زیارت به قصد رجاء

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد تذکره

ما دو نوع وثوق سندی و صدوری داریم :
وثوق صدوری:
اگر از صادر شدن یک روایت و حدیث از معصومین (ع) اطمینان پیدا کنیم می‌گوییم نسبت به آن حدیث وثوق صدوری حاصل شده، این اطمینان می‌تواند از راه سند حدیث (به طور جداگانه) یا قرائن دیگر (جداگانه یا به کمک سند حدیث) حاصل شود.
وثوق سندی:
اگر از صحت سند یک حدیث، اطمینان حاصل شود، گفته می‌شود وثوق سندی نسبت به آن حاصل شده است.
در اصطلاح حدیث شناسی از این دو – به ترتیب- به وثوق خبری (وثوق و اطمینان به خبر) و وثوق مُخبری (اطمینان از وثاقت افراد موجود در سند) نیز یاد می‌شود.(1)
همان طور که ملاحظه می‌شود نسبت بین این دو عموم و خصوص من وجه است، یعنی گاهی وثوق سندی هست ولی وثوق صدوری نیست به عبارت دیگر؛ از صحت سند یک روایت اطمینان حاصل شده ولی چه بسا قطع داریم که این روایت از امام معصوم صادر نشده است.
امام صادق (ع) وقتی سعید بن مغیره را لعنت می‌کردند فرمودند: او احادیثی را در لابلای کتاب‌های حدیثی اصحاب پدرم(امام باقر) وارد کرده است، پس آن چه مطابق قرآن و سنت است از ما بپذیرید.(2) یعنی از راه سند احادیث نمی‌توانید صحت یا عدم صحت روایت را تشخیص دهید و باید وارد بحث محتوایی آن شوید.
از طرفی گاهی وثوق صدوری حاصل است ولی روایت از حیث سندی مشکل دارد. روایت مقبولۀ عمر بن حنظله از این دست است که با وجود راویان ضعیف یا مجهولی که دارد ولی مورد قبول علماء و فقها در طول تاریخ قرار گرفته است.
و در نهایت موارد متعددی است که هم وثوق سندی وجود دارد و هم وثوق صدوری، و در حقیقت وثوق سندی راهی است برای رسیدن به وثوق صدوری.
بعضی از روایات اعتقادی و غیر آن مانند نهج البلاغه،زیارت عاشورا، زیارت جامعه که شاید سند کامل و صحیح نداشته باشند با توجه به دیدگاه وثوق سندی از دایره حجیت خارج می‌شوند ولی بنا بر دیدگاه وثوق صدوری این گونه روایات و بسیاری از ادعیه که دارای مضامین عالی هستند، حجیت آنان به اثبات می‌رسد و این اثر زیادی بر معارف شیعی دارد.
توجه قدما و عمل بر طبق یک روایت ضعیف السند موجب قبول آن می‌شود و هر چه روایت ضعف بیشتری داشته باشد عمل اصحاب به آن، مضمون آن را بیشتر قوت می‌بخشد و در مقابل روی برگرداندن آنان از یک روایت صحیح السند موجب خدشه در آن روایت است و هر چه این روایت صحیح‌تر و کامل‌تر باشد، خدشه‌ای که به آن می‌رسد قوی‌تر است.(3)
پیروان مکتب وثوق صدوری، بر این باورند که روی گردانی اصحاب از روایتی که صحیح السند است، سبب می‌شود که آن روایت از حجت بودن بیفتد، این دیدگاه، پس از عصر وحید بهبهانی، به اوج شهرت خود رسید و این باور رایج شد که :
می‌توان به خبر ضعیف جبران شده به شهرت، عمل کرد. فقیهانی که بر این نظرند، بسیارند از جمله : وحید بهبهانی، علامه بحرالعلوم، سید محمد عاملی، سید علی طباطبائی، سید محمد مجاهد، شیخ انصاری، صاحب جواهر، محقق قمی، علامه شفتی، برغانی، سید محسن حکیم، بروجردی و امام خمینی.(4)
امّا در مقابل کسانی که قائل به وثوق سندی‌اند به عنوان مثال روی بر گرداندن اصحاب از روایت صحیح السند را موجب ضعف حدیث نمی‌دانند.

پی نوشت :
1.جزائری، سید محمد جعفر، هدی الطالب فی شرح المکاسب، ج4، ص 363، حاشیه دوم،انتشارات دار الکتاب، قم، 1416ق
2.کشی، محمد بن عمر بن عبدالعزیز،رجال‏کشی ص 224 ، موسسه نشر دانشگاه مشهد،مشهد،1490ق.
3.آملی، میرزا محمد تقی، مصباح الهدی فی شرح العروة الوثقی، ج 2، ص 395، دفتر معظم له، تهران، 1380ق
4.مجله کاوشی نو در فقه اسلامی، شماره 19 و 20، ص 145 تا 207.

