جمع بندی شبهه ارتباط با خدا

تب‌های اولیه

47 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

rezaee;928582 نوشت:
وگرنه اگر قرار بود خدا خودش بیاید سمت ما و مارا ببرد، کل این خلقت و امتحان بی معنی میشد.

البته برخی افراد بسیار ریزبین هستند و این حرف را قبول ندارند. درواقع (فکر میکنم) حدیث یا احادیثی داریم که میگوید: وقتی شما به سمت خدا میروی، درواقع این خدا بوده که قبلش به سمت شما آمده و میل خودش را در دلت انداخته.

شاید همین که اینجا تاپیک زدید و خدا را جستجو میکنید، همان قدم اول است که خدا برداشته و شما را به اینجا کشانده. وگرنه میتوانستید بیخیال دین و خدا بشوید و بروید دنبال زندگی خودتان و قوانین طبیعت را بپذیرید و بیخود دنبال خدا نگردید.

عامل;928292 نوشت:
[="Arial Black"][="Blue"][="3"]سلام
اول باید دیدمان به دعا را تصحیح کنیم و دعا را بیشتر از تاثیر نمک غذا ندانیم. یعنی انتظار براورده شدن هر حاجتی را نداشته باشیم.
در مرحله دوم به زندگی گذشته خود درست نگاه کنیم که ایا واقعا اثری از کمک و امداد خدا نبوده؟ خیلی از راههایی که ممکن بود به گمراهی بیانجامد رو خدا کمک کرد و نرفتیم و ... خیلی از موارد کمک خدا کمکی پنهانی است که بنده گمان میکند خودش انجام داده ولی اگر امداد خدا نبود نمیشد.
در مرحله سوم حتی اگر این تاثیر را در زندگی‌شخصی ندیدیم، ایا دیگران هم همینطور اند یا تجربیات دیگری دارند؟ همینکه دیگران تاثیر دعا را در زندگی خود به کرات دیده اند دلیل بر توجه خدا به بندگان دارد و شاید مشکل یا مصلحتی باعث دیده نشدن این لطف در زندگی شخصی کسی شده باشد.
[/][/][/]

سلام
آیا خدا شخصی در کنار دیگر اشخاص است یا خیر؟
دوم اینکه مفاتیح الجنان از کجا امده؟ اگر دنیا دار امتحان و تلاش است پس این همه دعا و وعده به اجابت چیست؟
ثالثا امتحان و آزمایش دنیا تا کجاست؟ تا جایی که ارحم الراحمین خدا زیر سوال برود؟؟
اینکه بخاطر امتحان یک عده از گرسنگی باید بمیرند چگونه با دیگر صفات خدا قابل جمع است؟

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

غریبه آشنا;928482 نوشت:
سلام
چرا چه بسا؟
پس در برابر خداناباوری که میگوید جز عالم طبیعت چیزی نیست چه بگوییم
ضمن اینکه تمام این چیزهایی را که شما میگویید اینها در همین قالب قوانین طبیعت قایل اند نه خدا

سلام
برای کسی که خلق را ظهور خالق می داند سخن ملحدین انکار نیست بلکه بیان سبب جلوه اینسویی است
یا علیم[/][/][/]

سلام

غریبه آشنا;928635 نوشت:
آیا خدا شخصی در کنار دیگر اشخاص است یا خیر؟
دوم اینکه مفاتیح الجنان از کجا امده؟ اگر دنیا دار امتحان و تلاش است پس این همه دعا و وعده به اجابت چیست؟
ثالثا امتحان و آزمایش دنیا تا کجاست؟ تا جایی که ارحم الراحمین خدا زیر سوال برود؟؟
اینکه بخاطر امتحان یک عده از گرسنگی باید بمیرند چگونه با دیگر صفات خدا قابل جمع است؟

