جمع بندی سرنوشت ازدواج و کمک از فرد دارای چشم بصیرت

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سرنوشت ازدواج و کمک از فرد دارای چشم بصیرت

با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی بزرگواران
بنده حدود دو سال با یکی از دخترهای دانشگاهم برای آشنایی و به نیت ازدواج در ارتباط بودم که دختری مومن و با ایمان بود. همه موارد خوب بود تا اینکه اواخر به خاطر برخی اختلافات یا بهتر بگم برخی اخلاقیات بنده رابطه کامل قطع می شود. البته خانواده ها در جریان بودن و یک بار برای آشنایی با خانواده به منزلشان رفته بودیم. شخصا از لحاظ اخلاقی آدم بدی نیستم (نه از گفته خودم ) ولی هر ادمی یک صفات اخلاقی دارد . دلیل اختلاف بین ما این بود که هر دو یک دنده بودیم و کوتاه هم نمیامدیم. در واقع من مواردی نظیر زور گفتن فرد مقابلم یا تحمیل کردن حرف ، یا درخواست های نامعقول مانند " فلانی که فلان طوری زندگی میکند و حرفش رو طوری بیان میکرد که ما هم باید به همان حالت باشیم" باعث اذیت من میشد. در اینکه دوستش داشتم و خیلی هم اهل محبت کردن هستم شکی نیست ولی برخی از اختلافاتی که در خصوصیات اخلاقی بود باعث بهم خوردن شد. (اتفاقات در اواخر سال افتادد)
بعد از این ماجرا به معرفی کی یکی از آشنایان (مونث)، یک خانمی را معرفی کردن (که این خانم هم با هیچ جنس مذکر حرف نمیزند و ارتباطی هم ندارد) که میگفت چشم بصیرت دارد و چند سالی هست در بسیاری از موارد به بقیه و دوستانش کمک کرده که همشان درست بوده. با اینکه نمیتوانستم قبول کنم ولی از سر ناچاری اطلاعاتی از قبل عکس خودم و اسم مادرم و همچنین همین اطلاعات از دختر را به ایشان دادم.
جوابی که گرفتم این بود که دختر برخواهد گشت ولی زمان را نمیتواند بگوید.
سال جدید از سر راه امد ولی خبری نشد. به گفته همین آشنا ، ازم خواست که دوباره برای سال جدید نیت بگیرم چرا که هر سال سرنوشت عوض می شود. بعد از پرسش دوباره ، خانم جوابی که دادن این بود که دختر به خاطر اخلاق بنده و اختلافاتی که بود دیگر من را نمیخواهد ، در جواب اینکه پس چرا سال قبل گفته بود باز خواهد گشت گفت که هنوز هم میگویم برمیگردد ولی دختر قسمت تو نیست. قسمت تو دختری دیگر در شهر دیگر ، که خیلی بهتر از دختر فعلی می باشد هست. و باهاش خوشبخت خواهم شد ولی نا امید هستم (من یعنی) دختر با صفات اخلاقی (دختر چادر در سر دارد وگاهی بدون چادر و دختر دلسوز خیلی بی زبان ومظلوم وکمی تنبل ).
بعد از شنیدن این ماجرا بر خلاف میل باطنیم و از روی علاقه به دختر پیام دادم و صحبت کردم. روز اول از آمدنم خوشحال بود اما بعد از صحبت کردن در رابطه با حل اختلافات بینمون ، گفت که دیگر اون حس و علاقه ای که داشته رو نداره ، چه به من چه به بقیه)

حالا بعد از این توضیحات که امیدوارم سرتان را به در نیاورده باشم فشار زیادی رو از لحاظ روحی و فکری تحمل میکنم و بهتر بگویم زندگیم از جهنم هم بدتر شده.

