جمع بندی سوالات اعتقادی و سردرگمی

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سوالات اعتقادی و سردرگمی

سلام
خسته نباشید...
من امسال 18 سالم تموم شد و وارد 19 سالگی شدم...
راستش چند وقتی هس ک درگیر مسائل فلسفی شدم اوایل زیاد فک نمیکردم ولی الان دیگه خیلی زیاد شده فکر به وجود خدا , قرآن واقعا از طرف خداست ؟ , اصن چرا زندگی میکنیم و جهنم و بهشتی وجود نداره و...
برای جواب به سوال هام هم به ویکیپدیا مراجعه کردم ولی به شدت از دین دور شدم به حدی ک وجود خدا هم برام سخت شده..
راجب قرآن خوندم تو سایت ویکیپدیا اما به شدت با چیزایی ک از قرآن میدونم تناقض داشت و میشه گفت تو همه چی سردرگم شدم.کنکورم هم خراب کردم و واقعا دچار یه کلافگی عجیبی شدم.
چون تو سایت ویکیپدیا متن هایی ک نوشته بود اکثرن از جانب یه فرد معروفی بود یه ذره باور کردم و الان قشنگ اخساس میکنم دیگه به هیچی نمیتونم اطمینان کنم.
احساس میکنم قرآن از جانب خدا نیست و یا وقتی بمیریم میریم تو هیچی و...
یا مثلا وقتی نگاه میکنم به اختلاس هایی که میکنن مثل آقای خاوری با خودم میگم اینا کسایی بودن که داشتن از اعتماد ما سواستفاده میکردن و سر ما رو گزم میکردن..
فیلم هایی هم پخش شده ک بعضی از زن هایی ک حجاب دارند به کسایی ک حالا بی حجابن فحاشی میکنن(مثلا امر به معروف) و این یه جوری با چیزایی ک من از اسلام میدونم تناقض داره
جالبه من با دوستام هم صحبت میکنم اونا هم همچین عقیده ای پیدا کردن
نمیدونم چم شده..تا به حال به همچین چیزایی اصلا فکر هم نکرده بودم ولی الان..
پیشاپیش مرسی

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

محمد جواد 78;992978 نوشت:
من امسال 18 سالم تموم شد و وارد 19 سالگی شدم...
راستش چند وقتی هس ک درگیر مسائل فلسفی شدم اوایل زیاد فک نمیکردم ولی الان دیگه خیلی زیاد شده فکر به وجود خدا , قرآن واقعا از طرف خداست ؟ , اصن چرا زندگی میکنیم و جهنم و بهشتی وجود نداره و...
برای جواب به سوال هام هم به ویکیپدیا مراجعه کردم ولی به شدت از دین دور شدم به حدی ک وجود خدا هم برام سخت شده..

سلام محمد جواد عزیز
من کاملا شما را درک می کنم، شما در آغاز جوانی و از سنین حساسی هستید که انسان با سوال های زیادی روبرو میشود و می خواهد خودش حقیقت را بفهمد، و این اتفاقا خیلی خوب و طبیعی بوده و اصلا جای نگرانی نیست، اما مسئله مهم این است که برای گرفتن پاسخ سوالاتش به کجا مراجعه کند.

حقیقت این است که شما برای جواب سوالهاتون به بد جایی مراجعه کرده اید! ویکی پدیا یک منبع اطلاعات عمومی است که توسط یه عده مقاله نویس نوشته میشود، در بسیاری از مقالات آن سلیقه های شخصی برای انتخاب مطالب به وضوح دیده میشود! به همین خاطر در مسائل دینی هرگز منبع خوب و قابل اعتمادی به شمار نمیرود. بلکه گاهی در لفافه شبهه اندازی می کند. شما برای هر مسئله ای باید به سایت های تخصصی همان عرصه مراجعه کنید.
در هر صورت برای پاسخ باید به چند نکته خیلی خیلی مهم توجه بفرمایید:

نکته اول:

اسیر جوّ حاکم بر فضای مجازی نشوید، تبلیغات سنگین و گسترده ای که امروزه علیه دین شکل گفته دلالت بر حقانیت این تبلیغات نیست، وزیر ارتباطات می گوید: کمتر از 5 درصد از فضای شبکه های مجازی به تبلیغ دین مشغول است...!! این یعنی ما درگیر یک جنگ کاملا نابرابر هستیم، اما نباید نسبت به مسیرمان دلسرد شویم.
امام علی(ع) می فرمایند: «يَا مَعْشَرَ النَّاسِ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏»؛ ای جماعت مردم، در مسیر درست و مسیر هدایت از کمبودن نفرات نترسید.

