جمع بندی سوالاتی پیرامون عصمت و مراتب آن

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

باسلام مجدد

صفا;640044 نوشت:

با سلام و عرض ادب
اگر امکان جستجو برایتان فراهم است ممنون می شوم.

بله حتما

صفا;640044 نوشت:

توجه به چند امر لازم و ضروری است.
اول اینکه؛ انسان ها ممکن الخطا هستند نه جایز الخطا! یعنی خداوند انسان را مختار آفریده است و به خاطر اختیارش، امکان وقوع خطا از او فراهم است.

میدانیم که معصوم کسی است که ازروی اختیارعملی گناه ویافعلی حرام انجام نمیدهد اماقران این عصمت روازپیامبرص ردکرده چراکه گفته شده این امکان حتی برای پیامبرص هم وجودداشت واگرایشان معصوم بودند یعنی غیرممکن ومحال بود چنین عملی ازایشان سربزنه یعنی ممکن الخطابودن ازاوگرفته میشدچون معصوم است درحالی که چنین نیست درمورد مذکور

صفا;640044 نوشت:

دوم اینکه؛ امکان انجام خطا از سوی کسی، با امکان دستیابی به مرحله از عصمت منافات ندارد

طبق استدلال بالا میان این دوزمین تااسمان تفاوت است چون معصوم کسی است که چه بااگاهی وچه بی ان وچه بااختیاروچه بی ان امکان خطاندارد واگرامکانش باشد برای اودیگرمعصوم نیست

صفا;640044 نوشت:

سوم اینکه؛ آیه مذبور دقیقا مطابق دو مطلب فوق است یعنی حضرت معصوم است ولی عصمت او به معنی مجبور بودن او نیست. لذا بر اساس همین احتمال عقلی این آیه نازل شده است.

ماهم نگفتیم مجبورهستند

صفا;640044 نوشت:

طبعاً بین ارتکاب حرام و ترک اولی تفاوت است. ترک اولی حرام نیست! واین مسأله خیلی مهم است که ما الفاظی مثل «ذنب» را در مورد پیامبران بمعنی انجام فعل حرام بدانیم یا ترک اولی!
در صورت اول، عمل ایشان برای ما فاقد حجیت است چون خود مرتکب حرامند.
در صورت دوم، اعمال ایشان حجت اند و ما در انجام واجبات و ترک محرمات می توانیم به آنها اقتدا نماییم. و اگر خداوند کلمه ذنب را در مورد ترک اولی ایشان بکار می رود دلالت بر عظمت شأن ایشان نزد خدا نسبت به دیگر انسانها دارد. همین ترک اولی برای دیگران کار بافضیلتی است اما انتطار است پیامبر به کار با فضیلت اکتفا نکند بلکه افضل اعمال را انجام دهد.

امادرمورد ترک اولی بایدبگم اگه انجامش حرام ویاگناه نیست پس چراادم ع بخاطران ازبهشت اخراج شد چراادم ع بخاطر ان توبه کرد؟؟
یاحق

احمد;640375 نوشت:
میدانیم که معصوم کسی است که ازروی اختیارعملی گناه ویافعلی حرام انجام نمیدهد اماقران این عصمت روازپیامبرص ردکرده چراکه گفته شده این امکان حتی برای پیامبرص هم وجودداشت واگرایشان معصوم بودند یعنی غیرممکن ومحال بود چنین عملی ازایشان سربزنه یعنی ممکن الخطابودن ازاوگرفته میشدچون معصوم است درحالی که چنین نیست درمورد مذکور

احمد;640375 نوشت:
طبق استدلال بالا میان این دوزمین تااسمان تفاوت است چون معصوم کسی است که چه بااگاهی وچه بی ان وچه بااختیاروچه بی ان امکان خطاندارد واگرامکانش باشد برای اودیگرمعصوم نیست

