جمع بندی سوالات اعتقادی و سردرگمی

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[QUOTE=پارسا مهر;993259۵[-x

، اینکه من، کد هایی می دهم که شما، بروید مثلا مطالعه کنید و ببینید جبر هست مثل این ماند که مهره شطرنجی رو در مقابل چشمان یک ماشین شطرنج باز جابه جا کنم، و امید، که آن ربات یا ماشین، مهره ی مناسبی و مد نظر رو به جلو جابه جا کند و این به این معنی نیست که من ربات و ماشین مقابلم رو مختار و آزاد می دونم! اینکه من ادله ای می آورم برای شما، مثل جابه جا کردن یک مهره شطرنج در مقابل چشمان یک ماشین شطرنج باز هست و امید که، نتیجه اش فهم موضوع جبر باشد یعنی همانطور که ماشین شطرنج باز، در مقابل حرکت و جابه جایی یک مهره شطرنج، شاه را جابه جا می کند، من هم انتظار دارم، که شما در برابر ادله های بنده، جبر را فهم و درک کنید و این ربطی به اینکه شما را مختار و یا مجبور می بینم ندارد!این رفتار ها هم دیگه از سر جبره که از من سر می زنه، من معذورم!!..
با سلام
اینطور که از نوشته شما برمیاد شما درصدید جبر رو اینطور تبیین کنید که ورودی های مشخص خروجی خاص میدهد.

اگر اینطوره پس وقتی شما کدهای خاصی رو اینجا به ما دادید ما باید به نتیجه ی مشخصی که پذیرش جبر هست برسیم.
پس چرا نؤشته اید امید که به پذیرش جبر برسید؟ چرا نوشته اید امید که اون ماشین شطرنج مهره مورد نظر رو جابجا کنه؟اگر جبری که میفرمایید درست باشه ،ما باید قطعا به نتیجه ی مورد نظر برسیم.
استاد شرمنده که خارج از موضوعه.

پارسا مهر;993244 نوشت:
سلام.
برادر...آیا، از جست و جو و پرسش های زیاد خسته شدی؟می خوایی خیلی ساده و دو دوتا چهارتایی، برای سوالاتی مثل اینکه، خدا وجود داره؟قیامت و معادی هست؟نبوتی بوده، قرآن کلام الله هست یا نه جوابی پیدا کنی؟فرصت مطالعه حجم گسترده ای مطالب رو نداری؟ ما برای شما برنامه ی ویژه ای داریم... پس، برادر برو، روی مساله جبر و اختیار اندیشه کن...خیلی ساده، دو دوتا چهارتایی می تونی بفهمی که اختیار وجود نداره و جبر حاکمه..بر عالم و آدم جبر حاکمه....خدا یا انسان یا هر موجود دیگری فرقی نمی کنه.پس خدا و معاد و نبوت و الی ماشاالله باور و عقیده از ریشه زده می شه..روی این موضوع تحقیق کن...خیلی مساله ساده هست...بچه راهنمایی هم این مساله رو می تونه درک کنه....البته، از اونجایی که جبر حاکمه و برنامه ریزی شده هستیم...ممکنه کسانی و عالمانی و اساتیدی رو ببینی که از درک همین دو دوتا چهار تای ساده، عاجز باشن..خوب، جبره حاکم باشه همین می شه دیگه...مثلا شما بری پیش یک ربات هوشمند، اگر برنامه ریزی نشده باشه، که جواب سلامتو بده، هرچقدر هم اون ربات هوشمند باشه، هرچقدر هم شما جلوش دست دراز کنید، بالا پایین کنی...جواب سلامتو نمی ده...به نظر می رسه، کارشناسان و اساتید بسیاری هستند آزاد و مختار نیستند و یک دو دوتا چهار تای ساده که بچه دبستانی اگر نگم بچه راهنمایی درکش می کنه، رو درک نمی کنن...کاری به اونا نداشته باشن.تعصبی که روی خون شهدا و دین و پیغمبر دارن و اینکه و مواردی از این دست، مزید بر علته..اونا محترم هستن، قصد جسارت بهشون ندارم، ولی دیگه مختار و آزاد نیستن که...کاریش نمی شه کرد...
اگر در این زمینه مطلبی نخوندی، این تاپیک پایین پایینی رو به شما معرفی می کنم...
خدا وکیلی، کجا دیدی که برای این همه سوال بنیادی، یک طرح ویژه و ساده ، یک پاسخ ساده داده باشه؟؟؟ :d
خدا وجود داره؟الله همان خداست؟؟قرآن کلام خداست؟حضرت محمد پیامبر خداست؟معاد وجود داره؟عدالت و عدل برقراره؟ و کلی سوال دیگه، در طرح ویژه ما :d
:Lflasher: http://www.askdin.com/showthread.php?t=61654
لینک، دوم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=63016&p=993134#post993134

