جمع بندی شکست در عشق مجازی

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

امید;1020771 نوشت:

پس مطمئن باشید که در زندگیِ مشترک، خیلی بیشتر دچار این حالتِ بدگمانی نسبت به روابطِ این دختر خواهید شد.


استاد باور کنید من پسر بی منطق و بدگمانی نیستم، الان فقط کمی احساسم درگیر بوده اینطور شده، وگرنه مطلقا هنگامی که با هم در ارتباط بودیم بنا را بر اعتماد گذاشته بودم و کنجکاوی نمی‌کردم، حتی اگر با پسری حرف می‌زد.

حالا شاید یه جورایی بشه گفت به غیرت من برخورده که این دختر با کس دیگه ای حرف می‌زند و صمیمی شده(البته تصورم این است یا ناخودآگاه اینطور میشه شاید در واقعیت اینطور نباشد)(تصور کنید زن و شوهری که همدیگه رو دوست داشتند و طلاق گرفتند و شوهر هنوز زن را دوست دارد و از ازدواج دوباره اون ناراحت شده است، منم همچین حسی دارم)

می‌دونم البته من به هیچ عنوان حقی در قبال اون دختر ندارم و این احساسات من غلیان یه چیز اشتباه است و منطقی تر و واقع گرایانه تر باید به قضایا نگاه کنم. این رو هم می‌دونم که اساسا انتخاب همسر به این شیوه خطر بسیاری دارد و ریسکش خیلی بالاس، مخصوصا اینکه با توضیحاتی که دادم تفاوت‌های انکار ناپذیری داریم.

از لحاظ شرعی و اینها هم میدانم که ارتباط من یک چیز قابل قبول نبوده و خودم هم قبول دارم.

فقط از شما می‌خوام راهکارهایی به من بگید با توجه به تجربه هایی که داشتید که من فراموش کنم قضیه را و فکرم را کنترل کنم.

afsordedel;1020774 نوشت:
راهکارهایی به من بگید با توجه به تجربه هایی که داشتید که من فراموش کنم قضیه را و فکرم را کنترل کنم.

این خوب است که به دنبال راهی هستید که شما را مشغول کند تا به این موضوع فکر نکنید.

افراد زیادی به دنبال روش هایی برای کنترل افکارشان هستند. من هم در پاسخ به آنها این روش ها را برای برگرداندن توجه از افکار ناخوشایند و مزاحم پیشنهاد می کنم:
1- تمرکز بر یک شیء:
در این روش، وقتی فکر منفی به ذهنتان خطور کرد، توجه خود را بر یک شیء (مثلا یک گلدان پر از گل) متمرکز می کنید و با جزئیاتِ هر چه بیشتر آن را برای خود توصیف می نمایید. می توانید این سؤال ها را از خود بپرسید:«آن شیء دقیقا کجاست؟ اندازه اش چقدر است؟ چه رنگی است؟ از چه ساخته شده؟به چه دردی می خورد؟»و غیره.

2- آگاهیِ حسّی:
در این روش، باید محیط اطراف خود را به صورت یک کلّ مورد توجه قرار دهید و از همه حواسّ پنج گانه خود استفاده کنید. می توانید از خود بپرسید:« در اطرافم چه چیزهایی وجود دارد؟ در اطرافم چه می بینم؟ چه صداهایی می شنونم؟ در بدنم چه حس می کنم؟ آیا لباسم را حس می کنم؟ چه بویی به مشامم می رسد؟و ...».

3- تمرین های ذهنی:
تمرین هایی مانند: هفت تا هفت تا از هزار کم کردن، یادآوریِ جانورانی که نامشان با حرف خاصی شروع می شود و ...
هیچ چیز به اندازه مشغول کردن، شما را از فکرکردن به امور بی فایده دور نمی کند. هر قدر آدم توانمندی باشید و قدرت فکرکردن همزمان به چند موضوع داشته باشید، وقتی ذهنتان به معنای واقعی درگیر کار شود؛ نمی توانید آن مسأله بی فایده را در اولویت فکرکردن قرار دهید.


