جمع بندی شبهات عالم مثال و معاد صدرایی

تب‌های اولیه

35 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

اما سوال دوم:

الکی;996892 نوشت:
گر موجودات اخروی به وجود نفس موجوداند نحوه ادراک و ارتباط با موجوداتی که خارج از نفس ما هستند (مثل دیگر نفوس)چگونه تبیین میشود؟

همانطور که در نکته ششم و هفتم گفته شد، بدن مثالی برای انسانهایی که نتوانسته اند به تجرد تام و عقل دست بیابند، توسط نفس آنها انشاء میشود. بنابراین هر بدن مثالی، توسط همان نفسی انشاء میشود که بدان تعلق گرفته است.
اما از این مطلب، هیچگاه نمیتوان به مانند ایده آلیستهای افراطی نتیجه گرفت که همه موجودات عالم مثال، نتیجه خیال و تصور من هستند وواقعیت در عالم ندارند. خیر این مسئله نه در کلام صدرا وجود دارد و نه از آن قابل برداشت است.
هر موجود در عالم مثال و قیامت که با جسم مثالی حاضر میشود، برای خودش واقعیت دارد و موهوم نیست بلکه به تناسب اعمال وملکاتی که کسب کرده است، توسط نفس خودش ساخته و انشاء میشود.

صدیق;997422 نوشت:
بر اساس این مبانی، نفس انسانی در حرکت جوهری خویش، تا زمانی که به مرتبه تجرد تام نرسیده باشد، همچنان نیاز به بدن دارد. چرا که تا قبل از این مرحله، نفس هنوز در مرتبه جوهر نفسانی است و به مرتبه عقل نائل نیامده است. به همین جهت، بعد از اینکه در این سیر کمالی، نیازش به بدن مادی مرتفع شد و دیگر از آن کمکی برای حرکت نفس بر نیامد، بدن مادی را رها کرده و با انتخاب بدنی مثالی، وارد عالم برزخ و مثال منفصل میشود.

سلام
ولی انهایی که با تصادف میمیرند چه؟

صدیق;997422 نوشت:
سوم: تجرد مثالی: طبق دیدگاه ملاصدرا، قوة خیال نه متعلّق به عالم تجرّد عقلانی است و نه داخل در عالم طبیعت و ماده است؛ بلکه از تجرّد مثالی (برزخی) برخوردار است. لذا نفس در عالم قبر و برزخ هم می‌تواند ادراک جزئی داشته و ثواب و عذاب جزئی را درک کند؛ زیرا مرتبة خیال مادی نیست و ادرکاتش به مرتبة مادّه وابستگی ندارد. از این رو، یکی از آثار و نتایج مرتبة مثالی (خیالی) نفس، توجیه معقول عذاب و ثواب انسان در عالم برزخ است. علاوه بر این، برای اثبات معاد جسمانی نیز از وجود همین مرتبة خیالی نفس استفاده می‌گردد (شواهد الربوبیه، ص 344).

چهارم. بدن در عالم برزخ: بر اساس این مبانی، نفس انسانی در حرکت جوهری خویش، تا زمانی که به مرتبه تجرد تام نرسیده باشد، همچنان نیاز به بدن دارد. چرا که تا قبل از این مرحله، نفس هنوز در مرتبه جوهر نفسانی است و به مرتبه عقل نائل نیامده است. به همین جهت، بعد از اینکه در این سیر کمالی، نیازش به بدن مادی مرتفع شد و دیگر از آن کمکی برای حرکت نفس بر نیامد، بدن مادی را رها کرده و با انتخاب بدنی مثالی، وارد عالم برزخ و مثال منفصل میشود. خود این عالم، عالم مثال منفصل است که واقعیتی منحاز و مستقل از عالم ماده و عقل دارد. موجوداتش نیز دارای تجرد مثالی هستند که از نظر نحوه وجودی، مابین ماده و تجرد تام است.
جسم مثالی، عبارت است از موجودی که از نظر ظاهری شبیه جسم مادی و عنصری است، یعنی رنگ و شکل و اندازه دارد، ولی ماده ندارد و جای اشغال نمیکند.