یا بارئ
سلام علیکم. متاسفانه استدلال ها و براهین فلسفی برای عمده مردم، حتی اهل فن، دشوار هستند و تبحر در این امور به آسانی بدست نمی آید. احتمالا، اشتباه از ما بوده که گمان کردیم استدلالات برای همگان روشن هستند، درحالی که بوضوح درک کنه این مورد برای کسانی که مطالعات فلسفی اندک دارند دور از دسترس است.دنبال پاسخ ساده میگردید، همینجاست. به گمانم، بهترین راه برای خاتمه مبحث یک چیز است، و آن استدلالی است که خواهید دید.
این پست کلام بنده نیست، کلام خدا است با شما، و تمام افرادی که در طول تاریخ به هزار و یک سفسطه و کوته بینی، منکر معاد هستند. چند آیه از سوره واقعه هست.یک دقیقه وقت میگیرد، بخوانید آنکه شما را آفریده چگونه انذار می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم

فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87)
پس چرا هنگامي که جان کسي به گلو رسد. ( 83 )
و شما وقت مرگ (بر بالين آن مرده حاضريد و او را) مي‌نگريد. ( 84 )
و ما به او از شما نزديکتريم ليکن شما بصيرت نداريد. ( 85 )
پس چرا اگر حيات به دست شما و طبيعت است و شما را آفريننده‌اي نيست ( 86 )
روح را دوباره به بدن مرده باز نمي‌گردانيد اگر راست مي‌گوييد؟ (87)
صدق الله العلی العظیم

محمد جواد 78;992978 نوشت:
راستش چند وقتی هس ک درگیر مسائل فلسفی شدم اوایل زیاد فک نمیکردم ولی الان دیگه خیلی زیاد شده فکر به وجود خدا

در کنار آنچه که عرض کردم دو نکته دیگر باید اضافه کنم:

نکته اول: شما باید یک برنامه مطالعاتی برای خودتان تنظیم کنید...
کتاب در جستجوی خدا نوشته آیت الله مکارم شیرازی
کتاب نشانه هایی از او نوشته آیت الله سید رضا صدر
کتاب "توحید" و "معاد" نوشته شهید دستغیب
و جلد اول، و جلد چهارم از مجموعه آثار شهید مطهری
این کتاب ها را مطالعه کنید

نکته دوم: اگر سوال یا شبهه ای در ذهنتان مطرح شد آن را در همین سایت یا با کارشناسان مورد اطمینان دینی در جای دیگر طرح کرده و پاسخ بگیرید، نگذارید این شبهات در ذهنتان انبار شود، چون حجم شبهات که زیاد شد مانع از تمرکز درست میشود، و این خودش سبب ناآرامی ذهن خواهد شد، چون شما به دنبال پاسخ هر کدام از شبهات که بروید ذهنتان درگیر سایر شبهات شده و نمی گذارد پاسخ به دلتان بنشیند.

