جمع بندی طبق آیات قرآن و روایات صحیح السند، حجاب چهار زن برتر عالم هستی چگونه بوده؟ (صرفا بحث روایی)

تب‌های اولیه

114 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سلام علیکم

האיסלאם;662485 نوشت:
بنده همان دو حدیث را هم با استدلال رد نمودم اما شما بدون نقد استدلال بنده مدام سخن خود را تکرار کرده و بر عقاید خود پافشاری می کنید

کاربر محترم و بزرگوار، بنده نه میخواهم تکرار مکررات کنم ته چیزی را که وجود ندارد اثبات کنم!! بنده با استدلال های شما قانع نمیشوم، هردفعه هم که سوال میکنم شما باز همان دلایل را می آورید!!!
وقتی برای ینده حقیر دلایل شما قابل قبول نیست و میشود به گونه دیگر نیز استدلال کرد میفرمایید چکار کنم؟! اگر برایم قانع کننده بود که سوال نمیکردم!!

האיסלאם;662485 نوشت:
اگر خمار و جلباب عمل پوشاندن صورت را انجام می داد استفاده بزخی از زنان از نقاب و برقع که در روایت اشاره شده بی معنا بود.

چرا پیامبر (ص) یا معصومین(ع) این بعضی را از این کار نهی نفرموده اند؟!

האיסלאם;662485 نوشت:
خیلی جالب است شما هنوز فرق محمد باقر مجلسی و محمد تقی مجلسی را نمی دانید آنوقت می خواهید برای بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام روایات را توضیح دهید نویسنده کتاب مورد اشاره شما محمد تقی مجلسی بوده و کسی که ملقب به علامه مجلسی می باشد محمد باقر مجلسی است این از این

بزرگوار! بنده هیچ ادعایی در این زمینه ندارم، و علمم بسیار اندک و محدود است که از این جهت کاملا با شما موافق هستم، اما تا این حد را میدانم که ایشان محمد تقی مجلسی هستند نه محمد باقر مجلسی! و در ذکر سند نیز بیان نموده ام

یارب;661527 نوشت:

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، 8جلد، مؤسسه اسماعيليان - قم، چاپ: دوم، 1414 ق.)

האיסלאם;662485 نوشت:
باز هم تکرار می کنم که به مطالب ما رجوع کنید و به جای اینکه سعی کنید با ما مخالفت کنید سعی بر فهم درست مطالب داشته باشید.

بنده بارها مطالب شمارا خواندم!! اما هرچه فکر کردم نتوانستم کراهت داشتن یا مستحب نبودن پوشیه ای که خانمها اکنون می زنند را از آن بفهمم!! شما لطف نمودید و تاکنون این همه توضیح دادید اما هیچکدام به معنای کراهت پوشیه یا مستحب نبودن آن نیست!!

האיסלאם;662485 نوشت:
گفتیم حجاب ایشان حجاب افضل قرآنی یعنی خمار و جلباب بوده اما در این روایت ایشان جلباب نداشتند و از عبا به جای جلباب استفاده کرده اند.

خمار و جلباب حجاب لازم قرآنی است نه حجاب افضل!!!
این پوشش حد واجب قرآن است نه افضل !شما که سالهاست در زمینه علوم قرآن و حدیث کار میکنید میشود یک دلیل قرآنی یا روایی بیاورید که خداوند فرموده باشد از این حد حق ندارید بیشتر رعایت کنید یا اینکه فرموده باشد بیشتر از این حد افراط است!!! یک دلیل بیاورید که اگر خانمی بخواهد کاملا خود رااز نامحرم بپوشاند خطا کرده در حالی که حضرت زهرا(س) نیز میفرمایند بهترین زنان کسانی هستند که نه آنان مردان را ببینند نه مردان آنان را!!

یازهرا(س)

Asal Masal;662495 نوشت:
لطفا پستها رو با دقت بيشتري بخونيد. و حرفهاي بنده را عوض نكنيد. شما نظر پرسيده بوديد در جواب عرض شد : "به نظر من اگر مخالف عرف جامعه باشد افراط كرده ا فرقي نمي كند عينك باشد يا ماسك ميني ماوس يا نقاب، عرف بايد بپذيرد. و تا آنجايي كه بنده مي دانم ديد عرف(افراد مذهبي جامعه) نسبت به عينك و ماسك بهداشتي با پوشيه قابل قياس نيست. وگرنه موضوع جنجالي بحث ها نمي شد.

خواهر محترم،بنده مطلب شمارا دقیق خواندم! اما این حرف اصلا منطقی نیست!! فرض کنید کسی آفتاب و سرما برایش ضرر دارد و با پارچه ای چهر را میپوشاند ،یا ماسک میزند ،حال اگر عرف بگوید این کار را نمیپسندم باید از این کار اجتناب کند ولو اینکه به سلامتیش لطمه بخورد؟!
بنده واقعا نمیدانم در پاسخ شما کاربر خوب و بزگوار دیگر چه باید عرض کنم!!

التماس دعا
یازهرا(س)

یارب;662517 نوشت:
فرض کنید کسی آفتاب و سرما برایش ضرر دارد و با پارچه ای چهر را میپوشاند ،یا ماسک میزند ،حال اگر عرف بگوید این کار را نمیپسندم باید از این کار اجتناب کند ولو اینکه به سلامتیش لطمه بخورد؟!

منظور بنده اين نبود كه برود و بميرد اما ماسك نزند. متاسفانه شما بحث را به انحراف مي كشانيد تا نظر خودتونو اثبات كنيد. بنده عرض كردم كه به طور كلي بايد به نظر عرف احترام گذاشت و از پوششهايي كه عرف ظرفيت پذيرشش را ندارد تا حد امكان اجتناب كرد.(اميدوارم تند صحبت نكرده باشم چون چنين قصدي ندارم) :Gol:

Asal Masal;662519 نوشت:
منظور بنده اين نبود كه برود و بميرد اما ماسك نزند. بحث پوشيه بود نه ماسك. بنده نظرم رو عرض كردم كه به طور كلي بايد به نظر عرف احترام گذاشت و از پوششهايي كه عرف ظرفيت پذيرشش را ندارد تا حد امكان اجتناب كرد.

خواهر محترم،بنده یک سوال از شما دارم
اگر خانمی زیبا باشد ،آقایی به او بگوید چهر شما باعث به گناه افتادن میشود لطفا آن را بپوشانید! (اینجا این خانم یقین به مفسده دارد) باید بپوشاند یا ببیند عرف خوشش می آید یا نمی آید بعد تصمیم بگیرد بپوشاند یا نپوشاند؟
چه کسی گفته عرف ظرفیت پذیرش پوشیه را ندارد؟
این همه در قم خانمهای پوشیه ای هستند مشکلی به وجود آمده؟ عرف را بنده و شما دیگری ساختیم!!

سوالی ذهن بنده را مشغول کرده است،اگر یک زمانی همه خانمها،با اختیار خودشان ،نه از سر اکراه به این نتیجه برسند که بهتر است چهره خود را از نامحرم بپوشانند و این کار را هم انجام دهند به نظر شما و دیگر بزرگواران که مخالف مخالف پوشیه هستید ،آیا فساد در جامعه بیشتر میشود یا کمتر؟!!
اگر خانمی چهره اش آرایش دارد و بنا بر دستورات دین چهره دارای آرایش نباید نمایان باشد و این خانم به خاطر عمل به دین اسلام پوشیه بزند چه اشکالی دارد؟!! اگر بزند آیا مخالف سیره حضرت زهرا(س) عمل نموده است؟!
اگر خانمی چهره خیلی زیبایی داشته باشد و احتمال مفسده بدهد و بیاید احتیاط را رعایت کند و چهر ه اش را از مردان بپوشاند چه اشکالی دارد؟!! آیا مخالف سیره حضرت زهرا(س) عمل نموده است؟
اگر خانمی دوست نداشته باشد مردان اورا ببینند به همین دلیل برای حضور در اجتماع چهره خود را بپوشاند چه اشکالی دارد؟!! آیا مخالف سیره حضرت زهرا (س) عمل نموده است؟!!

آیا در تمام مواردی که در بالا بیان نمودم خلاف سیره و روش حضرت زهرا(س) عمل نموده یا مطابق آن؟!!
همه مشکلات اینجاست که ما فراموش کردیم اصل حجاب برای چه بوده است و جامعه کنونی چگونه است....مشکل اینجاست که اینجا دارد تک بعدی به خیلی از مسائل نگاه میشود ،کافیست دقیق سیره حضرت زهرا(س) بررسی شود ،سیره معصومین (ع) برسی شود،ااز تمام ابعاد آن ،آن هم بدون هرگونه تعصب! آنوقت نمیدانم باز هم اینقدر در برابر پوشیه مخالفت میشود یا نه....

اما برایم در تمام این مباحث یک جمله خیلی جالب بود!! و آن این جمله بود

האיסלאם;662485 نوشت:
آنوقت می خواهید برای بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام روایات را توضیح دهید

حال بنده مانده ام آیت الله بهجت (ره) نه به عنوان یک مرجع بلکه به عنوان یک عالم در دین که سالها در تمام علوم دینی عمر خود را صرف نموده اند(نه فقط علوم قرآن و حدیث!!) ،یا آیت الله خویی ،یا امام خامنه ای (روحی فداه ) و غیره... یا علمای دیگری که سالها عمر خود را در این مسیر سپری نمودند و پوشیه را جایز و حتی بعضی از همین علما آن را احتیاط واجب یا مستحب میدانند،بزگان دینی که پوشیه را افضل میدانند اگر اکنون در برابر این استدلالها و دلایل قرار میگرفتند آیا باز هم این کاربر محترم میتوانستند این ادعاهای خود را در برابر آنان نیز بیان کنند و مدعی شوند که پوشیه افراط است؟!!

