جمع بندی سوال در مورد تناقض چند روایت با آیات قرآن و روایات صحیحه

تب‌های اولیه

67 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

اینم در فرهنگ لغت های مهم و معتبر :::

* جوهری در صحاح خود مینویسد :
« اللطم : الضرب علی الوجه بباطن الراحه» ، لطمه ، زدن به صورت است با کف دست .
( صحاح جوهری ، ج5 ، ص 2030 )

* صاحب قابوس نیز مینویسد :
« اللطم : ضرب الخد و صفحه الجسد بالکف مفتوحه »
(( فیروز آبادی القاموس المحیط ج4 ص 176))

IVI.@.H.D.I;564042 نوشت:
اینجاست که شما باید یک سیتی اسکن مغزی بفرمایید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شمابا این همه درک و شعور و سواد چرا علامه نشدین ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! علامه شیخ رشته ای !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !

عجيب هست كه مديران اين سايت به شما بابت اي همه بي ادبيتان اعتراض نمي كنند و تذكر نمي دهند

امام صادق علیه السلام فرمود:
مَعاشِرَ الشیعةِ! کُونوا لَنا زَیْنا وَلا تَکونوا عَلَیْنا شَیْنا، قولوا لِلنّاسِ حُسْنا، واحْفَظوا ألْسِنَتَکُمْ وَکُفُّوها عَنِ الفُضولِ وقَبیحِ القَوْلِ
ای گروه شیعه! زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیکو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید
امالی صدوق، ص 327، ح17

در بحث علمي ادب را رعايت كنيد تا ابروي اهل بيت را نبريد

IVI.@.H.D.I;564042 نوشت:
اگر لطمه زنی غیر از این سه مورد اثر دیگری مانند خونریزی و زخمی شدن هم داشت

اگر به مطالب قبلي و نوشتار هاي قبلي خود تاملي مي كرديد اينگونه كامنت نمي زديد دوست من اشكال شما عزيزان اين است كه چون مطالبي نداريد مي خواهيد با فحاشي كامنت هاي خود را پر كنيد به كامنت قبلي خود دقت نماييد

IVI.@.H.D.I;563759 نوشت:
وقتی امام معصوم علیه السلام انواع لطم را مشخص میفرماید

در جايي مدعي هستيد كه امام معصوم انواع لطمه را مشخص مي كند حال انكه در كامنت ديگر خود مي گويد

IVI.@.H.D.I;564042 نوشت:
دیه اقسام لطمه زنی

بعد براي ما ترجمه لطمه را از لسان علما مي اوريد حال انكه خودتان اقرار مي كنيد

IVI.@.H.D.I;563759 نوشت:
وقتی امام معصوم علیه السلام انواع لطم را مشخص میفرماید لغت نامه و فرهنگ لغت دیگه چه ارزشی دارند ؟؟؟

حالا ما نمي دانيم با اين همه تناقضات شما كنيم علي ايحال لطمه فقط به صورت نيست و طبق مطالب شما لطمه مي تواند بر هر بخشي از بدن هم باشد

IVI.@.H.D.I;564053 نوشت:
« اللطم : ضرب الخد و صفحه الجسد بالکف مفتوحه »

IVI.@.H.D.I;564042 نوشت:
اگر لطمه زنی قسم دیگری هم داشت حتما حضرت میفرمودند

اتفاقا لطمه زني اقسام ديگري هم دارد اما اينكه امام در يك روايت به همه انها احتجاج نكرده و يا همه ان موارد را مورد استنباط قرار نداده دليلي بر اين نيست كه اقسام ديگري هم موجود نمي باشد

همان­طور که در روایت جابر از امام باقر(ع) لطم منحصر به صورت نشده بلکه صدر نیز بدان اضافه شده و به عنوان «لطم الوجه و الصدر» مطرح شده است (کلینی، 3، 222- حرعاملی، 2، 915).

و از همه عجيب تر اين است كه جزاي لطمه داراي فتواي ديگري هم هست كه امام معصوم به ان در روايت ديگري اشاره كرده است

امام صادق ع فرمودند

لاشيئ في اللطم علي الخدود سوي الاستغفار و التوبة، و قد شققن الجيوب و لطمن الخدود الفاطميات علي الحسين بن علي، عليهما‌السلام، و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب
چيزي در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نيست، زيرا زنان فاطمي در سوگ حسين بن علي، عليهما‌السلام، گريبان چاك داده و به صورت زدند؛ و براي مثل حسين، علیه‌السلام، لطمه به صورت زده و گريبان چاك داده‌اند.»

