صندلی داغ به مناسبت هفته دفاع مقدس ··▪▪••●●: مصاحبه با یک شهید زنده !!! :●●••▪▪

تب‌های اولیه

79 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Black"]بسم رب الشهداء

عرض سلام و ادب دارم خدمت جناب مدیر محترم سایت و اسک دینی های گرامی

همچنین شهادت جواد الائمه(ع) را تسلیت عرض میکنم.

بخش آخر سوالات از جناب مدیر سایت:

چشم اندازه چند ساله آتی سایت اسک دین چیه؟

مراحل تشکیل و توسعه بخش ولایت و فرهنگ پیایداری رو از اون ابتدا که یک تاپیک بود تا الان رو یادتونه؟میشه برای کاربران هم توضیح بدید.

نظرتون در مورد بخش ولایت و فرهنگ پایداری چیه؟ نقاط قوت و نقاط ضعفش را لطفا بگید.

انتقادتون از مدیران و همکاران بخش ولایت و فرهنگ پایداری چیه؟

بهترین و تاثیر گذارترین تاپییک یا پستی که تو بخش ولایت و فرهنگ پایداری خوندین چیه؟

شهید گمنام رو در یک یا چند جمله تعریف کنید.

در یک جمله برای تصویر زیر شرح بنویسید.



چی کار کنیم تا "شرمنده شهدا" نباشیم؟

یک بیت شعر در مورد شهدا و دفاع مقدس که خیلی به دلتون نشسته؟

شیرین ترین و تلخ ترین خاطرتون از اسک دین؟

نمرتون به اسک دین چنده؟

یک دعا برای اسک دینی ها =

حرف آخر شما =

پی نوشت: این روزا جناب مدیر سایت به خاطر مشغله زیادشون وقت نمیکنن زیاد آنلاین بشن.ان شااالله تا آخر شب جواب هر دو سری سوالات رو میدن


****************************************

خوشا آنان که از پیمانه دوست شراب عشق نوشیدند و رفتند ...

خوشا آنان که با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند ...

[/]

[="Black"]

افلاکیان;575083 نوشت:
پی نوشت: این روزا جناب مدیر سایت به خاطر مشغله زیادشون وقت نمیکنن زیاد آنلاین بشن.ان شااالله تا آخر شب جواب هر دو سری سوالات رو میدن

بسم رب الشهداء

سلام و عرض ادب

تبریک میگم سالروز پیوند آسمانی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س):Gol:

جناب مدیر سایت از دیروز مسافرتن و دسترسی به نت ندارند.انشاالله وقتی برگشتن جواب سوالات را میدن.

برای همین فعلا میریم سراغ استاد حامی ، یکی از محبوب ترین کارشناس های سایت

:ok:

Im_Masoud.Freeman;575599 نوشت:
کاش گفتگو در فضایی انجام میشد که کاربران بتونند هر سوالی که دوست دارند بپرسند ، اما اینجا یه نفر چماغ به دست با ابزاری به اسم " بن کردن آیپی " که مدام اسمش رو میارن ایستاده بالا سرمون بعد میگن سوال بپرسید..

کاربر گرامی اگر دقت کرده باشید در پست اول گفتیم چنانچه کسی پست بزنه،پست کاربر حذف خواهد شد و حرفی از بن کردن آیپی نبوده.گرچه پست شما و دوستانی که قبل از شما هم پست زدن هم حذف نشده

این صندلی داغ حالت مصاحبه داره.صندلی داغی که شما منظورتونه قبلا انجام شده. http://www.askdin.com/thread14554.html

لطفا اگر انتقاد یا پیشنهاد دیگری دارید در پیامخصوصی اعلام کنید[/]

بسم رب الشهدا
سلام مجدد خدمت همه کاربران و استاد حامی بزرگوار.تشکر میکنم از استاد که منت گذاشتن و پیشنهاد مصاحبه رو بلاخره قبول کردند:Cheshmak:


نام ونام خانوادگي

رشته و سطح تحصیلاتتون؟
چه حسي داريد كه در مصاحبه ما حضور داريد؟
شما از همان اول عاشق طلبگي بوديد؟
شده بود با بسيجي ها مشاجره هم بكنيد؟
نقد شما به بسيجي ها؟
نقطه قابل تحسين بسيجي ها؟
اگر به شما بگن يك سركليدي انتخاب كن عكس كدام شخصيت را گزينش مي كنيد؟
در حكايات و شوخ طبعي هاي طلبگي شما بوي دفاع مقدس، بسيج و...هم استشمام مي شه؟
چرا دوست آزاده خود را براي مصاحبه معرفي كردين؟(البته مصاحبه ایشون ان شاالله بعد مصاحبه استاد منتشر میشه)
با اين دوستان شوخي كردین كه همين الان يادتون باشه؟
از شوخي بچه هاي جبهه و جنگ بگید؟
به نظر شما داستان دفاع مقدس تموم شده؟

من يك جمله ميگم شما يك كلمه بگید:


اصفهان نصف جهان است
آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند
دل مجنون ز غم ویرانه شد لیلا نیامد
کاش هیچ کس مدعی آنچه نمیکرد نبود!