در انتهاء قصد رجا را معنی می کنم :
انجام عملی که امید و احتمال مطلوب بودن آن در شرع را می دهیم ولی یقین به این نداریم که شرع مقدس ان را امر کرده و البته امری هم به ما در ان باره نرسیده (هر چند یقین داریم منفور و مبغوض شارع نیست) اگر با این شرایط به امید مطلوبیت و ثواب شارع عمل را بیاوریم به این کار می گویند عمل را بقصد رجاء آوردند
.
در ادامه هم عرض می کنیم که بر فرض در دعاها اگر سندی نباشد می شود به قصد رجا انجام داد

سلام خیلی ممنون که وقت گذاشتید وتوضیح دادید ولی متاسفانه من هنوز جواب سوال رومتوجه نشدم.
عرض بنده اینه که افرادی نظیر آیت الله خوئی که قائل به وثوق سندی هستند وقتی باانبوهی از روایات در باب ادعیه وزیارات مثل دعای ندبه، زیارت آل یس ،صحیفه سجادیه و..روبرومیشوند به خاطر افتادگی سند ویاسایر عوامل نمیتوانند به سند این احادیث اطمینان کنند ،خب بعضی از این افراد از جمله آیت الله خوئی احادیث «من بلغ»راهم فاقداین توانایی میدانند که منجر به تقویت سند این احادیث بشود وحکم استحباب از ان آن خارج شود.حالاظاهرا اینجاباید همه این روایات راازباب رجا وبه قصد ثواب مرجو بخوانند .علی ای حال این همه روایت در باب ادعیه که سند شان کامل نیست پایشان در هواست ومثل هزاران دعایی که افرادصالح درد دلشان رابه عربی ترجمه میکنند میماند وهیچ فضیلت افزونی براین دعاها ی مشهورنیست،غیر ازاینکه احتمال میدهیم این دعا سخن اهل بیت باشد ولی در بقیه ادعیه من در اوردی چنین احتمالی نیست.
آیاچنین برداشتی درست است

سلام تشکر از لطفتان که پاسخ حقیر را کامل خواندید
ولی این نکته را در پاسخ سوالتان بیان می کنم که هر مرجع یا عالم بزرگواری در علم مورد تخصصصش یک مبنایی دارد این مبنای ایشان و مبنایش قابل احترام است اما شما چرا به مبنای علمای دیگر که در این زمینه قائل به وثوق صدوری هستند استناد نمی کنید و از طرفی رجوع به چنین روایات و دعاها و زیاراتی بر مبنای امثال آیت الله خویی دلیل نمی شود که این زیارات پا در هوا باشد و اصلا بکارگیری این نوع عبارات صحیح نیست و عمل بر ادعیه این چنینی به قصد رجا و امیدواری مشکلی را بوجود نمی آورد

سلام بزرگوار ،از تذکری که بهم دادید خیلی ممنونم،انشاالله که بتونم احترام علما واحادیث اهل بیت روداشته باشم .
ببینید مادردنیاحرفهای زیادی داریم ولی نمیشینیم اونهاروتجزیه تحلیل کنیم ،براشون وقت صرف کنیم وتوضیح وتبیین کنیم.بلکه معمولاسخن اهل بیت راخیلی بیشتر دقت میکنیم وفکرمیکنیم وزندگیمون روبر اون اساس شکل میدهیم .
باتوجه به اینکه مااز یک طرف کثرت ادعیه وزیارات داریم که واقعا سنددرست ومطمئنی ندارند وازیک طرف آیت الله خوئی مرحوم فردبسیار کار کشته ای بودند واین منطق ایشون باعث میشه که احادیث زیادی که در قالب دعا وزیارت به دست مارسیدند صرفابه عنوان یه امراحتمالی تلقی شوند که شاید خیلی مهم نباشند که بنشینیم واینها روشرح وتفصیل بدهیم وازلابه لای اونها نکات ریز استخراج کنیم،حالااین مرحوم چه روش وطریقی داشتند که از نواقص احتمالی دیدگاهشون کاسته بشه؟
آیاجنابعالی جایی مستند دیدید که درباره این ادعیه معروف که عرض شدنظیر زیارت آل یس، ندبه،توسل ،ادعیه صحیفه سجادیه و... ایشون فرمایشی داشته باشند؟

بنده جایی مستند که درباره این ادعیه معروف که عرض شدنظیر زیارت آل یس، ندبه،توسل ،ادعیه صحیفه سجادیه و... ایشون فرمایشی داشته باشند ندیدم

قالی;754859 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
چی شدجواب من؟

سلام
بزرگوار، کارشناس محترم که گفتند فرمایشی در این مورد از ایشون ندیدند.