اما شهيد ثاني در مورد لطمه تعبير جالبي دارند دوست گرامي من كه بايد دقت نماييد

شهيد ثاني در كتاب الروضةالبهيه مي‌نويسد:
ولا يلحق به (اي خدش الوجه) خدش غيره و إن أدمي، و لا لطمه مجردا
ملحق نمي‌شود به خدش صورت، خدش غير صورت هرچند خون بياورد، و همچنين ملحق نمي‌شود سيلي به صورت در حالي كه مجرد از خدش باشد.

ايشان مي فرمايد امكان ندارد كه سيلي به صورت بخورد اما خدش و جراحتي شكل نگيرد مضا بر اينكه ما هم معناي لطمه را اورده بوديم كه شما از ان فرار كرديد

أَو لطمة كلُّ هذا خُماشةٌ
الكتاب : لسان العرب-المؤلف : محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري-الناشر : دار صادر - بيروت-الطبعة الأولى-عدد الأجزاء : 15- ج 6 ص 299

آن کسی که مطلب ندارد شما هستید نه من !

ولی از امام صادق علیه السلام در مورد دیه لطمه زنی سوال میشود ، به نظر شما ایشان ناقص جواب میدهند ؟؟؟؟
ایشان میفرمایند اگر سرخ شود این مقدار دیه دارد و اگر کبود شود این مقدار و اگر سیاه شود این مقدار .
امام صادق علیه السلام با بیان انواع لطم و دیه مربوط به هر کدام پاسخ سوال کننده را داده اند .
بدون شک اگر لطم اثر دیگری مانند زخم و جراحت داشت امام علیه السلام حتما میفرمودند اگر هم منجر به جراحت شود این مقدار دیه دارد ! (( والا اگر بچه دو ساله هم بود تا حالا فهمیده بود !!!))

والا شما برید تو گوگل ترنسلیت هم بزنید لطمه ! معنیش میاد سیلی

حالا شما میگی شهید ثانی گفته :«« امكان ندارد كه سيلي به صورت بخورد اما خدش و جراحتي شكل نگيرد »» والا خود من به شخصه سیلی زیاد خوردم !! ولی هیچ کدوم منو زخمی نکرد !!!!!!!!!

IVI.@.H.D.I;564977 نوشت:
ولی از امام صادق علیه السلام در مورد دیه لطمه زنی سوال میشود ، به نظر شما ایشان ناقص جواب میدهند ؟؟؟؟

سلام
با تشكر

تناقضش در كجاست؟ ما انچه به عنوان پارادوكس ديده ايم در كلام شماست كه در يك جا مي گويد انواع لطمه زني هست در جايي مي گويد اقسام لطمه هست در جايي مي گويد سخن غير امام باطل است بعدا خودتان به سخن غير امام احتجاج مي كنيد شما ابتدا بايد پارادوكس هاي خودتان را اصلاح نماييد برادر گرامي

IVI.@.H.D.I;564977 نوشت:

ولی از امام صادق علیه السلام در مورد دیه لطمه زنی سوال میشود ، به نظر شما ایشان ناقص جواب میدهند ؟؟؟؟
ایشان میفرمایند اگر سرخ شود این مقدار دیه دارد و اگر کبود شود این مقدار و اگر سیاه شود این مقدار .
امام صادق علیه السلام با بیان انواع لطم و دیه مربوط به هر کدام پاسخ سوال کننده را داده اند .

امام فقط ديه لطمه را مطرح كرده است همين و نه اقسام انرا

IVI.@.H.D.I;564977 نوشت:
والا شما برید تو گوگل ترنسلیت هم بزنید لطمه ! معنیش میاد سیلی

شما سخن علماي لغوي عرب و همچنين فرمايشات كبار علماي شيعه چون شهيد ثاني را قبول نداري انوقت چگونه متوسل به يك سايت اسرائيلي مي شويد؟

ياللعجب كه شما معناي كلمه عربي را از عرب نمي پذيريد انوفت از غير عرب قبول مي كنيد حال انكه خودتان اقرار داريد

IVI.@.H.D.I;563188 نوشت:
اولا کلمه «لطم و لطمه» عربی هستند و فارسی نیستند که بخواهیم معنای فارسی آنرا بکار ببریم

جالبه شما كتب لغوي اعراب را قبول نداري انوقت كگوگل را قبول داري خخخخخخ

IVI.@.H.D.I;564977 نوشت:
حالا شما میگی شهید ثانی گفته :«« امكان ندارد كه سيلي به صورت بخورد اما خدش و جراحتي شكل نگيرد »» والا خود من به شخصه سیلی زیاد خوردم !! ولی هیچ کدوم منو زخمی نکرد !!!!!!!!!

