

سلام من معذرت میخوام بین حرفای استاد نظرمو میگم
قبل از هر چیزی تاپیکتون فراتر از سوالیه که متنتون رو بهش ختم کردید اینکه باید آرزوی مرگ کرد یا نه خیلی سوال مهمی نیست چون دعا هم بکنید دلیلی بر استجابتش نیست منظورم دلیلی بر رخ دادنش نیست
مگه نمیگید چند ساله این چند تا چیزو از خدا میخواید و بهتون نداده؟چه تضمینی هست که خدای ناکرده مرگ رو بخواید و خدا بده؟یعنی اگه خدا بخواد به شما 40 سال دیگه عمر بده شما قراره 40 سال بشینید و دعای مرگ کنید؟که چی بشه دقیقا؟خیلیا چند ساله آرزوی مرگ کردن و هنوز زنده ان.
بهتره راجع به حل مشکلاتتون سوال بپرسید.راجع به برطرف شدن این حالاتتون که آرزوی مرگ دارید.
مشکلات و شرایطتون واقعا ناراحت کننده است منتها بحث اصلی روی روحیاتتون هست یعنی ممکنه یک آدم دیگه دقیقا مشکلات شما رو داشته باشه ولی حال روحیش خوب باشه. شاید شما دچار افسردگی شده باشید.

منم این احساس شما رو بارها و بارها تجربه کردم.

خیلی دوست داشتم به عدم و نیستی برگردم چون حس می کردم دنیا جای خوبی برای زندگی نیست و من نمی تونم ازپس توقعات خداوند بر بیام.

از آدمهایی که ظاهر انسان داشتند ولی باطنشون بوی لجن می داد به شدت متنفر بودم.

به دلیل ضربه های زیادی که از انسان های به ظاهر مذهبی خورده بودم فوبیای اینهارو گرفته بودم و توی هر برخوردی اگر خنجر میکردن توی پهلوم اصلا تعجب نمی کردم.

اگر بخوام برای همه ی پست شما مطلب بنویسم واسه هر گلایه ات می تونم چندین داستان واست تعریف کنم. ولی تهشو میگم.

من به این نتیجه رسیدم که تمام این بلاهایی که سرم اومد خیلی بهم کمک کرد تا رشد کنم و بازنده کسیه که خیانت میکنه.

و از دور و نزدیک بازنده شدن تک تک کسانی که به نوعی حق من یا هرکس دیگه ای رو پایمال کردن رو می بینم و می شنوم.

و قطعا اگر این موانع سر راهم قرار نمی گرفت بدجوری به بیراهه می رفتم.

ما چون از آینده ی خودمون خبر نداریم که دست به چه کارهایی میزنیم راهکار میدیم به خدا

مثلا میگیم اگر تو این نعمت رو می دادی من فلان کارو میکردم اونوقت همه چی درست میشد. اما واقعا از کجا معلوم؟

اگر خداوند مشکلاتی رو سر راهمون قرار نده هم بهش میگیم تو اگر دلسوز بودی گوشمو می پیچوندی تا اینقدر لوس و بی دست و پا نشم.

خداوند هرکاری بکنه باز ما بهش راهکار میدیم که تو باید اینجوری خدایی می کردی.

چند وقت پیش داشتم فکر می کردم به یه گناهی ، گفتم خوب انجامش میدم بعدش توبه میکنم ، خداوند هم خیلی مهربونه می بخشه.

یعدش خواب دیدم اون گناه رو مرتکب شدم و خداوند داشت زشتی اون گناه رو به من نشون می داد

خدا می دونه توی خواب به قدری پشیمون شده بودم ، به قدری احساس ضرر و زیان میکردم که هرچی خدا میگفت می بخشمت

میگفتم من باید بمیرم ، من چرا اینکارو کردم ، اینقدر دری وری به خودم گفتم و از عمق جان درد میکشیدم و اینها همش بخاطر این بود که زشتی اون گناه رو توی خواب دیدم

و وقتی از خواب بیدار شدم توی ابرها سیر میکردم که همش خواب بود.

یک درصد احتمال بده اگر این مشکلات واست پیش نمیومد و شما مرتکب گناهان به مراتب بزرگتری میشدی و حجت هم بر شما تمام بود که نه سختی کشیدی و ظلمی بهت شده.

