سیره امام علی درباره سرزمین هایی که خلفای پیشین فتح کرده بودند، چگونه بود؟

تب‌های اولیه

49 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

complexcoding;518054 نوشت:
به نظر من هر زمانی دستورات خاصی رو حکم می کنه. اون زمان ها نه ماهواره ای بود نه اینترنت و تلویزیون و رادیو و موبایل و کامپیوتر و ... و لازم بود برای پیام رسانی و نجات مردم از جهل این کارها صورت بگیره.

ما نمی گویم تمام جنگهای مسلمانان واعمالی که انجام داده اند درست نبود بلکه اشتباهات زیادی هم رخ داده است چون متاسفانه بعد از نبی مکرم اسلام(ص) اسلام از مسیر اصلی خود خارج شد وانحرافات زیادی بخاطر کنار گذاشتن وصی بحق رسول خدا(ص) به وجود آمد ومسلمانان به سمت دنیا ورفاه زدگی کشیده شدند. لذا تمام اعمال قابل توجیه نیست چون همه جا اسلامی عمل نکرده اند ومخصوصا در زمان خلیفه دوم قبیله گرایی وبرتری عرب بر عجم نیز رونق گرفت وبر این رفتارهای اشتباه افزود که مسلم اگر امیرالمومنین(ع) بر سر کار بودند قضیه به این شکل جلو نمی رفت. ودلیل بارز ما ب راین مساله با اینکه حضرت خود در این جنگها شرکت نکردند وحضور نداشتند ولی همین ایرانیها وقتی بعد از این فتوحات در شهرهای اسلامی حضور می رسانند وبه مرور با اهل بیت آشنا می شوند محبت وارادت به آنها پیدا کرده ودر مسیر آنها قدم برمی دارند وشما مشاهده می کنید مختاری که برای انتقام خون امام حسین(ع) قیام کرده بود اکثر یارانش ایرانی بودند واین در قرن اول ههجری بوده در حالی که اکثر ایرانیها از قرن سوم به بعد مسلمان شدند وا آنموقع در دینهای خود بودند در حالی که کشور توسط مسلمانان فتح شده بود واین نشان می دهد که مسلمانان هیچ اجباری در مسلمان کردن دیگران نداستند.
ولی این تعداد قلیلی هم که مسلمان شده بودند شیفته اهل بیت بودند.چرا؟
دلیل واضح است رفتار انسانی وشخصیت بخش اهل بیت علیهم السلام وعدم تحقیر دیگران حتی برده های خود که در آن دوران عادی بود( بطوری که حضرت امیر لباسی که می خرید لباس بهتر به قنبر غلامش می داد وکهنه را خودش می پوشید، یا رفتار حضرت زهرا(س) با فضه در تقسم کارهای خانه) ولی اهل بیت به نوکران خود نیز شخصیت می دادند بطوری که وقتی در روز عاشورا امام حسین (ع) غلام ترک خود را آزاد می کند تا برگردد وکشته نشود چنان این غلام پریشان وناراحت میشود والتماس می کند که جان خود را فدای حضرت کند ویا جون که باز از برده ها بوده. برده داری اسلامی این است که برده چنان عاشق صاحبش است که دوست ندارد این بردگی تمام شود وقنبر حاضر می شود جان خود را بدهد ولی سبّ امیرالمومنین نکند.
از نظر اسلام منبع ومعیار دین قرآن واهل بیت هستند( إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله واهل بیتی إن تمسکتم بهما لن تضلو ابدا)
اگر مسلمانها در فتوحات وکارهای خود دچا جنایتی واشتباهی هم شده اند بخاطر دوری از این دو منبع بوده است.
اما با تمام اینها جنگهای مسلمانان کشتار زیادی نداشته وصلح را بر جنگ ترجیح می دادند واینرا هم در نظر بگیرید که یکی از علل شکست ایرانیان عدم مشارکت مردم در جنگ بود چون از ساسانیان را راضی بودند. پس وقتی خود مردم راضی هستند وعقیده ای هم بر آنها تحمیل نمی شود چون ایران تا 32هجری کامل فتح شده ولی اکثر ایرانی ها بعد از دویست سال وبی خاصیت دیدن آیین های خود مسلمان شده اند واسلامشان هم از اعراب محکم تر بوده است.