4- خاطرات و خیالپردازی های خوشایند:
می توان از خاطرات خوشایندِ گذشته (مثل خاطرات تعطیلات) و نیز خیالپردازی ها (اگر خدا بخواهد و به مشهد مقدس سفر کنم، چه کار می کنم؟) برای برگرداندن توجه از افکارِ خودآیندِ منفی استفاده کرد.

5- وارد گروه های مفید شوید:
برای خلاصی از شرّ افکار منفی، در جمع های مفید شرکت کنید. در جمع بودن، تاثیر بسیار زیادی در فکرنکردن به یک موضوع خاص دارد. بهتر است جمعی را انتخاب کنید که در ابتدا آشنایی کمی با آنها دارید تا به صورت جدی تری وارد مسایل گروه شوید. با توجه به علاقه تان می توانید دوستان جدیدی پیدا کنید. عضویت در گروه ها و انجمن های مختلف ورزشی، ادبی، هنری و علمی می تواند بسیار مفید باشد. منظورم از گروه، گروه های شکل گرفته در فضای واقعی است. پژوهش ها نشان داده فضای مجازی با وجود مزایایی که دارد، باعث افسردگیِ کاربرها می شود.

6- فعالیت های جالب:
می توان از کارهایی که ذهن و جسم را به یک اندازه مشغول می کنند، برای برگرداندن توجه از افکار مزاحم استفاده کرد. مثلا می توانید جدول یا پازل حل کنید، روش حلّ مکعب روبیک یا جدول سودوکو را یاد بگیرید و تمرین نمایید. ورزش های مفید انجام دهید. ورزش کردن باعث افزایش فعالیت و نیز ارتقای انگیزه پیشرفت می شود. منظور ورزش هایی است که تحرک زیادی می طلبد. طناب زنی کنید. ورزش های هوازی انجام دهید که سوخت و ساز بدنتان را بیشتر می کند و گردش اکسیژن را افزایش می دهد.


با انجام کارهای بالا، می توانید به مرور زمان بر احساسات تان کنترل بیشتری اِعمال کنید و به تدریج به نگرش مفیدتری در مورد رابطه تان با این دختر برسید.

امید;1020776 نوشت:
این خوب است که به دنبال راهی هستید که شما را مشغول کند تا به این موضوع فکر نکنید.

افراد زیادی به دنبال روش هایی برای کنترل افکارشان هستند. من هم در پاسخ به آنها این روش ها را برای برگرداندن توجه از افکار ناخوشایند و مزاحم پیشنهاد می کنم:
1- تمرکز بر یک شیء:
در این روش، وقتی فکر منفی به ذهنتان خطور کرد، توجه خود را بر یک شیء (مثلا یک گلدان پر از گل) متمرکز می کنید و با جزئیاتِ هر چه بیشتر آن را برای خود توصیف می نمایید. می توانید این سؤال ها را از خود بپرسید:«آن شیء دقیقا کجاست؟ اندازه اش چقدر است؟ چه رنگی است؟ از چه ساخته شده؟به چه دردی می خورد؟»و غیره.

2- آگاهیِ حسّی:
در این روش، باید محیط اطراف خود را به صورت یک کلّ مورد توجه قرار دهید و از همه حواسّ پنج گانه خود استفاده کنید. می توانید از خود بپرسید:« در اطرافم چه چیزهایی وجود دارد؟ در اطرافم چه می بینم؟ چه صداهایی می شنونم؟ در بدنم چه حس می کنم؟ آیا لباسم را حس می کنم؟ چه بویی به مشامم می رسد؟و ...».

3- تمرین های ذهنی:
تمرین هایی مانند: هفت تا هفت تا از هزار کم کردن، یادآوریِ جانورانی که نامشان با حرف خاصی شروع می شود و ...
هیچ چیز به اندازه مشغول کردن، شما را از فکرکردن به امور بی فایده دور نمی کند. هر قدر آدم توانمندی باشید و قدرت فکرکردن همزمان به چند موضوع داشته باشید، وقتی ذهنتان به معنای واقعی درگیر کار شود؛ نمی توانید آن مسأله بی فایده را در اولویت فکرکردن قرار دهید.