ما گفتيم يكي از معناي لطمه خدشه است اينكه شما سيلي زديد ارتباطي با خدشه و چنگ ندارد

علامه حلی نظرشان در مورد لطم چی هست ؟؟

وقتی شما ناقص را میخونی تناقض من دیگه چقدر به سواد شما اطمینان کنم ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لطم و لطمه به معنای با کف دست ضربه زدن هست (( از هر عالمی هم که میخوای برو بپرس !)

بطور مثال اگر شما فروشنده باشید و از شما در مورد قیمت مثلا برنج ! سوال شود ، شما میگویید برنج فلان منطقه این قیمت دارد و برنج فلان منطقه این قیمت و فلان منطقه هم این قیمت ! بدون شک شما قیمت تمامی اقسام برنجی که در اختیار دارید و یا در بازار وجود دارد در اختیار فروشنده میگذارید ...
هم قیمت انواع برنج در اختیار مشتری قرار میگیرد و هم اقسام برنج

امام صادق علیه السلام هم وقتی در مورد دیه لطمه از ایشان سوال شد ، فرمود اگر سرخ شود این مقدار ، اگر کبود شود این مقدار و اگر هم سیاه شود این مقدار دیه دارد.

*** سوال من از شما دو چیز است ، 1) در مورد این روایت از امام صادق علیه السلام ، اینکه اگر لطم قسم دیگری نیز داشت ((مثلا ایجاد جراحت و زخم و خراش)) چرا امام صادق دیه آنرا بیان نکرده اند ؟؟؟ و از آن سخنی به میان نیاورده اند ؟؟؟ ((( بطور مثال ایشان بفرمایند : اگر سرخ شود این مقدار و اگر کبود شود این مقدار و اگر سیاه شود این مقدار و اگر زخم شود این مقدار دیه دارد . )))

2) خدش و خمش بمعنای خراش و ایجاد جراحت است ، عقلانی پاسخ دهید وقتی در دایره المعارف های عربی ( که کاملش را براتون خواهم آورد !) در معنای لطم آمده « با کف دست ضربه زدن » چطور امکان خراش و جراحت وجود دارد ؟؟؟ (( شاید هم کف دست شما ناخن است !!!!!!!!!))

ما نگفتیم که کتب لغت عربی را قبول نداریم بلکه خود ما از دو تا از کتب لغت مشهور عربی معنای لطم را آوردیم که بمعنای ضربه با کف دست هست این شما هستید که حدیث امام صادق را قبول ندارید و نمیدانم نقصان از درک و فهم شما هست یا تعصب و عناد مانع درک حقایق شده است ، وقتی در حدیث، امام صادق علیه السلام به بیان دیه لطمه زنی پرداخته اند اقسام آنرا بیان کرده اند که برای چندین بار است که میگویم ولی شما یا درک ندارید و یا متعصب هستید

دیگه من به شما کار ندارم چون واقعا بیسوادید !!!!

IVI.@.H.D.I;566090 نوشت:
لطم و لطمه به معنای با کف دست ضربه زدن هست (( از هر عالمی هم که میخوای برو بپرس !)

گويا شما با اظهر من الشم هم مشكل داريد؟

فرموديد از عالم بپرسيم ما هم پرسيديم كه يكيش شهيد ثاني بود و ديگري هم ابن منظور گويا مشكل شما چيزه ديگري هست

بنده قول شهيد ثاني در مورد جزع را اودم كه اشاره به خدشه كردند و همچنين معناي ان را از لسان العرب اورده ايم

مشكل اينجا هست كه شما به جاي بحث علمي مي خواهيد با تعصب سخنت را به كرسي بنشيناني اما مخاطبين خود قضاوت مي كننند

IVI.@.H.D.I;566090 نوشت:
2) خدش و خمش بمعنای خراش و ایجاد جراحت است ، عقلانی پاسخ دهید وقتی در دایره المعارف های عربی ( که کاملش را براتون خواهم آورد !) در معنای لطم آمده « با کف دست ضربه زدن » چطور امکان خراش و جراحت وجود دارد ؟؟؟ (( شاید هم کف دست شما ناخن است !!!!!!!!!))