تذکره;753458 نوشت:
بنده جایی مستند که درباره این ادعیه معروف که عرض شدنظیر زیارت آل یس، ندبه،توسل ،ادعیه صحیفه سجادیه و... ایشون فرمایشی داشته باشند ندیدم

سلام ،وقت شمابخیر
جناب ،علی مع الحق بنده دوتاسوال مطرح کردم ،آنچه که بنده از فرمایش جناب تذکره متوجه شدم این بود که ایشون جایی مستند نظر آیت الله خویی روراجع به اعتبار این ادعیه مشهورندیدند،از ایشون وشما خیلی متشکربابت تذکرتتون ؛
ولی سوال دیگه من این بود که به نظر شماامثال آیت الله خویی وقتی در مقابل انبوهی از ادعیه وزیارات که سند کاملی ندارند قرارمیگیرند همه اینهاروصرفابه عنوان قصدرجاء قرائت میکنندیااینکه ایشون قاعده واصل پذیرفته دیگه ای هم دارند تابتونند این همه روایت وادعیه رویه کاسه نکنند ومثلادعای ندبه براشون بادعای شش قفل فرقی نداره؟

قالی;755399 نوشت:
سلام ،وقت شمابخیر
جناب ،علی مع الحق بنده دوتاسوال مطرح کردم ،آنچه که بنده از فرمایش جناب تذکره متوجه شدم این بود که ایشون جایی مستند نظر آیت الله خویی روراجع به اعتبار این ادعیه مشهورندیدند،از ایشون وشما خیلی متشکربابت تذکرتتون ؛
ولی سوال دیگه من این بود که به نظر شماامثال آیت الله خویی وقتی در مقابل انبوهی از ادعیه وزیارات که سند کاملی ندارند قرارمیگیرند همه اینهاروصرفابه عنوان قصدرجاء قرائت میکنندیااینکه ایشون قاعده واصل پذیرفته دیگه ای هم دارند تابتونند این همه روایت وادعیه رویه کاسه نکنند ومثلادعای ندبه براشون بادعای شش قفل فرقی نداره؟

سلام
لطفا صبور باشید تا کارشناس تشریف بیارن

سلام
بحث جالب و قابل توجهی است.
ظاهرا در فهم روش های نقد الحدیثی بسیار مفید و کارگشا است.
من هم پیگیر این بحث هستم و هم زمان مطالعه هم در این باره خواهم داشت و اگر نکته ای یافتم بیان میکنم.
مشتاق خواندن نظرات اساتید و دوستان بزرگوار هستم.

باسلام
نایب الزیاره و دعاگوی همه دوستان در کربلای معلی و نجف اشرف بودم و الان در خدمت شما هستم

تذکره;759547 نوشت:
باسلام
نایب الزیاره و دعاگوی همه دوستان در کربلای معلی و نجف اشرف بودم و الان در خدمت شما هستم

سلام زیارت قبول خوشابه سعادتتون،
بزرگوارلطفابه سوال بنده هم جواب بدید.

سلام
سوالتنو دقیق و شفاف بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم
همانگونه که مشهور است درپذیرش مستحبّات وسنن واخبار سختگیریهای خاص رجالی لازم نیست ،طبق روایاتی که ازآنها به احادیث «من بلغ»یادمیکنندوبرخی ازروی اینگونه روایات حکم به استحباب فلان عمل میدادند.
مرحوم ایت الله خوئی ازسویی قائل به وثوق سندی هستند وتنها به روایتی که از طریق بررسی سلسله سند ان به اطمینان صدور از معصوم رسیده باشند فتوامیدهند وازسویی احادیث من بلغ رادراین حد نمیدانند که بسیاری از آداب وسنن مستحبه رافتوابه استحباب بدهند.
حال بنده عرض میکنم باتوجه به اینکه مازیارات وادعیه بسیاری داریم که اینها از نظر سندی اشکالاتی دارند نظیر افتادگی سند و..نظیر ادعیه صحیفه سجادیه ,زیارت آل یاسین، دعای ندبه وزیارت جامعه.
این بزرگوارانی که چنین مبنایی دارند نظیرآیت الله خویی ،وقتی در مقابل انبوهی از ادعیه وزیارات که سند کاملی ندارند قرارمیگیرند همه اینهاروصرفابه عنوان قصدرجاء قرائت میکنندیااینکه ایشون قاعده واصل پذیرفته دیگه ای هم دارند تابتونند این همه روایت وادعیه رویه کاسه نکنند ومثلادعای ندبه براشون بادعای شش قفل فرقی نداره ودرمورد همه اینگونه ادعیه یک حرف میزنند که به قصدرجاءبخوانید؟

