جمع بندی سوالاتی در مورد داستان حضرت خضر و حضرت موسی (ع)

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="3"]

**گلشن**;600948 نوشت:

ایا حضرت خضر هم اکنون هم از این قبیل کارها می کند ؟
مثلا می توان اتفاقاتی را که هیچ دلیلی برای ان پیدا نمی شود به حضرت خضر نسبت داد ؟

در این زمینه اطلاعی نداریم.

خضر یکی از مأموران الهی است و فرامین الهی بواسطه مأمورانش (اعم از فرشتگان و ...) انجام می شود و کسی نمی تواند بگوید این کار را کدام انجام داده اند.[/][/]

خوب دیگه علم همه انبیاء الهی که یکسان نبوده بود ؟؟؟

مثلا پیامبر اسلام از همه ایشان اعلم تر هستند .

همراهی موسی و خضر

پرسش:
چند سؤال در باره همراهی حضرت موسی و حضرت خضر:
1. چه علمی حضرت خضر داشته که حضرت موسی نداشته است؟
2. آیا اعتراض موسی، حکیمانه بوده یا ناشیانه؟
3. قتل کودک، چه توجیه عقلی می تواند داشته باشد؟
4. چگونه ممکن است حضرت موسی که پیامبری اولوالعزم است، شاگرد فردی دیگر شود؟