ايا شما به دنبال حق هستيد يا مجادله اگر حق مي خواهيد اين هم پاسخت كه هزار بار داديم

أَو لطمة كلُّ هذا خُماشةٌ
الكتاب : لسان العرب-المؤلف : محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري-الناشر : دار صادر - بيروت-الطبعة الأولى-عدد الأجزاء : 15- ج 6 ص 299

بي ادبي هايت و توهين هايت را هم به پايه بچگي و جوانيت مي گذارم

امام صادق علیه السلام فرمود:
مَعاشِرَ الشیعةِ! کُونوا لَنا زَیْنا وَلا تَکونوا عَلَیْنا شَیْنا، قولوا لِلنّاسِ حُسْنا، واحْفَظوا ألْسِنَتَکُمْ وَکُفُّوها عَنِ الفُضولِ وقَبیحِ القَوْلِ
ای گروه شیعه! زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیکو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید
امالی صدوق، ص 327، ح17
مشکوة الانوار، ص 173
منتخب میزان الحکمة، ص239.

كسي چون شما كه با بدگويي و بدهاني عامل ملامت اهل بيت است نمي تواند ادعاي دفاع از انها را كند

IVI.@.H.D.I;566090 نوشت:
*** سوال من از شما دو چیز است ، 1) در مورد این روایت از امام صادق علیه السلام ، اینکه اگر لطم قسم دیگری نیز داشت ((مثلا ایجاد جراحت و زخم و خراش)) چرا امام صادق دیه آنرا بیان نکرده اند ؟؟؟ و از آن سخنی به میان نیاورده اند ؟؟؟ ((( بطور مثال ایشان بفرمایند : اگر سرخ شود این مقدار و اگر کبود شود این مقدار و اگر سیاه شود این مقدار و اگر زخم شود این مقدار دیه دارد . )))

در اين روايت در مورد لطمه بر وجه سخن مي گويد حال انكه جزع از منظر معصوم يعني لطم الوجه والصدر لطمه يعني زدن به سر و صورت سر
اما چون ان شخص فقط لطمه بر وجه خود زده بوده را امام حكمشان را فرمودند و اين دليلي نيست كه لطمه فقط بر وجه است لذا همان يك خبر واحد نزد ما مي تواند حجت باشد

مضاف بر اينكه در ان روايت گفته شده از امام در مورد مردي سوال شده كه لطمه بر صورتش زده و ب لطمه زني هم صورتش سياه شده و سپس اقا تشريح بر ان نموده اما در كنار اين روايات ، احاديث ديگري نيز موجود است كه به حكم ان پرداخته لذا اين مسئله به قرينه ثابت مي كند كه همان خبر واحد و يا روايت مذكور شما تنها ادله براي حكم و يا كيفيت لطمه زني محسوب نمي شود

(…لاشيئ في اللطم علي الخدود سوي الاستغفار و التوبة، و قد شققن الجيوب و لطمن الخدود الفاطميات علي الحسين بن علي، عليهما‌السلام، و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب)
امام صادق ع فرمودند: چيزي در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نيست، زيرا زنان فاطمي در سوگ حسين بن علي، عليهما‌السلام، گريبان چاك داده و به صورت زدند؛ و براي مثل حسين، علیه‌السلام، لطمه به صورت زده و گريبان چاك داده‌اند

اولا گفتم این حدیثی که از امام صادق علیه السلام نقل شده نا معتبر است ((ثابت هم کردم))

دیگه من چیزی به شما نمیگم (( در مورد اقسام لطم)) چون واقعا تعصب و جهل شما باعث اذیت و آزار من هست چیز هایی میگین که خنده آوره !! آخه پسر خوب !! لطم ، لطمه دیگه چه به صورت باشه و چه به سینه و چه به سر ، واقعا خودت خندت نگرفت از این حرف ؟؟؟:khaneh::khaneh::khaneh:

اگر هم حدیثی که گفتین احیانا معتبر هم بود اصلا اقسام لطم داخلش نیامده که میگین اون روایت خبر واحد است و چمیدونم قرینه حدیث من لا یحضر و فلان !

نگفتین کجا علامه حلی معنای لطم را گفته است ؟؟ (( دوباره لطف کنید ))

مثل شما دقیقا مصداق این بیت شعر است !!