احادیث از یک نظر به دو دسته تقسیم می شوند:
متواتر و غیر متواتر(خبر واحد).
حدیث متواتر حدیثی است که صدور آن از معصوم قطعی است. البته متواتر تقسیم هایی دارد، ولی احادیث متواتر محدود و کم هستند. غالب احادیث غیر متواتر و به اصطلاح "خبر واحد" می باشند.
احادیث غیر متواتر که بیش تر و اکثریت قریب به اتفاق احادیث هستند ، به چهار دسته کلی تقسیم می شوند:
1. خبر صحیح که راویان آن تا معصوم افراد شناخته شده، متصل به هم و عادل و شیعه دوازده امامی می باشند. این نوع حدیث، بهترین نوع بعد از متواتر است و در احکام فرعی حجت می باشد.
2. خبر موثق به احادیثی گفته می شود که راویان آن تا معصوم متصل و شناخته شده اند. همگی مورد اطمینان و در درجه بالای تقوا و راستگویی و...هستند ،گر چه بعضی از آنان شیعه دوازده امامی نیستند.
این روایات از لحاظ اعتبار در درجه بعد از خبر صحیح هستند.
3. خبر حسن، که راویان شناخته شده و متصل و شیعه هستند و گر چه مدح هم شده اند، ولی وثاقت آنان یقینی نیست . از لحاظ ایمان و تقوا و راستگویی و حافظه و تقید بر درستگویی و... مورد یقین و اطمینان نمی باشند. این روایات که تعدادشان بیش تر از انواع قبل است، در درجه اعتبار پایین تری از روایات قبل می باشند.
4. روایات ضعیف که در سند یا دلالت آن ها ضعف و ایرادی هست ، مثلا راویان تا معصوم متصل نیست و یا اصلا راویان ذکر نشده اند یا راوی بین چند نفر که ثقه و غیر ثقه اند، مشترک می باشد یا از راوی هیچ مدح و تاییدی نرسیده و...
این روایات که از لحاظ تعداد بیش ترین هستند، از لحاظ درجه اعتبار از همه پایین ترند.
برای اطلاع بیش تر به کتاب های درایه الحدیث، مدیر شانه چی و درایه و رجال،علی صدرایی خویی مراجعه کنید.
اما کتاب های حدیث، مجموعه هایی است از احادیث صحیح و موثق و حسن و ضعیف. کتاب کافی که توسط حدیث شناس بزرگ شیعه محمد بن یعقوب کلینی با وسواس تمام نوشته شده ، مجموعه ای است از روایات مختلف و نمی توان همه روایات آن را صحیح یا صحیح و موثق شمرد . بسیاری از روایاتش توسط حدیث شناسان از جمله نویسنده "حلیه المتقین" غیر صحیح یا ضعیف شمرده شده( رجوع کنید به "مرآه العقول که شرح کافی می باشد). حساب بقیه کتاب ها معلوم است.
برای اطلاع بیش تر به کتاب های درایه الحدیث از مدیر شانه چی و درایه و رجال از علی صدرایی خویی مراجعه کنید.

توجه داشته باشید در روایت آمده است : هر کس حدیثی از پیامبرخدا به او برسد که نسبت به عملی وعده ثوابی در آن داده شده باشد و برای رسیدن به ثواب وعده داده شده، آن عمل را انجام دهد، بدان ثواب می رسد حتی اگر آن سخن را پیامبر خدا نگفته و آن وعده را پیامبر خدا نداده باشد.(1).
مثلا کتاب حلیه المتقین کتابی است که در مورد آداب و مستحبات نوشته شده ،عالمان حدیث با توجه به دستور وارد شده از معصوم در مورد مستحبات نسبت به سند روایات وارده در باب آداب و مستحبات سخت گیری نکرده اند . پس با اين که برخی روایات در این کتاب از امام معصوم نیست و تمام روايات كتاب حليه المتقين معتبر و قوي است.اما با توجه به روایت فوق به قصد رجا می شود انجام داد .

پی نوشت :
1.محاسن برقی،ج1،ص25 باب "ثواب من بلغه عن النبی..."

بسم الله الرحمن الرحیم
خداخیرتون بده،متأسفانه من هنوز جوابم رانگرفتم ،عرض بنده اینه که افرادی که حدیث معتبررا صرفابابررسی سلسله سندبه دست میاورند نظیر انچه درمورد آیت الله خویی گفته میشود.این افراددرمورد انبوه زیارت وادعیه که سندکاملی ندارند فقط یه معیاردارند واونهم اینه که بگند به قصدرجاء بخونید؟ومثلازیارت جامعه کبیره بااونهمه مضامین عالی اعتقادی چون سند متصل ندارد وممکن است برخی مضامین آن درسایر زیارات نیامده باشد باید گفت صرفابه قصد رجاءبخونید همونجوری که دعای شش قفل ودعای عدیله رامیخوانید؟
خب اگه چنین حرفی درست باشه من مقلد ایشون باشم با چه اعتقادی دعای ندبه وزیارت ال یاسین و..روبخونم ؟همین به صرف یک کلمه گفتن که اینهاروبه قصدرجاءبخونید دیگه احتیاجی به هیچ بررسی دیگه ای نیست؟

قالی;763442 نوشت:
مثلازیارت جامعه کبیره بااونهمه مضامین عالی اعتقادی چون سند متصل ندارد.....