این جریان بی دینی امروز میخواهد دین را فقط از نگاه خداناباورانی چون صادق هدایت و نیچه و راسل و داوکینز و مانند آن به ما معرفی کند، در حالی که حتی در بین خود غربی ها شخصیت های بسیار برجسته تری هستند که سخنان خوبی در مورد دین دارند، اما هرگز آنها را برای مردم ما نقل نمی کنند، نقش مذهب در سلامت روان که ویلیام جیمز پدر روانشناسی مدرن آمریکا به آن اشاره می کند، یا خدمات پیامبراسلام(ص) به جامعه بشریت که گوستاولوبون و روسو به آن اشاره کرده اند، و...
بنابراین در این جنگ بین دینداران و بی دینان اسیر کمیّت نشوید، چون کمیّت واقعا به سمت یک طرف سنگین تر است، روی کیفیت حرف ها تمرکز کنید.

نکته دوم:
در مورد اینکه برخی از مسلمانان بد رفتار می کنند یا امثال خاری که پول بیت المال را برداشته و فرار کرده اند اولا: این یک طرفه نیست، مگر کسانی که خدا و قیامت را باور ندارند همگی آدم های خوبی هستند؟ دزدی نمی کنند؟ بد اخلاقی نمی کنند؟

ثانیا این رفتارها اصلا دخالتی در حق و باطل بودن اعتقاد ندارد؛ اگر به یک کسی که خدا را قبول ندارد بگویید منکرین خدا و معاد در فلان منطقه اقدام ضد بشری انجام دادند می گوید خب رفتار آنها بد بوده، چه ربطی به درستی یا نادرستی اعتقادشان دارد؟ و این حرف هم حرف درستی است. درستی یا نادرستی رفتار ربطی به درستی و نادرستی اعتقادات ندارد.
حساب دین از متدینین جداست، تشخیص حقانیت دین از روی رفتار متدینان مسیری خطاست، همانطور که پزشکی که خودش سیگار میکشد یا تغذیه ناسالم دارد هرگز شما را نسبت به علم پزشکی بدبین نمی کند!

ثالثا: مگر من و شما به امثال خاوری ایمان آورده ایم که با لغزش آنها ایمان ما هم بلغزد؟ اصلا خاوری را شما مسلمان حساب می کنید؟ ما به پیامبر(ص) و امام علی(ع) و امام حسین(ع) است که ایمان می آوریم، امثال خاوری چه نسبتی با اسلام دارند؟
مراقب باشیم به جای پیامبر(ص) به اختلاس گران ایمان نیاوریم که چنین ایمانی فرو خواهد ریخت، امام صادق(ع) در روایت زیبایی می فرمایند:
«مَنْ دَخَلَ فِي هَذَا الدِّينِ بِالرِّجَالِ أَخْرَجَهُ مِنْهُ الرِّجَالُ كَمَا أَدْخَلُوهُ فِيهِ وَ مَنْ دَخَلَ فِيهِ بِالْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ يَزُولَ»؛ کسی که به خاطر مردم وارد این دین شود، همان مردم او را از دین خارج می سازند، و کسی که به خاطر قرآن و سنت وارد این دین شود حتی اگر کوه ها زایل شوند ایمان او زوال نمی پذیرد.(بحارالانوار، ج2، ص105)

اسلام برنامه ای برای نزدیک شدن به خداوند است، و هر کسی باید خودش را با این برنامه به خدا نزدیک تر کند، ممکن است شما از من که عمامه به سر دارم به خدا و اسلام نزدیک تر باشید، پس چرا باید ایمانتان را به ایمان من گره بزنید؟
امثال خاوری فقط نماد نفاق هستند، نه نماد اسلام، کسی که ذره ای مسلمان باشد می داند که یک مثقال از پول بیت المال چنان حسابرسی سنگینی دارد که به تمام خوشی های دنیا نمی ارزد!

نکته سوم:

اگرچه انسان نباید در اصول دین تقلید کند اما برای تبیین این اصول و شنیدن استدلال های دینی باید با یک مشاور دینی در ارتباط باشد، همان طور که در هر رشته ای مثل پزشکی و مکانیک و مانند آن نیازمند یک متخصص است تا با او مشورت کند، این که انسان تصمیم بگیرد خودش برای تحقیق به سایت ها و شبکه ها مراجعه کند که برخی از آنها ضد دین هستند چنین تحقیقی نتیجه ای جز گمراهی نخواهد داشت. چون پشت این سایت ها متخصصین ضد دین نشسته اند، و پاسخ متخصصین ضد دین را باید متخصصین دین بدهند، نه عموم مردم!

