جمع بندی شخصیت اسماعیل بن جعفر؛ خوب یا بد؟

تب‌های اولیه

15 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سید معصوم;982578 نوشت:
علی ابن اسماعیل کیه؟

علی بن اسماعیل یکی دیگر از فرزندان اسماعیل است. در مورد وی اطلاعات کمی در منابع یافت می شود. بنابر برخی از اقوال او عامل شهادت عمویشان امام کاظم علیه السلام بود.
درباره دلیل دستگیر شدن امام کاظم علیه السلام، توسط خلفای عباسی و انتقال ایشان به زندان، گزارش‌های متفاوتی در منابع آمده است. بنا بر برخی گزارش‌ها دلیل دستگیری وی به دستور هارون، حسادت یحیی برمکی و بدگویی علی بن اسماعیل از وی نزد هارون بوده است.(1)
یحیی برمکی يك روز با خاصان درگاه خود مشورت كرد كه چگونه موجبات توقيف امام موسى بن جعفر را كه جانشين پدرش جعفر صادق‏ بود فراهم آورد.
يحيى بن خالد برمكى پرس و جو كرد آيا در خاندان امام صادق مردى را مى‏ شناسد كه بشود دينش را با دينار و درهم خريد.
نام على بن اسماعيل كه نواده‏ ى امام صادق و برادر زاده حضرت موسى ابن جعفر بود به زبان آمد.
يحيى از بغداد مبلغى براى على بن اسماعيل به مدينه فرستاد او را به بغداد دعوت كرد.

موسى بن جعفر علیه السلام هنگامى كه شنيد على مي خواهد به بغداد عزيمت كند او را طلبيد و فرمود:
- به كجا ميخواهى سفر كنى؟
- به بغداد.
- چه هدفى دارى؟
على گفت:
- مردى بينوا هستم. مقروضم. ميخواهم از فرصت استفاده كنم و پولى دربياورم و ديون خود را بپردازم.
موسى بن جعفر علیه السلام فرمود:
- من قرض‏هاى ترا بعهده مى‏ گيرم و آنچه در بغداد بتو مي دهند در مدينه بتو مى ‏پردازم على بن اسماعيل كه اميدوار بود در درگاه يحيى برمكى علاوه بر مال مقامى هم بدست بياورد از اطاعت عموى خود سرپيچى كرد و آماده شد راه بغداد به پيش گيرد.
موسى بن جعفر فرمود:
- بنابر اين به بغداد خواهى رفت.
- بله خواهم رفت.
يك صره‏ ى سيصد دينارى بعلاوه چهار هزار درهم بوى عطا كرد و گفت:
- راه خود به پيش گير ولى از خدا بترس و فرزندانم را يتيم مكن.
على بن اسماعيل به بغداد آمد و يك سر بديدار يحيى بن خالد رفت و درباره‏ ى عم خود موسى بن جعفر علیه السلام بدلخواه يحيى سخن‏ها گفت.
يحيى خود نيز بر آن سخن‏ها سخنانى افزود و بعرض هارون رسانيد و گفت:
- از شرق و غرب جهان بدرگاه موسى بن جعفر پولها و هديه‏ ها ميرسد و اين مرد خود در مدينه بيت المال دارد. يك زمين در مدينه به سى هزار دينار طلا خريده و نام آن زمين را نيز «يسيره» گذاشته. صاحب آن زمين كه‏ فروشنده بود سر معامله «دبه» درآورده و سى هزار دينار ديگر خواسته.
موسى بن جعفر اين مبلغ گزاف را نيز به او پرداخته است.
هارون الرشيد اين گزارش را شنيد و به على بن اسماعيل در برابر اين جاسوسى دويست هزار درهم عطا مقرر داشت و او را مختار گذاشت كه در هر شهر بخواهد عطاى او باو پرداخته شود.(2)

1. اصفهانی، ابوالفرج. مقاتل الطالبیین. بیروت: دارالمعرفه، بی‌تا، ص۴۱۵-۴۱۴.
2.

ابوالفرج اصفهانی، فرزندان ابوطالب، مترجم جواد فاضل، کتابفروشی علی اکبر علمی، تهران، 1339ش، ج2، ص254-256

على بن اسماعيل نيز شهرى را در مشرق نام برد حواله‏ اى به نام آن شهر دريافت داشت و غلام خود را پى وصول عطاى خليفه فرستاد.
اما خودش روزى از روزها كه به مستراح رفت و در آنجا احشاء و امعايش فرو ريخت.
هر چه پزشكان سعى كردند اين روده‏ هاى آويزان شده را بجايش برگردانند مقدورشان نشد. نوميدانه باز گشتند.
على بن اسماعيل را از مستراح به بستر مرگ خوابانيدند.
در سكرات موت غلامش از مأموريت خويش به بغداد آمد و پول هائى را كه براى ارباب خود آورده بود يكباره به كنار بسترش فرو ريخت.
على بن اسماعيل كه جان مى‏ كند نگاهى به عطاياى هارون انداخت و مستمندانه گفت:
- من كه دارم ميميرم. اين پولها به چكار من خواهد آمد.

