جمع بندی شخصیت شناسی حمیری قمی

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسم الله الرحمن الرحیم
خداخیرون بده،ممنون.

قالی;767273 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
لطفااگردرباره شخصیت شناسی رجالی محمدبن عبدالله بن الجعفر الحمیری القمی مطلبی میدونید،بفرمایید.

با صلوات بر محمد و آل محمد
وعرض سلام وادب
پرسشگر گرامی ضمن عذر خواهی از شما به خاطر این که به واسطه تشابه اسمی بنده در مورد« عبد الله بن جعفر» اطلاعاتی را محضر شما ارسال نموده ام و ضمن تشکر از کاربر گرامی « عصران» که به این مطلب اشاره فرمودند و قدر دانی از کاربر«yaldasolimani» که متن فوق را ارسال فرمودند. ولی با توجه به این که شمامطلب را برای استفاده در پایان نامه خود می خواستید متن را با آدرس خدمت شما ارسال می نمایم.
محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری قمی
نیم نگاه
آنچه به یك شهر، یا كشور اعتبار و اهمیت می بخشد و موقعیت آن را در نزد صاحبان خرد و دانش بالا می برد، ظهور مردان بزرگ و فرهنگ پروری است كه از آن سرزمین بر می خیزند و دانش و معرفت بشری را گامی به پیش می برند. شهر قم همواره و در طول قرن ها و عصرها و در مقاطع متفاوت فرهنگی و اجتماعی، محل خیزش انسان هایی دانشمند و فرهیخته و علاقمند به آموزه های دینی و مكتی بوده و هست.
در این مقاله می كوشیم كه با یكی از چهره های برجسته و شاخص محدثان شیعی آشنا شویم؛ بزرگ مردی كه نامش محمد، كنیه اش ابوجعفر و معروف به «حِمْیَری قمی» است.(1)
حمیری اهل قم و منسوب به قبیله ای در یمن به نام «حِمْیَر» است. در مجمع البحرین می خوانیم:
حمیر
«حمیر پدر یكی از قبائل یمن است كه از آنان پادشاهانی در آن سرزمین به سلطنت رسیدند.»(2)
صاحب لسان العرب چنین می نگارد:
«حمیر بزرگ خاندان طائفه حمیر بود و او حمیر بن سبأ است.»(3)
دكتر محمد معین در كتاب ارزشمندش می گوید:
«حمیر شهر و ناحیه ای در یمن كه در مغرب شهر صنعای امروزی است.»(4)
و حسن عمید می نویسد:
«حمیر یكی از قبائل معتبر عرب قحطانیه كه در یمن سكونت داشته و دولت های كوچكی تشكیل داده اند، مهمترین دولت های آنان یكی دولت سبأ و دیگری تبایعه بود كه در قرن ششم میلادی منقرض شده اند.»(5)
به هر صورت حمیر چه نام قبیله یا اسم منطقه و شهری در یمن باشد، برخی از خاندان حمیری از یمن - بنابر عللی كه در جای خود باید مورد تحقیق قرار گیرد. - به قم آمدند و كم كم سلسله معروف حمیری در این شهر پا گرفت كه یكی از معروفترین آنان همین محدّث بزرگوار است و دیگری پدر عظیم الشأن او كه از بزرگان و عالمان قم به حساب می آمد.
ولادت
همان گونه كه تاریخ دقیق و قطعی ولادت عده زیادی از فقیهان و محدثان بزرگ تاریخ شیعه، در هاله ای از ابهام قرار دارد، تاریخ ولادت این عالم بزرگوار هم، مبهم است و در مآخذ و مدارك مطلبی ذكر نشده است. مورخان نیز متعرض این موضوع نشده اند؛ البته آنچه مهم است، شناخت شخصیت مورد نظر است تا دستمایه ای باشد برای شناخت بیشتر مردانی كه قبل از ما در راه دین و مذهب و نشر آثار اهل بیت(ع) زحمت ها و رنج های فراوانی را متحمل شده اند، تا مذهب راستین اسلام جاودان بماند.
اساتید
یكی از عواملی كه به شخصیت انسان شكل می دهد و در آن تأثیر فراوان بر جای می گذارد، استاد است. آری! استاد است كه می تواند علاوه بر انتقال یافته های علمی خود به شاگرد، در حوزه تهذیب و اخلاق نیز، پرورش دهنده روح او باشد و انسان هایی را در حوزه عقل و دانش و تهذیب و طهارت روح تربیت كند.