_Member_;518136 نوشت:
فرهنگ رجایی معتقد است که پاسخ ایرانیان در پذیرش حکومت اعراب یکنواخت و یکسان نبود.[۷۶]
به عقیده هورانی و روتون پذیرش حکومت اعراب توسط ایرانیان وجود داشته و به این دلیل بود که اکثر آنها به اینکه حاکمشان ایرانی یا یونانی و یا عرب باشد اهمیت نمی‌دادند؛ از میان ساکنان شهرها تنها به این اهمیت می‌دادند که امنیت و آرامش داشته باشند و میزان معقولی مالیات از آنها اخذ شود؛ تنها روسا و طبقه‌ای که منافعشان با آنها پیوند خورده بود و همچنین برخی از طبقات برخی جوامع مذهبی بودند که در این میان استثنا بودند. روستانشینان هم تحت رهبری سران خود زندگی می‌کردند و خیلی از حکومت تاثیر نمی‌پذیرفتند. نهایتاً برخی از ساکنان (مانند اقلیت‌های مذهبی) به استقبال تغییر حکومت رفتند.[۴]
مورخان اسلامی به موارد بسیار از کشتار و خونریزی عربان مهاجم اشاره کرده‌اند.[۷۸]

متاسفانه بر خی از نویسندگان ما ومستشرقان به این شکل عمل نمی کنند. ومنصفانه قضاوت نمی کنند. لذا بزرگواران از تواریخ رسمی وبا سند نقل کنند که مسلمانان کدام جنایت بین المللی را انجام داده اند وچند گور دسته جمعی تشکیل داده اند.
البته بازهم بنده عرض می کنم که اشتباهات در دوران خلفازیاد بوده است اما نه آنطو رکه تبلیغ می کنند ومسلمانان را بعنوان جنایتکار تلقی می کنند. واین اشتباهات هم خیلی وفتها به اشخاص بر می گردد که خلاف دستور دیگران را می کشند والا اگر به کتاب تاریخ طبری ج3 مراجعه کنید در بحث جنگ قادسیه وقتی خلیفه دوم برای لشگریان قبل از اعزام سخنرانی می کند توصه اکید دارد که حرمت اشخاص را نشکنند وبچه وزنهارا نکشند، جنایت انجام ندهند. وبا عزت برخورد کنند که می توانید مراجعه کنید.

_Member_;518136 نوشت:
نویسندگان ایرانی از جمله محمد معین[۸۸] و عبدالحسین زرین کوب (در دو قرن سکوت، منتشره در سال ۱۳۳۶)[۸۹] در مورد کتاب‌سوزی در جندی شاپور پس از فتح ایران توسط اعراب سخن رانده‌اند. از جمله منابع اولیه تاریخی مورد اشاره همه این نویسندگان، کتاب مقدمه ابن خلدون است. زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام (۱۳۴۸) کتاب‌سوزی اعراب در تیسفون را نفی می‌کند: «روایتی هم که گفته‌اند کتابخانه مدائن را اعراب نابود کردند ظاهراً هیچ اساس ندارد و مآخذ آن تازه‌است.»[۹۰] او نهایتاً در کتاب روزگاران (منتشره در سال ۱۳۷۳) با باز تأیید این امر که روایت کتاب‌سوزی در تیسفون چندان قدمت ندارد، با اشاره به روحیات هیجانی فاتحان، احتمال رخ دادن این مساله را منتفی نمی‌داند.[۹۱] دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات درباره کتاب‌سوزی کتابخانه‌ها در ایران طی حملهٔ عرب‌ها می‌نویسد که عرب‌ها به دلیل تعصب و اعتقادبه این‌که قرآن برترین کتاب است هر کتاب غیر قرآنی را نابود کردند.[۹۲]

قضیه آتش زدن کتابخانه در ایران واسکندریه توسط مسلمانان افترایی بیش نیست وشهید مطهری در کتابی که همراه با خدمات متقابل اسلام وایران علی الظاهر چاپ شده است تحقیق جامعی انجام داده اثبات کرده اند که مسلمانان کتابخانه ای آتش نزده اند بلکه کار دیگران بوده که به مسلمانان از روی عناد وغرض نسبت داده اند که می توانید شواهد این مساله را در این کتاب بخوانید..
همانطور که شهید مطهر ی د راین کتا اشاره می کنند این قضیه آتش زدن مساله ای اشت که در این یک قرن اخیر روی آن مانورمی دهند ولی شواهد تاریخی خلاف آنرا اثبات می کند ودر واقع اتهام بدون دلیل است.
این دانشگاه وکتابخانه مرکزی پزشکیبوده وتوسط مسیحیان اداره می شده است. ابن ماسوی ها وبختیشوها از فارغ التحصیلان همین دانشگاه بوده اند.در قرن دوم وسوم.
در حالی که جزء به جزء فتوحات اسلامی در ایران در تارخ ذکر شده است ولی در مورد این کتابخانه کسانی که ادعا کرده اند مسلمانان آتش زده اند اصلا محل آنرا ذکر نکرده اند که کجا بوده.
خلاصه اینکه کتابخانه عظیمی در ایران بوده و مسلمانان آن را آتش زده اند افسانه ای بیش نیست.( مراجعه کنید به مجموعه آثار شهید مطهری، ج14، ص273به بعد)

