جمع بندی سوالاتی پیرامون عصمت و مراتب آن

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عرض سلام مجدد

احمد;657578 نوشت:
بنده فکزمیکنم هرچه گفتید متقابلا پاسخ دادیم اگر جایی دلیل عقلی نیاوردیم بفرمایید دقیقا کجا

دلیل عقلی ما این بود که با عدم عصمت ارسال رسل و الگو بودن پیامبران و اطاعت از آن ها عبث و لغو خواهد بود چرا که پیامبری که خود خطا کار است چگونه می تواند الگو باشد و واجب الاطاعه؟؟
شما دقیقا کجا و با چه عبارت و دلیل عقلیی این دلیل ما را نقض کردید؟؟بنده که پیدا نکردم.

شما فقط به سراغ مصادیق می روید که عرض کردم در چندین پست مختلف بحث شده و سوالات شما در مورد داستان حضرت آدم نشان گر این است که اصلا به پست های مربوط به داستان حضرت آدم مراجعه نکرده اید.
باور بفرمایید که این نوع اشکالات شما جز اطاله ی بیهوده بحث ثمری ندارد.لطفا پست های مربوط به داستان حضرت آدم را مطالعه بفرمایید.
باز هم تقاضا دارم دلیل عقلی ما را با بیان دلیل عقلی از جانب خود نقض کنید.مصادیق را به جای خود واگذار کنید.
درمورد خطا و اشتباه و ترک اولی هم قرار شد ابتدا تعاریف هر یک را با نظارت کارشناس محترم بررسی کنیم بعد به نتیجه گیری بپردازید.شما ترک اولی را خطا می دانید و مضر به عصمت؟خوب دلیلتان؟این که نظر شخصی شما این است که به قول خودتان می شود حرف زور!!!
اینکه حضرت آدم توبه کردند دلالت بر انجام خطایی دارد که مخل به عصمت است؟یعنی استغفار روزانه پیامبر هم به خاطر خطاهای ایشان بوده که هر روز رخ می داده و عصمت ایشان را از بین می برده؟؟؟!!!
به جای مصداق باید ریشه ای بحث شود که چه خطا و اشتباهی منظور است؟

نکته ی دیگه اینکه احمد آقا در همان پست اول کارشناس محترم ایشان باتوجه به تعریف عصمت نتیجه گرفتند که عصمت چون از علم نشئت گرفته پس می تواند درجه و رتبه داشته باشد.خوب شما این را هم به تعریف اضافه کنید به نظرتون اشکالی داره؟یعنی بگوییم عصمت مصون بودن از خطاست از کمترین حد تا بیشترین حد.درمورد انبیا هم چون دلیل عقلی و نقلی بر عصمت تام آن ها داریم قائل به این می شویم که خطای ناچیز آن ها مضر به عصمت مطلوب نیست هرچند در رتبه ی عصمت دچار نزول شوند.
به نظرتون این تعریف و بیان اشکال داره؟سعی کردم دغدغه ی شما را هم دخیل کنم.

احمدمنتظرالمهدی;657811 نوشت:
عرض سلام مجدد

دلیل عقلی ما این بود که با عدم عصمت ارسال رسل و الگو بودن پیامبران و اطاعت از آن ها عبث و لغو خواهد بود چرا که پیامبری که خود خطا کار است چگونه می تواند الگو باشد و واجب الاطاعه؟؟
شما دقیقا کجا و با چه عبارت و دلیل عقلیی این دلیل ما را نقض کردید؟؟بنده که پیدا نکردم.


باسلام مجدد
اولا پیامبر ص باوجود خطاهای کوچک اسوه وارسال رسل واطاعت ازایشان رد نمیشود چراکه همچنان ایشان دربین انسان ها بهترین اسوه والگوی نیکی بودند پس عدم عصمت واعمال خطاهای کوچک اطاعت راازایشان سلب نمیکند همانطورکه قبلا گفتیم اگر خطایی بزرگ ازایشان سرمیزد رگ قلبشان ازجادرمیامد پس درهرصورت مردم باید اطاعت کنند چون ایشان همچنان بهترین اسوه است

احمدمنتظرالمهدی;657811 نوشت:

شما فقط به سراغ مصادیق می روید که عرض کردم در چندین پست مختلف بحث شده و سوالات شما در مورد داستان حضرت آدم نشان گر این است که اصلا به پست های مربوط به داستان حضرت آدم مراجعه نکرده اید.
[/B]

مطالعه چند صفحه وسپس ادامه ان دراینجا کاربیهوده ودشواریست

.

