جمع بندی صلوات بر صحابه در تواشیح اسماء الحسنی

تب‌های اولیه

16 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
صلوات بر صحابه در تواشیح اسماء الحسنی

سلام.
ببخشید چندروزه این پیام فکر من رو مشغول کرده نمیدونم درسته یاغلطه.اگه ممکنه ردیه یاتاییدیه ای برام بفرستید
یاحداقل تحلیل بشه مستندومستدل حساب کار دستم بیاد.
ممنون

تلویزیون اگر روشن باشد تواشیح اسما الحسنی را تقریبا هر ماه رمضان قبل از هر افطار میشنویم
اما آیا تا به حال به هشتگ زیر در این تواشیح توجه کرده ایم؟

(نسئلک یا من هو الله الذی لا إله إلا هو الرحمن الرحیم الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار
المتکبر الخالق البارئ المصور الغفار القهار الوهاب الرزاق الفتاح العلیم
القابض الباسط الخافض الرافع المعز المذل السمیع البصیر الحکم العدل
اللطیف الخبیر الحلیم العظیم الغفور الشکور العلی الکبیر الحفیظ المقیت الحسیب الجلیل الکریم الرقیب المجیب الواسع الحکیم الودود المجید الباعث الشهید الحق الوکیل القوی المتین الولی الحمید المحصی المبدئ المعید المحیی الممیت الحی القیوم الواجد الماجد الواحد الصمد القادر المقتدر المقدم المؤخر الأول الآخر الظاهر الباطن الوالی المتعالی البر التواب المنتقم العفو الرءوف مالک الملک ذو الجلال والإکرام المقسط الجامع الغنی المغنی المعطی المانع الضار النافع النور الهادی البدیع الباقی الوارث الرشید الصبور الذی لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر
اللهم صلّ افضل صلاة على اسعد مخلوقاتك سيدّنا محمد و على آله و #صحبه و سلّم عدد معلوماتك و مداد كلماتك كلّما ذكرك الذاكرون و غفل عن ذكره الغافلون)
������������������
صحابه به کسانی گفته می شود که پیامبر را دیده اند!
اما صلوات فرستادن به کدام صحابه پیامبر؟در صلواتی که غیر شیعیان(سنی ها) میفرستند یا به صورت ناقص به آل پیامبر صلوات نمی فرستند و می گویند اللهم صل علی محمد
یا اگر به آل صلوات بفرستند به همه صحابه هم می فرستند!
مثل صلواتی که در تواشیح اسما الحسنی آمده!
اما بر چه مبنایی باید به تمام صحابه صلوات فرستاد!؟
اگر انسان کمی عقل داشته باشد با خودش می‌گوید مگر می شود در جنگ جمل هم علی علیه السلام و یارانش اهل حق باشند هم عایشه و یارانش؟
هم بر این ها صلوات هم بر آن ها؟!
یا در جنگ صفین هم بر علی علیه السلام و یارانش هم بر معاویه و یارانش صلوات؟
دو طرف هم دیگر را کشته اند!
از بدیهیات عقل است این وسط یکی یا دو طرف مقصر هستند که جنگ اتفاق افتاده پس چطور میشود به هر دو گروه صلوات فرستاد؟
از این ها بگذریم و از تمام ظلم های سه خلیفه بگذریم!
چگونه می شود به ابوسفیان درود فرستاد به این دلیل که صحابه بود؟
چگونه می شود مروان بن حکم که پیامبر خودش به او گفت وزغ بن وزغ را بخاطر صحابه بودنش بهشتی دانست و به او درود فرستاد؟!������
خالد بن ولید از صحابه پیامبر بود در زمان حکومت ابوبکر،مالک بن نویره که او هم از صحابی پیامبر بود را کشت و به زنش تجاوز کرد!
چگونه میشود به خالد بن ولید درود فرستاد فقط و فقط بخاطر اینکه صحابه پیامبر بوده؟!������
این روایت را از کتب خودشان بخوانید اصل مطلب دستتان می آید تا متوجه شویم که صحابی بودن پیامبر دلیل بر بهشتی بودن نیست!

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:

«در روز قیامت مردانی از امتم آورده و به دوزخ برده می‌شوند. من می‌گویم: پروردگارا اینان اصحاب منند. پس گفته می‌شود: تو نمی‌دانی که پس از تو چه کردند. پس من همان را می‌گویم که بنده نیکوکار [یعنی حضرت عیسی(ع)] گفت: «و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم. پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چيز گواهى. اگر عذابشان كنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى.»
(سوره مائده، آیات ۱۱۸-۱۱۷).
پس به من گفته می‌شود: از هنگامی که تو از آنها جدا شدی دائما به عقب برگشتند.»

������الحمیدی، الجمع بین الصحیحین البخاری و مسلم، ج۲، صص ۵۰-۵۱

کل این مطلب را گفتم که بگویم هر چیزی که با آن خاطره داریم و از تلویزیون و ...شنیده ایم لزوما مبنای اعتقادی درستی پشت آن نیست.
صلوات اشتباه در این تواشیح به کنار، بحث دیگر بحث چگونگی خواندن اسم های خداوند است و غنا بودن یا نبودن این تواشیح در جای خود جای بررسی دارد.ناگفته نماند اولین بار این تواشیح توسط یک صوفی نقشبندی خوانده شده!