آبـرنـگـ;518369 نوشت:
در قانون ایران در دوره‌ی ساسانی، این امکان بود که اگر کسی دارای هنر نیک و خوبی می‌بود، می‌توانست یک پله از نظر اجتماعی بالاتر بیاید. (کریستین سن/ ایران در زمان ساسانیان) البته چنین چیزی، خیلی کم رخ می‌داد.
تازیان، نه‌تنها نظام طبقاتی در ایران را برانداز نکردند، بلکه شیب آن‌را تندتر نیز کردند به گونه‌ای که منجر به ایجاد شعوبیه شدند. اینکه پس از دویست - سیصدسال، دانشمندان ایرانی زیاد شدند هم پیوستگی به اسلام ندارد؛زیرا پیش از اسلام نیز، ما دانشگاه گندی‌شاپور داشته‌ایم که بزرگ اندیشانی از آن بیرون آمده بودند.

بر فرض این کم را هم قبول کنیم مشکلی درست نمی شود ونظام طبقاتی چیده نمی شود.
اینکه مسلمانان شیب طبقاتی را بر نداشتند حرف درستی نیست واگر شما به کتاب خدمات متقابل اسلام وایران که در این زمینه کتاب جامعی است مراجعه کنید می بینید بعد از ورود اسلام در رشته های مختلف علمی از پزشکی گرفته تا فلسفه وکلام وفقه ایرانیان چه خدماتی انجام دادند وچه دانشمندانی تربیت شدند.
در مورد شعوبیه نیز گفتیم که اکثریت مردم ایران بعد از قرن سوم مسلمان شده اند اما شعوبیه فقط برای ایران نبود وبخاطر تسلط اسلام بر ایران نبود بلکه بعد تبدیل خلافت به سلطنت وزنده شدن روح برتری عرب در دورانمعاویه گروههای بوجود آمدند که معتقد بودند ملاک بر اسا اسلام تقواست. نه عرب بودن.
در مورد کتابخانه جندی شاپو هم که در دست مسیحیان بوده هرچند در خاک ایران قرا رداشت اما اداره اش به دست آنها بوده وایرانیان چندان نقشی نداشته اند وعلم هم در ایران برای همان طبقه خاص اشذاف بوده است واین مرکز علمی تا قرن سوم فارغ التحصیل داشته است ونابود کردن آن توسط مسلمانان فقط افسانه وساخته شده در این اواخر برای ضربه به اسلام است(مطهری، خدمات متقابل اسلام وایران،ص276)
ودر واقع در این دانشگاه دانشمندان مسیحی تربیت می شد نه ایرانی .

سلام
چند سوال از کارشناس محترم تاپیک دارم لطف بفرمایید با زبان ساده توضیح دهید
1 - طبق اصول روانشناسی(لطفا نگویید نه ، چون میتونم براتون طبق تحقیقات علمی و کتاب های روانشناسی ثابتش کنم)پذیرش بزرگترین اعتقادات آدمی هم میتواند(نه الزاما) در گرو وضعیت زندگی فرد باشد.حتی در تشیع هم همچین چیزی رو داریم(حدیث علی ابن ابی طالب در مورد فقر و ایمان).در نتیجه پذیرش دین اسلام توی اون زمان بسیار مرتبط بوده با وضعیت زندگی مردم.
قطعا همه ما میپذیریم که حکومت خسروپرویز در حق مردم چه اقتصادی ، اجتماعی ، طبقاتی و ... خوبی نمیکرده.در نتیجه مردمی که در این وضعیت بحرانی بودند ، وقتی اعراب مسلمان میاند توی مملکت و اصول اسلام رو میگند در نتیجه مردم حتی بدون جنگ بعضا ترغیب میشند که اسلام بیارند.این یه چیز طبیعیه اگر کسی مخالفشه بگه؟
اما سخن من در ادعای پوچ و بی معنی متعصبان هست که میگن : مردم زمان ساسانی حقانیت اسلام رو که دیدند ، اسلام آوردند.
من از این عزیزان سوال دارم که : اگر خسروپرویز زرتشتی بود و قوانین زرتشت و دستورات و تعالیم زرتشت رو به درستی اجرا میکرد و اگر حاکم خوبی مثل کورش بود ، آیا باز هم حمله اعراب به ایران موجب گرویدن زرتشتیان به اسلام میشد؟
2 - برای من سواله که چه نیازی اصلا به حمله به ایران بود؟رسالت پیامبر مبنی بر دعوای جهانی اسلام هست....این درست.....ولی من متوجه نمیشم به کل و در اصل و اساس ، علت حمله اعراب به ایران چه بود؟گشترش اسلام؟آیا با حمله؟