احمدمنتظرالمهدی;657811 نوشت:

درمورد خطا و اشتباه و ترک اولی هم قرار شد ابتدا تعاریف هر یک را با است؟[/B]

اگرکارشناس این دوراتبین کنند بهتراست تاما
یاحق

احمد;657822 نوشت:
پیامبر ص باوجود خطاهای کوچک اسوه وارسال رسل واطاعت ازایشان رد نمیشود چراکه همچنان ایشان دربین انسان ها بهترین اسوه والگوی نیکی بودند پس عدم عصمت واعمال خطاهای کوچک اطاعت راازایشان سلب نمیکند همانطورکه قبلا گفتیم اگر خطایی بزرگ ازایشان سرمیزد رگ قلبشان ازجادرمیامد پس درهرصورت مردم باید اطاعت کنند چون ایشان همچنان بهترین اسوه است

بالاخره به نظرات هم نزدیک شدیم.
اینکه بگوییم بعضی از خطاها مضر به عصمت نیست یا به قول شما مضر به الگو بودن و واجب الاطاعه بودن پیامبر نیست کاملا درست است.منتها ما می گوییم این عین عصمت است ولی شما آن را عدم عصمت می نامیددر عین حال با عدم عصمت درمورد خطاهای بزرگ پیامبران را مصون می دانید!!

احمد;657822 نوشت:
مطالعه چند صفحه وسپس ادامه ان دراینجا کاربیهوده ودشواریست

بنده از طرف عوامل سایت از شما معذرت خواهی می کنم که قوانین سایت شما را مجبور به خواندن چند صفحه می کند!!به هر حال قوانین سایت می گوید از تکرار مطالب باید پرهیز کرد.شما هم صبورتر از این به نظر می رسید.

نظر شریفتان در مورد تعریفی که در انتهای پست قبلی عرض کردم را هم لطفا بفرمایید.

احمدمنتظرالمهدی;657833 نوشت:

بالاخره به نظرات هم نزدیک شدیم.
اینکه بگوییم بعضی از خطاها مضر به عصمت نیست یا به قول شما مضر به الگو بودن و واجب الاطاعه بودن پیامبر نیست کاملا درست است.منتها ما می گوییم این عین عصمت است ولی شما آن را عدم عصمت می نامیددر عین حال با عدم عصمت درمورد خطاهای بزرگ پیامبران را مصون می دانید!!

بنده از طرف عوامل سایت از شما معذرت خواهی می کنم که قوانین سایت شما را مجبور به خواندن چند صفحه می کند!!به هر حال قوانین سایت می گوید از تکرار مطالب باید پرهیز کرد.شما هم صبورتر از این به نظر می رسید.

نظر شریفتان در مورد تعریفی که در انتهای پست قبلی عرض کردم را هم لطفا بفرمایید.

سلام
اول اینکه فرمودید پیامبرص اگر معصوم نباشد مردم دچار انحراف میشدنند بنده درپاسخ باید بگم احتمالا شدند وشیعه وسنی وداعش و...موید این قضیه هست
,,,پس ان ایه ای که گفتیم تنها مربوط به تحریف قران بود,,
ثانیا مطابق تعریف زیر فرد حتی خطای کوچک یاترک اولی وکاری که شایسته وی نیست نباید انجام دهد درغیراینصورت مصون نیست اینکه درموارد بزرگ پیامبرص خطانکردند دلیل برمصون بودن نیست که بنده هم تاحالا فرضا به کسی توهین نکردم اما خطاهای دیگه ای داشتم حالا این یعنی به لحاظ اهانت دیگران مصونم هرگز اینطورنیست پیامبرص دقیقا همینطوربرفرض درموارد بزرگ چون دریافت وابلاغ وحی خطایی نکردن اینکه به معنی مصون بودن نیست چون مصون کسی است که ازهرجهت کاری حلاف شایسته وی امجام نمیدهد
در اصطلاح کلامی، عصمت به علم نافع و حکمت بالغی گفته می شود که انسان را از وقوع در مهالک، رذایل و آلودگی به پلیدی معاصی دور کرده و از هرگونه ضلالت، گمراهی، خطا و اشتباه حفظ می کند.بنابراین ، عصمت مانند شجاعت، عفت و سخاوت ، صورت علمی راسخ و ملکه نفسانی است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست، چه گناه و یا خطا، نگه می دارد.( المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، صص ۱۳۸ و ۱۳۹ و نیز ج ۵، صص ۷۸ و ۸۰)
یاحق