حضور یک انسان غیر متخصص در برابر مطالب آنها مثل این است که شخصی با اطلاعات دینی پایین، برای مناظره با یک متخصص ضد دین روبرو شود! خب نتیجه چنین مناظره ای از قبل روشن است! بنابراین برای چنین رویارویی یا انسان باید خودش متخصص باشد یا یک متخصص را در کنار خودش داشته باشد.

نکته چهارم:

بر فرض محال حتی اگر خدا و آخرتی در کار نباشد ما ضرر نمی کنیم، چون تمام دستورات دین منطقی و موافق با فطرت بشر است، مگر خوش اخلاق بودن بد است؟ مگر بی بند و باری جنسی نداشتن بد است؟ مگر مهربانی با پدر و مادر بد است؟ مگر پرهیز از خوردن مال مردم بد است؟
از آن طرف از عالمان دین، تا روان شناسان دین مثل ویلیام جیمز، و تا سرسخت ترین منکرین خدا مثل داوکینز همگی قبول دارند که دین موجب آرامش شگفت انگیزی در انسان میشود که هرگز در افراد بی خدا یافت نمیشود؛ مگر این ها آثار کم ارزشی است؟

بنابراین حتی اگر بر فرض محال خدا و آخرتی در کار نباشد کسی که دین را قبول می کند هیچ ضربه ای نمی خورد بلکه بهره ها می برد، اما در مقابل، اگر خدا و آخرت باشد، آیا می توان آسیبی که یک منکر دین و خدا خواهد دید را محاسبه کرد؟ قرآن کریم هم به این مسئله اشاره نموده و خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:
«قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ في‏ شِقاقٍ بَعيد»؛ (به کافرین) بگو: به من خبر دهيد: اگر [قرآن‏] از سوى خدا باشد و سپس شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراه‏تر از آن خواهد بود كه در مخالفتى دور [از من منطق و صواب‏] قرار دارد؟

امام صادق(ع) نیز در استدلال مشابهی به ابن ابی العوجاء فرمودند:
«إِنْ يَكُنِ الْأَمْرُ كَمَا تَقُولُ وَ لَيْسَ كَمَا تَقُولُ نَجَوْنَا وَ نَجَوْتَ‏ وَ إِنْ يَكُنِ الْأَمْرُ كَمَا نَقُولُ وَ هُوَ كَمَا نَقُولُ نَجَوْنَا وَ هَلَكْت‏»؛ اگر مطلب اين باشد كه تو مى‏گويى (و خدا و قيامتى در كار نباشد) كه مسلما چنين نيست، هم ما اهل نجاتيم و هم تو، ولى اگر مطلب اين باشد كه ما مى‏گوئيم، و حق نيز همين است، ما اهل نجات خواهيم بود و تو هلاك مى‏شوى‏.(کلینی، محمد، الکافی، ج1، ص78)

جهان آخرت دیگر صحبت بر سر 70،80 سال دنیوی نیست، زندگی نامحدود است! دینداران 70، 80 سال دنیا را با انسانیت طی می کنند و اگر آخرتی نباشد که بین ایشان و بی دینان اختلافی نیست، اما اگر آخرت باشد صحبت از میلیاردها سال است که راه بازگشتی برای جبران نیست!

نکته پنجم:

تفکر در مورد دین و کشف مسیر درست خوب است، اما مراقب باشید این مسئله به یک وسواس فکری برای شما تبدیل نشود، چون در این صورت غیر قابل کنترل خواهد شد. امروز بسیاری از جوانان هستند مراجعه میکنند که به شدت دچار افسردگی و پریشان حالی شده اند، صبح تا شب فکر و ذهنشان شده است این مسائل! و آرامششان به هم ریخته است!
افراط در فکر کردن وسواس گونه در یک مسئله به جایی می رسد که مثل وسواس تمیزی و پاکی دیگر دست خود اشخاص نیست، مهمترین چیز در این میان آرامش روحی و روانی شماست، اگر می بینید که پرداختن به این مباحث ارامش شما را به هم زده و تبدیل به یک وسواس شده فعلا دست نگه دارید، ابتدا آرامش را به خودتان برگردانید، سپس در آرامش، یک به یک مباحث را دنبال کنید.

در آرامش است که می توانید مسیر درست را تشخیص دهید.، اولویت را به آرامش خودتان اختصاص دهید، و به افکار شرک آلود ناخودآگاهتان توجهی نکنید، و هرگز از اینکه این افکار شرک آلود به ذهنتان می آید عذاب وجدان نگیرید، چون در روایات از پیامبر(ص) هم تصریح شده که این افکار که دست خود انسان نیست هیچ گناهی نداشته و بر انسان بخشیده شده اند(الکافی، ج2، ص463) چرا که فکر کردن به آنها کار را خراب تر کرده و می تواند به یک وسواس فکری منجر شود.

