جمع بندی سؤال در مورد حنفاء

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

در مورد حنفا با توجه به ایات قران و تعابیری که وجود دارد به پیروان حضرت ابراهیم حنیف گفته میشد به نظ میرسد به پیروان ایشان یکتاپرست گفته میشده اما شاید در لغت تفاوت داشته باشد

پرسش:
معنی حنیف چیست؟ چه کسانی به عنوان حنفا مطرح بودند؟

پاسخ:
"راغب اصفهانی" در کتاب "مفردات" خود در مورد معنی حنیف می نویسد: "حنیف" به معنی (هدایت به سوی استقامت و راه مستقیم) است وی اصل حنیف را از ماده (ح ن ف) میداند. همچنین "گرایش از گمراهی به راه راست" معنی دیگر حنیف است.[1] برخی معنی آن را "خلل و ایراد و کژی در پا میدانند" کسی که با پشت پای خود راه رود.[2]
در میان عرب جاهلی به کسانی حنیف می‌گفتند که به پیروی از دین ابراهیم «علیه السلام» از پرستش "بتها" کناره گرفته بودند، از گوشت قربانی آن‌ها نمی‌خوردند.[3] به سنّت حج و ختنه عمل می‌کردند.[4] و ازلام و شرابخواری را حرام می‌دانستند.[5]
"قرآن" حنیف را به معنی «مشرک نبودن» گرفته است.[6]

بنابر این معانی حنیف در کتب لغوی مختلف است اما در یک جمع بندی میتوان معنی رایج و مرسوم را که همان «استقامت و هدایت از راه کج به راه مستقیم» است را انتخاب نمود. اگر در دوران جاهلیت، اعراب این واژه را بکار میبرند مصادیق ان کسانی بودند که« از بت پرستی دست کشیده و حتی یهودی و مسیحی هم نبودند.»
حنفای عصر جاهلی را می‌توان کسانی دانست که بت پرستی را، دینی شایستۀ پیروی نمی‌دانستد و چون آیین معقول و شایسته‌ای برای پیروی نمی‌یافتند به بقایای موجود آیین ابراهیمی گرویده و خود را "حنفا" می‌خواندند.

اگر سوال شود:
ایا "زید بن عمرو بن نفیل" موسس مسلک "حنفاء" بود؟ ایا وی پیامبر «صلی الله علیه و اله» را در غار ملاقات نمود؟ و ایشان را با توحید آشنا نمود؟
در جواب میگوییم:
"زید" خود از حنفا است اما موسس نیست. اینکه او پیامبر «صلی الله علیه و اله» را در غار ملاقات کرده باشد در هیج منبع تاریخی وجود ندارد. "زید بن عمرو" که پسر عموی "عمر بن خطاب" بود پس از انتقاد به مشرکان مورد غضب عموی خویش قرار میگرفت و از ترس وی به "غار حرا" پناه میبرد.[7] با اینکه پیامبر «صلی الله علیه و اله» هم به غار میرفت اما سخنی از ملاقان "زید" با پیامبر «صلی الله علیه و آله» در میان نیست.
طبق نقل برخی از منابع تاریخی قبل از اسلام افرادی که مخالف بت پرستی و شرک بودند یا به نوعی جزو حنفا محسوب میشدند قبل از بعثت پیامبر« صلی الله علیه و آله» به "غار حرا" رفته و در ان جا عبادت میکردند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» هم جزو این افراد بوده و به "غار حرا" میرفتند از بعضی روایات برمی آید که پیش از اسلام "تحنّث" «حنیفیت» در میان "قریش" شناخته شده بود. کسانی از قریش "ماه رمضان" را در "حرا" به "تحنّث" می گذراندند، در آنجا فقرا را اطعام می کردند و پس از آن به "مکه" می رفتند و "هفت" بار "کعبه" را طواف می کردند.[8] به گفته "بلاذری"، "عبدالمطلب" نیای پیامبر « صلی الله علیه و آله» این سنّت را در میان "قریش" پایه گذاری کرد.[9] پیامبر «صلی الله علیه و اله» هم سالی "یک ماه" و در طول "ده سال" قبل از بعثت به "غار حرا" رفته در انجا عبادت میکردند.[10]
نکته دیگر اینکه "زید"،"5 سال" قبل از بعثت از دنیا رفت[11] چگونه او توانسته توحید را به پیامبر « صلی الله علیه و آله» تعلیم نماید؟ چرا این مطلب در جایی نیامده است؟
صحابه نگاران او را جزو اصحاب پیامبر « صلی الله علیه و آله» شمرده اند زیرا او به نبوت حضرت محمد «صلی الله علیه و اله» قبل از بعثت پیامبر« صلی الله علیه و آله» ایمان داشت.[12]
البته روایتی وجود دارد که "زید بن عمرو"، پیامبر «صلی الله علیه و اله» را از "اکل ذبیحه اصنام" منع میکند که این روایت ضعیف است.
روایت مذکور را "بخارى" از "محمد بن ابى بکر از فضیل بن سلیمان" از "موسى بن عقبه" از "سالم بن عبدالله بن عمر" نقل کرده که «ضعیف» مى باشد چون در اسناد آن "فضیل بن سلیمان" وجود دارد که مورد طعن و خدشه رجالیون واقع شده است.[13] و نیز "عبدالله بن عمر"[14] مورد تایید نیستند.

منابع:
[1] . راغب اصفهانی، محمد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالکاتب العربی، بی تا، ص ۱۳۳
[2] . ابن منظور، لسان العرب، ذیل حنیف، دارصادر، بی تا، بیروت، ج 9 ص 57-58
[3] . ابن‌سعد، الطبقات الکبری، دارالکتب العلمیه،1410ق، بیروت، ج۴، ص۳۸۴؛ ابن حبیب، المُنَمَّق فی اخبار قریش، تحقیق، خورشید احمد فاروق عالم الکتب،1405ق، ج۱، ص۵۳۲
[4] . فیروزآبادی، قاموس المحیط، دارالکتب العلمیه، بی تا، بیروت، ج 3 ص 437
[5] . ابن حبیب، ج 1 ص 531
[6] . حج 31
[7] . ابن هشام، دارالمعرفه، بی تا، بیروت، ج1، ص237ـ240، 244ـ247؛
[8] . انساب الاشراف بلاذری، دارالفکر، 1417ق، بیروت، ج 1 ص 105
[9] . همان ج 1 ص 84
[10] . مجلسی، بحار الانوار، اسلامیه، 1363ش ، تهران، ج39، ص327ـ328.
[11] . ابن اثیر، اسد الغابه، دارالفکر، 1409ق، بیروت، ج2 ص 145.
[12] . اسدالغابه همان
[13] . ابن حجر عسقلانی، فتح البارى فی شرح صحیح البخاری، مصحح شاهین محمد، دارالکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، 1424ق، بیروت ص434
[14] . شوشتری، قاموس الرجال، جامعه مدرسین،،1410 ، قم، ج6, ص96 ـ 94 ج4, ص174


موضوع قفل شده است