پاسخ:
«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»؛ (در آن جا) بنده‏ اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.(1)
با سلام و درود
1. حضرت موسی علیه السلام پیامبر و مأمور در عالَم تشریع بوده ولی خضر عالِم به تکوین بوده است. لذا با این که هر کدام در حیطه خود، عالم تر از دیگری بوده اند، حوزه ولایت و مأموریت آن ها متفاوت بوده است.
2. قطعا اعتراض حضرت موسی با توجه به حیطه علم و مأموریتش که عالم تشریع بوده حکیمانه بوده است. لازم به ذکر است که ما مأمور به پیروی از موساها هستیم، نه خضرها.
3. آیا برای کسانی که در تصادف و سیل و زلزله کشته می شوند، به دنبال دلیل و توجیه عقلی می گردیم و از خدا سؤال می کنیم که چرا چنین کرده است؟! خیر، زیرا مدت عمر آنان به اتمام رسیده بوده و بوسیله چنین عواملی در عالم تکوین، جان آن ها گرفته شده است.
خضر نیز مأمور به عالم تکوین است لذا او به امر الهی، جان کسی را گرفته است، همانند تصادف و سیل و زلزله و ... دیگر امور طبیعی که واقع می شوند و به زندگی برخی از انسان ها پایان می دهند.
نکته: ممکن است گفته شود، چگونه خضر کودکی را کشت ولی مردم هیچ اعتراضی نکردند؟ در پاسخ باید گفت: در گرفتن جان کودک، خضر یک مأمور الهی است و مأمور الهی می تواند مأموریتش را به گونه ای انجام دهد که از دید انسان ها مخفی و ناپیدا باشد. چه بسا آن موقع در مقابل انظار عمومی نبوده و در خلوتی بوده که فقط خضر و موسی بوده اند. هم چنین قرار نیست آن کودک را به وضع فجیعی کشته باشند بلکه او مأمور الهی بوده و چه بسا با اشاره ای، جان او گرفته شده است.
4. وقتی هر کدام در دو حیطه مختلف، بر دیگری برتری دارد، شاگردی کردن و تعلیم پیش دیگری و آموختن برخی دانستنی های او، مشکلی ندارد. البته عرض شد که موسی مأمور به عالم تشریع بوده و در آن زمان، او عالمتر و آگاهتر از هر کسی بوده است. لذا قلمرو مأموريت خضر، قلمرو جداگانه‏ اى بود كه ارتباطى به عالم تشريع نداشت؛ و به تعبير ديگر، خضر از اسرارى آگاه بود كه دعوت نبوت و پیامبری بر آن متكى نبود.
در حديثى طولانی، ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وآله چنين نقل می کند: يک روز حضرت موسى در ميان بنى اسرائيل مشغول خطابه بود، كسى از او پرسيد در روى زمين چه كسى از همه اعلم است؟ موسى گفت كسى عالمتر از خود سراغ ندارم، در اين هنگام به موسى وحى شد كه ما بنده ‏اى داريم در "مجمع البحرين" كه از تو دانشمندتر است، در اين جا موسى از خدا تقاضا كرد كه به ديدار اين مرد عالم نائل گردد، و خدا راه وصول به اين هدف را به او نشان داد.(2)
در روایتی نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده: در نزد خضر، علمی بود که در الواح برای موسی نوشته نشده بود و موسی گمان می کرد هر چیزی را که نیاز دارد در آن الواح نوشته شده است.(3)
در ادامه، برای معرفی شخصیت حضرت خضر، مطالبی بیان می شود:
در قرآن مجيد صريحا نامى از خضر برده نشده و از او به عنوان «عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» كه بيانگر مقام عبوديت و علم و دانش خاص او است، ياد شده است؛ ولى در روايات متعددى اين مرد عالم به نام "خضر" معرفى شده است.
از بعضى از روايات استفاده مى ‏شود كه اسم اصلى او "تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح" بوده، و خضر لقب او است، زيرا هر كجا گام مى ‏نهاده زمين از قدومش سرسبز مى ‏شده است.
او يک دانشمند الهى بود، و مشمول رحمت خاص پروردگار، و مأمور به باطن و نظام تكوينى جهان، و آگاه از پاره ‏اى از اسرار، و از يک جهت معلم موسى بن عمران، هر چند موسى در پاره ‏اى از جهات بر او مقدم بوده است.
در مورد اين كه او پيامبر بوده است يا نه، روايات مختلفى داريم ولی از پاره ‏اى از روايات و ظاهر بعضى تعبيرات آيات قرآن استفاده مى ‏شود او داراى مقام نبوت بود:
الف: كسى كه استاد پيامبرى همچون موسى مى ‏شود حتماً پيامبر از آن است.
ب: تعابير «عَبْدِنا، عَبْدِهِ، عِبادِنا» در قرآن، غالباً مخصوص پيامبران است.
ج: خضر به موسى گفت: تمام كارهاى خارق ‏العاده كه از من ديدى و صبر نكردى، همه طبق‏ فرمان و رأى خدا بوده، نه رأى من.
د: موسى به خضر قول داد كه من خلاف دستور تو كارى انجام نمى‏ دهم، و كسى كه پيامبر اولو العزمى، تسليم بى ‏چون و چراى او مى ‏شود، حتماً معصوم و پيامبر است.
ه: دانش خضر دانش خاصى بود و از جانب خدا به او داده شده بود و علم اكتسابى نبود، بلکه علم لدنّی بوده و علم لدنّى، مخصوص انبياست. خداوند درباره خضر فرمود: «عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا»
و: بعضى از مفسّران نيز مراد از «رَحْمَةً» را نبوّت دانسته‏اند. «آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا»
از اخبار متفرقه‏ اى كه از امامان اهل بيت علیهم السلام نقل شده بر مى ‏آيد كه خضر تا كنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته. هرکجا نامی از خضر برده شود او در همان مکان حاضر است. در تمام مراسم حج و روز عرفه شرکت می کند. خداوند او را همدم قائم آل محمّد(عجل الله تعالی فرجه) قرار داده است. او زنده است تا زمانی که قیامت فرا رسد.
در روایات عامه آمده او فرزند بلافصل آدم علیه السلام است و خدا بدين جهت زنده ‏اش نگه داشته تا دجال را تكذيب كند. و در روایت دیگری آمده که حضرت آدم براى بقاى او تا روز قيامت دعا كرده است.
و در تعدادى از روايات آمده كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات است نوشيده، چون وى در پيشاپيش لشكر ذو القرنين كه در طلب آب حيات بود قرار داشت، خضر به آن رسيد و ذو القرنين نرسيد. و اين روايات و امثال آن روايات آحادى است كه قطع به صدورش نداريم، و از قرآن كريم و سنت قطعى و عقل هم دليلى بر توجيه و تصحيح آن ها نداريم.
در روايتی آمده كه چهار نفر از انبياء تا كنون زنده‏ اند، دو نفر آن ها يعنى عيسى و ادريس در آسمانند و دو نفر ديگر يعنى خضر و الياس در زمينند، خضر در دريا و الياس در خشكى است.(4)

______________

  1. کهف، 65.
  2. ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 742 تا 743.
  3. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 746.
  4. ر.ک: ترجمه الميزان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏13، ص 487؛ تفسير نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏12، ص 509؛ تفسير نور، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏7، ص 198؛ كوثر، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 434؛ علل الشرائع، نرم افزار جامع الاحادیث نور، ج ‏1، ص 59؛ كمال الدين و تمام النعمة، نرم افزار جامع الاحادیث نور، ج ‏2، ص 385.
موضوع قفل شده است