درباره هر كلمه يك جمله بگید

بسیجی:
ایستگاه صلواتی:
شوخ طبعی های طلبگی:
خنده حلال:
انجمن ولایت و فرهنگ پایداری:

از ميدان تير خاطره داريد؟
از بچه هاي بسيجي جبهه اي در مدرسه در حوزه عليمه تان بگوييد
درباره بسيج مطلبي نوشته ايد؟
در كتابخانه شما چيزي از جبهه هم وجود داره؟
شنيديم هم حجره عراقي هم داشته ايد خاطره اي داريد ازش؟
عكسي مربوط به دفاع مقدس از خودتون برامون ميزارین؟
در روان شناسي از جبهه و جنگ هم صحبت ميشه؟
به كدام شهيد ارادت داريد؟
چه كليپي از جنگ براي شما جذاب و تأثير گذار بوده؟
با رهبري در لباس رزم ديدار داشتین؟!
از آموزش نظامي چه خاطره اي داريد؟
موقع تحصيل در زمينه دفاع مقدس فعاليت فرهنگي مي كرديد؟
چه خاطره اي شيرين از حضور در بسيج مدرسه داريد؟

**************************
مــا سـینه زدیم و بــی صدا باریدن


از هــر چه کـه دم زدیم آنها دیدنــد


مــا مدعـیـــان صـــف اول بودیـــم


از آخـر مجلس شهـــدا را چیــــدند

افلاکیان;575658 نوشت:
نام ونام خانوادگي

سلام
اي خدا شكرت؛ وَ کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ:Ghamgin:
كار دنيا چه قدر خراب و چپ اندر قيچي شده كه هفته دفاع مقدس مثل من بايد....بگذريم

نام: گفتند نگيد يا نگفته اند بگيد
ولي چون شما هستيد و قول مي دهيد به كسي نگوييد و اين همه هم اصرار داريد و مدير سايت هم نيستن
عبدالله حامي هستم يا حامي عبداللهي:ok:

افلاکیان;575658 نوشت:

رشته و سطح تحصیلاتتون؟
چه حسي داريد كه در مصاحبه ما حضور داريد؟

رشته به ترتيب: راه و ساختمان، ساختمان هاي بتني( دانشگاه) انصراف، حوزه بعد هم رشته علوم سياسي( انصراف)، قضاوت(نرفتم) روان شناسي( دارم مي خونم ببينم چه رشته اي بروم خوبه:Nishkhand:)

اما حسم
يه چيزي تو مايه حس آخوند جهنمي
آخوند جهنمي چه صيغه اي است؟
خب زوده بگم كمي بمونيد تو خماري تا برگردم
ادامه داره...

افلاکیان;575658 نوشت:
شما از همان اول عاشق طلبگي بوديد؟

راستش نه
از آخوندا بدم مي اومد
الانم جوونايي رو كه از آخوندها بدشون مي آيد خيلي خوب درك مي كنم
راستش تو فضايي بوديم بد و بيراه زياد مي گفتند اين قدر زياد كه ذهنم ويروسي شده بود
راستش اصلا خجالت مي كشيدم با آخوند جماعت تو خيابون راه بروم
ي روز بچه ها من رو با يكي از روحانيون فاميل ديدند گفتند: با آخوندا مي پري!؟
ادامه داره..

