جمع بندی سؤالاتی پیرامون معجزه بودن قرآن و تحدی

تب‌های اولیه

40 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="3"]

shsina;806740 نوشت:
با توجه به این متن اگر در آینده احکامی از قرآن قابل اجرا نبود ما میتوانیم بگویم برای گذشته بوده
با توجه به این متن اگر خلاف آیات قرآن روزی ثابت شد ما میتوانیم بگویم این آیه برای دوران جاهلیت بوده
پس قرآن برای همه ی زمان ها نیست!

این نظر مشهور نمیدونم از کجاست ولی کاملا اشتباهه!!!

همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [ که قرآن جدا کننده حق از باطل است ] به تدریج بر بنده اش نازل کرد ، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد. (فرقان 1)

یاعلی

پ.ن. انتظار نداشتم همچین متنی از کارشناسان این سایت ببینم!

با سلام و درود

اولا نظر مشهور مخالف این است و معتقد است تحدی قرآن ابدی و همیشگی است و تا ابد کسی نمی تواند مانند آن را بیاورد. لذا لطفا نموده و ابتدا متن را به دقت بخوانید تا نظر مشهور و غیر مشهور مشخص شود.
شما ظاهرا انتقادتان به نظریه مقابل نظر مشهور است که آن را جابجا گرفته اید.

در ثانی، نظر دوم اصلا منظورش این نیست که احکام قرآنی و الهی، یک زمانی منتفی می شوند. این نسبتی است که شما به ایشان می دهید.
این نظر می گوید تحدی برای این بوده که مخاطب پیامبر، به مرتبط بودن پیامبر با غیب، یقین پیدا کند؛ لذا وقتی برایش ثبات شد و یقین پیدا کرد به نبوت پیامبر، موضوع تحدی نیز منتفی می شود.

این چیزی که شما به غیر مشهور نسبت داده اید، نادرست است زیرا حلال و حرام الهی تا ابد باقی هستند: «حَلَالُ‏ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»(کافی، چاپ اسلامیه، ج 1، ص 58، ح 19)
توجه: با تغییر موضوع، حکم نیز تغییر می کند؛ البته واضح است که این، تغییر حکم محسوب نمی شود. در ضمن، این مطلب تفصیلاتی دارد که در جای خودش باید پیگیر بود.

نکته: قبل از قضاوت و استناد به کلام الهی علیه دیگران، بهتر است ابتدا کلام طرف مقابل و نیز مقصودش را به دقت مطالعه و بررسی کنیم تا مبادا مطلبی نادرست به او نسبت دهیم.

بنابر این، نظر غیر مشهور ـ سوای درست یا نادرست بودنش ـ اصلا به موقت بودن احکام و دستورات الهی ناظر نیست.[/][/]

میقات;806769 نوشت:

با سلام و درود

اولا نظر مشهور مخالف این است و معتقد است تحدی قرآن ابدی و همیشگی است و تا ابد کسی نمی تواند مانند آن را بیاورد. لذا لطفا نموده و ابتدا متن را به دقت بخوانید تا نظر مشهور و غیر مشهور مشخص شود.
شما ظاهرا انتقادتان به نظریه مقابل نظر مشهور است که آن را جابجا گرفته اید.

در ثانی، نظر دوم اصلا منظورش این نیست که احکام قرآنی و الهی، یک زمانی منتفی می شوند. این نسبتی است که شما به ایشان می دهید.
این نظر می گوید تحدی برای این بوده که مخاطب پیامبر، به مرتبط بودن پیامبر با غیب، یقین پیدا کند؛ لذا وقتی برایش ثبات شد و یقین پیدا کرد به نبوت پیامبر، موضوع تحدی نیز منتفی می شود.

این چیزی که شما به غیر مشهور نسبت داده اید، نادرست است زیرا حلال و حرام الهی تا ابد باقی هستند: «حَلَالُ‏ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»(کافی، چاپ اسلامیه، ج 1، ص 58، ح 19)
توجه: با تغییر موضوع، حکم نیز تغییر می کند؛ البته واضح است که این، تغییر حکم محسوب نمی شود. در ضمن، این مطلب تفصیلاتی دارد که در جای خودش باید پیگیر بود.

