جمع بندی شبهه در آیات و روایات دال بر امامت از منظر شیعه

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نکته اینکه یادم رفت اینکه خود شما هم می گویید بعضی وقت ها شک خود را می‌خوریم. این یعنی نبود یقین. پس در مورد همان پدر مادر هم شک هست.

پس باید بپذیرید در مورد امام هم شک باشد. و کسی که شک دارد حق دارد نپذیرد.

esi72;936393 نوشت:
نمیدانم چه شده به این قاعده رسیده اید.

خیلی‌ها به این قاعده رسیده‌اند:
https://en.wikipedia.org/wiki/The_Will_to_Believe

esi72;936393 نوشت:
اعتقاد به بهاالله چطور?

اگر حس می‌کنید راست می‌گوید چه اشکالی دارد.

esi72;936393 نوشت:
اینکه بدون دلیل چیزی را قبول کنیم. حرف عجیبی است.

بیش از 90 درصد آنچه مسلم میدانید بدون دلیل پذیرفته‌اید. بر اثر اعتماد به حرف دیگران.

esi72;936393 نوشت:
در مورد همان مسایلی که عنوان می کنید دلیل ندارند کتاب ها نوشته شده.

هیچ کدام استاندارد علمی ندارند. به هر حال هیچ معجزه‌ای از پیامبر اسلام نیست که قابل اثبات باشد. تهدیدهای قرآن هم فروان است. هر کسی باید تصمیم بگیرد بپذیرد یا خیر. در مورد امامت هم هیچ دلیل قاطعی نیست. هر فرقه‌ای برداشت‌های خود را دارد. هر مسلمانی در این مورد هم باید تصمیم بگیرد.

esi72;936395 نوشت:
نکته اینکه یادم رفت اینکه خود شما هم می گویید بعضی وقت ها شک خود را می‌خوریم. این یعنی نبود یقین. پس در مورد همان پدر مادر هم شک هست.

پس باید بپذیرید در مورد امام هم شک باشد. و کسی که شک دارد حق دارد نپذیرد.


تقریبا.

]

محی الدین;936230 نوشت:

سلام
اگر شما به موارد دیگر ترس انبیاء و رسل در قرآن مراجعه کنید می بینید که این ترس از تکذیب و عدم قبول همیشه بوده است(قال رب انی اخاف ان یکذبون آیه 12 سوره شعرا و سایر موارد...) و البته این ترس بیشتر به جهت خود تکذیب کنندگان است که تکذیبشان موجب عذابشان می شود همانطور که در واقعه غدیر تکذیب یکی از افراد، عذاب را بر او نازل کرد. (سال سائل بعذاب واقع سوره معارج 1) پس این ترس ویژه جریان غدیر نبوده اما در جریان غدیر خصوصیاتی است که ترس را افزون می سازد: 1. مطرح شدن خلافت و جانشینی علی ع برای جمع کثیری از مسلمانان که چه بسا برخی از آنان، مطالب پیامبر ص را در مورد جانشینی علی ع نشنیده بودند2. گرفتن بیعت که قبلا صورت نگرفته بود و به منزله رسمی ساختن جانشینی ایشان بود. پس مطرح شدن ترس پیامبر ص از تکذیب یا مخالفت دیگران در این آیه بیان امری تازه نبوده اما خصوصیات اعلام در غدیر، مقتضی ترس بیشتر بوده است.
یا علیم

سلام،
مطلبی که نقل کردید یک قاعده کلی نیست و نمی دانم چطور آن را توانستید تعمیم بدهید به همه پیامبران. مثلا حضرات لوط و نوح و ابراهیم علیهم السلام
ترسی در انذار و هدایت قوم نداشته اند و مطلبی برای اثبات این ترس آنها در ابلاغ نداریم. بله مواردی که ذکر کردید ثابت است. هر چند این بحث ها. ربطی به فضای بحث ندارد که آیا ترس بوده یا از چه کسی بوده،،
من هم وجود ترس را قبول دارم و در مورد آیه تبلیغ هم به آن اشاره کردم. اما اینکه بخواهی با گفتن ترس موسی از فرعون بگویی پیغمبر در سایر موارد هم ترس داشته پذیرفتنی نیست. بلکه باید آنرا نشان بدهی. که در قرآن جز در آن یک مورد جایی از ترس پیامبر سخنی نیست.

در ثانی بر فرض وجود ترس در موارد مشابه مشکلی بزرگتر پیش می آید.
آیا پیامبر زمانی که آیه ولایت را مبنی بر امامت امام میخواست بخواند، ترس از ابلاغ داشته است یا نه? اگر داشته پس چطور آنرا ابلاغ کرده?
خواهی گفت خدا تسلی داده و جرات داده.