سلام علیکم
بابت تاخیر معذرت می خواهم

احمد;657867 نوشت:
اول اینکه فرمودید پیامبرص اگر معصوم نباشد مردم دچار انحراف میشدنند بنده درپاسخ باید بگم احتمالا شدند وشیعه وسنی وداعش و...موید این قضیه هست

این که ما می گوییم با عدم عصمت اصل رسالت و الگو بودن پیامبر خدشه دار می شود و موجب گمراهی مردم است به این معناست که اگر بر فرض محال! خطایی از پیامبرصلی الله علیه و آله سر بزند مثلا دروغی بگویند،مرذم که پیامبر را الگوی خود می دانند با تاسی به همین خطای پیامبر صلی الله علیه و آله دروغ می گویند و غیر مسلمان ها هم می گویند مسلمانان هم مثل پیامبرشان دروغ گو هستند.
اما در مثال شما انحرافات بعضی از مسلمانان به خاطر اشتباهات خود و از سوء اختیار خودشان است و الگو گرفته از اعمال و رفتار پیامبرصلی الله علیه و آله نیست.هم من و هم شما می دانیم که هیچ کدام از اعمال غیر انسانی و غیر شرعی داعش در سنت و سفارش های نبی مکرم اسلام جایگاهی نداشته و ندارد.

احمد;657867 نوشت:
ثانیا مطابق تعریف زیر فرد حتی خطای کوچک یاترک اولی وکاری که شایسته وی نیست نباید انجام دهد درغیراینصورت مصون نیست

در این مورد بنده تعریف را با اندکی تفسیر در دو پست قبل عرض کردم و قرار شد نظرتون را بگید که تعریف زیر مشکل شما را حل می کند:

نکته ی دیگه اینکه احمد آقا در همان پست اول کارشناس محترم ایشان باتوجه به تعریف عصمت نتیجه گرفتند که عصمت چون از علم نشئت گرفته پس می تواند درجه و رتبه داشته باشد.خوب شما این را هم به تعریف اضافه کنید به نظرتون اشکالی داره؟یعنی بگوییم عصمت مصون بودن از خطاست از کمترین حد تا بیشترین حد.درمورد انبیا هم چون دلیل عقلی و نقلی بر عصمت تام آن ها داریم قائل به این می شویم که خطای ناچیز آن ها مضر به عصمت مطلوب نیست هرچند در رتبه ی عصمت دچار نزول شوند.
به نظرتون این تعریف و بیان اشکال داره؟سعی کردم دغدغه ی شما را هم دخیل کنم.


احمد;657867 نوشت:
اینکه درموارد بزرگ پیامبرص خطانکردند دلیل برمصون بودن نیست که بنده هم تاحالا فرضا به کسی توهین نکردم اما خطاهای دیگه ای داشتم حالا این یعنی به لحاظ اهانت دیگران مصونم هرگز اینطورنیست پیامبرص دقیقا همینطوربرفرض درموارد بزرگ چون دریافت وابلاغ وحی خطایی نکردن اینکه به معنی مصون بودن نیست چون مصون کسی است که ازهرجهت کاری حلاف شایسته وی امجام نمیدهد

بنده نگفتم چون پیامبر در موارد مهم و خطیر مصون بوده و هستند پس در بقیه موارد هم مصون هستند بلکه بنده از مقبولات شما استفاده کردم.شما می گویید پیامبر معصوم نیست اما با این حال عصمت پیامبر در مورد وحی را قبول دارید.لذا بنده عرض کردم همین مقدار هم جای خوشحالی است که شما عصمت در مورد دریافت و ابلاغ وحی را قبول دارید.

یا علی

احمدمنتظرالمهدی;661061 نوشت:
سلام علیکم
بابت تاخیر معذرت می خواهم

این که ما می گوییم با عدم عصمت اصل رسالت و الگو بودن پیامبر خدشه دار می شود و موجب گمراهی مردم است به این معناست که اگر بر فرض محال! خطایی از پیامبرصلی الله علیه و آله سر بزند مثلا دروغی بگویند،مرذم که پیامبر را الگوی خود می دانند با تاسی به همین خطای پیامبر صلی الله علیه و آله دروغ می گویند و غیر مسلمان ها هم می گویند مسلمانان هم مثل پیامبرشان دروغ گو هستند.
اما در مثال شما انحرافات بعضی از مسلمانان به خاطر اشتباهات خود و از سوء اختیار خودشان است و الگو گرفته از اعمال و رفتار پیامبرصلی الله علیه و آله نیست.هم من و هم شما می دانیم که هیچ کدام از اعمال غیر انسانی و غیر شرعی داعش در سنت و سفارش های نبی مکرم اسلام جایگاهی نداشته و ندارد.

