جمع بندی شبهه در آیات و روایات دال بر امامت از منظر شیعه

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

esi72;936399 نوشت:
خب زمان ابلاغ امامت برای بار دوم چطور? باز هم ترس? مگر قبلا تسلی و جرات در مورد نگرانی پیامبر داده نشده? اصلا قابل قبول نیست که این برای بار دوم تکرار شود.

سلام
وقتی علت پدیده ای وجود داشته باشد خود پدیده هم خواهد بود لذا وقتی احتمال تکذیب باشد ترس از آن نیز خواهد بود بخصوص در موردی که ترس از خود نباشد بلکه ترس از رنج و عذاب دیگران باشد. هیچ اشکالی هم ندارد خدای متعال بطور مکرر تسلی دهد همچنانکه با نزول تدریجی آیات ( که امکان نزول یکبارگی آن هم بود) بطور مرتب به قلب پیامبر تسلی می داد. نتیجه اینکه سخن از ترس پیامبر در آیه تبلیغ هیچ دلالتی بر انحصار اعلان خلافت علی ع در واقعه غدیر ندارد.
یا علیم[/][/][/]

irancplusplus;936491 نوشت:

چیزی که نمی‌دانستم ضریب هوشی مردم بود.:iran:

ضریب هوشی تان با تناقضات تان مشخص بود.
همچنین با جمله : برای پذیرفتن چیزی ، به دلیل نیاز نیست.!!

با سلام

از حضور دوستان در بحث متشکریم .اما با توجه به اینکه پاسخ اصلی سوال داده شده و بحث را کاف می دانم و ادامه بحث هم خارج از موضوع تاپیک است تاپیک جهت جمع بندی قفل می شود.
با تشکر از همکاری شما

پرسش:
علامه طباطبایی در تفسیر آیه تبلیغ میگوید :، لحن شگفت انگیز آیه در اصرار بر ابلاغ ولایت امام و تضمین آیه والله یعصمک من الناس ، به خاطر ترس پیامبر از ابلاغ جانشینی امام بوده، چون ممکن بوده دیگران فکر کنند که پیامبر به جای نبوت سلطنت موروثی راه انداخته و پسر عم خود را جانشین خود کرده و به همین نگران از واکنش مردم بوده.( تفصیل مطلب در المیزان سوره مائده ).
سوال : چرا پیامبر (ص) همان روزهای ابتدایی دعوت خود مثلا در قضیه دعوت اقوام مشرک خود و...دچار ترس و نگرانی نمی شدند؟

پاسخ:
علت عدم ترس پیامبر در گذشته:
اولاً به اين دليل که پيامبر خدا ص در آن زمان هنوز دعوتش را علني نکرده بود و پيرواني نداشت، مشرکين، اصل پيامبري او را هم جدي نمي گرفتند و به عنوان شوخي تلقي مي کردند، چه برسد به جانشين او. لذا در آن جلسه اقربین وقتی رسول خدا (ص) علی (ع) را وصیّ خود خواند ، حضّار بنای تمسخر گذاشتند. به همين دليل جانشيني او را هم به شوخي گرفتند و با شوخي ابوطالب را مسخره کردند که از اين به بعد بايد گوش به فرمان پسرت باشي.

ثانياً در آن زمان رسول خدا ص حکومت نداشت، تصور قريش از جانشيني او، جانشيني در امر تبليغ دين بود و نه جانشيني در حکومت اسلامي، لذا دليلي براي نگراني از جانشيني او نداشتند که بخواهند با آن مخالفت کنند.

ثالثاً پيامبر خدا ص در مکه، حامي قدرتمندي چون ابوطالب و حمزه عليهماالسلام را داشت و بني هاشم در مکه طايفه اي داراي احترام و نفوذ بودند و بنابراين، مشرکين مکه چندان جرأت تعرض به پيامبر ص و جانشين او را نداشتند و حتي پس از فوت ابوطالب هم که به فکر قتل پيامبر افتادند، از ترس بني هاشم، تصميم گرفتند که از هر قبيله يک نفر در قتل آن حضرت شرکت داشته باشد.

موضوع قفل شده است