نکته: قبل از قضاوت و استناد به کلام الهی علیه دیگران، بهتر است ابتدا کلام طرف مقابل و نیز مقصودش را به دقت مطالعه و بررسی کنیم تا مبادا مطلبی نادرست به او نسبت دهیم.

بنابر این، نظر غیر مشهور ـ سوای درست یا نادرست بودنش ـ اصلا به موقت بودن احکام و دستورات الهی ناظر نیست.

حالا بنده یک اشتباهی کردم و یک کلمه رو جا به جا نوشتم!!! شما بهتر بود به بزرگی خودتون میبخشیدید و به اصل موضوع میپرداختید!!!
مگر آیات قرآن به حلال و حرام خلاصه میشوند که شما این آیه رو مثال زدید؟!
نظر غیر مشهور به موقت بودن احکام الهی ناظر نیست، ولی میتواند توجیهی برای موقت بودن آنها در آینده باشد!!!
در آیه ای که بنده قرار دادم تمام قرآن رو "همیشه سودمند" و "با برکت" میخواند!!!
با توجه به نظر غیر مشهور آیه ی تحدی امروز دیگر سودمند نیست! و به غیر از روایتی تاریخی استفاده ی دیگری ندارد!

[="Tahoma"][="3"]

shsina;806772 نوشت:
حالا بنده یک اشتباهی کردم و یک کلمه رو جا به جا نوشتم!!! شما بهتر بود به بزرگی خودتون میبخشیدید و به اصل موضوع میپرداختید!!!
مگر آیات قرآن به حلال و حرام خلاصه میشوند که شما این آیه رو مثال زدید؟!
نظر غیر مشهور به موقت بودن احکام الهی ناظر نیست، ولی میتواند توجیهی برای موقت بودن آنها در آینده باشد!!!
در آیه ای که بنده قرار دادم تمام قرآن رو "همیشه سودمند" و "با برکت" میخواند!!!
با توجه به نظر غیر مشهور آیه ی تحدی امروز دیگر سودمند نیست! و به غیر از روایتی تاریخی استفاده ی دیگری ندارد!

با سلام و درود

همان طور که عرض کردم، نظر غیر مشهور، اصلا منظورش موقتی بودن آیات قرآن نیست.

این نظر، قائل است تحدی قرآن برای عرب معاصرش بوده تا اعجازش را اثبات کند و پس از عجز و ناتوانی اعراب معاصر و اثبات اعجاز قرآن، دیگر برای انسان های عصرهای بعدی تحدی و مبارزه طلبی ندارد.

به بیان دیگر، دلیل اعجاز قرآن (یعنی همان عجز عرب معاصر) همیشگی و ابدی است و انسان امروزی نیز برای اثبات اعجاز قرآن، به همان عجز و ناتوانی عرب معاصر، استدلال می کند.
پس با عجز و ناتوانی انسان معاصر قرآن، اعجاز قرآن اثبات شده و تا ابد باقی است. دامنه تحدی نیز پس از اثبات اعجاز، دیگر گسترده نیست و انسان امروزی را شامل نمی شود و او را به تحدی فرا نخوانده است.

بنابر این، با نظر غیر مشهور، این گونه نیست که آیات قرآن و یا آیات تحدی، بدون استفاده باشند، زیرا از ماجرای تحدی و مبارزه طلبی و سپس ناتوانی و عجز اعراب و اثبات اعجاز قرآن حکایت دارند.

نکته: چه بسا انتخاب این نظر، به جهت ترس از همانندآوری در آینده، به علت حفظ جایگاه رفیع قرآن باشد؛ لذا گرچه این نظریه قابل نقد و ایراد است ولی موقتی دانستن آیات قرآن، با منظور و مقصود صاحبان این نظر، سازگاری ندارد.[/][/]

میقات;807087 نوشت:

با سلام و درود

همان طور که عرض کردم، نظر غیر مشهور، اصلا منظورش موقتی بودن آیات قرآن نیست.