اگر سوال یا ابهام دیگری وجود دارد بفرمایید؛ تاپیک ان شالله تا فردا یا پس فردا جمع بندی خواهد شد.
یا حق

محمد جواد 78;992978 نوشت:
سلام
خسته نباشید...
من امسال 18 سالم تموم شد و وارد 19 سالگی شدم...
راستش چند وقتی هس ک درگیر مسائل فلسفی شدم اوایل زیاد فک نمیکردم ولی الان دیگه خیلی زیاد شده فکر به وجود خدا , قرآن واقعا از طرف خداست ؟ , اصن چرا زندگی میکنیم و جهنم و بهشتی وجود نداره و...
برای جواب به سوال هام هم به ویکیپدیا مراجعه کردم ولی به شدت از دین دور شدم به حدی ک وجود خدا هم برام سخت شده..
راجب قرآن خوندم تو سایت ویکیپدیا اما به شدت با چیزایی ک از قرآن میدونم تناقض داشت و میشه گفت تو همه چی سردرگم شدم.کنکورم هم خراب کردم و واقعا دچار یه کلافگی عجیبی شدم.
چون تو سایت ویکیپدیا متن هایی ک نوشته بود اکثرن از جانب یه فرد معروفی بود یه ذره باور کردم و الان قشنگ اخساس میکنم دیگه به هیچی نمیتونم اطمینان کنم.
احساس میکنم قرآن از جانب خدا نیست و یا وقتی بمیریم میریم تو هیچی و...
یا مثلا وقتی نگاه میکنم به اختلاس هایی که میکنن مثل آقای خاوری با خودم میگم اینا کسایی بودن که داشتن از اعتماد ما سواستفاده میکردن و سر ما رو گزم میکردن..
فیلم هایی هم پخش شده ک بعضی از زن هایی ک حجاب دارند به کسایی ک حالا بی حجابن فحاشی میکنن(مثلا امر به معروف) و این یه جوری با چیزایی ک من از اسلام میدونم تناقض داره
جالبه من با دوستام هم صحبت میکنم اونا هم همچین عقیده ای پیدا کردن
نمیدونم چم شده..تا به حال به همچین چیزایی اصلا فکر هم نکرده بودم ولی الان..
پیشاپیش مرسی

سلام
و عرض ادب
.
با فاکتور گیری از عبارت "به نظر من":
رسیدن به حالتی که هر فردی به خودش بگه، چیزهایی که تا الان قبول کردی، باور کردی (خصوصا موارد تقلیدی و کورکورانه)؛ اشتباه بوده یا امکان داره اشتباه باشه، واقعا حالت عجیب است همراه با مخلوطی از احساساتی نظیر ترس، نفرت، حماقت، ملامت، ناامیدی و....
این موضوع فقط مربوط به دین نیست. (مثال فرزند خواندگی، خیانت در امانت و...)
.
بهترین راه در هنگام تردید و شک، رها کردن شک نیست.
بلکه عبور از شک و رسیدن یا بیشتر نزدیک شدن به حقیقت است. شاید بپرسید اگر شک شما رو به باطل سوق داد چی؟ پاسخ این است، این بستگی به میزان مطالعه و بررسی عقلانی بدون دخیل موضوعات غیر مرتبط دارد. و دقت کنید، شما شک کردید، چون عامل به وجود آورنده شک در اون موضوع خاص (در اینجا دین) وجود داشته. پس شک میتونه کمک کنه به حل مشکل.
.
حال من چند پیشنهاد دارم که در زمان های آزادتون اگر شرایطش رو داشتید بهش بپردازید. (نیازی نیست دائما در فکر این مسائل و حل اون باشید!)
0- پیش از هر کاری مرزهای تعصب و احساسات رو در وجودتون مشخص کنید که در دام آنها نیفتید.
1- ترجمه قرآن رو بخونید؛ و برای محتوای هر آیه نهراسید از پرسش و چرایی آن. قرآن رو با اخلاق، منطق و علم به صورت جداگانه مقایسه کنید.
2- راجع به اثبات وجود خدا (خالق) یا خدایان تحقیق کنید. اگر به اثبات وجود خدا و یگانگی آن رسیدید، به سراغ آن بروید که ببینید خدای اثبات شده الله است یا نه. این مطلب میتونه خیلی صرفه جویی کنه در وقتتون، چون وقتی اصل وجود خدا براتون اثبات بشه یا نشه، تکلیفتون با خیلی چیزای دیگه مشخص میشه.
3- کتاب های موافقین ادیان و مخالفین ادیان رو بخونید. با هم مقایسه کنید. حین خواندن نقدشون کنید.به دنبال صحت دلایلی که آنها میگن باشید.
4- راجع به دو نظریه بیگ بنگ و فرگشت مطالعه داشته باشید و به طور کلی کتاب و مدیای علمی (مستند) بخوانید و تماشا کنید.
.
آرزوی موفقیت