با عرض سلام
البته شما به عنوان مثال گفتید اما برای اینکه شبهه ای پیش نیاد:

علامه مجلسی (ره) در مورد سند زیارت جامعه کبیره میگوید:

أقول إنما بسطت‏ الكلام‏ في‏ شرح‏ تلك‏ الزيارة قليلا و إن لم أستوف حقها حذرا من الإطالة لأنها أصح الزيارات سندا و أعمها موردا و أفصحها لفظا و أبلغها معنى و أعلاها شأنا

بنابراین این زیارت به شهادت علامه مجلسی از صحیح ترین زیارات هست هم از نظر سند و هم از نظر متن و لفظ و شان

یک نکته ای را محضر شما عرض کنم که تقلید در مسائل شرعی از یک مجتهد اعلم لازم است ولی در مسائل اعتقادی و اخلاقی تقلید از مراجع لازم نیست بلکه با لحاظ مجموع نظرات به نظر کامل می رسید

سلام
وقتی روایتی یا دعایی ضعیف باشد. خود ضعف هم درجاتی دارد. و می توان از طریق همین درجات ضعف روایات و ادعیه ضعیف را طبقه بندی بندی کرد و بین آنها تفاوت قائل شد. به عنوان مثال آثار و ادعیه ای که صرفا ارسال یا در سندشان راوی مجهول دارند قابل قیاس با آثار و ادعیه ای که به درجه ای از ضعف رسیده اند که در اصطلاح (( لا یلتفت الیه)) دانسته می شوند نیستند.
از طریق معیار های بسیاری می توان ادعیه ضعیف السند را از نظر درجه ی ضعف طبقه بندی کرد مثلا:
ادعیه ای که فقط ارسال کوتاه واسطه در سند یا راوی مجهول دارند.
ادعیه ای که در سندشان راوی کذاب یا فاسد العقیده وجود دارد.
ادعیه ای که با وقایع مسلم و مشهور تاریخی در تضاد هستند.
ادعیه ای که با وجود ضعف سندی ولی چند طریق سندی دیگر هم دارند.
ادعیه ای که در کتب متقدم آمده اند ولی ارسال زمانی زیادی در سندشان موجود است.
ادعیه ای که سید بن طاووس و علامه مجلسی از کتب ناشناخته آورده اند.
ادعیه ای که محدث نوری و شیخ عباس قمی از به قول خودشان کتب قدیمی پیدا کرده اند.
ادعیه ای که که وابسته به آثار و کتب مربوط به سحر و طلسم هستند.
ادعیه ای که وابسته به آثار و کتب متصوفه هستند.
ادعیه ای که هیچ منبعی برایشان یافت نشده است و معلوم نیست از کجا آمده اند.
و...
بنابراین مثلا دعای عرفه با وجود ضعف سند اصلا قابل قیاس با دعای گنج العرش (که خود اسمش دارد داد می زند که جعلی است) نیست.

قالی;762781 نوشت:
این بزرگوارانی که چنین مبنایی دارند نظیرآیت الله خویی ،وقتی در مقابل انبوهی از ادعیه وزیارات که سند کاملی ندارند قرارمیگیرند همه اینهاروصرفابه عنوان قصدرجاء قرائت میکنندیااینکه ایشون قاعده واصل پذیرفته دیگه ای هم دارند تابتونند این همه روایت وادعیه رویه کاسه نکنند ومثلادعای ندبه براشون بادعای شش قفل فرقی نداره ودرمورد همه اینگونه ادعیه یک حرف میزنند که به قصدرجاءبخوانید؟

افرادی که مبنای وثوق سندی دارند معصوم نیستند و ممکن است در جایی مبنای خود را زیر پا بگذارند و نهایت تسامح را قائل بشوند. مثلا شهید ثانی که جزو قائلان وثوق سندی است از کتاب مصباح الشریعه که اصلا سند درست و حسابی ندارد به صورت گسترده و فراوان در آثارغیر فقهی خود خود مثل کشف الربیبه و مسکن الفواد و منیه المرید و اسرار الصلاه به عنوان سخنان امام صادق استفاده کرده است.

بسم الله الرحمن الرحیم
ازاین که وقت گذاشتید وجواب بنده رودادید ممنونم.
لطفا اگرممکنه از علماوفقهایی که قایل به وثوق سندی هستند و حداقل دربرخوردباادعیه وزیارات این مبناروکنارگذاشتند نظیرشهیدثانی که فرمودید بازهم نمونه بیاورید.
آیادرجایی دیده اید که آیت الله خویی درمورد ادعیه وزیارات یاتاریخ یامستحبات به بررسی محتوایی حدیثی بپردازند وصرف محتوای غنی روایتی را موجب معتبردانستن آن حدیث بدانند؟برای من سخته قبول کنم که ایشان از طرفی مبنای حجیت خبرواحدراسیره عقلابدانند وبعد سیره عقلارومعتبردر همه انواع خبرواحد بدانند چه مربوط به قرآن وچه سایر مضامین فرض بکنند بعد وقتی همین عقلا ازراهی غیر ازسند اطمینان به صدورحدیثی از معصوم پیداکنند ایشان این نتیجه روقبول نداشته باشند؟
نمیدونم آیامن اشتباه فکرمیکنم یامنظورایشان یه چیز دیگه ایست؟