با سلام و عرض ادب
احساس می کنم جهت رسیدن به نتایج بهتر لازم است تعریف دقیق خود را از عصمت و چگونگی فرد معصوم بیان فرمایید. (خواهشمند است در تایپ و قواعد ویراستاری مطالب هم دقت بیشتری به خرج دهید)

احمد;640375 نوشت:
امادرمورد ترک اولی بایدبگم اگه انجامش حرام ویاگناه نیست پس چراادم ع بخاطران ازبهشت اخراج شد چراادم ع بخاطر ان توبه کرد؟؟

معنای توبه بازگشت است لذا هر کسی حتی یک آن و لحظه از توجه به خدا غافل ماند نیازمند بازگشت به سوی خداست. بین مراتب غفلت تفاوت بسیار زیادی است همانطور که بین مراتب ایمان تفاوت زیادی است. لذا هر مرتبه از ایمان با مرتبه ای از غفلت همراه است فقط عالی درجه ترین مرتبه آن از هرگونه غفلت مبرّا است و این مرتبه مختص پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) است.
چنانچه گفته شد در دیگر مراتب ایمان، رگه هایی از غفلت موجود است و وظیفه مومن این است که هنگام غفلت بلافاصله متوجه خدا گردد و رو به سوی او آورد.حضرت آدم(ع) در مراتب بالایی از ایمان قرار داشتند ولی در مرحله حضرت نبی اکرم(ص) نبودند لذا دچار غفلت شدند و نیازمند توجه دوباره بسوی خدا بودند.
البته این غفلت ها نیز دارای عواقبی است و نتیجه غفلت حضرت آدم خروج از آن بهشت بود.

صفا;640391 نوشت:

با سلام و عرض ادب
احساس می کنم جهت رسیدن به نتایج بهتر لازم است تعریف دقیق خود را از عصمت و چگونگی فرد معصوم بیان فرمایید. (خواهشمند است در تایپ و قواعد ویراستاری مطالب هم دقت بیشتری به خرج دهید)


در اصطلاح کلامی، عصمت به علم نافع و حکمت بالغی گفته می شود که انسان را از وقوع در مهالک، رذایل و آلودگی به پلیدی معاصی دور کرده و از هرگونه ضلالت، گمراهی، خطا و اشتباه حفظ می کند.بنابراین ، عصمت مانند شجاعت، عفت و سخاوت ، صورت علمی راسخ و ملکه نفسانی است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست، چه گناه و یا خطا، نگه می دارد.( المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، صص ۱۳۸ و ۱۳۹ و نیز ج ۵، صص ۷۸ و ۸۰
مطابق این تعریف نه تنها ازگناه بلکه ازخطا درامان است واگرتوانستیم إن شاالله ایات مربوطه راطبق قول قبلی خواهیم اورد

صفا;640391 نوشت:

معنای توبه بازگشت است لذا هر کسی حتی یک آن و لحظه از توجه به خدا غافل ماند نیازمند بازگشت به سوی خداست

باکمال احترام احساس,میکنم مغلطه ای انجام شده
زیرا حتی ماباراه رفتن درحال عبادت ونتیجه عبادت یاد خداهستیم بنابراین حتی زمانی که ادم ع ترک اولی کردبه عبادت که نتیجه یادخدابودمشغول بود,,این جواب این نوع مغلطه هست یعنی حتی مااگربه یادخدانباشیم چون تمام موجودات درحال تسبیح اند ماباعدم یاجدای ازاین قاعده نخواهیم بود
توبه مخصوص زمانی است که انسان خطا ,ترک اولی ویااشتباه ویافعلی حرام انجام دهد که نتیجه اش برای ادم ع اخراج ازبهشت برزخی بود پس نتیجه اش عدم یاد خدانبود بلکه انجام ترک اولی بود
بود.
یاحق