نام چندانی از استادان این محدث بزرگوار در تذكره های و تراجم رجال، ذكر نشده و گویا بیش از دو یا سه استاد روایت نداشته است. این اساتید عبارتند از:
1 - پدر بزرگوارش، عبدالله بن جعفر حمیری قمی: كه استاد اصلی او است.(6) عبدالله بن جعفر نویسنده كتاب معروف و معتبر «قرب الاسناد» است. درباره اش نوشته اند:
«بزرگ قمی ها، شخصیت برجسته عالمان قم و از یاران حضرت امام عسكری(ع)بود كه عمر پربركت خویش را در راه اعتلای مذهب اهل بیت و ترویج مبانی دین به پایان برد.»
شیخ طوسی، در رجال و فهرست از او نجلیل می كند و به شخصیت وی ارج می نهد. علّامه حلّی نیز ضمن ستایش، به او اعتماد كامل دارد.(7)
2 - احمد بن محمد بن خالد برقی قمی:(8) او دانشمند برجسته و مؤلف كتاب معروف «محاسن» است كه از زمان تألیف تا روزگار ما مورد اعتماد تمام دین شناسان است. جدّ ایشان اهل كوفه بود و مدتی، هنگام بروز حادثه شهادت زید بن علی: 7در زندان ستمگران گرفتار بود؛ ولی در زندان به شهادت رسید. در این هنگام خالد همراه پدرش، عبدالرحمن به قم آمد.(9)
نجاشی درباره احمد بن محمد بن خالد می گوید: «او مورد وثوق و اعتماد است.» البته یك نقطه ضعفی نیز بر او وارد كرده اند و می گویند وی از افرادی كه چندان وثاقت آنان مشخص نبود، روایت نقل می كرد. همین موضوع باعث شد كه احمد بن محمد بن عیسی قمی - كه شخص اول قم بود. - او را از قم تبعید كند؛ ولی هنگام مرگش با سر و پای برهنه دنبال پیكر احمد بن محمد بن خالد برقی حركت می كرد و از كار خود پشیمات شده بود.(10)
در تاریخ رحلت او دو قول است؛ سال 274یا سال 280كه مرحوم نجاشی در كتاب خود به هر دو قول اشاره كرده است.(11)
شاگردان
تعلیم و تربیت دو عنصر برجسته و بنیادی مكتب اسلام است. محمد بن عبدالله در این حوزه به توفیقات بلندی دست یافت و جمعی از تشنگان معرفت دینی دور چشمه وجود او گرد آمدند و از محضرش فیض بردند. نام برخی از آنان چنین است:
1 - علی بن حسین بن شاذویه: (12) شاگرد روایتی محمد بن عبدالله بن جعفر است و در شمار استادان مرحوم شیخ صدوق قرار دارد.
2 - احمد بن هارون:(13) از استادان شیخ صدوق است و جناب صدوق بیشتر روایات كتاب «كمال الدین و اتمام النعمه» را از وی نقل می كند كه این خود نشان دهنده عظمت این محدّث توانا است.(14)
3- ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی:(15) مرحوم نجاشی او را این چنین ستوده است:
«از یاران موثق شیعه و بزرگان آنان است، در حوزه حدیث و فقه، هر چه انسان درباره خوبی های او و فقه و معرفتش بگوید، باز او بالاتر از این ها است. وی صاحب كتاب های بسیار خوبی است و كتاب معروف «كامل الزیارات» از این جناب است.»(16)
او استاد شیخ مفید است. وی، مخصوصاً در كتاب «امالی» نام این استاد را بارها ذكر كرده و از او روایت نقل می كند.(17)
4 - حسن بن حمزه علوی حسینی طبری:(18) از اساتید برجسته جناب شیخ مفید است و در امالی از ایشان به عنوان «شریف صالح» یاد می كند.(19)
شیخ طوسی كه شاگرد با واسطه اوست، درباره اش چنین اظهار نظر كرده است: حسن بن حمزه علوی طبری، مردی فاضل، ادیب، عارف به اخبار، فقیه در دین و دارای زهد و ورع فراوان بود و كتاب های زیادی تألیف و تصنیف كرد.(20)
5 - علی بن حاتم بن ابی حاتم.(21)
از منظر بزرگان