تمامی فتوحات اسلامی که توسط خلفای راشدین صورت گرفته اصل ان مورد تایید اسلام و خدا و پیغمبر و شخص امیرالمومنین صلوات الله علیه بوده است ! حمله به ایران موقعی شروع شد که کسرای ایران و دولت ایران از تبلیغ و رسیدن ندای اسلام به ایرانیان سرباز زد و قصد جنگ و از بین بردن اسلام را کرد ... از این رو واجب شرعی و عقلی بود که دربار کفر شکسته شود بلکه ایرانیان با ندای خدا و رسول خدا اشنا شوند که بحمد لله توسط خلیفه دوم چنین امری صورت گرفت .... برای اطلاعات بیشتر از تاییدات امیر المومنین علیه السلام به نامه های نهج البلاغه مراجعه کنید !

عالم مقدس ملکوت;519024 نوشت:
تمامی فتوحات اسلامی که توسط خلفای راشدین صورت گرفته اصل ان مورد تایید اسلام و خدا و پیغمبر و شخص امیرالمومنین صلوات الله علیه بوده است !

جدي مي فرمايد؟

يعني كشته شدن مالك بن نويره توسط ابوبكر هم مورد تاييد اسلام بوده؟

در اوردن چشم ها و كشتن هزاران ادم بي گناه هم مورد تاييد خدا و رسولش بوده؟

گويا شما هم مانند عمر علم غيب داريد كه اين تاييده را از پيغمر اورده ايد شما تاييده را نشان ما دهيد

اگر اين غزوات مورد تاييد هست چرا خود مولا علي ع در ان غزوات شركت نكرد؟

ضمن اينكه تنها عزواتي كه مورد تاييد هست براي مولا علي ع بوده است

در پايان هم يادتان باشد شيخين ادعاي خليفه راشد نكردن و جالب اينجاست شما دشمنان اهل بيت را راشد مي دانيد خخخخخخخخخخخخخ

عالم مقدس ملکوت;519024 نوشت:
حمله به ایران موقعی شروع شد که کسرای ایران و دولت ایران از تبلیغ و رسیدن ندای اسلام به ایرانیان سرباز زد و قصد جنگ و از بین بردن اسلام را کرد ...

عالم مقدس ملکوت;519024 نوشت:
از این رو واجب شرعی و عقلی بود که دربار کفر شکسته شود

خوب اگر اينگونه هست چرا خود رسول خدا به ايران حمله نكرد و يا اينكه دستور نداد با انها بجنگند؟

نكمند باز هم دچار هزيان شده بود و خبر نداشت بايد چه كند؟

عالم مقدس ملکوت;519024 نوشت:
بحمد لله توسط خلیفه دوم چنین امری صورت گرفت

چگونه يك كافر مس تواند مبلغ اسلام باشد؟ خخخخخخخخخخخ

عالم مقدس ملکوت;519024 نوشت:
برای اطلاعات بیشتر از تاییدات امیر المومنین علیه السلام به نامه های نهج البلاغه مراجعه کنید !

بنده رجوع كردم ولي انچه ديددم اين بود كه مولا علي ع خلفاي قبل از خودش را شرور و كافر مي دانست ان هذه الدين قد كان اسيرا في ايدي الاشرار
بعد از پيغمبر را فرمودند بعضي ها امدند علي سنت من ال فرعون بودند جالب اينجا هست من كه سني هستم از شما بيشتر به مصادر شيعه اگاهي دارم و شما نداريد

جالب اينجا هست كه خود مخالفين و صحابي عمر اقرار دارند جنگ انها به خاطر تسلط بر جان و ناموس مردم و جمع كردن غذا بوده است

وأما ما ذکرت من الطعام فما نجد ما نشبع منه فجئنا فوجدنا فی أرضکم طعاما کثیرا وماء فلا نبرح حتى یکون لنا ولکم

با سلام
اینکه خلفا به نام اسلام لشکر کشی کردند اما در واقع به نام منافع تمام شد... دوم دست اورد جنگی بود....ایا چیزی جز کشت و کشتار شما ببینید [=&quot]در الکامل ابن اثير جزري جلد 2 صفحه 245 و نهايۀ العرب في فنون الادب ، شهاب الدين نويري جلد 19 صفحه 70 و البدايۀ و النهايۀ ابن کثير دمشقي سلفي شاگرد ابن تيميه جلد 6 صفحه 369 و همچنين ديگر کتب تاريخي اهل سنت آمده است که وقتی خالد حمله کرد دستور داد که فقط چشمان ان رمدم را هدف قرار دهند و در ان روز هزارن نفر کور شدند در یکی از فتوحاتشان به نام فتح الانبار..حالا این مشت نمونه خراوار بود که نوشتیم تو خود برو بخوان بین چه خبر بوده[/]