این نظر، قائل است تحدی قرآن برای عرب معاصرش بوده تا اعجازش را اثبات کند و پس از عجز و ناتوانی اعراب معاصر و اثبات اعجاز قرآن، دیگر برای انسان های عصرهای بعدی تحدی و مبارزه طلبی ندارد.

به بیان دیگر، دلیل اعجاز قرآن (یعنی همان عجز عرب معاصر) همیشگی و ابدی است و انسان امروزی نیز برای اثبات اعجاز قرآن، به همان عجز و ناتوانی عرب معاصر، استدلال می کند.
پس با عجز و ناتوانی انسان معاصر قرآن، اعجاز قرآن اثبات شده و تا ابد باقی است. دامنه تحدی نیز پس از اثبات اعجاز، دیگر گسترده نیست و انسان امروزی را شامل نمی شود و او را به تحدی فرا نخوانده است.

بنابر این، با نظر غیر مشهور، این گونه نیست که آیات قرآن و یا آیات تحدی، بدون استفاده باشند، زیرا از ماجرای تحدی و مبارزه طلبی و سپس ناتوانی و عجز اعراب و اثبات اعجاز قرآن حکایت دارند.

نکته: چه بسا انتخاب این نظر، به جهت ترس از همانندآوری در آینده، به علت حفظ جایگاه رفیع قرآن باشد؛ لذا گرچه این نظریه قابل نقد و ایراد است ولی موقتی دانستن آیات قرآن، با منظور و مقصود صاحبان این نظر، سازگاری ندارد.

بله من هم عرض کردم در ظاهر نیست، ولی:

1- با توجه به نظر غیر مشهور یک انسان عادی هم میتواند همانند کلام خدا بنویسد! پس چه تفاوتی میان انسان و خدا هست؟! شاید هم روزی بهتر از قرآن را هم نوشتیم!!!
2- با توجه به نظر غیر مشهور میتوان سایر آیات قرآن که جزو حلال و حرام نیستند اگر در آینده خلافشان ثابت شود میتوان گفت که برای توجیح گذشتگان بوده! مثلا برخی آیات که به وقایع علمی اشاره دارن احتمال اشتباه بودنشون هر لحظه تقویت میشود!!! یا آیات جهاد و...

با توجه به موارد 1 و 2 شبهات کفار مبنی بر تخیلی بودن قرآن و استفاده محمد از کتب اخلاق و داستان های پیشینیان حقیقت داره!!!
در نتیجه دلیلی بر مسلمان ماندن ما نیست! کتب اخلاق بسیار کامل تر از قرآن هستند!!!

یاعلی

[="Tahoma"][="3"]

shsina;807097 نوشت:
بله من هم عرض کردم در ظاهر نیست، ولی:

1- با توجه به نظر غیر مشهور یک انسان عادی هم میتواند همانند کلام خدا بنویسد! پس چه تفاوتی میان انسان و خدا هست؟! شاید هم روزی بهتر از قرآن را هم نوشتیم!!!
2- با توجه به نظر غیر مشهور میتوان سایر آیات قرآن که جزو حلال و حرام نیستند اگر در آینده خلافشان ثابت شود میتوان گفت که برای توجیح گذشتگان بوده! مثلا برخی آیات که به وقایع علمی اشاره دارن احتمال اشتباه بودنشون هر لحظه تقویت میشود!!! یا آیات جهاد و...

با توجه به موارد 1 و 2 شبهات کفار مبنی بر تخیلی بودن قرآن و استفاده محمد از کتب اخلاق و داستان های پیشینیان حقیقت داره!!!
در نتیجه دلیلی بر مسلمان ماندن ما نیست! کتب اخلاق بسیار کامل تر از قرآن هستند!!!

یاعلی

با سلام و درود

نظر غیر مشهور، اعجاز قرآن را اثبات شده می داند لذا معتقد است بدون ارتباط با وحی، نمی توان مانند قرآن را آورد.

