جمع بندی شبهات تحدى قرآن

تب‌های اولیه

77 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"]

farshadahmadi;804152 نوشت:
سلام.

سلامت باشيد.:Gol:

ممنون از پاسختون. فعلاً سوالى در مورد اين آيه ندارم. اما چند سوالى در مورد آيه ٢٣ سوره بقره دارم و اونم اينكه:

١- فرق بين اين آيه و آيه ٣٨ سوره يونس در چيست؟

٢- منظور از كلمه (مِن) در (مِمّا) چيست؟ چرا بجاى كلمه (مِمّا)، كلمه (بِما) استفاده نشده؟

٣- منظور از كلمه (مِن) در (مِن مِّثله) چيست/كيست؟

با سپاس.

«وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ»
و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را ـ غير خدا ـ براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏ گوييد.(بقره: 2/ 23)

«أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏»
آيا آنها مى ‏گويند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد؛ و غير از خدا، هر كس را مى ‏توانيد (به يارى) طلبيد!»(یونس: 10/ 38)

با سلام و درود

1. در خصوص موضوع تحدی (که مد نظر ما است) یک مطلب را دنبال می کنند و از این حیث، هر دو آیه، در مقام ابطال ادعای مشرکان و منکران الهی بودن قرآن، آن ها را به همانندآوری دعوت می کنند.

2. برای «مِن» پانزده معنا ذکر شده است (مغنی اللبیب، ابن هشام، جزء رابع، ص 136)

از جمله این موارد، معنای تعلیل، معنای باء، معنای فی (در) و ... .

هر کدام از این ها هم شاهد مثال های مختلفی دارد که در مراجعه به آدرس داده شده، مطلب روشن می شود.

3. «مِن» تبعیض و یا برای تبیین است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 57)

«مِنْ مِثْلِهِ» صفت است برای سوره، یعنی سوره ای باشد مثل بعضی از سوره های قرآن. البته برخی آن را به قرینه آیه 38 یونس که «من» ندارد، زائده گرفته اند ولی از این نظر که در قرآن زائده و مترادف و ... وجود ندارد، این قول ضعیف شمرده می شود.

سلام.

نقل قول:
«مِنْ مِثْلِهِ» صفت است برای سوره، یعنی سوره ای باشد مثل بعضی از سوره های قرآن.

آيا واژه (مِثلِهِ)، به سوره برميگرده؟

[="Tahoma"]

farshadahmadi;804588 نوشت:
سلام.

آيا واژه (مِثلِهِ)، به سوره برميگرده؟

با سلام و درود

بنا بر نظر بیشتر مفسران و اندیشمندان قرآنی، ضمیر در «مثله» به مای در «مما نزلنا» یعنی به سوره بر می گردد، لذا تحدی به سوره ای از سوره های قرآن است. در اين صورت معناى آيه اين است كه سوره‏ اى كه از نظر نظم و فصاحت و زيبايى الفاظ و ... همانند قرآن باشد بياوريد.

البته برخی نیز ضمیر در «مثله» را به «عبدنا» برگردانده اند یعنی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، لذا تحدی شده که اگر می توانید فردی را بیاورید که مکتب نرفته و درس ناخوانده باشد و در آن محیط بزرگ شده و رنگ آن محیط را نگرفته باشد و روحش متعالی باشد و بتواند سوره ای مانند سوره های قرآن بیاورد.

نکته:
بازگرداندن ضمير در «مثله» به قرآن، به قرينه «بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ‏»(یونس/ 38) و «لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ»(اسراء/ 88) بهتر است؛ زيرا موضوع مورد بحث در آيه، خود قرآن است نه كسى كه قرآن بر او نازل شده است.(تفسير جوامع الجامع، ج ‏1، ص 30)

سلام

نقل قول:

بنا بر نظر بیشتر مفسران و اندیشمندان قرآنی، ضمیر در «مثله» به مای در «مما نزلنا» یعنی به سوره بر می گردد

نقل قول:
بازگرداندن ضمير در «مثله» به قرآن، به قرينه «بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ‏»(یونس/ 38) و «لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ»(اسراء/ 88) بهتر است

ببخشيد، بالاخره ضمير در (مثله) به قران برميگرده يا به سوره يا به مِمّا؟

نقل قول:
2. برای «مِن» پانزده معنا ذکر شده است (مغنی اللبیب، ابن هشام، جزء رابع، ص 136)

از جمله این موارد، معنای تعلیل، معنای باء، معنای فی (در) و ... .

