جمع بندی سؤالاتی پیرامون معجزه بودن قرآن و تحدی

تب‌های اولیه

40 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سؤالاتی پیرامون معجزه بودن قرآن و تحدی

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته،
عرض ادب و احترام و خدا قوت
این تاپیک را به درخواست یکی از کاربران بزرگوار که دوست نداشتند با نام کاربری خودشان این تاپیک را باز کنند باز می‌کنم، اگر پاسخ برخی از سؤالات در تاپیک‌های قبلی جواب کامل داده شده‌اند ممنون می‌شوم لینک آن تاپیک‌ها داده شود،
سؤالات به این شرح هستند که اگرچه متعدد هستند ولی نزدیک به هم هستند و به زعم حقیر قابل جواب دادن در یک تاپیک هستند، حداقل پاسخ شخصی که حقیر برای این سؤالات دارم (صرفنظر از درست بودن یا نبودنش)، تا شما چه صلاح بدانید:


[/HR]
1.تحدی در چه زمینه ای است؟ فقط جنبه ادبی است، یا سایر زمینه ها را نیز شامل می شود؟

2.در طول تاریخ، ادبایی داشته ایم که در زمینه خودشان، چیزی آورده اند که کسی نتوانسته مثلش را بیاورد. آیا این به معنای معجزه بودن است؟

3.با توجه به اینکه هر کسی برای نوشتارش سبک و سیاقی دارد، آیا دعوت به مثل آوری، منطقی است؟

4.داور در بررسی تحدی قرآن کیست؟ گویا داوری با متخصصین و ادباست. فرض کنید کسی سوره ای می سازد و ادعا می کند مثل قرآن است. خب معمولا داور بنا به گرایش خودش نظر می دهد، اگر مسلمان باشد بگوید مثل نیست و اگر نامسلمان باشد می گوید حتی بهتر از قرآن است! با وجود تعصبات چگونه به داوری متخصصان اعتماد کنیم؟

5.همچنین در مورد داوری ادبی، آیا زیبایی ادبی گذشته از بحث تعصبات، امری سلیقه ای نیست و هر کسی سلیقه ای خاص خود ندارد؟

6.لطفا بفرمایید تلاشهایی مثل «الحمد للرحمن ربّ الاکوان الملک الدیان لک العبادة و بک المستعان اهدنا صراط الایمان» و «انّا اعطیناک الجواهر فصل لربّک و جاهر و لا تعتمد قول ساحر(یا: انّ مبغضک رجل کافر)» چرا نمی توانند مثل قرآن باشند؟

7.وقتی ما ایرادی به تلاشی برای مثل آوری قرآن جوابی می دهیم، آیا بدان معناست که اگر فرد برود و ایرادها را برطرف کند، دیگر سوره اش، مثل قرآن است؟

8.چرا اعجاز قرآن، به شکلی است که افراد متخصص یا حداقل عربزبان قادر به درک آن هستند؟ مثلا یک ژاپنی، که اصلا با زیباییهای زبانی لسان عرب آشنا نیست، چگونه می تواند خودش این اعجاز را درک کند؟

9.اگر مثل قرآن آوردن، محال است، چرا تحدی در حدّ یک آیه یا یک جمله نیست؟

10.مخالفین قرآن، معمولا ایرادها و اشکالاتی را نیز به ظاهر و محتوای قرآن می گیرند. آیا در این شرایط منطقی است که بگوییم اگر شک دارید مثلش بیاورید؟

11.از کجا می دانیم که هنوز مثل قرآن نیامده[یعنی اینکه فردی آورده باشد ولی موفق نشده باشد آنرا به دست مخالفین اسلام برساند تا آنرا در بوق و کرنا کنند و مثلا مرگ امانش نداده باشد] و همچنین از کجا بدانیم در آینده مثل قرآن نخواهد آمد؟


[/HR]
با تشکر،
در پناه خدا باشید و عاقبتتان بخیر
یا علی علیه‌السلام

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد میقات

[="Tahoma"][="3"]

باء;804437 نوشت:
1.تحدی در چه زمینه ای است؟ فقط جنبه ادبی است، یا سایر زمینه ها را نیز شامل می شود؟

با سلام و درود

همانند آوری برای همه ابعاد و ویژگی های قرآن است؛ البته حداقل و قدرمتیقن آن، فصاحت و بلاغت است.

