جمع بندی سید بودن و احترام خاص

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سید بودن و احترام خاص

سلام و درود

مرحوم سید مرتضی‏(ره) فتوا داده است که اگر کسی از طرف مادر هم به بنی‏ هاشم انتساب داشته باشد خمس به او تعلق می‏گیرد و بعضی از فقهای دیگر نظیر صاحب حدائق هم این فتوا را پذیرفته‏ اند اما معروف بین امامیه آن است که فقط در صورتی از خمس می‏تواند استفاده کند که انتسابش از طرف پدر باشد.(کتاب زن در آیینه جلال و جمال، بحث سیادت از طرف مادر)

بیشتر فقها متفق القولند که کسی که مادرش سیده است مسائل فقهی مربوط به ساداتی که ازطرف پدر می باشد برآنها صادق نیست.

ولی جملاتی بین این فقها مشترک است از جمله :

مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) : از اولاد پیامبر صلی الله علیه و آله محسوب می شوند.
حضرت آیت الله سیستانی: سزاوار احترام خاص سادات هستند.

حضرت آيت الله العظمي صافي : كساني كه از طرف مادر سيدند از اين جهت داراي امتياز وشرافت ومنسوب به ائمه عليهم السلام هستند.


حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازياز جهاتي حكم سيد دارند، و از جهاتي ندارند. اما از جهاتي شرافت سيادت و انتساب به پيامبر اكرم(ص) و حضرت زهرا(س) دارند.
حضرت آيت الله العظمي صانعي:اين گونه افراد ازجمله ذريه حضرت زهراسلام الله عليها،هستند.

حضرت آيت الله العظمي سبحاني :

كساني كه مادرشان سيد است فرزند آنها نيز سيدمي باشد،ولكن احكام خمس اختصاص به ساداتي دارد كه از طريق پدر نسب آنها به هاشم جد پيامبر(ص) برسد واين يك نوع تخصيص در احكام الهي است والا در موضوع تخصيص نيست.والله العالم

ولی سوال من و یا نتیجه گیری من : وقتی بین فردی که عام است و فردی که از طرف مادر سید است از نظر احترام سادات تفاوتی وجود ندارد پس سخنان این بزرگواران چه فایده ای داشته ؟. در واقع کسانی که از طرف مادر سید هستند شامل همان احترام خاص سادات هم نیستند.
وقتی در مسجد به فلان روحانی که عمامه اش سیاه است همه جوری دیگر احترام می کنند ولی آن روحانی که از طرف

مادر سید است و عمامه اش سفید، جوری دیگر و شامل احترام سادات نیست درست بر عکس سخنان فقها.

در واقع آنان شامل آن احترام خاصی که گفته شده نیستند پس چطور و چرا فقها اینطور گفته اند که آنان در احترام با سادات فرقی ندارند ، از ذریه محسوب میشوند یا منسوب به ائمه هستند. ولی در عمل اینچنین نیست آیا اینطور نیست؟
سوال اخر آیا باید به سادات احترام خاص قائل شد؟ اگر من 2 تا رفیق داشته باشم که یکی از طرف پدر و دیگری از طرف مادر سید است آن احترام مربوط به سید بودن را به کدام نثار کنم.

گرچه احترام به مسلمان واجب است ولی سوالات من مربوط به احترام خاص سادات بوده.

ممنون از توجه شما.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هادی

ابراهیم ا;947295 نوشت:
سلام و درود

مرحوم سید مرتضی‏(ره) فتوا داده است که اگر کسی از طرف مادر هم به بنی‏ هاشم انتساب داشته باشد خمس به او تعلق می‏گیرد و بعضی از فقهای دیگر نظیر صاحب حدائق هم این فتوا را پذیرفته‏ اند اما معروف بین امامیه آن است که فقط در صورتی از خمس می‏تواند استفاده کند که انتسابش از طرف پدر باشد.(کتاب زن در آیینه جلال و جمال، بحث سیادت از طرف مادر)

بیشتر فقها متفق القولند که کسی که مادرش سیده است مسائل فقهی مربوط به ساداتی که ازطرف پدر می باشد برآنها صادق نیست.

ولی جملاتی بین این فقها مشترک است از جمله :

مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) : از اولاد پیامبر صلی الله علیه و آله محسوب می شوند.
حضرت آیت الله سیستانی: سزاوار احترام خاص سادات هستند.