احمد;640446 نوشت:
در اصطلاح کلامی، عصمت به علم نافع و حکمت بالغی گفته می شود که انسان را از وقوع در مهالک، رذایل و آلودگی به پلیدی معاصی دور کرده و از هرگونه ضلالت، گمراهی، خطا و اشتباه حفظ می کند.بنابراین ، عصمت مانند شجاعت، عفت و سخاوت ، صورت علمی راسخ و ملکه نفسانی است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست، چه گناه و یا خطا، نگه می دارد.( المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، صص ۱۳۸ و ۱۳۹ و نیز ج ۵، صص ۷۸ و ۸۰
مطابق این تعریف نه تنها ازگناه بلکه ازخطا درامان است واگرتوانستیم إن شاالله ایات مربوطه راطبق قول قبلی خواهیم اورد

با سلام و عرض ادب
ضمن پوزش از تاخیر پیش آمده
تعریفی که از عصمت ارائه دادید تعریفی است که بنده نیز در اولین پست متذکر آن شده بودم ولی در ادامه از آن استنتاجی کردم و عرض کردم : علامه عصمت را از مقوله علم دانسته است و در اینجا اضافه می کنم علم حتی اگر بشکل ملکه باشد، موجب سلب اختیار از انسان نمی شود آنچه علامه در تعریف به عنوان نتایج و آثار عصمت شمرده اند در واقع آثار توجه به این علم است، بعبارت دیگر اگر انسان به این علم توجه نماید و بر طبق آن عمل نماید نتیجه اش حفظ شدن از خطا و اشتباه و گمراهی است. نتیجه اینکه فرد معصوم مجبور به تبعیت از علمش نیست ولی نتیجه تبعیت از آن محفوظ بودن کامل از اشتباه است.
احمد;640446 نوشت:
باکمال احترام احساس,میکنم مغلطه ای انجام شده
زیرا حتی ماباراه رفتن درحال عبادت ونتیجه عبادت یاد خداهستیم بنابراین حتی زمانی که ادم ع ترک اولی کردبه عبادت که نتیجه یادخدابودمشغول بود,,این جواب این نوع مغلطه هست یعنی حتی مااگربه یادخدانباشیم چون تمام موجودات درحال تسبیح اند ماباعدم یاجدای ازاین قاعده نخواهیم بود

بین تسبیح تکوینی عالم و تشبیح تشریعی (عبادت که امری اختیاری و تکلیفی است) تفاوت است عالم به تکوین خدا را عبادت می کنند ولی انسان علاوه بر تسبیح تکوینی که در آن اختیاری ندارد موظف به تسبیح تشریعی نیز است. و مسئله عصمت در مفام تشریع مطرح می شود. عصمت علمی است که توجه به آن موجب می شود آدمی در تسبیح تشریعی به خطا نرود. جنابعالی بین مقام تکوبن و تشریع خلط نموده اید
عرض کردم مقام عبادت تشریعی مقام اختیار و توجه است برای توضیح آن از محضر شما سوالی دارم ؛ اگر انسان با راه رفتن خدا را عبادت می کند پس باید قائل باشیم مشرکین نیز با راه رفتن و حتی با پرستش بت ها ، خدا را عبادت می کنند! قطعاً چنین نیست! برای تحقق عبادت تشریعی باید قصد عبادت نیز موجود باشد یعنی فرد توجه داشته باشد و این چنین قصدی در مشرکین نیست. فقهاء نیز فرموده اند کارهایی مانند راه رفتن در شرایط معمولی اموری مباح هستند بعبارت دیگر داخل در حیطه عبادات نیستند مگر اینکه انسان قصد عبادت بنماید وآنرا قربۀ الی الله انجام دهد در این صورت است که راه رفتن او عبادت محسوب می شود.
احمد;640446 نوشت:
توبه مخصوص زمانی است که انسان خطا ,ترک اولی ویااشتباه ویافعلی حرام انجام دهد که نتیجه اش برای ادم ع اخراج ازبهشت برزخی بود پس نتیجه اش عدم یاد خدانبود بلکه انجام ترک اولی بود

با توجه به آنچه ذکر شد سبب خروج حضرت آدم را می توان عدم توجه عنوان نمود حال این عدم توجه آنی می تواند نسبت به مقام ذات الهی باشد و یا اینکه این عدم توجه مربوط به علم خالصی بود که خدا به حضرت آدم عنایت نموده بود. اگر حضرت آدم توجه به این علم می نمودند واقعیت برای ایشان منکشف و از این ترک اولی در امان می ماندند. البته شایان یادآوری است که هر غفلتی از مقام ذات الهی مساوی عصیان نیست.