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد صدرا

فریاد۱;983519 نوشت:

ببخشید چندروزه این پیام فکر من رو مشغول کرده نمیدونم درسته یاغلطه.اگه ممکنه ردیه یاتاییدیه ای برام بفرستید
یاحداقل تحلیل بشه مستندومستدل حساب کار دستم بیاد.
ممنون

با سلام و عرض ادب و تشکر از دقت نظر شما

1) متن تواشیح «اسماء الحسنی» بر اساس روایت «ابوهریرة» از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله و سلّم) است که «ابو عیسی ترمذی» در «سنن ترمذی» آنرا روایت نموده است.
در این روایت آمده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «به درستی خداوند 99 اسم دارد که هر کس آنرا بشمارد، وارد بهشت می گردد».[1]
این اسامی بنابر روایت «ترمذی» بدین ترتیب است:

«هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ، الرَّحِيمُ، الْمَلِكُ، الْقُدُّوسُ، السَّلَامُ، الْمُؤْمِنُ، الْمُهَيْمِنُ، الْعَزِيزُ، الْجَبَّارُ، الْمُتَكَبِّرُ، الْخَالِقُ، الْبَارِئُ، الْمُصَوِّرُ، الْغَفَّارُ، الْقَهَّارُ، الْوَهَّابُ، الرَّزَّاقُ، الْفَتَّاحُ، الْعَلِيمُ، الْقَابِضُ، الْبَاسِطُ، الْخَافِضُ، الرَّافِعُ، الْمُعِزُّ، الْمُذِلُّ، السَّمِيعُ، الْبَصِيرُ، الْحَكَمُ، الْعَدْلُ، اللَّطِيفُ، الْخَبِيرُ، الْحَلِيمُ، الْعَظِيمُ، الْغَفُورُ، الشَّكُورُ، الْعَلِيُّ، الْكَبِيرُ، الْحَفِيظُ، الْمُقِيتُ، الْحَسِيبُ، الْجَلِيلُ، الْكَرِيمُ، الرَّقِيبُ، الْمُجِيبُ، الْوَاسِعُ، الْحَكِيمُ، الْوَدُودُ، الْمَجِيدُ، الْبَاعِثُ، الشَّهِيدُ، الْحَقُّ، الْوَكِيلُ، الْقَوِيُّ، الْمَتِينُ، الْوَلِيُّ، الْحَمِيدُ، الْمُحْصِي، الْمُبْدِئُ، الْمُعِيدُ، الْمُحْيِي، الْمُمِيتُ، الْحَيُّ، الْقَيُّومُ، الْوَاجِدُ، الْمَاجِدُ، الْوَاحِدُ، الصَّمَدُ، الْقَادِرُ، الْمُقْتَدِرُ، الْمُقَدِّمُ، الْمُؤَخِّرُ، الْأَوَّلُ، الْآخِرُ، الظَّاهِرُ، الْبَاطِنُ، الْوَالِيَ، الْمُتَعَالِي، الْبَرُّ، التَّوَّابُ، الْمُنْتَقِمُ، الْعَفُوُّ، الرَّءُوفُ، مَالِكُ الْمُلْكِ، ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، الْمُقْسِطُ، الْجَامِعُ، الْغَنِيُّ، الْمُغْنِي، الْمَانِعُ، الضَّارُّ، النَّافِعُ، النُّورُ، الْهَادِي، الْبَدِيعُ، الْبَاقِي، الْوَارِثُ، الرَّشِيدُ، الصَّبُورُ».
[2]

ابو عیسی ترمذی «اِسناد» این روایت را صحیح دانسته؛ هر چند که این اِسناد متفرد به نقل «صفوان بن صالح» است.[3]

2) هر چند که مفردات این حدیث در احادیث و ادعیه شیعه موجود است؛ اما به این ترتیب و ترکیب این روایت در متون شیعه نقل نشده و منحصر به نقل «ابوهریره» از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) است.

3) پایان بخش تواشیح «اسماء الحسنی» صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) با ترکیبی خود ساخته است: «اللهم صلّ افضل صلاة على اسعد مخلوقاتك سيدّنا محمد و على آله و صحبه و سلّم عدد معلوماتك و مداد كلماتك كلّما ذكرك الذاكرون و غفل عن ذكره الغافلون».

این صلوات و درود با این ترکیب منشائی روایی نداشته؛ بلکه از آنجا که مشتمل بر صلوات بر اصحاب است امری بدعی و مخالف قطعی دستور شرع است.
انتهای این صلوات نیز برگرفته از دعایی است که «ابن ادریس شافعی» (متوفی: 204هـ) در ابتدای کتاب فقهی خود آورده که دیگران این تعبیر را از وی اخذ نموده اند؛ چنانکه وی آورده است: «اللهم صل على محمد كلما ذكره الذاكرون وصل على محمد كلما غفل عن ذكره الغافلون».[4]

4) با توجه به مطالب بالا روشن می گردد که متن تواشیح مذکور به همراه ضمیمه ی انتهایی آن برگرفته و اقتباس از آثار اهل سنت است که با عدم توجه و دقت، صلوات بر اصحاب که هیچ منشاء روایی حتی در متون عامه نداشته بدان افزوده شده است.