شكي نيست كه خالق به بهترين وجه به مخلوق خود علم و آگاهي دارد و مخلوقات نزد او حاضرند. اما نكته اينجاست كه شنيدن نياز مخلوقات به معناي اجابت و مترادف با آن نيست بلكه اجابت تابع مصلحت و رفع موانع است.
ثانيا امر به دعا منافاتي با دار امتحان بودن دنيا ندارد، چرا كه ما به سبب هاي متعددي ممكند است مبتلا به سختي ها شويم و همين امر به دعا باعث كنار رفتن غفلت هاي ما نسبت به خداوند باشد. به عبارتي گاهي بنده از خداي خود دور مي شود و از او غافل مي گردد و خداوند با ابتلاي بنده او را توسط دعا متوجه خود مي كند.
امتحان و آزمايش به اندازه توان و ظرفيت بنده است. البته اينطور هم نيست كه بنده هميشه تحت فشار باشد و همين باعث از بين رفتن ايمان او شود، بلكه ان مع العسر يسري. بنابراين خداوند بنابر حكمت خويش، بالاخره سختي را به راحتي و تلخي را به شيريني تبديل خواهد كرد و مهم اينست كه بنده از اين آزمايش سربلند بيرون بيايد و رضايت خود به خواست پروردگار را از دست ندهد، در همين راستا امام حسن(عليه السلام) مي فرمايد: أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ يَهْجُسْ فِي قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ يَدْعُوَ اللَّهَ فَيُسْتَجَابَ لَهُ؛ كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى خدا خطور نكند، من ضمانت مى كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند.(كافى، ج 2 ، ص 62، ح 11) و البته اين مطلب هم مد نظر انسان باشد كه خداوند متعال غني و فياض مطلق است، پس برآورده نشدن حاجات به شرايط قابل برمي گردد؛ به همين دليل امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد: رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ؛ گاه چيزى را (از خدا) مى خواهى اما به تو داده نمى شود و دير يا زود بهتر از آن به تو داده مى شود، يا به خاطر آنچه خير و مصلحت تو در آن است از برآورده شدن خواسته ات دريغ مى شود، زيرا بسا خواسته اى كه اگر برآورده شود به نابودى و تباهى دين تو مى انجامد، پس، چيزى بخواه كه زيبايى و نيكيش برايت مى ماند و پيامد سوئى ندارد.(مجموعه ورام ج 2 ، ص 104)
اما در مورد وجود شرور و مظالم در عالم و چگونگي جمع آنها با اوصاف الهي، لطفا به تاپيك مرتبط مراجعه فرماييد تا بحث از مسير خود خارج نشود.

اللهم اقض حوائج اخواننا المومنين ...

کسانیکه مشمول خاص رحمت الهی هستند !!

سوره 3 ایه 74 . یختص برحمته من یشاء . و سوره 12 ایه 56 .نصیب برحمتنا من نشاء. و سوره 48 ایه 29 .یدخل الله فی رحمته من یشاء...

در این ایات اشاره بر اینستکه خدایتعالی بهر کس که خواهد افاضه رحمت می فرماید و او را در رحمت واسعه خود جایگزین می نماید.

البته این ایات مکمل و متممی دارند که معلوم میدارد:اختیار وصول برحمت بعهده بندگان و مقدمه ایصال در دست خود ایشان است.

یعنی انهاییکه ایمان به خدا اورده و چنگ بکتاب او زده و متمسک بطریق هدایت شوند. بلاشک در رحمت او داخل شده و مشمول

فضل و الطافش قرار می گیرد. همچنانکه در چند مورد با بیانهای گوناگون می فرماید :

سوره 4 ایه 175. فاما الذین امنوا بالله واعتصموا به فسید خلهم فی رحمه منه ...

و در جای دیگر عمل صالح را شرط دخول در رحمت دانسته که فرمود :

سوره 7 ایه 56. ان رحمت الله قریب من المحسنین .

پس انکسیکه ایمان اورد و نیکو کار شد رحمت خدا به او نزدیک و درسعه ان جایگزین خواهد شد.

* * *

" خواهی که شناسی تو صفات یزدان

برخیز وکتاب اسمانی برخوان

ز انسان که کند عقاب بر اهل عناد

مخصوص کند رحمت خود بر نیکان

بر خلق جهان رحمت حق شد تعمیم

این نیست مگر در خور هر شان کریم.

لیکن برسد رحمت خاصش بر خاص

حق است که او صاحب فضلیست عظیم

انکس که کند فساد در روی زمین

در رحمت حق نباشدش جایگزین

باید که زکار زشت پرهیز کند.

چون رحمت اوست بر نکو کار قرین ."

یا حق.

[="Arial Black"][="Blue"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحیم



سوال:
آیا امکان شناخت خداوند یا اوصاف او برای انسان وجود دارد؟

پاسخ:
اگر انسان هيچ نحوه شناختي از خداوند نداشت، آمدن صفات خبري خدا در قرآن(نعوذ بالله) بيهوده بود! چرا كه تفاهم و مخاطب قرار دادن، فرع بر فهم مشترك از لغات است. بنابراين به عنوان مثال؛ همان فهمي از كرم كه منظور ماست را خداوند به خود منتسب كرده است اما با اين تفاوت كه درك ما از اوصافي مانند كَرَم، محدود به سعه وجودي خود ماست و حتي فهم افراد بشر از اين مفهوم متفاوت است. به همين دليل متكلمان و فلاسفه معتقدند براي انتساب اوصاف مشترك بين انسان و خدا به حضرت حق، بايد تمام حدود را از آن صفت كنار گذاشت و بطور مطلق و صِرف آن وصف را به خداوند نسبت داد. بنابراين اصل و ريشه يكي است ولي تفاوت در محدود و نامحدود بودن صفات انساني و الهي است. به همين دليل امیر المومنین(عليه السلام) میفرماید: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ يَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ‏ مَعْرِفَتِهِ‏ فَهُوَ الَّذِي تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُود...(1)به عبارتي دو سطح از فهم در مورد خداوند متصور است؛ يكي حداقلي است كه اين ميزان لازم و واجب است براي انسان تا بتواند او را مخاطب قرار داده و عبادت كند و ديگري شناخت حداكثري كه نيازمند اشراف و تسلط شناسنده است. چنين شناختي با توجه به محدوديت انسان و نامحدود بودن متعلقِ علم؛ يعني خدا، غير ممكن است، به همين دليل حضرت مي فرمايد: لَمْ يُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِيدِ صِفَتِهِ.