فکرهای نظیر اینکه آیا اصلا حرفهایی که خانم (همان خانم که چشم بصیرت را دارد) زده درست هست؟ و اینکه اگر من هر کاری کنم قسمتم این دختر نیست؟ و یا اگر شد خوشبخت نمی شوم!؟
آیا با تلاش کردن و صحبت کردن دوباره میتوانم قسمت را عوض کنم یا مشکل را حل کنم یا نه.
اگر بعد از عوض شدن سال قسمت تغییر یافته ایا به خاطر کارهای بدی که کرده ام هست یا به خاطر کارهای خوبم. (چون خیلی به آن دختر علاقه داشتم و ان هم همینطور)
در حال حاضر چه کاری کنم تا از این آشفتگی فکری و روحی در بیایم ؟ آیا تلاشم را برای جلب رضایت دختر کنم یا به حرف خانمی که اون مطالب رو گفته گوش کنم؟
با توجه به این گفته ها مخصوصا این که قسمت من شخص دیگری هست آیا همچنان میتوان قسمت را تغییر دهم و همین شخصی که بهش علاقه مندم را راضی کنم یا دیگر راهی نیست؟

واقعا خیلی سر این افکار عذاب میشکم و تنها جایی که توانستم اعتماد کنم و راهنمایی بزرگواران را بدانم همینجاست.
ممنون میشم در این زمینه سوالات پیش آمده راهنماییم کنید
پیشاپیش از راهنماییتان سپاسگزارم.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد نشاط

با سلام و احترام
بزرگوار
سرنوشت انسانها بدست خداست و کسی نمی تواند در این راستا ادعایی داشته باشد و یقین بدانید که سرنوشت را انسانها با اعمال و اختیار خود می سازند و پیشگویی ها و مسائل دیگر در ازدواج ملاک عاقلانه ای برای انتخاب نیست و دلیل کافی برای انتخاب و رد نمی تواند باشد.
پیشنهاد می شود شما بزرگوار:
1. ملاکهای خودتان را با نگاه عاقلانه بنویسید و دوباره در مورد این فرد تطبیق بدهید و روی آن تمرکز کنید و یقین بدانید که اگر تناسب کافی اخلاقی و فکری نباشد ادامه زندگی سخت و شاید غیر قابل تحمل باشد.
2. اگر باز ناتوان ماندید و نتوانستید تصمیم عاقلانه ای بگیرید توصیه می شود به یک مشاور متخصص و متعهد در امر ازدواج مراجعه نمایید تا از نزدیک معیار تناسب شما را بسنجد و راهنمایی دقیقی را ارئه بدهد.
به هر حال تغییر سرنوشت و حرف هایی این چنینی ( خانمی که ادعای چشم برزخی دارد) در انتخاب همسر ملاک دقیق و صحیحی نیست؛ خدای متعال به انسان عقل داده و باید خوب بررسی کنید و بدون هیچ پیش فرض و خیالبافی بلکه طبق مبنای عقل و خرد و بر اساس نگاه واقع بینانه باید تصمیم صحیح را اختیار و برای زندگی اتخاذ کرد.
از آنجایی که در تصمیم گیری ها دچار مشکل و تنش شده و اتفاق نظر ندارید و به نوعی نشانگر عدم تفاهم بوده، موضوع را حساس می کند و لازم است که این تکلیف این مشکل را قبل از ازدواج جدی گرفته و حل کنید.
بزرگوار توجه داشته باشید که در یک زندگی موفق و سالم، شوهرمتکفل مدیر خانواده بوده و باید مدیریت سازنده و مقتدرانه ای داشته باشد و اگر در این مسئله نقصی بوجود بیاید، طبیعتا مشکلاتی را بوجود خواهد آورد.