آیا قرآن از جانب خداوند است؟

از آنجا که مهمترین شبهه ای که مطرح کرده اید در مورد قرآن است، من فقط چند نکته در این رابطه توضیح دهم:

اول:
آیا من اگر به شما بگویم حافظ و سعدی حتی یک روز در حوزه ادبیات فعالیت نداشته اند اما این اشعار و این نثرها را از خود سروده اند شما باور می کنید؟ کسی اگر بخواهد در یک حوزه نوآوری داشته باشد باید سال ها در آن حوزه کار کرده باشد، مثلا نیما یوشیج که به عنوان مبدع یک سبک نو در شعر سرودن بوده است خب کسی نبوده که با شعر گفتن بیگانه باشد، عمرش را در این راه صرف کرده است.

اما قرآن در نهایت فصاحت و بلاغت و با یک نوآوری در سبک و اسلوب از سوی کسی آمد که حتی برای سواد خواندن و نوشتن هم به مکتب نرفت! هرگز دست به قلم نبرد.
اسلوب آیات قرآن ممتاز و یگانه است، به گونه ای که حتی با خطبه های خود پیامبر(ص) کاملا متفاوت است، یعنی اگر جملات خطبه های خود پیامبر(ص) را در کنار آیات قرآن بگذارید، آیات قرآن به راحتی قابل تشخیص است.

در بین سایر متون عربی نیز به راحتی میتوان آیات قرآن را تشخیص داد، یک سبک کاملا نو و جدید در ادبیات عرب است. حتی به راحتی می توان آیات قرآن را از لابلای جملات امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه تشخیص داد، و این نشان دهنده اسلوب ویژه قرآن است.

دوم:
نکته دیگر پیشگویی قرآن کریم است که کسی هرگز نخواهد توانست مانند آن را بیاورد، و تا امروز این وعده محقق شده است، کسانی هم که خواستند با قرآن مبارزه کنند و مانند آن بیاورند باز از اسلوب خود قرآن تقلید کردند در حالی که این مبارزه نیست! مثل این است که بخواهید با اشعار نیما یوشیج رقابت کنید اما از سبک خود او تقلید کنید، خب این تقلید است، نه رقابت!

سوم:
نکته دیگر ظرافت های علمی قرآن کریم است مانند اشاره به وجود یک ظرافت خاص در انگشتان(قیامت:4) که ما از آن به اثر انگشت یاد می کنیم؛ یا تنگی نفس هنگام بالا رفتن در آسمان(انعام:125)

چهارم:
نکته دیگر که اگرچه ساده به نظر می رسد اما یک دلیل عمیق است برای کسانی که با تدبر نگاه کنند حادثه معاصری است که اتفاق افتاده، یعنی ماجرای غریبی به نام حافظ قرآن شدن یک شبه مرد بیسواد و کم حافظه ای به نام کربلایی کاظم.

تفصیل ماجرا را با جستجو در اینترنت و خواندن نظرات افردی که از نزدیک ایشان را می شاخته اند دنبال کنید، اما این مرد کسی بوده که به شواهد اطرافیانش حافظه ضعیفی داشته به گونه ای که حتی دعاها را نیز اشتباه می خوانده، اما یک شبه به گونه ای حافظ قرآن میشود که حتی می تواند بگوید مثلا فلان حرف در فلان سوره چند بار به کار ررفته است!

بزرگان و مراجعی چون آیت الله بروجردی، و آیت الله سبحانی وی را با امتحانات و سوالات دشواری امتحان کرده، و سپس او را تصدیق کردند، من شاگرد آیت الله سبحانی هستم، میشناسم چنین شخصیت هایی به راحتی حرف کسی را نمیپذیرند، بسیار سخت گیر تر از امثال من و شما هستند، اما وی را تصدیق کردند.

این شخصیت به گونه ای بود که اگر آیات قرآن را با هم ترکیب کرده و آیه ای جدید می ساختید به گونه ای که واقعا همه گمان می کردند واقعا یک آیه از قرآن است، اما او به شما میگفت: کدام کلمات را از کدام آیات جدا کرده اید! همانطور که شهید عبدالحسین واحدی او را چنین امتحان کرد، آیه ای ساخت که هیچ کدام از علمای حاضر نمی دانستند در قرآن نیست، اما کربلایی کاظم گفت این آیه نیست، بلکه فلان کلمه را از فلان آیه، فلان کلمه را از فلان آیه اضافه کرده ای و چند تا واو هم از جیبت گذاشته ای...!