توضیح اینکه:
تشریع صلوات به نقل اهل سنت به دو صیغه وارد شده که در آنها نامی از اصحاب به میان نیامده است:

  1. صلوات ابراهیمی که متن آن به اسناد شیعه و سنی روایت شده: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَعَلي آلِ مُحَمَّد، کَما صَلَّيْتَ عَلي إِبْراهيمَ وَعَلي آلِ إِبْراهيمَ إِنَّکَ حَميدٌ مَجِيدٌ، اللّهُمَّ بارِکْ عَلي مُحَمَّد وَعَلي آلِ مُحَمَّد کَما بارَکْتَ عَلي إِبْراهيمَ وَآلِ إِبْراهيمَ إِنَّکَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[5]
  2. صلوات دیگری که مختص به نقل عامه است که در آن «ازواج» و «ذریه» بجای «آل» ذکر شده است که این صیغه از نظر شیعه بدعت است: «اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ‏، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[6]
با توجه به دو متن روایی (به نقل اهل سنت) فوق می گوئیم:
داخل نمودن اصحاب و مشمول نمودن درود بر آنان، با توجه به اینکه در هیچ نقلی از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) روایت نشده را می توان به طور قطع بدعتی آشکار دانست.
حافظ معاصر اهل سنت، «عبدالله بن الصدیق الغماری المغربی»، در رساله ای با عنوان: «القول المقنع فی الرد علی الالبانی المبتدع»، می نویسد:

«ودر اینجا خطائی که جمهور اهل سنت در آن واقع شده اند را تذکر می دهیم؛ خطائی که آنرا گروهی از گروه دیگر تبعیت نمودند و بر این امر آگاهی نیافت مگر شیعه! و آن امر چنین است که مردم به هنگام صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) اصحاب را با آنحضرت ذکر می نمایند؟ در حالی که در جواب صحابه که از ایشان سوال نمودند چگونه بر شما صلوات بفرستیم آنحضرت جواب دادند: بگوئید: «اللهم صل على محمد وآل محمد». ودر روایتی دیگر آمده است:«اللهم صل على محمد وأزواجه وذريته». ودر هیچکدام از طرق حدیث نامی از اصحاب برده نشده است؛ با این که این طرق در حد تواتر نقل شده اند؛ بنابراین ذکر صلوات بر اصحاب در صلوات، زیاد نمودن امری است در آنچه شارع مقدس به ما آموخته است؛ در حالی که چنین امری جایز نمی باشد».[7]

بنابراین چنانکه شما برداشت نمودید چنین امری بدعت است.

جهت اطلاع بیشتر به این تاپیک مراجعه فرمائید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=43088

موفق باشید.



[/HR][1] . سند روایت ترمذی به همراه متن ابتدای روایت اینچنین است: «حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ يَعْقُوبَ الْجُوزَجَانِيُّ، حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ صَالِحٍ، حَدَّثَنَا الْوَلِيدُ بْنُ مُسْلِمٍ، حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ أَبِي الزِّنَادِ، عَنْ الْأَعْرَجِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ اسْمًا مِائَةً غَيْرَ وَاحِدٍ مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ، ...».

[2] . الترمذى، محمد بن عيسى، الجامع الصحيح و هو سنن الترمذي، ج5، ص35، ح3507، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1419 هـ.ق.

[3] . همان: «قَالَ أَبُو عِيسَى: هَذَا حَدِيثٌ غَرِيبٌ، حَدَّثَنَا بِهِ غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ صَالِحٍ، وَ لَا نَعْرِفُهُ إِلَّا مِنْ حَدِيثِ صَفْوَانَ بْنِ صَالِحٍ، وَ هُوَ ثِقَةٌ عِنْدَ أَهْلِ الْحَدِيثِ. وَ قَدْ رُوِيَ هَذَا الْحَدِيثُ مِنْ غَيْرِ وَجْهٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ لَا نَعْلَمُ فِي كَبِيرِ شَيْ‏ءٍ مِنْ الرِّوَايَاتِ لَهُ إِسْنَادٌ صَحِيحٌ ذِكْرَ الْأَسْمَاءِ إِلَّا فِي هَذَا الْحَدِيثِ. وَ قَدْ رَوَى آدَمُ بْنُ أَبِي إِيَاسٍ هَذَا الْحَدِيثَ بِإِسْنَادٍ غَيْرِ هَذَا عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ ذَكَرَ فِيهِ الْأَسْمَاءَ، وَ لَيْسَ لَهُ إِسْنَادٌ صَحِيحٌ».

[4] . الشافعی، محمد بن إدريس، کتاب المسند، ص6، دارالکتب العلمیة- بیروت.

[5]. البخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، ج10، ص103،‌ح5651، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق.

[6] .همان، ج5، ص351، ح3013.

[7] . عبدالله الصدیق الغماری، القول المقنع فی الرد علی الالبانی المبتدع، ص6: «و ننبه هنا على خطأ وقع من جماهير المسلمين ، قلد فيه بعضهم بعضا ولم يتفطن له إلاالشيعة . ذلك أن الناس حين يصلون على النبي صلى الله عليه وآله وسلم يذكرون معه أصحابه ، مع أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم حين سأله الصحابة فقالوا : كيف نصلي عليك ؟ أجابهم بقوله : " قولوا اللهم صل على محمد وآل محمد " وفي رواية " اللهم صل على محمد وأزواجه وذريته " ولم يأت في شيء من طرق الحديث ذكر أصحابه ، مع كثرة الطرق وبلوغها حد التواتر ، فذكر الصحابة في الصلاة على النبي صلى الله عليه وآله وسلم ،زيادة على ما علمه الشارع ، واستدرك عليه ، وهو لا يجوز . وأيضا فان الصلاة حق للنبي صلى الله عليه وآله وسلم و لآله ، لا دخل للصحابة فيها ، لكن يترضى عنهم».

