جمع بندی زندگی با همسرد سرد مزاج و بی احساس

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
زندگی با همسرد سرد مزاج و بی احساس

 سلام 

مشکل بزرگی که من دارم و زندگیمو تحت تا ثیر گذاشته  رفتارهای شوهرمه که من بشدت ازشون ناراحتم
از جمله سرد مزاجیشونه تکلیف من چیه چکار کنم ایشون ماهی دو نهایت 3 بار اونم با تحریکات من میل  به رابطه پیدا می کنه
2- اینه که اصلا اهل تفریح و مسافرت نیست اگه قرار باشه جایی ما رو ببره فقط به واسطه کسی هست یعنی باید یکی واسطه بشه بگه ما میخایم برین فلان جا شما هم بیاین که اونم به زور می بره هر بار میگه باشه می ریم بعد پشیمون میشه تا اخرین لحظه رفتن به همین صورته
3- اهل مهربانی و محبت کردن به منو بچه هاش نیست همیشه باید التماسش کنم بگم بگو دوست دارم انگار داره جون میده وقتی میخواد این حرف و بزنه وقتی میخواد بگه دوست دارم انگار دارن خفش میکنن طوری بیان میکنه که قشنگ  احساس میکنی  از روی اجبار داره این حرف و می زنه که موقع گفتن به این صورته که دوست دارم دیگه بگیر بخواب

یا باید بگم دوستم داری میگه با تندی اره بخواب
4- خسیسه برا امکانات فعلی زندگی تلاش نمیکنه فقط چشمش به اینده و بعد از خودشه که میگه باید جمع کنم برا اینده بچه ها که بعدا ارث خوبی بهشون برسه و دایم پا رو دل و خواسته فعلی ما و بچه ها می ذاره و برامون قطره چکانی خرج می کنه

تکلیف ما خانمهای مذهبی چیه که باید چشم محبت فقط به شوهرمون داشته باشیم؟
حالا زنهای بی حجاب اگه از شوهر محبت نبینن میرن دنبال مردای دیگه اصلا من رفتار و کارشونو تایید نمی کنم ولی غصه می خورم که شوهرم قدر پاکیمو نمی دونه ما زنها دیگه ازدواج کردیم شوهرمون هر چی در اومد تا زنده ایم باید به پاش بسوزیم این عرف جامعه ماست بد  اخلاق بود بساز نداشت بساز نیاز جنسیتو برطرف کرئد بساز و................... نمیشه طلاق بگیری زشته جواب دوست و اشنا  رو چی بدی ؟ بچه هاتو میخای چکار کنی ؟
اگه بخوانم طلاق بدن مهریه رو نمیدن مجبورت می کنن ببخشی که طلاقت بده
خدا هم یه طرفه گرفته بیشتر با جنس مرد هست
میگه زنت تامینت نمی کنه 4 دایم بگیر هزارتا موقت
ولی ما خانمها اسیر  می شیم دیگه خودمون و شانسمون بد از اب در اومدم چشت دراد همینه که هست
خیلی دلم پره بخدا
وقتی از کارشناس مذهبی می پرسی میگن میدونی سیستم زن طوری نمی تونه چند مرد و کنار خودش داشته باشه ولی مرد میتونه چند زن داشته باشه کیف کنه
 اصلا هم اینطور نیست من می تونم محبت چند مرد داشته باشم چون اصلا از شوهرم محبت ندیدم

اگه عقل الانم داشتم هیچ وقت ازدواج دایم نمی کردم تا اسیر شم همیشه عقد 3 ساله می کردم می دیدم تا محبت شوهرم کم میخواد بشه دوره اش تموم شده رفته

 به والله زن هرزه ای نیستم چون بودم تا الان کلی دوست و رابطه داشتم انقد حرص نداشتمو نمی زدم بس ناراحتم از این بخت و اقبالم اینطوری حرف می زنم

تو رو خدا جواب منو بدین حالا مشکل ما عکس بود مرد می موند و می گفت دیگه همینه باید بسازم یا تا حالا بایستی از پیش ... زن بلندشون می کردیم یا پدر مادرش انگ زن بیوفا زن بی محل و ... به ما نمی زدن ؟؟