در این مورد بنده تعریف را با اندکی تفسیر در دو پست قبل عرض کردم و قرار شد نظرتون را بگید که تعریف زیر مشکل شما را حل می کند:

نکته ی دیگه اینکه احمد آقا در همان پست اول کارشناس محترم ایشان باتوجه به تعریف عصمت نتیجه گرفتند که عصمت چون از علم نشئت گرفته پس می تواند درجه و رتبه داشته باشد.خوب شما این را هم به تعریف اضافه کنید به نظرتون اشکالی داره؟یعنی بگوییم عصمت مصون بودن از خطاست از کمترین حد تا بیشترین حد.درمورد انبیا هم چون دلیل عقلی و نقلی بر عصمت تام آن ها داریم قائل به این می شویم که خطای ناچیز آن ها مضر به عصمت مطلوب نیست هرچند در رتبه ی عصمت دچار نزول شوند.
به نظرتون این تعریف و بیان اشکال داره؟سعی کردم دغدغه ی شما را هم دخیل کنم.

بنده نگفتم چون پیامبر در موارد مهم و خطیر مصون بوده و هستند پس در بقیه موارد هم مصون هستند بلکه بنده از مقبولات شما استفاده کردم.شما می گویید پیامبر معصوم نیست اما با این حال عصمت پیامبر در مورد وحی را قبول دارید.لذا بنده عرض کردم همین مقدار هم جای خوشحالی است که شما عصمت در مورد دریافت و ابلاغ وحی را قبول دارید.

یا علی

باعرض سلام
اولا تنها داعش مد نظرنیست جنابعالی مغلطه رد دلیل بجای رد مدعا کردید
اهل سنت چه
اگرپیامبرص معصوم میبود جوری موضوع رادرقدیر بیان میکردند که اهل سنت امکان رفتن به خطانباشد
وبه همین دلیل تعداد زیادی نه کم به خطا رفتند
ثانیا مدام تاکید برمراتب عصمت دارید
بنده درتایپیک قبل ازشماخواستم این ادعای خود راتوضیح بدید
مراتب درعصمت یعنی ایامیتواند خطا کند وخطایش چگونه ودرچه حدی است به حدی که دیگران به انحراف کشیده شوند اگر بله این اشتباه که مراتب ندارد
یک مثال ساده
حسن اقا تنها توهین میکند وخطای دیگری ندارد حتی نمازمستحبات هم میخواند
نتیجه ایشان عصمت دارند ومرتبه عصمت ایشان این است که تنها غیبت میکنند
نتیجه دوم
عصمت فقط یک لفظ وشعاراست وشخص مذکورکه تاکنون فرضا بعد گذشت بیست وسه سال تنها توهین کردند اما امروز علاوه بران دروغ هم گفتند
نتیجه
هیچ کس نمینواند پیش گویی کند که فلانی هرگزبه فلان راه نمیرود
نتیجه سوم
اگرپیامبرص فرضا بیست سال بعد هم زنده بودند کسی نمیتواند بگوید الزاما ایشان خطایی نمیکردند پس ادعاوپیشگویی غلطی است
بنده عصمت دردریافت وابلاغ رانیزقبول ندارم طبق استدلال بالا
اما قبول داریم هیچگونه خطایی دردریافت وابلاغ وحی ازپیامبرص رخ نداده
نتیجه نهایی
عصمت اگرمراتب داشته باشد وبه معنای علم باشد
کسی که به علم کامل نرسیده میتواند ازعلم خود نزول کند مثال هم قبلش زدیم
یاحق

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

احمد;662254 نوشت:
اولا تنها داعش مد نظرنیست جنابعالی مغلطه رد دلیل بجای رد مدعا کردید
اهل سنت چه
اگرپیامبرص معصوم میبود جوری موضوع رادرقدیر بیان میکردند که اهل سنت امکان رفتن به خطانباشد
وبه همین دلیل تعداد زیادی نه کم به خطا رفتند