سلام.از کارشناس محترم،صدرای بزرگوارتشکرمیکنم.درواقع انتظار نداشتم تااین حدمفصل و مستند جوابم داده بشه.دست مریزاد.ازاینکه وقت گذاشتید،اهمیت دادیدوشبهه ذهنی من رو برطرف کردید ممنونم.من نتیجه گرفتم اسماالحسنی درسته ولی آخرش قسمت صلوات،غلطه وبدعته.ضمن استفاده ازاین تواشیح،بایدهوشیارباشیم وصلواتش رو حذف کنیم.یادگرفتم حتی درصداوسیمانیزگاهااشتباهاتی هست و هرکس خودش بایدباهوشیاری مطالب درست رو انتخاب کنه.ممنون و التماس دعا.خداخیرتون بده.

صدرا;983714 نوشت:
با سلام و عرض ادب و تشکر از دقت نظر شما

1) متن تواشیح «اسماء الحسنی» بر اساس روایت «ابوهریرة» از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله و سلّم) است که «ابو عیسی ترمذی» در «سنن ترمذی» آنرا روایت نموده است.
در این روایت آمده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «به درستی خداوند 99 اسم دارد که هر کس آنرا بشمارد، وارد بهشت می گردد».[1]
این اسامی بنابر روایت «ترمذی» بدین ترتیب است:

«هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ، الرَّحِيمُ، الْمَلِكُ، الْقُدُّوسُ، السَّلَامُ، الْمُؤْمِنُ، الْمُهَيْمِنُ، الْعَزِيزُ، الْجَبَّارُ، الْمُتَكَبِّرُ، الْخَالِقُ، الْبَارِئُ، الْمُصَوِّرُ، الْغَفَّارُ، الْقَهَّارُ، الْوَهَّابُ، الرَّزَّاقُ، الْفَتَّاحُ، الْعَلِيمُ، الْقَابِضُ، الْبَاسِطُ، الْخَافِضُ، الرَّافِعُ، الْمُعِزُّ، الْمُذِلُّ، السَّمِيعُ، الْبَصِيرُ، الْحَكَمُ، الْعَدْلُ، اللَّطِيفُ، الْخَبِيرُ، الْحَلِيمُ، الْعَظِيمُ، الْغَفُورُ، الشَّكُورُ، الْعَلِيُّ، الْكَبِيرُ، الْحَفِيظُ، الْمُقِيتُ، الْحَسِيبُ، الْجَلِيلُ، الْكَرِيمُ، الرَّقِيبُ، الْمُجِيبُ، الْوَاسِعُ، الْحَكِيمُ، الْوَدُودُ، الْمَجِيدُ، الْبَاعِثُ، الشَّهِيدُ، الْحَقُّ، الْوَكِيلُ، الْقَوِيُّ، الْمَتِينُ، الْوَلِيُّ، الْحَمِيدُ، الْمُحْصِي، الْمُبْدِئُ، الْمُعِيدُ، الْمُحْيِي، الْمُمِيتُ، الْحَيُّ، الْقَيُّومُ، الْوَاجِدُ، الْمَاجِدُ، الْوَاحِدُ، الصَّمَدُ، الْقَادِرُ، الْمُقْتَدِرُ، الْمُقَدِّمُ، الْمُؤَخِّرُ، الْأَوَّلُ، الْآخِرُ، الظَّاهِرُ، الْبَاطِنُ، الْوَالِيَ، الْمُتَعَالِي، الْبَرُّ، التَّوَّابُ، الْمُنْتَقِمُ، الْعَفُوُّ، الرَّءُوفُ، مَالِكُ الْمُلْكِ، ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، الْمُقْسِطُ، الْجَامِعُ، الْغَنِيُّ، الْمُغْنِي، الْمَانِعُ، الضَّارُّ، النَّافِعُ، النُّورُ، الْهَادِي، الْبَدِيعُ، الْبَاقِي، الْوَارِثُ، الرَّشِيدُ، الصَّبُورُ».
[2]

ابو عیسی ترمذی «اِسناد» این روایت را صحیح دانسته؛ هر چند که این اِسناد متفرد به نقل «صفوان بن صالح» است.[3]

2) هر چند که مفردات این حدیث در احادیث و ادعیه شیعه موجود است؛ اما به این ترتیب و ترکیب این روایت در متون شیعه نقل نشده و منحصر به نقل «ابوهریره» از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) است.

3) پایان بخش تواشیح «اسماء الحسنی» صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) با ترکیبی خود ساخته است: «اللهم صلّ افضل صلاة على اسعد مخلوقاتك سيدّنا محمد و على آله و صحبه و سلّم عدد معلوماتك و مداد كلماتك كلّما ذكرك الذاكرون و غفل عن ذكره الغافلون».

این صلوات و درود با این ترکیب منشائی روایی نداشته؛ بلکه از آنجا که مشتمل بر صلوات بر اصحاب است امری بدعی و مخالف قطعی دستور شرع است.
انتهای این صلوات نیز برگرفته از دعایی است که «ابن ادریس شافعی» (متوفی: 204هـ) در ابتدای کتاب فقهی خود آورده که دیگران این تعبیر را از وی اخذ نموده اند؛ چنانکه وی آورده است: «اللهم صل على محمد كلما ذكره الذاكرون وصل على محمد كلما غفل عن ذكره الغافلون».[4]

4) با توجه به مطالب بالا روشن می گردد که متن تواشیح مذکور به همراه ضمیمه ی انتهایی آن برگرفته و اقتباس از آثار اهل سنت است که با عدم توجه و دقت، صلوات بر اصحاب که هیچ منشاء روایی حتی در متون عامه نداشته بدان افزوده شده است.