تشکر

اما چند نکته در پاسخ ها وجود دارد

اثبات عالم منفصل صعودی چگونه است؟
و در کدام کلام ملاصدرا است
اتفاقا منتقدان میفرمایند صدرا در مثال صعودی نتوانسته مثال منفصل را ثابت کند..
به این دلیل که در نظر او عذاب پاداش مرتبط به ملکات و عقاید است که بواسطه قوه خیال صادر میشود..عقاید و ملکات هم در صقع نفس است نه عالمی مستقل از نفس
لذا بر مبنای قوه خیال و خلاقیت آن..و انشا بدن و ظهور ملکات و عقاید فقط همان مثال متصل ثابت میشود نه عالم مثال مستقل از ما!!
وقتی میفرمایید صور برزخی قیام صدوری به نفس دارند اساسا عالم مستقل از نفس منتفی میشود
عالم مستقل از نفس فقط در مورد ماده برهانی است

و اینکه میفرمایید فرق پدیده های عالم برزخ و قیامت با تصورات دنیا در این است که صور اخروی عینی و خارجی است..ولی صور خیالی دنیا عینیت ندارد..
در حالی که به نظر میرسد فرق این دو صور در شدت و ضعف است نه عینی و ذهنی بودن..
در عالم خواب هم اجسام شدت میابند و در نظر ما عینی نمود میکنند
پس در عمل بدون ماده هیچ ملاکی برای تمییز عالم بیرون و درون نداریم..چراکه اساسا نفس بیرون و داخل ندارد
بیرون و داخل از ویژه گی های ماده است نه ورای ماده

در یکی از مطالب شما هم آمده که بدن اخروی عنصر اجنبی با نفس نیست بلکه خود نفس است...که این سخن هم در تایید اشکالات ما به معادشناسی ملاصدرا از جمله مسئله مثال منفصل است

معادی که صدرا شرح میدهد با توجه به قیام صدوری پدیده ها به نفس و مسئله ملکات و عقاید که شخصی هستند یک عالم کاملا فردی است نه عالم جمعی که آیات قرآن ناظر بر آن است..! در این معاد شناسی نحوه ارتباط و همنشینی نفوس اخروی با یکدیگر تبیین نشده

Miss.Narges;997432 نوشت:
ولی انهایی که با تصادف میمیرند چه؟

اونها هم در زمره کسانی قرار میگیرند که تنها به مرحله تجرد مثالی میرسند.
یکی دیگر از تفاوتهای صدرا با مشاء در همین مسئله هست که چون دار آخرت را جای ماده نمیدانند، مشاء در مورد کسی که به ادراک عقلی و تجرد ناشی از او نرسیده، مشکل دارد. به همین جهت حشر نفوس اینچنینی را با تعلق به جسم افلاک به کمال لازم برای حضور در محشر توجیه میکند.
اما صدرا که صورت خیالی را مجرد مثالی میداند با این مشکل روبرو نیست و با طرح جسم مثالی که دارای تجرد مثالی است و نیز عالم خیال منفصل این مشکل را به صورت دیگری حل میکند.

الکی;997469 نوشت:
اتفاقا منتقدان میفرمایند صدرا در مثال صعودی نتوانسته مثال منفصل را ثابت کند..
به این دلیل که در نظر او عذاب پاداش مرتبط به ملکات و عقاید است که بواسطه قوه خیال صادر میشود..عقاید و ملکات هم در صقع نفس است نه عالمی مستقل از نفس
لذا بر مبنای قوه خیال و خلاقیت آن..و انشا بدن و ظهور ملکات و عقاید فقط همان مثال متصل ثابت میشود نه عالم مثال مستقل از ما!!
وقتی میفرمایید صور برزخی قیام صدوری به نفس دارند اساسا عالم مستقل از نفس منتفی میشود
عالم مستقل از نفس فقط در مورد ماده برهانی است

صدرا بیان میکند که نفس انسان همانند خداوند متعال توانایی خلق دارد.
پائین ترین مرتبه آن خلق و انشای صورتهای ذهنی و مثالهای متصل است.
مراتب بالای آن ایجاد موجودات در عالم خارج است که البته در این دنیای مادی، تنها برای برخی انسانها حاصل میشود.
ولی در برزخ و قیامت، برای همه انسانها این وضعیت حاصل است.

در مورد توانایی بر ایجاد صورت های ذهنی: فالنفس خلقت و ابدعت مثالا للباری جل اسمه ذاتا وصفه و فعلا، مع التفاوت بین المثال و الحقیقه.(شواهد، مشهد اول، شاهددوم، اشراق سوم)
در مورد توانایی بر ایجاد بدنهای مثالی ومثالهای منفصل: کل انسان، یخلق بالهمه فی قوه خیالیه ما لاوجود له الا فیها(این قدرت خلاقه مشترک تمام نفوس، اما)

والعارف، یخلق بالهمه ما یکون له وجود فی خارج محل الهمه(دقت کنید در خارج از ذهن و نفسش)(شواهد الربوبیه، مشهد چهارم، شاهد اول، اصل 6)
پس تا اینجا مشخص شد که نفس انسانی در دنیا
اولا: در همه افراد توانایی ایجاد صورتهای مثالی دارد(مثال متصل)
ثانیا: عرفا توانایی ایجاد صورتهای مثال منفصله در خارج از ذهن خود دارد.