ان شاءالله خداوند علم همراه با حکمت و بصیرت به همه ما عطا بفرماید
خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیر بگرداند
یازهرا(س)

האיסלאם;662485 نوشت:
اصل بر برائت است نیاز بر این نیست که کسی یقین حاصل شود که کسی نگاه حرام نمی کند حتی اگر مردی به زنی نگاه کند زن حق ندارد این نگاه او را به حرام تاویل کند بلکه حتی باید عمل او را توجیه هم بنماید نه اینکه هر کسی نگاه کرد بگوید نگاهش حرام است مگر آنکه یقین صد درصدی حاصل شود که نگاه شخصی حرام است که چنین یقینی هم اکثرا حاصل نمی شود زیرا خداوند می فرماید که یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور خداوند است که چشم های خیانت کار را می داند و آنچه که در سینه مخفی است و از همین آیه استفاده می شود که جز خداوند کسی نمی تواند بگوید شخصی که به دیگری نگاه می کند نگاهش حرام است جز خدا.(قرائنی مثل قرار گرفتن خائنه الاعین در کنار تخفی الصدور و ...)

האיסלאם;662485 نوشت:
متاسفانه شما از این بحث به آن بحث می پرید که شاید به طریقی بتوانید خلاف گفته ما را ثابت کنید سخن شما این بود که کسی که چهره زیبایی دارد باید صورتش را بپوشاند که ما آن را رد کردیم اما شما از جهت الغريق يتشبث بکل حشيش از این شاخه متمسک به آن شاخه می شوید تا راه نجاتی برای خود پیدا کنید

האיסלאם;662485 نوشت:
بنا بر این حتی اگر مردی به زنی نگاه می کند زن نباید به مرد نسبت انجام حرام بدهد بلکه باید عذری بیابد که نگاهش از روی غرض نبوده و یا ... که این اخلاق اسلامی است اما شما بر خلاف اخلاق اسلامی می گویید زن باید مطمئن شود که هیچ کس به او نگاه نمی کند تا صورتش را نپوشاند!!!!
بنده نگفتم مطمئن شود هیچکس به او نگاه نمیکند!! حرف بنده این است اگر خانمی احتمال مفسده بدهد و احتمال این را بدهد که نگاه های حرامی در بین نگاه ها وجود دارد آیا اشکال دارد چهره خود را بپوشاند؟
در حالی که اصل بر این است که همه نگاه ها پاک است و اگر هم به کسی مشکوک می شود باید فعل او را بر خیر تفسیر کند طبق روایات رسیده

داشتم کتابی را که کاربر محترم خیر البریه معرفی کردند مطالعه میکردم که سوالات زیادی برایم ایجاد شده است
در این کتابی حدیثی آمده که
ان امرأة من خثعم استفتت رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) فى حجة الوداع و الفضل بن عباس رديف رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) فقالت: يا رسول اللّه! ان فريضة اللّه فى الحج أدركت أبى شيخاً كبيراً لا يستطيع أن يستوى على الراحلة، فهل يقضى عنه أن أحج عنه؟ فقال لها رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم): نعم، فأخذ الفضل بن عباس يلتفت اليها و كانت امرأة حسناء. فأخذ رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) الفضل فحول وجهه من الشق الآخر؛ (77)
در سفر حجة الوداع، زنى از قبيله خثعم، جهت استفتاء مسئله‏اى، خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) رسيد و اين در حالى بود كه فضل بن عباس نيز پشت سر آن حضرت، سوار بود. آن زن، از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: فريضه حج بر پدرم واجب شده، ولى او به سبب كهولت سن توانايى سفر ندارد؛ اگر خود، از سويش حج كنم، تكليف او انجام گرفته؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرموده (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: آرى.
در اين هنگام، توجه و نگاه فضل به او كه زنى زيبا بود، جلب شده بود و همين امر به واكنش پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) انجاميد، حضرت صورت فضل را به جانب ديگر چرخانيد.
ما اين روايت را با متن مذكور، از مسنداحمد نقل كرديم، ولى بر طبق نقل شيخ طوسى در مبسوط، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم)، پس از برگرداندن چهره فضل، فرمود:
مرد، جوان، زن هم جوان، ترسيدم شيطان ميان آن دو وارد شود

چرا این حدیث با مطلبی که شما فرمودید همه نگاه ها پاک است و غیره همخوانی ندارد؟ !میشود توضیح بفرمایید؟
و سوال دیگر چرا خداوند درقرآن میفرماید یک عده فی قلوبهم مرض هستند؟ در برابر اینها طبق سیره معصومین(ع) باید چگونه برخورد کرد؟ باید با خودمان بگوییم ان شاءالله که منظوری ندارند؟


یازهرا(س)

האיסלאם;662485 نوشت:
بنده که مدتها در علوم قرآن و حدیث کار نموده ام

ببخشید شما که الحمدلله در زمینه احادیث و روایات علم فراوانی دارید میشود در مورد این چند سوال بنده را راهنمایی بفرمایید؟
1-
چنانچه نپوشاندن صورت و دست‌ها تا مچ، برای برخی از زنان در جامعه فسادی را به دنبال داشته باشد،یعنی مورد آزار و اذیت مردان نااهل قرار بگیرند،اگر بخواهند طبق سیره خانم فاطمه زهرا(س) عمل نمایند در چنین موقعیتی باید چکار کنند؟

2-اگر خانمهایی باشند که در مسیر رشد و کمال الهی هستند و از طرفی به خاطر چهره های زیبایشان وقتی در جامعه حضور پیدا میکنند خیلی زیاد مورد توجه و نگاه مردان و پسران جوان قرار میگیرند و نگاه های زیای را به سمت خود جلب میکنند،این خانمها اگر بخواهند مطابق سیره حضرت زهرا(س) عمل نمایند باید در این مواقع چکار کنند؟

3- خانمهای جوانی که شوهر دارند ،زیبایی خاصی هم ندارند اماشوهرشان میگویدهرچقدر میخواهی در جامعه حضور داشته باش اما راضی نیستم هیچ مرد نامحرمی چهره تورا ببیند،این خانمها اگر بخواهند به سیره و روش حضرت زهرا(س) عمل نمایند باید چکار کنند؟

باتشکر
یازهرا(س)


[="3"]

یارب;662513 نوشت:
بنده با استدلال های شما قانع نمیشوم، هردفعه هم که سوال میکنم شما باز همان دلایل را می آورید!!!وقتی برای ینده حقیر دلایل شما قابل قبول نیست و میشود به گونه دیگر نیز استدلال کرد میفرمایید چکار کنم؟! اگر برایم قانع کننده بود که سوال نمیکردم!!

گاهی پرسش از طرف سوال کننده برای بدست اوردن اگاهی و روشن شدن مطلبی می باشد که این نوع سوال کنندگان وقتی جواب مناسب و استدلالی را می شنوند قبول می کنند.
ولی گاهی پرسش برای فهمیدن مطلب نیست بلکه به خاطر تعصبی است که نسبت به موضوعی دارند لذا هر چند جواب منطقی باشد باز اشکال بی مورد دیگری می گیرد و هر چه هم استدلال بیاورید نمی توان آن را رد کند اما در عین حال می گوید قانع نشدم.زیرا او مبنایش بر قبول نکردن و اشکال بر اصل موضوع است.برای چنین افرادی اگر صدها دلیل بیاوری قبول نمی کنند . همانطوری که برای انسان کور اگر هزاران لامپ و نورافکن و یا خورشید باشد باز می گوید تاریک است . ندیدن انسان کور تقصیر خورشید نیست بلکه نقص و عیب از خود اوست.
یارب;662513 نوشت:
بزرگوار! بنده هیچ ادعایی در این زمینه ندارم، و علمم بسیار اندک و محدود است که از این جهت کاملا با شما موافق هستم، اما تا این حد را میدانم که ایشان محمد تقی مجلسی هستند نه محمد باقر مجلسی! و در ذکر سند نیز بیان نموده ام

جناب یارب بسیار خوب است که انسان معترف باشد که علم محدودی دارد اما باید عملا هم معتقد به چنین چیزی باشد و چیزی را که اطلاع ندارد اصرار بر آن موضوع نکند و خارج از موضوع هم صجبت نکند!
اما در مورد محمد تقی که فرمودید تا این حد را می دانید اما قول شما هم خلاف این مطلب را ثابت می کند شما گفتید
یارب;662405 نوشت:
جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده
درحالی که به محمد تقی مجلسی،علامه نمی گویند و به مجلسی اول کفایت می کنند و منظور از علامه مجلسی مجلسی ثانی یا همان محمد باقر مجلسی است بهتر بود اینجا هم تواضع(!) قبلی را تکرار می کردید و اعتراف می کردید اشتباه گفته اید تا اینکه بیایید بگویید من علم محدودی دارم اما می دانم علامه مجلسی کیست که بخواهید با این مطالب طعن بر بنده وارد کنید که بنده این موضوع را نمی دانم اما شما با علم محدود خود آن را می دانید!!!!!
یارب;662513 نوشت:
بنده بارها مطالب شمارا خواندم!! اما هرچه فکر کردم نتوانستم کراهت داشتن یا مستحب نبودن پوشیه ای که خانمها اکنون می زنند را از آن بفهمم!! شما لطف نمودید و تاکنون این همه توضیح دادید اما هیچکدام به معنای کراهت پوشیه یا مستحب نبودن آن نیست!!