hos8sein;994107 نوشت:
3- کتاب های موافقین ادیان و مخالفین ادیان رو بخونید. با هم مقایسه کنید. حین خواندن نقدشون کنید.به دنبال صحت دلایلی که آنها میگن باشید.
4- راجع به دو نظریه بیگ بنگ و فرگشت مطالعه داشته باشید و به طور کلی کتاب و مدیای علمی (مستند) بخوانید و تماشا کنید.

این دو شماره پایانی برای تحقیق ضرورت نداشته، بلکه ممکن است ایجاد سردرگمی کند، مگر آنکه کسی بخواهد به صورت تخصصی حوزه دین را دنبال کنند، وگرنه برای کسی که ذهنش آشفته بوده،و درگیر ابهامات است واقعا نیازی به مطالعه اینها نیست.
علاوه بر اینکه بسیاری از کتاب هایی که با نگرش نقادانه نسبت به دین نوشته شده اند خالی از مغالطه نیستند، و گاهی فقط احساسات مخاطب را تحریک می کنند و لذا نوجوان یا جوانی که هنوز درعرصه منطق و تشخیص مغالطات خیلی قوی نبوده، و در درونش مملو از هیجانات است ممکن است نتواند حق را تشخیص دهد.

مثلا من هر بار که کتاب پندار خدا اثر ریچارد داوکینز را میخوانم بر ایمانم افزوده میشود، اما ممکن است یک جوان غیر متخصص تحت تاثیر ادبیات خوش رنگ و لعاب و تحقیر کننده ی داوکنیز قرار بگیرد!
بنابراین کسی که همان کتاب های اعتقادی را با دقت و تأمل بخواند، تأکید می کنم با دقت و نگاه نقادانه بخواند، دیگر می فهمد چه بیگ بنگ اثبات بشود و چه نشود، چه فرگشت اثبات بشود و چه نشود هیچ تفاوتی در ضرورت وجود خداوند نخواهند داشت.

دوست عزیز محمد جواد 78
بنده پیشنهادم همان پست قبلیست و برای روشنتر شدن:
در صورت مطالعه منابع مختلف اگر دچار سردگمی شدید، اتفاقی است که خود شما متوجهش خواهید شد و می تونید با یادداشت برداری و مرتب کردن افکارتون مجددا بهشون انسجام بدید.
و الزاما نیازی نیست منِ نوعی نتایج اعتقاد داشتن یا نداشتنم را در اختیار شما قرار دهم و با پیش داوری و برچسب مغالطه زدن (روی مطالعاتی که نپذیرفتم) سعی کنم شما رو همسو با خودم کنم.
دوستانه پیشنهاد میکنم در مطالعه عجله نداشته باشید و با کنار گذاشتن تعصب، بدون هراس از زیر سوال بردن چیزی یا کسی، مطالعه کنید، سوال بپرسید و به دنبال جواب باشید.
موفق باشید

مسلم;993232 نوشت:
وزیر ارتباطات می گوید: کمتر از 5 درصد از فضای شبکه های مجازی به تبلیغ دین مشغول است.