چو قافیه به تنگ آید شاعر به جفنگ آید

IVI.@.H.D.I;566444 نوشت:
اولا گفتم این حدیثی که از امام صادق علیه السلام نقل شده نا معتبر است ((ثابت هم کردم))

بنده بنا نداشتم بحث رجالي كنم حال چون شما علاقه داريد باشه ما هم بحث رجالي مي كنيم

اول اينكه گفتيم روايات در باب لطمه زدن مستفيض است كه از انجايي شما بضاعت رجالي نداريد نمي دانيد مستفيض يعني چه يعني روايتي كه تعدد طرق داشته باشد اگر هم ضعيف باشد باز هم ثابت است و به ان عمل مي شود

دوم اشكال اشكال به بخش دومي روايت ما بوده است ان هم اين بخش

علی مثله تلطم الخدود وتشق الجیوب
يعني سينه چاك دادن و همچنين لطمه زني بر سيد الشهدا و مثل ايشان اشكالي ندارد كما اينكه اين مسئله به لحاظ دلالي هم ثابت است

«کلّ الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء لقتل الحسین(ع)» امام صادق(ع) فرمود: «هر جزع و گریه­ای مکروه است مگر جزع و گریه برای قتل حسین(ع).» (حرعاملی، 2، 923).

پس انچه علما به عنوان فتوا هم اشكال كرده اند جزع براي غير سيد الشهدا هست و نه خود سيد الشهدا كما اينكه اين فتواي امام صادق هم كه يند ان نيز صحيح است ادعاي ما را ثابت مي كند و مهر بطلان بر سخن شما را هم زده

مسئله لطمه زني را قبلا عارض شديم كه هم فاطميات زده اند و هم حضرت زينب و هم حورالعين ها و هم حضرت زهرا و غيره در نتيجه خود اهل بيت هم به ان سفارض كرده اند پس اشكالي به اصل و نفس موضوع نيست نياز باشد فتواي كبار صاحبان افتا تاريخ شيعه را هم خواهيم اورد

اما در مورد روايت شما كه گويا اساس عقيده شما بر ان استوار است فتواي امام صادق در مورد لطمه است دوست گرامي اين روايت شما سندش مرسل است كه در كتاب من لايحضر امده است لذا روايت از درجه اعتبار ساقط است و عقيده شما هم خود به خود مورد مناقشه است و ديگر جا براي استدلال نداريد

IVI.@.H.D.I;566444 نوشت:
دیگه من چیزی به شما نمیگم (( در مورد اقسام لطم)) چون واقعا تعصب و جهل شما باعث اذیت و آزار من هست چیز هایی میگین که خنده آوره !! آخه پسر خوب !! لطم ، لطمه دیگه چه به صورت باشه و چه به سینه و چه به سر ، واقعا خودت خندت نگرفت از این حرف ؟؟؟

جاهل شما هستيد كه به سخن اهل بيت مي خنديد و سخن انها را مورد سخره قرار مي دهيد

اين ايه مصداق شما لاتشعرون واقعا هم لاتشعرون هستيد اگر بوديد ادب داشتيد و چون نداريد نه اهل حديث هستيد و نه قران و نه سيره اهل بيت

اهل بيت مي فرمايد ما لطمه بر سر و سينه و صورت داريم حضرت عالي مانند عمر بن خطاب نشسته اي بهع اهل بيت مي خندي

IVI.@.H.D.I;566444 نوشت:
اگر هم حدیثی که گفتین احیانا معتبر هم بود اصلا اقسام لطم داخلش نیامده که میگین اون روایت خبر واحد است و چمیدونم قرینه حدیث من لا یحضر و فلان !

خودت فهميدي كه چي نوشتي؟ گويا جهل خودتان باعث چند شخصيه شدن شما شده است كه هي فلان و بهمان مي كنيد و لكنت گرفته ايد اگر در اينه با خودت حرف بزنيد به شما قول مي دهم شفا پيدا كنيد

IVI.@.H.D.I;566444 نوشت:
نگفتین کجا علامه حلی معنای لطم را گفته است ؟؟ (( دوباره لطف کنید ))

گويا مصداق صم بكم عمي هستيد كه نه مي شنويد و نه مي بينيد

چند بار ما اين سخن را نوشتيم

شهيد ثاني در كتاب الروضةالبهيه مي‌نويسد:
ولا يلحق به (اي خدش الوجه) خدش غيره و إن أدمي، و لا لطمه مجردا
ملحق نمي‌شود به خدش صورت، خدش غير صورت هرچند خون بياورد، و همچنين ملحق نمي‌شود سيلي به صورت در حالي كه مجرد از خدش باشد.