قالی;763860 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
ازاین که وقت گذاشتید وجواب بنده رودادید ممنونم.
لطفا اگرممکنه از علماوفقهایی که قایل به وثوق سندی هستند و حداقل دربرخوردباادعیه وزیارات این مبناروکنارگذاشتند نظیرشهیدثانی که فرمودید بازهم نمونه بیاورید.
آیادرجایی دیده اید که آیت الله خویی درمورد ادعیه وزیارات یاتاریخ یامستحبات به بررسی محتوایی حدیثی بپردازند وصرف محتوای غنی روایتی را موجب معتبردانستن آن حدیث بدانند؟

نمی دانم برای چه این همه روی آیت الله خویی تاکید دارید.
در مورد آیت الله خویی مشکلی که وجود دارد این است که بیشتر کتب ایشان فقهی است. در معجم الرجال هم بیشتر به شرح حال راویان پرداخته اند و به ندرت متن اخبار را مورد توجه قرار داده اند. بنابر این چون به صورت مستقل وارد این موضوعات نشده اند نمونه آوردن در این موارد از ایشان دشوار است.
یک جمله ای که از ایشان دیدم و شاید به دردتان را بخورد را برایتان می آورم:

البحث عن ثبوت الاستحباب بفتوى الفقيه باعتبار صدق عنوان البلوغ عليها وعدمه،فان هذا البحث متفرع على دلالة هذه الأخبار على استحباب عمل بلغ فيه الثواب وقد عرفت عدمها، نعم لا نضايق عن ترتب الثواب في كل مورد صدق فيه بلوغ الثواب سواء كان البلوغ بفتوى الفقيه أو بنقل الرواية، وسواء كان البلوغ بالدلالة المطابقية أو بالالتزام.إلى غير ذلك من الأبحاث المبتنية على دلالة هذه الأخبار على حجية الخبر الضعيف في في باب السنن، أو علي دلالتها على استحباب العمل الذي بلغ فيه الثواب. ( مصباح الاصول ج2 ص321)

ترجمه قسمت برجسته شده: بله ما سخت گیری نمی کنیم از مترتب شدن ثواب در تمام مواردی که بلوغ ثواب در آن صدق کند. جدای از اینکه این بلوغ به فتوای فقیه باشد یا با نقل روایت باشد و جدای از اینکه بلوغ به دلالت مطابقی یا التزامی باشد.

بنابر این از نظر آیت الله خویی اگر بلوغ ثواب به صورت مستقل در چیزی صدق کند در آن سخت گیری نمی شود.

اگر از تسامح آیت الله خویی بخواهیم مثال بزنیم می توانم به توحید مفضل اشاره کنم.

ایشان در معجم الرجال درباره ی مفضل بن عمر می گویند: ويكفي في جلالة المفضل تخصيص الامام الصادق عليه السلام إياه بكتابه المعروف بتوحيد المفضل ، وهو الذي سماه النجاشي بكتاب فكر ، وفي ذلك دلالة واضحة على أن المفضل كان من خواص أصحابه ومورد عنايته .

همانگونه که می بینید ایشان کتاب توحید مفضل را در اثبات جلالت مفضل کافی می دانند. در حالی که اول باید توثیق مفضل را بگویند و بعد از همین راه حکم به توثیق کتاب بکنند. در حالی که اینجا بر عکس عمل کرده اند و کتاب را دلیل وثاقت راوی دانسته اند. از طرف دیگر در سند توحید مفضل محمد بن سنان وجود دارد که خود آیت الله خویی او را ضعیف می داند.

نمونه دیگر مثلا در باب زیارات. ایشان به طور گسترده در معجم الرجال خودشان با استناد به زیارت ناحیه مقدسه و زیارت رجبیه شهدای عاشورا را ذکر کرده اند. در حالی خودشان سند این دو زیارت را ضعیف می دانند و حتی در برخی موارد در مورد ذکر همین موضوع شهدا به این ضعف اشاره کرده اند ولی در اغلب موارد متذکر این ضعف نشده اند. مثلا:

قارب :
مولى الحسين بن علي عليه السلام ، من المستشهدين بين يدي الحسين عليه السلام ، ووقع التسليم عليه في زيارة الناحية المقدسة .
یا
قعنب بن عمرو :
النميري : من المستشهدين بين يدي الحسين عليه السلام ، ووقع التسليم عليه في زيارة الناحية المقدسة .
یا
كرش بن الزهير :
التغلبي : من المستشهدين بين يدي الحسين عليه السلام ، وقد وقع التسليم عليه في زيارتي الناحية المقدسة والرجبية .
یا
أسلم بن كثير :
الازدي ، عد من المستشهدين ، بين يدي الحسين عليه السلام ، وقد سلم عليه في زيارة الناحية المقدسة .