شوهرم اصلا اهل رفتن پیش مشاورو درمان  و راه چاره نیست حتی از طریق فضای مجازی

یه عیب دیگه اش اینه خیلی غیر قابل تغییره مثلا 17 ساله دارم بهش میگم اقا میشینی صاف بشین انقد مثل پرانتز قوز نکن اصلا انگار نه انگار توجه نمی کنه

ویا چند چیز دیگه که دیگه تحمل گفتن ندارم

چون به همه سبکی وارد شدم جواب نداده مثل با زبان خوش گفتن  به در گفتمن که دیوار بفهمه . با واسطه و غیر مستقیم با دعوا  ... که هیچ کدوم جواب نداده

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد شفیق

جمع بندی

پرسش:

مشکل من سرد مزاجی همسرم هست. اصلا اهل تفریح و مسافرت نیست اگر قرار باشه جایی ما را ببرد فقط به واسطه کسی این کار را خواهد کرد. اهل مهربانی و محبت کردن به من و بچه هایش نیست. همیشه باید التماسش بکنم تا بگوید دوستت دارم. خسیس است و برای امکانات فعلی زندگی خرج نمی کند و فقط چشمش به دنبال آینده هست که می گوید باید جمع کنیم تا بعدها ارث خوبی به فرزندانم برسد.

تکلیف ما خانمهای مذهبی چیست که باید چشم محبت فقط به همسرانمون داشته باشیم؟ زنهای بی حجاب اگر از شوهرشون محبت نبینند دنبال مردهای دیگه می روند. کارشان را تایید نمی کنم ولی غصه می خورم که همسرم قدر پاکدامنی ام را نمی داند. چرا مرد می تونه 4 تا  زن دائم بگیرد و هزار تا موقت؛ ولی ما خانمها اسیر می شویم و اگر شانسمان بد از آب درآمد همینه که هست. وقتی از کارشناس مذهبی میپرسیم می گویند که  سیستم زن طوری هست که نمی تواند چند مرد را در کنار خودش داشته باشد ولی مرد می توانند چند زن داشته باشد. اصلا اینطور نیست من می توانم محبت چند مرد را داشته باشم چون از شوهرم محبت ندیده ام.همسرم اهل رفتن به مشاوره و درمان نیست. او غیر قابل تغییر هم هست 17 سال هست که به او می گویم صاف بنشین و قوز نکن ولی اصلا توجهی نمی کند.

پاسخ:

هر خانمی که ازدواج می کند و تمام عواطف و سرمایه های عمر و زندگی اش را به پای این ازدواج می گذارد؛ انتظار دریافت انرژی هایی در زندگی را داشته باشد و از همسرش توقع محبت داشته باشد.

با شرایطی که از اوضاع زندگی خود و شیوه بیان آن، ابراز داشته اید؛ به نظر می رسد خشم هایی از همسر خود دارید و ایشان را مقصّر می دانید و همچنین نسبت به خداوند هم معترض هستید که اینگونه برای مردان و زنان رقم زده اند.

در ابتدا خوب است خدمتتان عرض نمایم که خداوند کریم بسیار به زنان ارج نهاده و برایشان ارزش قائل شده است.

امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد:
"هر چه علاقه مرد به همسرش بيشتر باشد به همان اندازه ايمانش زيادتر مي شود " (1)

 

از طرفی هم اگر گفته شده که مرد تا چهارهمسر می تواند اختیار کند، در ادامه بیان داشته اند که نمی تواند عدالت را برقرار کند؛ پس بهتر است این کار را نکند. همچنین اگر به زن گفته اند که تنها یک همسر می تواند داشته باشد، غیر از مسائل تولید مثل و اختلاط نژادها؛ بحث در نظر گرفتن روح و روان یک خانم هم هست. یک خانمی که به لحاظ وضعیت روحی سالم باشد و اختلالی نداشته باشد؛ نمی تواند با چند مرد، همزمان رابطه داشته باشد و حتما آسیب می بیند و از طرفی هم هیچ مردی مسئولیت این زن را به عهده نخواهد گرفت همان مسئولیتی که یک زن به عنوان حامی در زندگی نیاز دارد.

چون هر مردی برای لحظاتی او را می خواهد و نیازهای روح و روانی یک مرد نسبت به یک خانم با چنین روابطی اقناع نخواهد شد و همچنین نیازهای روح و روانی یک زن نسبت به یک آقا هم اقناع نخواهد شد.

