زورگویی محض شوهرم

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ظلم همسر و هرکس دیگری حتی در این دنیا بی پاسخ نمیماند و خداوند حساسیت عجیبی به ظلم دارد که از گناهانی شمرده شده که حتی در همین دنیا عقوبت ان دیده میشود .
اما ظلم همسر نباید مانع از ان شود که شما بوظایف زناشویی و همسرداری خود عمل کنید . در این راه ، وسوسه و ملامت ملامتگران شما را منحرف نکند : ان مع العسر یسرا بدانید که بی شک بهمراه سختی اسایش است
و بدانید که من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب: وعده ی خدا در قران است که کسی که دغدغه ی عملی او بندگی حق است و اینکه در هر لحظه و هر دو راهی و پیش امد وظیفه ی خدایی او چیست خداوند راه نجات در گرفتاریها برای او قرار میدهد و او را دستگیری میکند حتی از راهی که به مخیله اش هم خطور نمی کرد،،پس فاستقم کما امرت : انگونه که از جانب پروردگارت ماموری استقامت کن . موفق باشید

1- صبر 2- گذشت 3- حتی المقدور خوش اخلاقی در مقابل بداخلاقی

غوره را کم کم حلوا می سازد

البته در همه مراتب توکل به خدا بصورت دائم و دعا و کمک گرفتن از خدا

ظالم را رسوا وی سازد که کمتر ظلم کند

در ضمن حفظ مسائل دینی در زندگی و کمک به همسر بداخلاق که مثلا
مسجد رود یا با معنویات بیشتر آشنا شود
در هر صورت حفظ زندگی اگر اولاد ی هم باشد واجب است

سلام علیکم
خانم محترم اگر می دانید می توانید وضعیت موجود را تحمل کنید بدون این که روحیه شکرگزاری خود را از دست دهید که ایوب وار این کار را بکنید و اگر می بینیند نمی توانید شاید طلاق برای شما بهتر باشد!
عقل به تشخیص بد از بدتر است!
صبور بودن همیشه به تحمل وضعیت موجود نیست بلکه می تواند به تحمل تغییر وضعیت موجود باشد! آنهم صبر می طلبد شاید صبری بیشتر!
این چه زندگی است که فرد مدام در رنج بدخلقی ها و غرورهای انسان دیگر باشد.
خداوند تنها انسان را مکلف به تحمل والدین تحت هر شرائطی نموده است. بد اعتقادی و بد اخلاقی آنها را باید فرزندان تحمل کنند و حتی اف هم به آنها نگویند ولی تحمل دیگران حدی دارد و این حد بسته به ظرفیت هر انسانی است.
خانم محترم اگر ظرفیتتان تمام شده طلاق بگیرید تمام! اگر با طلاق عرش خداوند می لرزد این وضعیت شکسته شدن حدود الهی در منزل شما با این توصیفاتی که از شوهر بی رحم خود می کنید عرش خدا را از جا می کند!!

rozesefid;328814 نوشت:
..........ایشون اگه بیش از حد عصبانی بشن دست بزن هم پیدا میکنه وبرام خاطرات تلخ وناگواری به یادگار گذاشته. از جمله اینکه وقتی سال 84 برای فرزند اولم باردار بودم چند ماه اول خوب بود اما همین که فهمید بچه دختره ازاین رو به اون رو شد.رفتارها وحرفهای غیر قابل باوری با من که یک زن باردار بودم داشت.سر هر هیچ وپوچ دعوای حسابی راه مینداخت. جوری بود که هیچ کس رو نمیذاشت به خونمون بیاد حتی مادرم. تا اینه یه روز مادرم طبق رسم ما برام کادوی عید نوروزآورد بعد که فهمید مادرم اومده وبرام کادو آورده یک قیامتی به پا کرد که فقط خدا شاهده.
منم اونقدر بهم فشار روحی وارد شد که فشار خونم زد بالا وجنین 8ماهم تو شکمم از حرکت ایستاد تا 2 روز التماس میکردم که منو دکتر ببره.هنوزم نفهمیدم چرا وجدانش اونقدر بیخیال بچش شده بود .تا اینکه سه روزبعد با مادرم رفتیم سنو گرافی ومتاسفانه دکتر گفت که همون سه روز پیش جنین تلف شده واگه زودتر از شکمم خارج نشه جون منم در خطره.
تا اینکه بستری شدم اما همه اومدن وبشت اتاق زایمان برام دعا وذکر میخوندن به غیر ازخود شخص شوهرم تازه فرداش به زور یه ربعی اومد وبدون پرسیدن احوالات من مثل یه مهمان غریبه کارش رو بهونه کرد وپاشد رفت.
حتی منو از بیمارستان مرخصم نکرد
............