برای پی بردن به شخصیّت علمی و فرهنگی یك عالم و محدّث، اظهار نظرهای دانشمندان و بزرگان تاریخ و تراجم درباره آنان راهگشا است، كه در نهایت موجب می شود ابعاد شخصیّتی آن فرد كاملا روشن و آشكار شود؛ بنابراین باید گفته ها و نظرها درباره محمد بن عبدالله حمیری را مورد ملاحظه قرار داد. قریب به اتفاق تمام رجال شناسان معروف،كه ترجمه این محدّث را مورد بررسی قرار داده اند، از وی به خوبی یاد كرده اند؛ به عنوان نمونه، مرحوم نجاشی (متوفای در سال )450درباره اش می گوید:
«محمد بن عبدالله حمیری، از محدّثانی است مورد اعتماد و وثاقت و در میان دانشمندان قم، از برجسته ها و نمونه ها است. او آن چنان شخصیّتی است كه باب مكاتبه اش با حضرت ولیّ عصر(ع)باز بوده و با آن بزرگوار ارتباط داشت. مسائل گوناگونی را در زمینه های دینی، از آن حضرت سؤال كرد. استاد من، احمد بن حسین غضائری برایم می گفت: من اصل سؤال ها و جواب های حضرت را كه در بین سطرها نوشته بودند، دیده ام.»(22)
شیخ طوسی (متوفای 460ه. ق) در سه جا از كتاب رجال از وی نام برده است.(23) علّامه حلّی (متوفای 726) هم درباره اش می گوید:
«او محدّثی است فرزانه كه با حضرت ولیّ عصر(ع)مكاتبه و ارتباط داشت.»(24)
گرایش ولایی
محمد بن عبدالله حمیری قمی از جمله عالمان و فقیهان شیعه است كه گرایش عمیقی به حضرت ولی عصر(ع)داشت و در این راستا بود كه به واسطه سفیران حضرت، با امام مهدی(ع)رابطه برقرار كرد، خدمت آن عزیز، نامه هایی ارسال می كرد و مسائل شرعی و نیازهای دینی خود را از آن بزرگوار سؤال می كرد و امام هم جواب می داد.
در یكی از نامه هایش، این چنین به حضرت، اظهار اخلاص و محبت می كند:
«خداوند متعال عمر مبارك شما را طولانی كند و عزّت شما را مستدام فرماید. نعمت هایش را بر شما كامل كند. ای امام! هر كس در آستانه شما تسلیم شد و شما او را قبول كردید، او قطعاً انسانی شایسته و لایق است و هر كس را كه شما دست رد بر سینه اش زدید، بیچاره و ذلیل است.»
در آخر یكی از نامه ها كه حضرت جوابش را می دهد، او را این گونه دعا می كند:
«خداوند برای تو و برادرانت خیر دنیا و آخرت را جمع فرماید.»(25)
توقیعات
توقیع به نامه هایی می گویند كه در عصر غیبت صغری، امام عصر(ع)به بعضی از شیعیان خاصّ خود می نوشت.(26)
اینك پاره ای از سؤالات حمیری از امام عصر و جواب های آن بزرگوار را می خوانیم:
1 - بعضی از اصحاب ما - شیعه - می گویند كه سجده شكر بدعت و كاری ناروا است. آیا انسان نمازگزار می تواند، بعد از خواندن نماز واجب یا بعد از خواندن نافله های مغرب، سجده شكر به جا آورد؟
امام در پاسخ فرمود:
«سجده شكر یكی از مستحبات مؤكده است. كسی می تواند بگوید بدعت است كه خود بدعت گذار باشد.» (27)
2 - آیا در بهشت هم زاد و ولد وجود دارد؟
جواب حضرت چنین بود:
«در آن جا، برای زنان نه حامله شدن است و نه تولد فرزند. در بهشت آنچه دل ها میل می كند و چشم ها را خوش می آید، وجود دارد.»
3 - آیا مرد می تواند با دختر زن خود ازدواج كند؟
جواب: «اگر آن دختر در دامن این مرد بزرگ شده كه ربیبه او حساب می شود، جایز نیست...»(28)
4 - نماز جعفر طیّار(ع)را می شود در مسافرت خواند؟
جواب:
«جایز است.»(29)
این بود گزیده ای از موارد متعدد سؤالات و جواب های حضرت.
