سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی؟

تب‌های اولیه

72 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صدرا;894873 نوشت:
[=&amp]با سلام و عرض ادب

[/]
[=&amp]1) جنابعالی وقتی در نتیجه گیری به بطلان سایر صور می رسید، چگونه به سخن ما بر صرف بیان احتمال اشکال نموده و آنرا غیر علمی می پندارید؟‌ [/]

با سلام و احترام

[=&amp]موضوع اصلی این بود که آیا در مورد سنگسار بین سنت و آیات قرآن تناقضی وجود دارد یا نه ؟[/]
[=&amp]شما ادعا دارید که حکم سنگسار در قرآن نیامده است بلکه در سنت آمده است.[/]
[=&amp]بنده اصلا تا به حال مخالفتی با این مسئله نداشتم و طبق گفته بزرگان اصل حکم اگر چه به صورت نامشخص، در قرآن آمده است اما تبیین این حکم نامشخص در سنت آمده است [/]
[=&amp]برخی برای اثبات تناقض میان سنت و قرآن، به یک آیه استشهاد کردند و گفتند : فلان آیه ی قرآن گفته است عذاب کنیز زناکار نصف زن زناکار محصنه است.[/]
[=&amp]و چون نصف سنگسار بی معنا است پس عذاب زناکار صد تازیانه است.[/]
[=&amp]و برای اثبات این تناقض، بحثشان ( شما و دیگران ) رفت روی معنای احصان[/]
[=&amp]و شما سه معنا برای احصان آوردید که اگر بی ربط به موضوع بوده خودتان مقصر هستید.[/]
[=&amp]بنده بعد از پست جنابعالی قصد داشتم مقصود اصلی آیه را بیان کنم[/]
[=&amp]لذا احتمالاتی را بیان کردم و ادعا کردم مقصود مدافعان سنگسار این احتمال است.[/]
[=&amp]و عرض کردم اگر کسی احتمال دیگری دارد بیان کند و راه را برای تکمیل آن باز گذاشتم.[/]
[=&amp]پس ادعا این بود :[/]

نقل قول:
[=&amp]ادعای من همان احتمال سوم است و دلیلش را هم گفتم و عرض کردم دارای یک ابهام است [/]
[=&amp]و اگر کسی مخالف هست احتمال دیگری مطرح کند[/] ...

[=&amp]و عرض کردم آیه ی مذکور حکم کنیز بدون شوهر را نگفته است و ابهام دارد و شما ادعا کرده اید که گفته است و ابهام ندارد[/]...
[=&amp]بنده هم با فرض مفهوم نداشتن آیه ( چون مفهوم نداشتن را قبول داشتید[/] ) [=&amp]اثبات کردم که آیه ی مذکور ابهام دارد و باید قبول کنید که تنها حکمش در سنت آمده است ( و الا باید آیه ای از قرآن در موردش بیاورید که نیاوردید [/].. )

و دلایل آن هم گذشت.

[=&amp]حالا نقد جنابعالی به مطالب بنده چه بوده است ؟
[/]

[=&amp]اولین نقد شما که آن را مدام تکرار می کنید این است :
[/]

[=&amp]"این کار صرفا بیان احتمالات است"
[/]

[=&amp]و جواب بنده این است :
[/]

[=&amp]بزرگوار اگر کسی استدلال ناقص و حتی نادرستی برای ادعای خود بیاورد[/]
[=&amp]شما حق ندارید استدلال او را صرفا بیان احتمالات بخوانید.[/]
[=&amp]شما هر چه قدر هم بخواهید این کلامتان را توجیه کنید، توجیه شدنی نیست و هیچ عاقلی به شما حق نمی دهد در برابر مطالبی که عرض شد، بگویید اینها صرفا بیان احتمالات است.

[/]

صدرا;894873 نوشت:
[=&amp]اما ابهامی که بیان نمودید قابل قبول نخواهد بود؛ زیرا گفته شد کسی قائل به مفهوم داشتن این فقره از آیه نشده(جز اقوال شاذ) و همچنین گفته شد در این فرض (که مراد از احصان، ازدواج است) آیه بیانگر ثبوت حکم در یک فرض بوده و حکم فرض دیگر را سنت تبیین نموده است[/]

[=&amp]دلیل اینکه گفتم شما خودتان نمی خواهید حرف های من را انگونه که هستند بفهمید این است :
[/]
[=&amp]بنده در پست قبلی عرض کردم :
[/]

[=&amp]بنده هم با فرض مفهوم نداشتن آیه ( چون مفهوم نداشتن را قبول داشتید ) اثبات کردم که آیه ی مذکور ابهام دارد و باید قبول کنید که تنها حکمش در سنت آمده است ( و الا باید آیه ای از قرآن در موردش بیاورید که نیاوردید .. )
[/]
[=&amp]و در واقع اصل سخنم این بود که دوباره می آورم :