از خواندن شرایط سختی که تحمل کردید متاسف شدم خواهر عزیز،:Sham:
من موافق یک طرفه به قاضی رفتن نیستم اما اگر تمام اینموارد به همین شکل برایتان اتفاق افتاده باید بگم با نظر جناب روحبخش موافقم ، عاقلانه ترین کار اینست که خود را از دست او نجات دهید .کسانیکه دیگران را مدام به صبوری و گذشت دعوت میکنند کنار گود ایستاده اند و شاید نوشته های شما را درست نخوانده اند. از فرسایش وتخریب روح و روان خود در یک رابطه نابرابر جلوگیری کنید و این ظلم آشکار را به بهانه اطاعت از شوهر برحود نپذیرید .
ازقانون کمک بگیرید.

شرایط زندگیم جوریه که به دلایلی نمیشه طلاق بگیرم !
قبل از گفتن دلایلم میخوام یه جریانی رو اینجا بگم. شاید این پست طولانی بشه اما گفتنش خیلی سبکم میکنه!
روز آخری که من برای فرزند مرده ام باردار بودم به دلیل اینکه دیگه جون نداشت جسمش کمی باد کرده بود و هنگام خواب برشکم ولگنم سنگینی میکرد وباعث درد وحشتناک در بدنم شده بود جوری که اصلا نمیتونستم چشم روهم بذارم. همش خودمو این پهلو اون پهلو میکردم تا بلکه زودتر صبح بشه! شوهرمم بی تفاوت پشت به من خوابیده بود. در لحظات نزدیک صبح بود که یهو دیدم کنار پاهای من انگار یه دختر کوچولو در حدود 4سال باموهای سیاه مجعد به پهلو خوابیده ! با تعجب داشتم نگاش میکردم واز خودم میپرسیدم این دیگه کیه خدا؟؟؟؟ که انگار یه صدای از درونم گفت این "حضرت رقیه(س)" هست.
هنوز در حیرت بودم که یهو روبروی تخت یه آقای بزرگواری با لباسهای خاصی جلوم ظاهر شد. بعد اون آقا مخاطب به من گفت:" دخترم نگران نباش دیگه آخرشه .کم مونده که از این اوضاع ودرد راحت بشی" منم سریع از جام بلند شدم ولب تخت نشستم وازشون پرسیدم آقا شما کی هستین؟؟؟ با مهربانی گفت من "امام حسینم(ع)" .از ذوق خواستم دستشونو ببوسم که یهو احساس کردم دوباره برگشتم به حالت اولم یعنی دراز کش و تصویر آقاهم جولوی چشمام از پائین به بالا آروم محو شد.
چیزهای که دیده بودم خیلی عجیب وغیر قابل باور بود. مطمئن بودم که خواب نبودم وهمگی واقعا اتفاق افتاد. موهای بدنم از ترس وهیجان سیخ شده بود. با خودم فکر کردم حتما قراره بمیرم. این ماجرا رو به شوهرم نگفتم.صبح اون روز ازش خواهش کردم منو ببره دکتر! گفت: به من چه ! زن باردارو باید مادرش رسیدگی کنه. زنگ زدم به مادرم واونم با شوهر خواهرم اومدن ومنو به بیمارستان بردن واین درحالی بود که شوهرم تو خونه واسه خودش لم داده بود.
باقی ماجرا رو تو پست قبل نوشتم .اما میخواستم اینو بگم که خدا هم اونروزها مظلومیت منو دید وبه خاطر دعاها وذکرها جونمو به مادر وخونوادم بخشید.
بعد اون ماجرا یه سفر مشهد درکمال ناباوری قسمت شد وحالا تو این سفر چه برخوردهایه ناجوری باهام داشت بماند .به قم که رسیدیم ازش خواستم منو به حرم ببره . وقتی وارد حرم خانم شدم بادلی شکسته ازش خواستم که زخم دلمو درمان کنه وعوض بچمو بهم از خدا بخواد!