Number14;918156 نوشت:
با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی بزرگواران

فکرهای نظیر اینکه آیا اصلا حرفهایی که خانم زده درست هست؟ و اینکه اگر من هر کاری کنم قسمتم این دختر نیست؟ و یا اگر شد خوشبخت نمی شوم!؟
آیا با تلاش کردن و صحبت کردن دوباره میتوانم قسمت را عوض کنم یا مشکل را حل کنم یا نه.
اگر بعد از عوض شدن سال قسمت تغییر یافته ایا به خاطر کارهای بدی که کرده ام هست یا به خاطر کارهای خوبم. (چون خیلی به آن دختر علاقه داشتم و ان هم همینطور)
در حال حاضر چه کاری کنم تا از این آشفتگی فکری و روحی در بیایم ؟ آیا تلاشم را برای جلب رضایت دختر کنم یا به حرف خانمی که اون مطالب رو گفته گوش کنم؟
با توجه به این گفته ها مخصوصا این که قسمت من شخص دیگری هست آیا همچنان میتوان قسمت را تغییر دهم و همین شخصی که بهش علاقه مندم را راضی کنم یا دیگر راهی نیست؟

با سلام خدمت شما

افرادی مثل این خانم اگر بی دین بودند رمال هستند یا یکی از چشمهای باطنی شان فعال است که میتوانند تا حدودی آینده را ببینند ولی این چشم بصیرت نیست! اما اگر شخص متدینی بود یا همانطور که گفتم چشم باطنی اش فعال است یا از علوم خاصی کمک میگیرد!

اگر رمال باشد به حرفهای وی نمیتوان اعتماد کرد! شما گفتید با هیچ مذکری ارتباط ندارد یعنی شوهر هم ندارد؟ نگفتید چه نوع آدمی است؟

اما در خصوص مشکلتان بنظر بنده شما اولا خوب و با عقلانیت نه فقط از روی احساسات، به قضیه ازدواج با این خانم فکر کنید و اینکه آیا واقعا در آینده اختلافات الان را نخواهید داشت؟ آیا رفتار و کردار فعلی وی در آینده تغییر خواهد کرد و با وی سازگاری خواهید داشت؟ و..

اگر عاقلانه و با مشورت دیگران و خصوصا خصوصا بعد صبحت با آن دختر خانم درباره اختلافات و عقاید و نگرشهایتان و...، به این نتیجه رسیدید که میتوانید باهم کنار بیایید و واقعا این اختلافات رفع میشود میتوانید برای ازدواج اقدام کنید و به حرفهای آن خانم آینده بین کاری نداشته باشید! اون شخص فقط گفته به وی نمیرسید نگفته که اگر با وی ازدواج کنید بدبخت میشوید!
در ضمن خیلیها بودند که از روی احساسات ازدواج کردند اما زندگی خوبی نداشتند و بعدا پشیمان شدند بنابراین خوب و با دقت همسرتان را انتخاب کنید!

اگر امکان ازدواج با این خانم نبود دیگر ادامه ندهید و بر انجام یکی از دستورات زیر مداومت داشته باشید تا خداوند همسر دلخواه و مناسبی را روزیتان کند!

مَن تَرَكَ لِلّهِ سُبحانَهُ شَيئا عَوَّضَهُ اللّه خَيرا مِمّا تَرَكَ هر كس به خاطر خداى سبحان از چيزى بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد

از حضرت علی (ع) روایت شده که حضرت نمازی را برای کسانی که قصد ازدواج دارند و میخواهند همسر خوبی اختیار کنند بیان فرمودند :

دو رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره حمد سوره مبارکه یاسین خوانده شود و بعد از نماز 100 مرتبه بگوید ((الحمدلله)) و سپس بگوید: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً قَنُوعاً غَیُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا اَسئله و لا اَجدُ اِلّا مامنَنتَ وَاَعطَیت