ولی در این موارد به ضعف سند این دو زیارت اشاره کرده است:
جبلة بن علي :
الشيباني : وقع التسليم عليه ، في زيارت الناحية المقدسة ، إلا أن سندها ضعيف ، وذكر ابن شهر آشوب ، أنه ممن قتل في الحملة الاولى ، المناقب ، أوائل الثلث الاخير ، في فصل : في مقتله ( الحسين ) عليه السلام .
یا اینجا
سالم مولى بني مدينة الكلبي :
استشهد مع الحسين عليه السلام ، وسلم عليه في الزيارة الخارجة من الناحية المقدسة إلا أن سندها ضعيف
یا این
سعد بن عبدالله :
من أصحاب الحسين عليه السلام ، رجال الشيخ . هو من المستشهدين بين يديه عليه السلام عليه مع توصيفه بالحنفي في الزيارة الخارجة من الناحية المقدسة إلا أن سندها ضعيف ، وفي الزيارة الرجبية : سعيد بن عبدالله الحنفي وسندها أيضا ضعيف .


قالی;763860 نوشت:
برای من سخته قبول کنم که ایشان از طرفی مبنای حجیت خبرواحدراسیره عقلابدانند وبعد سیره عقلارومعتبردر همه انواع خبرواحد بدانند چه مربوط به قرآن وچه سایر مضامین فرض بکنند بعد وقتی همین عقلا ازراهی غیر ازسند اطمینان به صدورحدیثی از معصوم پیداکنند ایشان این نتیجه روقبول نداشته باشند؟
نمیدونم آیامن اشتباه فکرمیکنم یامنظورایشان یه چیز دیگه ایست؟

آیت الله خویی سیره ی عقلا را مبنی بر حجیت خبر واحد موثق می دانند نه خبری که توثیق صدوری دارد. در مورد قبول نداشتن توثیق صدوری این گونه نیست که سیره ی عقلا این را بگوید و ایشان قبول نداشته باشند بلکه به خاطر این قبول ندارند که از نظر ایشان اصلا بنای عقلا بر این نیست. این هم که گفتید (( عقلا ازراهی غیر ازسند اطمینان به صدورحدیثی از معصوم پیداکنند)) اشتباهتان این جاست که سیره ی عقلا را با اجتهاد خلط کرده اید. این که عده ای از علما از راه دیگری به اطمینان صدور برسند و حکم به آن کنند دلیل بر این نمی شود که بنای عقلا هم بر همین است. بلکه این اسمش اجتهاد می شود. اجتهاد هم وقتی اعتبار دارد که دلیل اجتهاد آورده شود وبرای قبول نکردن آن کافی است دلیل آن را رد کنیم. اگر دلیل اجتهاد آورده نشود این اجتهاد فقط برای خود مجتهد حجت است.

بگذار اصلا حرف خود آیت الله خویی را دراین باره برایتان بیاورم:

ان المعروف المشهور بینهم انجبار ضعف السند بعمل المشهور، مع ان الشهرة، فی نفسه الا تکون حجة. واختاره صاحب الکفایة (ره) و ذکر فی وجهه ان الخبر الضعیف و ان لم یکن حجة فی نفسه، الا ان عمل المشهور به یوجب الوثوق بصدوره و یدخل بذلک فی موضوع الحجیة.
أقول:
ان کان مراده ان عمل المشهور یوجب الاطمئنان الشخصی بصدور الخبر، فالکبری و ان کانت صحیحة إذ الاطمئنان الشخصی حجة ببناء العقلاء، فانه علم عادی، و لذا لاتشمله أدلة المنع عن العمل بالظن، لکن الصغری ممنوعة، إذ ربما لا یحصل الاطمئنان الشخصی من عمل المشهور.
و ان کان مراده ان عمل المشهور یوجب الاطمئنان النوعی، فما ذکره غیر تام صغری و کبری (اما الصغری) فلأنه لا یحصل الاطمئنان بصدور الخبر الضعیف لنوع الناس من عمل المشهور. و (اما الکبری) فلأنه علی تقدیر حصول الاطمئنان لنوع لا دلیل علی حجیته مع فرض عدم محصول الاطمئنان الشخصی. و لم یثبت ذلک بدلیل، انما الثابت - بسیرة العقلاء و بعض الآیات الشریفة و الروایات التی تقدم ذکرها - حجیة خبر الثقة الّذی یحصل الوثوق النوعی بوثاقة الراوی، بمعنی کونه محترزاً عن الکذب، لا حجیة خبر الضعیف الّذی یحصل الوثوق النوعی بصدقة و مطابقته للواقع من عمل المشهور، بل لا دلیل علی، حجیة خبر الضعیف الّذی یحصل منه الیقین النوعی بصدقة فیفرض عدم حصول الیقین الشخصی و لا الاطمئنان الشخصی.
(و بالجملة)
لابد فی حجیة الخبر إما من الوثوق النوعی بوثاقة الراوی أو الوثوق الشخصی بصدق الخبر و مطابقته للواقع، و لو منجهة عمل المشهور لا منجهة وثاقة الراوی و اما مع انتفاء کلا الأمرین فلم یدل دلیل علی حجیته و لو محصولا لوثوق النوعی، بل الیقین النوعی بصدقة.
هذا کله مع ما تقدم فی أواخر بحث حجیة الخبر من منع الصغری، و انه لم یعلم استناد المشهور إلی الخبر الضعیف مجرد الموافقة من دون الاستناد لا یوجب الانجبار عند القائل به.
( مصباح الاصول ج2 ص240)

