شبهه عدالت از دید خالق یا مخلوق

تب‌های اولیه

18 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

باسمه تعالی، سلام بر شما.
چرا معنا دارد، خداوند در مرتبه واحدیت و در عالم کثرت اسمایی، و در عالم عین ثابت محبت به ظهور اسما پیدا بکند، این حرف از شما بعید است.
کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف، در اینجا حب الهی برای ظهورش با تحقق اسما در عالم عین ایجاد می شود.

هشام;128982 نوشت:
چرا معنا دارد، خداوند در مرتبه واحدیت و در عالم کثرت اسمایی، و در عالم عین ثابت محبت به ظهور اسما پیدا بکند، این حرف از شما بعید است. کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف، در اینجا حب الهی برای ظهورش با تحقق اسما در عالم عین ایجاد می شود.

سلام
برای حب در آن مقامات باید حقیقتی کاملا متفاوت قائل بود که به نظر بنده حب در آن مقام همان پیوستگی محض است چه اینکه اشتیاق برای به هم پیوستن است که وقتی تحقق یافت می شود حب اما آنجا جدایی وجود ندارد تا اشتیاقی باشد پس حب است و اما حب به ظهور در چهره خلق (کنت کنزا) متناسب با همان معنای اولی است که ما از حب ارائه کردیم یعنی همان سریان الطاف وجودی چه اینکه خلق مسیر و مقصد این سریانند
والحمد لله

سلام جواب سایت پاسخگو:

پرسشگرگرامي با سلام
به چند نكته توجه فرمائيد:
نكته اول:
اگر چه مي توان به عدالت هم از منظر الهي نگريست و هم از منظر انساني ولي اگر درست توجه شود باز هم نتيجه تفاوتي نمي كند چون عدالت از مفاهيم عقلي مي باشد (و عقل هم به عنوان بالاترين موهبتي كه خداوند به انسان عطا نموده است اگر چه در قدرت و حوزه ادراكات بین انسان و خداوند متفاوت است، ولي در مواردي كه انسان قدرت ادراك دارد بين انسان و خداوند تفاوتي نيست) و لذا هم به خوبي مي توان عدالت را از منظر الهي ترسيم نمود و هم از منظر انسانی ،هم خود خداوند به رعايت اين عدالت با توجه به همه اين تفاوت ها اشاره نموده است كه در ادامه اشاره مي شود و هم عقل انسان وجود این عدالت را به خوبی درک می کند.
براي فهم بهتر مطلب لازم به ذكر است كه عدالت معاني مختلفي دارد كه جامع ترین آن ها عبارت است از: «قرار گرفتن افراد و اشیا در جایگاه شایسته خود» (1) لذا معناى عدالت الهى با توجه به حوزه هاى اصلى عدالت به اقسام کلى زیر تقسیم کرد:
1ـ عدل تکوینى:
خداوند به هر موجودى به اندازه شایستگى هاى او از مواهب و نعمت ها عطا مى کند و هیچ استعداد و قابلیتى را, در این حوزه, بى پاسخ و رها نمى گذارد. (2)
به دیگر سخن, خداوند متعال به هر یک از مخلوقات خویش, به اندازه ظرفیت وجودى آن می بخشد و آنها را به قدر قابلیت و استعدادشان از کمالات بهره مند مى سازد.
2ـ عدل تشریعى:
خداوند از یک سو, در وضع تکالیف و وضع قوانینى که سعادت و کمال انسان در گروه آن است, فرو گذار نمى کند و از سوى دیگر, هیچ انسانى را به عملى که بیش از توان اوست, مکلف نمى سازد. بنابراین, شریعت الهى به هر دو معناى یاد شده, عادلانه است.
3ـ عدل جزایى: خداوند در مقام پاداش و کیفر بندگان خود, جزاى هر انسانى را متناسب با اعمالش مقرر مى کند. بر این اساس, خداوند در مقابل اعمال نیک نیکوکاران, آنان را پاداش مى دهد و بدکاران را به سبب کارهاى زشتشان, کیفر کند.همچنین, عدل جزایى خداوند اقتضا دارد که هیچ انسانى به سبب تکلیفى که به او ابلاغ نشده است, مجازات نشود. بخشى از این پاداش و کیفر در دنیا و بخش دیگرى در آخرت واقع مى شود. البته با توجه به حقیقت مجازات اخروى و رابطه تکوینى آن با اعمال (که در ادامه به آن اشاره مى کنیم) عدل جزایى, در نهایت, به عدل تکوینى خداوند باز مى گردد.
مهم ترین مبناى عقلى عدل الهى این خواهد بود که: در نظر عقل, عدل کارى شایسته و ظلم عملى ناشایست است و خداوند حکیم از انجام کارهایى که عقل ناشایست مى شمارد, پیراسته است. پس, خداوند هیچ گاه مرتکب ظلم نمى شود و تمام افعال او عادلانه است.
البته,در تبيين عدالت ازمنظر خداوند ادله دیگرى نیز ارائه شده است مثلا گفته شده است: اگر فرض کنیم که خدا مرتکب ظلم مى گردد, با سه احتمال روبه رو خواهیم بود: یا این عمل ناشى از جهل است و یا از نیاز سرچشمه مى گیرد و یا مقتضاى حکمت است.
دو احتمال اول به روشنی باطل اند, زیرا خداوند واجب الوجود و داراى علم مطلق است، از این رو جهل او نسبت به ظالمانه بودن فعلى که انجام مى دهد یا نیازمندى او به انجام آن محال است.
احتمال سوم نیز باطل است; زیرا حکمت, مقتضى اجتناب از فعل زشت و قبیح است و از این رو, ممکن نیست موجب ارتکاب ظلم شود.
بنابراین, تمام احتمالات ممکن در باب ارتکاب ظلم از سوى خداوند باطل اند و در نتیجه ثابت مى شود که تمام افعال او عادلانه است.
«ان الله لا یظلم الناس شیئاً ولکن الناس انفسهم یظلمون؛ (3) خدا به هیچ وجه به مردم ستم نمى کند, لیکن مردم خود بر خویشتن ستم مى کنند».
«و ما الله یرید ظلماً للعالمین؛ (4) و خداوند هیچ ستمى بر جهانیان نمى خواهد».
مقصود از «عالمین» ممکن است موجودات عاقل, مانند انسانها, جن و فرشتگان باشد و این احتمال نیز وجود دارد که مقصود از آن, تمام موجودات عالم هستى باشد. در هر دو صورت آیه فوق عدالت ورزى خداوند را در حوزه اى گسترده تر از مجموعه انسان ها ثابت مى کند.
برخى آیات قرآن از عدالت تکوینى خداوند حکایت مى کنند (5) و پاره اى آیات نیز ناظر به عدالت تشریعى خداست (6) و هم چنین برخى از آیات را مى توان گواهى بر عدل جزایى خداوند دانست. (7) و در کنار آیات قرآن کریم, احادیث فراوانى در بیان عدالت خداوند به ما رسیده است. در روایتى از پیامبر اکرم (ص) مى خوانیم : «بالعدل قامت السماوات و الارض؛ (8) آسمان ها و زمین براساس عدالت استوار شده است».
نكته دوم :
اگر چه با توجه به مطالب بالا عدالت از منظر خداوند روشن مي شود و واضح است كه تفاوتي كه خداوند متعال بين مخلوقاتش در برخورداري از ويژگيهاي مختلف قرار داده است، اما اشكال برداشت شما در اين است كه تصور مي كنيد خداوند به هر كس با توجه به نتيجه نهائي پاداش مي دهد در حالي كه خداوند همانطور كه خود بيان مي كند بر اساس عدالت و با توجه به میزان حرکت و سعی و تلاش هر کس (9) و با توجه به قدرت و امکانات هر کس از او توقع دارد و به او پاداش می دهد (10) پس اگر چه بندگان در این عالم به صورت متفاوت و با امکانات متفاوت خلق شده اند. اما این با عدالت خداوند منافات ندارد؛ بلکه برخورد یکسان با این تفاوتها ناعادلانه است که از ذات خداوند به دور است.
نكته سوم:
اگر چه از نظر عقل انسان قدرت انتخاب دارد و انسان درک می کند که در اعمال و رفتارش کاملا مختار است و هیچ کس او را در انتخابش مجبور نمی کند و اگر خطائی را از روی اختیار انجام داده، خود می داند که عقوبت الهی برای او عادلانه است و البته این ادراک که انسان خود را در تصمیم گیری ها مختار می داند با علم حضوری درک می شود و قابل انکار نیست.
و از طرف ديگر این درست است که خداوند انسان را به اینگونه خلق نموده است که قدرت درک حضوری و عقلانی اشياء را دارد، و درست است که تمام اشیاء حتی خود عقل انسان مخلوق خداوند می باشد، اما بر اساس قانون سنخیت بین خالق و مخلوق، عقل انسان و درک ناشی از آن برآمده از علم و حکمت و قدرت الهی بوده و ادراكات آن مطابق واقع مي باشد. لذا نمي توان پذيرفت كه اين اختيار كه انسان درك مي كند مطابق واقع نيست و صرفا به جهت احساسي كاذب مي باشد.
پی‌نوشت‌ها:
1. سيد رضي،نهج البلاغه، حکمت، شماره 437، نشر موسسه امیر المو منین، قم، 1380ش.
2. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 3، ص 139، الوفاء بيروت، 1404ق.
3. یونس (10) آیه 44.
4. آل عمران (3) آیه 108.
5. همان، آیه 18.
6. مؤمنون (23) آیه62.
7. انبیا (21)آیه 47.
8. ابن ابى جمهور احسائى، عوالي اللآلي، ج4، ص 103 ، انتشارات سيد الشهداء (ع) قم، 1405 هجرى قمرى.‏
9. نجم (53) آیه 39.
10. بقره (2) آیه 286.