از طرفی اینکه گفته اید هر زن بی حجاب اگر شوهرش محبت نبیند، به سراغ مردان دیگر می رود؛ فکر می کنم در حال خشم این موضوع را نوشته اید و خودتان می دانید که اتهام بزرگی به خانمهای بی حجاب است چون بحث حجاب با حیا و عفاف، تفاوت دارد. اگرچه حجاب مقدمه عفاف و حیاست ولی نمی توانیم حکم دهیم هر زنی بی حجاب، بی عفت و بی حیاست.

در مورد همسرتان هم خوب است به خانواده اش هم توجه کنید و ببینید ممکن است ابراز عواطف در خانواده آنها مرسوم نبوده و یاد نگرفته اند. از طرفی طبیعی است که زنان نیاز به محبت کلامی دارند و شما دوست دارید کلمات محبت آمیز از همسرتان بشنوید ولی ایشان یاد نگرفته اند و ممکن است نمی خواهند هم یاد بگیرند یا بهتر است بگویم این مدلی دوستت دارم را دلشان نمی خواهد بیان کنند. ایشان به شیوه خودشان ابراز علاقه به شما و فرزندانشان را بیان می کنند و خوب است شما کمی تفکر و جستجو کنید و شیوه همسرتان را کشف نمایید.

همین که بسیار کار می کنند و به فکر آینده خانواده خود هستند؛ اینها نمی تواند نشانه علاقه باشد؟

 ممکن است بگویید ما الان می خواهیم خوب زندگی کنیم ؛ حرفتان درست است ولی تفکر ایشان به دنیا و جهان بینی ایشان به زندگی با شما متفاوت است. ممکن است این نگرانی از آینده به سبک تفکری در خانواده ایشان بازگردد. یا اینکه در اطرافیانش کسانی را دیده که توجه به آینده نکردند و گرفتاری هایی نصیب خانواده شده و ایشان هراس از این موضوع دارند.

شما مداوم به دنبال تغییر و مدیریت ایشان هستید. شما همسرت را با ویژگی هایی که دارد نپذیرفتید و عیب و ایرادهای ایشان بسیار در ذهن شما جلوه گر است و تصویری که از ایشان پیش روی شماست تکرار مداوم عیب های ایشان است؛ اما اگر تصویری که از ایشان ساخته ای را پاک کنید و بدون قضاوت، به ایشان توجه نمایید؛ حتما خوبی هایی از ایشان در چشم شما جلوه خواهد کرد.

ممکن است نیازهای جنسی ایشان در همین حد باشد و انسانها با هم تفاوت دارند. احتمالا شما نیاز جنسی بالاتری دارید؛ برای همین است که می گویند خوب است قبل از ازدواج به این مسائل توجه شود. شما می توانید نیازهای جنسی تان را با ورزش کردن و تحرک بیشتر، کم نمایید. سعی کنید غذاهایی مصرف کنید که نیاز را در شما کاهش می دهد. کمتر فکر کردن به مسائل جنسی و کاهش تحریکات تصویری و تخیّلی در کم شدن میل جنسی بسیار اثرگذار است.

ما انسانها از دنیا، توقع راحتی و کامروایی داریم. درصورتی که بزرگان دین فرموده اند: دنیا پیچیده در سختی هاست. توقع ما از دنیا مثل این است که از نمک توقع شیرینی داشته باشیم و مداوم برای اینکه نمک، شیرین نیست؛ معترضیم و خالق نمک را سرزنش می کنیم و خودمان مداوم حسرت می خوریم چرا نمک، شیرین نیست و فکر می کنیم اگر نمک، شیرین بود چه می شد و چه اتفاقاتی که نمی افتاد. ولی از همین نمک برای مزه غذاهایمان بهره نمی گیریم و استفاده درست از آن نمی کنیم.

خوب است شما هم برای خودتان سرگرمی هایی ایجاد نمایید و رابطه های دوستانه قوی تری با دوستان خوب ایجاد نمایید و استعدادهای خودتان را بشناسید و آنها را شکوفا نمایید.

پی نوشت:

1. محمد بن علی صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعة مدرسین، 1413 هـ .ق، باب حب النساء. ج3، ص 384.