صفا;649054 نوشت:

با سلام و عرض ادب
ضمن پوزش از تاخیر پیش آمده
تعریفی که از عصمت ارائه دادید تعریفی است که بنده نیز در اولین پست متذکر آن شده بودم ولی در ادامه از آن استنتاجی کردم و عرض کردم : علامه عصمت را از مقوله علم دانسته است و در اینجا اضافه می کنم علم حتی اگر بشکل ملکه باشد، موجب سلب اختیار از انسان نمی شود آنچه علامه در تعریف به عنوان نتایج و آثار عصمت شمرده اند در واقع آثار توجه به این علم است، بعبارت دیگر اگر انسان به این علم توجه نماید و بر طبق آن عمل نماید نتیجه اش حفظ شدن از خطا و اشتباه و گمراهی است. نتیجه اینکه فرد معصوم مجبور به تبعیت از علمش نیست ولی نتیجه تبعیت از آن محفوظ بودن کامل از اشتباه است.

باسلام
خب پس تااینجا فهمیدیم که عصمت اگربرکسی حاکم شد همیشه حاکم نیست وممکن شکسته شود
نتیجه اینکه هیچ احد الناسی نمیتواند اثبات کند پیامبرص درهنگام فوت باعصمت ازدنیارفت پس پیامبرص معصوم است غلط است بایدگفت میتونه باشه میتونه نباشه واین برهمه انسان ها صادق خواهد بود فرضا صدام هزارتاگناه کرده اماتوبه میکنه پس الان عصمت داره فردادوباره گناه میکنه خب دیگه الان عصمت نداره نتیجه اینکه عصمت فقط یک لفظ خواهد
یاحق

با سلام
نکته ای به نظرم رسید که خدمت احمد آقا عرض کنم
در این که پیامبر باید دارای عصمت باشد شکی نیست چرا که اگر عصمت پیامبر حذف شود در واقع همان طور که کارشناس محترم فرمودند، ارسال رسل ووجوب پیروی از قول و فعل آن ها ونیز الگو بودن آن ها لغو و ظالمانه خواهد بود.اینکه شما می فرمایید " می تونه باشه می تونه نباشه " جمله ی غلطی است.نگاه صفر و صد داشتن به این معنا که یا هست یا نیست،اشتباهه.اگر به مطالب کارشناس محترم دقت کرده باشید ایشان فرمودند: عصمت در مورد انبیاء می تواند دارای مراتب باشد نه این که یا هست یا نیست.بلکه حتما هست اما مرتبه ی عالی و اعلی دارد. در مواردی که انبیاء دچار ترک اولی شده اند هم کسی نگفته که ایشان در آن لحظه عصمت نداشته اند!!
لذا با توجه به لزوم وجود عصمت در تمام شئون زندگی پیامبر چه در مرتبه عالی چه اعلی می توان به طور یقین گفت که پیامبر موقع مرگ دارای عصمت بوده اند.
درمورد توبه و ترک گناه انسان عادی هم به قول شما شاید صرفا استفاده از لفظ باشد که بگوییم شخص وقتی اختیارا گناه نمی کند دارای مرتبه ای از عصمت است اما این با عصمتی که برای انبیاء قائلیم تفاوت دارد چرا که معصوم بودن یا نبودن انسان عادی، ضرری به دین نمی زند اما عصمت پیامبر لازمه ی نبوت اوست والا حکمت ارسال رسل دچار اشکال می شود.نمی توان از مردم انتظار داشت از پیامبری پیروی کنند که خود به دستورات الهی عمل نمی کند.همچنین اگر معصوم نباشد قول و فعلش معتبر نخواهد بود چرا که با عدم عصمت می توان در هر فعل و حرفش احتمال خطا داد!!!
نکته ی دیگر اینکه وجوب وجود عصمت برای انبیاء منافاتی با اختیار آن ها ندارد.کسی از پیامبر سلب اختیار برای انجام گناه نکرده بلکه ملکه ای در ایشان ایجاد شده که اختیارا سراغ گناه نمی رود هر چند قدرت انجام آن را دارد.مثلا(با عرض معذرت) شما هرگز به سراغ خوردن مدفوع نمی روید.این عمل شما از روی اختیار است و کسی شما را مجبور به نخوردن نکرده بلکه قدرت بر انجان هم دارید ولی مرتکب نمی شوید.
گناه نیز در نظر معصوم چنین حالتی دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