اگر همانطور که گفته اید بار ها مطالب ما را خوانده بودید باید بار ها و بارها می دیدید که بنده از ابتدای تاپیک تا اینجا تاکید بر این مطلب کردم که بحث فقهی نمی کنم و بحث ما تاریخی است اما شما مدام از مستحب و مکروه سخن می گویید و هربار که من تذکر می دهم شما دوباره در نوبت بعد که مطلب را ارسال می کنید از افضل یا مستحب بودن پوشیه صحبت می کنید در حالی که اصلا بحث من این نیست سخن ما این است که آیا حضرت از پوشیه استفاده می کرده اند یا خیر!
بنده قبلا در تاپیکی گفتم که برخی می آیند در تاپیک ها و بحث های غیر مرتبط مطرح می کنند بنا بر این پیشنهادی دادم که خود شما گفتید:
یارب;659186 نوشت:
خب یکی از محاسن این تاپیک ها همین قابل گفتگو بودن برای اعضا است که مزیت های زیادی را دارد (البته اگر همه ما کاربران قوانین را رعایت کنیم و مبحث را از مسیر اصلی خارج نکنیم و غیره..)
اما نمی دانم چرا که به گفته خود عمل نمی کنید من مدام درخواست می کنم بحث فقهی را مطرح نکنید بحث ما در این تاپیک مستحب بودن یا افضل بودن پوشیه نیست اما شما مدام همان را تکرار می کنید.
بنده سوالم صرفا تاریخی و از پوشش چهر با نوی افضل است و نه چیز دیگر
یارب;662513 نوشت:
خمار و جلباب حجاب لازم قرآنی است نه حجاب افضل!!!

حجاب لازم آن است که بدن سر به جز وجه و کفین پوشیده بماند با هر چه باشد هر چند مانتو اما حجاب افضل قرآنی علاوه بر این نوع پوشش یک جلباب هم دارد پس جلباب یا چادر حجاب واجب نیست و اگر با مانتو بدن و سر به جز وجه و کفین پوشیده شود حد لازم حجاب رعایت شده اما افضل آن است که از جلباب هم استفاده شود.
پس خمار و جلباب پوشش افضل قرآنی هستند.
یارب;662513 نوشت:
شما که سالهاست در زمینه علوم قرآن و حدیث کار میکنید میشود یک دلیل قرآنی

یارب;662535 نوشت:
حال بنده مانده ام آیت الله بهجت (ره) نه به عنوان یک مرجع بلکه به عنوان یک عالم در دین که سالها در تمام علوم دینی عمر خود را صرف نموده اند(نه فقط علوم قرآن و حدیث!!)

یارب;662605 نوشت:
ببخشید شما که الحمدلله در زمینه احادیث و روایات علم فراوانی دارید میشود در مورد این چند سوال بنده را راهنمایی بفرمایید؟

متاسفانه شما مدام با تاکید بر گفته بنده در مورد علوم قرآن و حدیث و ذکر آن به هر مناسبتی دارید خلاف اخلاق مباحثه رفتار می نمایید همچنین تمام سوالاتی که مطرح نمودید مربوط به حکم فقهی بوده و سوال بنده چیز دیگری است و بنده وارد این وادی در این تاپیک نخواهم شد شما هزار سوال فقهی هم بپرسید بنده جواب نمی دهم چون اهداف شما را می دانم بحث ما صرفا تاریخی است.
یارب;662574 نوشت:
همين امر به واكنش پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) انجاميد، حضرت صورت فضل را به جانب ديگر چرخانيد.

فرضا روایت صحیح هم باشد همان نظر ما را تایید می کند و خلاف نظر شماست چون شما گفتید در این شرایط زن باید خود را بپوشاند و ما گفتیم مرد نباید نگاه حرام کند و اینکه پیامبر به زن دستور نداد خود را بپوشاند بلکه صورت فضل را به جانب دیگر چرخاند و عمل پیامبر حجت است خلاف مطالب شماست.[/]

האיסלאם;662622 نوشت:
جناب یارب بسیار خوب است که انسان معترف باشد که علم محدودی دارد اما باید عملا هم معتقد به چنین چیزی باشد و چیزی را که اطلاع ندارد اصرار بر آن موضوع نکند و خارج از موضوع هم صجبت نکند!
اما در مورد محمد تقی که فرمودید تا این حد را می دانید اما قول شما هم خلاف این مطلب را ثابت می کند شما گفتید
نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها
جال اگر فرض بگیریم علامه مجلسی این مطلب را اضافه نموده
درحالی که به محمد تقی مجلسی،علامه نمی گویند و به مجلسی اول کفایت می کنند و منظور از علامه مجلسی مجلسی ثانی یا همان محمد باقر مجلسی است بهتر بود اینجا هم تواضع(!) قبلی را تکرار می کردید و اعتراف می کردید اشتباه گفته اید تا اینکه بیایید بگویید من علم محدودی دارم اما می دانم علامه مجلسی کیست که بخواهید با این مطالب طعن بر بنده وارد کنید که بنده این موضوع را نمی دانم اما شما با علم محدود خود آن را می دانید!!!!!
نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها

خداوند مرا ببخشد اگر اینجا قصد طعنه داشتم!! بنده واقعا فرق این دو بزرگوار را میدانستم! (در کتاب درسنامه علم حدیث از علی نصیری که چند ترم پیش گذرانده بودم با این بزرگوران بیشتر از گذشته آشنا شدم)
اگر گفتم علامه از جهت تکریم بود یعنی کسی که صاحب علم است،چون میدانستم شما با سندی که دادم متوجه میشوید منظور حقیر کدام مجلسی است!!
اگر گفتم علمم محدود است واقعا در زمینه حدیثی محدود است و تمام آنچه تا کنون پرسیدم واقعا برایم سوال بوده که پرسیدم و حتی این تاپیک انگیزه ای شد که بند بروم در اولین فرصت (ان شاءالله ) بر روی تمام مباحث شما یک تحقیق گسترده ای داشته باشم

האיסלאם;662622 نوشت:
اما نمی دانم چرا که به گفته خود عمل نمی کنید من مدام درخواست می کنم بحث فقهی را مطرح نکنید بحث ما در این تاپیک مستحب بودن یا افضل بودن پوشیه نیست اما شما مدام همان را تکرار می کنید.

بنده گیج شدم!! مگر شما نمیخواهید افضل نبودن پوشیه را اثبات کنید؟! خب امر افضل میشود مستحب ،اگر فقه و تاریخ و روایات ارتباط تنگاتنگ دارند و به هم گره خورده اند دیگر تقصیر از بنده حقیر نیست!

האיסלאם;662622 نوشت:
همچنین تمام سوالاتی که مطرح نمودید مربوط به حکم فقهی بوده و سوال بنده چیز دیگری است و بنده وارد این وادی در این تاپیک نخواهم شد شما هزار سوال فقهی هم بپرسید بنده جواب نمی دهم چون اهداف شما را می دانم بحث ما صرفا تاریخی است.

بنده هرگز از شما ر سوالاتی که پرسیدم دلیل فقهی نمیخواهم ! دلیل روایی میخواهم ،اگر لطف کنید و طبق روایات پاسخ هید سپاسگزار خواهم بود

האיסלאם;662622 نوشت:
ولی گاهی پرسش برای فهمیدن مطلب نیست بلکه به خاطر تعصبی است که نسبت به موضوعی دارند لذا هر چند جواب منطقی باشد باز اشکال بی مورد دیگری می گیرد و هر چه هم استدلال بیاورید نمی توان آن را رد کند اما در عین حال می گوید قانع نشدم.زیرا او مبنایش بر قبول نکردن و اشکال بر اصل موضوع است.برای چنین افرادی اگر صدها دلیل بیاوری قبول نمی کنند . همانطوری که برای انسان کور اگر هزاران لامپ و نورافکن و یا خورشید باشد باز می گوید تاریک است . ندیدن انسان کور تقصیر خورشید نیست بلکه نقص و عیب از خود اوست.

کاربر محترم و بزرگوار،بنده احادیثی که آوردید را قبول دارم، استنادها و دلایلی که میفرمایید را مبنی برواجب نبودن پوشیه قبول دارم،اما خداوند را شاهد میگیرم برایم جا نمی افتد که چگونه میشود با اینها اثبات کرد حضرت (س) همیشه بدون پوشش صورت بوده اند!! برای قابل قبول نیست چگونه دز مطالب اول همین تاپیک شما با کنار هم چیدن این مطالب فرموردید زدن پوشیه افراط است ،این مطلب به دلایل زیادی که اگر مطرح کنم باز میفرمایید فقهی است برایم اصلا قابل قبول نیست ! نه اینکه روایات قابل قبول نباشد، صغری و کبری که چیده اید برایم قابل قبول است اما نتیجه ای که میگیرید برای قابل قبول نیست و هرچه کنار هم میچینم چنین نتیجه ای نمیدهد!!

یازهرا(س)

یارب;662513 نوشت:
خمار و جلباب حجاب لازم قرآنی است نه حجاب افضل!!!
این پوشش حد واجب قرآن است نه افضل !شما که سالهاست در زمینه علوم قرآن و حدیث کار میکنید میشود یک دلیل قرآنی یا روایی بیاورید که خداوند فرموده باشد از این حد حق ندارید بیشتر رعایت کنید یا اینکه فرموده باشد بیشتر از این حد افراط است!!! یک دلیل بیاورید که اگر خانمی بخواهد کاملا خود رااز نامحرم بپوشاند خطا کرده در حالی که حضرت زهرا(س) نیز میفرمایند بهترین زنان کسانی هستند که نه آنان مردان را ببینند نه مردان آنان را!!