خب زمان ابلاغ امامت برای بار دوم چطور? باز هم ترس? مگر قبلا تسلی و جرات در مورد نگرانی پیامبر داده نشده? اصلا قابل قبول نیست که این برای بار دوم تکرار شود.

تازه من به شما ارفاق می کنم و تنها دلیل بر امامت امام علی را قبل از حجه الوداع را آیه ولایت میگیرم. ولی اکر کتب برخی علما را نگاه کنی از هزار دلیل و نص بر امامت سخن رانده اند

irancplusplus;936398 نوشت:

خیلی‌ها به این قاعده رسیده‌اند:
https://en.wikipedia.org/wiki/The_Will_to_Believe

اگر حس می‌کنید راست می‌گوید چه اشکالی دارد.

بیش از 90 درصد آنچه مسلم میدانید بدون دلیل پذیرفته‌اید. بر اثر اعتماد به حرف دیگران.

هیچ کدام استاندارد علمی ندارند. به هر حال هیچ معجزه‌ای از پیامبر اسلام نیست که قابل اثبات باشد. تهدیدهای قرآن هم فروان است. هر کسی باید تصمیم بگیرد بپذیرد یا خیر. در مورد امامت هم هیچ دلیل قاطعی نیست. هر فرقه‌ای برداشت‌های خود را دارد. هر مسلمانی در این مورد هم باید تصمیم بگیرد.


تقریبا.

فضای اعتقادی من و شما به نظر متفاوت است و فایده ای ندارد.

اینکه برای پذیرفتن جیزی دلیل بخواهی از بدیهیات است.

لینک ویکی پیدا اگر در حول و حوش همان مثال والدین دارد صحبت می کند باید بدانید اگر آن دو را پدر مادر خود می دانید دلیلی ندارید . همینطوری پذیرفته اید. ممکن است پدر مادر فرد دیگری والد شما باشند. پس شما نتیجه ی قطعی نخواهید داشت. حال شما به این می گویید پذیرفتن. آنها به عنوان پدر مادر!!

و اگر این درست باشد پس باید بپذیری که من خدام ، همینطوری بی دلیل.
و مهمتراز همه این ها اگر رویه بالا منطقی و صحیح بود نمی بایست در آنها تناقض پیش آید. در حالی که به راحتی تناقض ایجاد میشود،
مثلا خدا در قرآن میگوید من مانند هیچ چیزی در زمین نیستم، و کسی شبیه من نیستم من دیده نمی شوم اما بها الله میگوید من خدام!!

حال اگر پذیرفتن بی دلیل صحیح باشد ، این دو گزاره به اصطلاح صحیح اما متناقض چطور توجیه میشود?

esi72;936420 نوشت:
اینکه برای پذیرفتن جیزی دلیل بخواهی از بدیهیات است.

خب شما دلیل بخواهید. اما کسی دلیل ارائه نمی‌دهد. می‌خواهید چه کنید؟

هیچ دلیل محکمی برای خدا و پیغمبر و دین نیست. شما می‌گویید هست بروید بگردید پیدا کنید. من که گشته‌ام دیدم چیز محکمی نیست.

esi72;936420 نوشت:
اگر این درست باشد پس باید بپذیری که من خدام

خب نمی‌خواهم بپذیرم خدا هستید. می‌توانید به زور تهدید کنید یا تبلیغ کنید شاید پذیرفتم. هر چیزی به دلم بچسبد می‌پذیرم. شما هم راهی جز همین روش پیدا نخواهید کرد چون دلایل همه ناقص است. می‌توانید امتحان کنید البته با سال‌ها تحقیق.

esi72;936420 نوشت:
مثلا خدا در قرآن میگوید من مانند هیچ چیزی در زمین نیستم، و کسی شبیه من نیستم من دیده نمی شوم اما بها الله میگوید من خدام!!

خب اگر می‌بینید نمی‌شود پذیرفت و با منطق شما جور نیست خب نپذیرید. فکر نکنید خدا می‌اید شما را از تناقض در می‌آورد. نهایت این تصمیمی است که خودتان باید بگیرید و انتخاب کنید.

irancplusplus;936433 نوشت:

خب شما دلیل بخواهید. اما کسی دلیل ارائه نمی‌دهد. می‌خواهید چه کنید؟

هیچ دلیل محکمی برای خدا و پیغمبر و دین نیست. شما می‌گویید هست بروید بگردید پیدا کنید. من که گشته‌ام دیدم چیز محکمی نیست.