احمدمنتظرالمهدی;656424 نوشت:
با سلام
نکته ای به نظرم رسید که خدمت احمد آقا عرض کنم
در این که پیامبر باید دارای عصمت باشد شکی نیست چرا که اگر عصمت پیامبر حذف شود در واقع همان طور که کارشناس محترم فرمودند، ارسال رسل ووجوب پیروی از قول و فعل آن ها ونیز الگو بودن آن ها لغو و ظالمانه خواهد بود
.

باسلام وعرض ادب
ماشاهد خطای انبیاء درقران هستیم
متاسفانه هرچه گشتم مستند بیاورم هم وقت ومدتی هم که گشتیم نیافتیم
اما درایه ای داریم پیامبرص بدلیل بی اعتنایی به شخصی و...دلیل دیگر درقران سرزنش شده

احمدمنتظرالمهدی;656424 نوشت:

.اینکه شما می فرمایید [/B]" می تونه باشه می تونه نباشه " جمله ی غلطی است
[/B]

منظور این هست انسان داری اختیارهست تازمانی که اعمالش موافق حق داری عصمت وطهارت وهنگام گناه ویاخطا عصمتی ندارد که درتایپیک قبل چگونگیش کامل عرض شد

احمدمنتظرالمهدی;656424 نوشت:

: عصمت در مورد انبیاء می تواند دارای مراتب باشد نه این که یا هست یا نیست

[/B][/B]


طبق تعریفی که ایشان ازعصمت ارایه دادند مراتب چیه اصلا برای عصمت مراتب نیست بقول خودتان یانیک یاغیرنیک
لطفا تعریف ابتدایی عصمت رامطالعه بفرمایید گفته شده مبراازهرگونه خطا ولشتباه وسهولت درکارو...

احمدمنتظرالمهدی;656424 نوشت:

.بلکه حتما هست اما مرتبه ی عالی و اعلی دارد. در مواردی که انبیاء دچار ترک اولی شده اند هم کسی نگفته که ایشان در آن لحظه عصمت نداشت
[/B][/B]


اگراینطوراست چرا ادم وحواع برای ترک اولی توبه کردند وازبهشت برزخی اخراج شدند وخدارا نافرمانی کردند وفریب شیطان راخوردند
پس چنین که فرمودید نیست

احمدمنتظرالمهدی;656424 نوشت:

اما عصمت پیامبر لازمه ی نبوت اوست والا حکمت ارسال رسل دچار اشکال می شود.نمی توان از مردم انتظار داشت از پیامبری پیروی کنند که خود به دستورات الهی عمل نمی کند.همچنین اگر معصوم نباشد قول و فعلش معتبر نخواهد بود چرا که با عدم عصمت می توان در هر فعل IMAGE()و حرفش احتمال خطا داد!!![/B]
[/B][/B]

