شبهه نجات انسانها توسط دین

تب‌های اولیه

47 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حبیبه;878154 نوشت:
باسمه الخبیر

سلام علیکم

رؤیت فرشتگان عذاب هیچ فضیلت و کرامتی برای قوم لوط محسوب نمی گردد چنانچه کفار و مشرکین نیز در هنگام

احتضار و مرگ آنها را می بینند و با آنها سخن می گویند.سخن در تلقی وحی است نه رؤیت فرشته ای که متمثل

شده است.لازمۀ دریافت وحی اتصال به عالم عقول است نه مشاهدۀ فرشتگان.

امّا در اینکه پیامبران مصطفی بوده اند شکی نیست و قابلیت ذاتی آنها و پاکی گوهر وجودشان غیر قابل انکار

خب همین مطلب گویای آن است که هر کسی شایستگی دریافت وحی را ندارد لذا نمی توان انتظار داشت

خداوند بر کل افراد بشر وحی نازل بفرماید.

عقل و فطرت حجج باطنی خداوند بر انسانند و وحی تنها ذکر و تذکر است و به تعبیر امیر مؤمنان علیه السلام

وسیله ای برای بیداری عقول خفته،بنابراین از سه جهت حجت بر انسان تمام است:

1-عقل

2-فطرت

3-بعثت انبیاء برای هدایت

یعنی آنها با سوء اختیار خویش در عالم محسوسات و ظواهر دنیا غرق شده اند:"یعلمون ظاهرا من حیاة الدنیا"

تنها به ظاهر دنیا انس گرفته و از آخرت غافل گشته اند.

سلام

لازمه وحی اتصال به عالم عقول است یعنی چی؟
اینکه استعداد باید باشد عالم عقول باید باشد به نظرتان تناقض نیست؟
اگه استعداد و عقل نیست پس تکلیف از کجا می آید؟ چرا نوبت به اینجا که میرسد همه اهل عقول و با استعدادند؟!
اصلا این عالم عقول از کجا اومده؟؟!!
آیا در رویات و آیات پاسخ سوال بنده پیدا نمیشه؟ که رجوع میکنید به این اصطلاحات...
اینکه یه دنیای زود گذر میتواند تا ابد باعث گرفتاری انسانها شود و فقط هم همین دنیا محل توشه جمع کردن است...از نظر عقلی و انصافی میطلبید مسله هدایت و گوشزد خیلی جدی تر باشد

اما این هدایتی که بنده میبینم بیشتر شبیه یک کتاب و مرام نامه ایی است که با تبلیغ طرفدار پیدا کرده مثل هر آیین دیگر
تازه نفوذش هم جغرافیای خاصی بوده
تازه دشمن هم دارد و بسیار هم برای چنین کتابی مانع درست کرده اند

و اما حجج باطنی هنوز ثابت نشده
حضرت علی در نهج البلاغه فرموده اند در دل نوجوانان هرچه بکارید همان را برداشت میکنید اگر شما به موقع کشت نکنید دیگران میکارند و برداشت میکنند

اگه یه نگاه به دنیای امروز بیاندازید که انشاءالله میاندازید همین مطلب را میبینید که آدمی بنده همان چیزی است که جذبش شده بنده وراثت بنده محیط و تبلیغ و اختیارش هم در همین محدوده است و بس

هدف از این سوال تخریب نیست بلکه پیدا کردن جواب قانع کننده است اما متاسفانه پاسخ ها خیلی سطحی اند

باتشکر

ملاali;878093 نوشت:
اگر دنیا تنهاترین فرصت انسان است و احتمال فریب هم که بالاست...چرا خدا به تک تک انسانها وحی نکرد تا غفلت و بهانه ایی نباشه
من این سکوت خداوند و دوری از پیامبر و امام را نمیتونم هضم کنم
به کی باید بگم؟