حضرت آيت الله العظمي صافي : كساني كه از طرف مادر سيدند از اين جهت داراي امتياز وشرافت ومنسوب به ائمه عليهم السلام هستند.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازياز جهاتي حكم سيد دارند، و از جهاتي ندارند. اما از جهاتي شرافت سيادت و انتساب به پيامبر اكرم(ص) و حضرت زهرا(س) دارند.
حضرت آيت الله العظمي صانعي:اين گونه افراد ازجمله ذريه حضرت زهراسلام الله عليها،هستند.

حضرت آيت الله العظمي سبحاني :

كساني كه مادرشان سيد است فرزند آنها نيز سيدمي باشد،ولكن احكام خمس اختصاص به ساداتي دارد كه از طريق پدر نسب آنها به هاشم جد پيامبر(ص) برسد واين يك نوع تخصيص در احكام الهي است والا در موضوع تخصيص نيست.والله العالم

ولی سوال من و یا نتیجه گیری من : وقتی بین فردی که عام است و فردی که از طرف مادر سید است از نظر احترام سادات تفاوتی وجود ندارد پس سخنان این بزرگواران چه فایده ای داشته ؟. در واقع کسانی که از طرف مادر سید هستند شامل همان احترام خاص سادات هم نیستند.
وقتی در مسجد به فلان روحانی که عمامه اش سیاه است همه جوری دیگر احترام می کنند ولی آن روحانی که از طرف

مادر سید است و عمامه اش سفید، جوری دیگر و شامل احترام سادات نیست درست بر عکس سخنان فقها.

در واقع آنان شامل آن احترام خاصی که گفته شده نیستند پس چطور و چرا فقها اینطور گفته اند که آنان در احترام با سادات فرقی ندارند ، از ذریه محسوب میشوند یا منسوب به ائمه هستند. ولی در عمل اینچنین نیست آیا اینطور نیست؟
سوال اخر آیا باید به سادات احترام خاص قائل شد؟ اگر من 2 تا رفیق داشته باشم که یکی از طرف پدر و دیگری از طرف مادر سید است آن احترام مربوط به سید بودن را به کدام نثار کنم.

گرچه احترام به مسلمان واجب است ولی سوالات من مربوط به احترام خاص سادات بوده.

ممنون از توجه شما.



با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش شما

از منظر اکثر علمای شیعه سیادت هم از طریق پدر منتقل می شود هم از طریق مادر ؛ لذا آنهایی هم که مادرشان سیّده است ، سیادت را خواهند داشت ؛ لکن طبق فتوای اکثر فقها سادات مادری، حقّ دریافت خمس را ندارند. لذا تنها تفاوت سادات پدری و سادات مادری در مسائل فقهی آنهاست نه در اصل سیادتشان.
البته همچنان که خود شما نیز فتاوای علمای بزرگوار را نقل فرمودید در میان فقها برخی نیز فتوا داده اند که دادن خمس به سادات مادری بلا مانع می باشد ؛ بسیاری هم که چنین امری را منع نموده اند از باب احتیاط در فتوا بوده است.

آیه الله جوادی آملی در این خصوص می فرمایند:
«هیچ امتیازی بین زن و مرد نیست اگر فقط پدر سید باشد، روشن است که بچه‏های او چه دختر باشند و چه پسر، سید محسوب می‏شوند و احکام فقهی شان به نحو سیادت مترتب است‏، یعنی می‏توانند از خمس استفاده کنند و زکات بر آنها حرام است مگر زکات سادات، ولی اگر زن سیده بود فرزندان او چه پسر و چه دختر این حکم را ندارند. و این صرفا یک حکم فقهی است که در خصوص زکات و خمس آمده است، یعنی از یک مال نمی‏توانند استفاده کنند و از مالی دیگر می‏توانند استفاده کنند.

لذا کسانی که از طرف مادر سید هستند شامل همان احترام خاصّ سادات هستند منتهی تنها تفاوتش در احکام فقهی است که به سادات مادری خمس تعلق نمی گیرد. بنابراین شما باید به هر دو دوستتان احترام خاصّ سادات رو قائل شوید چون سادات مادری هم سید هستند.