ايشان مي فرمايد امكان ندارد كه سيلي به صورت بخورد اما خدش و جراحتي شكل نگيرد مضا بر اينكه ما هم معناي لطمه را اورده بوديم كه شما از ان فرار كرديد

IVI.@.H.D.I;566444 نوشت:
مثل شما دقیقا مصداق این بیت شعر است !!

چو قافیه به تنگ آید شاعر به جفنگ آید

كافر همه را به كيش خود پندارد :khaneh:

[=Times New Roman]سلام علیکم و رحمه الله

دوستان گرامی اگر بحث شکل علمی خود را داشته باشد برای طرفین و خواننده صد البته بهتر است .
اهانت در مباحث عموما , زمانی صورت میگیرد که یا از موضوع خارج و خلط مفاهیم صورت بگیرد یا دلیل علمی ای وجود نداشته باشد لذا شخص به ابزار دیگر متوسل میشود از جمله آن اهانت است.

پس فکر نکنیم که وقتی اهانت کردیم حرف علمی زده ایم . این را هم عرض کنم هرگونه اهانت طبق قوانین سایت ممنوع است و با شخص خاطی برخورد متناسب با قوانین میشود.

لذا خواهشمندم رعایت بفرمائید .:Gol:

باسپاس
یاحق

یعنی امکان نداره سیلی بصورت بخوره ولی جراحت صورت نگیره !!!؟؟؟؟؟

والا بعضی مواقع مشت محکم هم باعث جراحت نمیشه چه برسه سیلی !!!!

پس یعنی امام صادق دیه جراحت حاصل از لطم رو از یاد بردن درسته ؟؟؟ (نعوذبالله)

جایی هست که امام معصوم علیه السلام دیه جراحت حاصل از لطم را بیان کرده باشند ؟ (حدیث؟)

برای ما معنی لغوی لطم مهم بود (در فرهنگ لغت) که شما گفتی نمیدونم لطم و خمش و این حرفا !!! که ما آوردیم (از دو فرهنگ لغت) که بمعنای با کف دست ضربه زدن هست
و حدیث امام صادق علیه السلام هم در مورد دیه انواع اثرات لطم بر بدن گفته شد که نهایتش سیاهی بود نه جراحت (( که جواب اینو شما ندادی جز یک حرف مسخره و مضحک !!!!!!)

من باید نظر شهید ثانی رضی الله عنه را بررسی کنم ، چون آنچه شما معنی فرمودی اصلا با عقل جور در نمیاد !!
جناب شهید فرموده است « ملحق نمیشود سیلی بصورت در حالیکه مجرد از خمش باشد » یعنی سیلی حتما با زخم و خراش و جراحت همراه است که عدم درستی این حرف کاملا مشخص است ، همانطور که گفتم سیلی که سهل است مشت هم بعضی مواقع اثرش از حد سیاهی و کبودی فراتر نمیرود اگر هم خونریزی در کار باشد در اثر شدت ضربه یا خون از دماغ می آید و یا از دهان جای ضربه فقط سیاهی و خون مردگی دارد والسلام.

بعد هم اینکه شما تقسیم بندی معصوم سلام الله علیه را رها کردی و نظر غیر معصوم را گرفتی که آنهم با عقل جور در نمی آید (( البته با معنی ای که شما فرمودین ))

در ضمن شهید ثانی ، نه علامه حلی !!!!

عرض سلام و ادب خدمت عزیزان گرامی

یک سوال دارم و آن اینکه کلمه لطم در مستحبات را , آیا درست است که در دیات معنی کنیم ؟

یاحق

فاتح;567112 نوشت:
عرض سلام و ادب خدمت عزیزان گرامی

یک سوال دارم و آن اینکه کلمه لطم در مستحبات را , آیا درست است که در دیات معنی کنیم ؟

یاحق

با سلام خدمت شما دوست عزیز

اثراتی که لطم بر بدن میگذاره (مثل سیاهی و کبودی و سرخی) آیا در مستحب و مکروه تفاوت داره ؟؟!! (( مثلا لطمه در عزاداری باعث کبودی بشه ولی در غیر عزداری باعث سرخ شدن بشه ، لطم لطمه برادر بزرگوار من ! مستحب و مکروه نداره .))