سلام علیکم
پاسخ فرمایش حضرت عالی در پشت های پیشین داده شد، گفته شد که در بر اساس آیات و روایات، دنیا دار امتحان است و انسان برای چیزی جز امتحان به دنیا نیامده است، خاصیت امتحان این است که ممتحن سوالاتی را مطرح می کند و امتحان شونده نیز بر اساس معلومات خود پاسخ سوالات را می دهد.
در کجای دنیا، ممتحن، جواب سوالات را به امتحان شونده می گوید، شاگرد باید خودش با تلاش خود به مرتبه ای از معلومات برسد که بتواند جواب سوالات را پیدا کرده و در ورقه ی امتحانی ثبت نماید. هدف از مدرسه رسیدن به این مرتبه از علم دانش است. هدف این نیست که صرفا امتحانی برگزار شود و معلم نیز نمره ای بدهد. هدف رسیدن شاگرد به کمال است، هدف این است که شاگرد با جدّ و جهد تمام به مرتبه اجتهاد برسد و تولید علم کند. اگر جواب سوالات را خود معلم بگوید رسیدن به این مرتبه ممکن نخواهد بود .
خداوند سبحان مدرسه ی دنیا را خلق فرمود تا انسان با جواب دادن به سوالات امتحانی به مرتبه ای از کمال برسد که بتواند از عالم ماده و عالم برزخ فراتر رفته و عالم عقول را درک کند و بلکه بالاتر از آن به عالم اسماء و صفات راه یابد و همنشنین انبیاء و اولیاء شود.
اگر از همان ابتدا جواب سوالات امتحانی به انسان گفته می شد رسیدن به این مرتبه از کمال ممکن پذیر نبود، عدالت خداوند نیز ایجاب می کند که این فرصت ها را از انسان سلب نکند.
پرسش: آیا شاگرد در جلسه امتحان می تواند از معلم درخواست کند جواب سوالات را بدهد!؟

ملاali;878095 نوشت:
ین سخن را قبول ندارم که اگر همه مومن بودند خلقت بیهوده بود چرا بیهوده؟
مگر خوبی مرتبه نداره؟ بین خوبها هم میتواند امتحان باشه و یکی از همه خوب تر باشه
در ضمن همین خلقت فعلی هم از بیهوده بودن مصون نیست چون بنا به فرمایش خودتان هرکی در مرتبه خاص خودش است لذا نمیتونیم توقع داشته باشیم معاویه علی میشد و علی معاویه


طبق آنچه در پست قبلی خدمتتون ارائه شد، کودکی که برای علم آموزی به مدرسه می رود در ابتدای ورود به مدرسه حتی خواندن و نوشتن هم بلد نیست، اما بعد از ورود به مدرسه با تعلیم های معلم و با تمرین های مکرر خودش به مرتبه ای از علم نائل می شود.
انسان در بدو تولد نسبت به ماوراء الطبیعه همانند کودکی است که حتی الفبای ماوراء الطبیعه را هم نمی داند، خلقت در این دنیا به خاطر این است که انسان با تعالیم انبیاء و اولیاء و تلاش خود، به مقامات معنوی نائل آید.
برای رسیدن به مدرک های اعتباری دنیا از قبیل دکتری و ... سال های سال جدّ و جهد لازم است؛ انسان تنبل و کسی که تلاشی در این راه انجام نداده باشد به مدرک دکتری نخواهد رسید حال شما چه انتظاری دارید که انسان بدون هیچ تلاشی به مقامات معنوی نائل آید. رسیدن به این مقامات به طریق اولی تلاش مضاعف می خواهد.

هادی;878624 نوشت:
طبق آنچه در پست قبلی خدمتتون ارائه شد، کودکی که برای علم آموزی به مدرسه می رود در ابتدای ورود به مدرسه حتی خواندن و نوشتن هم بلد نیست، اما بعد از ورود به مدرسه با تعلیم های معلم و با تمرین های مکرر خودش به مرتبه ای از علم نائل می شود.
انسان در بدو تولد نسبت به ماوراء الطبیعه همانند کودکی است که حتی الفبای ماوراء الطبیعه را هم نمی داند، خلقت در این دنیا به خاطر این است که انسان با تعالیم انبیاء و اولیاء و تلاش خود، به مقامات معنوی نائل آید.
برای رسیدن به مدرک های اعتباری دنیا از قبیل دکتری و ... سال های سال جدّ و جهد لازم است؛ انسان تنبل و کسی که تلاشی در این راه انجام نداده باشد به مدرک دکتری نخواهد رسید حال شما چه انتظاری دارید که انسان بدون هیچ تلاشی به مقامات معنوی نائل آید. رسیدن به این مقامات به طریق اولی تلاش مضاعف می خواهد.