توضیح اینکه:
تشریع صلوات به نقل اهل سنت به دو صیغه وارد شده که در آنها نامی از اصحاب به میان نیامده است:


  1. صلوات ابراهیمی که متن آن به اسناد شیعه و سنی روایت شده: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَعَلي آلِ مُحَمَّد، کَما صَلَّيْتَ عَلي إِبْراهيمَ وَعَلي آلِ إِبْراهيمَ إِنَّکَ حَميدٌ مَجِيدٌ، اللّهُمَّ بارِکْ عَلي مُحَمَّد وَعَلي آلِ مُحَمَّد کَما بارَکْتَ عَلي إِبْراهيمَ وَآلِ إِبْراهيمَ إِنَّکَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[5]
  2. صلوات دیگری که مختص به نقل عامه است که در آن «ازواج» و «ذریه» بجای «آل» ذکر شده است که این صیغه از نظر شیعه بدعت است: «اللَّهُمَ‏ صَلِ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ‏، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[6]
با توجه به دو متن روایی (به نقل اهل سنت) فوق می گوئیم:
داخل نمودن اصحاب و مشمول نمودن درود بر آنان، با توجه به اینکه در هیچ نقلی از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلّم) روایت نشده را می توان به طور قطع بدعتی آشکار دانست.
حافظ معاصر اهل سنت، «عبدالله بن الصدیق الغماری المغربی»، در رساله ای با عنوان: «القول المقنع فی الرد علی الالبانی المبتدع»، می نویسد:

«ودر اینجا خطائی که جمهور اهل سنت در آن واقع شده اند را تذکر می دهیم؛ خطائی که آنرا گروهی از گروه دیگر تبعیت نمودند و بر این امر آگاهی نیافت مگر شیعه! و آن امر چنین است که مردم به هنگام صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) اصحاب را با آنحضرت ذکر می نمایند؟ در حالی که در جواب صحابه که از ایشان سوال نمودند چگونه بر شما صلوات بفرستیم آنحضرت جواب دادند: بگوئید: «اللهم صل على محمد وآل محمد». ودر روایتی دیگر آمده است:«اللهم صل على محمد وأزواجه وذريته». ودر هیچکدام از طرق حدیث نامی از اصحاب برده نشده است؛ با این که این طرق در حد تواتر نقل شده اند؛ بنابراین ذکر صلوات بر اصحاب در صلوات، زیاد نمودن امری است در آنچه شارع مقدس به ما آموخته است؛ در حالی که چنین امری جایز نمی باشد».[7]

بنابراین چنانکه شما برداشت نمودید چنین امری بدعت است.

جهت اطلاع بیشتر به این تاپیک مراجعه فرمائید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=43088

موفق باشید.



[/HR][1] . سند روایت ترمذی به همراه متن ابتدای روایت اینچنین است: «حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ يَعْقُوبَ الْجُوزَجَانِيُّ، حَدَّثَنَا صَفْوَانُ بْنُ صَالِحٍ، حَدَّثَنَا الْوَلِيدُ بْنُ مُسْلِمٍ، حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ أَبِي الزِّنَادِ، عَنْ الْأَعْرَجِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: «إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ اسْمًا مِائَةً غَيْرَ وَاحِدٍ مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ، ...».

[2] . الترمذى، محمد بن عيسى، الجامع الصحيح و هو سنن الترمذي، ج5، ص35، ح3507، دار الحديث - مصر - قاهره، چاپ: 1، 1419 هـ.ق.

[3] . همان: «قَالَ أَبُو عِيسَى: هَذَا حَدِيثٌ غَرِيبٌ، حَدَّثَنَا بِهِ غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ صَالِحٍ، وَ لَا نَعْرِفُهُ إِلَّا مِنْ حَدِيثِ صَفْوَانَ بْنِ صَالِحٍ، وَ هُوَ ثِقَةٌ عِنْدَ أَهْلِ الْحَدِيثِ. وَ قَدْ رُوِيَ هَذَا الْحَدِيثُ مِنْ غَيْرِ وَجْهٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ لَا نَعْلَمُ فِي كَبِيرِ شَيْ‏ءٍ مِنْ الرِّوَايَاتِ لَهُ إِسْنَادٌ صَحِيحٌ ذِكْرَ الْأَسْمَاءِ إِلَّا فِي هَذَا الْحَدِيثِ. وَ قَدْ رَوَى آدَمُ بْنُ أَبِي إِيَاسٍ هَذَا الْحَدِيثَ بِإِسْنَادٍ غَيْرِ هَذَا عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، وَ ذَكَرَ فِيهِ الْأَسْمَاءَ، وَ لَيْسَ لَهُ إِسْنَادٌ صَحِيحٌ».

[4] . الشافعی، محمد بن إدريس، کتاب المسند، ص6، دارالکتب العلمیة- بیروت.

[5]. البخارى، محمد بن اسماعيل، صحيح البخاري، ج10، ص103،‌ح5651، جمهورية مصر العربية، وزارة الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامية، لجنة إحياء كتب السنة - مصر - قاهره، چاپ: 2، 1410 ه.ق.

[6] .همان، ج5، ص351، ح3013.