رضا;518756 نوشت:
با سلام
متاسفانه شما هنوز پایه و اصول مکتب شیعه را نمیشناسید یعنی در حقیقت نه ایران باستان را میشناسید و نه اسلام و تاریخ آنرا

آقای رضا!
لطف بفرمایید در مورد گفتار سخن بگویید، نه در مورد افراد!
لطفا رعایت فرمایید.
نقل قول:
اخوی اینجا سایت شیعیان است بهتر است در این مورد کمی تحقیق کنید که چرا ما ایرانیان شیعه شدیم

کدام شیعه ایست که حکومت امویان را قبول داشته باشد !!
ما در مورد اسلام و تازش تازیان سخن می‌گوییم؛ نه دیدگاه‌های مذهب شیعه. پس از اسلام، اگر ایرانیان با جان و دل تازیان را پذیرفتند و اگر تازیان دادگری می‌کردند، چرا این همه شورش توسط ایرانیان در تاریخ ثبت شده؟
نقل قول:
,تیکه ای از تاریخ آورده اید و میخواهید از ان به نفع ناسینالیست استفاده کنید
همه ما خوب میدانیم که:
نقل قول:
پس از آن که حکومتهای عرب به ویژه قوم اموی براساس خوی جاهلی، تعصب قبیله‎ای و عربی را جایگزین مساوات اسلامی کردند و همان روش‎های ظالمانه اقوام گذشته در ملک‎داری را توأم با عصبیت، جایگزین روش حکومتی مردمی و عادلانه اسلامی نمودند، با عکس‎العمل ملل تحت سلطه مواجه شدند. نهضت شعوبی از همین نقطه به وجود آمد.

هیچ نهضتی را نمی‌توان یافت که در یک مقطع به وجود آمده باشد؛ بلکه برای پیدایش آن، سال‌ها پیش‌زمینه‌ مورد نیاز است. پس نهضت شعوبیه نیز، تنها در زمان امویان آغاز نشد؛ بلکه پیش از آن نیزف شورش‌های متفاوتی در برابر تازیان انجام می‌شد ولی در یک دوره، این شورش‌ها سازمان یافته شد و شعوبیه نام گرفت.
اگر نظام طبقاتی برداشته شد، چرا ما در دویست‌سال ابتدایی، پس از تازش تازیان، دانش‌آموزی و دانشمندی در ایران نداشته‌ایم؟
نقل قول:
البته این سخنتان بسیار پیش پا افتاده است و مربوط به اینجا نمیشود اخوی

مربوط به هرجا که می‌شود، بگویید تا برویم در مورد اینکه هنوزم که هنوز نظام طبقاتی در ایران است، گفت و گو کنیم.
رضا;518766 نوشت:
با سلام بنده تعجب میکنم که حتی شناخت درستی از این نهضت ندارید و فقط استفاده ابزاری میکنید

بازگو می‌کنم: از سخن گفتن در مورد دانش و آگاهی دیگران پرهیز کنید و تنها به گفت و گو بپردازید.
نقل قول:
در بین شعوبیه مثل پیروان هر مسلک دیگر، جنبه‎های افراطی نیز بروز کرد
و کسانی پیدا شدند که ایرانیان را از نظر نژاد و ویژگیهای خاص بر عرب برتری داده و عرب را تحقیر می‎کردند. کسانی که طرفدار این طرز تفکر یعنی برتری عجم بر عرب بودند برای خود یک توجیه مکتبی نیز در قرآن پیدا کرده بودند. استدلال ایشان به همان آیه معروف بود که خداوند فرموده:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم

شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم»

ایشان می‎گفتند که در این آیه منظور از شعوب، مردم غیرعرب بویژه ایرانیان، و مقصوداز قبایل، مردم عرب است، و چون شعوب قبل از قبایل آمده پس قرآن عجم را بر عرب فضیلت داده است. از میان مفسرین بیضاوی و فخر رازی در تفسیر این ایه به همین نظر اشاره کرده و گفته‎اند که منظور از شعوب ایرانیان و منظور از قبایل، مردم عرب است.
همچنین گفته شده که مسروق که از تابعین بوده روایت کرده که در زمان عمر مردی از «شعوب» اسلام را پذیرفت و عمر دستور داد که از او جزیه نگیرند. ابن اثیر نیز گفته که مراد از شعوب ایرانیانند.
بنابراین همانطور که مرحوم استاد جلال همایی گفته: این ادعای احمد امین که اعراب از کلمه شعوب چنین معنایی نمی‎فهمیده بلکه این معنی را ایرانیان ساخته‎آند، ادعایی بی‎اساس است.
مرحوم استاد جلال همایی در این باره می‎گوید: نگارنده احتمال می‎دهم که لفظ شعوب از حیث مفهوم لغوی شامل همه اقوام و ملل عالم از عرب و عجم است.
و لیکن جایی که در مقابل قبایل افتاده (مانند آیه) یا تخصیص به ذکر یافته (مثل روایت مسروق) انصراف به قبایل غیرعرب پیدا می‎کند.