1. ابوالفرج، اصفهانی، فرزندان ابوطالب، ص256


خدایا نسل ما را در جهت خدمت به دینت صالح و‌ سالم نگهداری کن و از آفات آخرالزمان در امان دار.

لک الحمد

پرسش:
اسماعیل بن امام صادق(ع) چگونه شخصیتی بود؟ چرا عده ای به امامت وی اعتقاد پیدا کردند در حالیکه او قبل از امام صادق(ع) از دنیا رفت؟ فرزندانش محمد و علی چگونه شخصیت هایی بودند؟

پاسخ:
بنابر برخی از گزارشها اسماعیل رفتارهایی‌ از خود بروز می‌داد که‌ باعث‌ می‌شد در صلاحیتهای اخلاقی‌ وی تردید شود و اساساً شایستگی‌ جانشینی‌ امام‌ (علیه السلام) را از دست بدهد.(1) البته این روایات قابل بررسی است که رجال دانان از جمله آیه الله خویی بررسی کرده اند.(2)

مرحوم خوئی می گوید: این روایات اگر چه ظاهراً دلالت بر مذمت اسماعیل دارد الا اینکه در سند آن "محمد بن نصیر" قرار دارد و او ضعیف است و این غیر از آن " محمد بن نصیر" است که ثقه می باشد و از مشایخ جناب "کشی" بوده است همان طور که ظاهر مطلب همین است (یعنی ظاهراً این مطلب درست است که این محمد بن نصیر غیر از محمد بن نصیر ثقه است.(3) بنابراین به ضرس قاطع نمی توان اینگونه روایات را قبول کرد. و در مورد فرزندان اهل بیت تا اطمینان به ضعف آنها پیدا نکردیم باید مراعات کنیم. آیه الله خویی اتفاقا روایت برخی از روایات را دال بر مدح ایشان دانسته و در این باره توضیحاتی ارائه کرده است.(4)

حضرت آیه الله خویی دو صفحه در بحث مدح و ذم ایشان را مطرح کرده و در نهایت نتیجه گیری می کند. نتیجه گیری ایشان می تواند به عنوان نظر یک عالم برزگ شیعی نیز رجالی بزرگ حائز اهمیت باشد
ایشان بیان می دارد که "اسماعیل بن جعفر" فردی جلیل و مورد عطوفت و مهربانی امام صادق (علیه السلام) بوده است.
از کلام ایشان چنین استنباط می شود: روایتی از صدوق آن را تایید می کند که بعد از وفات ایشان امام صادق (علیه السلام) برخوردی دارد که از آن مدح استحراج می شود(5).

منابع تاریخی آورده اند که اسماعیل در "عریض" روستایی نزدیک مدینه از دنیا رفت و به مدینه منتقل و در بقیع به خاک سپرده شد(6) امام صادق (علیه السلام) با وضعیتی‌ غیرمعمول‌ پیشاپیش‌ آن‌ حرکت‌ می‌کرده‌ است‌. تا پیش از روی کار آمدن وهابیت و تخریب بقیع بر فراز مدفن اسماعیل بارگاهی بوده است.

اما با این حال برخی‌ منابع‌ اسماعیلی، معتقدند اسماعیل‌ در زمان‌ حیات‌ پدر از دنیا نرفته‌ است(7)و در برخی‌ ذکر شده‌ که‌ او مدتی‌ پس‌ از وفات‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام) در بصره‌ بوده‌، و کراماتی‌ نیز از وی ظاهر شده‌ است‌(8)به‌ نظر بیشتر منابع‌(9)و به اعتراف گزارشهای رسمی‌ اسماعیلیه‌،(10)مرگ‌ اسماعیل در زمان‌ حیات‌ پدرش بوده‌ است‌.
برپایه روایتی‌ از "زراره بن اعین" ساعاتی‌ پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ او، امام صادق (علیه السلام)حدود 30 تن‌ از یاران‌ نزدیک‌ خود را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت‌(11)گویا جمعی‌ از پیروان‌ حضرت به‌ امامت‌ اسماعیل‌ پس‌ از ایشان‌ اعتقاد داشته‌اند و آشکارسازی مرگ‌ او، تنها برای زدودن‌ این‌ تصور از اذهان‌ بوده‌ است‌. تفسیری که‌ امامیه‌ از رفتار امام صادق(علیه السلام) در مرگ‌ اسماعیل‌ دارند، منطبق‌ بر همین‌ دیدگاه‌ است‌.(12)