البته نه اين كه خانواده ام بد بگويند او من وقع كه دانشگاه قبول شدم تو فاميل همگي تبريك مي گفتند و خوشحال بودند آخه اون موقع دانشگاه فقط دولتي بود آزاد و آهسته و يا پيام تور و... نبود:Nishkhand:
ولي با اين حال استاد عرفانم(بابام) ته ته دلش اين بود كه بروم حوزه
فقط من با بر و بچه هاي ديگه اين بود كه من با اونا بودم ولي ي حدودايي را حفظ مي كردم لب به مشروب نمي زدم، تو مجالسشون نمي رفتم، نمازم را مي خوندم به بابام يه بارم دروغ نگفتم مثلا اگر دير مي رفتم منزل مي گفت كجا بوديد مي گفتم از صبح رفته بودم پشت سر هم 3-4 فيلم تو سينما ديدم البته خداييش هم فيلم هاي او زمان با حالا خيلي فرق داشت همش فيلم جنگي بود نه خدايا يه بار تو فيلمي متوجه شديم عده اي دارند عكس مي گيرن ي دختر بود تو فيلم اگه اشتباه نكنم كشتي انجليكا فقط فلش عكس ها را تو سينما مي ديدم كه خاموش و روشن ميشه
زمان جنگ فيلم ها اغلب جنگي بود غروب خونين، مهاجر، پلاك، كانيمانگاه، از كرخه تا راين، و...البته عاشق فيلم هاي رزمي بودم و ايام جنگ هم اين را پر التهاب تر مي كرد البته رشته ورزشي من هم كارته رشته كان ذن ريو (خدا بيامرزدش) بود.
تو كيفم هم نانچيكو، چاقو و...دائم بود اهل شر نبودم ولي اهل اين هم نبودم كه زور بشنوم
به خاطر خانواده مذهبي داشتم و مردم احترام خاصي مي گذاشتند حتي لات ها.
خلاصه سرتون را درد نياورم
رفتيم دانشگاه و هر روز رينگ رينگ ....آقاي حامي:Nishkhand: تلفن.
با هزار زور شيراز ي خوابگاه گرفتم البته بماند كه چندين شب مسافر خانه بودم البته حشر و نشرم با بر و بچه هاي قالتاق ما را هم هشيار كرده بود يعني تو مسافر خونه متوجه شدم كيا دزد هستند كيا اهل خلاف هستند البته اون زمان كسي جرأت نداشت مثل حالا خلاف كن و پوز هم بدهد.
وقتي خوابگاه گرفتم روزي نشتسته بودم كه ي نفر وارد اتاق ما شد اهل فريدن اصفهان بود پسر خوبي بود وقتي خواست وسائل كيفش را خالي كنه ديدم خجالت مي كشيد قرانش را از كيف در بياره
خب شايد
با آمدن او ورزش را دو نفري شروع كرديم صبح ها جاتون خالي ميدان ولي عصر ورزش مي ديدم و صبح ها براي نماز از يك ساختمان 3-4 طبقه اي حدود 3-4 نفر نماز صبح مي خونديم ظهرها هم از بين همه دانشجويان نمازخانه 10-15 نفر مي شدند.
راستش از فضاي معنوي دانشگاه خوش نيومد
يه روز وقتي وارد اتاق شدم حس كردم هم اتاقي من يه چيزايي زير پتو مخفي كرد
من هم به رو نياوردم كمي نشستم و ي دفعه گفتم كلك چي مخفي كرديد
خنديد و گفت ديدي؟ انواع و اقسام عكس هاي سكسي داشت اون موقع اين كار خيلي تاوان سختي براي او داشت تهديدم كرد كه اگر كسي بويي ببره مشخص است تو لو داده اي
اين آقا دوستي داشت كه ميني بوس داشت هدف در زندگي او اين بود كه عصر ها بروند سرويس دخترها را ببرند و دوست پيدا كنند
خلاصه نمي دونم چه طور بود كه حس من نسبت به كارهاي خلافي كه صورت مي گرفت خيلي فعال بود
متوجه مي شدم كه چه خلاف هايي انجام ميشه
و.....
بچه هاي مثبت از يك طرف مي ديدن من زياد طرف آنها نمي روم بچه هاي منفي هم مانده بودن كه من چرا اين طور هستم با بچه هاي مثبت نيستم نماز مي خونم و از قم هم مرتب تلفن دارم
مدتي كه دانشگاه بودم با فرد ديگري هم دوست شدم فرزند شهيد بود و اهل مشهد
خلاصه بعد مدتي دو دلي تصميم خودم را گرفتم كه از دانشگاه انصراف بدهم بروم طلبه شوم اون موقع دايي پدرم قم بود من كه فكر مي كردم ايشان رئيس حوزه علميه است و خر و خورش مي رود نمي دونستم قم اقيانوس است
البته به خانواده نگفتم
وقتي انصراف دادم متوجه شدم كه قم امتحان ورودي دارد و وسط سال برنامه پذيرش ندارد و خلاصه رفتم حوزه شهرمان ثبت نام كردم و با بعد براي قم قبول شدم
وقتي قم رفتم ديدم اي بابا
اينجا چقدر مدرسه هاي كوچك داره (البته همه اون مدرسه هاي قديمي به اندازه دانشگاه ما در شيراز نمي شد)
با ورود به حوزه تحريم روابط من با بچه ها و برخي فاميل شروع شد. البته من با كسي قهر نمي كردم با همه سلام و تعارف داشتم ولي آنها با من تماس ها را قطع كردند.
يادم است يكي از اقوام كه 17 سالش بود نامه نوشته بود كه حالا كه رفتي حوزه برو ولي خط و خطوطت را از آخوندها جدا كن چون خيانتي كه اينها كرده اند .......... حالا اين را كسي مي نويسد كه در عمرش با روحاني ارتباطي نداشته
اين كه مي گويم مي فهمم چرا جوان هايي الان خيلي ها فاصله مي گيرند به اين خاطر است وقتي 20-30 سال قبل اين همه شايعه درست مي كردند الان با رسانه هاي جديد چه خبره.

