جمع بندی شبهات عالم مثال و معاد صدرایی

تب‌های اولیه

35 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صدیق;997496 نوشت:

صدرا بیان میکند که نفس انسان همانند خداوند متعال توانایی خلق دارد.
پائین ترین مرتبه آن خلق و انشای صورتهای ذهنی و مثالهای متصل است.
مراتب بالای آن ایجاد موجودات در عالم خارج است که البته در این دنیای مادی، تنها برای برخی انسانها حاصل میشود.
ولی در برزخ و قیامت، برای همه انسانها این وضعیت حاصل است.

در مورد توانایی بر ایجاد صورت های ذهنی: فالنفس خلقت و ابدعت مثالا للباری جل اسمه ذاتا وصفه و فعلا، مع التفاوت بین المثال و الحقیقه.(شواهد، مشهد اول، شاهددوم، اشراق سوم)
در مورد توانایی بر ایجاد بدنهای مثالی ومثالهای منفصل: کل انسان، یخلق بالهمه فی قوه خیالیه ما لاوجود له الا فیها(این قدرت خلاقه مشترک تمام نفوس، اما)

والعارف، یخلق بالهمه ما یکون له وجود فی خارج محل الهمه(دقت کنید در خارج از ذهن و نفسش)(شواهد الربوبیه، مشهد چهارم، شاهد اول، اصل 6)
پس تا اینجا مشخص شد که نفس انسانی در دنیا
اولا: در همه افراد توانایی ایجاد صورتهای مثالی دارد(مثال متصل)
ثانیا: عرفا توانایی ایجاد صورتهای مثال منفصله در خارج از ذهن خود دارد.

با سلام وعرض ادب

نمیدونم این پرسشم مرتبط با تاپیک هست یا نه .ببخشید

اگه مرتبط نیست .

استاد گرامی آفای مصطفی حسینی طباطبایی نظر عرفایی مثل ابن عربی و صدرا رو در حد غلو میدونن

میگن که تطابق با آیات قرآن نداره .چرا که خداوند

میفرماید بنده من به بهشت من داخل شو نفرمودن بیا در

ذات من داخل شو .یعنی قرار نیست ما خدا بشیم .

صدیق;997496 نوشت:

صدرا بیان میکند که نفس انسان همانند خداوند متعال توانایی خلق دارد.
پائین ترین مرتبه آن خلق و انشای صورتهای ذهنی و مثالهای متصل است.
مراتب بالای آن ایجاد موجودات در عالم خارج است که البته در این دنیای مادی، تنها برای برخی انسانها حاصل میشود.
ولی در برزخ و قیامت، برای همه انسانها این وضعیت حاصل است.

در مورد توانایی بر ایجاد صورت های ذهنی: فالنفس خلقت و ابدعت مثالا للباری جل اسمه ذاتا وصفه و فعلا، مع التفاوت بین المثال و الحقیقه.(شواهد، مشهد اول، شاهددوم، اشراق سوم)
در مورد توانایی بر ایجاد بدنهای مثالی ومثالهای منفصل: کل انسان، یخلق بالهمه فی قوه خیالیه ما لاوجود له الا فیها(این قدرت خلاقه مشترک تمام نفوس، اما)

والعارف، یخلق بالهمه ما یکون له وجود فی خارج محل الهمه(دقت کنید در خارج از ذهن و نفسش)(شواهد الربوبیه، مشهد چهارم، شاهد اول، اصل 6)
پس تا اینجا مشخص شد که نفس انسانی در دنیا
اولا: در همه افراد توانایی ایجاد صورتهای مثالی دارد(مثال متصل)
ثانیا: عرفا توانایی ایجاد صورتهای مثال منفصله در خارج از ذهن خود دارد.