چجوری می خواستی جواب خدارو بدی؟

اگر بعدها متوجه بشی خداوند با این سختی ها هم جلوی گناه کردنت رو گرفته هم به بهانه ی این سختی ها و فشار ها قصد سرپوش گذاشتن روی خطاهات رو داشته چقدر شرمنده میشی...

cnmeysam;896736 نوشت:
طلب مرگ از خدا

سلام@};-
این مستند رو اتفاقی از شبکه مستند دیدم، گفتم به بهونه پست شما دوست عزیز بذارمش شاید حال شما و بقیه کاربرای سایت مثل خودم بهتر شدhappy

نه دستی، نه پایی، نه غصه ای

[FLV]http://77.36.165.143/Mostanad/videos/95we38/950913-sat/na.dasti.mp4[/FLV]

پخش و دانلود (اگر از پلیر بالا نتونستید ببینید از این لینک برای دیدن و دانلود استفاده کنید، برای دانلود راست کلیک کنید و گزینه Save Link As را انتخاب کنید)

منبع

[SPOILER]

«نه دستی، نه پایی، نه غصه‌ای» در یک قسمت 50 دقیقه‌ای از شبکه مستند پخش می‌شود.
به گزارش سرویس تلویزیون و رادیو ایسنا، این مستند درباره فردی با عنوان نیک ویچیچ است که از بدو تولد بدون دست و پا به دنیا آمد.
نیک ویچیچ در هشت سالگی مورد تمسخر اطرافیان بود و به این دلیل دست به خودکشی زد؛ اما این خودکشی نافرجام ماند و سپس زندگی نیک در مسیری افتاد که او را روز به روز به خدا نزدیک‌تر کرد.
هر چند در کودکی دچار افسردگی شده بود، اما کم‌کم و با کمک مادرش آموخت که از زائدهٔ کوچکی که به جای پا در بدن او وجود داشت، استفاده کند و قابلیت‌های خود را افزایش دهد.
او در دبیرستان رهبری گروهی را بر عهده گرفت که برای یک خیریه اعانه جمع‌آوری می‌کردند و از آن به بعد به کارهای عام‌المنفعه رو آورد.
نیک ویچیچ در سن ۲۱ سالگی از دانشگاه گریفیت با دو مدرک لیسانس در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی فارغ‌التحصیل شد.
او هم اکنون یکی از تاثیرگذارترین سخنرانان موفقیت در دنیا محسوب می‌شود و موسسه زندگی بدون دست و پا را که در زمینه موفقیت فعالیت دارد را اداره می‌کند.
اکنون نیک را در سراسر جهان به دلیل سخنرانی هایش می شناسند که با این سخنان، نکات عمیقی را که به واسطه معلولیت دریافته است به مردم جهان منتقل می‌کند. سخنرانی‌های نیک با توجه به فن بیان بالای او منبع انتشار امید در جهان است و تاکنون زندگی بسیاری از مردم جهان را تغییر داده است.

[FLV]https://as11.asset.aparat.com/aparat-video/a_2n3mf03hoinkknpmp7k5mm9m3p3mk07km20761593484-088z__a875c.mp4[/FLV]

منبع

[/SPOILER]

پرسش:
وقتی از زندگی سیر شدیم چه کنیم؟

پاسخ:
پیامبر خدا صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله فرمودند:

«لَا يَتَمَنَّى أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ لِضُرٍّ نَزَلَ بِهِ وَ لْيَقُلِ اللَّهُمَ‏ أَحْيِنِي‏ مَا كَانَتِ‏ الْحَيَاةُ خَيْراً لِي‏ وَ تَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْراً لِي (1) هیچ یک از شما به خاطر گزندى كه به او مى ‏رسد ، مرگ را آرزو نكند؛ و اگر ناچار به این كار شد، بگوید : بار خدایا! تا زمانى كه زندگى براى من بهتر است مرا زنده بدار و هرگاه مرگ برایم بهتر بود، مرا بمیران.»