به هر صورت افراطیون شعوبیه به این آیه برای اثبات مدعای خود استدلال می‎کردند. پیدایش گروهی افراطی در شعوبیه و گسترش عقیده ایشان باعث شد که گروهی از دانشمندان، شعوبیان را صاحب همین طرز تفکر بدانند.
از زمخشری نقل شده که درباره شعوبیه گفته:
[قوم متعصبون علی العرب مفضّلون علیهم العجم.» (ممتحن، ص 195)]
گروهی هستند که علیه عرب تعصب دارند و عجم را بر ایشان ترجیح می‎دهند».
بعضی از نویسندگان خارجی مثل “ماکدونالد” در دایره المعارف اسلام به استناد حرف ابن منظور که قبلاً نقل کردیم، شعوبیه را به همین معنی آورده و گفته که شعوبیه خود را بالاتر از عرب می‎دانند و عرب را تحقیر می‎کنند، منظور گفته بیان کننده نظر مساوات است نه معنی ترجیح عجم بر عرب.
در هر حال بعدها یعنی در زمان حکومت بنی‎عباس که امکان بیشتری برای بروز این گونه از عقاید پیدا شد، بین شعوبیه، طرفداران برتری عجم بر عرب بیشتر شدند تا آنجا که بعضی اظهار عقیده کرده‎اند که لفظ شعوبیه بر افراطیون این نهضت فکری بیشتر اطلاق شد تا بر کسانی که طرفدار مساوات انسانها بودند.
(ممتحن، ص 196)

نیازی به این‌همه سخن نبود.
اگر نوشته‌ی ابتدایی بنده را بخوانید، خواهید دید که خود من نیز، اینکه شعوبیه تحریف شد را گفته‌ام.

سخن در مورد اصل شعوبیه است که در پی برابری بودند؛ نه اینکه در ادامه، به خاطر اینکه تازیان افراط می‌کردند، آن‌ها نیز برای مقابله، مجبور شدند تفریط کنند.
کریم;518959 نوشت:
بر فرض این کم را هم قبول کنیم مشکلی درست نمی شود ونظام طبقاتی چیده نمی شود.
اینکه مسلمانان شیب طبقاتی را بر نداشتند حرف درستی نیست واگر شما به کتاب خدمات متقابل اسلام وایران که در این زمینه کتاب جامعی است مراجعه کنید می بینید بعد از ورود اسلام در رشته های مختلف علمی از پزشکی گرفته تا فلسفه وکلام وفقه ایرانیان چه خدماتی انجام دادند وچه دانشمندانی تربیت شدند.
در مورد شعوبیه نیز گفتیم که اکثریت مردم ایران بعد از قرن سوم مسلمان شده اند اما شعوبیه فقط برای ایران نبود وبخاطر تسلط اسلام بر ایران نبود بلکه بعد تبدیل خلافت به سلطنت وزنده شدن روح برتری عرب در دورانمعاویه گروههای بوجود آمدند که معتقد بودند ملاک بر اسا اسلام تقواست. نه عرب بودن.