به رنگ بنفش دقت کنید

[/][SPOILER]حالا می ماند ابهامی که در مورد احتمال شماره سه بیان کردم :

نقل قول:
اما احتمال سوم یک ابهام اساسی دارد
حکم کنیزانی که زنا میکنند و شوهر ندارند چه میشود؟

اینجا دو نظر مطرح می شود که اختلافشان در مفهوم داشتن یا نداشتن است
1
مفهوم داشتن :
کنیزان شوهر دار، نصف زنان آزاد بدون شوهر تازیانه می خورند
پس
(مفهوم گیری ) : کنیزان بدون شوهر، نصف زنان آزاد بدون شوهر تازیانه نمی خورند
سوال : پس چه قدر تازیانه بخورند ؟
کمتر از 50 تازیانه
اما کمتر از 50 تازیانه چند تا است ؟ دو فرض مطرح می شود :
فرض اول : همه کنیزان به یک میزان شلاق می خورند
فرض دوم : هر کدام ممکن است متفاوت از دیگری شلاق بخورد

در فرض اول
نمی دانیم همه کنیزان بدون شوهر، باید 10 شلاق بخورند یا 20 تا یا 30 تا یا ... ؟
پس حکم نامعلوم است و فقط می دانیم باید کمتر از 50 تازیانه باشد ...
در قرآن این حکم بیان نشده است پس حتما باید در سنت بیان شده باشد ...
اما در سنت هم چنین چیزی بیان نشده است یعنی در سنت نداریم که همه ی کنیزان بدون شوهر مثلا 30 ضربه شلاق بخورند نه کمتر و نه بیشتر ...
پس این فرض رد می شود.
در فرض دوم
نمی دانیم این تفاوت در تازیانه بر چه اساسی است و نمی دانیم چرا مثلا کنیز شماره یک باید 20 تازیانه بخورد و چرا کنیز شماره دو باید 30 تازیانه بخورد ؟
در قرآن چیزی بیان نشده است پس باید به سنت رجوع کنیم
در سنت تعزیر به دست حاکم است و تعداد آن به دست او تعیین می شود اما اینکه حاکم بر چه اساسی تعداد را تعیین می کند برای ما مشخص نیست ...
این فرض منطبق است بر این گفتار شما :
این سخن موافق برخی از تفاسیر عامه بوده که مفهوم شرط در این آیه را پذیرفته اند



2
مفهوم نداشتن :
کنیزان شوهردار، نصف زنان آزاد بدون شوهر تازیانه می خورند
اما
( مفهوم ندارد : ) نمی دانیم کنیزان بدون شوهر، نصف زنان آزاد بدون شوهر تازیانه می خورند یا نمی خورند ؟؟؟
پس چون مفهوم ندارد، عذاب کنیزان بدون شوهر ممکن است یکی از سه حالت زیر باشد :
کمتر از 50 تازیانه
برابر با 50 تازیانه
بیشتر از 50 تازیانه
حالت آخر، هیچ مدعی ای ندارد و کسی به آن قائل نیست
از حیث عقلی و اطلاعات پیشینی که در ذهن داریم، انتظار داریم که عذاب کنیز بدون شوهر کمتر از عذاب کنیز شوهر دار باشد نه بیشتر یا مساوی ...
پس از این حیث، حالت اول از همه قوی تر است و بعد حالت دوم یعنی 50 تازیانه و بعد حالت سوم قرار می گیرد ...
حالا سوال می کنیم
آیا در قرآن گفته شده است تعداد تازیانه ی کنیز بدون شوهر کمتر از 50 تازیانه است ؟ یا گفته شده است برابر با 50 تازیانه است ؟
خیر
مگر اینکه اثبات شود چنین چیزی گفته شده است ...
اکنون شما ادعا دارید که در قرآن حکم تازیانه ی کنیز بدون شوهر، گفته شده است و آن را برابر با 50 تازیانه می دانید
که منطبق می شود بر این گفتار شما :

نقل قول:
قائل به عدم مفهوم داشتن این فقره ی از آیه شده اند و بیان نموده اند که حد و عذاب کنیز (...) نصف حد همان زن آزادی است که در آیه ی دوم سوره ی نور (...) بدان تصریح شده است؛ چه کنیز صاحب شوهر باشد و چه نباشد.

اکنون بفرمایید کدام آیه ی قرآن این حکم را بیان کرده است ؟
پس شما یا آیه ی قرآن می آورید و بحث تمام میشود
یا قبول می کنید در قرآن چنین آیه ای وجود ندارد و باید به سنت رجوع کنیم ...
[/SPOILER]
[=&amp]پس شما ادعا داشتید این حکم در قرآن امده است اما من ادعا دارم این حکم در قرآن نیامده است.[/]
[=&amp]و الا معنا نداشت به شما انتقاد کنم.[/]
موضوع قفل شده است