با سلام وعرض ادب

خب استاد گرامی ،چرا خداوند اون عقل وعلمی رو که به پیامبران (ص)عطا کرد ،به ما عطا نکرده؟

هادی;878604 نوشت:

سلام علیکم
پاسخ فرمایش حضرت عالی در پشت های پیشین داده شد، گفته شد که در بر اساس آیات و روایات، دنیا دار امتحان است و انسان برای چیزی جز امتحان به دنیا نیامده است، خاصیت امتحان این است که ممتحن سوالاتی را مطرح می کند و امتحان شونده نیز بر اساس معلومات خود پاسخ سوالات را می دهد.
در کجای دنیا، ممتحن، جواب سوالات را به امتحان شونده می گوید، شاگرد باید خودش با تلاش خود به مرتبه ای از معلومات برسد که بتواند جواب سوالات را پیدا کرده و در ورقه ی امتحانی ثبت نماید. هدف از مدرسه رسیدن به این مرتبه از علم دانش است. هدف این نیست که صرفا امتحانی برگزار شود و معلم نیز نمره ای بدهد. هدف رسیدن شاگرد به کمال است، هدف این است که شاگرد با جدّ و جهد تمام به مرتبه اجتهاد برسد و تولید علم کند. اگر جواب سوالات را خود معلم بگوید رسیدن به این مرتبه ممکن نخواهد بود .
خداوند سبحان مدرسه ی دنیا را خلق فرمود تا انسان با جواب دادن به سوالات امتحانی به مرتبه ای از کمال برسد که بتواند از عالم ماده و عالم برزخ فراتر رفته و عالم عقول را درک کند و بلکه بالاتر از آن به عالم اسماء و صفات راه یابد و همنشنین انبیاء و اولیاء شود.
اگر از همان ابتدا جواب سوالات امتحانی به انسان گفته می شد رسیدن به این مرتبه از کمال ممکن پذیر نبود، عدالت خداوند نیز ایجاب می کند که این فرصت ها را از انسان سلب نکند.
پرسش: آیا شاگرد در جلسه امتحان می تواند از معلم درخواست کند جواب سوالات را بدهد!؟

سلام

بله در جلسه امتحان نمیتوان جواب سول را از معلم پرسید
اما به همین میزان امتحان کردن بدون تعلیم هم معنایی ندارد
اینکه دنیا جز جلسه امتحان چیزی نیست غلط است
قطعا کلاس درس هم باید باشد
سوال ما این است چرا خدا تک تک تعلیم نمیدهد تا بهتر باشد؟؟!!

در ضمن رفوزه شدن در جلسه امتحان یعنی بدست نیاوردن کمال جدید
عذاب از کجا دیگه میاد؟!

به نظر من مثال امتحان خیلی نقص دارد

باسمه الحکیم

سلام علیکم

ملاali;878349 نوشت:
سلام

لازمه وحی اتصال به عالم عقول است یعنی چی؟
اینکه استعداد باید باشد عالم عقول باید باشد به نظرتان تناقض نیست؟
اگه استعداد و عقل نیست پس تکلیف از کجا می آید؟ چرا نوبت به اینجا که میرسد همه اهل عقول و با استعدادند؟!
اصلا این عالم عقول از کجا اومده؟؟!!
آیا در رویات و آیات پاسخ سوال بنده پیدا نمیشه؟ که رجوع میکنید به این اصطلاحات...
اینکه یه دنیای زود گذر میتواند تا ابد باعث گرفتاری انسانها شود و فقط هم همین دنیا محل توشه جمع کردن است...از نظر عقلی و انصافی میطلبید مسله هدایت و گوشزد خیلی جدی تر باشد

اما این هدایتی که بنده میبینم بیشتر شبیه یک کتاب و مرام نامه ایی است که با تبلیغ طرفدار پیدا کرده مثل هر آیین دیگر
تازه نفوذش هم جغرافیای خاصی بوده
تازه دشمن هم دارد و بسیار هم برای چنین کتابی مانع درست کرده اند

و اما حجج باطنی هنوز ثابت نشده
حضرت علی در نهج البلاغه فرموده اند در دل نوجوانان هرچه بکارید همان را برداشت میکنید اگر شما به موقع کشت نکنید دیگران میکارند و برداشت میکنند

اگه یه نگاه به دنیای امروز بیاندازید که انشاءالله میاندازید همین مطلب را میبینید که آدمی بنده همان چیزی است که جذبش شده بنده وراثت بنده محیط و تبلیغ و اختیارش هم در همین محدوده است و بس

هدف از این سوال تخریب نیست بلکه پیدا کردن جواب قانع کننده است اما متاسفانه پاسخ ها خیلی سطحی اند

باتشکر

با سابقه ای که از مباحث حضرتعالی دارم قطعا پاسخ سؤال اولتان را می دانید.