هر کدام از این ها هم شاهد مثال های مختلفی دارد که در مراجعه به آدرس داده شده، مطلب روشن می شود.

ميشه لينك آدرسش رو ارسال كنيد؟ من دسترسى ندارم...

با سپاس.

farshadahmadi;804609 نوشت:
سلام

ببخشيد، بالاخره ضمير در (مثله) به قران برميگرده يا به سوره يا به مِمّا؟

ميشه لينك آدرسش رو ارسال كنيد؟ من دسترسى ندارم...

با سپاس.

با سلام و درود

مای در «ممّا» موصول به معنای الذی و اشاره به قرآن است. بنده هم تعبیر به سوره آورده ام منظورم سوره قرآن است.

به بیان روشن: الذی نزلنا = قرآن = سوره ای از قرآن

لذا مراد از مای در «ممّا» و قرآن و سوره قرآن، همه یکی است.

لینک آن را نمی دانم ولی با جستجو در اینترنت می توانید کتاب را پیدا کنید.

سلام.

نقل قول:
3. «مِن» تبعیض و یا برای تبیین است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 57)

شما در جمله بالا گفتيد كه كلمه (مِن) در (مِن مِّثله)، تبعيض و يا براى تبيين است.

سوال١- منظور از (مِن) تبعيض و تبيين چيست؟ ميشه كمى در اين مورد توضيح بدين؟

آيه: (( ...... فأتو بسورةٍ مِن مِّثله ........))

كدام يك از ترجمه هاى زير، براى آيه فوق درست ميباشد؟:

ترجمه١- ( ..... پس، سوره اى همانند آن بياوريد ....)

ترجمه٢- ( ..... پس، سوره اى از همانند آن بياوريد ....)

در ترجمه ١، معنى كلمه (مِن) نيامده است.آيا اين درسته؟

با سپاس.

ببخشيد كه اينقدر كنجكاوى ميكنم.

farshadahmadi;805062 نوشت:
سلام.

شما در جمله بالا گفتيد كه كلمه (مِن) در (مِن مِّثله)، تبعيض و يا براى تبيين است.

سوال١- منظور از (مِن) تبعيض و تبيين چيست؟ ميشه كمى در اين مورد توضيح بدين؟

آيه: (( ...... فأتو بسورةٍ مِن مِّثله ........))

كدام يك از ترجمه هاى زير، براى آيه فوق درست ميباشد؟:

ترجمه١- ( ..... پس، سوره اى همانند آن بياوريد ....)

ترجمه٢- ( ..... پس، سوره اى از همانند آن بياوريد ....)

در ترجمه ١، معنى كلمه (مِن) نيامده است.آيا اين درسته؟

با سپاس.

ببخشيد كه اينقدر كنجكاوى ميكنم.[/color]

با سلام و درود

«من» تبعیض معنایش مشخص است یعنی بعضی. لذا مفهومش این است: اگر می توانید سوره ای مثل بعضی از سوره های قرآن بیاورید.

«من» تبیین نیز برای بیان کردن می آید. لذا مفهومش این است: اگر می توانید سوره ای بیاورید، سوره ای که بیان کننده همانندی قرآن است.

اما در مورد ترجمه ها:
هر دو ترجمه صحیح است منتهی یک ترجمه خواسته عین الفاظ را بیاورد لذا گفته سوره ای از همانند قرآن، و دیگری خواسته ترجمه روان تری (مطابق با بیان فارسی) ارائه دهد لذا گفته سوره ای همانند قرآن.

بنابر این، از جهت صحیح بودن، هر دو صحیح هستند.

[="Black"]بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیز و گرامی

میقات;805081 نوشت:
«من» تبعیض معنایش مشخص است یعنی بعضی. لذا مفهومش این است: اگر می توانید سوره ای مثل بعضی از سوره های قرآن بیاورید.