بحث ما این است که :
اولا اعمالی مثل لطمه زدن و سر و صورت را خراشیدن و اینگونه اعمال از نظر شرع اسلام ممنوع است طبق حدیثی از پیامبر (ص) و آیه قرآن (سوره ممتحنه آیه 12 )

ولی احادیث و روایاتی هم داریم که دال بر استحباب جزع در عزای سید الشهدا علیه السلام و اولیا الله یعنی پیامبران و ائمه می باشد

در حدیثی امام باقر علیه السلام شدید ترین نوع جزع را « فریاد زدن بهمراه واویلا گفتن ، بلند بلند گریه کردن ، بر صورت و سینه زدن ، و کندن یا چیدن مو های بالای پیشانی » فرموده اند .
چیزی در مورد ایجاد خراش و زخم و جراحت نیامده است .

IVI.@.H.D.I;567224 نوشت:
با سلام خدمت شما دوست عزیز

اثراتی که لطم بر بدن میگذاره (مثل سیاهی و کبودی و سرخی) آیا در مستحب و مکروه تفاوت داره ؟؟!! (( مثلا لطمه در عزاداری باعث کبودی بشه ولی در غیر عزداری باعث سرخ شدن بشه ، لطم لطمه برادر بزرگوار من ! مستحب و مکروه نداره .))

بحث ما این است که :
اولا اعمالی مثل لطمه زدن و سر و صورت را خراشیدن و اینگونه اعمال از نظر شرع اسلام ممنوع است طبق حدیثی از پیامبر (ص) و آیه قرآن (سوره ممتحنه آیه 12 )

ولی احادیث و روایاتی هم داریم که دال بر استحباب جزع در عزای سید الشهدا علیه السلام و اولیا الله یعنی پیامبران و ائمه می باشد

در حدیثی امام باقر علیه السلام شدید ترین نوع جزع را « فریاد زدن بهمراه واویلا گفتن ، بلند بلند گریه کردن ، بر صورت و سینه زدن ، و کندن یا چیدن مو های بالای پیشانی » فرموده اند .
چیزی در مورد ایجاد خراش و زخم و جراحت نیامده است .

عرض سلام و ادب خدمت شما

خب اگر میفرمائید نیامده موضوع واضح است و مشکلی نیست .

ولی اگر لطم در مستحبات را با لطم در دیات تطبیق کنیم معنای بدوی آن این است که عزاداری عمل مشروعی نیست و لذا هر گونه صدمه ای به شخص وارد شود عمل خلاف شرع اتفاق افتاده
حال آنکه اینطور نیست
حرامی در عزاداری حلال نشده , عزاداری حلال و مستحب و از شعائر دینی و مذهبی است حتی اگر منجر به لطم شود و یا اگر بدون نیت قبلی این لطم منجر به جرح و خدش گردد.

ولی اگر کسی با نیت قبلی بیاید جراحت وارد کند خب این شخص اولا باید دلیل بیاورد که عمل شرعی انجام داده و خلاف شرع نکرده
اگر توانست که هیچ و اگر نتوانست حاکم شرع میتواند در مورد حکم صادر کند.

از طرفی انجام عزاداری یک جنبه اجتماعی هم دارد و آن اینکه نباید طوری انجام شود که باعث تضعیف دین و مذهب شود . انجام شعائر برای تقویت و دوام دین و مذهب اند و اگر افراط و تفریط در آن باعث وهن مذهب گردد واضح است که آن اعمال دیگر نامش شعائر دینی نیست بلکه وهن دین و مذهب است .

یاحق

وقتی اعمالی چون خدش و خمش و ایجاد جراحت در شرع اسلام حرام است باید حدیثی در مورد استحباب این گونه اعمال در عزاداری از جانب معصومین علیهم السلام آمده باشد یا خیر ؟

چون نیامده پس مشکلی نیست یعنی چه ؟!!!

وهن دین رو خوب آمدی دوست عزیز :ok:

ما باید به سیره و روش اهل بیت علیهم السلام در باب عزاداری عمل کنیم
بدون شک ایشان طوری بزرگداشت شعایر حسینی را برای شیعیان شرح داده اند که نه باعث وهن و تضعیف و آبرو ریزی دین شود و نه حق مطلب ادا نگردد .

حتی من جایی ندیدم که لطم به سر و صورت و سینه از جانب معصوم طوری انجام شده باشد و یا تایید شده باشد و یا سفارش شده باشد که موجب حتی سیاهی و کبودی و سرخی شود در حد نواختن به صورت ( اگر بر زیاد بودن و یا شدت لطم در عزاداری گفته شده بود حتما فعل تاکیدی می آمد )

IVI.@.H.D.I;567256 نوشت:
وقتی اعمالی چون خدش و خمش و ایجاد جراحت در شرع اسلام حرام است باید حدیثی در مورد استحباب این گونه اعمال در عزاداری از جانب معصومین علیهم السلام آمده باشد یا خیر ؟

سلام علیکم و رحمه الله

موضوعات رو جدا از هم در نظر بگیریم بهتر به نتیجه میرسیم.