بنابراین نباید اجازه بدهیم این که قرآن در دسترس ما بوده آن را برایمان عادی کند، کسانی که بی طرفانه برای تحقیق سراغ قرآن رفته اند مسیر درست را در قرآن یافته اند، به عنوان مثال زندگی دکتر میلر بزرگترین کشیش مبلغ مسیحیت در کانادا را مطالعه کنید که می گوید گمان می کردم قرآن که 1400 سال پیش از سوی یک عرب در مناطق محروم آورده شده نباید چیز مهمی داشته اشد و خواستم آن را نقد کنم، اما خواندن قرآن همان و مسلمان شدنش همان...!!
یا دکتر کینت گریک استاد دانشگاه کمبریج که کتاب "قرآن را چگونه شناختم" را نوشته است.

محمد جواد 78;992978 نوشت:
سلام
خسته نباشید...
من امسال 18 سالم تموم شد و وارد 19 سالگی شدم...
راستش چند وقتی هس ک درگیر مسائل فلسفی شدم اوایل زیاد فک نمیکردم ولی الان دیگه خیلی زیاد شده فکر به وجود خدا , قرآن واقعا از طرف خداست ؟ , اصن چرا زندگی میکنیم و جهنم و بهشتی وجود نداره و...
برای جواب به سوال هام هم به ویکیپدیا مراجعه کردم ولی به شدت از دین دور شدم به حدی ک وجود خدا هم برام سخت شده..
راجب قرآن خوندم تو سایت ویکیپدیا اما به شدت با چیزایی ک از قرآن میدونم تناقض داشت و میشه گفت تو همه چی سردرگم شدم.کنکورم هم خراب کردم و واقعا دچار یه کلافگی عجیبی شدم.
چون تو سایت ویکیپدیا متن هایی ک نوشته بود اکثرن از جانب یه فرد معروفی بود یه ذره باور کردم و الان قشنگ اخساس میکنم دیگه به هیچی نمیتونم اطمینان کنم.
احساس میکنم قرآن از جانب خدا نیست و یا وقتی بمیریم میریم تو هیچی و...
یا مثلا وقتی نگاه میکنم به اختلاس هایی که میکنن مثل آقای خاوری با خودم میگم اینا کسایی بودن که داشتن از اعتماد ما سواستفاده میکردن و سر ما رو گزم میکردن..
فیلم هایی هم پخش شده ک بعضی از زن هایی ک حجاب دارند به کسایی ک حالا بی حجابن فحاشی میکنن(مثلا امر به معروف) و این یه جوری با چیزایی ک من از اسلام میدونم تناقض داره
جالبه من با دوستام هم صحبت میکنم اونا هم همچین عقیده ای پیدا کردن
نمیدونم چم شده..تا به حال به همچین چیزایی اصلا فکر هم نکرده بودم ولی الان..
پیشاپیش مرسی

سلام.
برادر...آیا، از جست و جو و پرسش های زیاد خسته شدی؟می خوایی خیلی ساده و دو دوتا چهارتایی، برای سوالاتی مثل اینکه، خدا وجود داره؟قیامت و معادی هست؟نبوتی بوده، قرآن کلام الله هست یا نه جوابی پیدا کنی؟فرصت مطالعه حجم گسترده ای مطالب رو نداری؟ ما برای شما برنامه ی ویژه ای داریم... پس، برادر برو، روی مساله جبر و اختیار اندیشه کن...خیلی ساده، دو دوتا چهارتایی می تونی بفهمی که اختیار وجود نداره و جبر حاکمه..بر عالم و آدم جبر حاکمه....خدا یا انسان یا هر موجود دیگری فرقی نمی کنه.پس خدا و معاد و نبوت و الی ماشاالله باور و عقیده از ریشه زده می شه..روی این موضوع تحقیق کن...خیلی مساله ساده هست...بچه راهنمایی هم این مساله رو می تونه درک کنه....البته، از اونجایی که جبر حاکمه و برنامه ریزی شده هستیم...ممکنه کسانی و عالمانی و اساتیدی رو ببینی که از درک همین دو دوتا چهار تای ساده، عاجز باشن..خوب، جبره حاکم باشه همین می شه دیگه...مثلا شما بری پیش یک ربات هوشمند، اگر برنامه ریزی نشده باشه، که جواب سلامتو بده، هرچقدر هم اون ربات هوشمند باشه، هرچقدر هم شما جلوش دست دراز کنید، بالا پایین کنی...جواب سلامتو نمی ده...به نظر می رسه، کارشناسان و اساتید بسیاری هستند آزاد و مختار نیستند و یک دو دوتا چهار تای ساده که بچه دبستانی اگر نگم بچه راهنمایی درکش می کنه، رو درک نمی کنن...کاری به اونا نداشته باشن.تعصبی که روی خون شهدا و دین و پیغمبر دارن و اینکه و مواردی از این دست، مزید بر علته..اونا محترم هستن، قصد جسارت بهشون ندارم، ولی دیگه مختار و آزاد نیستن که...کاریش نمی شه کرد...
اگر در این زمینه مطلبی نخوندی، این تاپیک پایین پایینی رو به شما معرفی می کنم...
خدا وکیلی، کجا دیدی که برای این همه سوال بنیادی، یک طرح ویژه و ساده ، یک پاسخ ساده داده باشه؟؟؟ :d
خدا وجود داره؟الله همان خداست؟؟قرآن کلام خداست؟حضرت محمد پیامبر خداست؟معاد وجود داره؟عدالت و عدل برقراره؟ و کلی سوال دیگه، در طرح ویژه ما :d
:Lflasher: http://www.askdin.com/showthread.php?t=61654
لینک، دوم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=63016&p=993134#post993134