در آدرس ذیل در این مورد گفتگو شده است:

تحدی قرآن؛ درخواستی واقعی یا فراری به جلو؟!

باء;804437 نوشت:
2.در طول تاریخ، ادبایی داشته ایم که در زمینه خودشان، چیزی آورده اند که کسی نتوانسته مثلش را بیاورد. آیا این به معنای معجزه بودن است؟

اولا خود آن ها ادعایی در معجزه و الهی بودن آثارشان نداشته اند یعنی خودشان قبول داشته اند که در چنین جایگاهی نیستند

در ثانی آثار آن ها مورد قضاوت قرار نگرفته و چه بسا اگر چنین شود، قطعا دارای خطا بوده و نیازمند اصلاح و تکمیل است، از طرفی چنین نیست که هیچ قسمتی از آن، قابل همانند آوری نباشد.

باء;804437 نوشت:
3.با توجه به اینکه هر کسی برای نوشتارش سبک و سیاقی دارد، آیا دعوت به مثل آوری، منطقی است؟

وقتی اطمینان باشد که او بهترین، کاملترین، جامعترین و در اعلا است و دیگران را توان همانند آوری نیست، چه اشکالی دارد برای اثبات حقانیت خویش، مبارزه طلبی و تحدی به همانندآوری نماید.

باء;804437 نوشت:
4.داور در بررسی تحدی قرآن کیست؟ گویا داوری با متخصصین و ادباست. فرض کنید کسی سوره ای می سازد و ادعا می کند مثل قرآن است. خب معمولا داور بنا به گرایش خودش نظر می دهد، اگر مسلمان باشد بگوید مثل نیست و اگر نامسلمان باشد می گوید حتی بهتر از قرآن است! با وجود تعصبات چگونه به داوری متخصصان اعتماد کنیم؟

قضاوت با اهل فن، کارشناسان ادبیات و متخصصان زبان شناس است.

قضاوت با گروه خاصی نیست لذا هر صاحب نظری ـ از هر دین و فرقه ای و با هر زبانی ـ می تواند در این زمینه نظر بدهد.

وقتی غالب اهل فن، از سراسر جهان، تایید کنند این همانندی را، این ادعا به اثبات می رسد. تا چنین قضاوت حداکثری نشده باشد، ادعای همانندآوری در حد ادعا باقی می ماند.

باء;804437 نوشت:
5.همچنین در مورد داوری ادبی، آیا زیبایی ادبی گذشته از بحث تعصبات، امری سلیقه ای نیست و هر کسی سلیقه ای خاص خود ندارد؟

وقتی معیار، قضاوت حداکثری متخصصان و اهل فن باشد، دیگر شائبه سلیقه ای بودن و ... نیست.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

باء;804437 نوشت:
6.لطفا بفرمایید تلاشهایی مثل «الحمد للرحمن ربّ الاکوان الملک الدیان لک العبادة و بک المستعان اهدنا صراط الایمان» و «انّا اعطیناک الجواهر فصل لربّک و جاهر و لا تعتمد قول ساحر(یا: انّ مبغضک رجل کافر)» چرا نمی توانند مثل قرآن باشند؟

کتاب "حُسن الايجاز" كتاب كوچكى است از يك نويسنده مسيحى كه در سال 1912 م از طرف چاپخانه انگليسى در بولاق مصر انتشار يافته است. مؤلف آن يك آمريكايى با نام مستعار «نصر الدين ظافر» است. او مدعی شده این مانندی برای سوره کوثر است.

«انّا اعطيناك الجواهر، فصلّ لرّبك و جاهر، و لا تعتمد قول ساحر» (ما به تو جواهر داديم، تو نيز با صداى بلند نماز بخوان و به گفتار ساحر و جادوگر اعتماد مكن)

آیت الله خویی(ره) اين معارضه با سوره کوثر را از چند جهت باطل و مورد اشكال مى ‏دانند، لذا چند جواب نقضی و حلی به او داده اند:

1. اين مطالب متعلق به این شخص نیست بلکه آنها را از "مسيلمه كذاب" سرقت نموده و به نام خود قالب زده است. مسيلمه در مقام معارضه با اين سوره چنين گفته است: «انّا اعطيناك الجماهر، فصلّ لربّك و هاجر، و انّ مبغضك رجل كافر» (ما به تو جمعيت‏ ها داديم، تو نيز نماز بخوان و هجرت كن و دشمن تو مرد كافر است)

2. این تقلید از نظم و تركيب قرآن است و تنها برخی الفاظ آن تغییر داده شده است، پس نمی توان ادعای معارضه با قرآن داشت.