[7] . عبدالله الصدیق الغماری، القول المقنع فی الرد علی الالبانی المبتدع، ص6: «و ننبه هنا على خطأ وقع من جماهير المسلمين ، قلد فيه بعضهم بعضا ولم يتفطن له إلاالشيعة . ذلك أن الناس حين يصلون على النبي صلى الله عليه وآله وسلم يذكرون معه أصحابه ، مع أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم حين سأله الصحابة فقالوا : كيف نصلي عليك ؟ أجابهم بقوله : " قولوا اللهم صل على محمد وآل محمد " وفي رواية " اللهم صل على محمد وأزواجه وذريته " ولم يأت في شيء من طرق الحديث ذكر أصحابه ، مع كثرة الطرق وبلوغها حد التواتر ، فذكر الصحابة في الصلاة على النبي صلى الله عليه وآله وسلم ،زيادة على ما علمه الشارع ، واستدرك عليه ، وهو لا يجوز . وأيضا فان الصلاة حق للنبي صلى الله عليه وآله وسلم و لآله ، لا دخل للصحابة فيها ، لكن يترضى عنهم».

با سلام و عرض ادب

وقتی ما آل محمد رو در آخر صلوات به کار می بریم تمامی سادات رو شامل می شه ، درسته ؟

در حالی که امثال جعفر کذاب هم وارد این حوزه صلوات می شن !

راه حل چی هست ؟

فریاد۱;983519 نوشت:
سلام.
ببخشید چندروزه این پیام فکر من رو مشغول کرده نمیدونم درسته یاغلطه.اگه ممکنه ردیه یاتاییدیه ای برام بفرستید
یاحداقل تحلیل بشه مستندومستدل حساب کار دستم بیاد.
ممنون

کل این مطلب را گفتم که بگویم هر چیزی که با آن خاطره داریم و از تلویزیون و ...شنیده ایم لزوما مبنای اعتقادی درستی پشت آن نیست.
صلوات اشتباه در این تواشیح به کنار، بحث دیگر بحث چگونگی خواندن اسم های خداوند است و غنا بودن یا نبودن این تواشیح در جای خود جای بررسی دارد.ناگفته نماند اولین بار این تواشیح توسط یک صوفی نقشبندی خوانده شده!

با سلام

بعضی شاید تصورشان اینست صحبه یعنی صحابه حقیقی پیامبر مانند عمار و ابوذر و سلمان و ....

ولی باید توجه داشت که آل محمد فقط معصومین علیهم السلام را شامل نمیشود بلکه تمام شیعیان حقیقی را هم شامل است که در روایات هم به این موضوع اشاره شده. لذا" آل محمد" کافی است و نیازی به صحبه نیست!

شروحیل;983754 نوشت:
با سلام و عرض ادب

وقتی ما آل محمد رو در آخر صلوات به کار می بریم تمامی سادات رو شامل می شه ، درسته ؟

در حالی که امثال جعفر کذاب هم وارد این حوزه صلوات می شن !

راه حل چی هست ؟

[=&amp]با سلام و عرض ادب [/] [=&amp]

مراد از آل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) تنها چهارده معصوم است. مصادیق آل در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلّم) تنها شامل اصحاب کسا بوده و مصادیق بعدی آن به تصریح کلام معصومین(علیهم السلام) منحصر درائمه ی معصومین(علیهم السلام) است؛ همچنانکه در کلام امام علی (علیه السلام) در توصیف (آل)‌ آمده است:
[/]
[=&amp]

«لَا يُقَاسُ‏ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلى‏ الله ‏عليه‏ وآله وسلّم) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ».[=&amp][1][/] [/][=&amp]«احدی از این امت را یارای مقایسه ی با آل محمد نیست؛ و آنان كه پرورده نعمت هدايت اهل بيت پيامبرند با آنان برابر نخواهند بود. آل محمد(صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) اساس دين، و ستون‏هاى استوار يقينند. شتاب كننده، بايد به آنان بازگردد و عقب مانده بايد به آنان بپيوندد؛ زيرا ويژگى‏هاى حقّ ولايت به آنها اختصاص دارد و وصيّت پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) نسبت به خلافت مسلمين و ميراث رسالت، به آنها تعلّق دارد. هم اكنون (كه خلافت را به من سپرديد) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جايگاهى كه از آن دور مانده بود، باز گردانده شد».[/]

[=&amp]همچنین در «تفسير عيّاشى» از حضرت باقر (عليه السلام) آمده است كه آنحضرت فرمودند:[/][=&amp] «آلُ‏ مُحَمّدٍ هُمْ‏ حَبْلُ اللهِ الّذِى أمَرَ بِالاعْتِصَامِ بِهِ، فَقَالَ: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لَا تَفَرّقُوا»،[=&amp][2][/] «آل محمّد، همان ريسمان خدا، آن ريسمانى كه خداوند امر كرده است بدان اعتصام جويند، و فرموده است: و همگى به ريسمان خداوند معتصم گرديد و جدائى و تفرقه ننمائيد!».[/]

[=&amp]در روایت دیگری از حضرت امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤال شخصی که از مصادیق آل محمد(صلی الله علیه وآله) سوال نموده بود، آنحضرت مصداق (آل) را تنها اهل بیت معصومین را بیان فرمودند: [/] [=&amp]«[/][=&amp]عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) أَنَّ سَائِلًا سَأَلَهُ فَقَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مَنْ هُمْ قَالَ هُمْ أَهْلُ بَيْتِهِ خَاصَّةً [/][=&amp]».[=&amp][3][/][/]

[=&amp]ودر روایتی دیگر از حضرت رضا (علیه السلام) آل محمد کسانی معرفی شده اند که به حقائق قرآن آشنا بوده و حجت خدا بر خلق او هستند:[/] [=&amp]«وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُم‏».[=&amp][4][/] [/][=&amp]«يعني آل‏ محمد، و هم الذين يستنبطون‏ من القرآن، و يعرفون الحلال و الحرام، و هم الحجة لله على خلقه‏».[=&amp][5][/][/]