صحابی امام
آن طور كه در این نوشتار اشارت رفت، پدر این بزرگوار، عبدالله بن جعفر حمیری از اصحاب امام عسكری(ع)شمرده می شد؛ اما درباره خودش مشخص نیست كه به شرف ملاقات امام عسكری(ع)نائل شده باشد. بر این اساس شیخ طوسی او را در شمار محدثان و عالمانی قرار می دهد كه مستقیماً از امامان معصوم روایت نقل نكرده اند.
طبق آنچه گفته شد، او با ناحیه مقدسه حضرت ولی عصر(ع)ارتباط داشته؛ ولی از صحابی معصوم به شمار نمی رود.
معرّفی آثار
یكی از نشانه های قدرت علمی یك محدث و عالم، آثار و تألیفاتی است كه از خود به یادگار می گذارد.
عالم متبحّر و معروف شیعه، شیخ طوسی می نویسد:
«برای محمد بن عبدالله حمیری تصنیفات و روایاتی است.»(30)
رجال شناس نقّاد و برجسته، مرحوم نجاشی هم می گوید:
«از برای محمد كتاب هایی است: كتاب الحقوق، الاوائل، السماء،
الارض، المساحه، البلدان، ابلیس و جنوده، الاحتجاج»
وی آن گاه سند خویش را به این تألیفات، به ترتیب ذكر می كند.(31)
مرحوم نجاشی قطعه جالبی را نقل می كند كه نشان دهنده حافظه قوی مرحوم حمیری است .او از قول استادش، علی بن حاتم نقل می كند:
محمد بن عبدالله حمیری به من گفت: علت این كه من این كتاب ها را نوشتم این بود كه جستجو و بررسی كردم فهرست كتاب های مساحت را كه احمد بن محمد بن خالد برقی نوشته بود و آن ها را به دست آوردم. همه آن ها را نوشتم؛ ولی این كتاب ها كه در بردارنده شش كتاب بود، گم شد و از بین رفت. هیچ نسخه ای از آنها به دست من نیامد. از برادران شیعه خودم در قم، بغداد و ری سوال كردم؛ ولی متأسفانه بی فایده بود و پیدا نشد؛ لذا
به اصول و مصنفاتی كه علمای ما نوشته بودند، مراجعه كردم و این شش كتاب را از آن اصول و تألیفات استخراج كردم و هر حدیث را در جای مناسب خود قرار دادم.»(32)
اشاره به مسائل حمیری
مجموع مطالبی كه این محدّث عظیم شیعه از امام عصر(ع)سؤال كرد، حدود شصت و هفت سؤال است كه ناظر به ابواب مختلف فقه و مسائل دینی است. وی در سه نوبت خدمت امام نامه فرستاد و آخرین نامه اش كه به پیشگاه امام ارسال كرد، در تاریخ 308ه. ق بود.(33)
این روایات و جواب های امام از روزگار صدور تا عصر ما مورد مراجعه مراجع شیعه است و اصحاب فتوا، مطابق این روایات و سؤالات فتوا می دهند و این نیز جلوه های دیگر از شخصیت محمد بن عبدالله حمیری قمی است.(34)
خاندان
خاندان حمیری در قم، خاندانی اصیل و معتبر بودند. پدرش از بزرگان و خودش از محدّثان و فقیهان نامور قم بود. علاوه بر این ها محمد سه برادر به نام های: جعفر، حسین و احمد داشت. نجاشی درباره آنان می گوید:
«برای هر یك از آن ها با ولیّ عصر(عج) مكاتبه ای است و به دست می آید كه براداران او نیز در زمره محدّثان و اهل فقه و فضل بوده اند.»(35)
رحلت و مدفن
از تاریخ رحلت بزرگ مرد فقه و حدیث، محمد بن عبدالله چیزی در دست نیست؛ البته می دانیم كه او تا سال 308ه. ق زنده بود. سرزمینی هم كه او در آن جا سر بر خك تیره نهاد، نیز نامشخص است.
برگزیده ای از روایات
ایمان یك جوان
این روایت را با واسطه از حضرت امام صادق(ع)نقل می كند: در زمانی كه سلمان از كوی آهنگران كوفه می گذشت، دید جوانی در كنار راه بر زمین افتاده است و مردم دورش را گرفته اند. وقتی سلمان را دیدند، به او گفتند: ای سلمان! گویا این جوان دیوانه شده كه به این حالت افتاده است. اگر ممكن است، دعایی در گوش او بخوانید.