با سلام و احترام

پارسا مهر;993244 نوشت:
برادر برو، روی مساله جبر و اختیار اندیشه کن...خیلی ساده، دو دوتا چهارتایی می تونی بفهمی که اختیار وجود نداره و جبر حاکمه..بر عالم و آدم جبر حاکمه

جناب پارسامهر فارغ از نیت شما که هر چه هست، طرح این مسئله برای کسی که دغدغه و سوالات متعدد در ذهنش دارد منصفانه به شمار نمیرود! اگر شما را نمی شناختم می گفتم در حق این جوان دارید خیانت می کنید...
چون نمی دانید ایجاد چنین تردیدهایی که جواب روشنی دارد در دل این جوان که ذهنش مملو از نا آرامی است چه تاثیر منفی می گذارد، هرگز طرح چنین مسائلی نمی تواند به ایشان کمک کند...!

فقط بدانید تمام کسانی که در زبان به جبر معتقد هستند در رفتار فریاد می زنند که آن را قبول دارند!! وگرنه اگر شما باور داشتید که من و جناب محمد جواد مجبور هستیم سعی نمی کردید که ما را قانع کنید که جبر وجود دارد! همین که شما سعی می کنید ما را قانع کنید یعنی قبول دارند که جبری در کار نیست و ما آزادانه تصمیم می گیریم، لذا سعی دارید ادله ای را برای ما بیاورید که معتقد به جبر شویم...!!

لطفا اگر ابهامی در خصوص جبر و اختیار دارید آن را در تاپیک مستقلی دنبال بفرمایید، اگر که دنبال پذیرش حق هستید...!!

سلام
برادر گرامی اولین خطا شما مربوط دانستن اعمال افراد با حقیقت دین هست قبل از خاوری دین اسلام همان بوده که بعدش هست پس تغییری به وجود نیامده که باعث شک شود متاسفانه آن چیزی که موجب شک و تردید شما و جوانان دیگر شده حکومتی هست که اسمش را اسلامی گذاشتند ولی با حکومت واقعی اسلام فرسنگها فاصله دارد متاسفانه با زدن نقاب دین بر چهره کشور سعی در موجه دانستن اشتباههای ریزو درشت مسئولین شدند آقای مسلم زمان شاه کاباره ها باز بود تلویزیون و سینما که وضعیتش مشخص بود از نظر تبلیغاتی به مراتب شرایط بدتر از امروز بود چطور مردم انقلاب اسلامی کردند؟
پس باید مشکل از جای دیگری هست مشکل اصلی همین حکومت سرتاسر فساد به نام اسلام هست قاری قرآن باش و لواط کن و زنا کن و.................
روحانی باش و دزدی کن و غرق در مادیات شو.

مسلم;993251 نوشت:
با سلام و احترام

جناب پارسامهر فارغ از نیت شما که هر چه هست، طرح این مسئله برای کسی که دغدغه و سوالات متعدد در ذهنش دارد منصفانه به شمار نمیرود! اگر شما را نمی شناختم می گفتم در حق این جوان دارید خیانت می کنید...
چون نمی دانید ایجاد چنین تردیدهایی که جواب روشنی دارد در دل این جوان که ذهنش مملو از نا آرامی است چه تاثیر منفی می گذارد، هرگز طرح چنین مسائلی نمی تواند به ایشان کمک کند...!