[=&amp]همچنین در کتب فقهی مصداق آل تنها عترت معصومین (علیه السلام) معرفی شده است، چنانکه مرحوم فخر المحققین در این رابطه می نویسند: [/][=&amp]«المراد بالآل في قوله: (اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد) المعصومون».[=&amp][6][/][/]

[=&amp]و مرحوم محقق کرکی نیز در این رابطه می نویسند: [/][=&amp]«فائدة: آل محمّد هم: علي، و فاطمة، و الحسن، و الحسين عليهم السّلام للنّقل الثّابت في ذلك من طرقنا و طرق المخالفين، و يطلق على باقي الأئمة الاثني عشر عليهم السّلام تغليبا».[=&amp][7][/][/] [=&amp]

[/]موفق باشید.


[/HR] [=&amp][=&amp][1][/][/][=&amp]. سید رضی، نهج البلاغة، خطبه ی دوم.[/]

[=&amp][=&amp][2][/][/][=&amp]. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج65، ص233، دار احیاء التراث العربی.[/]

[=&amp][=&amp][3][/][/][=&amp]. قاضی نعمان مغربی،‌ دعائم الاسلام، ج1، ص29، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام).[/]

[=&amp][=&amp][4][/][/][=&amp]. النساء/4/83.[/]

[=&amp][=&amp][5][/][/][=&amp]. العیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص260، المطبعة العلمیة.[/]

[=&amp][=&amp][6][/][/][=&amp]. الحلی،‌ فخر المحققین، ایضاح الفوائد،‌ج1، ص7، موسسه اسماعیلیان.[/]

[=&amp][=&amp][7][/][/][=&amp]. العاملی، جامع المقاصد، ج2، ص321، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام).[/]

عمار ساباطى گوید: من نزد امام صادق – علیه السلام – بودم ، مردى گفت : اللهم صل على محمد و اهل بیت محمد

امام – علیه السلام – به او فرمود: اى مرد! دایره را بر ما تنگ ساختى . آیا نمى دانى که اهل بیت همان پنج تن اصحاب کساء هستند و بس ؟

مرد پرسید: چگونه بگوییم ؟

فرمود: بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد تا این که ما و شیعیان ما (حقیقی) نیز داخل باشیم .

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ في صفةِ مُحِبّيهِم ـ : و طَبَقةٌ يُحِبّونا في السِّرِّ و العَلانِيَةِ ، هُمُ النَّمَطُ الأعلى ، شَرِبوا مِن العَذْبِ الفُراتِ ، و عَلِموا تأويلَ الكِتابِ ، و فَصْلَ الخِطابِ ، و سَببَ الأسبابِ ، فهُمُ النَّمَطُ الأعلى ، الفَقرُ و الفاقَةُ و أنواعُ البَلاءِ أسْرَعُ إلَيهِم مِن رَكْضِ الخَيلِ ، مَسَّتْهُمُ البَأساءُ و الضَّرّاءُ و زُلْزِلوا و فُتِنوا ، فمِن بَينِ مَجْروحٍ و مَذْبوحٍ مُتَفرِّقينَ في كُلِّ بلادٍ قاصِيَةٍ .
إنّ لِمُحِبِّينا في السِّرِّ وَ العَلانِيَةِ علاماتٍ يُعرَفُونَ بها ، قالَ الرجُلُ : و ما تِلكَ العَلاماتُ ؟ قالَ عليه السلام : تلكَ خِلالٌ أوَّلُها أ نَّهُم عَرَفُوا التَّوحيدَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ و أحكَمُوا عِلمَ تَوحِيدِهِ

امام صادق عليه السلام ـ در وصف دوستداران اهل بيت عليهم السلام ـ فرمود: و گروهى هستند كه در آشكار و نهان ما را دوست دارند، اينان طراز برترند، از آبى شيرين و گوارا نوشيده اند و تأويل و تفسير قرآن را مى دانند و از فصل الخطاب و علّت اسباب آگاهند ؛ اينان همه طراز اولند و فقر و ندارى و انواع بلا، شتابانتر از دويدن اسب به سويشان بشتابد و سختى و تنگدستى، آنان را فرا گيرد و دچار تزلزل شوند و به فتنه در افتند و يكى زخم بردارد و ديگرى سرش بريده شود، و [اينان ]در هر شهر دور دستى، پراكنده باشند.
دوستداران باطنى و ظاهرى ما نشانه هايى دارند كه با آنها شناخته مى شوند . مرد پرسيد : آن نشانه ها چيست؟ حضرت فرمود : چند خصلتند . اولين خصلت آن است كه خداى يگانه را چنان كه بايد شناخته اند و علم توحيد او را خوب آموخته اند

معاني الأخبار عن شُعيبِ الحَدّادِ :سَمِعتُ الإمامَ الصّادقَ عليه السلام يَقولُ : إنَّ حَديثَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ ، لا يَحْتَمِلُهُ إلاّ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ ، أو نَبيٌّ مُرْسَلٌ ، أو عبدٌ امْتَحنَ اللّه ُ قَلبَهُ للإيمانِ، أو مَدينَةٌ حَصينَةٌ . قالَ عَمرو : فقلتُ لشُعيبٍ : يا أبا الحسنِ ، و أيُّ شيءٍ المَدينَةُ الحَصينَةُ ؟ قالَ : فقالَ : سألتُ أبا عبدِ اللّه ِ عليه السلام عَنها ، فَقالَ لي : القَلبُ المُجْتَمِعُ. معانى الأخبار ـ به نقل از عمرو بن اليسع از شعيب حدّاد ـ :

از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: همانا حديث ما دشوار و بسيار سنگين است و آن را جز فرشته مقرّب ، يا پيامبر مرسل ، يا بنده اى كه خداوند دلش را با ايمان آزموده و يا شهرى نفوذ ناپذير بر نمى تابد . عمرو مى گويد: به شعيب گفتم : اى ابا الحسن ! منظور از شهر نفوذ نا پذير چيست؟ گفت: من هم از امام صادق عليه السلام همين را پرسيدم، آن حضرت فرمود : [يعنى ]دلِ مُجتمَع .