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،

تاپیک در انجمن تاریخ است (البته ظاهراً دیگر نیست! :Nishkhand:) و بحث هم قرار است که تاریخی با مبنای ترجیحاً روایی باشد، ولی اینجا صحبت بر سر «حوادث تاریخی» نیست، بلکه سر الگوهای تاریخی است، اگر به تفاوتش دقت کنید می‌بینید که بحث لازم نیست صرفاً سر پوشش باشد، بلکه می‌توان از مجموع روایات مرتبط یا ظاهراً نامرتبط نظر اهل بیت علیهم‌السلام و خطوط فکری ایشان را متوجه شد و از روی آنها در مورد سایر افعال و اقوال و نیات ایشان هم اظهار نظرهایی داشت ...

به نظر حقیر اینکه زن هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است از نظر عقلایی چیزی در حدّ بدیهی است ... یعنی در نظام اعتقادی‌ام و در ایدئولوژی که از اسلام گرفته‌ام چنین مطلبی جایگاه یافته است و با هیچ چیزی از قران و حدیث هم تا کنون منافات نداشته است، از مجموع برداشت‌های فلسفی و عرفانی‌ام در دین اسلام این مطلب را حذف کنم شاید لازم باشد تغییرات اساسی در انها بدهم ... از اینکه نام حضرت فاطمه است که مردم از درک ایشان عاجزند گرفته تا اینکه ایشان نور هستند که مطابق روایت امام رضا علیه‌السلام نور همه چیز را نشان می‌دهد ولی خودش دیده نمی‌شود گرفته تا اینکه ایشان حقیقت شب قدر هستند تا اینکه احتمالاً ایشان حقیقت اسم مستأنسه‌ی خدا باشند تا اینکه در روایت معصوم علیه‌السلام وارد شده که زن از باطن مرد خلق شد و به همین جهت باید خودش را بپوشاند ... مادر بودن که از بالاترین جلوه‌های حقیقت نشریه‌ی زن در عالم ناسوت است (در مقابل حقیقت لفّیّه‌ی مرد) هم بسیاری از این ویژگی‌های اثرگذار بودن مثلاً در موفقیت فرزندان ولی دیده نشدن و غیره را دارد ... بودن و اثرگذار بودن و دیده نشدن و پنهان بودن از ویژگی‌های زن است ... زنی که در تمام مراتب وجودی‌اش اهمیت والا دارد ولی مخفی بوده و پنهان است اگر بگویند در عالم جسمانی هم هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است برای حقیر کاملاً پذیرفتنی است اگرچه اصلاً چنین چیزی از معصوم علیه‌السلام صادر نشده باشد ... تا چه برسد به اینکه روایتش موجود هم باشد و فقط سندش ضعیف باشد ... بسیاری از مسائل دیگری که حقیر را به این درک رسانده است از معصوم علیه‌السلام واصل شده است و یا در قرآن آمده است ... اینکه برای ظاهر شدن زن باید محرمیت یا حلال بودن برقرار گردد در راستای همان حقیقت است که اهلیت پیدا کردن با حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها امان از جهنم است و اینکه بهشت از نور حضرتش خلق شده است به سادگی مرز بهشت و جهنم را حریم حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها تعریف می‌کند، همانکه وقتی دیوار بین ایشان واقع می‌شود داخلش رحمت است و بیرونش عذاب ... اینکه دیدن نعمات بهشی بر جهنمیان حرام است و اینکه اگر یک جهنمی چشمش بر یک نعمت بهشتی بیافتد بهشت بر او واجب می‌شود ... و غیره و غیره ... بحث محرمیت و بحث پوشش معانی فوق دنیایی دارد ... اینکه حضرت بایستی تا می‌شود و تا امکان دارد از چشم اغیار پوشیده باشند برای حقیر در حدّ بداهت است ... حالا سلمان اشک ایشان را ببینند می‌توان اینطور توضیح داد که علتش این است که فرمودند «سلمان منّا اهل البیت» ... به همین دلیل اگر روایتی بیاید که ایشان در فلان موضع حجابشان کامل نبوده و یا حتی بالاتر از آن حتی حجاب واجب را هم نداشتند حقیر نیازمند توضیح می‌دانم و اینکه حتماً ضرورتی ایجاب کرده و یا خارج از اراده‌ی خودشان بوده چنانکه در مطلب حمله به خانه‌ی حضرت در روایت سلمان در کتاب سلیم آمده که ایشان آن زمان خمار هم بر سر نداشتند ... ضرورت هم در مورد ایشان می‌تواند بخاطر مثلاً تمام کردن حجت باشد یا مسائلی دیگر ... در مورد روایت انس هم آغازگر تاپیک نظرشان را آوردند که البته نظرشان محترم است چون ایشان مطابق علم خودشان صحبت می‌کنند و نه از روی تعصب جاهلانه، این قابل تقدیر است، ولی سناریوی مدّ نظر ایشان از نظر حقیر یک سناریو از میان چندین سناریوی ممکنی است که اگر کسی فکر بنشیند فکر کند به ذهنش متبادر می‌شود ... و دست آخر هر کسی آن سناریویی را اختیار می‌کند که به ساختار ذهنی‌ و دانسته‌های دیگرش نزدیک‌تر و با آنها سازگارتر است ... به همین دلیل حقیر نظر ایشان را نمی‌پذیرم و البته ایشان هم حق دارند که نظر حقیر را نپذیرند ...

به هر حال نتیجه‌گیری حقیر این است که پوشیدگی برای زن نهایت ندارد، سقف بالا ندارد، حدّ یقف ندارد، تا پوشیدگی برای خدا باشد برای زن از بالاترین امتیازهاست چون موافق با اصل خلقت اوست ... اما حجاب یک حدّ پایین دارد که مقدار واجب آن است ... کسی که این مقدار کمینه را داشته باشد به اندازه‌ی واجب به الگوی وضع شده برای خودش که حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها هستند تأسی کرده است و اگر بخواهد ظرف وجودی‌اش بیشتر از رحمت خدا پر شود می‌تواند خود را شبیه‌تر به ایشان بگرداند ... نه به این معنی که مثلاً یک نفر مانند حضرت سلمان علیه‌الرحمة را پیدا کند که جلوی او بگرید تا او اشکش را ببیند، بلکه در اصل پوشیدگی از ایشان تأسی بگیرد ... اینکه در خانه بماند تا نه کسی او را ببیند نه او کسی را ببیند می‌تواند نهایت این پوشیدگی باشد ... این بیان وجه عقلایی دارد اگر سند قوی نداشته باشد ... اما واضح است که استلزامی هم در آن نیست و حتی بستگی به ظرفیت افراد ممکن است برای برخی کراهت هم داشته باشد، چون هر کسی نمی‌تواند اینطور باشد و چنین چیزی برای برخی افراد طاقت‌فرساست و به جای نزدیک‌تر کردنش به خدا ممکن است سبب ایجاد بیماری‌های روحی در او شود و مثلاً منجر به افسردگی بشود ... بنابراین برای هر کسی بهتر است که در ابتدای کار از همان پوشش واجب شروع کند و بعد هر چقدر که ظرفیتش اجازه می‌داد سعی کند اثرگذارتر و ناپیداتر شود ... گمنامی و پوشیده بودن و پنهان بودن و دیده نشدن تنها صفت پسندیده برای زنان نیست که حتی برای مردان هم صفت مناسبی است که البته برای مردان حکمتش می‌تواند از جهاتی متفاوت باشد ... ولی برای زنان می‌تواند همان حکمت مناسب بودن پوشیدگی مردان را داشته باشد و حکمت‌های خاص پوشیدگی زنان را هم داشته باشد ...

باز تکرار می‌کنم که اگر بحث واجب و حرام بود باید و الزاماً باید مطابق فرمایش آغازگر محترم تاپیک که معلوم است دانش بالایی هم دارند تنها به روایات صحیح از نظر رجال و درایه پرداخته می‌شد (گرچه منابع فقه شیعه فقط قرآن و روایت نیست، بلکه اصلش قرآن و روایت است و بعد از آن اجماع و عقل را هم داریم) اما اینجا بحث واجب و حرام نیست ... هر دو طرف و در واقع تمامی دوستانی که تا کنون در این تاپیک شرکت کرده‌اند متفق‌القول هستند که حجاب قرآنی حجاب واجب است (که البته در میزان وجوبش بین علما گاهی اختلاف بوده است در سابق ولی علمای متأخر گمان کنم اختلاف زیادی در این زمینه نداشته باشند) و کمتر از آن حرام است ولی اضافه بر آن حرام نیست ... بحث تاپیک بر سر الگوها هم بحث روی همان الگو بودن آن چهار زن برگزیده است که چون بحث واجب و حرام نیست می‌شود بحث افضلیت واولویت و ترک اولی یا کراهت و مباح بودن ... هر بحثی هم می‌تواند از بالا به پایین باشد و یا از پایین به بالا ... یعنی می‌توان از نگاهی از بالا به پایین هم ویژگی‌های حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را بررسی کرد و به جای آنکه بخواهیم تنها از ظاهر پوشش ایشان که روایات اندکی در موردش داریم که صحیح باشند از باطن ایشان و سیره‌ی فکری و عملی ایشان و سایر اهل بیت علیهم‌السلام کمک بگیریم و به کمک انها در مورد ظاهر ایشان هم قضاوت داشته باشیم ... اهمیت این مطلب از آن جهت است که اگر مطلبی خلاف آنچه تصورش را داشتیم دیدیم سریع آن مطلب خلاف را یک سنگ بنای عقایدمان قرار نمی‌دهیم و بنایمان را تخریب و از نو اقدام به ساختنش نمی‌کنیم، بلکه احتمال اینکه این مطلب نیاز به توضیح یا تأویل داشته باشد را هم می‌دهیم در نگاهی جامع‌تر که به عقایدمان می‌اندازیم

... در پایان یادآور می‌شوم که اینجا بحثمان اگرچه قرار است تاریخی باشد ولی آنقدرها هم مانند داستان‌ها و حوادیث تاریخی تنها جنبه‌ی تاریخی صرف ندارد و از جهات زیادی به ابعاد متفاوتی از علوم دیگر گره می‌خورد که آنها را هم می‌توان و گاهی باید برای رسیدن به نتیجه‌ی قابل اتکا مدّ نظر قرار داد ...