اما سؤال دوم خیر تناقضی نیست چرا که غیر از صفای گوهر وجود و مادۀ آن که بواسطه طهارت

آباء و امهات انبیاء، موجب تفاضل آنها نسبت به سایر مردم است،تنزه اختیاری آنان از توجه

و علاقۀ به طبیعت و کمال انقطاع الی الله موجب مزید استعداد ذاتی برای دریافت وحی و انباء است.

دلیل نقلی آن نیز «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»؛ انعام (6)

خداوند بهتر می داند رسالتش را در کجا قرار دهد.

استعداد و عقلی که از آن صحبت می کنیم استعداد دریافت وحی است نه عقل و استعدای

که با بلوغ فکری به دست می آید و موجد تکلیف است.

تأثیر محیط بر تربیت و نیز خانواده و لقمه و سایر عوامل خارجی غیر قابل انکار است،دستورات تربیتی دین

هم برای همین است.همان دینی که به واسطۀ وحی و از طریق انبیاء به ما رسیده است.

حبیبه;878747 نوشت:
باسمه الحکیم

سلام علیکم

با سابقه ای که از مباحث حضرتعالی دارم قطعا پاسخ سؤال اولتان را می دانید.

اما سؤال دوم خیر تناقضی نیست چرا که غیر از صفای گوهر وجود و مادۀ آن که بواسطه طهارت

آباء و امهات انبیاء، موجب تفاضل آنها نسبت به سایر مردم است،تنزه اختیاری آنان از توجه

و علاقۀ به طبیعت و کمال انقطاع الی الله موجب مزید استعداد ذاتی برای دریافت وحی و انباء است.

دلیل نقلی آن نیز «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»؛ انعام (6)

خداوند بهتر می داند رسالتش را در کجا قرار دهد.

استعداد و عقلی که از آن صحبت می کنیم استعداد دریافت وحی است نه عقل و استعدای

که با بلوغ فکری به دست می آید و موجد تکلیف است.

تأثیر محیط بر تربیت و نیز خانواده و لقمه و سایر عوامل خارجی غیر قابل انکار است،دستورات تربیتی دین

هم برای همین است.همان دینی که به واسطۀ وحی و از طریق انبیاء به ما رسیده است.

لازمه پذیرش سخن شما یعنی عدم تکلم خداوند
سخن شما یعنی اینکه عموم انسانها چون عقل کل نیستند خطا میکنند و نمیتوانند عینا مطابق با واقع بیاندیشند اما کسانی هستند که عقل کل اند و حرفشون حرف خداست
چقدر قشنگ با چنین اندیشه ایی تکلم خداوند و قدرت او براین کار نفی مبشود

ملاali;878836 نوشت:
لازمه پذیرش سخن شما یعنی عدم تکلم خداوند
سخن شما یعنی اینکه عموم انسانها چون عقل کل نیستند خطا میکنند و نمیتوانند عینا مطابق با واقع بیاندیشند اما کسانی هستند که عقل کل اند و حرفشون حرف خداست
چقدر قشنگ با چنین اندیشه ایی تکلم خداوند و قدرت او براین کار نفی مبشود
سلام
چطور به چنين نتيجه اي رسيديد؟!
اينكه ظرف آب من كوچك باشد چه نقصي به دريا وارد مي كند؟!