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنّما شِيعَتُنا أصحابُ الأربَعةِ الأعيُنِ : عَينانِ فِي الرَّأسِ ، و عَينانِ فِي القَلبِ ، ألاَ و الخلائقُ كُلُّهُم كذلكَ إلاّ أنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ فَتَحَ أبصارَكُم و أعمى أبصارَهُم . امام صادق عليه السلام : شيعيان ما داراى چهار چشم هستند : دو چشم در سر و دو چشم در دل . بدانيد كه همه مردمان چنينند جز اين كه خداوند عزّ و جلّ چشمان شما (شیعیان حقیقی) را باز و بينا كرده و چشمهاى آنان را كور ساخته است .

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : لَو أنَّ شيعَتَنا استَقامُوا لَصافَحَتهُمُ الملائكةُ ، و لأظَلَّهُمُ الغَمامُ ، و لأَشرَقُوا نَهارا ، و لأَكَلُوا مِن فَوقِهِم و مِن تَحتِ أرجُلِهِم، و لَما سَألُوا اللّه َ شيئا إلاّ أعطاهُم . امام صادق عليه السلام : اگر شيعيان ما راست و استوار بودند فرشتگان با آنان دست مى دادند و ابرها بر سرشان سايه مى انداختند و در روز مى درخشيدند و از بالاى سر و زير پاى خود ، روزى مى خوردند (بركت از آسمان و زمين بر آنان مى باريد) و هر چه از خدا مى خواستند به آنها مى داد .

أبو بصير نقل ميكند كه خدمت حضرت امام‌صادق عليه‌السّلام عرض كردم: «آيا شيعيان شما همراه و هم درجه با شما مى‌باشند؟»
حضرت فرمودند: آرى، اگر شيعيان از خداوند بترسند و او را در نظر گيرند و تقواى إلهى پيشه نموده و خداوند را اطاعت كنند و از گناهان بپرهيزند؛ اگر چنين كنند با ما و در درجه و مرتبه ما خواهند بود

در بحار از رسول‌خدا صلّى‌اللـه‌عليه‌وآله‌وسلّم روايت كرده است كه فرمودند:

«در روز قيامت گروهى مى‌آيند كه لباسى از نور بر ايشان است و بر صورتهايشان نورى است، آثار و نشانه‌هاى سجده در ايشان آشكار است و با آن شناخته مى‌گردند و صفوف را يكى پس از ديگرى پشت سر مى‌گذارند تا در مقابل پروردگار عالميان قرار مى‌گيرند.
پيامبران و ملائكه و شهداء و صالحين به ايشان غبطه مى‌خورند. سپس حضرت فرمودند: ايشان شيعيان (حقیقی) ما مى‌باشند و على امام و پيشواى ايشان است

از امام صادق عليه‌السّلام روايت مى‌نمايد: «شيعيان(حقیقی) ما در روز قيامت نزديكترين خلق به عرش خداوند پس از ما مى‌باشند

فریاد۱;983519 نوشت:
مثل صلواتی که در تواشیح اسما الحسنی آمده!
اما بر چه مبنایی باید به تمام صحابه صلوات فرستاد!؟

قطعاً صلوات بر همهٔ مصاحبان پیامبر مراد گوینده نیست؛ همچنان که منظور از "آل" همهٔ خاندان پیامبر نیست. برخی از این مصاحبان پیامبر در قرآن مذمت شده‌اند و به وصف منافق و غیره وصف شده‌اند.
اما صلوات فرستادن خدا و پیامبر و فرشتگان بر مؤمنان (از صحابه و غیرصحابه) شواهد قرآنی دارد:

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴿البقرة: ١٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿البقرة: ١٥٧
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿التوبة: ١٠٣﴾
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ﴿الأحزاب: ٤٣

(ادعای بدعت بودن مبنایی ویژه می‌طلبد ــ مثل اینکه هر چیزی به لفظ در متون دینی نیامده باشد بدعت است ــ که با آن بسیاری از اعمال و گفته‌های ما نیز بدعت تلقی خواهد شد.)

صدرا;983714 نوشت:
این صلوات و درود با این ترکیب منشائی روایی نداشته؛ بلکه از آنجا که مشتمل بر صلوات بر اصحاب است امری بدعی و مخالف قطعی دستور شرع است.

سلام خدمت استاد عزیز
طاعات و عباداتتون قبول باشه والتماس دعا دارم
استاد یک سوالی برای من مطرح هست آیا صرف درود فرستادن برصحابه بدعت هست؟ یعنی درود فرستاد بر غیر پیامبر و اهل بیت(ع) بدعت هست؟
مثلا فرض بفرمایید بنده در انتهای دعایی بعد درود بر نبی و اهل بیت بر پدر و مادر خودم هم درود بفرستم آیا از نظر شما این بدعته؟
ممنون@};-@};-@};-
موضوع قفل شده است