واقعا ایمان آوردم که خانم معصومه(س) کریمه اهل بیته! چون 4 ماه بعد دوباره باردار شدم وایندفعه خدا بهم پسر داد تازه اونم هشت ماهه ودقیقا تو همون تاریخی که به فرزند قبلیم برای تولد دادن یعنی 4 اردیبهشت به دنیا اومد.
این یعنی یه نشونه بود که خانم معصومه نشون داد که عوض بچمو بهم داد. .الانم یه پسره6ساله خوشکل وشیرین زبون دارم که هر وقت باباش سر هیچ وپوچ باهام دعوا میکنه از من طرفداری میکنه وهوامو داره. وباهمون زبان کودکانه میگه بابایی مامانو دعواش نکن گناه داره . ...
اینارو گفتم که در اخر بگم من بخاطر پسر عزیزم نمیتونم طلاق بگیرم . وهمچنین اون دیدارها باعث شد تا بدونم که من تنها نیستم ویکی اون بالا هوامو داره. مشکل من اینجاست که نمیدونم با خلقیات همسرم چجوری کنار بیام. چون تنها چیزی که دربارش قابل پیش بینیه اینه که واقعا غیر قابل پیش بینیه!
یهو با فامیل وخونواده ا م سلام علیک داره ویهو با دلیل بنی اسرائیلی بهم میگه که حق ندارم برم ویا بیان و معاشرت داشته باشیم. وهمه اینا تو خانواده خودشم دائم در حال تکراره. 4تا عمو داره اما پدرش با هیچ کدومش رفت وآمد نداره . 4تا دایی و 3خاله داره که من سال تا سال نشده ببینم و بشناسمشون. کمتر شده که تومراسمی یا حتی عروسی شرکت کنن. خیلی منزوی و منفی نگرهستن.همه این محنتها که من میکشم بیشترش تقصیر خونوادشه چون تو این فضا بارش آوردن. من دیدم که مادرش دائم تو گوشه پسراش میخونه که همه دشمن شمان ! همه به شما حسودی میکنن و... میدونم که عجیبه اما خداشاهده عینه واقعیته!
.جای عجیبش اینجاست که شوهرم تحصیل کرده هستش وخوب هنر سخنوری رو بلده وزیاد دیدم به کسای دیگه راه ورسم نشون میده اما به زندگیه خودمون که میرسه مثل اشخاص دوران جاهلیت رفتار میکنه . من تو برزخ زندگیم موندم ازیه طرف وعده نیک خدا وهمچنین آینده پسرم وبدتر پیری پدرم وبیماریه قلبی مادرم واز طرف دیگه اخلاقیات غیر قابل تحمل شوهرم .
به خدا خیلی سخته. من اگه طلاق بگیرم نه پشوانه مالی درست وحسابی دارم ونه میتونم سربار پدر ومادرم باشم .اگه هم بخوام تحمل کنم میدونم که خیلی زودتر از موعد پیر میشم وازبین میرم..
باهزار مکافات ومنت راضیش کردم بذاره تو دانشگاه ادامه تحصیل بدم والانم ترم 4 هستم وهدفم درواقه اینه که اگه یه روز کارد به استخونم رسید بتونم با استفاده از مدرکم رو پای خودم بایستم .درضمن پسرمم داره بزرگ میشه ومطمئنا تنهام نمیذاره وهوامو مثله همیشه خواهد داشت.(امیدوارم)
با اینکه گفتگو تو این تالار هم ممکنه دردی از من دواء نکنه اما خوشحالم که یه جایی رو پیدا کردم که بی رودرواسی از مشکلاتم بگم ودرد درونمو هرچند کم تخلیه کنم.