باسمه الحق

ملاali;878836 نوشت:
لازمه پذیرش سخن شما یعنی عدم تکلم خداوند
سخن شما یعنی اینکه عموم انسانها چون عقل کل نیستند خطا میکنند و نمیتوانند عینا مطابق با واقع بیاندیشند اما کسانی هستند که عقل کل اند و حرفشون حرف خداست

ملاali;878836 نوشت:
چقدر قشنگ با چنین اندیشه ایی تکلم خداوند و قدرت او براین کار نفی مبشود

تکلم حق و قدرت باریتعالی بر آن نفی نمی شود بلکه سلامت حواس باطنی و گوش شنوا و چشم دل بینای

انسانهایی که غرق در شهوات حیوانی هستند نفی می شود به شهادت آیۀ شریفۀ 179 سورۀ اعراف:

" لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ"

دلهایی دارند که با آن درک نمی کنند و چشمهایی دارند که با آن نمی بینند و گوشهایی دارند که با آن نمی شنوند،ایشان

چون چهار پایانند، بلکه از آنها گمراهتر هستند وایشان همان غفلت زدگانند.

ملاali;878746 نوشت:
سلام

بله در جلسه امتحان نمیتوان جواب سول را از معلم پرسید
اما به همین میزان امتحان کردن بدون تعلیم هم معنایی ندارد
اینکه دنیا جز جلسه امتحان چیزی نیست غلط است
قطعا کلاس درس هم باید باشد
سوال ما این است چرا خدا تک تک تعلیم نمیدهد تا بهتر باشد؟؟!!

در ضمن رفوزه شدن در جلسه امتحان یعنی بدست نیاوردن کمال جدید
عذاب از کجا دیگه میاد؟!

به نظر من مثال امتحان خیلی نقص دارد


با سلام
به نظر حقیر این مثال می تواند راه گشا باشد، چرا که هم با آیات و روایات سازگاری دارد و هم برای همه ما ملموس است، چون همه ما دوران دانش آموزی را سپری کردیم لذا می توان به راحتی به نتیجه ی مطلوبی دست یافت.
ببینید برادر طبق آنچه از بیانات ائمه معصومین علیهم السلام بر می آید در وجود انسان کمالات بالقوه ای نهفته است و هدف از خلقت انسان نیز چیزی جز فعلیت بخشیدن به کمالات بالقوه نیست. برای فعلیت بخشیدن به کمالات بالقوه لازم است انسان مدتی در مدرسه ی دنیا آموزش ببیند و بعد از ابتلائات و آزمون های مختلف به این کمالات نائل آید.
معلمین مدرسه ی دنیا، انبیاء و اولیاء هستند و تعلیماتی که این بزرگواران بیان فرمودند انسان را به کمال نهایی خود می رساند، لذا در مدرسه ی دنیا هم کلاس درس داریم و هم معلم. سوالات امتحانی نیز از تعالیم روح بخش انبیاء و اولیاء علیهم السلام است و هر انسانی با تعالیم انبیاء علیهم السلام آشنا باشد از امتحانات الهی سربلند بیرون آمده و به کمال خود نائل خواهد آمد.
مطلب دیگری که لازم است متذکر شوم این است که هدف از خلقت انسان، رسیدن به بهشت و جهنم نیست؛ بهشت و جهنم نتیجه اعمال انسان‌ها است که با عمل انسان شکل می گیرد، هدف نهایی همان نائل آمدن به کمالات انسانی است که فراتر از بهشت و نعمات بهشتی است و بلکه بهشت آفرین است.
برای رسیدن به کمال لازم است بذر انسانی را پرورش داد، کمال نهایی بذر درخت سیب این است که با آبیاری صحیح و مبارزه با آفات، به درخت تنومندی تبدیل شود؛ در حقیقت بذر، بالقوه درختی است تنومند. منتهی فعلیت یافتن قوه ی «درخت بودن» به این است که خوب پرورش یابد . دانش آموز نیز بالقوه دکتر یا مهندس است منتهی فعلیت بخشیدن به این قوه به این است که در مدرسه پرورش یافته و آموزش ببیند.
انسان نیز بالقوه انسان کامل است منتهی فعلیت یافتنش به این است که در دار دنیا بذر انسانی خود را خوب پرورش دهد و از تعالیم انبیاء در جهت فعلیت بخشیدن به قوه ی انسانیت یاری جوید. آیا بذر می تواند بدون پرورش یافتن به درخت تبدیل شود ؟ آیا دانش آموز می تواند بدون درس خواندن به مدرک دکتری نائل آید؟
اگر جواب این سوالات مثبت باشد پس انسان نیز برای رسیدن به کمال نهایی انسانیت چاره ای جز این ندارد که در این دنیا با مبارزه با امیال نفسانی و غلبه بر آن به کمال برسد ان شاء الله تعالی.

موضوع قفل شده است