برای رسیدن به جواب ابتداء باید معنی عدالت را دانست. عدالت یعنی هرچیزی را درجای خودش قراردادن.وضع الشی موضعه
عالم براساس عدالت آفریده شده ،یعنی هرچیزی دررتبه وجایگاه خودش واقع شده است.به ماه خورشید وستارگان نگاه کنید.اگرهریک از اجزاءهستی لحضه ای ازمسیر عدالت خارج شوند عالم نظمش بهم میخوردواساسا کل هستی وعالم براساس عدالت وحقیقت آفریده شده است.وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَق (انعام ،73) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده: «بالعدل قامت السّموات و الارض» يعنى با موازنه و برابرى اجزاء عالم، آسمانها و زمين ايستاده‏اند
لذا چون هستی براساس حق وعدل بنا شده انسانی که مطیع نیست درخلاف جهت هستی حرکت می کند. وآخرش زمین می خورد.لذا سرگذشت تمام ظالمان عالم نیست ونابودیست. هرگز نمی شود خلاف جهت آب شنا کرد.
پس چگونه می توان پذیرفت عالمی که بر اساس عدالت بنا شده وانسان که جزء کوچکی از آن است خلقتش وغایش براساس عدالت نباشد! درحالی که هستی برای اوبنا شده «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعا..بقره،29)

وچگونه می توان پذیرفت پرورگاری که خود امر به عدالت می کند از این مهم سر باز زند .
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ(نحل،90)
درحالی که چه کس از خدا راستگوتر است. وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قيلاً (122)نساء