سلام
صبور باشید و به زندگی خود امید داشته باشید و برای همسرتان بسیار دعا کنید که انشالله خداوند هدایتش کند .
[spoiler] تا میتوانید برای خود پس انداز کنید. آینده نگر باشید [/spoiler]

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ
در این روز محسنیه لعنت میکنم آنکه آتش زد و سیلی زد و شلاق زد. لعنت بر اولی و دومی

همینطور که ارشاد القلوب رو ورق میزدم باین رسیدم که حدیثی نقل شده بگمانم از رسول الله که سه زن حکم مجاهدت و شهادت را در قیامت دارند یکی آنکه بداخلاقی شوهرش را تحمل کند.

rozesefid;327855 نوشت:

بسمه تعالي
بنده هم خدمت شما و ديگر دوستان محترم سلام عرض مي‌كنم و از درگاه خداوند متعال سال مباركي را براي همه عزيزان مسئلت دارم.
بنابر فرمايشات جنابعالي، هرچند رويكرد و رفتار ناشاياست همسر شما، جاي تاسف و ملامت دارد، اما عرايض خودم را با روايتي از رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم اغاز مي كنم تا بشارتي باشد بر شما خواهر گرامي و ديگر بانواني كه در شرايط شما به سر مي برند:
رسول مكرم اسلام فرمودند:
خدا عذاب قبر را از سه دسته از زنان برمي‌دارد و در روز قيامت با فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم محشور خواهد كرد، زني كه بر غيرت همسرش شكيبايي كند و زني كه در برابر بداخلاقي شوهرش بردباري كند و.... خدا به هريك از آنان ثواب هزار شهيد مي‌دهد.( ارشادالقلوب، ص 175).
از اين روايت نوراني و ديگر روايات مشابه، به دست مي‌آيد كه تحمل بداخلاقيهاي همسر، امري دشوار و سخت است كه خداوند به پاس تحنل اين دشواريها، اجر و ثوابي عنايت مي كند كه در قالب تصور نمي گنجد. لذا شايسته است همانطور كه تاكنون از خود صبوري نشان داده ايد، در ادامه نيز بردباري را پيشه كرده و آن روي سكه(اجر معنوي) را نيز بيش از پيش مد نظر داشته باشيد.
اما بيان اين نكات را نيز لازم مي دانم:
1- در امر تبعيت از همسر و محدوده آن، به راي مرجع تقليد خود مراجعه كنيد و از دفتر ايشان كسب تكليف نماييد. چرا كه برخي از فقهاء، اذن كلي را لازم مي دانند نه اذن گرفتن در تمام جزييات، مثلا به نظر برخي مراجع عظام، اگر زني براي بيرون رفتن به صورت كلي اذن داشته باشد مي تواند در منزل اقوام خود نيز حضور پيدا كند، بدون اينكه نياز به اذن خاص براي حضور در چنين محافلي داشته باشد.
لكن نكته اي كه نبايد از آن غفلت كرد اين است كه؛ هرچند چنين رفتاري (به اعتقاد برخي مراجع) خلاف شرع نيست، اما به علت پنهان كاري و احتمال افشاء، ممكن است آسيبي مانند بي اعتمادي و اختلاف همسران را در پي داشته باشد. بر اين مبنا مي بايست در هرصورت شرايط را لحاظ كرد.
2- سعي كنيد از مقابله به مثل و محكوم كردن ايشان خودداري كنيد، چنين اقدامي خوي لجاجت و حق گريزي را در ايشان تقويت مي‌كند.
3- از تعريف و تمجيد نسبت به خانواده خود و خواهرتان هرچند مطابق با حق و واقعيت باشد؛ پرهيز كنيد.
4- نقاط قوت ايشان را برجسته كرده و بر اشتراكات سرمايه گذاري كنيد.
5- بپذيريد كه برخي از خلقيات ايشان، تنها از طريق مشاوره تخصصي قابل تعديل است.
6- بهانه هاي ايشان را نسبت به خود كاهش داده و با رفتارهاي صميمامه نظير هديه، قدرداني، حمايت و پشتيباني و...طبع ايشان را نسبت به خود ملايم نماييد تا انشاءالله از اين رهگذر، ايشان خود نياز عاطفي و حق طبيعي شما را درك و مقدمات پاسخ به آن را فراهم سازند.
7- به خداوند متعال توكل داشته باشيد و اميد خود را از دست ندهيد.
با آرزوي توفيق روزافزون حضرتعالي