معنی که شما بیان فرموده اید به نظر بنده حقیر ایراد دارد....
وقتی شما میگویید اگر می توانید سوره ای مثل
بعضی از سورهای قران بیاورید.
کلمه
بعضی خودش ایجاد شبهه میکند... در مقابل بعضی یک بعضی دیگر یا چند بعضی دیگر قرار می گیرد... و این مفهوم را میرساند که می توان سوره ای همانند بعضی سوره های دیگر آورد!!!؟؟؟

شما چطور فکر میکنید؟؟؟؟؟[/]

[="Tahoma"]

امام عشق;805083 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیز و گرامی

معنی که شما بیان فرموده اید به نظر بنده حقیر ایراد دارد....
وقتی شما میگویید اگر می توانید سوره ای مثل
بعضی از سورهای قران بیاورید.
کلمه
بعضی خودش ایجاد شبهه میکند... در مقابل بعضی یک بعضی دیگر یا چند بعضی دیگر قرار می گیرد... و این مفهوم را میرساند که می توان سوره ای همانند بعضی سوره های دیگر آورد!!!؟؟؟

شما چطور فکر میکنید؟؟؟؟؟

با سلام و درود

مراد بعض در برابر کل است.

یعنی تحدی به کل قرآن نیست بلکه تحدی به بعضی از قرآن (در حد سوره) است.

لذا چنین برداشتی نمی شود کما این که مخاطب قرآن در آن زمان نیز چنین برداشتی نکرده است.

از طرفی این بعض، در عین این که کل قرآن را در بر نمی گیرد و یک سوره مد نظر دارد ولی شامل هر سوره ای از قرآن می شود.

میقات;805081 نوشت:

با سلام و درود

«من» تبعیض معنایش مشخص است یعنی بعضی. لذا مفهومش این است: اگر می توانید سوره ای مثل بعضی از سوره های قرآن بیاورید.

«من» تبیین نیز برای بیان کردن می آید. لذا مفهومش این است: اگر می توانید سوره ای بیاورید، سوره ای که بیان کننده همانندی قرآن است.

اما در مورد ترجمه ها:
هر دو ترجمه صحیح است منتهی یک ترجمه خواسته عین الفاظ را بیاورد لذا گفته سوره ای از همانند قرآن، و دیگری خواسته ترجمه روان تری (مطابق با بیان فارسی) ارائه دهد لذا گفته سوره ای همانند قرآن.

بنابر این، از جهت صحیح بودن، هر دو صحیح هستند.

سلام.

ممنون.:Gol:

منظور از (شهدأ) چه كسانى هستند؟ آيا منظور، خدايان دروغين مشركان است؟

با سپاس

[="Tahoma"]

farshadahmadi;805389 نوشت:
سلام.

ممنون.:Gol:

منظور از (شهدأ) چه كسانى هستند؟ آيا منظور، خدايان دروغين مشركان است؟

با سپاس

با سلام و درود

كلمه «شهداء» در اين جا اشاره به گواهانى است كه کافران را در نفى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) كمک مى‏كردند، اعم از جن و انس.

این قول مشهور مفسران است. البته بیان برخی از مفسران تفاوت هایی با بیان مشهور دارد:

مراد از شهداء در آيه بالا بتها و خدايان كفار نيست و هم چنين نمی توان مراد از شهداء را اكابر و اشراف كفار دانست زيرا اين دسته بهترين مصاديق مخاطبين آيه مى‏ باشند، پس اين دو احتمال كه در كلمات اغلب مفسرين اشاره شده است موافق صواب نيست، بلكه مراد از شهداء كفارى هستند كه دعوت اسلام به آن ها نرسيده و خبر از قرآن و آورنده آن ندارند.
خداوند مى‏ فرمايد كه اى كفارى كه در قرآن و معجزه بودن آن شک داريد آن ها [کفاری که دعوت اسلام به آن ها نرسیده] را هم با خود همدست كرده و نگویيد كه اگر ما از آوردن مانند قرآن عاجزيم ممكن است در اطراف عالم كسانى باشند كه بتوانند يک سوره مانند قرآن را بياورند. (اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ‏1، ص 458)

میقات;805645 نوشت:

با سلام و درود

كلمه «شهداء» در اين جا اشاره به گواهانى است كه کافران را در نفى رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) كمک مى‏كردند، اعم از جن و انس.