افلاکیان;575658 نوشت:
شده بود با بسيجي ها مشاجره هم بكنيد؟

سلام
بله هم زمان طلبگي هم قبل از آن
در دانشگاه با برخي بسيجي ها مشكل داشتم چون كاراشون را به اسم دين به خورد دانشجويان مي دادند من ورزش رزمي مي رفتم ي روز مسؤول بسيج بدون اجازه ما آمده بود توي اتاقم و عكس بروس لي را كه در حالت زدن يوكو پرشي بود را برداشته بود ( از گذاشتن تصوير او معذورم بروس حجابش خوب نيست)
متوجه شدم كار كي است رفتم سراغش وقتي آمدم حرف بزنم گفت: شما كه نماز مي خوني چرا؟ گفتم چرا چي؟ عكس سكس زده توي اتاق؟ چرا بدون اجازه وارد اتاق شدي؟ چرا عكس را برداشتي؟
گفت: به جاي آن عكس بايد عكش امام را بزني؟
گفتم: وقتي عكس بروسي را جايي زدم يعني من امام را قبول ندارم....
آقاي قرائتي مي گفت به شهيد بهشتي گفتم چه كنيم جوانان را جذب دين نكنيم گفت: كار متدينان را از دين جدا كنيم
واقعا اين حرف را بايد با آب طلا نوشت.
در زمان طلبگي هم با بسيجي هاي بي ترمز مشكل داشتم چه طلبه چه غير طلبه. اما از بسيجي هاي قالتاق فهميدم خيلي خوش مي اومد خيلي. كسي كه هم دين دار است و هم شش ترم لاتي گذرونده ولي آلوده نيست.
تو محل زندگي ام طرفداران آقاي منتظري چتر پهن كرده بودند وقتي فهميدم خطم را از آنها جدا كردم يعني من اعتقاد دارم اگر آقاي منتظري مي گفت من به توصيه امام عمل مي كنم و هرچه امام گفته مي گويم چشم اين افراد حتي حرف منتظري را هم قبول نمي كردند
با افرادي هم كه به عنوان دفاع از ولايت تند برخورد مي كردند زياد ارتباط خوبي نداشتم و هميشه فاصله مطمئنه را رعايت مي كردم اين افراد به من و امثال من انگ ولايي نبودن مي زدند به عنوان نمونه امر به معروف با زبان خشن بد است و رفتار ديني نيست ولي برخي به اسم دين اين كار را مي كنند
بنابراين هميشه توصيه مي كنم اگر مثلا پزشكي يا پرستاري بد عمل كرد ما نبايد بگوييم رشته طب بد است.
چند روز قبل يكي از اقوام پيامك داده كه من دين شما را نخواستم
گفتم دين ما؟
من غلط مي كنم بگويم دين من؟
امام حسين هستي خودم و زن و بچه هاش را براي اين دين داده
اون وقت مي گي دين ما؟
من با واژه دين گريزي هم مشكل دارم
برخي مي گويند چرا برخي دين گريز يا خدا گريز هستند
خدا در عمق وجود ما هست يعني ما هرچه هم فرار كنيم با خداي فطري خودمون داريم فرار مي كنيم
ادامه داره