منظور شما این است که اختلاف امت اسلام بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خاطر این بوده که حضرت رسول صلی الله علیه و آله در غدیر خم بد بیان کردند؟؟این نظر شخصی شماست یا از علما هم کسی این نظر را دارد؟؟
احادیث منزلت،انذار عشیره و.... آیات اولی الامر وانما ولیکم الله و دیگر آیات دال بر ولایت امیرالمومنین هم بیانشان اشکال داشته اند؟؟؟؟
فراموش نکنیم که در زمان حیات پیامبر هم عده ای تن به هدایت ندادند و کافر از دنیا رفتند و خداوند هم به پیامبر فرموده که تو حفیظ و وکیل کسی که گمراهی را انتخاب کرده است نیستی و نیازی نیست خود را به خاطر هدایت مردم به مشقت بیاندازی.این حال زمان حیات پیامبر است چه انتظاری از زمان ممات حضرت دارید؟
امیدوارم منظورتان را اشتباه متوجه شده باشم و الا گمراهی بعضی از مسلمانان را علت عدم عصمت پیامبر دانستن (یا بالعکس)حرف عجیبی است.
با این مثال ها دلیل عقلی ما رد نشد احمد آقا

احمد;662254 نوشت:
مراتب درعصمت یعنی ایامیتواند خطا کند وخطایش چگونه ودرچه حدی است به حدی که دیگران به انحراف کشیده شوند اگر بله این اشتباه که مراتب ندارد

درمورد عصمت افراد عادی نیازی به بحث نیست چرا که فایده ای بر آن مترتب نیست اما در هر حال اگر قائل باشیم عصمت از علم نشئت گرفته و با توجه به علم افراد نسبت به گناه و خطا دارای عصمت هستند پس مردم عادی هم می توانند دارای درجه ای از عصمت نسبت به گناه باشند.خوب این درجه از عصمت در مورد انبیاء که متصل به علم الهی هستند در بالاترین درجه قرار دارد.اگر از بعضی از انبیاء اعمالی رخ داده که در وهله اول خطا به نظر می رسد به این خاطر است که ایشان در عالی ترین مقام عصمت قرار دارند و انتظار می رود این فعل از آن ها صادر نشود نه این که واقعا این فعل خطا یا گناه باشد.مثلا حضرت موسی برای دفاع از مظلوم آن شخص را زد که به مرگ او منتهی شد خوب دفاع از مظلوم کار خطایی نبوده که عصمت حضرت را زیر سوال ببرد.اما همین هم شاید از حضرت موسی انتظار نمی رفته.لذا همه ی مواردی که در قرآن درمورد انبیا داریم به همین صورت توجیه پذیر است و هیچ کدام حمل بر گناه نشده است.

احمد;662254 نوشت:
عصمت فقط یک لفظ وشعاراست وشخص مذکورکه تاکنون فرضا بعد گذشت بیست وسه سال تنها توهین کردند اما امروز علاوه بران دروغ هم گفتند
نتیجه
هیچ کس نمینواند پیش گویی کند که فلانی هرگزبه فلان راه نمیرود
نتیجه سوم
اگرپیامبرص فرضا بیست سال بعد هم زنده بودند کسی نمیتواند بگوید الزاما ایشان خطایی نمیکردند پس ادعاوپیشگویی غلطی است

درمورد اشخاص عادی مطمئنا نمی توان پیش گویی عصمت کرد اما پیامبر چون دلیل عصمتش عقلی است گذشته و حال او دارای عصمت است.

احمد;662254 نوشت:
بنده عصمت دردریافت وابلاغ رانیزقبول ندارم طبق استدلال بالا
اما قبول داریم هیچگونه خطایی دردریافت وابلاغ وحی ازپیامبرص رخ نداده

اینکه می فرمایید هیچ گونه خطایی در دریافت و ابلاغ وحی رخ نداده چه دلیلی دارید؟؟
لطفا از غیر قرآن دلیل بیاورید چون در این جا هنوز ثابت نشده که اصل قرآن توسط پیامبر دستکاری نشده.مثلا آیه ای که می فرماید اگر پیامبر در وحی دخالتی از جانب خود کند ما گردنش را می زنیم شاید خود این آیه جمله ی پیامبر باشد!!
لطفا دلیل عقلی بیاورید که پیامبر در وحی خطایی نداشته.