اما می توانید قول مشهور را بگیرید و این قول را رد کنید، کما این که از جمله ادله نپذیرفتن این قول، می توان به مطلق و بدون قید بودن آیات تحدی اشاره کرد.
این اطلاق شامل همه انسان ها و در همه زمان ها می شود.[/][/]

میقات;807148 نوشت:

با سلام و درود

نظر غیر مشهور، اعجاز قرآن را اثبات شده می داند لذا معتقد است بدون ارتباط با وحی، نمی توان مانند قرآن را آورد.

حرفتون رو که عوض کردید!!!

قبل تر گفتید تحدی برای مردم زمان پیامبر بوده، پس احتمال همانند آوری در نظر غیر مشهور وجود داره!
الان میگید خیر باید با وحی ارتباط داشته باشه! یعنی کلا صحبتتون عوض شد و همون نظر مشهور شد! چون دیگ پیامبری نخواهد بود که با وحی ارتباط داشته باشه پس تا ابد کتابی مثل قرآن نوشته نخواهد شد!!! مگه اینکه احتمال پیامبر جدید هم شما بدید؟!؟!؟!
به هر حال تکلیف مارو با این نظرات مشخص کنید!!!

میقات;807148 نوشت:

اما می توانید قول مشهور را بگیرید و این قول را رد کنید، کما این که از جمله ادله نپذیرفتن این قول، می توان به مطلق و بدون قید بودن آیات تحدی اشاره کرد.
این اطلاق شامل همه انسان ها و در همه زمان ها می شود.

مسئله قبول کردن من نیست! مسئله گمراه شدن کاربران توسط شماست!!!
کافیه یه نفر نظر غیر مشهور رو قبول کنه و هزار تا شبهه تو ذهنش ایجاد بشه!
پس لطف کنید لطف کنید نظرات غیر مشهور رو تو ذهن خودتون نگه دارید.
در ثانی به نظر شما آیاتی که دارای قید هستن برا ما نوشته نشدن و به درده ما نمیخورن؟!؟!؟!

یاعلی

shsina;807161 نوشت:
حرفتون رو که عوض کردید!!!

قبل تر گفتید تحدی برای مردم زمان پیامبر بوده، پس احتمال همانند آوری در نظر غیر مشهور وجود داره!
الان میگید خیر باید با وحی ارتباط داشته باشه! یعنی کلا صحبتتون عوض شد و همون نظر مشهور شد! چون دیگ پیامبری نخواهد بود که با وحی ارتباط داشته باشه پس تا ابد کتابی مثل قرآن نوشته نخواهد شد!!! مگه اینکه احتمال پیامبر جدید هم شما بدید؟!؟!؟!
به هر حال تکلیف مارو با این نظرات مشخص کنید!!!

مسئله قبول کردن من نیست! مسئله گمراه شدن کاربران توسط شماست!!!
کافیه یه نفر نظر غیر مشهور رو قبول کنه و هزار تا شبهه تو ذهنش ایجاد بشه!
پس لطف کنید لطف کنید نظرات غیر مشهور رو تو ذهن خودتون نگه دارید.
در ثانی به نظر شما آیاتی که دارای قید هستن برا ما نوشته نشدن و به درده ما نمیخورن؟!؟!؟!

یاعلی

با سلام و درود

در ابتدا نکته ای عرض کنم: هر چیزی ظرفیت خاص خودش را دارد؛ گفتگوی علمی نیز چنین است. اگر ظرفیت گفتگوی علمی با رعایت ادب و احترام را ندارید، هیچ الزامی به ادامه گفتگو نیست.

از طرفی کسی قرار نیست همه معارف و حقایق در یک پست یا تاپیک ارائه شود. این جا اشاره ای به موضوعات علمی می شود و مطالعه و تحقیق آن بر عهده کاربر است. لذا کسی که اهل تحقیق و به دنبال حقیقت است، این گفتگوها فقط برای او سر نخ است تا مشروح و تفصیل آن را در کتب مرتبطه پیگیری نماید.