3. او گمان می کرده اگر دو كلام، صرفا در سجع و قافيه مشابه هم باشند، در فصاحت و بلاغت نيز يكسان و برابر خواهند بود. در صورتى كه چنين نيست بلكه اولين شرط فصاحت اين است كه در ميان جملات يك گفتار، ارتباط و تناسب وجود داشته باشد كه گفتار اين نويسنده فاقد آن است.

4. منظور او از كلمه «جواهر» چيست؟
اگر منظورش جواهر معينى باشد، در اين جملات هيچ قرينه ‏اى بر آن مقصود نيست؛ و اگر منظورش تمام جواهرات موجود در دنيا باشد - یعنی الف و لام برای استغراق و كليت باشد - اين هم عملا يك دروغ آشكار است، زيرا تمام جواهرات موجود در دنيا به يك نفر داده نشده است.

5. منظور از ساحر كيست و به كدام گفتار وى نبايد اعتماد نمود؟
اگر منظورش ساحر معينى و قسمت خاصى از گفتار وى باشد، لازم بود قرينه‏ اى ذكر كند ولى در اين جمله چنين قرينه‏ اى وجود ندارد؛ و اگر منظور وى هر گونه گفتار است كه از هر ساحرى باشد، که اين صحیح نيست زيرا ما هیچ دلیل عقلی بر اين نداريم كه بر هيچ گفته ساحر ـ ولو در كارهاى معمولى و متعارف ـ نبايد اعتماد نمود.

6. آیات سوره کوثر با توجه به این در شأن رسول خاتم (صلی الله علیه و آله) نازل شده دارای معارفی عالی و کامل است که اصلا قابل مقایسه با این جملات ساختگی نیست.

بنابر این:

چگونه مى‏ توان سوره کوثر با آن سطح عالى و بلاغت كامل را با این جملات منحط و بى ‏ربط اين نويسنده، مقايسه نمود؟!

جملاتى كه گوينده آن‏ ها خودش را به زحمت انداخته، بر اساس عناد و يا نادانى، آن‏ ها را به هم بافته است تا بدان وسيله با بلاغت و اعجاز قرآن معارضه و مبارزه كند و از عظمت آن بكاهد.

______________
ر.ک: البیان فی تفسیر القرآن، ص 97 – 99.
[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

باء;804437 نوشت:
7.وقتی ما ایرادی به تلاشی برای مثل آوری قرآن جوابی می دهیم، آیا بدان معناست که اگر فرد برود و ایرادها را برطرف کند، دیگر سوره اش، مثل قرآن است؟

در هر حال، صاحب نظران و اهل فن باید در این زمینه قضاوت نمایند. در صورت موافقت اکثریت صاحب نظران و اهل فن، ادعایش ثابت می شود.

باء;804437 نوشت:
8.چرا اعجاز قرآن، به شکلی است که افراد متخصص یا حداقل عربزبان قادر به درک آن هستند؟ مثلا یک ژاپنی، که اصلا با زیباییهای زبانی لسان عرب آشنا نیست، چگونه می تواند خودش این اعجاز را درک کند؟

اعجاز قرآن منحصر در اعجاز لفظی نیست.

اعجاز قرآن جهات و حیثیات مختلفی دارد یعنی از جهات گوناگون، معجزه است، از جمله شخصیت آورنده آن (پیامبر صلی الله علیه وآله)، بلاغت و فصاحت، اسلوب و سبک بیان، پیامرسانی و هدایت گری، مفاهیم و معارف حکیمانه و بلند و عالی، شیوه استدلال، اخبار غیبی، جعل قوانین فردی و اجتماعی، اعجاز علمی، و ... .

همه این ها که اختصاص به زبان عربی ندارد. هر کسی مطابق با زبان خودش بتواند کلامی بیاورد که از برخی حیث ها و جهات با قرآن همطرازی داشته باشد ادعایش ثابت می شود.