موضوع انجام مستحبات و انجام شعائر فی نفسه اعمال شرعی اند و در این شکی نیست . حال بر فرض تحریم جرح و خدش در روایات ؛ ممکن است در هنگام انجام هر عمل شرعی ای جرح و خدش هم اتفاق بیفتد

خب اگر اتفاق افتاد دلالت بر چه میکند ؟

فرض بفرمائید حکم بر جهاد صادر شد یک مسلمانی رفت آموزش ببیند تا واجب عینی ای را که همان جهاد باشد انجام بدهد ولی در حین آموزش , ضرب دید و جرحی بر او وارد شد که از ناحیه دشمن نبود

آیا بصرف اینکه جرح در اسلام حرام است میتوان گفت که جهاد در اسلام هم حرام است ؟

هر حکمی موضوعیت خودش را دارد . بله در زمانی که یک عمل غیر شرعی و حرامی انجام شود خب دیه دارد یا اگر کسی دیگری را بزند ضارب باید دیه جرح یا خدش یا لطم را بدهد .

یاحق

پرسش:
چرا با توجه به اینکه امام حسین علیه السلام به اهل بیت فرموده بود پس از ایشان گریبان چاک نزنند و روی نخراشند اما در برخی از گزارشها آمده است که اسرا گریبان چاک کردند؟ آیا آنان به سخن امام حسین(علیه السلام) عمل نکردند؟


پاسخ:

اگر در یک جریان گزارشهای متعارضی داشته باشیم، آن ها را در ترازوی نقد و بررسی علمی و اعتبار سنجی سندی و محتوایی قرار می دهیم و هر کدام اعتبار بیشتری داشت قبول می کنیم .
البته در برخی از موارد، به طور ظاهر تعارض و تنافی دیده می شود اما با دید علمی بیشتر تناقض نداشته و قابل جمع هستند
در مورد سوال فوق:
در گزارشی به نقل از امام حسین(علیه السلام) آمده است که:ا اختاه ، یا ام کلثوم ، و انت یا زینب ، و انت یا رقیه ، و انت یا فاطمه ، و انت یا رباب انظرن إذا انا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علی وجها و لا تقلن علی هجرا »(1)
(( خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای فاطمه و تو ای رباب زمانی که من به قتل رسیدم در مرگم گریبان چاک نزنید و روی نخراشید و کلامی ناروا ( که با رضا به قضای الهی ناسازگار است ) بر زبان نرانید .))
و در مقابل گزارشهایی هست که اسرای اهل بیت گریبان چاک نمودند اما اين گزارش ها در منابعي همچون ارشاد شيخ مفيد و نفس المهموم و منتهي الامال شيخ عباس قمي نيامده است و آنچه در اين منابع ذكر شده است گريبان چاك زدن و گريه و شيون زنان كوفه و نيز مردان كوفه است كه با شناختن اسرا به گريه و زاري پرداختند.(2) تا جايي كه اهل بيت(عليهم السلام) خطاب به آنها مي فرمودند:»اينان گريه مي كنند؟! پس چه كسي غير از اينان ما را كشتند؟؟!!(3)
بنابراین گزارش هایی حاکی از گریبان چاک کردن اسرای اهل بیت(علیهم السلام) در منابع معتبر شیعی دیده نمی شود تا با فرمایش امام حسین(علیه السلام) منافات داشته باشد.
این پرسش و پاسخ ناظر به این دو گروه از گزارشهای منتاقض است و به هیچ وجه در مورد مشروعیت یا عدم مشروعیت گریبان چاک کردن و لطمه زدن در عزای امام حسین(علیه السلام) یا غیر آن سخن نمی گوید و بحث مشروعیت را باید در محضر فقها و مراجع تقلید عظام جستجو کرد.

منابع:
1. سید بن طاووس، علی بن موسی، لهوف، ترجمه فهری، جهان، تهران، 1348ش، چاپ اول، ص32
2. همان، ص156
3.شامی، یوسف بن حاتم، الدرالنظیم فی مناقب الائمه اللهامیم، جامعه مدرسین، قم، 1420ق، چاپ اول، ص560

موضوع قفل شده است