اگر آغازگر محترم تاپیک اصرار داشته باشند بحث فقط با روایات با سند کاملاً صحیح ادامه پیدا کند حقیر به نظر ایشان احترام می‌گذارم ولی اعلام می‌کنم که نتیجه‌ای که از این بحث گرفته شود اگرچه از نظر همین احادیث کامل باشد ولی در یک نگاه کلی ناقص است و چه بسا در یک نگاه کلی بشود آن را به کناری گذاشت و تمامی آنها را نیازمند تأویل یا توضیح دانست و البته چه بسا می‌توان توجیهاتی هم برایشان یافت که با نگاه کلی که داریم سازگار باشند.

ببخشید از پرانتز نسبتاً بزرگی که وسط بحث دوستان اندیشمند و دانشمندم باز کردم ... طول این مطلب نتیجه‌ی چند روز سکوتم در تاپیک بود :Nishkhand::Gol:
در پناه خداوند باشید ان شاء الله و ان شاء الله با همین روحیه‌ی حق‌جویی و علم‌مدارانه و با همین متانت و انصاف و ادب به بحث ادامه دهید :Gol:
یا علی علیه‌السلام

باء;662637 نوشت:
به نظر حقیر اینکه زن هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است از نظر عقلایی چیزی در حدّ بدیهی است ... یعنی در نظام اعتقادی‌ام و در ایدئولوژی که از اسلام گرفته‌ام چنین مطلبی جایگاه یافته است و با هیچ چیزی از قران و حدیث هم تا کنون منافات نداشته است، از مجموع برداشت‌های فلسفی و عرفانی‌ام در دین اسلام این مطلب را حذف کنم شاید لازم باشد تغییرات اساسی در انها بدهم ... از اینکه نام حضرت فاطمه است که مردم از درک ایشان عاجزند گرفته تا اینکه ایشان نور هستند که مطابق روایت امام رضا علیه‌السلام نور همه چیز را نشان می‌دهد ولی خودش دیده نمی‌شود گرفته تا اینکه ایشان حقیقت شب قدر هستند تا اینکه احتمالاً ایشان حقیقت اسم مستأنسه‌ی خدا باشند تا اینکه در روایت معصوم علیه‌السلام وارد شده که زن از باطن مرد خلق شد و به همین جهت باید خودش را بپوشاند ... مادر بودن که از بالاترین جلوه‌های حقیقت نشریه‌ی زن در عالم ناسوت است (در مقابل حقیقت لفّیّه‌ی مرد) هم بسیاری از این ویژگی‌های اثرگذار بودن مثلاً در موفقیت فرزندان ولی دیده نشدن و غیره را دارد ... بودن و اثرگذار بودن و دیده نشدن و پنهان بودن از ویژگی‌های زن است ... زنی که در تمام مراتب وجودی‌اش اهمیت والا دارد ولی مخفی بوده و پنهان است اگر بگویند در عالم جسمانی هم هر چه پوشیده‌تر باشد بهتر است برای حقیر کاملاً پذیرفتنی است اگرچه اصلاً چنین چیزی از معصوم علیه‌السلام صادر نشده باشد ... تا چه برسد به اینکه روایتش موجود هم باشد و فقط سندش ضعیف باشد ... بسیاری از مسائل دیگری که حقیر را به این درک رسانده است از معصوم علیه‌السلام واصل شده است و یا در قرآن آمده است ... اینکه برای ظاهر شدن زن باید محرمیت یا حلال بودن برقرار گردد در راستای همان حقیقت است که اهلیت پیدا کردن با حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها امان از جهنم است و اینکه بهشت از نور حضرتش خلق شده است به سادگی مرز بهشت و جهنم را حریم حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها تعریف می‌کند، همانکه وقتی دیوار بین ایشان واقع می‌شود داخلش رحمت است و بیرونش عذاب ... اینکه دیدن نعمات بهشی بر جهنمیان حرام است و اینکه اگر یک جهنمی چشمش بر یک نعمت بهشتی بیافتد بهشت بر او واجب می‌شود ... و غیره و غیره ... بحث محرمیت و بحث پوشش معانی فوق دنیایی دارد ... اینکه حضرت بایستی تا می‌شود و تا امکان دارد از چشم اغیار پوشیده باشند برای حقیر در حدّ بداهت است ... حالا سلمان اشک ایشان را ببینند می‌توان اینطور توضیح داد که علتش این است که فرمودند «سلمان منّا اهل البیت» ... به همین دلیل اگر روایتی بیاید که ایشان در فلان موضع حجابشان کامل نبوده و یا حتی بالاتر از آن حتی حجاب واجب را هم نداشتند حقیر نیازمند توضیح می‌دانم و اینکه حتماً ضرورتی ایجاب کرده و یا خارج از اراده‌ی خودشان بوده چنانکه در مطلب حمله به خانه‌ی حضرت در روایت سلمان در کتاب سلیم آمده که ایشان آن زمان خمار هم بر سر نداشتند ... ضرورت هم در مورد ایشان می‌تواند بخاطر مثلاً تمام کردن حجت باشد یا مسائلی دیگر ... در مورد روایت انس هم آغازگر تاپیک نظرشان را آوردند که البته نظرشان محترم است چون ایشان مطابق علم خودشان صحبت می‌کنند و نه از روی تعصب جاهلانه، این قابل تقدیر است، ولی سناریوی مدّ نظر ایشان از نظر حقیر یک سناریو از میان چندین سناریوی ممکنی است که اگر کسی فکر بنشیند فکر کند به ذهنش متبادر می‌شود ... و دست آخر هر کسی آن سناریویی را اختیار می‌کند که به ساختار ذهنی‌ و دانسته‌های دیگرش نزدیک‌تر و با آنها سازگارتر است ... به همین دلیل حقیر نظر ایشان را نمی‌پذیرم و البته ایشان هم حق دارند که نظر حقیر را نپذیرند ...

به هر حال نتیجه‌گیری حقیر این است که پوشیدگی برای زن نهایت ندارد، سقف بالا ندارد، حدّ یقف ندارد، تا پوشیدگی برای خدا باشد برای زن از بالاترین امتیازهاست چون موافق با اصل خلقت اوست ... اما حجاب یک حدّ پایین دارد که مقدار واجب آن است ... کسی که این مقدار کمینه را داشته باشد به اندازه‌ی واجب به الگوی وضع شده برای خودش که حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها هستند تأسی کرده است و اگر بخواهد ظرف وجودی‌اش بیشتر از رحمت خدا پر شود می‌تواند خود را شبیه‌تر به ایشان بگرداند ... نه به این معنی که مثلاً یک نفر مانند حضرت سلمان علیه‌الرحمة را پیدا کند که جلوی او بگرید تا او اشکش را ببیند، بلکه در اصل پوشیدگی از ایشان تأسی بگیرد ... اینکه در خانه بماند تا نه کسی او را ببیند نه او کسی را ببیند می‌تواند نهایت این پوشیدگی باشد ... این بیان وجه عقلایی دارد اگر سند قوی نداشته باشد ... اما واضح است که استلزامی هم در آن نیست و حتی بستگی به ظرفیت افراد ممکن است برای برخی کراهت هم داشته باشد، چون هر کسی نمی‌تواند اینطور باشد و چنین چیزی برای برخی افراد طاقت‌فرساست و به جای نزدیک‌تر کردنش به خدا ممکن است سبب ایجاد بیماری‌های روحی در او شود و مثلاً منجر به افسردگی بشود ... بنابراین برای هر کسی بهتر است که در ابتدای کار از همان پوشش واجب شروع کند و بعد هر چقدر که ظرفیتش اجازه می‌داد سعی کند اثرگذارتر و ناپیداتر شود ... گمنامی و پوشیده بودن و پنهان بودن و دیده نشدن تنها صفت پسندیده برای زنان نیست که حتی برای مردان هم صفت مناسبی است که البته برای مردان حکمتش می‌تواند از جهاتی متفاوت باشد ... ولی برای زنان می‌تواند همان حکمت مناسب بودن پوشیدگی مردان را داشته باشد و حکمت‌های خاص پوشیدگی زنان را هم داشته باشد ...