انشای صورتها در عالم خارج اگر صورت مادی به خود بگیرد...بله در عالم خارج است..اما غیر از صورت مادیی اطلاق خارجیت دادن به صور مثالی نه شاهدی بر آن داریم و نه از نظر عقلی مفهوم است
میفرمایید خارج و داخل در مجردات طور دیگری است ..
ولی خب این سخن مفهوم نیست و بر یک مبنای نامفهوم نمیتوان از اثبات نوعی معاد جسمانی سخن گفت.

از نظر من فقط ماده منشاء تکثر و خارج و داخل است
چراکه ماده خود یک پدیده و ضمیمه خارجی است
لذا وقتی نفس باشد و نفس و ضمیمه خارجی در میان نباشد سخن از عالم خارج و اطلاق واقعیت به آن دادن کاملا بی مفهوم است
خیلی از بیمارهای اعصاب روان که توهم میزنند چیزهایی رو در عالم خارج میبینند که من و شما شاهد ادعایشان نیستیم ولی میبینند
بر این اساس صور های خیالی کاملا درونی و فردی هستند و دلیلی بر رد این مسئله صدراییان ارائه ندادند..
در واقع آنها توانسته اند نوعی معاد جسمانی را ثابت کنند ولی عالمی از سنخ عالم خواب را که فردی و درونی است نه بیشتر

صدرا با توجه به اصولش میفرماید که صور اخروی موهوم نیست ولی اثباتی برای این حرف ندارند
مسئله اینجاست

همای رحمت;997508 نوشت:
استاد گرامی آفای مصطفی حسینی طباطبایی نظر عرفایی مثل ابن عربی و صدرا رو در حد غلو میدونن

میگن که تطابق با آیات قرآن نداره .چرا که خداوند

میفرماید بنده من به بهشت من داخل شو نفرمودن بیا در

ذات من داخل شو .یعنی قرار نیست ما خدا بشیم .


باسلام
گذشته از اینکه این بیان ناشی از درک نادرست و ناقص از وحدت وجود است، ربطی به بحث این تاپیک ندارد.

الکی;997731 نوشت:
انشای صورتها در عالم خارج اگر صورت مادی به خود بگیرد...بله در عالم خارج است..اما غیر از صورت مادیی اطلاق خارجیت دادن به صور مثالی نه شاهدی بر آن داریم و نه از نظر عقلی مفهوم است

سلام
دوست عزیز
دقت کنید!
صورت مادی برای عالم ماده است.
بحث ما در عالم مثال است نه عالم ماده.
بحث در برزخ و سرای قیامت و حشر برای کسانی است که به تجرد عقلی نرسیده اند.
این عالم جای مادیات و عنصریات نیست.
عالمش، مثالی است و موجوداتش نیز مثالی.

اینکه این صورتهای مثالی را خارجی معرفی میکنیم بدان جهت است که قائم به ذهن ما نیستند.
برخلاف صورتهای ذهنی و مثالهای متصل که در ذهن ما نقش می بندند و حتی در عالم مثال منفصل نیز نیستند تا منحاز از ما باشند.

صدیق;997895 نوشت:

سلام
دوست عزیز
دقت کنید!
صورت مادی برای عالم ماده است.
بحث ما در عالم مثال است نه عالم ماده.
بحث در برزخ و سرای قیامت و حشر برای کسانی است که به تجرد عقلی نرسیده اند.
این عالم جای مادیات و عنصریات نیست.
عالمش، مثالی است و موجوداتش نیز مثالی.

اینکه این صورتهای مثالی را خارجی معرفی میکنیم بدان جهت است که قائم به ذهن ما نیستند.
برخلاف صورتهای ذهنی و مثالهای متصل که در ذهن ما نقش می بندند و حتی در عالم مثال منفصل نیز نیستند تا منحاز از ما باشند.