بعد خود صدرا ادامه میدهد
ان هذه القدره التی تکون لاصحاب الکرامات فی الدنیا، تکون لعامه اهل الاخره فی العقبی. الا ان السعاد ... یکون قرنائهم فی الاخره لصور الجنانیه .. و اما الاشقیاء... یکون جلیسهم فی القیامه الجحیم و.... اذ کما الن الاعمال مستتبعه الملکات فی الدنیا.. فالملکات مستتبعه للاعمال فی الاخره..(شواهد الربوبیه، مشهد چهارم، شاهد اول، اصل 6)
پس
مشخص میشود که
اولا: همه انسانها چنین توانایی ای را در آخرت دارند.
ثانیا: این صورتهای مثالی واقعیتی منحاز از خود انسان و صقع نفس انسان دارد. یعنی در عالم مختص خود(عالم مثال منفصل) ایجاد میشود.
ثالثا: این صورتها به تناسب ملکات انسان ایجاد و صادر میشود.

الکی;997469 نوشت:
و اینکه میفرمایید فرق پدیده های عالم برزخ و قیامت با تصورات دنیا در این است که صور اخروی عینی و خارجی است..ولی صور خیالی دنیا عینیت ندارد..
در حالی که به نظر میرسد فرق این دو صور در شدت و ضعف است نه عینی و ذهنی بودن..
در عالم خواب هم اجسام شدت میابند و در نظر ما عینی نمود میکنند

منافاتی بین این دو نیست.
بر اساس دیدگاه صدرا که وجود را مقول به تشکیک میداند و قائل به شدت وضعف بین موجودات است، وجود قائم به نفس و در صقع آن، یک درجه از وجود را دارد و موجود در صقع عالم مثال منفصل، درجه ای شدیدتر.

الکی;997469 نوشت:
پس در عمل بدون ماده هیچ ملاکی برای تمییز عالم بیرون و درون نداریم..چراکه اساسا نفس بیرون و داخل ندارد
بیرون و داخل از ویژه گی های ماده است نه ورای ماده

بیرون و درون، مشترک لفظی است و در مورد مجردات به معنایی دیگر به کار میرود.
در مواردی که مربوط به مجردات است، منظور از این دو واژه این است که در صقع و عالم آن موجود مجرد است یا در وعایی دیگر است.

الکی;997469 نوشت:
معادی که صدرا شرح میدهد با توجه به قیام صدوری پدیده ها به نفس

اشکال اصلی بیان شما، خلط بین قیام حلولی و قیام صدوری است.

الکی;997469 نوشت:
مسئله ملکات و عقاید که شخصی هستند یک عالم کاملا فردی است نه عالم جمعی که آیات قرآن ناظر بر آن است.

توضیح این بخش نیز گذشت که ناشی از سوء برداشت شما بود.

صدیق;997486 نوشت:
اونها هم در زمره کسانی قرار میگیرند که تنها به مرحله تجرد مثالی میرسند.
یکی دیگر از تفاوتهای صدرا با مشاء در همین مسئله هست که چون دار آخرت را جای ماده نمیدانند، مشاء در مورد کسی که به ادراک عقلی و تجرد ناشی از او نرسیده، مشکل دارد. به همین جهت حشر نفوس اینچنینی را با تعلق به جسم افلاک به کمال لازم برای حضور در محشر توجیه میکند.
اما صدرا که صورت خیالی را مجرد مثالی میداند با این مشکل روبرو نیست و با طرح جسم مثالی که دارای تجرد مثالی است و نیز عالم خیال منفصل این مشکل را به صورت دیگری حل میکند.

این باعث میشه بعضیها که میتونستن به تجرد عقلی برسند ولی با تصادف از دنیا رفته اند ظلم بشه.

Miss.Narges;997501 نوشت:
این باعث میشه بعضیها که میتونستن به تجرد عقلی برسند ولی با تصادف از دنیا رفته اند ظلم بشه.

سلام
این اشکال مختص اینها نیست.
بچه ها و مجنونین و کسانی که دسترسی به منابع برای کمال ندارند نیز مشمول این اشکال میشند.
هرجوابی انجا دادیم اینجا هم میدیم.
بگذریم از اینکه در اینجا یک پاسخ مجزایی هم میتوان داد مبنی بر اینکه این افراد دو دسته اند.
کسانی که میتوانستند و اقدامی نکردند و کسانی که قبل از رسیدن به امکان این کار، از دنیا میروند.

موضوع قفل شده است