سلمان به نزدیك جوان رفت و او یك مرتبه به هوش آمد و گفت: ای ابا عبدالله! (كنیه سلمان) این چنین نیست كه این ها می گویند و من دیوانه نشده ام. من وقتی از این جا می گذشتم، چشمم به پُتك های آهنگران كه آهن
را در سندان می كوبند، افتاد تا این حال را مشاهده كردم، سخن خداوند در قرآن یادم آمد كه فرموده است:
«برای اهل جهنم كرزها و پتك هایی از آهن است.» حج - 21
ناگهان ترس از جهنم بر من مستولی شد و بیهوش شدم.
این جا بود كه وقتی سلمان این جوان خدا ترس را شناخت، او را به عنوان برادر دینی اش برگزید و این دوستی ادامه داشت تا وقتی كه آن جوان مریض شد و جناب سلمان به عیادتش رفت و بالای سر او نشست. آن دوست مهربان در حال وداع با دنیا و در حالت جان دادن بود. سلمان گفت: ای عزرائیل، ای فرشته مرگ! با برادر من مدارا كن...(36)
مظلومیت سیدالشهدا(ع)
از امام صادق(ع)با واسطه چنین نقل می كند: هنگامی كه به امام حسن(ع)زهر داده شده بود، حضرت امام حسین(ع)به ملاقات برادر آمد. وقتی امام حسن را با آن مظلومت مشاهده كرد، شروع كرد به گریه كردن و اشك از گوشه چشمهای مقدس حضرت سرازیر شد.
امام حسن متوجه برادر شد و فرمود: برادرم! چرا گریه می كنی؟ عرض كرد: بر مظلومیت شما اشك می ریزم امام فرمود:
«به من زهر دادند و به شهادت خواهم رسید؛ ولی هیچ روزی مانند روز تو نیست. سی هزار سپاه تو را محاصره می كنند و ادعای مسلمانی هم دارند؛ ولی اجتماع می كنند تا خون تو را بر زمین ریزند، به اهل بیت تو ستم كنند و آن ها را به اسارت ببرند. آن زمان است كه لعنت خدا بر بنی امیه نازل می شود... بر تو حتی جانوران بیابان ها و ماهیان دریا گریه می كنند.»(37)
پی نوشت ها:
1 - رجال نجاشی، ص 251فهرست شیخ طوسی، ص 156خلاصه علّامه، ص 157وسائل الشیعه، ج 20ص 339و .
2 - ماده حَمَرَ .
3 - لسان العرب، ج 3ص 329.
4 - اعلام، ج 2ص 68.
5 - فرهنگ اطلاعات، حسن عمید، ص 382.
6 - امالی صدوق، ص 42و 101و امالی مفید، ص 130.
7 - تنقیح المقال، ج 2ص 176نجاشی، ص 169فهرست، ص 128و معالم العلما، ص 65.
8 - امالی صدوق، ص 42ج 7.
9 - و 10 - رجال نجاشی، ص 55.
11 - مقدمه فاضل ارموی بر كتاب محاسن برقی، ص بز .
12 - رجال نجاشی، ص 56.
13 - امالی صدوق، ص 88حدیث 7.
14 - همان، ص 42حدیث 7.
15 - تنقیح المقال، ج 3ص 99.
16 - امالی مفید، ص 136حدیث 4.
17 - نجاشی، ص 90و مقدمه كامل الزیارات ،از استاد محمد علی غروی، ص 5.
18 - امالی، ص 12 11 9و چند روایت دیگر .
19 - همان، ص 253حدیث 3.
20 - فهرست، ص 52.
21 - رجال نجاشی، ص 252.
22 - همان ،ص ص 251.
23 - رجال شیخ طوسی، ص 507 495و 513.
24 - خلاصه علّامه، ص 157.
25 - غیبت شیخ طوسی، ص 339و احتجاج طبرسی، ج 2ص 303.
26 - نگاه شود به احتجاج طبرسی، ج 2ص 322 - 296.
27 - همان، ص 308.
28 - همان، ص 313.
29 - همان، ص 315.
30 - فهرست، ص 156.
31 و 32 - رجال نجاشی، ص 254.
33 و 34 - احتجاج طبرسی، ج 2ص 309.
35 - رجال نجاشی، ص 252.
36 - امالی شیخ مفید، ص 136و بحار، ج 22ص 386و 385.
37 - امالی صدوق، ص 101مجلس 24.
نویسنده : ابوالحسن ربانی صالح آبادی
موضوع قفل شده است