برخی از اسماعیلیه قائل‌ به‌ مرگ‌ اسماعیل‌ در زمان حیات پدر هستند اما به‌ اعتقاد این‌ گروه‌ اسماعیل‌ جانشین‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام) بوده‌ است‌، اما چون‌ در زمان‌ حیات‌ پدر فوت‌ کرده‌، امام‌(علیه السلام) امر امامت‌ را به‌ محمد فرزند وی سپرده‌ است‌، زیرا پس‌ از امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام)جایز نیست‌ که‌ امامت‌ از برادر به‌ برادر منتقل‌ شود(13)
این توهم نمی تواند درست باشد زیرا امامت در اسماعیل تحقق پیدا نکرده تا به زعم آنان به فرزندش برسد . در منابع اسماعیلی فاطمی، نصی‌ درباره امامت‌ اسماعیل‌ نیامده، تنها برخی از کتابها احادیث غیرمشهوری را بدون‌ ذکر سلسله سند، درباره امامت‌ اسماعیل‌ و نص‌ بر او آورده‌ است‌.(14)

در رد این قضیه همین بس که در برخی‌ منابع‌ اسماعیلی‌ و غیر اسماعیلی‌ صریحاً گفته‌ شده‌ است‌ که‌ خلفای فاطمی نخست‌ به‌ جای اسماعیل‌، برادرش‌ "عبدالله افطح" را امام‌ و جد خود معرفی‌ می‌کرده‌اند و سپس‌ از این‌ امر عدول‌ کرده‌، و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ کرده‌اند.(15)
از زندگانى محمد بن اسماعیل اطلاعات چندانى در دست نیست. در کتب تاریخى از او نام برده نشده، ولى در انساب، اطلاعاتى کوتاه درباره زندگانى وى وجود دارد.

محمد پسر ارشد اسماعیل بود و از برادرش على چند سالى بزرگتر بود. بنابر دیدگاه اسماعیلیان در زمان رحلت امام صادق(علیه السلام) وى 26 سال داشته است. بنابراین باید در حوالى سال 120 هجرى به دنیا آمده باشد. با رجوع اکثریت شیعه به امام موسى کاظم(علیه السلام)، موقعیّت وى در حجاز متزلزل شد و وى حجاز را ترک کرد. گویند به سوى شرق روى آورد، ولى دقیقاً مشخص نیست که به چه مکان هایى سفر کرده است(16)

"ابونصر بخارى" نوشته است: وقتى "هارون الرشید" به حجاز سفر کرد محمد بن اسماعیل در نزد "هارون الرشید" سعایت امام کاظم(علیه السلام) را نمود و گفت: آیا مى دانى که در زمین، دو خلیفه وجود دارد که خراج مى گیرند؟ هارون گفت: منظورت کیست؟ "محمد بن اسماعیل" گفت: موسى بن جعفر؛ و اسرار جمع آورى زکات و خمس امام کاظم(علیه السلام) را بیان کرد. به همین علت هارون الرشید، امام موسى کاظم(علیه السلام) را دستگیر کرده و امام را به شهادت رساند.
"محمد بن اسماعیل" به همراه هارون به بغداد رفت و در آنجا از دنیا رفت...[17] ».
به هر حال محمد بن اسماعیل باید بین سالهاى 180 تا 190 هجرى در بغداد از دنیا رفته باشد.(18)و کسی است که اکثر اسماعلیه قائل‌ به امامت وی هستند.(19)

علی بن اسماعیل یکی دیگر از فرزندان اسماعیل است. در مورد وی اطلاعات کمی در منابع یافت می شود. بنابر برخی از اقوال او عامل شهادت عمویشان امام کاظم (علیه السلام) بود.
درباره دلیل دستگیر شدن امام کاظم (علیه السلام)، توسط خلفای عباسی و انتقال ایشان به زندان، گزارش‌های متفاوتی در منابع آمده است. بنا بر برخی گزارش‌ها دلیل دستگیری وی به دستور هارون، حسادت "یحیی برمکی" و بدگویی "علی بن اسماعیل" از وی نزد هارون بوده است.(20) با آنکه امام موسی کاظم (علیه السلام) او را از رفتن منع کرد و حتی محبتی زیادی به وی کردند اما او در نهایت به نزد هارون رفته و از امام بدگوئی کرد و موجبات گرفتاری امام و شهادت ایشان را به وجود آورد.(21)
بنابراین برخی محمد و برخی علی را عامل شهادت امام کاظم(علیه السلام) معرفی می کنند. والله العالم