تبلیغ دین ینی چه ؟

مگر می خواهید بازار یابی کنید ؟

مگر می خواهید جنس بفروشید ؟؟

تبلیغ دین معنی ندارد

پس ناخواسته و ندانسته قبول دارید که دین همچو یک کالای تجاری است و باید برایش تبلیغ کرد !!

ولی بدانید که دین یک باور درونی و خود دست یافتنی است نیازی به تبلیغ ندارد

مگر امسال مه افرید خسروی خاوری بابک زنجانی م . م م . ر و دهها حروف الفبای دیگر در دامن تبلغات اسلامی و حکومت دینی پرورش نیافته اند و آنها را دها بار از غربال گزینش و حراست نگذرانده بودن ؟

مگر اقا زاده های ناشایسته ی رانت خوار و اختلاسگران بزرگ شده در دامن مسولان متدین حکومت اسلامی نیستند

ایا اینها جز نتیجه تبلیع دین است و افراط دردین است ؟؟؟

تبلیغ در دین شیادی ؛ سود جویی و ریا کار پروری , اتلاف بیت المال و تنفر از دین را بدنبال دارد

برای دین نباید تبلیغ کرد

خود فرد باید انگیزه داشته باشد و درونش پاک باشد و به دنبال حقیقت برود

مسلم;994120 نوشت:
این دو شماره پایانی برای تحقیق ضرورت نداشته، بلکه ممکن است ایجاد سردرگمی کند، مگر آنکه کسی بخواهد به صورت تخصصی حوزه دین را دنبال کنند، وگرنه برای کسی که ذهنش آشفته بوده،و درگیر ابهامات است واقعا نیازی به مطالعه اینها نیست.
علاوه بر اینکه بسیاری از کتاب هایی که با نگرش نقادانه نسبت به دین نوشته شده اند خالی از مغالطه نیستند، و گاهی فقط احساسات مخاطب را تحریک می کنند و لذا نوجوان یا جوانی که هنوز درعرصه منطق و تشخیص مغالطات خیلی قوی نبوده، و در درونش مملو از هیجانات است ممکن است نتواند حق را تشخیص دهد.

مثلا من هر بار که کتاب پندار خدا اثر ریچارد داوکینز را میخوانم بر ایمانم افزوده میشود، اما ممکن است یک جوان غیر متخصص تحت تاثیر ادبیات خوش رنگ و لعاب و تحقیر کننده ی داوکنیز قرار بگیرد!
بنابراین کسی که همان کتاب های اعتقادی را با دقت و تأمل بخواند، تأکید می کنم با دقت و نگاه نقادانه بخواند، دیگر می فهمد چه بیگ بنگ اثبات بشود و چه نشود، چه فرگشت اثبات بشود و چه نشود هیچ تفاوتی در ضرورت وجود خداوند نخواهند داشت.

اتفاقا خیلی هم ضرورت دارد. درغیر اینصورت این اسمش تحقیق نیست. میشه القائات

دکترنادرنوری;994257 نوشت:
تبلیغ دین ینی چه ؟
مگر می خواهید بازار یابی کنید ؟
مگر می خواهید جنس بفروشید ؟؟
تبلیغ دین معنی ندارد
پس ناخواسته و ندانسته قبول دارید که دین همچو یک کالای تجاری است و باید برایش تبلیغ کرد !!
ولی بدانید که دین یک باور درونی و خود دست یافتنی است نیازی به تبلیغ ندارد

یکی از مشکلات حوزه دین برداشت های اشتباه و عامیانه از اصطلاحات دینی است، همانطور که در واژه «تقلید»، برداشت این واژه به معنای عامیانه اش منشأ شبهات بسیاری شده و برخی گمان کرده اند منظور از تقلید یعنی همان تقلید و پیروی کورکورانه یا ادا در آوردن!!
اینجا هم متاسفانه شما از واژه «تبلیغ»، همان معنای پیام های بازرگانی برداشت کرده اید!!! در حالی که تبلیغ از ماده «بلغ» به معنای رساندن پیام است، باید دین را به مردم ابلاغ کرد، این وظیفه انبیاء بوده، وظیفه جانشینان انبیاء هم هست.