4- خاطرات و خیالپردازی های خوشایند:
می توان از خاطرات خوشایندِ گذشته (مثل خاطرات تعطیلات) و نیز خیالپردازی ها (اگر خدا بخواهد و به مشهد مقدس سفر کنم، چه کار می کنم؟) برای برگرداندن توجه از افکارِ خودآیندِ منفی استفاده کرد.

5- وارد گروه های مفید شوید:
برای خلاصی از شرّ افکار منفی، در جمع های مفید شرکت کنید. در جمع بودن، تاثیر بسیار زیادی در فکرنکردن به یک موضوع خاص دارد. بهتر است جمعی را انتخاب کنید که در ابتدا آشنایی کمی با آنها دارید تا به صورت جدی تری وارد مسایل گروه شوید. با توجه به علاقه تان می توانید دوستان جدیدی پیدا کنید. عضویت در گروه ها و انجمن های مختلف ورزشی، ادبی، هنری و علمی می تواند بسیار مفید باشد. منظورم از گروه، گروه های شکل گرفته در فضای واقعی است. پژوهش ها نشان داده فضای مجازی با وجود مزایایی که دارد، باعث افسردگیِ کاربرها می شود.

6- فعالیت های جالب:
می توان از کارهایی که ذهن و جسم را به یک اندازه مشغول می کنند، برای برگرداندن توجه از افکار مزاحم استفاده کرد. مثلا می توانید جدول یا پازل حل کنید، روش حلّ مکعب روبیک یا جدول سودوکو را یاد بگیرید و تمرین نمایید. ورزش های مفید انجام دهید. ورزش کردن باعث افزایش فعالیت و نیز ارتقای انگیزه پیشرفت می شود. منظور ورزش هایی است که تحرک زیادی می طلبد. طناب زنی کنید. ورزش های هوازی انجام دهید که سوخت و ساز بدنتان را بیشتر می کند و گردش اکسیژن را افزایش می دهد.


با انجام کارهای بالا، می توانید به مرور زمان بر احساسات تان کنترل بیشتری اِعمال کنید و به تدریج به نگرش مفیدتری در مورد رابطه تان با این دختر برسید.

سلام
استاد ممنونم از همه ی راهنمایی های شما.
دعا کنید که زودتر از این درگیری ذهنی رها بشم و زودتر ریکاوری کنم.
گاهی ذهن آدم یه چیز رو بزرگتر از اون چیزی که هست به آدم نشون می‌ده

[="3"]

afsordedel;1020703 نوشت:
۳) از سریالهای خودمون بود(لحظه گرگ و میش)

سلام

یه نوع اعتیاد به ترشح هورمون عشق موجب افزایش قدرت ریسک کردن و روبرو شدن با ترس می‌شود. کوه برو، ترک کردن یکم طول می کشه اعتیاد به هورمون عشق.

کمکم همه چی درست میشه نماز اول وقت بخون ، نماز شب بخون از دو رکعت شفع و یک رکعت وتر شروع کن

التماس دعاا

[/]

afsordedel;1020789 نوشت:
سلام
استاد ممنونم از همه ی راهنمایی های شما.

سلام

خواهش می کنم.

afsordedel;1020789 نوشت:
دعا کنید که زودتر از این درگیری ذهنی رها بشم و زودتر ریکاوری کنم.

ان شاءالله هر چه زودتر به زندگی عادی برگردید و مسیر پیشرفت تان را ادامه دهید. توانایی های خود را دست کم نگیرید. شما تحصیلات بالایی دارید که با همین توانایی ها و پشت سرگذاشتنِ موانع به دست آمده است؛ پس باز هم می توانید از موانعِ پیشِ رویِ تان بگذرید.