گفته شد: «اسلام، نظام طبقاتی را برانداز نکرده است» که گواهش، نهضت شعوبیه است که این نهضت، به دنبال برابری ایرانی و انیرانی بود.
سپس گفتند: «نهضت شعوبیه، در زمان امویان پیدا شد».
خب؛ بفرمایید در ابتدای کار، تا زمان پیدایش شعوبیه، کدام دانشمندان در ایران تربیت شدند؟
همچنین، نظام طبقاتی، تنها مربوط به دانش‌آموزی نیست. بلکه مربوط به همه‌ی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، رفاهی و ... است. چنین نظامی، هیچگاه در ایران برانداز نشده است. پس اسلامی که از نظر قانون اجتماعی میان بردگان و آزادان، تفاوت قایل است، نمی‌تواند نظام طبقاتی را، به صورت همه‌جانبه (و نه تنها دانش‌آموزی)، برانداز کند.
نقل قول:
در مورد کتابخانه جندی شاپو هم که در دست مسیحیان بوده هرچند در خاک ایران قرا رداشت اما اداره اش به دست آنها بوده وایرانیان چندان نقشی نداشته اند وعلم هم در ایران برای همان طبقه خاص اشذاف بوده است واین مرکز علمی تا قرن سوم فارغ التحصیل داشته است ونابود کردن آن توسط مسلمانان فقط افسانه وساخته شده در این اواخر برای ضربه به اسلام است(مطهری، خدمات متقابل اسلام وایران،ص276)ودر واقع در این دانشگاه دانشمندان مسیحی تربیت می شد نه ایرانی .
البته آقای مطهری، بیشتر در مورد خدمات اسلام به ایران سخن گفته‌اند، تا ایران به اسلام و نوشتار ایشان، چندان درخور توجه نیست.
اگر تاریخ خوانده شود، دیده می‌شود که در ابتدا از همه‌ی کشورها، همچون یونان، قسطنطنیه و ...، دانشمند وارد این دانشگاه شد تا ایرانیان را آموزش دهند. آیا دانشگاه را در ایران زده‌اند، دانشمندان بیگانه را هم آورده‌اند که باز مردمان کشور بیگانه را آموزش بدهند؟!
muiacir;518946 نوشت:
آخرش ما نفهمیدیم این اعراب چجوری ایرانو گرفتن.
با جنگ.
نقل قول:
اصلا برا چی گرفتن
برای رضای خدا نمی‌تواند باشد؛ زیرا قرآن می‌گوید: «تا زمانی که با شما جنگ نکرده‌اند، جنگ نکنید» و نگفته است: «اگر بیم دارید که با شما می‌خواهند جنگ بکنند، پیش‌دستی کنید و شما جنگ را آغاز کنید».
نقل قول:
چجوری این زرتشتی ها رو مسلمون کردن(سخته هاااا)
ایرانیان در ابتدا، با میل خود مسلمان نشدند؛ زیرا اسلام با شمشیر وارد ایران شد. ولی نسل‌های آینده، کم‌کم این دین را پذیرفتند؛ زیرا آموزه‌های دین اسلام، شباهت زیادی به آموزه‌های دین زردشت دارد. از نظر عرفانی، پاداش و جزا، احترام به نور و خیلی چیزهای دیگر، همانند دین زردشت است. برای همین بود که مردمان عرب، به پیامبر می‌گفتند: «این سخنان را با کمک یک عجم (سلمان فارسی) می‌نویسد» چون این دو دین، بسیار به هم شبیه‌اند. به همین‌روی مردم می‌دیدند که دینی آمده است که همانند دین خودشان است و سطحش نیز، از دین خودشان بالاتر است. پس آنرا، هم به خاطر شباهت و هم به خاطر شرایط اجتماعی، می‌پذیرفتند. البته در این زمینه، نمی‌شود قاطعانه سخن گفت.
نقل قول:
کارشناسان همیشه از منابع اسلامی جواب میدندو اعضای سایت همیشه از منابع غیر اسلامی و جالبه که اکثرا هم نظرات این دو منابع مخالف هست
حالا ما آخرش نفهمیدیم کدوم درسته
می‌توان چیزی، میان هردوی اینان را در نگر گرفت.
عالم مقدس ملکوت;519024 نوشت:
حمله به ایران موقعی شروع شد که کسرای ایران و دولت ایران از تبلیغ و رسیدن ندای اسلام به ایرانیان سرباز زد و قصد جنگ و از بین بردن اسلام را کرد ... از این رو واجب شرعی و عقلی بود که دربار کفر شکسته شود بلکه ایرانیان با ندای خدا و رسول خدا اشنا شوند که بحمد لله توسط خلیفه دوم چنین امری صورت گرفت
کجای اسلام گفته است: «تقاص پیش از گناه واجب شرعی است؟»
اگرچه سخنانتان در مورد آهنگ نابود کردن اسلام، توسط یزدگرد نیز، خود جای گفت و گو دارد.
نقل قول:
برای اطلاعات بیشتر از تاییدات امیر المومنین علیه السلام به نامه های نهج البلاغه مراجعه کنید !
این یک گفتار فرا دینی است و در اینجا، هیچکس معصوم نیست؛ این ایراد بر وی نیز هست که چرا در این زمینه با عمر همکاری کرده است.

آبـرنـگـ;519101 نوشت:
کجای اسلام گفته است: «تقاص پیش از گناه واجب شرعی است؟»
اگرچه سخنانتان در مورد آهنگ نابود کردن اسلام، توسط یزدگرد نیز، خود جای گفت و گو دارد.