در کتب مربوطه نیز این مطالب و اختلاف نظرها مطرح شده و کسی که می خواهد در این زمینه تحقیق نماید باید علاوه بر داشتن ظرفیت لازم، با روحیه علمی و محققانه پیگیر موضوع باشد، نه این یک قسمت را بگیرد و بقیه را رها کند و یا با تحقیق و ... را با مجادله اشتباه بگیرد.

اما در باره موضوع تحدی:

صاحبان قول غیر مشهور، مسلمان و مؤمن به قرآن هستند و هر مسلمانی قرآن را کاملترین کتاب هدایت و تعالی می داند. اگر چنین نباشد، مسلمانی او کامل نیست.

کسی که می گوید تحدی قرآن مربوط به همان عصر نزول است، ناظر به فصاحت و بلاغت قرآن است، نه جنبه هدایتگری قرآن و ... . لذا طبق این نظر، ممکن است در آینده کسی پیدا شود که بتواند در فصاحت و بلاغت قرآنی، کلامی بیاورد، ولی قطعا در دیگر جهات هدایتگرانه قرآن و ... نمی تواند چنین باشد.

پس صرف محدود دانستن تحدی به زمان عصر نزول، معنایش متفاوت نبودن انسان و خدا و الهی نبودن قرآن و گمراه شدن و ... (که شما تصور کرده اید) نیست.

بنابر این، کسی هم که تحدی قرآن را مختص به عصر نزول می داند، ناظر به قدر متیقن و حداقلِ همانندآوری یعنی فصاحت و بلاغت است، نه جنبه هدایتگری قرآن و ...؛ زیرا لازمه مسلمانی، ایمان به هدایتگری قرآن و کامل و الهی بودن آن است.

به بیان دیگر؛ در این که قرآن، کاملترین کتاب هدایتگرانه و تعالی بخش و الهی است، شک و اختلافی نیست. در این زمینه کسی نمی تواند مانندی برای قرآن بیاورد؛ ولی اختلافی که در محدوده و دامنه تحدی است در باره فصاحت و بلاغت قرآن است، نه سایر حیثیات و حهات اعجازی قرآن.

مشهور می گوید در همین هم کسی نمی تواند همانندی برای قرآن بیاورد، غیر مشهور می گوید، تحدی قرآن به فصاحت و بلاغت، برای زمان عصر نزول و اثبات معجزه و الهی بودن است و پس از اثبات، شامل انسان های دوره های بعدی نمی شود، لذا ولو کسی بتواند از نظر فصاحت و بلاغت مانند قرآن را بیاورد، ولی با این حال الهی بودن قرآن باقی است زیرا هدایتگری و سایر جهات اعجازی قرآن سر جایش باقی است و کسی نمی تواند همانندآوری کند.

میقات;807279 نوشت:

صاحبان قول غیر مشهور، مسلمان و مؤمن به قرآن هستند و هر مسلمانی قرآن را کاملترین کتاب هدایت و تعالی می داند. اگر چنین نباشد، مسلمانی او کامل نیست.

کسی که می گوید تحدی قرآن مربوط به همان عصر نزول است، ناظر به فصاحت و بلاغت قرآن است، نه جنبه هدایتگری قرآن و ... . لذا طبق این نظر، ممکن است در آینده کسی پیدا شود که بتواند در فصاحت و بلاغت قرآنی، کلامی بیاورد، ولی قطعا در دیگر جهات هدایتگرانه قرآن و ... نمی تواند چنین باشد.

پس صرف محدود دانستن تحدی به زمان عصر نزول، معنایش متفاوت نبودن انسان و خدا و الهی نبودن قرآن و گمراه شدن و ... (که شما تصور کرده اید) نیست.

بنابر این، کسی هم که تحدی قرآن را مختص به عصر نزول می داند، ناظر به قدر متیقن و حداقلِ همانندآوری یعنی فصاحت و بلاغت است، نه جنبه هدایتگری قرآن و ...؛ زیرا لازمه مسلمانی، ایمان به هدایتگری قرآن و کامل و الهی بودن آن است.