تاکنون و بعد از چهارده قرن، کسی نتوانسته همانندی بیاورد.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

باء;804437 نوشت:
9.اگر مثل قرآن آوردن، محال است، چرا تحدی در حدّ یک آیه یا یک جمله نیست؟

اولا از نظر عقلی ملازمه ای وجود ندارد که بگوییم یا باید تحدی نکند و یا اگر تحدی می کند باید تحدی به یک آیه یا جمله را هم قبول کند.

در ثانی از تحدی به گفتاری چون قرآن: «فَلْيَأْتُوا بِحَديثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقينَ»؛ اگر راست مى‏ گويند سخنى همانند آن بياورند (طور/ 34)، می توان برداشت کرد که شامل کمتر از یک سوره هم می شود، ولی حداقل باید به اندازه یک پاراگراف و گفتار باشد که بتواند نظم خاص اعجازی را دارا بوده و حیثیات و جهات مختلف اعجاز قرآن اعم از فصاحت و بلاغت، پیام رسانی، معنویت و اخلاق، و ... را در حد اعلا دارا باشد.

تحدی به آیه شامل آیه یک یا دو حرفی، مانند «ق» یا «حم» هم می شود، البته قبول داریم كه همین آیات چند حرفی نیز از معجزات قرآن است و اعجازی عظیم در آن نهفته است، ولی شاید به تنهایی قابل تقلید صوری باشند.

فراموش نشود که همین آیات یک یا دو حرفی با ارتباط با آیات بعدی دارای نظم خاص می گردد و آن گاه است كه می توان با نمونه های مشابه به معارضه برخیزد.

چه بسا اگر تحدی آیه (حتی آیات یک حرفی) در قرآن ذكر می شد، شاید فردی ادعا می كرد كه من نیز آیه ای آورده ام به نام دال، باء، و …، در این صورت نمی توانستیم اثبات کنیم که آن آیه "دال" شما با آیه مباركه «یس» برابر نیست، در حالی که فقط در ظاهر و شکل حروف یکسان و کاملا تقلیدی است، و هیچ یک از جهات اعجاز قرآنی را ندارد.
از اینرو تحدی به آیه نداریم؛ زیرا هر کسی می تواند با گفتن یک کلمه، ادعا کند و قابل اثبات هم نیست.

در تاپیک ذیل، در این زمینه گفتگو شده است:

تحدى قرآن حتی به یک آیه

[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

باء;804437 نوشت:
10.مخالفین قرآن، معمولا ایرادها و اشکالاتی را نیز به ظاهر و محتوای قرآن می گیرند. آیا در این شرایط منطقی است که بگوییم اگر شک دارید مثلش بیاورید؟

این ایرادها به قرآن وارد نیست و هر کدام به دفعات و بیان های مختلف پاسخ داده شده است.

نازل کننده قرآن چون می داند کارش بدون ایراد و اشکال است، و این اشکال ها نادرست و وارد نیست؛ با اطمینان به کار خودش، مبارزه طلبی و تحدی کرده است؛ و این غیر منطقی نیست.

باء;804437 نوشت:
11.از کجا می دانیم که هنوز مثل قرآن نیامده[یعنی اینکه فردی آورده باشد ولی موفق نشده باشد آنرا به دست مخالفین اسلام برساند تا آنرا در بوق و کرنا کنند و مثلا مرگ امانش نداده باشد] و همچنین از کجا بدانیم در آینده مثل قرآن نخواهد آمد؟

همین که متخصصان و اهل فن، قضاوت مثبتی نداشته و موردی را تایید نکرده اند، دلیل بر این است که هنوز کسی نتوانسته به تحدی قرآن پاسخ دهد.

پس از گذشت بیش از 14 قرن می بینیم با این همه مخالف و مدعی در برابر قرآن، هنوز هیچ ادعایی به اثبات نرسیده که هیچ، بلکه اصلا در سطحی نبوده که بتواند در برابر قرآن قابل مطرح شدن باشد.

این که ممکن است کسی قبل از همانند آوری مرده باشد و ...، از فرض و خیال هم فراتر رفته و اصلا احتمال معقول و علمی محسوب نمی شود. مگر در این 1400 سال فقط یک نفر می توانسته؟ به فرض قبول، مگر پس از او همفکرانش نمی توانستند راه او را ادامه دهند و .... .