از طرفي معيت هميشگي خداوند متعال با مخلوقاتش، مجوز درك كامل او نسبت به بندگان و راز و نياز آنها با خداست. اين ادراك كامل را عرفا با بيان وحدت وجود و ظاهر و مظهر جزو شديدترين و محكم ترين ارتباطها مي دانند چرا كه اين ارتباط پا را از دوگانگي فراتر گذاشته و هر دو را يكي مي دانند به دو اعتبار.
فلاسفه نيز با بيان علم و ادراك حضوري خداوند نسبت به انسان و ديگر مخلوقات، اين ارتباط را خطاناپذير و بسيار قوي معرفي كرده اند.

علاوه بر مباحث عقلي، در منابع نقلي نيز به شنيدن خواسته ها و اجابت آنها توسط خداوند اشاره شده است، مانند: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏(2)و همچنين امام صادق(عليه السلام) در اين رابطه مي فرمايد: ما أبرز عبدٌ یده إلى الله العزیز الجبّار إلاّ استحیا الله عزّوجل أن یردّها صفراً حتى یجعل فیها من فضل رحمته ما یشاء، فإذا دعا أحدکم فلا یردّ حتى یمسح على وجهه و رأسه.(3)

اما اینکه چرا با توجه به سمیع و بصیر بودن خداوند، برخی دعاهای ما به استجابت نمی رسد؟ باید گفت که استجابت دعا عوامل متفاوتي دارد كه ربطي به عدم فهم ما از اوصافي مانند سميع و بصير بودن خداوند ندارد. به عبارت دیگر شكي نيست كه خالق به بهترين وجه به مخلوق خود علم و آگاهي دارد و مخلوقات نزد او حاضرند. اما نكته اينجاست كه شنيدنِ نيازِ مخلوقات به معناي اجابت و مترادف با آن نيست بلكه اجابت تابع مصلحت و رفع موانع است. بنابراین خداوند متعال غني و فياض مطلق است، پس برآورده نشدن حاجاتْ به شرايط قابل برمي گردد؛ به همين دليل امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد: رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ.(4)

اما مطلب آخر اينكه ايا ارتباط ما با خدا حقيقي است يا مجازي؟ متوقف بر اين است كه ما چه تعريفي از حقيقي و مجازي داشته باشيم. بنابر مطالب گذشته كه اين ارتباط از جانب خداوند حضوري بوده و از طرف انسان نيز گاهي حضوري است و اين نحوه از ارتباط بارزترين مصداق ارتباط حقيقي مي باشد. در حالی که ارتباط ما با ديگران در اكثر موارد با علم حصولي مانند ديدن، شنيدن و ديگر حواس ظاهري است. اين نحوه از علم بطور مستقيم با معلوم خارجي ارتباط ندارد و همين وجود واسطه و خطاپذيري باعث دور شدن آن از حقيقت مي گردد، به خلاف علم حضوري كه خطاناپذير بوده و به حقيقت نزديك تر است.


[/HR]1. عقل‌ها را بر مرزبندي صفت خود آگاه ننموده، ولي از مقدار لازم معرفتش نيز محروم نساخته است. نهج البلاغة، ص88.
2. غافر: 60.
3. هیچ بنده‌ای دست خود را به سوی خدای عزیز و جبران کننده دراز نمی‌کند، مگر این که خداوند حیا می‌کند که دست او را خالی برگرداند و چیزی از فضل و رحمت که می‌خواهد در آن نگذارد. پس هر گاه دعا نمودید، دست خود را به سر و صورت خود بکشید. كليني، كافي، ج2، ص471.
4. گاه چيزى را (از خدا) مى خواهى اما به تو داده نمى شود و دير يا زود بهتر از آن به تو داده مى شود، يا به خاطر آنچه خير و مصلحت تو در آن است از برآورده شدن خواسته ات دريغ مى شود، زيرا بسا خواسته اى كه اگر برآورده شود به نابودى و تباهى دين تو مى انجامد، پس، چيزى بخواه كه زيبايى و نيكيش برايت مى ماند و پيامد سوئى ندارد.(مجموعه ورام ج 2 ، ص 104)

[/][/][/]
موضوع قفل شده است