این قول مشهور مفسران است. البته بیان برخی از مفسران تفاوت هایی با بیان مشهور دارد:

مراد از شهداء در آيه بالا بتها و خدايان كفار نيست و هم چنين نمی توان مراد از شهداء را اكابر و اشراف كفار دانست زيرا اين دسته بهترين مصاديق مخاطبين آيه مى‏ باشند، پس اين دو احتمال كه در كلمات اغلب مفسرين اشاره شده است موافق صواب نيست، بلكه مراد از شهداء كفارى هستند كه دعوت اسلام به آن ها نرسيده و خبر از قرآن و آورنده آن ندارند.
خداوند مى‏ فرمايد كه اى كفارى كه در قرآن و معجزه بودن آن شک داريد آن ها [کفاری که دعوت اسلام به آن ها نرسیده] را هم با خود همدست كرده و نگویيد كه اگر ما از آوردن مانند قرآن عاجزيم ممكن است در اطراف عالم كسانى باشند كه بتوانند يک سوره مانند قرآن را بياورند. (اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ‏1، ص 458)

سلام.

ممنون.

در مورد اين آيه هم فعلاً سوالى ندارم.

ميخام در مورد آيه ١٣ سوره هود بپردازيم.

سوال١- آيا واژه (عَشْر)، فقط به معنى عدد ١٠ ميباشد يا معانى ديگرى هم دارد؟ مثلاً ما در فارسى، براى واژه (شير) دو معنى داريم: يكى، حيوان. و ديگرى، نوشيدنى اى كه از برخى حيوانات بدست مى آيد.

سوال٢- آيا حرف (بِ) در (بِعَشر)، (بِسوره)، (بِكتابكم) و... معنى خاصى را ميرساند؟ يا، هميشه بعد از كلمه (فأتو)، بايد استفاده شود؟

سوال٣- فرق بين واژه (سوَر) با (سوره) در چيست؟ آيا (سور)، جمع (سوره) است؟

سوال٤- آيا اينكه ميگويند در اين آيه، بدليل كلمه (مفتريات)، تحدى تنها به فصاحت و بلاغت قران شده، درست ميباشد؟

جناب آيت الله مصباح يزدى در اين مورد ميفرمايند: تحدى كننده بايد ده سوره اى بياورد كه هر سوره از آن داراى يكى از جهات اعجازى سوره هاى قرآن باشد. آيا اين نظر درسته؟

با سپاس

farshadahmadi;805813 نوشت:
سلام.

ممنون.

در مورد اين آيه هم فعلاً سوالى ندارم.

ميخام در مورد آيه ١٣ سوره هود بپردازيم.

سوال١- آيا واژه (عَشْر)، فقط به معنى عدد ١٠ ميباشد يا معانى ديگرى هم دارد؟ مثلاً ما در فارسى، براى واژه (شير) دو معنى داريم: يكى، حيوان. و ديگرى، نوشيدنى اى كه از برخى حيوانات بدست مى آيد.

سوال٢- آيا حرف (بِ) در (بِعَشر)، (بِسوره)، (بِكتابكم) و... معنى خاصى را ميرساند؟ يا، هميشه بعد از كلمه (فأتو)، بايد استفاده شود؟

سوال٣- فرق بين واژه (سوَر) با (سوره) در چيست؟ آيا (سور)، جمع (سوره) است؟

سوال٤- آيا اينكه ميگويند در اين آيه، بدليل كلمه (مفتريات)، تحدى تنها به فصاحت و بلاغت قران شده، درست ميباشد؟

جناب آيت الله مصباح يزدى در اين مورد ميفرمايند: تحدى كننده بايد ده سوره اى بياورد كه هر سوره از آن داراى يكى از جهات اعجازى سوره هاى قرآن باشد. آيا اين نظر درسته؟

با سپاس

«أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين»
آن ها مى ‏گويند: او به دروغ اين (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)! بگو: اگر راست مى‏ گوييد، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد؛ و تمام كسانى را كه مى ‏توانيد ـ غير از خدا ـ (براى اين كار) دعوت كنيد!(هود: 11/ 13)

با سلام و درود

1. بله، به معنای عدد ده (10) است؛ و هر واژه ای که از آن مشتق شود، عدد ده را در معنای خود دارد.(ر.ک: مفردات ألفاظ القرآن، ص 567)

البته این منافاتی ندارد که گفته شود مراد از عدد ده، کثرت است؛ زیرا باز هم معنای لغویش همان ده است.

2. برای باء، چهارده معنا نقل شده است، از جمله، تعدیة، استعانة، سببیت، مصاحبة و ...؛ در این جا می تواند به همان معنای تعدیه و بر سر مفعول آمده باشد یعنی بیاورید 10 سوره