منابع:
1. کشی‌، محمد، معرفة الرجال‌، اختیار طوسی‌، به‌کوشش‌ حسن‌ مصطفوی‌، مشهد، ۱۳۴۸ش‌، ص۳۰۲، ۴۰۱؛ شیخ صدوق، کمال‌الدین‌، به‌کوشش‌ محمد موسوی‌ خرسان‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۷۰م‌، ص۶68-69
2. آیه الله خویی، معجم ‏رجال‏ الحديث، بی تا، بی جا، 1413، نوبت چاپ 5، ج3، ص125-124.
3.همان ج 3، ص 125
4. همان، ص124
5.همان، ج 3، ص 127
6.ابونصر بخاری‌، سهل‌، سرّ السلسلة العلویة، به‌کوشش‌ محمد صادق‌ بحرالعلوم‌، نجف‌، 1381ق‌، ص34؛ عمری‌، علی‌، المجدی‌، به‌کوشش‌ احمد مهدوی‌ دامغانی‌، قم‌، 1409ق‌، ص100
7.جعفر بن‌ منصور الیمن‌، سرائر و اسرار النطقاء، به‌کوشش‌ مصطفی‌ غالب‌، بیروت‌، 1404ق، ص262؛ بوالفوارس‌، احمد، الرسالة فی‌ الامامة، به‌کوشش‌ س‌. ن‌. مکارم‌، نیویورک‌، ۱۹۷۳م‌، ص۳۶-۳۷؛ شهرستانی‌، محمد، الملل‌ و النحل‌، به‌کوشش‌ محمدسید کیلانی‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌، ج۱، ص۱۶۷ جوینی‌، عطاملک‌، تاریخ‌ جهانگشا، به‌کوشش‌ محمد قزوینی‌، لیدن‌، 1355ق‌، ج3، ص146
8.جعفر، همانجا؛ صفدی‌، خلیل‌، الوافی‌ بالوفیات‌، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، بیروت‌، 1402ق‌، ج9، ص102
9.سعد بن‌ عبدالله‌ اشعری‌، المقالات‌ و الفرق‌، به‌کوشش‌ محمدجواد مشکور، تهران‌، 1963م‌ه‌، ۸۰؛ مفید، محمد، الارشاد، نجف‌، 1382ق‌ و قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ق، 285؛قاضی‌ نعمان‌، دعائم‌ الاسلام‌، به‌کوشش‌ آصف‌ فیضی‌، قاهره‌، 1383ق‌، ج11، ص309
10.قاضی‌ نعمان‌، همان؛ ادریس‌ بن‌ حسن‌، عیون‌ الاخبار و فنون‌ الا¸ثار، به‌کوشش‌ مصطفی‌ غالب‌، بیروت‌، 1985م‌، ج4،ص334
11.نعمانی‌، محمد، غیبت‌، ترجمة محمدجواد غفاری‌، تهران‌، 1363ش‌، 467-469
12.سیدمرتضی‌، علی‌، الفصول‌ المختارة من‌ العیون‌ و المحاسن‌ شیخ‌ مفید، نجف‌، مطبعة حیدریه‌، 101-102
13 اشعری، المقالات و الفرق، ص۸۱-۸۰؛ نوبختی‌، حسن‌، فرق‌ الشیعة، به‌ کوشش‌ هلموت‌ ری‌تر، استانبول‌، ۱۹۳۱م‌، ص۵۸.
14. جعفر بن‌ منصور الیمن‌، سرائر و اسرار النطقاء، ص‌256.
15.همدانی‌، حسین‌، فی‌ نسب‌ الخلفاء الفاطمیین‌، قاهره‌، 1985م‌، فی‌ نسب‌ الخلفاء الفاطمیین‌، ص9-12؛ ابن‌ حزم‌، علی‌، جمهرة انساب‌ العرب‌، بیروت‌، 1403ق‌، ص59.
16. تاریخ و عقاید اسماعلیه، ص121
17. ابن عنبه، عمده الطالب، ص263-264
18. تاریخ و عقاید اسماعلیله، مهدی فرمانیان، ص41
19.مسائل‌ الامامة، منسوب‌ به‌ ناشی‌´ اکبر، به‌کوشش‌ فان‌ اس‌، بیروت‌، 1971م‌، ص47
20. اصفهانی، ابوالفرج. مقاتل الطالبیین. بیروت: دارالمعرفه، بی‌تا، ص414-415
21. ابوالفرج اصفهانی، فرزندان ابوطالب، مترجم جواد فاضل، کتابفروشی علی اکبر علمی، تهران، 1339ش، ج2، ص254-256

موضوع قفل شده است