سلام
صحبت بنده هم در خصوص برزخ و عالم مثال است.
ما فقط برای مثال متصل و برزخی همچون عالم خواب دلیل داریم..که اینها هم درونی و قائم به ما هستند نه مستقل از ما
برای عالم مثال منفصل بنده اثباتی پیدا نکردم در صحبت های ملاصدرا
بلعکس صدرا میگوید هرچه از بهشت و جهنم میبینید در مملکت وجود خود شماست
و برای این سخن اصل تجرد قوه خیال را به وسط میکشد..
خب با قوه خیالی که مستقل از ما نیست مثال متصل ثابت میشود نه مثال منفصل.

الکی;997898 نوشت:
برای عالم مثال منفصل بنده اثباتی پیدا نکردم در صحبت های ملاصدرا

سلام
برای اثبات عالم مثال منفصل، دو استدلال اقامه شده است.
صدرا به تبعیت از سهروردی قاعده امکان اشرف را اقامه کرده است و خودش قاعده امکان اخس را ابداع کرده است:
بدین صورت که چون جهان هستی واحد است و کل جهان همانند موجود بزرگ واحدی است که اجزای آن به یکدیگر متصلند. به این معنا که هر مرتبه کمالی از وجود باید با مرتبه کمالی نازل‌تر از خودش مجاور است و نباید میان آنها فاصله‌ای باشد. یعنی نمی‌توان میان دو مرتبه نازل و کامل وجودی، درجه‌ای را تصور کرد که تحقق نیافته است. در این مسئله اگر از وجود مرتبه نازل‌تر به وجود مرتبه کامل‌تر برسیم، قاعده امکان اشراف شکل می‌گیرد و اگر از وجود مرتبه کامل‌تر به وجود مرتبه نازل‌تر پی ببریم، قاعده امکان اخس نام دارد.
امکان اشرف بدان معنا است که در این سلسله موجودات و مراتب، اگر موجود مادی هست، حتما موجودی باید باشد که اشرف از او هست ولی این موجودات نمیتوانند عقلی باشند چرا که در این صورت، بین عالم عقل و عالم ماده ارتباط بسیار ضعیف خواهد بود و به نوعی فاصله بین آنها میافتد. بنابراین باید عالم دیگری باشد که در این فاصله قرار بگیرد و آن عالم مثال است.
امکان اخس نیز دقیقا در نقطه مقابل و از سیر نزولی بهره میبرد.(اسفار، ج5، ص342)

صدیق;997894 نوشت:

باسلام
گذشته از اینکه این بیان ناشی از درک نادرست و ناقص از وحدت وجود است، ربطی به بحث این تاپیک ندارد.

با سلام و عرض ادب و تشکر

نمی‌دونم والا

ایشون نظر مولوی وصدرا و...قبول ندارن .

استاد گرامی من هم که هیچی از فلسفه نمیدونم میدونم که وحدت

وجود حداقل تعریف سادهش چیه اینکه هر موجودی جلوه ای از مظهر خداوند هست .و ما وجود حقیقی نیستیم و وجود حقیقی خداوند هست .

حالا چطور میشه استاد طباطبایی با این اصطلاحات بیگانه باشه

ایشونراجع به اثبات معاد جسمانی نظر جناب ملا صدرا رو در حد غلو دونستن .
ونه نظرات دیگش رو .

صدیق;997951 نوشت:

سلام
برای اثبات عالم مثال منفصل، دو استدلال اقامه شده است.
صدرا به تبعیت از سهروردی قاعده امکان اشرف را اقامه کرده است و خودش قاعده امکان اخس را ابداع کرده است:
بدین صورت که چون جهان هستی واحد است و کل جهان همانند موجود بزرگ واحدی است که اجزای آن به یکدیگر متصلند. به این معنا که هر مرتبه کمالی از وجود باید با مرتبه کمالی نازل‌تر از خودش مجاور است و نباید میان آنها فاصله‌ای باشد. یعنی نمی‌توان میان دو مرتبه نازل و کامل وجودی، درجه‌ای را تصور کرد که تحقق نیافته است. در این مسئله اگر از وجود مرتبه نازل‌تر به وجود مرتبه کامل‌تر برسیم، قاعده امکان اشراف شکل می‌گیرد و اگر از وجود مرتبه کامل‌تر به وجود مرتبه نازل‌تر پی ببریم، قاعده امکان اخس نام دارد.
امکان اشرف بدان معنا است که در این سلسله موجودات و مراتب، اگر موجود مادی هست، حتما موجودی باید باشد که اشرف از او هست ولی این موجودات نمیتوانند عقلی باشند چرا که در این صورت، بین عالم عقل و عالم ماده ارتباط بسیار ضعیف خواهد بود و به نوعی فاصله بین آنها میافتد. بنابراین باید عالم دیگری باشد که در این فاصله قرار بگیرد و آن عالم مثال است.
امکان اخس نیز دقیقا در نقطه مقابل و از سیر نزولی بهره میبرد.(اسفار، ج5، ص342)

این اثبات اگر هم صحیح باشد ارتباطی با معاد مثالی صدرایی ندارد یا اینکه حداقل قابل تطبیق با اصول فلسفی صدرا در اثبات معاد جسمانی نیست.

مهمترین اصل جناب صدرا برای معاد جسمانی مثالی...
اصل تجرد قوه خیال است
مشکل عدم تطبیق اینجاست که قوه خیال و فعالیت آن قائم به نفس است و مستقل از او نیست
و نفس هم بدون بدن مادی جایی برای غیر نمیگذارد که بگوییم این شیء داخل نفس است و آن خارج نفس!
فقط با فرض یک ضمیمه خارجی به نفس است که میتوانیم عنوان کنیم این پدیده ذهنی و درونی است یا خارجی.
امید وارم اشکال ما به ملاصدرا برای شما روشن شده باشد

همای رحمت;998010 نوشت:
استاد گرامی من هم که هیچی از فلسفه نمیدونم میدونم که وحدت

وجود حداقل تعریف سادهش چیه اینکه هر موجودی جلوه ای از مظهر خداوند هست .و ما وجود حقیقی نیستیم و وجود حقیقی خداوند هست .


سلام بر شما
اینکه چرا عده ای با این مطالب مخالفت میکنند، عوامل مختلفی میتونه داشته باشه.
البته نباید از این نکته گذشت که برخی تعابیر عرفا خودش زمینه را برای قبول این دیدگاه ها و یا حتی طرح دیدگاه تند برخلاف عرفان مهیا کرده.
بحث از وحدت وجود بحث عمیقی است و نمیتوان در اینجا بدان پرداخت چرا که بحث را به بیراهه میکشاند.
اگر در تاپیکهای سایت پاسخ خود را نیافتید میتوانید تاپیک مستقلی ایجاد کنید.
یاعلی

الکی;998059 نوشت:
مشکل عدم تطبیق اینجاست که قوه خیال و فعالیت آن قائم به نفس است و مستقل از او نیست
و نفس هم بدون بدن مادی جایی برای غیر نمیگذارد که بگوییم این شیء داخل نفس است و آن خارج نفس!
فقط با فرض یک ضمیمه خارجی به نفس است که میتوانیم عنوان کنیم این پدیده ذهنی و درونی است یا خارجی.
امید وارم اشکال ما به ملاصدرا برای شما روشن شده باشد

باسلام
مشکلی که در سوالات شما به چشم میخورد این است که به صورت دقیق معنای قیام را متوجه نشدید.
قیام میتواند حلولی باشد و میتواند صدوری باشد.
انچه در ذهن شماست و به صدرا نسبت میدهید قیام حلولی است که یک چیز با حلول د رچیزی دیگر، قائم بدان است و مستقل از آن نیست.
اما نظر صدرا در مورد رابطه نفس با صورتهای مثالی اش چه متصل و چه منفصل، قیام صدوری است و این نوع قیام ربطی به حلول و قرا رگرفتن در چیزی ندارد.

موضوع قفل شده است