ایه ای ازقران داریم اگرپیامبرص درصدد تحریف قران برمی امد خداوند رگ قلب اورامیگرفت این یعنی اگر خطایی صورت میگرفت درموارد مهمی که اشاره کردید پیامبری زنده نمیماند لیکن این به معنی عصمت نیست
درسته درموارد مهم ازجمله قول وقران و...خطایی نکرده اند اما صرف عدم خطا دراصول وفروع دین به معنای عصمت نیست خطاوگناه واشتباه میتواند درمرحله پایین ترمانند بی توجهی ودرخواست مغفرت برای کافران دشنام دهنده به قران که بازهم مورد سرزنش قرارگرفتندباشد حال انکه میدانیم ازدارای عصمت خطایی نیست که مورد سرزنش قرارگیرد
یاحق

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ورحمة الله

احمد;657247 نوشت:
ماشاهد خطای انبیاء درقران هستیم

احمد;657247 نوشت:
درایه ای داریم پیامبرص بدلیل بی اعتنایی به شخصی و...دلیل دیگر درقران سرزنش شده

احمد;657247 نوشت:
اینطوراست چرا ادم وحواع برای ترک اولی توبه کردند وازبهشت برزخی اخراج شدند وخدارا نافرمانی کردند وفریب شیطان راخوردند

احمد;657247 نوشت:
ایه ای ازقران داریم اگرپیامبرص درصدد تحریف قران برمی امد خداوند رگ قلب اورامیگرفت

احمد آقا به نظر بنده شما در بحثی که با توجه به منطق و دلایل عقلی پیش می رود به سراغ مصادیق و نقل به جای عقل رفته اید.موارد بالا همه مصادیقی هستند که باید جداگانه بحث شود و بحمدلله در پست های مختلف به اندازه کافی کارشناسان توضیح داده اند.شما دلیل عقلی لزوم عصمت را که کارشناس محترم و بنده عرض کردیم را ابتدا با دلیل عقلی نقض کنید و اشکال آن را بیان کنید سپس به سراغ مصادیق بروید.

احمد;657247 نوشت:
طبق تعریفی که ایشان ازعصمت ارایه دادند مراتب چیه اصلا برای عصمت مراتب نیست بقول خودتان یانیک یاغیرنیک
لطفا تعریف ابتدایی عصمت رامطالعه بفرمایید گفته شده مبراازهرگونه خطا ولشتباه وسهولت درکارو...

مبرا بودن از هر گونه خطا و اشتباه منافاتی با رتبه بندی در عصمت ندارد.چرا که اولا باید تعریف خطا و اشتباهی که به عصمت ضرر می رساند را فهمید و مشخص کرد.برای مثال بعضی قائل هستن حضرت آدم در آن بهشت کذایی اصلا مکلف نبوده که بخواهد مرتکب خطا یا گناه شود.
ثانیا باید تفاوت خطا و اشتباه با ترک اولی را دانست که آیا ترک اولی هم خطا و اشتباه است؟ ب فرض اگر باشد مضر به عصمت است؟

شما یک مقدمه را قطعی فرض کرده اید و از آن نتیجه ی دلخواه خود را می گیرید.ابتدا باید ثابت کنید عمل حضرت آدم خطای مضر به عصمت بوده بعد بگویید این دلالت دارد بر اینکه حضرت نعوذ بالله عصمت نداشته.اگر بگوییم آن عمل ترک اولی بوده و اثرش ترک بهشت بوده و بنا بر حسنات الابرار سیئات المقربین حضرت توبه کرده پس چه ضرری به عصمت زده است؟
لذا به نظرم اولا دلیل عقلی را با دلیل عقلی رد کنید نه نقلی
ثانیا در ادامه بحث با موافقت کارشناس به سراغ تعریف گناه خطا اشتباه برویم که مضر عصمت است و مصادیق را به پست های قبلی که کارشناسان زحمت پاسخ گویی به آن ها را کشیده اند واگذار کنیم.
یا علی