پرسش:

پسری 27 ساله هستم. مدتی پیش در یک سایت با دختری آشنا شدم. ابتدا علاقه چندانی به صحبت با او نداشتم. اما او دوست داشت با من صحبت کند. پس از مدتی شروع به صحبت در تلگرام کردیم. آنجا عکس های همدیگر را دیدیم. چهره دلنشینی داشت. رابطه ما با تلفن ادامه یافت. تا اینکه مادرم متوجه شد که زیاد با تلفن صحبت می کنم. از آن پس، ارتباط تلفنی ما کمتر شد؛ ولی همچنان با تلگرام در ارتباط بودیم. من به تدریج به این دختر علاقه مند شده بودم. این مسأله در زمانی بود که از شبکه سراسریِ صدا و سیما سریالی عاشقانه پخش می شد که دختر نقش اول، شباهث زیادی از نظر اخلاق و قیافه به این دختر داشت. من کم کم به جایی رسیدم که دلم برای این دختر تنگ می شد و وقتی دیر جوابم را می داد، از او دلگیر می شدم. قهر و آشتی های زیادی بین ما اتفاق افتاد. تا اینکه دو هفته پیش گفت:«من مایل به ادامه این ارتباط نیستم». از آن روز مریض شده ام؛ غذا نمی خورم؛ بغض می کنم و اشک می ریزم. هر روز وارد آن سایت می شوم و اگر ببینم این دختر با پسری حرف زده، خیلی ناراحت می شوم. لطفا مرا راهنمایی کنید که چه کار کنم.

پاسخ:

شما پس از مدت ها تنهایی و مجردبودن با دختری برون گرا در فضای مجازی آشنا شدید. ابتدا چندان به او توجهی نداشتید. چون با تصویر معشوق ایده آلی که در ذهن داشتید، چندان مطابقت نداشت. رابطه شما ابتدا به صورت تلفنی بود؛ یعنی صدایش را می شنیدید. بر اساس یافته های دانشمندانِ علوم رفتاری، حدود 16 تا 26 درصد از ارتباطاتِ ما به صورت کلامی و حدود 60 تا 76 درصدِ آن به صورتِ غیرکلامی، یعنی با استفاده از حالت های سر و دست و چشم و کُلّاً بدن، انجام می شود. وقتی شما با تلفن حرف می زدید، می توانستید به حداقلّ 16 درصد از ارتباط دست یابید. این مقدار کافی نیست؛ اما حدّاقلّی از اطلاعات را در دسترس شما قرار می داد و شما به همین اندازه می توانستید تصویری از مخاطبِ خود در ذهن تان بسازید. ولی وقتی ارتباط شما به صورت تلگرامی شد، از همین 16 درصد حداقلّ اطلاعات نیز محروم شُدید و مطالبی که در صفحه تلگرام می خواندید، تنها منبعِ اطلاعاتیِ شما برای ساختِ تصویری ذهنی از این دختر بود.

در دنیای واقعی، ما از حواسّ پنج گانه برای دریافت اطلاعات بهره می بریم. اما در دنیای مجازی فقط از بینایی برای به دست آوردن اطلاعات استفاده می کنیم. ادراکِ ما از راه بینایی نیز در فضای مجازی با محدودیت روبروست؛ زیرا نمی توانیم حرکات و رفتارهای طرف مقابل را ببینیم؛ بلکه فقط کلماتِ تایپ شده را می خوانیم و تصویر پروفایلی را می بینیم که شخص برای خود انتخاب کرده است.

اینجاست که ذهنِ خلّاقِ انسان به صورتِ گسترده تری وارد می شود و تصویری از مخاطب ایجاد می کند؛ تصویری که تعداد زیادی از ملاک های یک معشوقِ ایده آل را دارد. این تصویر، ترکیبی از ایده آل های ذهن و اطلاعاتی است که در مغز حکّ شده است. تماشای سریال تلویزیونی نیز به تشکیل این تصویرِ زیبای ذهنی کمک کرد و آن را با جزئیاتِ بیشتری در ذهن تان بازسازی نمود. هر فردی در برخورد با این تصویرِ ذهنیِ زیبا، عاشق می شود. یعنی در رابطه مجازی، افراد عاشقِ تصویرِ ذهنیِ خود می شوند و در حقیقتْ یک تصویرِ خیالی از معشوق در ذهن می سازند و به تحسینِ او می پردازند. اگر این افراد در دنیای واقعی مدتی با مخاطب رفت و آمد نمایند، متوجه می شوند تصویرِ ذهنی که از مخاطب در ذهن شان ساخته و پرداخته اند، چقدر با واقعیت تفاوت دارد. گاه این تفاوت آن قدر زیاد است که فرد از رابطه سرخورده می شود. اگر رابطه مجازی به سرعت به ازدواج ختم شود، از آن جایی که انتخاب آگاهانه نبوده است، احتمالِ شکست ازدواجْ زیاد می باشد. من به یک نمونه از پیش بینی کننده هایِ ایجاد تنش و کشمکش در رابطه شما و این خانم اشاره می کنم:

خود شما می گویید:«هر روز وارد آن سایت می شوم و اگر ببینم این دختر با پسری حرف زده، خیلی ناراحت می شوم». یعنی شما می ترسید این دخترخانم با فردی دیگر در فضای مجازی رابطه احساسی برقرار کند. شما نمی خواهید او وارد رابطه با مردی دیگر شود. فرض کنیم شما با این خانم ازدواج کردید؛ آیا فکر نمی کنید که پس از ازدواج نیز همیشه نگران خواهید بود که نکند همسرم با مردِ دیگری در فضای مجازی یا فضای واقعی آشنا شود و با او رابطه احساسی برقرار کند و به عشقش و من پشت پا بزند؟؟ رابطه همسران پس از ازدواج، خیلی حسّاس تر از رابطه قبل از ازدواج است و خدای نکرده در صورت اقدامِ هر زنِ متأهل به چنین کاری چقدر در روابطش تأثیرگذار خواهد بود؟ ضمن اینکه سوءظنّ و بدگمانی به همسر و ایجاد محدودیت در روابطِ او، باعث ایجاد اختلاف و نزاع های زیادی می گردد و یکی از دلایلِ طلاق در ایران محسوب می شود.

از سوی دیگر، عشق های مجازی در چارچوب دو نفره یِ پسر و دختر شکل می گیرد. وقتی قرار می شود این عشق در دنیای واقعیْ تجسّم یابد، باید خانواده ها از آن مطّلع شوند. خانواده ها نیز وقتی از آن باخبر می شوند، با آن مخالفت می کنند و تنش هایی بین دختر یا پسر و خانواده اش بُروز می کند. زیرا پدر و مادرها با تجربه ای که دارند، می دانند ازدواجْ مسأله ای حسّاس است که نمی توان بر پایه اطلاعاتِ ناقصِ ردّ و بدل شده در فضای مجازی آن را شکل داد و پیش بینی می کنند که این ازدواج سرانجامی جز شکست و طلاق نخواهد داشت.

تجربه روانشناسان نشان داده اگر رابطه در فضای مجازی قطع شود و هر یک از دختر و پسر به زندگیِ خود ادامه دهند، به مرورِ زمان، رابطه عاطفی کم رنگ تر می شود و دو طرف می توانند چشم شان را به روی واقعیّت ها باز کنند. اگر شما رابطه خود را با این خانم صد در صد قطع کنید؛ از او به هیچ وجه خبر نگیرید، به زندگی و تلاشِ خود برای موفقیت ادامه دهید، می توانید پس از مدتی و به تدریج احساسات خود را مدیریت نمایید و به دیدگاهِ واقع بینانه تری از این رابطه دست یابید.

در صورتی که اصرار زیادی به ازدواج با این دختر دارید و تصور می کنید که نمی توانید هیچ گاه از این رابطه و ازدواج دست بکشید، پیشنهاد می کنم ماجرا را دقیقا با خانواده خود در میان بگذارید و به همراه خانواده تان به خواستگاریِ این دختر بروید و پس از چند جلسه گفتگویِ رودررو با این خانم و خانواده اش، حتما برای تشخیصِ تناسب میان خودتان و این دختر از یک روانشناس و مشاور باتجربه و خبره کمک بگیرید.

موضوع قفل شده است