پرسش
آیا غیر از انبیاء و اهل بیت(علیهم السلام) شخص دیگری عصمتی در حد ایشان دارد یا خیر؟ و همچنین آیا عصمت اکتسابی هم امکان دارد؟
اگر انبیاء معصوم بوده اند پس چرا طبق متون دینی گاهی دچار اشتباه و خطا شده اند و تعابیر «ذنب» و «عصیان» و مانند آن برای ایشان به کار رفته است؟

پاسخ
محال نیست کسی در حد انبیاء و ائمه(علیهم السلام) دارای عصمت باشد اما اثبات آن دلیل خاص می طلبد، ما در خصوص انبیاء وائمه(علیهم السلام) دلیل عقلی داریم که در حیطه دریافت، بیان، و عمل به شریعت باید معصوم باشند، وگرنه نقض غرض خواهد بود و حکیمانه نیست(1) اما این دلیل عقلی در خصوص سایر انسان ها وجود ندارد، بنابراین اگرچه عصمت داشتن آنها محال نیست، اما با توجه به اینکه دلیل عقلی در این خصوص وجود ندارد اثبات عصمت ایشان منحصر در دلیل نقلی است، همان طور که ما عصمت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را از ادله قرآنی و روایی به دست می آوریم.

همچنین عصمت اکتسابی نیز وجود دارد که غیر از انبیاء و پیشوایان دین، دیگران می توانند به آن دست یازند، زیرا راه ریاضت و تلاش و مجاهدات های نفسانی برای همگان باز است و دست آوردهای آن عام و برای عموم است، قرآن کریم می فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا»؛ اگر از (مخالفت) خدا بپرهيزيد، براى شما ابزار جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏ دهد.(2)

بنابراین با تهذیب نفس و رعایت تقوا و مراقبت بر اعضا و جوارح و خاطره های نفسانی و شیطانی و با خوردن غذای حلال و مراقبه و محاسبه و... می توان در علم و عمل به این ملکه شکوهمند رسید و اراده ای پولادین کسب کرد.(3)

اما در خصوص بخش دوم سوال شما مبنی بر گزارش ها خطای انبیاء در متون دینی باید دقت کرد که با توجه به ادله برهانی عقلی بر لزوم عصمت انبیاء و پیشوایان دینی هرگز این آیات و روایات بر نفی عصمت ایشان دلالت ندارند، یعنی همانطور که ما بعد از اقامه برهان بر جسمانی نبودن خداوند، می فهمیم مراد قرآن کریم از تعابیری چون «یدالله» و «وجه الله» دست و صورت نیست، در خصوص متونی که تعابیر «ذنب» و «ظلم» و «عصیان» به کار رفته نیز می فهمیم که منظور آن گناه و نافرمانی نیست، وقتی به سراغ معنای لغوی این کلمات می رویم نیز مشاهده میکنیم که معنای حقیقی این کلمات ما را در چنین برداشتی یاری می کند، مثلا «ذنب» به معنای دنباله و پیامد است(4) یا «ظلم» به معنای چیزی را در غیر موضع آن قرار دادن است(5) و سایر کلماتی که در این خصوص وارد شده است.

بنابراین هرگز این تعابیر دلالت بر گناه و معصیت ندارند، و نهایت چیزی که از این متون برداشت می شود این است که گاهی برخی انبیاء ترک اولی داشته اند، یعنی کاری را که بهتر بوده انجام می دادند ترک کرده اند و خداوند به خاطر توقع ویژه ای که از ایشان دارد از ایشان مواخذه نموده است، نه اینکه واقعا گناهی مرتکب شده باشند.
بیان توجیه این آیات نسبت به انبیاء مختلف در برخی منابع به صورت مبسوط و مفصل آمده است، آثاری چون «عصمة الانبیا» نوشته آیت الله سبحانی، یا میتوانید در خصوص آیاتی که ظاهرشان به اشتباه انبیاء اشاره دارند به تفسیر نمونه و المیزان مراجعه بفرمایید.
_________________________________
1. سبحانی جعفر، الالهیات، المركز العالمي للدراسات الإسلامية، چاپ سوم، 1412ق، قم، ج3، ص167.
2. انفال:29/8.
3. جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن، نشر إسراء،چاپ سوم، 1385ش، قم، ص208.
4. مفردات، راغب اصفهانی، دار القلم‏، چاپ اول، 1412ق، بیروت، ج1، ص331.
5. همان، ج1، ص537.

موضوع قفل شده است