باز تکرار می‌کنم که اگر بحث واجب و حرام بود باید و الزاماً باید مطابق فرمایش آغازگر محترم تاپیک که معلوم است دانش بالایی هم دارند تنها به روایات صحیح از نظر رجال و درایه پرداخته می‌شد (گرچه منابع فقه شیعه فقط قرآن و روایت نیست، بلکه اصلش قرآن و روایت است و بعد از آن اجماع و عقل را هم داریم) اما اینجا بحث واجب و حرام نیست ... هر دو طرف و در واقع تمامی دوستانی که تا کنون در این تاپیک شرکت کرده‌اند متفق‌القول هستند که حجاب قرآنی حجاب واجب است (که البته در میزان وجوبش بین علما گاهی اختلاف بوده است در سابق ولی علمای متأخر گمان کنم اختلاف زیادی در این زمینه نداشته باشند) و کمتر از آن حرام است ولی اضافه بر آن حرام نیست ... بحث تاپیک بر سر الگوها هم بحث روی همان الگو بودن آن چهار زن برگزیده است که چون بحث واجب و حرام نیست می‌شود بحث افضلیت واولویت و ترک اولی یا کراهت و مباح بودن ... هر بحثی هم می‌تواند از بالا به پایین باشد و یا از پایین به بالا ... یعنی می‌توان از نگاهی از بالا به پایین هم ویژگی‌های حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را بررسی کرد و به جای آنکه بخواهیم تنها از ظاهر پوشش ایشان که روایات اندکی در موردش داریم که صحیح باشند از باطن ایشان و سیره‌ی فکری و عملی ایشان و سایر اهل بیت علیهم‌السلام کمک بگیریم و به کمک انها در مورد ظاهر ایشان هم قضاوت داشته باشیم ... اهمیت این مطلب از آن جهت است که اگر مطلبی خلاف آنچه تصورش را داشتیم دیدیم سریع آن مطلب خلاف را یک سنگ بنای عقایدمان قرار نمی‌دهیم و بنایمان را تخریب و از نو اقدام به ساختنش نمی‌کنیم، بلکه احتمال اینکه این مطلب نیاز به توضیح یا تأویل داشته باشد را هم می‌دهیم در نگاهی جامع‌تر که به عقایدمان می‌اندازیم

... در پایان یادآور می‌شوم که اینجا بحثمان اگرچه قرار است تاریخی باشد ولی آنقدرها هم مانند داستان‌ها و حوادیث تاریخی تنها جنبه‌ی تاریخی صرف ندارد و از جهات زیادی به ابعاد متفاوتی از علوم دیگر گره می‌خورد که آنها را هم می‌توان و گاهی باید برای رسیدن به نتیجه‌ی قابل اتکا مدّ نظر قرار داد ...

اگر آغازگر محترم تاپیک اصرار داشته باشند بحث فقط با روایات با سند کاملاً صحیح ادامه پیدا کند حقیر به نظر ایشان احترام می‌گذارم ولی اعلام می‌کنم که نتیجه‌ای که از این بحث گرفته شود اگرچه از نظر همین احادیث کامل باشد ولی در یک نگاه کلی ناقص است و چه بسا در یک نگاه کلی بشود آن را به کناری گذاشت و تمامی آنها را نیازمند تأویل یا توضیح دانست و البته چه بسا می‌توان توجیهاتی هم برایشان یافت که با نگاه کلی که داریم سازگار باشند.

سلام علیکم
بسیار از شما سپاسگزارم،اجرکم عندالله

دقیقا حرف دل بنده حقیر را زدید،بنده تمام مطالب شما را تایید میکنم و علتی که استدلالهای کاربر گرامی و محترم האיסלאם برایم قابل قبول نبوده و نیست همین است ! اما نمیتوانستم کامل توضیح دهم چون امکان داشت با اخطار شروع کننده محترم تاپیک مبنی بر خارج شدن از بحث اصلی تاپیک مواجه شوم (البته بعضا اشاره کردم،و حتی گفتم باید چند پله به عقب برگردید اما باز نتوانستم کامل مساله را تبیین نمایم)

خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیربگرداند
یازهرا(س)


سلام


האיסלאם;660583 نوشت:
«إنّ رسول الله صلی اللَّه علیه و آله مرض مرضه فأتته فاطمة تعوده و هو ناقه من مرضه، فلمّا رأت ما برسول الله صلی اللَّه علیه و آله من الجهد و الضعف خنقتها العبرة حتّی جرت دمعتها علی خدّها فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله: لها یا فاطمة...». ( مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳/۹۸؛ بحرانی،۱۳۹۷ ق، ۱/۴۱۳)

[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بیمار گشت؛ فاطمه علیها السلام نزدش آمد تا او را عیادت کند؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از شدّت بیماری اش رنج می برد ؛ پس وقتی فاطمه علیها السلام رنج و مشقت و ضعف رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دید بغض گلویش را گرفت تا آنجا که اشکش بر گونه اش جاری شد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت : ای فاطمه! ...].

وقتی حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها برای عیادت پیامبر(پدر بزرگوارشان) رفتن باید حجاب کامل سر کنن؟:Gig:همونطور که بیرون حجاب میکردن؟!!!
نمیتونن حجابشونو بردارن جلوی پدرشون؟!!!
اما برای شما سوال پیش میاد و میگید پس حضرت سلمان اینجا چی کارست؟

خیلی سادست،حضرت سلمان میتونه، نمیگم نیست،ولی میتونه در اینجا نه به عنوان شاهد ماجرا بلکه به عنوان راوی مطرح باشه،حتی ممکنه با ده تا واسطه توسط اصحاب رسول الله ص به گوش این بزرگوار رسیده باشه،

لازمم نیست حتما شخص سومی رو در نظر بگیریم،

خود حضرت فاطمه س و یا خود پیامبرص میتونن به عنوان اولین روایت کننده مطرح باشن و یا اصلا نه
میتونه شخص سومی که محرم بوده در جمع حضور داشته باشه

در این دو صورته که اصلا لازم نیست بریم رو بحث اینکه گریه و بغض حضرت فاطمه سلام الله علیها رو کسی دیده یا نه!!!


این چیزی که گفتم جزو بدیهیات بود(مثلا حضرت سلمان روایت میکنه از حضرت رسول ع یا...)
(من دارم فقط یه بعدی طبق روش استدلال خودتون دارم بحث میکنم وگرنه صحبت در مورد اصل روایت و مورد مصرفی فقهی و رواییش کار علمای این رشتست)

حالا شما میتونید بیاید بگید که این حرفت درست، ولی بقیه چی،؟!

همه میدونن که از نظر علما، روکش پارچه ای،برای صورت زن، به شکل های مختلف در حالت عادی واجب نیست،
حالا چرا تلاش بیهوده میکنیم زیراب حداکثر رو میخایم بزنیم اونم بدون دلیل موجه واقعا جای سوال داره(از کلیات بحث این حرفو میزنم)
به قول خودتون همه ی اینها فقط تکراره و بس.
فقط جمله ها و نقش کلمات و ادبیات نوشتاری یکم تغییر میکنن

یا مثلا به این روایت دقت کنین،من فقط یه احتمال که بدیهیه و به قول منطقیون فی البداهه به ذهن میاد رو دارم میگم:

האיסלאם;660582 نوشت:
[من نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودم که فاطمه آمد و مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : « ای فاطمه! نزدیک بیا پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا، پس نزدیک او شد؛ سپس گفت : ای فاطمه! [ باز هم ] نزدیک بیا؛ پس نزدیک شد تا این که مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ایستاد؛ عمران گوید : دیدم که زردی ای در صورت او نمایان گشته و کم خون شده است؛

ببینید دوستان
کسی که اینقدر دچار مشکل جسمی شده و اینقدر ناتوانه از نظر جسمی(خطاب به حضرت فاطمه س)از فاصله دور ضعفش مشخصه:ok:چرا حضرت محمد ص نتونستن از فاصله چند متری تشخیص بدن ؟؟!!(جای سوال جدی داره)(ایا مانعی برای رویت چهره ی حضرت فاطمه وجود داشت؟)
میتونید خودتون ببنید که این حرفم نسبت به اطرافیانتون درسته یا نه!

حالا نکته اینجاست که حضرت محمد ص سه بار به دختر بزرگوارشون گفتن بیان جلو و تو مرتبه سوم که حضرت فاطمه س در کمترین فاصله نسبت به پیامبر قرار گرفت،پیامبر تونستن تشخیص بدن که حضرت فاطمه س دچار زردی شده،این نمیتونه حکایت این موضوع باشه که حضرت فاطمه س پوششی بر روی صورتشون بود و فقط قسمت چشم و زیر چشم تا حدودی مشخص بود تا اینکه پیامبر ص و اطرافیان او، در نزدیک ترین فاصله تونستن تشخیص بدن کم خونی حضرت فاطمه رو؟!

حضرت فاطمه پوشش صورت داشتن به خاطر وجود فرد نامحرمی که همراه پیامبر بود،شما که تموم احتمالات دور و نزدیک رو با هم ادغام میکنید و یکجا به رخ میکشین چرا این بدیهیات رو جا گذاشتین؟
عمدی جا گذاشتین یا غیر عمدی؟:Gig:
اگه عمدی جا گذاشتین که تکلیف مشخصه !

و اگه غیر عمدی جا گذاشتین که الان فهمیدین و حتما متوجه شدین که حتی تو نگاه به قول خودتون تاریخی و تک بعدی هم پیمودن مسیر بدون استاد و بدون تجربه و اگاهی و علم کافی و وافی خطرناکه

یا حدیث دیگه:

האיסלאם;660582 نوشت:
سلمان فارسی گوید : به سوی منزل فاطمه دختر محمّد صلی الله علیه وآله وسلم دویدم ؛ پس از ورود دیدم که فاطمه نشسته و عبایی بر تن دارد و هرگاه آن را روی سر خود می کشد پاهایش پیدا می شوند و هرگاه پای خود را به وسیله آن می پوشاند سر مبارکش پیدا می شود؛ وقتی چشم او به من افتاد ، آن عبا را به سر خود پیچیده و گفت...].