خب نمی‌خواهم بپذیرم خدا هستید. می‌توانید به زور تهدید کنید یا تبلیغ کنید شاید پذیرفتم. هر چیزی به دلم بچسبد می‌پذیرم. شما هم راهی جز همین روش پیدا نخواهید کرد چون دلایل همه ناقص است. می‌توانید امتحان کنید البته با سال‌ها تحقیق.

خب اگر می‌بینید نمی‌شود پذیرفت و با منطق شما جور نیست خب نپذیرید. فکر نکنید خدا می‌اید شما را از تناقض در می‌آورد. نهایت این تصمیمی است که خودتان باید بگیرید و انتخاب کنید.

اینکه بعض ادله در بعض موضوعات ناقص اند و دلالت بر آن مطلب ندارند دلیل بر این نمی شود که ما دیگر چیزی را با دلیل نپذیریم!!

به هر حال موضع خود را روشن کنید تا در تناقض نباشید. از یه طرف از بی دلیل پذیرفتن دفاع می کنید از طرف دیگر از ناقص بودن ادله صحبت می کنید. لینک هم می دهید که ، نگاه کن عده زیادی بی دلیل پذیرفتن را قبول دارند.
وقتی دلیل نیاز ندارید ناقص بودنش چه مشکلی برایتان ایجاد می کند?
اگر هم به دلیل اهمیت می دهید با گفتارتان تناقض دارد.

جمله آخرتتان هم باز اشتباه است. به هر حال این فرمول مشت یا صحیح است یا نیست. اگر صحیح است منطقا نباید و اصلا نباید نتیجه متناقض بدهد. مگر به خواسته من است? وقتی در این فرمول تناقض قطعی می بینید چرا آنرا قبول دارید?

بازم میگم این نقل قول آخرتان یک مطلب است که دلایل ناقص اند و نقل قول های قبلی مطلبی دیگر.

[="System"]

esi72;936471 نوشت:
از طرف دیگر از ناقص بودن ادله صحبت می کنید

دلیل ناقص، دلیل نیست. تنها احتمالات را تغییر می‌دهد.

esi72;936471 نوشت:
به هر حال موضع خود را روشن کنید تا در تناقض نباشید.

من اساسا دوست دارم در تناقض باشم. هیچ مشکلی ندارم با تناقض.

esi72;936471 نوشت:
جمله آخرتتان هم باز اشتباه است.

خب حالا نمره ام چند است قبول می‌شوم یا بروم با یک استاد دیگر درس بگیرم؟[/]

irancplusplus;936475 نوشت:

دلیل ناقص، دلیل نیست. تنها احتمالات را تغییر می‌دهد.

من اساسا دوست دارم در تناقض باشم. هیچ مشکلی ندارم با تناقض.

خب حالا نمره ام چند است قبول می‌شوم یا بروم با یک استاد دیگر درس بگیرم؟

جمله اول را با دقت بخوانید من هم گفتم دلیل نیست.( گفتم دلالت ندارد یعنی دلیل نیست)

خواندید? دیدید? پس به همان جواب دهید.

خوب ما فکر کردیم فردی آمده و دارد مطلب می نویسد منتهی دچار تناقض شده. و هی می گوییم که مطالب تان با هم نمی خواند.

اما اینکه دوست دارید در تناقض باشید به خودتان مربوط، منتهی :
پس قبول کردید تمام جملات تان با هم تناقض داشت و هر دفعه از یه جا سر در میآورد؟؟

و اینکه دوست دارید در تناقض باشید از ظهر وقت ما را گرفته اید و آخرش اینجوری می گویید. دیگران دوست ندارند در تناقض باشند پس وقت آنها را نگیرید.

irancplusplus;936475 نوشت:

خب حالا نمره ام چند است قبول می‌شوم یا بروم با یک استاد دیگر درس بگیرم؟

نیازی به استاد ندارید. جوابتان این جا است:
(اینکه بعض ادله در بعض موضوعات ناقص اند و دلالت بر آن مطلب ندارند دلیل بر این نمی شود که ما دیگر چیزی را با دلیل نپذیریم)

همینطور مطالب قبلی را با دقت بخوانید هم تناقضات شما پاسخ داده شده هم راه حل. منتهی می گویید دوست دارید در تناقض باشید. پس به این بحث ها نیازی ندارید. حال مساله اینکه قبلا از آن باید می دانستید وقت مردم ارزش دارد .

esi72;936488 نوشت:
حال مساله اینکه قبلا از آن باید می دانستید وقت مردم ارزش دارد .

چیزی که نمی‌دانستم ضریب هوشی مردم بود.:iran:

موضوع قفل شده است