بسم الله الرحمان الرحیم
با سلام و تشکر از همه دوستان
نقل:از دیدگاه خالق هر مخلوق انسانی دارای شرایط روحانی و جسمانی خاص خود است که براساس آن عمل می کند و هر موجود انتهای کارش مشخص است پس ویژگی های خلقی متفاوت باعث نتیجه ی نهایی مختلف شده و این نشان می دهد از دید خالق عدالتی برای مخلوق نیست تفکر شما در این مورد چیست؟
با توجه به مطالبی که دوستان مطرح کردند عدالت به معنای برابری و یکی بودن نیست بلکه قرار دادن هر چیز در جای خود است. بنابراین وجود تفاوت در خصوصیات و وظایف مخلوقات عین عدالت است و اگر غیر از این بود عدالتی وجود نداشت. به عنوان مثال اگر همه انگشتان دست یک شکل بود، ناتوانی انسان در انجام کارهای خود را به دنبال می داشت و در این صورت این خلقت دیگر عادلانه نمی بود.عدالت در این است که هر یک از انگشتان در جای خود خلق شوند نه اینکه همه برابر و یکسان باشند.
قابل ذکر است که عدل از صفات افعال است و صفات افعال نشات گرفته از نسبت مخلوقات با خدای متعال است، اگر عدل را به همان معنای مذکور بگیریم، عدالت جه در نظام تکوین و چه در نظام تشریع و چه نظام پاداش وجزا و چه از دیدگاه خالق و مخلوق ثابت است. با این بیان به روشنی معلوم شد اینکه از "دید خالق عدالتی برای مخلوق نیست" کاملا باطل می باشد.

[="Arial"][="RoyalBlue"][="3"]بنام او
هرچند اين تيترمتعلق به يكسال قبل است..اما والبته دراين تاريخ .. باوربفرماييد درهمان تيتراول وجمله اول متوجه منظورتان نشدم كه بخواهم پاسخي حتي بخودم بدهم {تو این تفکرات به فکر خودم منطقی به شبهه ای} چون مثل من بجز فارسي ساده با هيچ ادبياتي ومخصوصا ادبيات وافعال عربي آشنايي ندارم.
باتقديروتشكر.
[/][/][/]

[="Arial"][="RoyalBlue"][="3"]بنام او كه آفريننده علم و عشق است
باسلام ودرود بي پايان به پيام آوران علم وعشق
بااينكه چند ماهي است كه ازآخرين مطلب ميگذرد بازهم اميدوارم دوست عزيزمان {پرديسان } يا شخصي ديگرباشند تا پاسخ دهند..
درگفتارشما يا واقعيت را ديدم يا درخواست غيرعقلاني ومنطقي..لطفامراروشن و راهنمايي نماييد..
شمافرموديد { عالم براساس عدالت آفریده شده ،یعنی هرچیزی دررتبه وجایگاه خودش واقع شده است } { پس چگونه می توان پذیرفت عالمی که بر اساس عدالت بنا شده وانسان که جزء کوچکی از آن است خلقتش وغایش براساس عدالت نباشد! درحالی که هستی برای اوبنا شده «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعا..بقره،29) } و ميگوييد كه همه عالم براساس عدالت ودرجاي خود آفريده شده و قرارگرفته اند وهيچيك نميتوانند از جاي خود خارج شوند..ولي درجايي توقع نموده و ميگوييد { لذا چون هستی براساس حق وعدل بنا شده انسانی که مطیع نیست درخلاف جهت هستی حرکت می کند. وآخرش زمین می خورد.لذا سرگذشت تمام ظالمان عالم نیست ونابودیست. هرگز نمی شود خلاف جهت آب شنا کرد.}
اگرهمه چيزبخواست خداوند درجاي خودش ميباشد و انسان هم جزيي ازآن است..بنابراين آن انسان ظالم هم جزيي از وظيفه اش را دارد انجام ميدهد ..غيرازاين است؟؟
باتقديروتشكر
[/][/][/]

موضوع قفل شده است