فقط بدانید تمام کسانی که در زبان به جبر معتقد هستند در رفتار فریاد می زنند که آن را قبول دارند!! وگرنه اگر شما باور داشتید که من و جناب محمد جواد مجبور هستیم سعی نمی کردید که ما را قانع کنید که جبر وجود دارد! همین که شما سعی می کنید ما را قانع کنید یعنی قبول دارند که جبری در کار نیست و ما آزادانه تصمیم می گیریم، لذا سعی دارید ادله ای را برای ما بیاورید که معتقد به جبر شویم...!!

لطفا اگر ابهامی در خصوص جبر و اختیار دارید آن را در تاپیک مستقلی دنبال بفرمایید، اگر که دنبال پذیرش حق هستید...!!


سلام و عرض ارادتــــــ! استاد، چرا خیانت؟من احساس کردم ایشون دنبال یک سری پاسخ به یک سری سوال های بنیادی و اساسی هستن،و در این بین، من یک پاسخ سر راستی که به نظرم می رسه و خیلی هم ساده و قابل هضم هست رو پیشنهاد بدم براشون، خیانتـــ هست؟؟والا، ما طالب حقیقت بودیم و خوره ی حقیقت بودیم و هستیم(امید) و دوست داریم حقیقت رو هم تا جای ممکن نشر بدیم.این در ذات ماست...خودمون انتخابش نکردیم....فقط همین...دیگه، انگیزه و نیت دیگری در کار نیست..هیچ سودی هم به ما نمی رسه هیچ، بلکه، ضرر های بسیار بسیاری می تونه به ما برسه...مثلا ممکنه همون کسی که می فهمه جبر بر عالم و آدم حاکمه، بی وجدان باشه و به سرش بزنه که بره، حالا این وسط جنایتی بکنه، میگن کوه به کوه نمی رسه، آدم به آدم می رسه... اون آدم بی وجدان ممکنه زبانم لال، بلای جان من یا فرزند فعلا نداشته ی من باشه..
به هر ما حال ما خوره حقیقت هستیم و در این راه، این خطرات و ضرر ها رو به جان می خریم(البته سعی می کنیم، خطرات و ضررات به جاهای باریک کشیده نشه)
[-x

این جا تاپیک جبر و اختیار نیست..فقط کوتاه که شما می فرمایید که،

نقل قول:
اگر شما باور داشتید که من و جناب محمد جواد مجبور هستیم سعی نمی کردید که ما را قانع کنید که جبر وجود دارد! همین که شما سعی می کنید ما را قانع کنید یعنی قبول دارند که جبری در کار نیست و ما آزادانه تصمیم می گیریم، لذا سعی دارید ادله ای را برای ما بیاورید که معتقد به جبر شویم...!!

استاد گرامی، اینکه من، کد هایی می دهم که شما، بروید مثلا مطالعه کنید و ببینید جبر هست مثل این ماند که مهره شطرنجی رو در مقابل چشمان یک ماشین شطرنج باز جابه جا کنم، و امید، که آن ربات یا ماشین، مهره ی مناسبی و مد نظر رو به جلو جابه جا کند و این به این معنی نیست که من ربات و ماشین مقابلم رو مختار و آزاد می دونم! اینکه من ادله ای می آورم برای شما، مثل جابه جا کردن یک مهره شطرنج در مقابل چشمان یک ماشین شطرنج باز هست و امید که، نتیجه اش فهم موضوع جبر باشد یعنی همانطور که ماشین شطرنج باز، در مقابل حرکت و جابه جایی یک مهره شطرنج، شاه را جابه جا می کند، من هم انتظار دارم، که شما در برابر ادله های بنده، جبر را فهم و درک کنید و این ربطی به اینکه شما را مختار و یا مجبور می بینم ندارد!این رفتار ها هم دیگه از سر جبره که از من سر می زنه، من معذورم!!به هر حال، من انتظار پاسخ شما رو ندارم چون خارج از موضوع هست، ولی دیگه شما مطلبی نوشتید نتونسم پاسخی در حد و اندازه ی خودم ندم... happy
به هر حال، فقط هموطن ما، اگر واقعا طالب حقیقتن بدون پیشداوری و قضاوت، بروند کل تاپیک ها را بخوانند.پاسخ های خود کارشناسان سایت همانجا هست..من یک لینکی رو دادم که دو طرف، مخالف و موافق نظر داده اند در آن.
اشکال بنده هم خیلی ریاضی وار هست..یعنی بدون هیچگونه، دخالت، احساسات و عواطف و درونیات که میشن به شکل های مختلف تفسیر بشن.دیگه، اگر می خواهید ریاضی رو هم قبول نداشته باشید که دیگه هیچی، من عرضی ندارم.
اگر هم فقط و فقط می خواهند خودشون رو یک جوری قانع کنن که اسلام بر حقه و خدایی هست که هیچ، راه های زیاد و پاسخ های دم دستی زیادی هست که آدم یک جوری خودش رو جسارتا گول بزنه که مثلا، اسلام تمام گذاره هاش عین حقیقته....در طول تاریخ زیاد رخ داده، اینطور نیست از نظر شما؟؟..سنی، وهابیت و....