به بیان دیگر؛ در این که قرآن، کاملترین کتاب هدایتگرانه و تعالی بخش و الهی است، شک و اختلافی نیست. در این زمینه کسی نمی تواند مانندی برای قرآن بیاورد؛ ولی اختلافی که در محدوده و دامنه تحدی است در باره فصاحت و بلاغت قرآن است، نه سایر حیثیات و حهات اعجازی قرآن.

مشهور می گوید در همین هم کسی نمی تواند همانندی برای قرآن بیاورد، غیر مشهور می گوید، تحدی قرآن به فصاحت و بلاغت، برای زمان عصر نزول و اثبات معجزه و الهی بودن است و پس از اثبات، شامل انسان های دوره های بعدی نمی شود، لذا ولو کسی بتواند از نظر فصاحت و بلاغت مانند قرآن را بیاورد، ولی با این حال الهی بودن قرآن باقی است زیرا هدایتگری و سایر جهات اعجازی قرآن سر جایش باقی است و کسی نمی تواند همانندآوری کند.

شما که اینقدر علاقه مند به بحث های علمی هستید لطف کنید اول دلایل قبلی بنده رو نقد و تکذیب کنید سپس دلایل جدید بیان کنید!
حتما هم اطلاع دارید که بین کاربران افرادی هستن که دنبال تحقیق و... نیستن و سخنان کارشناس براشون سنده و بهش اعتماد میکنن!!!

1- صرف جنبه ی هدایتگری قرآن برای اثبات الهی بودن آن کافی نیست، کتب اخلاق بسیار موفق تر و کامل تر از قرآن هستند! پس من چرا باید قرآن رو الهی بدانم؟!
2- باز این پزسش پاورجاست!!! چگونه انسان میتواند در نوشتن کتابی در فصاحت و بلاغت به خداوند برسد؟ یعنی در زمینه ی فصاحت و بلاغت تفاوتی میان خدا و انسان نیست؟! شاید هم انسان روزی بالاتر هم برود!!!
3- قرآن باید از هر نظر، تاکید میکنم از هر نظر تا اَبد از کتب دیگر بالاتر باشد تا بتوان ادعا کرد که این کتاب، کتابی الهیست! بهتر میدونید: خدا یعنی بی نهایت، پس کتاب خدا هم باید بی نهایت باشه! از هر لحاظ!!!
4- پاسخی ندادید!!! چگونه این آیه از قرآن نشانه ای برای ماست؟ شما که میگید شاید ما بتونیم بهتر از قرآن رو هم در آینده بنویسیم!!! پس این آیه هیچ تاثیری در هدایت مردم نداره بلکه باعث گمراهی اونا هم میشه! با استناد به نظر غیر مشهور و این آیه مردم میگن: "وقتی ما خودمون میتونیم مثل قرآن در فصاحت و بلاغت بنویسیم، دیگ چه نیازی بهش داریم؟ قرآن برای همون مردمان گذشته بود نه ما!!! یکمم بگذره از هر لحاظ بهتر از قرآن را هم خواهیم نوشت"

جناب کارشناس، شما بسیار با سواد تر از بنده هستید و ایراداتی که مطرح میکنم شما بهتر از من میدانید! حال چرا باز نظر غیر مشهور را در مباحث با وجود ایرادات آن که خود نیز قبول دارید، مطرح میکنید بنده نمیدانم!!! هدف شما چیست؟

یاعلی

[="Tahoma"][="3"]