امام كاظم (علیه ‏السلام) به مردى كه آرزوى مرگ مى ‏كرد فرمود:

«هَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ يُحَابِيكَ لَهَا قَالَ لَا قَالَ فَهَلْ‏ لَكَ‏ حَسَنَاتٌ‏ قَدَّمْتَهَا تَزِيدُ عَلَى‏ سَيِّئَاتِكَ قَالَ لَا قَالَ فَأَنْتَ إِذَا تَتَمَنَّي هَلَاكَ الْأَبَدِ (2) آیا میان تو و خداوند خویشاوندى‏ اى است كه به خاطر آن تو را كمك رساند؟ عرض كرد: خیر. فرمود : آیا خوبى‏ هایى كه بر بدى‏ هایت فزونى داشته باشد پیش فرستاده ‏اى؟ عرض كرد: خیر. فرمود: پس، در این صورت تو هلاكت ابدى را آرزو مى‏ كنى!»

در دنیا چیزی حتمی تر و قطعی تر از مرگ وجود ندارد دیر و زود دارد اما حتما فرا می رسد این که دیگر آرزو کردن ندارد ،ما باید حیات را قدر بدانیم که گذشتن و از دست دادنش هیچ جبرانی دارد هیچ دعا و آرزویی برش نمی گرداند ، دو روزه عمر به سرعت ثانیه شمار ساعت در حرکت است و این لحظه لحظه های فانی عمر ما بوده اند ،باید دید چگونه می گذرانیمشان .

زندگی رنج دارد سختی دارد ،خوش و زیبایی هم زیاد دارد ، سختی ها به زودی جایشان را به آسایش و راحتی می دهند ، و تنها چیزی که ما را به آن ها نزدیک می کند صبر است. خداوند متعال در قرآن فرموده است«همانا بعد از سختی آسانی است». پس به وعده خدا دل بسپاریم و خوش باشیم و آرزوی مرگ این کار بیهوده را کنار بگذاریم که هر آن بر سرمان می بارد و ما را با خود به سرای باقی می برد و دستمان برای همیشه از دنیا کوتاه می ماند.
امیرالمومنین (علیه ‏السلام) می فرمایند: «ستَعِدّوا للمَوتِ فقد أظَلَّكُم ، و كُونوا قَوما صِيحَ بِهِم فانتَبَهوا ، و عَلِموا أنّ الدُّنيا لَيسَت لَهُم بدارٍ فاستَبدَلوا ··· و ما بينَ أحَدِكُم و بينَ الجَنَّةِ أوِ النّارِ إلاّ المَوتُ أن يَنزِلَ بهِ ···نَسألُ اللّه َ سبحانَهُ أن يَجعَلَنا و إيّاكُم مِمَّن لا تُبطِرُهُ نِعمَةٌ ، و لا تُقَصِّرُ بهِ عن طاعَةِ ربِّهِ غايَةٌ ، و لا تَحِلُّ بهِ بعدَ المَوتِ نَدامَةٌ و لا كآبَةٌ (3) براى مرگ آماده شويد؛ زيرا مرگ بر سر شما سايه افكنده است و همچون گروهى باشيد كه بر سر آنها فرياد زده شد و بيدار گشتند و دانستند كه دنيا سراى آنها نيست و از اين رو آن را [با جهان ديگر ]عوض كردند···
و ميان هر يك از شما و بهشت و دوزخ فاصله اى جز فرود آمدن مرگ بر او نيست··· از خداى سبحان مسألت داريم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى سرمستشان نمى كند و هيچ هدفى آنان را از طاعت پروردگارشان باز نمى دارد و پس از مرگ پشيمانى و اندوهى گريبان گيرشان نمى شود.»


امیدوارم با تفکر در این مطالب راه جدیدی را در زندگی پیش گرفته و قلبتان را آکنده از عشق و محبت به خداوند کنید ، خدایی که ما از او طلبی نداریم و هر چه به ما داده است از سر لطف و محبتش بوده است نه از سر طلب ما.
امیدوارم مسیر جدیدی به رویتان باز شود و این مهم نیز جز با تصمیم خودتان میسر نیست زیرا که خداوند فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم (4) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»

پی نوشت:
1.شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة ،مؤسسة آل البيت (عليهم السلام‏)،قم،1409ق،ج2،ص449.
2. اربلى، على بن عيسى‏،كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط- القديمة)، نى هاشمى‏، تبريز، 1381 ق‏،ج2،ص252.
3.شريف الرضي، محمد بن حسين‏، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، هجرت‏، قم‏،1414 ق‏،ص95.
4.رعد/11.

موضوع قفل شده است