تو این روایت مستقیما میگه :
حضرت سلمان میفرماید که پس از ورود دیدم...
خب من اگه بخام تک بعدی به قضیه نگاه کنم که نتیجش فاجعه باره، این میشه که:
حضرت سلمان بدون اجازه وارد شدن،چرا که حضرت فاطمه س هنوز اون طوری که دلش میخاست پوشش نداشت و این یعنی اوج فاجعه >>>
در صورتی که میدونید همتون

تاکید اسلام بر اینه که میگه وقتی تو منزل شخصی کسی میرید چند بار بگید(یا الله)اونم بلند تا اگه کسی هست جواب بده و شما رو در صورت لزوم دعوت کنه و یا اینکه معطل کنه تا خودشو مرتب کنه و یا چیزی رو از مهمان که لزومی نداره بدونه پنهان کنه
یا تو روایتی در مورد امام حسین علیه السلام (شنیدم) که در بیرون خانه(مثل حیات منزل) بودن وفردی که از خیابون رد میشد به داخل منزل حضرت سرک کشید و امام حسین ع با پای پیاده شمشیرشو از قلاف دراورد و تعقیبش کرد ولی بهش نرسید و بلند فرباد زد به خدا قسم اگه میگرفتمت سر از بدنت جدا میکردم

حالا اینم احتیاج به تفسیر داره،شاید امام حسین از عمد سرعتشو کم کرد و یا دهها احتما دیگه که اهل فن باید بیان نظر بدن،اونایی که مجتهدن در ترکیبی از علوم مختلف اسلامی

حالا شما فکر کنید که حضرت سلمان مثلا بدون اجازه وارد خانه حضرت شده باشن
دهها احتمال بی جا که نه تنها با عقل جور در نمیاد بلکه حتی توهین به بزرگوران هم محسوب میشه رو میشه مطرح کرد،خب میگیم سند هم درست باشه،اصلا اصل این مطلب یعنی چی؟!
اینجاست که بزگواران مجتهدین علوم حدیث که عمرشون رو وقف این راه کردن باید بیان نظر بدن،اونم نه همشون،فقط مجتهیدن واقعی که به تموم زوایای این احادیث اگاهی دارن

حالا با این همه بدیهیات شما نتیجه گیری میکنید که:

האיסלאם;660585 نوشت:
نتیجه

بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است.

عجب،با کدوم منطق :reading:

حالا جالبه که حدود چهل تا منبعی که یکی دو صفحه میشه رو هم ذکر کردین ولی چه فایده!


منم دارم از متن برداشت میکنمم،دقیقا مثل خودتون،نمیخام بگم که درسته،چرا که تا تشخیص درستی و یا نادرستی روایت، راهی دراز در پیشه که کار اهل فنه نه من بی اطلاع در این زمینه
.
پایان بحث اول

اما مشکلات اصلی بحث که به خاطر تدریجی بودن زیاد به چشم نمیومد:

کاربر یا رب، از شما شروع کننده تاپیک درخواست کرده بودن که علم رجال و سلسله سند و محتوای کامل تا نتیجه گیری خودتون رو پیاده کنید بر روی روایات ولی شما در عوض جوابی ندادین!!!(بزرگترین مشکل همین بود که البته فکر نکنم چت روم ظرفیت مباحثه در این ابعاد گسترده رو داشته باشه!!!)

این مشکل کل بحث بود،چرا که اصل تاپیک باید از همون اول در علم رجال یه امتحانی پس میداد و بعد راجع بهش صحبت میشد در صورتی که شروع کننده تاپیک فقط حرف از مرسل و غیر مرسل میزدن اونم بدون طی کردن مسیر اصلی

من نمیخام بگم شما وارد هستین یا نیستین،میخام بگم که محتوای تاپیک همچین چیزی رو میطلبید و در خواست کاربر یارب در این باره کاملا به جا بود

علم رجال که فقط در دو کلمه (مرسل و غیر مرسل)خلاصه نشده

هر چند که درمورد همین دو تا کلمه هم میشه ساعت ها بحث کرد،ولی علم رجال که مثل دو ضربدر دو ساده نیست،اینم احتیاج به اجتهاد و خوندن دهها کتاب ،اونم با پیش زمینه ی کافی و وافی داره و سالها رنج و زحمت بی وقفه برای رسیدن به نوک قله این علم که هر کسی هم به این راحتی قادر نیست به این اوج برسه(مثل بعضی علمای طراز اول در این علم)

شما در ابتدا تاکید زیادی میکردین که احتمالات خارج از متن و دور از ذهن رو اینجا مطرح نکنید ولی وقتی کاربر یارب در مورد دیدار حضرت فاطمه س و حضرت سلمان ع دلیل منطقی اورد شما نه تنها نگفتین که حرف شما درسته و با عقل هم سازگاره،بلکه مستقیم و بدون هیچ دلیلی دست به توجیهاتی زدید که نه تنها ضعیفه بلکه خیلی دوره،

نکته بعدی هم اینه که تاریخی که در قرآن ازش یاد شده در بعضی مواقع مختص به زمان خودشه و در بعضی از مواقع مختص به عموم و کل زمانهاست
ولی اینکه شما داستان و ماجرای اب دادن گوسفندان توسط دو دختر شعیب ع که قران ازشون یاد کرده رو بیان کردین و از این طریق اختلاط بین زن و مرد و پوشیده نبودن صورتشون رو برداشت کردین و در نتیجه به اینجا منتهی کردین که این حکم (هر پوششی که داشتن)مختص به تموم زمانهاست که این صد درصد غلطه
به چند دلیل اشتباهه:

اولا که تموم فرزندان پیامبران و بزرگواران معصوم نیستن
دوما که قران به عنوان صحنه ای تاریخی ازش یاد کرده و نمیدونم شما چطور برداشت فقهی ازش کردین؟(در صوررتی که خودتون هم مخالف برداشت فقهی از مباحث تاریحخی بودین؟)
مثلا(فرض) من میگم حضرت حوا تو ماجرای تبعید از بهشت طبق اونچیزی که من از متن قرآن فهمیدم فقط عورتین خودشو پوشوند پس برای تموم دوره ها همینه!!!
اخه این حرف با منطق جور در میاد؟!،شما باید مورد مصرفی هر حادثه ی تاریخی رو مد نظر بگیرید و با هزار و یک چیز معلوم تطابق بدین
چه نسخی بالاتر از امدن دین مبین اسلام،اسلام و دستورات اسلام حجتی شرعی هست برای همه ی انسان ها

شاید هزاران مولفه و حکم در طول تارخ زندگی پیامبران توسط خدا تغییر کرده باشه تا به مرتبه اعلای خودش که دین مبین اسلام باشه برسه و هیچکسی نمیتونه منکر همچین قضیه ای بشه، حالا من این وسط بیام یه حادثه تاریخی رو که شاید حکمش با حکم اسلام فرق داشته باشه رو بچسبونم به فقه اسلام، این کار درستیه؟!

-راجع به ای قضیه اینه که منم میتونم بگم که فرزند حضرت نوح اینطوری بود پس بدای جامعه ما هم دقیقا باید مثل پسر حضرت نوح ع بد باشن،اگه مثل پسر نوح ع نباشن پس بد نیستن(خوب هستن)!!! یا میگم پوشش یه زن باید مثل پوشش حضرت حوا باشه،این چه استدلالیه؟!

و اما اخرین نکته و شاید مهم ترین:

شما از همون اول اشاره کردین که بحث صرفا روایی،در صورتی که خودتون بهتر میدونید یک از بعد های روایی و تاریخی و همچنین بالعکس یکی از بعدهای فقهی با هم یکی هستن و نقطه مشترک جدا نشدنی دارن
یعنی اینکه یکی از منابع فقهی بحث تاریخی و قول و فعل معصوم علیهم السلام هست که در نتیجه در واقع اگه از این بعد، بحث فقهی مطرح بشه اشکالی نداره که هیچ،بلکه واضح تر هم میشه برای شاهد مثالهایی که زده میشه
با این حال و با این توضیحات تقریبا کل مباحث شما بحث فقهی بود یعنی همشون ،و تموم شاهد مثال هایی که اوردین از بحث های فقهی کنده شده و به اینجا منتقل شده بود
تقریبا کل توضیحات شما در مورد روایات هم بحث فقهی بود ولی با این وجود وقتی کاربر یارب بحث روایی مطرح میکردن سریع میگفتین که بحث فقهی ممنوعه در صورتی که کاملا روایتاشون به جا بود و در ادامه صحبت های شما خیلی مناسب بود(در واقع اگه قرار نبود اینجا حرف از بحث فقهی بشه ،یعنی تاپیک شما باید پاک میشد چرا که مشترک بود بحثشون،شما که در مورد جنگ و تعداد کشته ها که صحبت نمیکردین،بحث دینی میکردین،دقت کنید .
در کل اگه بیشتر رو متن ها وقت گذاشته بشه خیلی اشکالات فراوون هستن که خارج از حوصله ی منه،همینجوریش کمرم درد گرفت:khaneh:(در بعضی از توجیهات طولانی خواسته یا ناخواسته از شیوه های عملیات روانی استفاده شده بود و مباحثی که موضوعیت نداشت بزور و دور از چشم مخاطب به موضوع ربط داده میشد)


یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن:Gol:

האיסלאם;661484 نوشت:

سلام
تشکر از شما که دنبال بحث علمی هستید.
(شماره 1) بنده قبلا در یکی دیگر از تاپیک ها ادعا کرده و می کنم که یک روایت صحیح که بگوید حضرت فاطمه صورت خود را که از نامحرم پوشاند وجود ندارد و تمام روایات مرتبط با این موضوع ضعیف بوده همین جا هم از همه خوانندگان در خواست می کنم که اگر روایت صحیحی دارید که حضرت فاطمه صورتش را از نامحرم می پوشاند بیاورند و سند روایت را بررسی کنند (شماره 2) اما در مورد روایاتی که ما به آنها استدلال کردیم فقط به توضیح یکی از آنها می پردازم و بقیه را به دوستان واگذار می کنم.
« انه لما أجمع أبو بکر وعمر علی منع فاطمة ( علیها السلام ) فدکا وبلغها ذلک لاثت خمارها علی رأسها ، واشتملت بجلبابها واقبلت فی لمة من حفدتها ونساء قومها تطأ ذیولها ...»( طبرسی، احمد بن علی، بی تا، ۱/۱۳۱).
[وقتی ابوبکر و عمر بر منع فدک از فاطمه علیها السلام هم نظر شدند و خبر این مطلب به حضرت فاطمه علیها السلام رسید، مقنعه خود را سر کرد و لباس خود را پوشید و با گروهی از زنان خدمتکار و بانوان خویشاوندش حرکت کرد، هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمین کشیده می شد و پایین لباس زیر پایش می رفت...].
این روایت مربوط به خطبه فدکیه مشهور هست که این خطبه فقط در کتاب دلایل الامامه با هشت سلسله سند ذکر شده حالا کتب دیگر که اصلا نیازی نباشد توضیح دهیم که بسیار مشهور بوده و هیچ خدشه ای از لحاظ سند به آن وارد نیست و حتی اهل سنت هم خطبه فدکیه را نقل کرده است که در آن اشاره شده که حضرت از خمار و جلباب که همان پوشش افضل قرآنی است استفاده کردند آنهم در اوج حضور در جامعه چون (شماره 3) ما خطبه فدکیه را یکی از مصادیق حضور زنان در اجتماع می دانیم که حضرت در این شرایط از خمار و جلباب استفاده کردند و حتی در یکی از طریق های خطبه فدکیه نیامده که ایشان صورتش را پوشانده باشد و فکر هم نکنم کسی باشد بتواند کوچکترین ایرادی به سند خطبه فدکیه بگیرد.
(شماره 4) بنابر آنچه بیان شد می توان دریافت که بر اساس آنچه در آیات و روایات و اخبار تاریخی و سیره حضرت زهرا(س) آمده، ایشان در مقابل نامحرم صورت خود را نمی پوشانده است.
(شماره 5) این یک الگوی مهم برای زنان مسلمان و همه اقتداگران به سیره معصومین(ع) می باشد که می خواهند هر فعل معصوم را بدون افراط و تفریط انجام دهند، چراکه اصل دینداری، حفظ راه میانه و وسط است و در کلام امیر المؤمنین(ع) آمده :«الیمین و الشمال مضلة، والطریق الوسطی هی الجاده»[راست و چپ، مایه گمراهی است و راه میانه، جاده اصلی است].
(شماره 6) نپوشاندن صورت توسط حضرت زهرا(س) و از سویی، پوشاندن تمام بدن توسط «جلباب» و «شمله» به عنوان پوشش در مقابل فرد نامحرم و نیز در بیرون از خانه، از این حکایت دارد که ایشان راه میانه را اتخاذ نموده و سیره عملی ایشان، حاکی از حجاب و عفاف ایشان است.

دوست خوبم سلام

ببینید سند شناسی یعنی مثلا چطور ؟ من اطلاع خاصی ندارم که دقیقا چکار میکنند ولی کاری که فکر میکنم عاقلانه باشد یک چنین کاری است:

حدیثی روایت شده از فلان امام علیه السلام:
متن حدیث یا روایت:
متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن متن

منبع روایت : فلان کتاب ، فلان جاش

خوب طرز علمی برخورد با این قضیه :

1- این حدیث با واسطه هایی به معصوم بر میگردد ، ابتدا باید نگاه کرد که اگر واقعا در آن کتاب همچین حدیثی بود و اینکه در کتاب بحار مجلسی قید شده باشد ( چون انگیزه اصلی نوشتن این کتاب این بود که تمام احادیث و روایات از تمام منابع چه دروغ و چه درست جمع شود تا دیگه حدیث و روایتی به منابع ما اضافه نشود و امکان جعل حدیث جدید حداقل از تاریخ تحریر کتاب بحار به این طرف وجود نداشته باشد و البته این کتاب از لحاظ سندیت اصلا خوب نیست.) و تک تک واسطه ها چه کسانی هستند و از زمینه هایی بررسی شده باشند:

1-1- سابقه زندگی این شخص و مقبولیت آن از دیدگاه های مختلف و از بیان قشر ها و شخصیت های مختلف
2-1- افراد نزدیک به آن ها و سابقه آنها
3-1- رابطه این شخص و دوستان وی با ائمه علیه السلام و کیفیت آن از تمام جهات
4-1- بقیه حدیث هایی که از این شخص صادر شده و کیفیت آن ها از لحاظ انتطباق با منابع قرانی ، بقیه حدیث های قطعی و ...
5-1- و ...

2- بعد از بررسی سند و منبع ارائه روایت ، برای بررسی انطباق این حدیث با قران و دیگر احادیث قطعی ، از آنجایی که چهارده معصوم علیهم السلام خود قران بودند و معدن و جلوه علم و خرد و عقل پس نمی شود احایث ایشان را بدون علم لغت شناسی درخور ، بررسی کرد و البته باید اطلاع بسیاری از بقیه حوزه ها از ققه گرفته تا اطلاع از بقیه احادیث و ... داشت پس این که ما بشینیم متن روایات را بخوانیم و از خودمان تفسیر بزنیم آن هم بدون علم از این ها و بررسی این ها انگار صحیح نیست.

3- بعد از بررسی سند از جهت شخصیت ها و همچنین میزان انطباق با منابع درست از جمله قران و احادیث قطعی تازه معلوم می شود که آیا این حدیث ارزش رویش فکر کردن را دارد یا نه ، فکر رویش سبب هدایت است یا گمراهی (به فرض نبود مرض قلب) ، ازش احکام بگیریم یا نگیریم و ...
و البته تمام این سه مرحله و مخصوصا آخر نیازمند عاقلانه فکر کردن و رفتار کردن ما است که این خود نیاز به منطق و سلامت فکر و ... دارد و این خودش یه دنیا جریان دارد...

خوب با این اوصاف آیا در این تایپیک سند شناسی صورت گرفته ؟ آیا برخود علمی با موضوع صورت گرفته ؟ یا اصلا اگه اینکه گفتم اشتباه است و عاقلانه نیست که به شیوه ای که عرض کردم ( یا چیزی شبیه به این که عرض کردم ، چرا که فکر میکنم در واقعیت حدیث شناس ها بسیار پیچیده تر و غنی تر از نموداری که ترسیم کردم با قضیه برخورد می کنند) با موضوع برخورد شود ، چرا عاقلانه نیست و روش علمی و عاقلانه اش چطور است ؟

خوب درمورد متن شما:
شماره 1:
خوب شما کدوم حدیث ها را به شیوه ای که عرض کردم اعبار سنجی کردید و ضعف آن ها با بحث علمی به نمایش گذاشتید؟
شماره 2:
شما به این روایط استدلال کردید که البته به شکلی که گفتم با آن علمی برخورد نکردید ولی خوب اگر از این مراحل هم بگذریم ، چون صریحا عبارت صورتش را پوشانده بود در عبارت نیست پس نپوشانده بودند ؟ مثل حدیث است که دروغ گو مثلا میرود جهنم و اشاره ای به شراب خور نشده ، یعنی شراب حلال شد ؟
قبل از این شما باید نیز باید ثابت می کردید که آن پوشش ها که در عبارت عرض شده با آن اسم ها ، صورت را حتما شامل نمی شود و صورت آزاد است. ( راستی حد و حدود صورت را هم باید مشخص کرده باشید . صورت چقدر است در نظر شما و در نظر آنجایی که می خواهید در مورد صورت ازش استدلالی بیاورید - دو چشم است ؟ دو چشم و حوالی آن ؟ دماغ را شامل می شود ؟ دهن چطور ؟ چانه ؟ زیر چانه تا شروع گردن ؟ از بالا ابرو چطور؟ پیشانی چطور ؟
شماره 3:
ما این روایت را مصداق بارز حضور زن در اجتماع میدانیم ؟ شما میدانید؟ چطور ؟ مگر زن باید برود در مسجد و سخنرانی کند تا در جامعه حضور داشته باشد؟ آیا حضرت زهرا (س) از این جهت با بقیه متفاوتند ؟
شماره 4:
فکر نمی کنید برای این نتیجه گیری بسیار زود است؟ شما حداقل صفحه ها و فصل ها و کتابها باید بحث را به نمایش میگذاشتید بعد تازه شاید بشود یک نظر شخصی داد... به سرعت نظر قاطع می دهید؟
شماره 5:
ولی بنده فکر میکنم برای کسانی که از ائمه علیهم السلام می خواهند الگو بگیرند و به سیره معصومین عمل کنند دو راه دارند ، یا بروند مرجع تقلید شوند و یا از مرجع تقلید شیعه مناسب و صحیح تقلید کنند.
شماره 6:
راه میانه چیست ؟ یعنی عفاف زیادیش هم خوب نیست ؟ حیا زیادیش هم خوب نیست؟ خدا زیادیش هم خوب نیست؟ اصلا میانه روی یعنی چه؟ سوال بسیار مهمی است.

راستی در مورد بقیه چطور؟ حضرت زینت (س) ، حضرت معصومه (س) ؟

جمع بندی
پرسش :
طبق آیات قرآن و روایات صحیح السند، حجاب چهار زن برتر عالم هستی چگونه بوده است؟ (صرفا بحث روایی)
پاسخ :
حجاب در باورها و ارزش های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران بهای آفرینش، می طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش هایش حفظ گردد.
به یقین باید گفت و شکی نباید کرد که این حضرات در زمان خویش دارای بهترین پوشش و حجاب بوده اند ولی مباحث کاملی راجع به سه نفر از چهار نفر در دسترس نیست لذا راجع به برترین زن دو سرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مطالبی را اشاره می کنم :
حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیرون منزل می فرمایند:
مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با وقار و متانت حرکت می نمود.
در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :
حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (1)
پس حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است. بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .

پی نوشت :
1.طبرسی، الاحتجاج ج 1 ص 98

موضوع قفل شده است