بله اصل دین، و اصل توحید فطری است، اما اولا گاهی چنان غبار غفلت وشبهات بر آن پوشیده میشود که حق بر انسان مخفی شده و باطل جانشین میشود.
ثانیا ولو آنکه شخص وجود خداوند و یگانگی خداوند را از روی فطرت بپذیرد، مراحل بعدی چه؟ نبوت و امامت و احکام دین که دیگر درونی و فطری نیست! نیازمند تبلیغ و آگاهی بخشی است!

دکترنادرنوری;994257 نوشت:
مگر امسال مه افرید خسروی خاوری بابک زنجانی م . م م . ر و دهها حروف الفبای دیگر در دامن تبلغات اسلامی و حکومت دینی پرورش نیافته اند و آنها را دها بار از غربال گزینش و حراست نگذرانده بودن ؟
مگر اقا زاده های ناشایسته ی رانت خوار و اختلاسگران بزرگ شده در دامن مسولان متدین حکومت اسلامی نیستند
ایا اینها جز نتیجه تبلیع دین است و افراط دردین است ؟؟؟
تبلیغ در دین شیادی ؛ سود جویی و ریا کار پروری , اتلاف بیت المال و تنفر از دین را بدنبال دارد

برادر عزیز، بنده عرض کردم حساب دین باید از متدینین جدا شود؛ اگر قبول دارید پس این سخنان چیست؟ اگر قبول ندارید خب به چه دلیل باید حساب کسانی که ادعای دینداری دارند به پای دین نوشته شود؟!
پرورش یافتگان مکتب اسلام هرگز امثال خاوری و زنجانی نیستند، شما باید زندگی چمران و بابایی و همت و باکری را بخوانید تا ببینید اسلام در زندگی چه کسی موج میزند!


کسانی که در این شرایط سخت اقتصادی به فکر منافع شخصی بوده و مردم را فدای منافع خویش می کنند انسان هم نیستند چه برسد به مسلمان!! در حکومت انبیاء و معصومین هم انسان های نخاله کم نبوده اند، ولی این به پای آنها نوشته نمیشود! همان کوفه ای که علی(ع) بر آن حکومت میکرد، هزاران نامه برای فرزندش حسین(ع) نوشتند اما او را در کربلا تنها گذاشتند!

صـادق خان;994274 نوشت:
اتفاقا خیلی هم ضرورت دارد. درغیر اینصورت این اسمش تحقیق نیست. میشه القائات

نگفتم مقلدانه بخوانند که می فرمایید: القائات! گفتم دقیق و منتقدانه بخوانند؛ چرا که اگر به معیارها و ملاک هایی که در کتب دینی معتبر مثل کتب شهید مطهری(ره) آمده دقت کنند و بعد بروند سراغ کتاب های ضد دین اشکالی ندارد؛ اما اگر خالی الذهن به سراغ کتاب های ضد دین بروند ممکن است اسیر مغالطات و تحریک احساسات شوند...

مثلا کسی که ملاک های فلسفی، ومفاهیم امکان و وجوب وجود و مانند آن را خوب بفهمد دیگر می فهمد اصلا مهم نیست بیگ بنگ یا فرگشت اثبات شود یا نشود! اما کسی که فاقد این ملاک ها باشد ممکن است اسیر ادبیات علم گرایانه غربی ها شود! غرور علمی تجربی در غرب، ممکن است منجر به نادیده گرفتن فقر آنها در فلسفه و علوم عقلی شود! و شخص به خاطر مسائل علمی چون فرگشت و بیگ بنگ خداناباور شود در حالی که اصلا این دوتا به هم ربطی ندارند!

یا حق

موضوع قفل شده است