برادر عزيزم شما به سخنان باطل اين اقاي ملكوت گوش نكنيد او وهابي هست و براي اينكه رسوايي هاي خلفاي ثلاثه را مورد پوشش قرار دهد چنين عرايض و مبذولات باطلي را فرمايش مي كند تا شايد بتواند از رسوايي هاي خلفا حمايت كند

اصلا مولا علي ع غزوات ان ها را نه قبول داشته و نه مشروع مي دانسته لذا به همين جهت بوده نه در غزوات انها شركت مي كرده و نه به انها مشاوره مي داده است

اين اقا هيچ روايت صحيح سندي براي ادعا هاي باطلش ندارد كه اگر داشت اشاره مي كرد ابن تيميه بزرگ نواصب عالم مي گويد مولا علي ع در هيچ كدامك از غزوات خلفا شركت نكرده و اين يعني مشروعيت خلافت انها را قبول نداشته است لذا اين اقاي وهابي مجبور هست با نشر اكاذيب بيايد از رسوايي هاي انها دفاع كند جناياتي كه خلفا در جنگ هاي خود انجام داده اند مايه ننگ اسلام هستند همان گونه كه امروزه وهابيت مايه ننگ اسلام هستند و با كشتن انسان هاي بي گناه ابروي اسلام را مي برند

حَدَّثَنَا عَبْد اللَّهِ حَدَّثَنِي سُفْيَانُ بْنُ وَكِيعٍ حَدَّثَنِي قَبِيصَةُ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عَيَّاشٍ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي وَائِلٍ قَالَ قُلْتُ لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ كَيْفَ بَايَعْتُمْ عُثْمَانَ وَتَرَكْتُمْ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ مَا ذَنْبِي قَدْ بَدَأْتُ بِعَلِيٍّ فَقُلْتُ أُبَايِعُكَ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَسُنَّةِ رَسُولِهِ وَسِيرَةِ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ فَقَالَ فِيمَا اسْتَطَعْتُ قَالَ ثُمَّ عَرَضْتُهَا عَلَى عُثْمَانَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَبِلَهَا

ابن وائل گويد: به عبد الرحمان گفتم: چگونه با وجود شخصيتى مانند على با عثمان بيعت كرديد؟ پاسخمىدهد: گناه من چيست كه سه مرتبه به على پيشنهاد كردم كه خلافت را به شرطعمل به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ابوبكر وعمر بپذيرد ولى قبول نكرد. ولى عثمان قبول كرد.
مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 75
فتح الباري ج 13 ص 170.

اين هم عقيده مولا در مورد خلفاي غاصب قبل از خود در نهج البلاغه

حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ ص رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِن .
پس از رحلت جانگداز رسول اكرم‏(ص) ، گروهى به گذشته جاهلى خود بازگشتند و با پيمودن راه هاى گوناگون گمراه شدند و بر آرا و انديشه هاى نادرست خود اعتماد نمودند و از غير خويشان پيروى نمودند، و از وسيله هدايت و رستگارى يعنى اهل بيت كه مأمور به دوستى آن بودند، دورى كردند.(قل لا أسئلكم عليه أجراً الاّ المودة فى القربى) ، و ساختمان اسلام و ايمان را از جايگاه استوارش انتقال داده آن را در جايى كه سزاوار نبود پايه ريزى كردند.
آنان كانون هر خطا و گناه و پناهگاه هر فتنه‏جو شدند و سرانجام در سرگردانى فرو رفته و در غفلت و مستى، به روش و آيين فرعونيان درآمدند، از همه بريده و دل به دنيا بستند و يا پيوند خود را با دين گسستند.

نهج البلاغه للشيخ محمد عبده: 35/2 الخطبة 150، شرح نهج البلاغه: 132/9

مي بينيد برادر عزيزم، اين دسته روايات از جانب مولا علي ع متواتر هست كه مولا نه سيره و نه روش و نه اعمال ننگين انها را صحيح نمي دانست و به شدت برائت و بيزاري مي جست لذا به همين جهت هست در غزوات انها شركت نمي كرد

ابن تیمیه -خدای وهابیون-می گوید:
وَجَمِیعِ الْحُرُوبِ الَّتِی حَضَرَهَا عَلِیٌّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثَلَاثَةُ حُرُوبٍ الْجَمَلُ وصفین وَحَرْبُ أَهْلِ النهروان . وَاَللَّهُ أَعْلَمُ
کل جنگ هایی که حضرت علی علیه السلام بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و آله شرکت کرد،سه جنگ بود! جنگ جمل؛صفین و نهروان.
مجموع فتاوی ابن تیمیه ج4 ص301

وبعد الرسول لم یشهد حرب فارس ولا الروم ولا شیئا من تلک الملاحم المهوله
(حضرت علی علیه السلام)بعد از پیامبرص،نه درجنگ با ایران و نه در جنگ روم و نه در هیچ کدام از جنگ های هول برانگیز دیگر شرکت نکرد!
المنتقى من منهاج الاعتدال فی نقض کلام أهل الرفض والاعتزال أبو عبد الله محمد بن عثمان الذهبی سنة الولادة 673هـ/ سنة الوفاة 748هـ ج1ص540 و 541

گول اراجيف دين فروشان را نخوريد دوستان من

موضوع قفل شده است