کسی که چنین ادعایی مطرح می کند، فهمیده حقیقت چیست ولی نمی خواهد بپذیرد، لذا به دنبال بهانه تراشی و ... نپذیرفتن حق است.

از آینده اطلاعی نداریم ولی قرآن خبر غیبی داده که کسی نمی توانند همانند قرآن بیاورد: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا»؛ و اگر (چنين) نكرديد، و (هرگز) نخواهيد كرد.(بقره: 2/ 24)

زیرا قرآن کلام خالق و الله است و افق علمی خالق و مخلوق، بسیار متفاوت و با فاصله است لذا جنس و سنخ کلام قرآن با جنس و سنخ کلام مخلوق متفاوت است و به همین جهت مخلوق (انسان) نمی تواند کلامی در افق و هم سنخ با کلام خالق بیاورد.

تاریخ 1400 ساله نیز شاهد است بر این ادعا.

با این شواهد می توان گفت در آینده نیز چنین خواهد بود.[/][/]

عرض سلام دارم خدمتکارشناس محترم تاپیک
1 - بفرمایید بنده الان ادعایی دارم مبنی بر اینکه میخوام با قرآن تحدی کنم میشه لطف بفرمایید قاضی رو بیارید که ادعای من رو بررسی کنه؟ بنده به هیچ وجه قاضی که مسلمان باشه رو قبول ندارم چون قاضی مسلمان یعنی اینکه خودش قبول کرده که قرآن کتاب خداست و تحدیش پاسخ نداره معلومه که هرچی من بگم میگه به اندازه قرآن نیست.پس خیلی جدی لطف بفرمایید معرفی کنید
2 - یه سری میگند قرآن اونقدر کلی گویی نوشته شده که هر نوع اتفاقی توی کاءنات رو میشه ازش تفسیر کرد و یا بالعکس و الان خیلیا این انتقاد رو دارند که مسلمانان از هر آیه قرآن هزاران تفسیر جوری که منطبق با موضوع مورد بحث باشه در میارند.
الان به شوخی توی سایتی نوشته بود اگر موجودات دیگر در کرات دیگر پیدا بشه و براشون دین و آینی و فرستاده ای نباشه قطعا مسلمانان از توی قرآن اینو استنباط میکنند و میگند که قرآن در فلان آیه گفته بوده.
لطف بفرمایید کامل صریح این مساله رو توضیح بدید

[="Tahoma"][="3"]

muiacir;805881 نوشت:
عرض سلام دارم خدمتکارشناس محترم تاپیک
1 - بفرمایید بنده الان ادعایی دارم مبنی بر اینکه میخوام با قرآن تحدی کنم میشه لطف بفرمایید قاضی رو بیارید که ادعای من رو بررسی کنه؟ بنده به هیچ وجه قاضی که مسلمان باشه رو قبول ندارم چون قاضی مسلمان یعنی اینکه خودش قبول کرده که قرآن کتاب خداست و تحدیش پاسخ نداره معلومه که هرچی من بگم میگه به اندازه قرآن نیست.پس خیلی جدی لطف بفرمایید معرفی کنید
2 - یه سری میگند قرآن اونقدر کلی گویی نوشته شده که هر نوع اتفاقی توی کاءنات رو میشه ازش تفسیر کرد و یا بالعکس و الان خیلیا این انتقاد رو دارند که مسلمانان از هر آیه قرآن هزاران تفسیر جوری که منطبق با موضوع مورد بحث باشه در میارند.
الان به شوخی توی سایتی نوشته بود اگر موجودات دیگر در کرات دیگر پیدا بشه و براشون دین و آینی و فرستاده ای نباشه قطعا مسلمانان از توی قرآن اینو استنباط میکنند و میگند که قرآن در فلان آیه گفته بوده.
لطف بفرمایید کامل صریح این مساله رو توضیح بدید

با سلام و درود

1. قاضی قرار نیست فقط مسلمان باشد. متخصصان ادبیات و زبان شناس سراسر عالم، قاضی هستند. قطعا اگر مطلبی که ارائه می دهید همسان با قرآن باشد، اهل فن و متخصصان را با خود همراه کرده و همانندآوری شما را تایید می کنند.

این موضوع مانند یک مطلب علمی است که از سوی دانشمندی مطرح می شود و سایر اندیشمندان آن علم، در رد یا اثبات آن از سراسر جهان، نظرشان را بیان می کنند. اگر اغلب آن ها این فرضیه یا مطلب علمی را تایید کند، می توان گفت آن به اثبات رسیده است.