shsina;807287 نوشت:
1- صرف جنبه ی هدایتگری قرآن برای اثبات الهی بودن آن کافی نیست، کتب اخلاق بسیار موفق تر و کامل تر از قرآن هستند! پس من چرا باید قرآن رو الهی بدانم؟!
2- باز این پزسش پاورجاست!!! چگونه انسان میتواند در نوشتن کتابی در فصاحت و بلاغت به خداوند برسد؟ یعنی در زمینه ی فصاحت و بلاغت تفاوتی میان خدا و انسان نیست؟! شاید هم انسان روزی بالاتر هم برود!!!
3- قرآن باید از هر نظر، تاکید میکنم از هر نظر تا اَبد از کتب دیگر بالاتر باشد تا بتوان ادعا کرد که این کتاب، کتابی الهیست! بهتر میدونید: خدا یعنی بی نهایت، پس کتاب خدا هم باید بی نهایت باشه! از هر لحاظ!!!
4- پاسخی ندادید!!! چگونه این آیه از قرآن نشانه ای برای ماست؟ شما که میگید شاید ما بتونیم بهتر از قرآن رو هم در آینده بنویسیم!!! پس این آیه هیچ تاثیری در هدایت مردم نداره بلکه باعث گمراهی اونا هم میشه! با استناد به نظر غیر مشهور و این آیه مردم میگن: "وقتی ما خودمون میتونیم مثل قرآن در فصاحت و بلاغت بنویسیم، دیگ چه نیازی بهش داریم؟ قرآن برای همون مردمان گذشته بود نه ما!!! یکمم بگذره از هر لحاظ بهتر از قرآن را هم خواهیم نوشت"

با سلام و درود

1. این که هدایتگری کتب اخلاق بهتر از قرآن است، ادعای بی اساس است. بله اگر منظورتان آموزش، کلاسیک بودن و ... است، این به معنای برتری نیست؛ زیرا هر آن چه از معارف و هدایتگری در کتب اخلاق است، در قرآن نیز هست.

به بیان دیگر، نمی توان معارفی هدایتگرانه و متعالی پیدا کرد که در کتب دیگر باشد و در قرآن نیامده باشد. به بیان سوم، اگر حرف حسابی در جاهای دیگر هست در قرآن هم هست.

البته پرداختن به این موضوع در محدوده این تاپیک نیست و در جای خود باید پیگیری نمود.

2و3. اصلا بحث تقابل خدا و انسان نیست. اگر کسی هم بتواند در حد فصاحت و بلاغت، مانند قرآن بیاورد، همین را هم خدا به او داده است. همان طور که حضرت عیسی (علیه السلام) بیماری را شفا می داد، اگر امروزه پزشکان بتوانند چنین کنند، این به معنای تقابل انسان با خدا نیست زیرا همین علم و دانش را خدا به پزشک داده است.

4. خصوص فصاحت و بلاغت مطرح است نه همه ابعاد اعجازی قرآن. همانندآوری در حد فصاحت و بلاغت، به معنای همانندی به همه جهات اعجازی قرآن نیست بلکه فصاحت و بلاغت، جهتی از جهات از اعجاز قرآن است.

همان طور که قبلا هم عرض کردم، صاحبان نظریه غیر مشهور ـ سوای درست یا نادرست بودن نظرشان ـ مسلمان و به قرآن و نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) معتقد هستند؛ لذا معتقدند قرآن الهی است و کسی نمی تواند مانندی برای آن بیاورد ـ ولو بتواند مانندی برای فصاحت و بلاغت بیاورد.[/][/]

میقات;807490 نوشت:

2و3. اصلا بحث تقابل خدا و انسان نیست. اگر کسی هم بتواند در حد فصاحت و بلاغت، مانند قرآن بیاورد، همین را هم خدا به او داده است. همان طور که حضرت عیسی (علیه السلام) بیماری را شفا می داد، اگر امروزه پزشکان بتوانند چنین کنند، این به معنای تقابل انسان با خدا نیست زیرا همین علم و دانش را خدا به پزشک داده است.

شفای حضرت عیسی بی هیچ وجه قابل مقایسه با شفای پزشکان نیست، چرا؟ چون در شفای پزشکان "خطا" وجود دارد ولی شفای حضرت عیسی خیر.
پس اگر انسان با گذشت زمان بتواند همانند قرآن در فصاحت وبلاغت بیاورد باز هم خطا خواهد داشت!!! و تلفات خواهد داد!!!
مگر اینکه خداوند قدرتی مانند حضرت عیسی به یک نفر بدهد برای آودرن همانند برای قرآن در فصاحت و بلاغت!!!
آیا همچین چیزی امکان دارد؟!
اگر دارد بحث تمام است.

موضوع قفل شده است