در مورد عمامه سیاه که شاخصه ی تشخیص سادات از غیر سادات هست باید عرض کنم این حکم هم یکی از احکامی است که بین سادات از طرف پدر و سادات از جانب مادر متفاوت است و الا هر کسی چه روحانی و چه غیر روحانی از طرف مادر سید باشد منتسب به حضرت جدّ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است و سید محسوب می گردد.

اما در ارتباط با اینکه چرا سادات از جانب مادری در برخی احکام متمایز هستند عرض می شود:
انتساب نژادی و قبیله ای از جانب پدر، امری رایج و عرفی است، در کشور ما ایران مثل اغلب کشورهای جهان امروز، نسبت افراد را از ناحیۀ پدر به ثبت می رسانند، گرچه انتساب به مادر هم امری مسلم است، اما نکته ای که توجه به آن ضروری است، بعضی از امور عرفی در میان ملت ها را اسلام نیز به عنوان یک اصل پذیرفته است.
در این رابطه امام کاظم (ع) بعد از بیان مستحقین خمس می فرماید:
«کسی که مادرش از بنی هاشم و پدرش از قبایل دیگر قریش است، می تواند از صدقات استفاده نماید و بهره ای از خمس برای او نیست؛ زیرا خداوند در قرآن می فرماید: «ادْعُوهُمْ لِآبائِهِم»(احزاب:5) یعنی مردم را با پدرانشان می خوانند.( کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص ۵۳۹، ح۴، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.)

هادی;947775 نوشت:
اگر زن سیده بود فرزندان او چه پسر و چه دختر این حکم را ندارند. و این صرفا یک حکم فقهی است که در خصوص زکات و خمس آمده است، یعنی از یک مال نمی‏توانند استفاده کنند و از مالی دیگر می‏توانند استفاده کنند.

سلام
احکام فقهی که سلیقه ای نیست. مبنا دارد. حکم فقهی بر اساس یکسری مبانی و اصول استخراج می شود. این مبانی و اصول هم ناظر به حقیقت های خارجی هستند. یعنی اینطور نیست که احکام فقهی فقط مربوط به ظرف ذهن باشند. بلکه با ظرف خارج هم در ارتباط هستند. و تا بین دو موضوع "تفاوتی" وجود نداشته باشد ، حکم فقهی آن دو موضوع متفاوت نخواهد شد.

اگر بگوییم در خارج (= حقیقت ) هیچ تفاوتی بین a و b نیست، اما حکم فقهی a و b متفاوت است ؛ به نظر حقیر این سخن درستی نیست. زیرا این سئوال پیش می آید که اولا منشأ این تفاوت حکم کجاست؟ یعنی این "تفاوت" به چه امری (عارضی موضوع یا ذاتی موضوع) برمیگردد؟ و ثانیاً اگر احکام فقهی ، بیان کننده و مبین وضعیت مسایل خارجی نباشند ، پس چه فایده عملی دارند که رعایت آنها را بر مکلفان واجب ساخته است؟

مثلاً یک حکم فقهی اینست که "نگاه با قصد لذت به نامحرم حرام است". این حکم فقهی به این "حقیقت خارجی" برمیگردد که "1- انسان نیاز غریزی به جنس مخالف دارد و 2- مردان در این زمینه قابلیت تحریک شدن بر اثر نگاه را دارند و 3- این تحریک شدن می تواند به آثار سوئی منتهی شود". مشاهده می فرمایید که تمام این گزاره ها "خارجی" هستند.

به طور خلاصه، هر چیزی (از جمله وجود تفاوت در احکام فقهی) اگر علت نداشته باشد ، حکیمانه نخواهد بود.

در کتابهایی با موضوع "علل الشرایع" ، علت احکام بیان شده است و این می رساند که احکام ، علت دارند.

هادی;947775 نوشت:
لذا کسانی که از طرف مادر سید هستند شامل همان احترام خاصّ سادات هستند منتهی تنها تفاوتش در احکام فقهی است که به سادات مادری خمس تعلق نمی گیرد. بنابراین شما باید به هر دو دوستتان احترام خاصّ سادات رو قائل شوید چون سادات مادری هم سید هستند.

ممنون از شما. پس اگر رفیق من مادر پدرش و مادر مادرش از سادات باشند (یعنی هر دو مادربزرگهایش از سادات باشند) او هم از سادات است؟

موضوع قفل شده است