احمدمنتظرالمهدی;657563 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ورحمة الله

احمدمنتظرالمهدی;657563 نوشت:

احمد آقا به نظر بنده شما در بحثی که با توجه به منطق و دلایل عقلی پیش می رود به سراغ مصادیق و نقل به جای عقل رفته اید.موارد بالا همه مصادیقی هستند که باید جداگانه بحث شود و بحمدلله در پست های مختلف به اندازه کافی کارشناسان توضیح داده اند.شما دلیل عقلی لزوم عصمت را که کارشناس محترم و بنده عرض کردیم را ابتدا با دلیل عقلی نقض کنید و اشکال آن را بیان کنید سپس به سراغ مصادیق بروید.

باسلام
بنده فکزمیکنم هرچه گفتید متقابلا پاسخ دادیم اگر جایی دلیل عقلی نیاوردیم بفرمایید دقیقا کجا

احمدمنتظرالمهدی;657563 نوشت:

مبرا بودن از هر گونه خطا و اشتباه منافاتی با رتبه بندی در عصمت ندارد.چرا که اولا باید تعریف خطا و اشتباهی که به عصمت ضرر می رساند را فهمید و مشخص کرد.برای مثال بعضی قائل هستن حضرت آدم در آن بهشت کذایی اصلا مکلف نبوده که بخواهد مرتکب خطا یا گناه شود.
ثانیا باید تفاوت خطا و اشتباه با ترک اولی را دانست که آیا ترک اولی هم خطا و اشتباه است؟ ب فرض اگر باشد مضر به عصمت است؟

شما یک مقدمه را قطعی فرض کرده اید و از آن نتیجه ی دلخواه خود را می گیرید.ابتدا باید ثابت کنید عمل حضرت آدم خطای مضر به عصمت بوده بعد بگویید این دلالت دارد بر اینکه حضرت نعوذ بالله عصمت نداشته.اگر بگوییم آن عمل ترک اولی بوده و اثرش ترک بهشت بوده و بنا بر حسنات الابرار سیئات المقربین حضرت توبه کرده پس چه ضرری به عصمت زده است؟
لذا به نظرم اولا دلیل عقلی را با دلیل عقلی رد کنید نه نقلی
ثانیا در ادامه بحث با موافقت کارشناس به سراغ تعریف گناه خطا اشتباه برویم که مضر عصمت است و مصادیق را به پست های قبلی که کارشناسان زحمت پاسخ گویی به آن ها را کشیده اند واگذار کنیم.
یا علی[/b]


رتبه بندی درعصمت مبهم است
یعنی چه یعنی خطا میکند اما خطایی کوچک گناه میکند اما گناهی کوچک اگراینطوراست دودلیل نقلی وعقلی برردش هست اول اینکه درتوضیح عصمت گفته شده مبرا ازهرگونه خطا پس خطایی نباید صورت گیرد که بخواهد درقران سرزنش شود
ثانیا درمورد نبی اکرم ص که ازبالاترین مرتبه عصمت اند خطارخ داده
فرمودید بعضی قایل اند ادم ع مکلف نبوده اگرمکلف نبوده چرااخراج شد وچراتوبه کرد, کودکی که نمازبراوواجب نیست بخاطر نخواندنش مجازات نمیشود چه رسد به اخراج ازبهشت برزخی
اما درمورد ترک اولی هم اگرباشد بازهم نوعی خطاست که ازدارنده عصمت سرنمیزند اگر میگید نه پس بفرمایید چراادم ع اخراج شد
هرکس وظیفه ای دارد ودرصورت عدم عمل ان مجازات میشود حقیر اگر نمازنخوانم مجازات وخطاکردم وپیامبرص باترجه به مسولیتشان اگر به کسی بی توجهی کنند
دوست عزیزبدون نص قران به زور نمیشه عصمت من دراوردی به کسی نسبت داد
یاحق
موضوع قفل شده است