س.سعید;993258 نوشت:
مشکل اصلی همین حکومت سرتاسر فساد به نام اسلام هست

انصافا سیاهنمایی است، ولی بر فرض که اینطور باشد، انسان ها باید هوشیار باشند، وگرنه در حکومت پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) هم اختلاس و کم کاری و رانت و مانند آن بود.
فساد فلان مسئول به اسلام چه؟! لباس روحانیت دو متر پارچه است هر کسی می تواند آن را روی سرش بگذارد، اما به اسلام و روحانیت چه؟!
همین حکومتی که می گویید مشکل اصلی در فراری دادن مردم از اسلام شده است نهایتا چند نفر را غیر مسلمان کرده است؟ بیشتر از 5 میلیون؟! اما همین حکومت حدود 50 میلیون نفر را در جهان شیعه کرده است(نه مسلمان) فقط شیعه!!
حکومت ما کاستی ها و نواقصی دارد قبول، اما نگذاریم دشمنان این حکومت در قضاوت ما در خصوص حکومت ابراز نظر کنند! که رسانه های دشمن علی(ع) حکومت علی(ع) را هم حکومت جور، و علی(ع) را بی نماز معرفی میکردند!

س.سعید;993258 نوشت:
قاری قرآن باش و لواط کن و زنا کن

آقا سعید عزیز من میدانم به چه مسئله ای اشاره می کنید، خودم هم اصلا قضاوتی در این خصوص ندارم چون بینی و بین الله نمی دانم چکدام طرف راست می گوید، اما خیلی باید در قضاوت هایمان مراقب باشیم، یک درصد احتمال بدهیم داریم اشتباه قضاوت می کنیم، می دانید چه عباداتی از ما می رود؟! چه ثواب هایی که به طرف تقدیم می کنیم؟!
ما چه اصراری داریم در تمام پرونده هایی که قاضی نیستیم و شواهد طرفین را نخوانده ایم نظر بدهیم؟ یعنی آخرت اینقدر برای ما بی ارزش است که چوب حراج به اعمالمان بزنیم؟!

مسلم;993261 نوشت:
اما همین حکومت حدود 50 میلیون نفر را در اسلام شیعه کرده است(نه مسلمان) فقط شیعه!!

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

اگر در این کشور 50 میلیون شیعه واقعی زندگی میکند و هنوز امام زمان ظهور نکرده ، بنده همینجا از تشیع انصراف می دهم!

کدام شیعه برادر من؟

مساجد زمان نماز صبح خالی است و در برخی مساجد گاهی تعطیل می شود !

بین محب اهل بیت بودن و شیعه بودن تفاوت قائل شوید !

بسیاری از مسیحیان نیز محب اهل بیت هستند

آن ها را هم می توان در این آمار گیری شما لحاظ کرد؟!

شما فقط 5 میلیون نفر مسلمان واقعی به بنده نشان دهید ( تشیع پیش کش) !

شروحیل;993281 نوشت:
اگر در این کشور 50 میلیون شیعه واقعی زندگی میکند و هنوز امام زمان ظهور نکرده ، بنده همینجا از تشیع انصراف می دهم!

منظورم 50 میلیون نفر در جهان بود، من پستم را اصلاح کردم، این حکومت حداقل 50 میلیون نفر را در جهان شیعه کرده است...

از آن طرف آنهایی هم که به بهانه مفاسد حکومت از اسلام گریخته اند هم مسلمان و شیعه واقعی نبوده اند...! وگرنه می فهمیدند که مفاسد برخی مسئولین به اسلام و تشیع ربطی ندارد...!

ثالثا: سخن در این نیست که آیا شیعیان، شیعه واقعی هستند یا خیر؟! سوال در مورد حکومت است؛ ما که مدعی نیستیم این حکومت بی نقص است، منتهی سوال در این است که تأثیرات مثبت حکومت بر جذب مردم به دین بیشتر بوده، یا تاثیرات منفی آن؟ یعنی مصالح این حکومت بیشتر بوده یا مفاسد آن؟ جاذبه دینی حکومت بیشتر بوده یا دافعه ی آن؟!

کسی که یک ذره انصاف داشته باشد می گوید جاذبه ی آن.

موضوع قفل شده است