در همانندآوری نیز همین طور است. اگر اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، ادعای شما را تایید کنند، ادعای شما ثابت می شود.

نکته:
این بنابر نظر مشهور است که تحدی قرآن را ابدی و برای همیشه و همه دوران ها دانسته اند؛ اما نظریه دیگری نیز وجود دارد که می گوید تحدی قرآن مربوط به زمان نزول قرآن و برای اثبات نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است، یعنی پیامبر می فرماید هر کدام از شما که به غیب متصل نیستید اگر می توانید مانند آن را بیاورید؛ لذا این که کسی که متصل به غیب نیست نمی تواند مانند آن را بیاورد، ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به غیب و ماوراء این عالم، متصل است و ادعای نبوت ایشان ثابت می شود.

بنابر این دیدگاه، منافاتی ندارد در سالیان بعد، کسی بتواند مانند قرآن را بیاورد، زیرا این تحدی موقتی و برای اثبات ادعای پیامبری خدا بوده و پس از اثبات، غرض حاصل شده است.

2. همین که کسی کلامی بیاورد که قابل تطبیق بر قرن های آینده و کاربردی و قابل استفاده باشد، این خود از اعجاز و ویژگی های منحصر به فرد آن کلام است.

لذا این عیب نیست بلکه پویایی و کاربردی بودن قرآن برای همه زمان ها و همه دوران ها را می رساند.[/][/]

سلام.

میقات;805863 نوشت:
وقتی غالب اهل فن، از سراسر جهان، تایید کنند این همانندی را، این ادعا به اثبات می رسد. تا چنین قضاوت حداکثری نشده باشد، ادعای همانندآوری در حد ادعا باقی می ماند.

میقات;805863 نوشت:
وقتی معیار، قضاوت حداکثری متخصصان و اهل فن باشد، دیگر شائبه سلیقه ای بودن و ... نیست.

میقات;805868 نوشت:
در هر حال، صاحب نظران و اهل فن باید در این زمینه قضاوت نمایند. در صورت موافقت اکثریت صاحب نظران و اهل فن، ادعایش ثابت می شود.

میقات;805902 نوشت:
در همانندآوری نیز همین طور است. اگر اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، ادعای شما را تایید کنند، ادعای شما ثابت می شود.

این موردی که فرمودید معنای دقیقش چیه؟ چون جملات شما بسیار کلی هستند.
منظورتون از اهل فن و متخصصان چیه؟
متخصصان چه رشته ای مد نظر شماست؟
صلاحیت این متخصصان رو چه کسی تایید میکنه؟ این متخصصان باید چه شرایطی داشته باشند تا مورد تایید شما باشند؟
دقیقا چند نفر باید تایید کنند تا مورد قبول قرار بگیره؟

میقات;805902 نوشت:
این بنابر نظر مشهور است که تحدی قرآن را ابدی و برای همیشه و همه دوران ها دانسته اند؛ اما نظریه دیگری نیز وجود دارد که می گوید تحدی قرآن مربوط به زمان نزول قرآن و برای اثبات نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است، یعنی پیامبر می فرماید هر کدام از شما که به غیب متصل نیستید اگر می توانید مانند آن را بیاورید؛ لذا این که کسی که متصل به غیب نیست نمی تواند مانند آن را بیاورد، ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به غیب و ماوراء این عالم، متصل است و ادعای نبوت ایشان ثابت می شود.

کدوم نظر رو باید پذیرفت؟
اگر نظر دوم درسته بفرمایید تا این دوستمون برای همانند آوری تلاش نکنند.
البته به نظر میرسه نظر جنابعالی همون نظر اول هست تا زمانی که همانندی پیدا نشده. و اگر پیدا شد اونوقت نظر دوم رو خواهید پذیرفت. این رو از فرمایش خودتون حدس زدم.

میقات;805902 نوشت:
بنابر این دیدگاه، منافاتی ندارد در سالیان بعد، کسی بتواند مانند قرآن را بیاورد، زیرا این تحدی موقتی و برای اثبات ادعای پیامبری خدا بوده و پس از اثبات، غرض حاصل شده است.
موضوع قفل شده است