از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت است که فرموده اند: اگر کسی از شما میخواست ازدواج کند، 2 رکعت نماز بخواند و حمد خدای را به جای آورد و بگوید:
اللَّهُمَّ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ اللَّهُمَّ فَقَدِّرْ لِی مِنَ النِّسَاءِ أَحْسَنَهُنَّ خُلُقاً وَ خَلْقاً وَ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِی فِی نَفْسِهَا وَ مَالِی وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَکَةً وَ اقْضِ لِی مِنْهَا وَلَداً طَیِّباً تَجْعَلُهُ لِی خَلَفاً صَالِحاً فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی
ترجمه دعا : خداوندا من قصد ازدواج دارم، زیباترین و خوشخوترین و عفیف ترین زنان را نصیب من کن که مال من و ناموس خود را بهتر حفظ کند و رزق و برکت او از همه وسیعتر باشد و از او فرزندى پاک که در حیات‏ و مرگ من یادگارى صالح باشند بمن عنایت کن

نشاط;919452 نوشت:
با سلام و احترام
بزرگوار
سرنوشت انسانها بدست خداست و کسی نمی تواند در این راستا ادعایی داشته باشد و یقین بدانید که سرنوشت را انسانها با اعمال و اختیار خود می سازند و پیشگویی ها و مسائل دیگر در ازدواج ملاک عاقلانه ای برای انتخاب نیست و دلیل کافی برای انتخاب و رد نمی تواند باشد.
پیشنهاد می شود شما بزرگوار:
1. ملاکهای خودتان را با نگاه عاقلانه بنویسید و دوباره در مورد این فرد تطبیق بدهید و روی آن تمرکز کنید و یقین بدانید که اگر تناسب کافی اخلاقی و فکری نباشد ادامه زندگی سخت و شاید غیر قابل تحمل باشد.
2. اگر باز ناتوان ماندید و نتوانستید تصمیم عاقلانه ای بگیرید توصیه می شود به یک مشاور متخصص و متعهد در امر ازدواج مراجعه نمایید تا از نزدیک معیار تناسب شما را بسنجد و راهنمایی دقیقی را ارئه بدهد.
به هر حال تغییر سرنوشت و حرف هایی این چنینی ( خانمی که ادعای چشم برزخی دارد) در انتخاب همسر ملاک دقیق و صحیحی نیست؛ خدای متعال به انسان عقل داده و باید خوب بررسی کنید و بدون هیچ پیش فرض و خیالبافی بلکه طبق مبنای عقل و خرد و بر اساس نگاه واقع بینانه باید تصمیم صحیح را اختیار و برای زندگی اتخاذ کرد.
از آنجایی که در تصمیم گیری ها دچار مشکل و تنش شده و اتفاق نظر ندارید و به نوعی نشانگر عدم تفاهم بوده، موضوع را حساس می کند و لازم است که این تکلیف این مشکل را قبل از ازدواج جدی گرفته و حل کنید.
بزرگوار توجه داشته باشید که در یک زندگی موفق و سالم، شوهرمتکفل مدیر خانواده بوده و باید مدیریت سازنده و مقتدرانه ای داشته باشد و اگر در این مسئله نقصی بوجود بیاید، طبیعتا مشکلاتی را بوجود خواهد آورد.

سپاس از پاسخ شما
بنابرین نظر شما این هست که کسی نمیتواند آینده را به این حالت پیش بینی کند و ما هر لحظه میتونیم تغییر بدیم سرنوشت رو ، درسته ؟
چون مواردی که قبلا این خانم گفتن ، یعنی چیزایی که حتی حدس هم نمیشه زد بعدا درست دراومده ، خانم مومنی هم هستن ولی شخصا باور چنین چیزی برام سخت بوده و از طرفی هم چون دقیقا دلیل اختلاف رو هم گفته بود منو واقعا از لحاظ فکری مشغول کرده بود.
احساسی که داشتم و بعضی وقتا دارم اینکه من هر چقدر هم بخوام دیگه نمیشه چون مثلا گفته بودن قسمت نیست و بعد از اون هم شخص بعدی رو هم گفته که واقعا منی که به این چیزا درگیر نبودم رو هم درگیر کرده.
بازم ممنون از شما امیدوارم بقیه بزرگواران هم در این بحث شرکت کنند.

منتظ