با يكي از افرادي كه تموم زمان جنگ را جبهه بود صحبت مي كردم به خاطر اشتباه برخي افراد مي گفت من اشتباه كردم رفته ام جبهه. الان اگر جنگ شود كسي نمي رود
گفتم دقيقا اشتباه شما اين است كه فكر مي كنيم افراد بسيجي تموم شدن
الان هم خيلي ها عميقي به دين علاقه دارند و وقت وقتش بشه خودشون را نشون مي دهند
بايد مسؤولان خاطي را در ملا عام محاكمه كنند تا مردم حس بدي نداشته باشند وقتي 2و 30 در طول هفته چندين گزارش تخلف مي دهد مردم مي گويند پس چرا با اين ها برخورد نمي شود؟
[HL]فيلم نفوذي[/HL] را كه ديدم خيلي برام جالب بود
وقتي برخي مسئوولين رده پايين بد مي كنند مردم واقعا احساس مي كنند كه رده بالايي هاي نظام كه عمرشان را در راه نظام داده اند هم خلاف كار اند
برخي در مشاوره هاي تحصيلي غبطه مي خوردند كه ما مي خواهيم طلبه بشويم ولي خانواده موافق نيست
خب من به آنها مي گويم ما شهردار خوب، پزشك و مهندس خوب و...هم مي خواهيم به قول شهيد مطهري هر علمي كه نيازي از جامعه اسلامي را برطرف كند علم اسلامي است.
چند روز قبل رفتم ديدم پدرم مي گفت منزلم افتاده توي طرح. اون وقت شهر دار منزل او را كه خراب مي شود با قيمتي كمي مي خرد ولي مقداري زمين جايي ديگر بوده كه نزديك زمين پدرم بوده گفته اند بايد اين را بخريد با اين كه اين زمين دور افتاده بوده و كارشناسان قيمتي كمي بر آن در نظر گرفته اند شهردار اعلام كرده كه دوبرابر بايد بخريد(ولي منزلش را كه لب خط اصلي است را نصف اين قيمت گفته مي خريم)
ولي با اين حال پدرم مي گفت نبايد اشتباه اين افراد را به نظام اسلامي نسبت بدهيم
ولي مردم عادي اين را به نظام نسبت مي دهند
بنابراين بايد دقت كنيم افراد متدين بايد سمت ها را در نظام اسلامي به عهده بگيرند

افلاکیان;575658 نوشت:
نقد شما به بسيجي ها؟
نقطه قابل تحسين بسيجي ها؟


بسيجي بايد تعريف شود
از نظر من بسيجي يعني زين الدين، همت، باكري، چمران، كاظمي، صياد شيرازي، بابايي، خرازي، ميثمي
فردي كه مي گفت بسيجي هستم مي گفت مدتي است فهميدم ام چند نفر دختراني را مي آورند به باغ فلان جا. قصد دارم تو خيابان با ماشين اين فرد فاسد را زير بگيرم گفتم يك بسيج در درجه اول متشرع است يعني هر كاري كه مي خواهد بكند بايد ببيند دين و شرع چه مي گويد و وظيفه اش را انجام دهد ( از نظر من اين افراد بسيجي نما هستند كه اثرات تخريبي بالايي دارند افراد فهميده نبايد اجازه بدهند افرادي اندك اين همه حماسه و خون را از بين ببرند)
سال قبل عده اي سريع براي دفترچه هاي مدارس از تصاوير سرداران جنگ زده بود بي كيفت بودند و با طرح هاي بد. اين كار درست نيست كه به اسم دفاع مقدس،

نقطه قابل تحسين: عملگرايي، ساده زيستي، خاكي بودن، بي ريا بودن، متشرع و.....بود

افلاکیان;575658 نوشت:

اگر به شما بگن يك سركليدي انتخاب كن عكس كدام شخصيت را گزينش مي كنيد؟
در حكايات و شوخ طبعي هاي طلبگي شما بوي دفاع مقدس، بسيج و...هم استشمام مي شه؟

عكس رهبري و مراجع كه در قلبم است ان شاالله ولي براي سر كليدي نسبت به اين زمان: سيدحسن نصرالله

- بله، برخي از شوخي طلاب بسيجي و شهدا و آزادگان را آورده ام
به دوست آزاده اي دارم كه طلبه و برادر سه شهيد است هميشه مي گويم كه شوخ طبعي هاي ايام اسارات را بنويسيد
چون
ويكتور فرانكل كتابي نوشته به نام انسان در جستجوي معنا، خيلي ها اين كتاب و آثار ديگر ايشان را تو بوق كرنا كرده اند البته نكات خوب زيادي داره و به فرهنگ ما تاحدودي نزديك است ولي معنويت او سكولاريستي است
فرانكل ادعا دارد معنا را در اردوگاه نازي ها به ان رسيده مي ديده كه افرادي كه هدفي دارند در مشكل خود را نمي بازند و مي گويد چند چيز از جمله كار، تجارب حسي و...به درد و رنج معنا مي دهد.
ولي اين بينش فرانكل دربرابر شوخ طبعي هاي بسيجيان و آزادگان در زير شكنجه، غربت، تير و....ناچيز است

موضوع قفل شده است