اسراء;328491 نوشت:
می دانید که خروج زن از منزل بدون اذن همسرش حرام است و جایز نیست

سلام و عرض ادب
لطفا مرجع یا مراجعی که این فتوا را دادند ذکر کنید
طبق نظر آیت الله مکارم شیرازی صله رحم پدر ،مادر،خواهر و برادر وامثال ان در حد لازم بدون اجازه شوهر ایرادی ندارد

سوال:در چه مواردی اطاعت از شوهر واجب نیست؟

جواب:در مواردی اطاعت از شوهر لازم نیست که با انجام اموری مانند واجبات (حج واجب، صله رحم نسبت به پدر و مادر و برادر و خواهر و امثال آن به مقدار لازم)، فراگرفتن احکام اسلام مانند رفتن به مسجد و امثال آن، تهیه اجناس ضروری منزل در حالی که مجبور باشد، شرکت در انتخابات و راهپیمایی های ضروری و همچنین در مورد مراجعه به طبیب مخالفت کند.

افلاکیان;332001 نوشت:

سلام و عرض ادب
لطفا مرجع یا مراجعی که این فتوا را دادند ذکر کنید
طبق نظر آیت الله مکارم شیرازی صله رحم پدر ،مادر،خواهر و برادر وامثال ان در حد لازم بدون اجازه شوهر ایرادی ندارد

سوال:در چه مواردی اطاعت از شوهر واجب نیست؟

جواب:در مواردی اطاعت از شوهر لازم نیست که با انجام اموری مانند واجبات (حج واجب، صله رحم نسبت به پدر و مادر و برادر و خواهر و امثال آن به مقدار لازم)، فراگرفتن احکام اسلام مانند رفتن به مسجد و امثال آن، تهیه اجناس ضروری منزل در حالی که مجبور باشد، شرکت در انتخابات و راهپیمایی های ضروری و همچنین در مورد مراجعه به طبیب مخالفت کند.

با سلام
فتوای فوق در خصوص صله رحم (خواهر و برادر و پدر و مادر )،مختص ایت الله مکارم است البته با این قید که: در صورتی که منجر به مفسده در زندگی شخص نشود .مثلا باعث نشود که بین زن و شوهر در اثر این خروج بدون اجازه دعوا و درگیری پیش اید .و البته میدانید که در صورت وجود مفسده ی این چنینی حتی حج واجب که به گردن زن است و بدون اذن شوهر میتواند حج بجا اورد در این فرض یعنی صورتی که موجب مفسده و اخلال در روابط زن و شوهر و درگیری و دعوا و مانند ان شود واجب نیست .
ضمن اینکه خروج از منزل برای شرکت در راهپیمایی و مانند ان هم در صورتی است که راهپیمایی و انتخابات واجب شرعی شود یعنی شرایط حادی باشد که راهپیمایی بر فرد فرد مردم واجب شود (مثلا شرایط بگونه ای باشد که اگر در راهپیمایی شرکت نکند بعلت استقبال کم و جمعیت کمی که شرکت نموده اند نظام اسلام ضربه میخورد )در اینصورت منع شوهر مانع شرعی از خروج نیست ، ولی در شرایط عادی اگر شوهر از انتخابات یا راهپیمایی منع نمود خروج بدون اذن او برای شرکت در ان جایز نیست .و این هم متن عبارت کتاب النکاح ایت الله مکارم:

كتاب النكاح (مكارم)، ج‌6، ص: 124
همچنين اگر شركت در انتخابات يا راه‌پيمايى واجب بود در اينجا نيز نهى زوج تأثير ندارد و بايد زن در اين صحنه‌ها براى اداى واجب حاضر شود و اجازه لازم نيست، البتّه اگر اخلاقا اجازه بگيرد، اشكالى ندارد.

موضوع قفل شده است