ترجمه: مشهور میان اصولیون، انجبار ضعف سند روایت با عمل مشهور است؛ با آن‌که شهرت فی نفسه حجت نیست و همین دیدگاه را صاحب کفایه اختیار کرده است و در وجه آن گفته است که خبر ضعیف گرچه به خودی خود حجت نیست، اما عمل مشهور موجب وثوق به صدور آن است و این‌گونه در موضوع حجیت داخل می‌گردد.
می‌گویم:اگر مراد ایشان (صاحب کفایه) این است که عمل مشهور موجب اطمینان شخصی به صدور خبر است، پس کبرای قیاس گرچه صحیح است؛ زیرا اطمینان شخصی حجت است به خاطر بنای عقلا، چون که علم عادی است و ادله منع از عمل به ظن شامل آن نمی‌شود؛ اما صغرای قیاس قابل منع است؛ زیرا غالباً اطمینان شخصی از عمل مشهور حاصل نمی‌شود؛ و اگر مراد ایشان این است که عمل مشهور موجب اطمینان نوعی است، آنچه را که مرحوم صاحب کفایه فرموده است، هم از نظر صغرا و هم از نظر کبرا ناتمام است؛ اما صغرا ناتمام است؛ زیرا با فرض حصول اطمینان نوعی، دلیلی بر حجیت آن نداریم تا زمانی که اطمینان شخصی حاصل نشده باشد و حجیت چنین خبری با هیچ دلیلی ثابت نشده است، آنچه که ثابت است - با سیره عقلا و برخی آیات شریفه و روایاتی که گذشت - حجیت خبر ثقه‌ای است که وثوق نوعی به وثاقت راوی وجود داشته باشد؛ به این معنا که از کذب بر حذر باشد، نه حجیت خبر ضعیفی که وثوق نوعی به صدق آن و مطابقت آن با عمل مشهور ثابت باشد، بلکه هیچ دلیلی بر حجیت خبر ضعیفی که یقین نوعی به صدق آن باشد، اما یقین یا اطمینان شخصی به آن حاصل نشده باشد، نداریم.
خلاصه این‌که در حجیت خبر، یا وثوق نوعی به وثاقت راوی لازم است، یا وثوق شخصی به صدق خبر و مطابقت آن با واقع، ولو این وثوق از عمل مشهور حاصل شده باشد، نه از جهت وثاقت راوی؛ اما آن‌جا که هر دو امر (وثوق نوعی به وثاقت راوی و وثوق شخصی به صدق خبر) منتفی باشد، هیچ دلیلی بر حجیت خبر وجود ندارد، ولو وثوق نوعی یا حتی یقین نوعی به صدق آن وجود داشته باشد. تمام آنچه گفته شد علاوه بر آن چیزی است که در اواخر بحث حجیت خبر درباره منع صغرا گفتیم و نیز این‌که استناد مشهور به خبر ضعیف بر ما معلوم نشد و نیز مجرد موافقت بدون استناد موجب انجبار نزد قائل به آن نیست
.

واقعا کلام این بزرگوار درست است :
نمی دانم برای چه این همه روی آیت الله خویی تاکید دارید.
در مورد آیت الله خویی مشکلی که وجود دارد این است که بیشتر کتب ایشان فقهی است. در معجم الرجال هم بیشتر به شرح حال راویان پرداخته اند و به ندرت متن اخبار را مورد توجه قرار داده اند. بنابر این چون به صورت مستقل وارد این موضوعات نشده اند نمونه آوردن در این موارد از ایشان دشوار است.

بسم الله الرحمن الرحیم
ممنون از همه بزرگواران ،لطفااگه از فقهای بزرگواری که دربررسی اعتبارروایات قائل به وثوق سندی هستندنظیر شهیدثانی علیه الرحمه،نمونه ای سراغ دارید که وقتی به روایتی پیرامون زیارات یامستحبات فراوانی که افتادگی سند یاغیره دارند برخوردنمودند بااستنادبه محتوای آن زیارت یاقرائن پیرامونی یاقاعده تسامح درادله سنن آن رامعتبر بدانند نه اینکه صرفا بگویند :"به قصد رجاء بخوانید"؟
خداخیر بده .

موضوع قفل شده است